|
|
|
برای پاسخ به سوال اول روشهایی مانند روش مقایسه دوبدو موارد یا موضوعات، تعیین فاصله یا میزان تفاوت هر جفت از موارد، تعیین ضریب همبستگی بین هر جفت از موضوعات و یا اندازه گیری فاصله بویژه فاصله اقلیدسی[۷۸] نیز از دیگر روش برای تعیین شباهتهای بین موضوعات یا موارد مورد استفاده قرار میگیرد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
دومین سوال در واقع قاعده و الگوریتمی است که در مرحله طبقه بندی داده ها باید طی شود تا موارد یا موضوعات همگن در یک گروه قرار گیرند. الگوریتمهای عمومی مورد استفاده در روش خوشهای را میتوان در دو گروه طبقه بندی کرد: روش خوشهای سلسله مراتبی[۷۹] و روش خوشهای غیر سلسله مراتبی[۸۰] روش خوشهای سلسله مراتبی دارای یک ساختار درختی سلسله مراتبی است، بدین صورت که در هر مرحله تعداد خوشه ها بصورت یک به یک کاهش مییابد و در بعضی موارد نیز ممکن است دو گروه یا دو موضوع با هم ترکیب شوند و خوشهای جدید را بوجود آورند. بدین ترتیب بتدریج تمام افراد یا موضوعات با همدیگر ادغام شده و نهایتا یک خوشه بزرگی را پدید میآورند. در مقابل روش سلسله مراتبی، فرایند خوشهبندی غیر سلسله مراتبی از یک ساختار درختی تبعیت نمیکند. بلکه در این روش اولین قدم انتخاب مرکز یا مبدا اولیه است. با تعیین این مرکز اولیه، کلیه افراد درون یک فاصله آستانهای در آن خوشه قرار میگیرند. فرایندهای خوشهای غیر سلسله مراتبی بطور متوالی به خوشهبندی K میانگین[۸۱] ارجاع داده می شود. در این پژوهش تحلیل خوشهای به وسیله نرمافزار Statistica انجام شده است. ۲-۲-۲-۷-۳- آزمون فریدمن (Friedman): یکی از آزمونهای آماری است که برای مقایسه چند گروه کاربرد دارد و از نظر میانگین رتبه های گروه ها را معلوم می کند که آیا این گروه ها میتوانند از یک جامعه باشند یا نه؟ مقیاس در این آزمون باید حداقل رتبهای باشد. این آزمون متناظر غیرپارامتری آزمون F است و معمولاً در مقیاسهای رتبهای به جای F به کار میرود و جانشین آن می شود. در آزمون F باید همنگی واریانسها وجود داشته باشد که در مقیاسهای رتبهای کمتر رعایت می شود. آزمون فریدمن برای تجزیه واریانس دو طرفه ( برای داده های غیر پارامتری) به روش رتبه بندی به کار میرود و نیز برای مقایسه میانگین رتبه بندی گروه های مختلف کاربرد دارد. در این پژوهش برای اولویت بندی هر یک از مناسبتها و کانالها در هر یک از خوشه ها از آزمون فریدمن استفاده شده است. ۸-۳- فرایند بخشبندی بازار تمام اصول و روشهای بازاریابی، صاحبان کسبوکار را به شناسایی و برآوردهسازی بهتر نیازهای مشتریان در مقایسه با رقبا رهنمود میسازد. بخشبندی بازار به معنای ارزیابی جذابیتهای هر بخش از بازار و گزینش یک یا چند بخش از این بازار است که سازمان بتواند بهترین خدمات را در مقایسه با رقبا به آن بازار ارائه نماید. در شکل ۴-۳- فرایند بخشبندی بازار ارائه شده است.
-
- آماده سازی داده: اولین مرحله از فرایند بخشبندی به بررسی داده های گم شده، داده های پَرت و نرمال سازی داده ها می پردازد. داده های گم شده زمانی بوجود می آید که برخی از پاسخگویان به یک یا چند سوال جواب ندادهاند. داده های پرت مشاهداتی هستند که به طور غیرعادی یا اتفاقی از وضعیت عمومی داده های تحت آزمایش و نسبت به قاعدهای که براساس آن آنالیز می شود، انحراف داشته باشد. در این پژوهش با توجه غربال کردن پرسشنامه ها و کنار گذاشتن پرسشنامه های غیرقابل استفاده، داده های پرت وجود دارد و داده های گم شده بسیار کمی وجود دارد. نرمال سازی عبارت است از روشی که داده ها را در زمانی که در یک دامنه نیستند را در دامنه مشابه قرار دهد. به عبارت دیگر ممکن است یک داده کاو با موقعیتهایی مواجه گردد که داده ها شامل مقادیری باشند که در محدوده یا دامنه متفاوتی قرار داشته باشند. در این پژوهش چون دامنه سوالات در رنج مشخص قرار داشتند و در هنگام غربال کردن پرسشنامه ها، غیرقابل استفادهها کنار گذاشته شدند نیازی به نرمال سازی داده ها نبوده است.
آماده سازی داده ها
انتخاب متغیرها برای خوشهبندی تعیین تعداد خوشه ها ارزیابی خوشه ها استخراج پروفایل هر خوشه شکل ۴-۳- فرایند بخشبندی بازار (محققان)
-
- انتخاب متغیرها برای خوشهبندی: در این مرحله متغیرهایی که مبنایی برای خوشهبندی هستند مشخص می شود. متغیرهای باید بگونهای انتخاب شوند که گروه ها را به بهترین نحوه از همدیگر تفکیک نماید. در این پژوهش با توجه به هدف پژوهش که در فصلهای قبل اشاره شد چهار مناسبت ملی- باستانی، مذهبی، خاص و شخصی بعنوان متغیرهای اصلی برای خوشهبندی انتخاب شدند.
-
- تعیین تعداد خوشه ها: در این مرحله با بهره گرفتن از روشهای مختلف از جمله روش سلسله مراتبی، چند میانگینی، دو مرحله ای و… میتوان تعداد بهینه خوشه ها را تعیین کرد. در این پژوهش برای تعیین تعداد بهینه خوشه ها از روش سلسه مراتبی و چند میانگینی استفاده شده است که تعداد بهینه خوشه ها همانطور که در فصل ۴ بصورت شکل نشان داده شده است، ۳ خوشه تعیین شده است.
-
- ارزیابی خوشه ها: در این مرحله معنیدار بودن متغیرهای شناسایی شده در بین خوشه ها با بهره گرفتن از آزمون واریانس یک طرفه بررسی می شود. در این پژوهش سه مناسبت ملی-باستانی، شخصی و خاص در سطح ۰۱/۰ معنیدار است و مناسبت مذهبی نیز در سطح ۱/۰ معنیدار است.
-
- استخراج پروفایل هر خوشه: در این مرحله براساس متغیرهای جمعیت شناختی (جنسیت، سن و …) مشخصات هر خوشه و اینکه در هر خوشه چه گروهی قرار گرفته، مشخص می شود. در این پژوهش پروفایل هر یک از خوشه ها در فصل۴ استخراج شده است.
فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها مقدمه تجزیه و تحلیل داده ها در هر نوع پژوهشی به منظور بررسی پذیرش و رد فرضیات دارای اهمیت خاصی است. در بیشتر پژوهشهای کنونی که بر پایه اطلاعات جمعآوری شده از موضوع مورد پژوهش است؛ تجزیه و تحلیل داده ها از اصلیترین بخشهای پژوهش به شمار میرود. داده های خام با بهره گرفتن از فنون آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و پس از پردازش به شکل اطلاعات درآمده و در اختیار استفاده کنندگان قرار میگیرد. پژوهش حاضر به دلیل اینکه از روش تحلیل آمیخته کیفی و کمی استفاده نموده است بنابراین در تجزیه و تحلیل داده ها ابتدا داده های کیفی با بهره گرفتن از روشهای کدگذاری باز و محوری مشارکتکنندگان صورت میگیرد. پس از تحلیلهای کیفی، تحلیل داده های کمی حاصل از پرسشنامه بر اساس سوالهای پژوهش و همچنین مقیاس اندازه گیری داده ها به کمک تحلیلهای آماری توصیفی که به بررسی متغیرهای جمعیتشناختی پژوهش شامل سن، جنسیت، وضعیت تاهل، تحصیلات، شغل و … مورد بررسی قرار میگیرد. سپس آمار استنباطی مطرح میگردد. در آمار استنباطی این پژوهش به منظور بررسی وضعیت متغیرهای پژوهش از آزمونهای آماری استفاده می شود. در بخش ابتدایی این تجزیه و تحلیل داده ها سعی شد تا بر اساس عوامل شناسایی شده با بهره گرفتن از تحلیل خوشهای به بخشبندی افراد نمونه بر اساس میزان اهمیتی که برای هر یک از این عوامل قائل هستند بپردازیم تا از این طریق خوشههای مشابهتر را شناسایی نمائیم. سپس با بهره گرفتن از آزمون فریدمن به اولویت بندی هر یک از عوامل در درون خوشه ها میپردازیم. سپس مشخصات پیامها به تفکیک مناسبتها در قالب جدول نمایش داده می شود. در پایان باید اشاره شود که تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش به دلیل ماهیت ترکیبی بودن آن شامل دو بخش اصلی به شکل زیر است: ۱) تجزیه و تحلیل داده های کیفی (مصاحبه) ۲) تجزیه و تحلیل داده های کمی ( پرسشنامه) ۴٫۱٫ تحلیل داده های کیفی ۴٫۱٫۱٫ تحلیل جمعیتشناختی دادهای حاصل از مصاحبه با مشارکت کنندگان در این بخش به تجزیه و تحلیل وضعیت جمعیت شناختی مشارکتکنندگان در مصاحبه های مربوط به بخش کیفی پرداخته می شود. جنسیت، سن، وضعیت تاهل، میزان تحصیلات، شغل، انواعها مناسبت و کانالها از جمله متغیرهایی هستند که در این قسمت چگونگی توزیع آنها در بین مشارکت کنندگان مورد بررسی قرار میگیرد. ۴٫۱٫۱٫۱٫ جنسیت از میان ۱۷ نفر مصاحبه شونده ، ۶ نفر زن (۳/۳۵%) و ۱۱ نفر مرد (۷/۶۴%) بوده اند. جدول ۱-۴- پراکنش جنسیتی مصاحبه شوندگان را نشان میدهد. جدول۱-۴- پراکنش جنسیتی مشارکتکنندگان در مصاحبه
| جنسیت |
فراوانی |
درصد فراوانی |
| زن |
۶ |
۳/۳۵% |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[چهارشنبه 1400-09-24] [ 11:59:00 ب.ظ ]
|
|
مروری بر متون گذشته ۲-۱- اثرات انجماد روی تخمک مطالعات نشان داده اند که انجماد تخمک ها، به طور معنی داری موجب کاهش میزان تسهیم جنین های حاصله نسبت به جنین های حاصل از تخمک های غیر منجمد می گردد (۴۱٫۵۹٪ در مقابل ۷۵٪؛ P<0.001). همچنین در روند تکاملی جنین های حاصل از تخمکهای منجمد- ذوب شده، درصد بلاستوسیست ها در تخمک های منجمد بسیار کمتر از تخمک های غیر منجمد بوده است (۱۷٫۰۲٪ در مقابل ۵۴٫۲۸٪، P <0.001 )]153 [. مطالعات مختلف حاکی از وجود آسیب های فراساختاری گوناگونی در تخمک های منجمد- ذوب شده می باشند که موجب اختلال در زنده مانی تخمک ها، از دست دادن پتانسیل تکاملی و کاهش میزان باروری آنها می گردد. در سایر مطالعات نیز وجود تغییرات ساختاری و میکروسکوپی در تخمک های منجمد- ذوب شده گزارش گردیده است که مهمترین آنها عبارتند از: تغییر در لایه زونا پلوسیدا ]۵۱[. کاهش نفوذپذیری انتخابی غشا پلاسمایی، کاهش میکروویلی ها، بهم ریختگی گسترده اووپلاسم ]۳۱[، تغییر در میکروتوبول ها و میکروفیلامنتها ] ۳۱،۱۳۵[، بهم ریختگی دوک تقسیم، آنیوپلوییدی ]۹۱[ و تکه تکه شدن هسته ]۱۰۷[. همچنین مشاهده شده است تغییرات مذکور ممکن است با توجه به گونه حیوانی و روش انجماد مورد استفاده متفاوت باشند ]۲۴[. مشاهده شده است که انجماد تخمک ها دارای تاثیر منفی بر مقادیر رونوشت های ژنی مربوط به برخی عملکردها و پتانسیل های تکاملی جنین دارد. در واقع، میزان تسهیم و درصدتولید بلاستوسیست جنین های حاصل از تخمک های منجمد- ذوب شده به طور معنی داری در مقایسه با گروه کنترل کاهش می یابد ]۱۵۳[. به منظور کاهش اثرات نامطلوب انجماد، بررسی های قابل توجهی در سال های گذشته انجام شده است که یکی از این بررسی ها کاهش حجم محلول های انجمادی اطراف تخمک به هنگام انجماد و دستیابی به حداقل حجم ضروری بدین منظور می باشد. در این راستا، وسایل مختلفی برای انجماد تخمک های تولیدی مورد استفاده قرار گرفته است که مهمترین آنها عبارتند از: شبکه های میکروسکوپ الکترونیکی ]۱۰۰[، نی کشیده باز ]۱۵۸[، کرایولوپ ]۸۰[ و اخیراً نیز کرایوتاپ ]۷۹[ که در آن حجم قطره انجماد کمتر از ۱ میکرو لیتر می باشد که بر روی یک ورق نازک پلاستیکی قرار گرفته و سپس به طور مستقیم در نیتروژن مایع قوطه ور می گردد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
لئونی و همکاران جهت بررسی کیفیت تخمک پس از انجماد به بررسی برخی ژن های دخیل در تکامل آن پرداختند که ژن های مورد بررسی عبارتند از: سوخت و ساز (N+a/K+ATPase)، تراکم و تشکیل حفره (E-CAD)، تنظیم چرخه سلولی (cyclin B و p34cdc2)، پاسخ به استرس (HSP90β) و عملکرد متابولیک سلول (H2A.Z، PAP، یوبی کویتین، B-اکتین) است. این ژنها به عنوان مارکرهای مولکولی بررسی کیفیت، در تخمک های نابالغ و بالغ گوسفند مورد ارزیابی قرار گرفتند ]۸۷[. به عنوان مثال، کمبود E-CADمی تواند بر چسبندگی سلول ها و تراکم آنها تاثیر بگذارد ] ۱۲۸،۴۳[، و کمبود Na+/K+ ATPase ممکن است بر سوخت و ساز تخمک ]۲۹[ و جنین ]۱۷۶[ تأثیر داشته باشد. در هر صورت، به نظر می رسد روند انجماد بر قابلیت تکاملی تخمک، با تغییر در بیان ژن، یا از طریق کاهش ذخایر ترنسکریپت گامت، و یا از طریق کوتاه شدن دم پلی (A) که احتمالا به علت فقدان آنزیم PAP است، تأثیر داشته باشد ]۱۳۵[. ۲-۲- اثر روش انجماد شیشهای در مطالعه ای، اثر روش انجماد شیشه ای بر مولکول ها، اسکلت سلولی و قابلیت رشد و نمو تخمک های نابالغ گوسفند مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه مشاهده گردید تخمک های منجمد شده در مرحله GV بیشتر از تخمک های مرحلهMII مستعد ابتلا به آسیب های ناشی از انجماد می باشند، اگرچه در تخمک های منجمد شده در مرحله MII نیز آسیب های غیر قابل برگشت مشاهده می گردد که مهمترین این موارد عبارتند از: تغییر در پلیمریزه شدن میکروتوبول ها و میکروفیلامنت ها [۱۳۷] به بهم ریختگی دوک تقسیم، آنپلوییدی[۹۱]، ناهنجاریهای کروموزومی [۱۰۶]، مرگ سلولی و کاهش قابلیت تکاملی[۱۱۲،۸۱،۸۳،۸۴،۱۲۹]. برخی از آسیب های ساختاری و عملکردی تخمک های منجمد شده در مرحله GV عبارتند از: اندازه کوچک، نقص در اتصالات بین سلول های کومولوس و تخمک، کاهش جذب اسیدهای آمینه، کاهش سنتز پروتئین، نقص در متابولیسم انرژی [۱۱۳،۸۲،۸۱] و اختلال در چرخه عوامل تنظیم کننده سلول [۸۵]. پس از لقاح نیز تخمک های منجمد شده در مرحله GV، تسهیم همراه با تأخیر، قابلیت تکاملی کمتر بلاستوسیست ها [۸۸] و کاهش میزان باروری [۱۳۵] را نسبت به تخمک های بالغ منجمد شده نشان می دهند. [۸۷،۸۵]. ۲-۳- بیان زیر واحدهای پمپ Na+/K+/ATPase در تخمک و جنین پمپ Na+/K+/ATPase از دو زیر واحد تشکیل شده است؛ یک زیر واحد α کاتالیتیک که به ATP متصل شده و دارای یک محل اتصال برای ouabain، که یک مهار کننده اختصاصی پمپ مذکور است و یک زیر واحد زیر واحد β غیر کاتالیتیک و گلیکوزیله که دارای نقش ساختاری بوده و برای قرار دادن زیرواحد α داخل غشاء پلاسمایی ضروری است، می باشد] ۵۰،۱۵۷،۱۳[. هر دو زیر واحد برای کدگذاری یک خانواده چند زیر واحدی، با چهار ژن زیرواحد α (۱α، ۲α، ۳α، ۴α) و سه ژن زیرواحد β (۱β، ۲β، ۳β) هستند]۶،۱۳[. همچنین گزارش شده است که یک زیر واحد سومی، تحت عنوان زیرواحد γ، که با جایگاه ouabain مرتبط شده است نیز وجود دارد، و ممکن است در تعدیل فعالیت پمپ مذکور نقش داشته باشد ]۶۸[. هر زیر واحد در جنین، بیان الگوی مکانی و زمانی مجزا دارد ] ۶۸،۱۷۳،۱۷۵[. بیان ژن برخی از ایزوفرم های پمپ Na+/K+/ATPase در موش مطالعه شده و مشاهده گردیده است که mRNA ایزوفرم های ۱α، ۳α، ۲β و ۳β در طول تکامل جنین قبل از لانه گزینی بیان شده اند ]۱۷۵[. رونویسی از ایزوفرم ۲α در تخمک دیده شده، لیکن در مرحله پیش از لانه گزینی جنین این ایزوفرم دیده نمی شود ]۹۷[، رونویسی از mRNA مربوط به ایزوفرم ۱β در زایگوت مشاهده شده است، بدین ترتیب که در مراحل دو تا هشت سلولی وجود نداشته و مجدداً در مراحل مورولا و بلاستوسیست بیان می شود ]۱۷۵[، در نهایت، مشاهده شده است که رونویسی از زیرواحد γ در تخمک و در مرحله جنینی، از اواسط مرحله هشت سلولی تا مرحله بلاستوسیست صورت می گیرد ]۶۸[. اگر چه چندین زیر واحد از mRNA ایزوفرم های Na+/K+/ATPase در تمام مراحل تکاملی جنین های پیش از لانه گزینی در موش بیان شده است، لیکن فقط ایزوفرم های ۱α و ۱β محدود به غشاء بازولترال تروفکتودرم می باشند. ایزوفرم های ۳α، ۲β و ۳β، در غشای پلاسمایی و در تمام مرحله بیان شده اند ]۹۷[. همچنین، زیرواحد γ از مرحله هشت سلولی در نوحی رأسی و بازولاترال سلول ها بیان شده است ]۶۸[. در جنین گاو، mRNA مربوط به ایزوفرم های ۱α، ۲α، ۳α، و ۲β از مرحله زایگوت تا مرحله بلاستوسیست بیان شده اند و رونویسی از ایزوفرم ۱β تنها در مراحل مورولا و بلاستوسیست مشاهده گردیده است. رونویسی از ایزوفرم ۴α در هیچ یک از مراحل پیش از لانه گزینی مشاهده نگردید ]۱۰[. با بهره گرفتن از تکنیک های ایمونوفلورسانس، مشاهده گردید زیرواحدهای ۱α و ۳α پمپ Na+/K+/ATPase در حاشیه سلول، از مرحله زایگوت تا مرحله مورولا در جنین گاو بیان شدند ]۹[، در مرحله بلاستوسیست، زیر واحد ۱α، در نواحی بازولترال تروفکتودرم محدود می باشد، لیکن در حاشیه تمام سلول های ICM (توده سلولی داخلی) بیان می شود. در مقایسه، زیرواحد ۳α، در نواحی رأسی تروفکتودرم محدود بوده و در ICM دیده نمی شود ]۹[. ۲-۴- پمپ /k+ ATPase Na+ در رویان در حال تکوین سلولهای بیرونیتر نواحی راسی و غشای پایهای- جانبی برای انتقال یونهای اختصاصی هستند و در غشاهای راسی و پایهای- جانبی پمپهای /k+ ATPase Na+ متمرکز شدهاند. پمپ /k+ ATPase Na+ با فعالیت خود یونهای Na+ و Cl- را به فضای بین سلولی منتقل میکند و یک گرادیان اسمزی به وجود میآورد که سبب میشود مایعات به بین سلولها کشیده شود و در مورولا تجمع پیدا کند (شکل۲-۱). با تجمع مایعات، سلولهای بیرونیتر پهن و کشیده میشوند و حفرهای در وسط رویان ظاهر میشود که بلاستوسل نامیده میشود. اتصالات شکافدار سبب میشوند سلولهای درونیتر به یک قطب کشیده شوند. در نتیجه دو دسته سلول در رویان قابل تشخیص خواهد بود که سلولهای ترفکتودرم و سلولهای توده داخلی یا امبریوبلاست[۶] هستند (شکل۲-۱). سلولهای ترفکتودرم که سلولهای پهن پیرامونی هستند جفت و غشاهای جنینی را میسازند و سلولهای توده داخلی جنین را بوجود میآورد. آنزیم /k+ ATPase Na+ از دو زیرواحد α و β تشکیل شده است زیرواحد α کاتالیتیک بوده و زیرواحد β سبب میشود که آنزیم در موقعیت صحیح در غشا قرار گیرد [۹۷]. زیرواحد α چهار ایزوفرم (۱α،۲α، ۳α، ۴α) و زیرواحد β سه ایزوفرم دارد [۹]. گاهی اوقات زیرواحد سومی به نام γ با آنزیم /k+ ATPase Na+ نیز در ارتباط است [۱۷۴]. نحوه عملکرد آنزیم /k+ ATPase Na+ برای تشکیل بلاستوسیست در گونههای مختلف متفاوت است. برای مثال برخلاف رویان گاو، رویان موش mRNAهای۲ α /k+ ATPase Na+ و ۳α /k+ ATPase Na+ را که در غشای پایهای جانبی و راسی ترفکتودرم قرار میگیرند بیان نمیکنند [۱۱۴]. اطلاعات بدست آمده از نقش/k+ ATPase Na+ در تشکیل بلاستوسیست عمدتاً از به کارگیری مهارکننده آن یعنی اوبائین[۷۹] حاصل شده است [۴]. ایزوفرم ۳α در تشکیل بلاستوسیست در گاو نقش اصلی را بر عهده دارد. رویانهای گاوی نسبت به رویانهای موشی حساسیت بیشتری به اوبائین دارند و این نشان میدهد که ایزوفرم ۳α نسبت به ۱α حساسیت بیشتری به اوبائین دارد [۴]. فعالیت آنزیمی /k+ ATPase Na+ در همه گونه ها درست قبل از تشکیل بلاستوسیست افزایش مییابد [۶۳]. ۲-۵- آکواپورینها آب به روش های مختلف از میان سلولهای ترفکتودرم رویان عبور میکند که عبارتند از: ۱) انتشار ساده، ۲) انتقال تسهیل شده توسط آکواپورین[۸۰] (AQP) یا کانالهای آب (شکل ۲-۲)، محصول جانبی فعالیت همانتقالی انتشار یک روش موثر در انتقال آب است اما بستگی به شدت شیب اسمزی دارد. ممکن است AQPها در تسهیل انتقال آب هنگام تشکیل بلاستوسیست مهم باشند [۱۲۰]. بیش از هفت mRNA، که آکواپوینها را کد میکنند در رویان موش شناسایی شدهاند. با به کارگیری مهارکنندههای AQPها مشخص شده است که AQPها نقش وظیفهای دارند [۱۴۳]. بنابراین وجود AQPهای وظیفهای در غشا ترفکتودرم عامل زندهمانی رویان موشهای فاقد ایزوفرم ۱α /k+ ATPase Na+ است. گزارش شده است که رویان موشهایی که فاقد ایزوفرم ۱α/k+ ATPase Na+ هستند میتوانند تا قبل از لانهگزینی بدون مشکل تکوین پیدا کنند [۱۱۰]. این نتایج نشان میدهند که ممکن است در موش وجود/k+ ATPase Na+ برای تشکیل بلاستوسیست ضروری نباشد. ۲-۶- هچ یا تفریخ مادامی که بلاستوسیست در حال تقسیمات میتوزی است مایعات به داخل حفره بلاستوسیست وارد میشوند و فشار داخل رویان افزایش مییابد و رویان به حداکثر اتساع میرسد. همزمان با رشد رویان و تجمع مایعات، آنزیمهای پروتئولیتیک توسط سلولهای ترفکتودرم تولید میشود که از درون سبب ضعیف شدن دیوارۀ زوناپلوسیدا میگردد. بلاستوسیست نیز با انقباضات مکانیکی خود باعث افزایش فشار درونی میگردد. هنگامی که شکاف کوچکی در زونا ایجاد میشود سلولها خود را با فشار به بیرون از زونا میکشند تا از حصار زونا آزاد شوند. در بلاستوسیست انقباضات مکرری پس از تشکیل بلاستوسل رخ میدهد و تکرار این انقباضات در زمان هچ شدن بیشتر از زمان های قبل و بعد از هچ میباشد. در حوالی روز ۵ در انسان و روز ۸-۶ گاو و گوسفند بلاستوسیست از زونا آزاد میگردد که به آن جازه رشد بیشتر، دستیابی به مواد مغذی و ترشحات رحمی و لانه گزینی میدهد. هرگونه اختلال در تنظیم فرایند هچ سبب میشود که لانهگزینی رخ ندهد و در نتیجه ناباروری ایجاد گردد [۱۲۴]. کنترل فرایند هچ و هضم زوناپلوسیدا توسط بیومولکولها و فاکتورهای سلولی مختلف صورت میگیرد [۱۳۹]. اطلاعات کمی در مورد سازوکار این پدیدۀ تکوینی مهم وجود دارد. در بلاستوسیستی که به طور پیشرونده در حال اتساع است، فشار هیدروستاتیک سبب ایجاد یک شکاف کوچک در زوناپلوسیدا میشود، علاوه بر آن هم بلاستوسیست و هم اندومتریوم فاکتورهایی ترشح میکنند که در فرایند هچ دخالت دارند [۵۷]. همچنین در بلاستوسیست آماده هچ زواید تروفکتودرم[۸۱] TEPs ظاهر میشود. TEPs به همراه چندین فاکتور تنظیمگر سلولی و مولکولی مربوط به هچ سبب وقوع هچ میشوند (شکل۲-۳). نشان داده شده است که TEPs زونا را در قطب غیررویانی[۸۲] سوراخ میکند و طی سوراخ شدن، زونا حرکات موجی از خود نشان می دهد [۱۴۷]. همچنین از سلولهای ترفکتودرم زوایدی که منشا آنها اکتین اسکلت سلولی است خارج میشود که فیلوپودیا[۸۳] نامیده میشود که به توده سلولی داخلی وارد میشود و در انتقال پیام سلولی نقش دارد [۶۲]. TEPs و فیلوپودیا به همراه تنظیمگرهای مولکولی هچ باعث آزادسازی بلاستوسیست از حصار زونا میشوند. تنظیمگرهای مولکولی که هچ را تحت تاثیر قرار میدهند، یکی از مهمترین جنبه های فرایند هچ است. فاکتورهای امبریوتروفیک[۸۴] مثل فاکتورهای رشد، سیتوکینها، فاکتورهای نسخهبرداری، سیستئین پروتئازها نمونههایی از این تنظیمگرها هستند [۱۳۹]. مطالعات نشان داده است که EGF[85]، EGF متصل شونده به هپارین، [۸۶]TGF-β و [۸۷]LIF، سبب تسریع هچ میشود [۱۳۹]. مهار رسپتورهای آلفای استروژنی (ER-α) توسط آنتاگونیست ICI 182,780، نشان داد که هچ شدن بلاستوسیست همستر بهطور برگشتپذیری مهار میشود. این مطالعه نشان می دهد که ER-α میتواند در فرایند هچ نقش تنظیمی داشته باشد [۱۴۷]. همچنین دیده شده است که مهار COX-2[88] و NFκB[89] به شدت فرایند هچ را تحت تاثیر قرار میدهد [۱۴۷]. در حمایت از این یافته دیده شد که PGI2 که محصول فعالیت COX-2 است برای هچ شدن رویان موش بسیار حیاتی است [۲۵]. گروه های مختلفی از پروتئازها (مثل سرین و سیستئین یا متالو پروتئاز) بسته به گونه، در فرایند هچ دخالت دارند [۶۴]. اختلال در فعالیت پروتئازها منجر به عدم آبستنی میشود. نشان داده شده است که مهارکنندههای پروتئازهای سیستئینی مانند آنتیپاین[۹۰]، لئوپپتین[۹۱]، پی- هیدرومرسیوری بنزوات[۹۲] مانع از هچ شدن بلاستوسیستهای کشت شدهی همستر در in vitro میشود بدون آنکه تکوین رویانها را تا مرحله بلاستوسیست تحت تاثیر قرار دهند [۶۴]. مطالعات اخیر نشان دادهاند که کاتپسینهای مشتق شده از بلاستوسیست در هچ و هضم زونا نقش دارند [۶۴]. نشان داده شدهاست که زونای موش حساسیت کمتری نسبت به همستر به هضم توسط پروتئازها دارد، که نشان میدهد ممکن است ترکیبات زونا و یا ساختار آن بین گونهها متفاوت باشد [۴۲]. شناخت بیشتر سازوکار فرایند هچ در پستانداران نیازمند مطالعات بیشتر است. نتایج ارزیابی پروتئوم و ترانسکریپتوم رویانهای در حال هچ در آینده میتواند شناخت ما را از سازوکار پدیدهی هچ بیشتر کند. ۲-۷- فعال شدن ژنوم رویانی دوره پس از لقاح رویان پستانداران با چندین فرایند انتقالی مهم تکوینی همراه است. اولین و شاید مهمترین آنها فعال شدن ژنوم رویانی[۹۳] است، که در آن ترانسکریپتهای ژنوم رویانی بیان میشود و جایگزین ترانسکریپتهای مادری میگردد. در این مرحله محتوای ژنوم جنین فعال گشته و با تکیه بر mRNAs های حاصل از ترجمه ژنوم خودی به تکوین خود ادامه میدهد. هدف این تغییر بزرگ تبدیل تخمک به یک بلاستومر توتیپتنت[۹۴] است. در گونه ها و حتی در نژادهای مختلف، این رخداد در مراحل مختلف تکوین (چهارمین گامه تقسیم سلولی در گاو، پنجمین گامه در خرگوش، گامه سوم تا چهارم در انسان، دومین گامه در موش و چهارمین گامه در گربه) اتفاق میافتد. mRNA مادری و پروتئین ذخیره درون اووسیت با گذشت زمان کاهش مییابد به طوریکه نهایتاً در طی سومین تا چهارمین گامه سلولی این ذخایر مادری کاهش خواهد یافت. اووسیت توانمند بایستی حاوی مقادیر کافی mRNA مورد نیاز برای تکوین جنینی تا چهارمین و پنجمین گامه سلولی باشد. در این مرحله است که فعال شدن اصلی ژنوم جنین اتفاق افتاده و فعالیت نسخهبرداری افزایش و سنتز پروتئین آغاز میشود (شکل۲-۴). [۶۵] مطالعات گسترده اخیر حاکی از نقش حیاتی توالیهای خاص ژنوم جنین در القا فعالسازی سرتاسری ژنوم جنین میباشد. براین اساس ژنهای مختلفی در گونه های مختلف پستانداران تشخیص داده شدهاند به طوریکه اکنون ژنهای زیادی کاندید اکتیواسیون ژنوم جنینی شناخته شدهاند. ۲-۸- متابولیسم رویان چرخه کربس منبع اصلی تامین انرژی رویان از مرحله زایگوت تا مرحله قبل از لانهگزینی است. تا قبل از تشکیل بلاستوسیست میسر گلیکولیز در رویان فعالیت خیلی کمی دارد اما در شروع تشکیل بلاستوسیست توانایی گلیولیز به شدت افزایش مییابد. مصرف اکسیژن نیز در مراحل اولیه تقسیم رویانی پایین است و با تشکیل بلاستوسیست بالا میرود تا ATP لازم برای پمپ /k+ ATPase Na+ برای تشکیل حفره بلاستوسل و ساخت پروتئین برای رویان در حال رشد طی چرخه کربس تامین شود. در مرحله بلاستوسیست فرایند بیهوازی گلیکولیز به راه میافتد تا نیاز متابولیکی بلاستوسیست در حال رشد و تشکیل حفره بلاستوسل را فراهم سازد. این موضوع به کمک برخی پروتئینهای غشایی سرتاسری یا اینتگرال که ناقلهای گلوگز[۹۵] ((GLUTs هستند انجام میگیرد. رویان در روزهای اولیه بدون نیاز به گلوکز قادر است تقسیمات خود را ادامه دهد، اما بعد از مرحله مورولا به مقدار جزیی گلوکز نیاز دارد. گلوگز علاوه بر اینکه به عنوان سوبسترای انرژی به کار میرود، اکسیداسیون آن در مسیر پنتوز فسفات نیز سبب تولید قند ۵ کربنه ریبوز میشود که پیشساز ساخت DNA و RNA در رویان میباشد. گزارش شده است که وجود مقدار جزیی گلوکز برای بیان GLUT3 لازم است. GLUT3 در تشکیل بلاستوسیست نقش دارد. همچنین گزارش شده است که گلوکز برای بیان ناقلهای منوکربوکسیلات [۱۳۱] که مسئول انتقال جفت شده پروتون با یک آنیون مثل پیروات و لاکتات است و در تنظیم [۹۶]PHi نقش دارند لازم است [۴۹]. گلوکز علاوه بر سوبسترای انرژی به عنوان یک عامل در سیگنالینگ سلولی نقش ایفا می کند [۱۳۳]. بیانGLUT1 از مرحله زیگوت تا مرحله بلاستوسیست و بیان GLUT3,4 از مرحله ۸ سلولی تا مرحله بلاستوسیست رخ میدهد. GLUT4 بیان نمیشود و GLUT8 در مرحله بلاستوسیست بیان میشود. مطالعات نشان داده است که GLUT8 در موش پس از تحریک با انسولین تنظیم افزایشی[۹۷] پیدا میکند، اما تحقیقات جدیدتر نشان دادهاند که در غیاب GLUT8 تکوین رویانی به طور طبیعی رخ میدهد. فعالیت متابولیکی رویان میتواند پیشبینی کنندۀ قدرت زندهمانی آن پس از انتقال به گیرنده ها باشد. شرایط مختلف کشت رویان، فعالیت متابولیکی آنرا تحت تاثیر قرار میدهد. میزان جذب گلوکز و متابولیسم آن در رویان با قدرت تکوین آن ارتباط دارد و به احتیاجات رویان مربوط میشود [۳۴،۱۳۴]. نیاز به انرژی برای فعالیت پمپ Na+/K+ ATPase در شروع تشکیل بلاستوسیت نمونهای از این احتیاجات است[۳۳]. دیده شده است که شرایط کشت میتواند توانایی رویان را برای متابولیسم نمودن گلوکز تحت تاثیر قرار دهد[۷۶،۱۴۱،۴]. در رویانهایی که هنگام همکشتی با سلولهای اپیتلیال اویداکت تولید میشوند میزان متابولیسم گلوکز بالاست اما تعداد سلولهای رویانی کمتری دارند و زمان تکوین در آنها به تاخیر میافتد. پیشنهاد شده است که مصرف میزان بالای گلوکز ممکن است به زنده مانی کم رویان مربوط شود[۷۶]. همچنین دیده شده است که وجود سرم در محیط کشت رویان سبب افزایش فعالیت گیکولیتیک رویان میشود و رویانها ظاهری تیره و گرانوله دارند [۱۵۶]. ۲-۹- نقش آلدوسترون در بیان پمپ Na+/K+ ATpase در یک مطالعه، الیورا (Olivera et al., 2000) به بررسی تأثیر آلدوسترون بر پمپ Na+/K+/ATPase و متعاقباً کاهش ادم ریوی موش های صحرایی پرداخت. بدین ترتیب پس از جدا سازی و تخلیص سلول های آلوئولی تیپ II، آنها را به مدت ۳، ۶، ۱۲ و ۲۴ ساعت در غیاب و حضور آلدوسترون به میزانnM 300 کشت داد. نتایج این مطالعه نشان داد آلدوسترون موجب افزایش یکنواخت مقادیر mRNA مربوط به تحت واحد β۱ پمپ Na+/K+/ATPase، نیز مقادیر پروتیین Na+/K+/ATPase و نیز افزایش سلول های آلوئولی تیپ II در زمان های ۱۲ و ۲۴ ساعت پس از کشت می گردد ]۱۱۶[. افزایش فعالیت Na+/K+/ATPase احتمالاً ناشی از تغییر در فعالیت پمپ های Na+/K+/ATPase موجود، به کارگیری یا تغییر موقعیت پمپ های مذکور از منابع داخل سلولی به غشای بازولترال و یا متعاقب نسخه برداری یا ترجمه که موجب افزایش تعداد پمپ های فعال Na+/K+/ATPase بر روی غشای پلاسمایی سلول می گردد، می باشد ]۸،۴۷[. در این مطالعه آلدوسترون هیچ تأثیری بر روی مقادیر mRNA تحت واحد ۱α پمپ Na+/K+/ATPase نداشت، در حالی که مقادیر پروتیین های تحت واحد مذکور را در غشای بازولترال سلول ها افزایش داد. بدین ترتیب به نظر می رسد آلدوسترون به منظور افزایش فعالیت پمپ Na+/K+/ATPase، از مکانیسم های متفاوتی جهت تنظیم تحت واحدهای α و β استفاده می نماید؛ به عنوان مثال آلدوسترون میزان نسخه برداری و ترجمه تحت واحد β را تغییر می دهد، در حالی که احتمالاً در مورد تحت واحد α، از به کار گیری منابع داخل سلولی برای غشای بازولترال استفاده می نماید ]۸،۴۷[. در مطالعات دیگر نشان داده شده است که تأثیر آلدوسترون بر مقادیر mRNA تحت واحدهای α و β در سلول های کشت داده شده مختلف، متفاوت است؛ به عنوان مثال مواجهه سلول های قلبی موش صحرایی با آلدوسترون، موجب افزایش سه برابری در مقادیر mRNA تحت واحد α در مدت ۶ ساعت گردید ]۵۸[. در مطالعه دیگر در سلول های کلیوی کشت داده شده (A6)، آلدوسترون موجب افزایش ۵/۲ برابری در مقادیر mRNA تحت واحد ۱β گردید، لیکن هیچ تأثیری بر مقادیر mRNA تحت واحد ۱α پس از ۳ ساعت مواجهه نداشت ]۹۰[. در مطالعه ای که وری (Verrey et al., 1989) به منظور بررسی تأثیر آلدوسترون بر روی نسخه برداری ژن مربوط به Na+/K+/ATPase در سلول های کلیوی انجام داد، نشان داد که افزودن nM300 آلدوسترون در محیط کشت سلول های A6 کلیوی در طول ۶ ساعت موجب افزایش ۴ برابری در مقادیر mRNA تحت واحد ۱β و نیز افزایش دو برابری در مقادیر mRNA تحت واحد ۱α پمپ مذکور گردید. در این مطالعه پیشنهاد شده است که احتمالاً آلدوسترون با تأثیر مستقیم بر روی ترکیب هورمون-گیرنده و تحریک پروموتر ژن Na+/K+/ATPase موجب افزایش نسخه برداری و مقادیر mRNA ژن مذکور می گردد ]۱۶۵[. در مطالعه دیگری اگوچی (Oguchi et al., 1993) به بررسی تأثیر آلدوسترون بر بیان ژن Na+/K+/ATPase در سلول های عضلات صاف عروق پرداخت. نتایج این مطالعه بیانگر افزایش ۳/۲ برابری در مقادیر تحت واحد ۱α و افزایش ۷/۴ برابری در مقادیر mRNA تحت واحد ۱β پس از ۲۴ ساعت کشت گردید که احتمالاً بیانگر تحریک بیان ژن Na+/K+/ATPase در محیط کشت سلول می باشد ]۱۱۵[. فصل سوم مواد و روش کار انجام این مطالعه مستلزم تولید جنینهای حاصل از لقاح خارج رحمی (IVF) به منظور اخذ بلاستوسیست از آنها و بررسی تأثیر آلدوسترون بر روی تکامل جنینها بعد از مورولا تا بلاستوسیست و بررسی بیان پروتیین Na+/K+ ATpase میباشد. جمع آوری تخمدانها از کشتارگاه و استحصال تخمکها از مایع فولیکولی بلوغ آزمایشگاهی تخمکها (IVM) آماده سازی اسپرم به منظور IVF آماده سازی COC ها به منظور IVF لقاح داخل آزمایشگاهی (IVF) کشت داخل آزمایشگاهی جنین ها (IVC) تازه کردن محیط کشت جنین ها (refresh) ۳-۱- تولید جنین های حاصل از لقاح خارج رحمی (IVF) ۳-۱-۱- جمع آوری تخمدانها از کشتارگاه و استحصال تخمکها از مایع فولیکولی پس از جمع آوری تخمدانها از گوسفندهای کشتار شده درکشتارگاه، ظرف مدتی کمتر از ۳ ساعت تخمدانها با بهره گرفتن از فلاسک حاوی سرم فیزیولوژی به همراه آنتیبیوتیک (mg/ml strep200 IU/ml pen & 0.2) در دمای ۳۰-۲۰ درجه سانتیگراد به آزمایشگاه منتقل میشوند. در آزمایشگاه تخمدانها چند بار با آب شهری با همان درجهای که تخمدانها دارند شستشو داده شده و سپس داخل بشر حاوی سرم فیزیولوژی ریخته شده و در بن ماری ۳۰ درجه سانتیگراد قرار میگیرند. اووسیتها از فولیکولهای آنترال با قطر ۶-۲ میلیمتر، به روش آسپیره کردن، با کمک پمپ خلاء، و با بهره گرفتن از سوزن شماره ۲۱ گرفته شد. محتویات فولیکولهای آسپیره شده درون لوله فالکون ۵۰ میلیلیتری که حاوی مقداری محیط آسپیراسیون گرم بود جمعآوری میشد، تمام مراحل استحصال اووسیتها از فولیکول در داخل بنماری با ۳۰ درجهسانتیگراد انجام گرفت. مایع آسپیره شده ۱۰ دقیقه جهت رسوب ذرات، بیحرکت گذاشته شده سپس رسوب ته لوله با پیپت پاستور کشیده و داخل پتری دیش استریل و خطکشی شده ریخته میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- «اینکه فهم ما از متون دینی بالضروره متنوع و متکثر است و قابل تبدیلشدن به فهم واحد نیست به دلیل اینکه متن صامت است و ما همواره در فهم متون دینی و در تفسیر آن دچار تنوع و تحول خواهیم بود.»[۵۹] «میتوان امر واحد را به درجات مختلف فهمید و بطون کثیرهی آن را مورد کشف و بازرسی قرار داد و ما در اقیانوسی از فهمها و تفسیرها غوطهوریم.»[۶۰] و دیگر اینکه «پلورالیزم فهم متون، مدلول روشنی که دارد این است که هیچ تفسیر رسمی و واحد از دین و هیچ مرجع و مفسر رسمی از آن وجود ندارد.»[۶۱] اگر این دیدگاه را بپذیریم باید قبول کنیم که هرکس برحسب درکی که از متن در مییابد و براساس دیدگاهش، حقیقت قدسی را در مییابد. ۲- «اینکه تجارب بشری از امر قدسی متکثر است، تنوع و تعددی که فروناکاستی به وحدت است؛ چنانکه دین تفسیر شده نداریم. تجربه تفسیر شده هم نداریم.»[۶۲] او وحی را نوعی تجربه دینی و آن را ذومراتب میداند. «وحی مرتبه ای نازله دارد و مرتبهای عالیه، گاه همراه با عصمت است و گاه همراه با عصمت نیست. از وحی به زنبور داریم تا وحی به آدمی؛ اعم از عارفان و پیامبران و شاعران و اینها همه تجربه دینیاند و همه حاجت به تفسیر دارند… و امروزیان بیشتر با داشتن تئوریهایی در باب ذهن و زبان و با بهره گرفتن از آرای جامعهشناختی و مردمشناختی و فلسفی در باب زبان و ذهن میکوشند تا سر تنوع تفسیرها را به دست دهند.»[۶۳] به نظر او وقتی که دیدگاههای اهل کشف و تجربه متفاوت باشد محصول تجربهشان هم متفاوت است و همچنین در تأیید سخن خود به شعر مولوی استناد میکند:
| از نظرگاه است ای مغز وجود . |
|
اختلاف مؤمن و گبر و جهود[۶۴] . |
بنابراین، سر اختلاف ادیان فقط تفاوت شرایط اجتماعی یا تحریفشدن دینی و درآمدن دین دیگری به جای آن نبوده است، بلکه تجلیهای گوناگون خداوند در عالم، همچنانکه طبیعت را متنوع کرده شریعت را هم متنوع کرده است.[۶۵]
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در اینجا او از داستان فیل و مردان کور و قصه موسی و شبان در مثنوی معنوی بهره میگیرد، همچنین به گفتهی جانهیک که این مطلب را با بهره گرفتن از تفکیک میان نومن و فنومن در مکتب کانت بازگو میکند اشاره دارد. «به طوری که جانهیک از تفکیک نومن و فنومن کانت یا شی برای خود و شی برای ما کمک میگیرد و میان خدا در مقام لااسم و لارسم و خدا در نسبت با ما فرق میگذارد… و بر همین اساس به کثرتی اصیل در حوزه ادیان میرسد».[۶۶] بنابراین هیچ تجربه عرفانی و دینی به دیگری فرو کاسته نمیشود و هرکس از چشماندازی دیگر به آن دست مییابد. پس کثرتی از تجارب دینی تحت عنوان ادیان شکل میگیرد. ۳- به نظر سروش جنگ میان ادیان در بدو تأسیس آنها اختلافی اصیل نیست، بلکه برای پنهانکردن رازهای اصلی است که در تجربه قدسی به دست میآید.[۶۷] سروش به ابیات مولوی که مرتبط هستند چنین اشاره میکند:
| چونکه بیرنگی اسیر رنگ شد . |
|
موسی با موسیی در جنگ شد . |
| چون به بیرنگی رسی کان داشتی . |
|
موسی و فرعون دارند آشتی…[۶۸] . |
از نظر او این ابیات «اشاره به ظهور مطلق در مقید و لاتعین در تعینات و بیرنگی در رنگها است و پرده از راز دیگری بر میدارد که پشتوانه عارفانه برای کثرتگرایی است.»[۶۹] به این ترتیب او نزاع میان ادیان را جنگ زرگری میداند و در اصل براین باور است که اختلافی در کار نیست و این را تدبیری میداند برای وجود و ظهور کثرات در عالم. ۴- سروش در ابیاتی از مولوی سرّ دیگری را از اشعار او برای تبیین تعدد و تکثر باز میگشاید به این صورت که تعدد و تکثر ادیان را ناشی از غرقهشدن حقیقت در حقیقت میداند.
| بل حقیقت در حقیقت غرقه شد . |
|
زین سبب هفتاد و بل صد فرقه شد[۷۰] . |
او معتقد است حقایق بسیاری وجود دارد و این سخن به این معنی است که هیچکدام باطل نیستند؛ زیرا هرکس حقیقتی را یافته است. او میگوید: «از نظر مولوی مشکل این نیست که گروهها حقیقت را نیافتند… بل این است که حقایق یافتهشده و مکشوفات بسیار است و حیرانماندن در حقایق و… تعدد و تکثر را پدید آورده است.»[۷۱] دلایلی که برای تبیین نظریه تکثرگرایی تاکنون مطرح شد از نظر سروش پلورالیست مثبت یا اصیل نام میگیرد، «چون دستمان پر است پلورالیست شدهایم و این پلورالیست مبتنی بر توانگری است.»[۷۲] در اندیشه ی وی، متون و تجارب دینی تفسیرهای متعدد و متنوع بر میدارند و رقیبها و بدیلهای موجود، نوعهای منحصر در فردند و به یکدیگر تبدیل نمیگردند. اما به نظر ایشان پلورالیسم دیگری هم داریم که پلورالیسم سلبی یا منفی نام میگیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درخصوص قرار بازداشت موقت باید گفت برخی افراد به علت عجز از پرداخت وثیقه یا معرفی کفیل وارد زندان میشوند. البته در برخی موارد قاضی راهی جز صدور حکم به حبس پیش رو ندارد بگذریم، اما گاه در قانون آیین دادرسی کیفری با مواردی برخورد میکنیم که قانونگذار صدور قرار بازداشت موقت را افزایش داده و به اینجا هم بسنده نکرده و در برخی موارد قاضی را ملزم به صدور قرار بازداشت موقت نموده است.بعنوان مثال مطابق تبصره ۲ ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی در اتهام هتک حرمت منازل و املاک دیگری درصورتی که تعداد متهمان سه نفر یا بیشتر باشد و قراین قوی بر ارتکاب جرم موجود باشد قرار بازداشت صادر میشود. در اینجا ذکر این نکته لازم است «قرار بازداشت موقت یا توقیف احتیاطی به عنوان مهمترین و شدیدترین قراری است که قانون صدور آن را تحت شرایط خاصی و درخصوص بعضی جرایم ضروری میداند ولیکن نباید این قرار عمومیت پیدا کند چراکه با اصل برائت ناسازگاری دارد و ثانیا رعایت تفکیک و طبقهبندی آن به علت کمبود فضا و امکانات دیگر با مشکل مواجه است[۱۰۳].» بنابراین افراد حاضر در زندان به دو دسته محکومان و متهمان تقسیمبندی میشوند که مطابق مواد ۳ و ۴ آییننامه به ترتیب در زندان و بازداشتگاه نگهداری میشوند. و بموجب تبصره ١ ماده ۴ «تا هنگامی که بازداشتگاههای موضوع این ماده ایجاد نشده است، در زندان محل جداگانه طبقهبندی شدهای برای نگهداری متهمان تحت قرار در نظر گرفته میشود و نگهداری متهمان با محکومان در یک مکان ممنوع است.» همچنین مطابق تبصره ٢ همان ماده «با اجرای طرح ساماندهی منطقهای زندانهای کشور که از سوی سازمان تعیین و ابلاغ می شود، میتوان محکومان به حبسهای کوتاهمدت تا ۶ ماه را در بازداشتگاه نگهداری کرد.»
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
فلذا مطابق با مطالبی که در بالا بیان شد محکومان به حبسهای کمتر از ۶ ماه و نیز محکومان ناشی از قرار بازداشت را باید در بازداشتگاه نگهداری نمود و درصورت نبود بازداشتگاه در محلی جداگانه در زندان نگهداری میشوند. و بنا بر صراحت تبصره ۱ ماده ۴ نگهداری متهمان و محکومان در یک مکان ممنوع است. مسلما یکی از اهداف مهم قانونگذار از وضع چنین شرطی همان جلوگیری از آسیبهای ناشی از معاشرت افراد فاقد سابقه کیفری با مجرمین خطرناک و بالفطره است. لکن در حال حاضر «برابر تحقیقات بعمل آمده از چندین زندان کشور در مورد تفکیک برحسب وضع قضایی تنها در یک زندان این تفکیک دیده میشود آن هم مختص به زندانیانی بود که به بیش از سه سال حبس محکوم شدهاند. بقیه که کمتر از سه سال حبس محکوم شده بودند با بقیه زندانیان یعنی زندانیان تحت قرار در یک جا (در یکی از واحدهای زندان) نگهداری میشوند[۱۰۴].» «مطابق آمار سازمان زندانهای کشور حدود۵۰ درصد زندانیان تنها برای کمتر از ده روز در زندان اقامت میکنند بدیهی است در این موارد امکان ساماندهی و سیاستگذاری برنامههای اصلاحی و تربیتی میسر نیست بلکه برعکس بدآموزی و مضرات زندان به اینگونه زندانیان منتقل میشود[۱۰۵].» ۴-وضع جسمانی و روانی: یکی از مواردی که مطابق آییننامه باید در تقسیمبندی ملاک عمل قرار گیرد وضع سلامتی زندانیان است. برابر ماده ١٢ آن، متهمان و محکومان جرایم مواد مخدر و اعتیاد در موسسه کاردرمانی (اردوگاه) نگهداری میشوند. زیرا اینها افرادی هستند که بعلت اعتیاد به مواد مخدر از نظر سلامتی در وضع متفاوتی با سایر زندانیان قرار دارند. همچنین وفق تبصره ٢ ماده ۶۹، چنانچه وضعیت ظاهری محکومان معرفی شده به زندان یا مراکز حرفهآموزی و اشتغال حکایت از بیماریهای روانی و جسمانی داشته باشد باید پیش از پذیرش توسط پزشک معتمد مورد معاینه قرار گرفته و در صورت نیاز به مراقبتهای پزشکی و بیمارستانی، مراتب به قاضی مربوط اعلام گردد. ۵-مدت محکومیت: همانگونه که قبلا بیان شد قانونگذار در آییننامه جدید سازمان زندانها (مصوب ۱۳۸۴) درخصوص محکومان کمتر از ۶ ماه و نیز متهمان ناشی از قرار بازداشت موقت از سایر زندانیان قایل به تفکیک شده و محل جداگانهای (بازداشتگاه) را برای نگهداری آنان پیشبینی نموده است. برابر بررسیهای بعمل آمده «در اغلب کشورها برای پیشگیری از خطرات و مفاسد تماس محکومین به حبس با مدت کم با بزهکاران حرفهای و خطرناک، کیفر آنان را تعلیق و یا روش آزادی با مراقبت و غیره به مورد اجرا گذارده میشود[۱۰۶].» بد نبود چنین مواردی در کشور ما نیز در خصوص متهمان یا محکومان به حبس کوتاهمدت بکار میرفت و یا حداقل میزان حبس مندرج در تبصره ۱ ماده ۴ آییننامه افزایش مییافت و محکومان بیشتری (بعنوان مثال محکومان زیر ۱ یا ۲ سال حبس) را شامل میشد و یا نهایتا اینکه برای افراد دارای محکومیت ۶ ماه تا سه سال یا افرادی که برای اولین بار مرتکب جرم شدهاند ، مکان جداگانهای جهت نگهداری پیشبینی میگردید. بدین ترتیب هم مراد و منظور قانونگذار از وضع ماده ۴ بهتر تأمین میگردید و هم اینکه بیم تجری و تبحر افراد فاقد سابقه و یا محکومان با سابقه کم، کمتر میشد. ۶-نوع جرم: یکی از مواردی که در آییننامه به آن اشاره شده تفکیک زندانیان براساس نوع جرم ارتکابی است. لکن صرفا در ماده ۱۲ آن به بحث جداسازی محکومان به جرایم اعتیاد و مواد مخدر از دیگر زندانیان پرداخته و بجز آن مورد دیگری در آییننامه به چشم نمیخورد. درحالی که بهتر بود درخصوص محکومان به جرایم منافی عفت، جرایم اقتصادی و محکومان ناشی از دیون مالی و جرایم سیاسی و مطبوعاتی با سایر محکومان تفکیک و تمایزی در نظر گرفته میشد. گفته شده «در کشور فرانسه محکومین سیاسی در زندانهای خاص و یا در قسمت مخصوصی از زندانها کاملا مجزا از محکومین به جرایم عمومی نگهداری و روزها میتوانند گروهی در محوطه زندان گردش و هواخوری نمایند[۱۰۷].» موارد دیگری از ملاکهای طبقه بندی مانند پیشینه، تابعیت، چگونگی شخصیت و استعداد و میزان تحصیلات و تخصص نیز در ماده ۶۹ آییننامه ذکر شده است که در زندانهای ایران توجهی به آنها نشده و مواردی از طبقهبندی زندانیان براساس آنها به چشم نمیخورد درحالیکه توجه به برخی از آنان مانند سابقه کیفری (پیشینه) و نیز شخصیت و تخصص از موارد بسیار مهمی است که میتواند به میزان بسیار زیادی از تکرار جرم جلوگیری نماید. «امروزه سیاست جنایی کشورها نه تنها دنبال اجرای دقیق سیستم تفکیک و طبقهبندی زندانهاست بلکه در جستجوی روش های نوینی برای گسترش و اجرای مطلوب سیستم مزبور و یافتن طبقهبندیهای جدید است. زیرا درصورت عدم اجرای رژیم یادشده آثار زیانبار حبس کاهش یافته و زندان از هدف اساسی خود که همان اصلاح و تربیت و بازسازی مجدد جرم است دور نمیماند و ازطرفی مجازات زندان با سهولت بیشتری قابل اجرا است[۱۰۸].» وقتی فرد برای نخستین بار به زندان میافتد دو حالت درمورد دوران پس از آزادی وی قابل تصور است. حالت نخست و خوشبینانه این است که فرد بر اثر شرایط موجود در زندان و آثاری که زندانی شدن وی دربرداشته متنبه شده و دیگر به سراغ ارتکاب جرم نمیرود و درواقع زندان نقش تنبیهی و ارعابی و بازدارنده خود را به خوبی ایفا نموده است. حالت دوم که متأسفانه درخصوص پارهای از مجرمان (مانند کسانی که در علم جرمشناسی مجرمین به عادت خوانده میشوند) بیشتر اتفاق میافتد آنست که فرد آزاد شده مجددا به جرم (مشابه یا متفاوت از جرم قبلی) روی میآورد. یکی از علل چنین رخدادی واکنشی است که فرد در مقابل زندانی شدنش از خود نشان میدهد. درواقع چنین فردی خود را مستحق در بند شدن و دوری از اجتماع و خانواده و تبعات دیگر آن مانند از دست دادن شغل و موقعیت اجتماعی و غیره ندانسته و با ارتکاب مجدد جرم به نوعی قصد انتقام گرفتن از جامعهای را دارد که او را از خود طرد نموده است. حالت شدیدتر این نوع انتقامگیری در قتل قاضی صادرکننده حکم یا طرف شاکی و وکیلش یا هر کس دیگری که ازنظر زندانی مسبب به زندان افتادن وی بوده و در مواردی نیز اقدام به خودکشی، نمودار میشود. اقدام به ارتکاب مجدد جرم در این شرایط در اصطلاح جرمشناسان و روانشناسان منفعت ارتکاب جرم خوانده میشود. مطابق یک تحقیق بعمل آمده دراین خصوص «درصورتی که کیفیت اولین جرم ارتکابی را برای افراد سابقهدار و بیسابقه مقایسه کنیم مشخص میشود که افراد سابقهدار، ارتکاب اولین جرمشان را از کیفیت پایین شروع کردهاند و در زندان با سرعت بیشتری ارتقاء کیفیت یافتهاند. به عبارت دیگر منافع ارتکاب مجدد جرم برای افرادی که با کیفیت ارتکابی پایینی به زندان میآیند با سرعت بیشتری افزایش مییابد. این موضوع درمورد هر دو جرم مواد مخدر و سرقت صادق است[۱۰۹].» یکی از نویسندگان حقوقی در این خصوص تفسیر جالبی دارد که در اینجا به بیان گزیدهای از آن میپردازم. «ارتکاب یا عدم ارتکاب جرم به شکل مشهودی به موقعیت و ارزیابی هزینه و فایده فرد نسبت به آن وابسته است. از آنجا که زندان، به عنوان اصلیترین مجازات، یکی از اقلام عمده و رسمی هزینه ارتکاب جرم است و در کنار آن هزینه های دیگر مثل از دست دادن شغل یا موقعیت شغلی، طرد اجتماعی و غیره وجود دارد، میتوان گفت که در اولین مرتبه زندانی شدن فرد، بخش قابل ملاحظهای از این هزینه پرداخت میشود و برای دفعات بعد، هزینه های ارتکاب مجدد جرم را برای زندانی افزایش میدهد، زیرا با یادگیری شگردهای ارتکاب جرم، بدون مجازات قانونی، آشنایی با افراد جدید و راههای فرار از مجازات امکانپذیر است. چگونگی تأثیرات فوق بستگی به عوامل متعددی از جمله محیط زندان، نوع مدیریت، امکانات داخلی زندان و متغیرهای فردی دارد. برخی از این متغیرها عموما تأثیر مثبت و درجهت همنوایی با جامعه در زندانی میگذارد، مثل امکانات مددکاری، ملاقات، مدیریت ارشادی و غیره. برخی دیگر، برحسب موقعیت زندانی، در وی تأثیرات مثبت یا منفی دارد، مثل امکانات فوق برنامه و امکانات غذایی، و انواع طبقهبندیها. همچنین بنظر میرسد که استفاده از یک محیط با نتایج مشترک به نام زندان برای تمامی جرایم درست نباشد، به ویژه در مورد زندانیانی که جرایم آنها کوچک است، یا در مرز خلاف و جرم قرار دارد. با اطمینان، میتوان گفت که بیشترین افزایش در کیفیت جرم ارتکابی پس از اولین بار زندانی شدن برای این گروه رخ میدهد. ورود به زندان موجب بدتر شدن سطح زندگی نیز میشود. به همین دلیل، برای افرادی با سطح زندگی پایینتر، منافع ارتکاب جرم معین نسبت به قبل افزایش پیدا میکند. زندان به عنوان یکی از شیوههای مجازات و مقابله با جرم از لحاظ تعامل با مجرم نوعی فرایند تجمعی محسوب میشود. در این فرایند ستاندههای نظام دارای آثار برگشتی در این نظام است و سبب تشدید مشکلاتی میشود که برای حل آنها ایجاد شده است. مثلا، مردان مجرد، به علت تحمل هزینه کمتر، بیشتر مرتکب جرم میشوند. در عین حال، ارتکاب جرم و زندانی شدن مرد مجرد موجب طرد اجتماعی وی میشود و احتمال ازدواج مطلوب را برای او کم میکند. حتی در مواردی مشاهده شده که ازدواجهای از قبل تعیینشده نیز بر اثر زندانی شدن فرد لغو گردیده است. در نتیجه، چنین فردی اجبارا دوران بیشتری را در حالت تجرد به سر خواهد برد که همین خود سبب افزایش احتمال ارتکاب مجدد جرم خواهد شد[۱۱۰].» ازطرفی همانطور که قبلا بیان شد براثر معاشرت و همزیستی زندانیان با یکدیگر، خصوصا زندانیان فاقد سابقه با زندانیان سابقهدار و خطرناک، رفته رفته عادات جاری و متداول یک زندگی عادی جای خود را به رویه های معمول در زندان داده و خلق و خوی افراد مطابق با فرهنگ زندان شکل میگیرد. کلیه افراد زندانی در معرض این خطر قرار دارند و تنها عده اندکی که از نظر شخصیتی در درجه متفاوتی از مجرمین قرار داشته و بنا به عللی ناخواسته (مانند عجز از پرداخت وثیقه آنهم در شرایطی که در واقع مرتکب جرم نشده و به اشتباه طرف شکایت قرار گرفتهاند) به زندان افتادهاند خود را از آلوده شدن به چنین فرهنگی در امان نگاه میدارند. بنظر میرسد آلوده شدن به چنین رفتارهایی درخصوص محکومین به حبس ابد یا حبسهای طولانیمدت بیشتر شایع است. در این میان بیکاری و مسئولیت نداشتن افراد زندانی دلایل دیگری است که موجب میشود آنها به سمتهای دیگری کشیده شوند. این دو عامل موجب میشود که ارتباط میان زندانیها بیشتر شده و برای وقتگذرانی اعمال مختلفی انجام دهند که یکی از آنها آموزش شیوه های جدید ارتکاب جرم است. «در تحقیقاتی که بدینمنظور صورت گرفته است نتایج نشان میدهد که ترویج خردهفرهنگ بزهکاری و شگردهای مربوط به مواد مخدر در صدر آموزشهای دیگر قرار دارند. (آموزش حیل سرقت و کلاهبرداری در مراحل بعدی است) به هر میزانی که تفکیک و طبقهبندی درون زندانها بر حسب مدت حبس شده افراد افزایش یابد از میزان یادگیری شگردها کاسته میشود[۱۱۱].» مطابق یک تحقیق آماری که در سالهای اخیر انجام شده نگاهی سطحی میزان رشد جمعیت زندان را با رقمی معادل ۲۹ نفر در هر یکصدهزار نفر بر جمعیت در سال ۱۳۵۸ و افزایش آن به رقمی معادل ۲۰۴ نفر در هر یکصدهزار نفر جمعیت در سال ۱۳۸۴ حاکی از آن است که ناپسندی ارتکاب جرم و زندانی شدن تا اندازه بسیاری در جامعه ایران ازمیان رفته است. از ابتدای سال ۱۳۵۸ تا پایان سال ۱۳۸۰ متوسط رشد سرانه زندانیان ۶۱/۹ درصد بوده است زیرا جمعیت کشور بطورتقریبی در این فاصله زمانی ۷/۱ برابر شده درحالیکه جمعیت کیفری ۵/۷ برابر شده است. از ابتدای ۱۳۵۸ تا پایان سال ۱۳۸۰ در مجموع ۶۹۴۶۴۴۲ نفر وارد زندانهای کشور شدهاند و ۱۹ درصد کل ورودیها را افراد دارای پیشینه کیفری تشکیل میدهند. طی ۲۳ سال گذشته ۴۱/۹۵ درصد زندانیان ورودی را مردان و ۵۹/۴ درصد را زنان تشکیل دادهاند. هرچند نسبت جمعیت درمیان زنان و مردان برابر است این نسبت درمیان مجرمان زن و مرد تفاوت فاحشی را دارد. بطور میانگین درقبال هر ۱۸ مرد یک نفر ورودی زن وجود داشته است. هرچند جرمهای زنان نسبت به مردان رقم پایینی را تشکیل میدهد متاسفانه باید گفت که این نسبت طی ۲۳ سال گذشته برای مردان ۴ برابر و برای زنان ۸ برابر افزایش داشته است. بیشترین آمارها در گروه سنی ۲۵-۱۹ سال بوده و نیمی از ورودیهای زندان را افراد بیکار یا دارای شغلهای کاذب تشکیل میدهند. تراکم انفجارآمیز جمعیت زندانیان هرگونه اقدام تربیتی، فرهنگی، اصلاحی، حرفهآموزی و بازسازگاری را درعمل به شدت مختل کرده است. به گونهای که سیاستگذاران کیفری در زندان و مجازاتهای جانشین زندان و کاهش آمار زندانیان تاکید بسیاری دارند. این پیگیریها در قالب لایحهای با رویکرد زندانزدایی از رهگذر جرمزدایی و حذف بیش از ۳۰۰ عنوان مجرمانه نمود یافته است. بنظر میرسد عمده تمرکز جرمزدایی باید پیرامون عدم نگهداری معتادان در زندانها باشد زیرا زندانی کردن صرف معتاد نه تنها موجب درمان وی نخواهد شد بلکه زندانها را نیز با مشکلات فراوانی به لحاظ گسترش بیماریهایی مانند ایدز، هپاتیت و غیره روبرو میکند. تقریبا ۳/۱ کل ورودیهای زندانها در سال ۱۳۷۹ را مرتکبان جرمهای مربوط به مواد اعتیادآور غیرقانونی تشکیل می دادند[۱۱۲]. در بررسی دیگری نیز نتیجه بدست آمده آنست که «حدود ۷۵ درصد زندانیان بار دوم نیز به همان اتهام بار اول به زندان میافتند. در اتهامات بار دوم، گرایش زندانیان به جرایم مالی و سرقت بیشتر میشود و زندانیان مربوط به جرایم خشونت و خلاف در مراحل بعد به سوی جرایم دیگر، مثل جرایم مالی و سرقت، گرایش پیدا میکنند[۱۱۳].» با نگاهی به نتایج بدست آمده در این تحقیقات و نیز تحقیقات مشابه میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که بطور کلی، مجازات زندان برای تأمین اهداف پیشگیرانه و ارعابانه، نه تنها مناسب نیست، بلکه در بسیاری از موارد این دو هدف متضاد یکدیگرند. مگر درصورتی که اقدامات اساسی درخصوص استاندارد کردن زندانها و تفکیک جدی مجرمان صورت پذیرد. درواقع با زدن برچسب یکسان «مجرم» به کلیه کسانی که از حدود قانونی تجاوز کردهاند، نمیتوان و نمیباید با تمامی آنان برخورد یکسان داشت، بلکه باید مجرمان را به دو گروه تقسیم کرد، گروهی که هدف از مجازات آنان مقدم بر بازپروری آنهاست و گروهی که هدف بازپروری مقدم بر مجازات آنان است. در این صورت، زندانهای موجود برای گروهی مناسب است که در درجه اول قصد مجازات آنان وجود دارد و برای گروه دیگر باید به فکر اعمال روشها یا مکانهای دیگری با مقررات کاملا متفاوت بود، حتی میتوان برای محیط جدید نامی متفاوت با زندان را برگزید که دارای معنا و مفهوم اجتماعی متفاوتی با زندان باشد. اگرچه حذف کامل جرم و مجرم از جامعه شدنی نیست، چرا که شاید جرم پدیدهای بهنجار و حتی به قول دورکیم عاملی از عوامل سلامت عمومی و جزء تفکیکناشدنی هر جامعه سالم باشد، ولی مسلم است که تداوم وضع کنونی امکانپذیر نیست .بنابراین، چارهای نیست جز این که نظام کیفری جدیدی پایهریزی شود و این خود مستلزم دست یافتن به دیدگاه و وضعیت جدیدی در حوزه های سیاسی و اجتماعی است. مبحث دوم: علل تاثیر زندان در تکرار جرم در مبحث قبل عنوان کردیم دستیابی به دو هدف اصلاح و مجازات، به طور همزمان، در عمل ممکن نیست. حتی برخی تحقیقات اخیر در پی اثبات این هستند که تدابیر اصلاحی- درمانی، در مقایسه با اجرای مجازاتهای کلاسیک، نتایج بهتری در زمینه پیشگیری از تکرار جرم به دست نمیدهد. از این رو، برخی دیگر از این تفکر دفاع میکنند که اصلاح زندان باید همچون هدفی جنبی ولی مطلوب، باقی بماند، زیرا اگر هدف اصلی مجازات در نظر گرفته شود، نظریه اصلاح خدشهدار میشود و به نتایج مطلوب نخواهد انجامید. «به همین دلیل، در دهههای گذشته، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، دیدگاه جدیدی با عنوان جنبش دفاع اجتماعی تقویت شده است. این دیدگاه در نقد نظام موجود کیفری و مخالفت با تکیه صرف بر جنبه حقوقی کیفر شکل گرفته است[۱۱۴].» حتی برخی خواهان تغییر عنوان قانون کیفری به دفاع یا حمایت اجتماعی و طالب متروک شدن لفظ کیفر شدهاند. در نتیجه این دیدگاههاست که اکنون شیوههای جدید کیفری از قبیل حبس خانگی، آزادی با قید التزام، محکومیت تعلیقی، امکان مرخصیهای زیاد و غیره رواج بیشتری پیدا کرده است. علاوه بر این به مسئله جرمزایی زندان بعنوان موضوع مهمی در مطالعات آسیبشناسانه توجه شده است. بررسیهای صورت گرفته در حیطه علم جرمشناسی و مطالعه درخصوص زندانها حاکی از آنست که «رفتار مجرمانه رفتاری عقلانی است. این فرض را در مورد ارتکاب مجدد جرم پس از زندان بیشتر میتوان پذیرفت، زیرا اولین جرم ممکن است «واکنشی» باشد، ولی در ادامه احتمالا تبدیل به «کنش» میشود و تحت تأثیر «موقعیت» اجرا میشود.بر این مبنا، چنین نیست که افراد صرفا به سوی فعالیتهای تبهکارانه رانده شوند، بلکه فعالانه دست زدن به این اعمال را انتخاب و فکر میکنند که ارزش خطر کردن را دارد. بنابراین، باید منافع و هزینه های ارتکاب جرم را از دیدگاه عامل رفتار، شناسایی و سپس تعیین کرد که زندان چه تغییری در منافع و هزینه های مذکور ایجاد میکند و آیا سود یا زیان خالص را برای ارتکاب جرم افزایش میدهد یا کاهش[۱۱۵]؟» «به طور کلی، عواملی که موجب افزایش احتمال ارتکاب مجدد جرم میشوند دو دستهاند: عواملی که منافع خالص ارتکاب جرم را افزایش میدهند و عواملی که از هزینه های خالص آن میکاهند، و در نتیجه، «موقعیت» فرد را به سوی ارتکاب جرم تغییر میدهند. این عوامل را میتوان از جهت دیگری نیز به دو گروه عوامل ذهنی و درونی و عوامل عینی و بیرونی تقسیمبندی کرد. عوامل ذهنی و درونی در بر گیرنده مواردی است مانند بیاعتمادی به قانون حاکم و دستگاه قضایی، بیاهمیت جلوه کردن مجازان زندان که قرار است عامل بازدارنده باشد و اکتساب توجیهاتی منطقی برای دفاع از ارتکاب جرم. عوامل عینی و بیرونی در بر گیرنده مواردی است مانند از همگسیختگی خانواده، طرد اجتماعی، بیکاری و از دست دادن شغل و درآمد، افزایش دوستی با بزهکاران و پیدان کردن گروههای مرجع جدید، و آموزش و یادگیری فنون ارتکاب جرم. بخشی از این عوامل منافع را افزایش میدهد و بخشی دیگر از هزینه های ارتکاب جرم میکاهد. در مجموع، میتوان مدعی شد که زندان از جهات مختلف ممکن است موجب افزایش احتمال ارتکاب مجدد جرم شود، زیرا زندان ممکن است شکاف میان حقوق موضوعه و حقوق اشراقی یا شهودی را تشدید کند، شکاف میان اهداف و ابزار مشروع را افزایش دهد، موجب تغییر در گروههای مرجع و وابستگیهای فرد به دیگران، اعم از وابستگیهای فکری و اخلاقی (دانشها، باورها و ارزشها) و وابستگیهای رابطهای و مادی شود، موجب برچسب اجتماعی شود، و خلاصه در هر سه حوزه حقوقی، اجتماعی و روانشناختی در زندان تأثیر بگذارد و «موقعیت» فرد را برای ارتکاب جرم معینی تغییر دهد[۱۱۶].» در تحقیقی که از زندانهای ایران بعمل آمده نشان میدهد: ۲۹ درصد افراد به طور مرتب مرتکب جرم شده به زندان بازگشت نمودهاند بدین ترتیب درمییابیم که زندان نه تنها برای افراد سابقهدار (یعنی ۲۹ درصد) کاری صورت نمیدهد (چون آمار ۲۹ درصد درطی ۵ سال ثابت بوده است) بلکه سایرزندانیان یعنی زندانیان بیسابقه به طور غیرمستقیم درمعرض آموزشهای غلط آن قرار میگیرند. با این وضع زندان نمیتواند مکان اصلاحی و تربیتی باشد چراکه با ادغام افراد باسابقه و بدون سابقه در کنار یکدیگر موجبات یادگیری رفتار مجرمانه توسط افراد بدون سابقه را هم فراهم میآورد[۱۱۷]. باتوجه به مطالبی که آورده شده میتوان علل تأثیر زندان در تکرار جرم را بشرح موارد زیر دستهبندی نمود: ۱- تأثیر گذشته مجرمانه فرد بر تکرار جرم او: منظور از گذشته مجرمانه، همان سابقه کیفری یا تعداد جرایم موجود درکارنامه فرد است. به طور معمول تعداد جرایم ارتکابی و میزان میل و گرایش به تکرار جرم با هم ارتباط دارند. این موضوع از دو منظر ثابت شده است اول تحقیقات درخصوص تکرارهای جرم کشف شده و دیگری رقم سیاه بزهکاری است. تحقیقی که درخصوص زندانیان دارای حبسهای طولانیمدت بعمل آمده نشان دهنده این مطلب بوده که کسانی که یک بار سابقه رفتن به زندان را دارند بعد از خروج از زندان به میزان ۲۵ درصد مرتکب تکرار جرم شدهاند. درحالی که این رقم درمورد اشخاصی که چهار بار یا بیشتر به زندان رفتهاند، ۴۶ درصد بوده است. همچنین طی تحقیقاتی که در فرانسه صورت گرفته نشان داده که محکومین به حبس بعد از خروج از زندان در چهار سال اولیه تا چه اندازه مرتکب تکرار جرم میشوند. نتایج بدست آمده حاکی از این واقعیت است که نرخ متوسط بازگشت به زندان برای کسانی که تعداد جرایم موجود در کارنامه آنها بالا بوده حدود ۳۴ درصد و افرادی که تعداد جرایم ثبت شده در کارنامه آنها کمتر بوده ۲۳ درصد میباشد. بنابراین نتیجه حاصل از تمامی مطالعات انجام شده این است که گذشته مجرمانه سنگین و کارنامه سنگین بزهکاری، بر حال شخص بزهکار تأثیر زیادی دارد. در این زمینه تحقیقات مختلف به این نتیجه واحد رسیده که هرچه کارنامه مجرمانه سنگینتر و ارتکاب جرم در سنین پایینتر صورت گرفته باشد تکرار جرم بیشتر است[۱۱۸]. بنابراین کسانی که قبلا بارها (یا حداقل یکبار) به زندان افتادهاند آسانتر و جسورانهتر از دیگران دست به ارتکاب مجدد جرم میزنند زیرا قبلا در شرایط زندان قرار گرفته و حتی آموزه ها مفیدی را نیز در زمینه ارتکاب جرایم در طول حضور خود در زندان بدست آوردهاند همچنانکه راه های گریز قانونی و فرار از چنگال عدالت را نیز میآموزند و سعی میکنند در مراحل بعدی حسابشدهتر گام بردارند تا مجددا به زندان گرفتار نشوند. ۲- شناخت افراد مشابه در زندان: زندان سازماندهی طبقهای از بزهکاران را امکان پذیر یا به عبارت بهتر تسهیل میکند، گروهی هماهنگ با یکدیگر وآماده برای هرگونه همدستی در آینده و درنتیجه جمع شدن مجرمین در زیر یک سقف باعث میشود که قدرت درگیری و سرایت تخلفات در میان آنها بیشتر شود و حالت همگانی پیدا کند. ۳- از دست دادن موقعیت اجتماعی: از دست دادن موقعیت اجتماعی بر اثر به زندان افتادن فرد، شامل از دست دادن شغل و نیز طرد اجتماعی میشود. فردی که از زندان خارج میشود برچسب سابقهدار بودن را بر پیشانی خود دارد و اینکه به چه علتی به زندان رفته و اساسا حکم صادره درخصوص وی صحیح بوده یا نه و نیز تا چه اندازه در اتفاق پیشآمده سهیم بوده است از نظر اجتماع و مردم اهمیتی ندارد. وقتی فرد در چنین موقعیتی قرار میگیرد و اعتبار خود را ازدسترفته مییابد ناچار به سمت ارتکاب جرم سوق مییابد. در واقع اکثریت افرادی که از زندان آزاد میشوند توان بدست آوردن موقعیت و اعتبار سابق خود را نداشته و پس از شکست سنگینی که براثر محکوم شدن به زندان متحمل میشوند به سمت اموری گرایش پیدا میکنند که بتوانند این شکست را به گونهای دیگر جبران کنند. به دیگر سخن کیفر سالب آزادی بدلیل ایجاد بدبینی نسبت به محکوم به کیفر حبس پس از تحمل مجازات، دشواری پذیرش اجتماعی، خانوادگی، شغلی او و اوضاع و احوال حاکم بر زندان، در مقدمهسازی پدیده تکرار جرم موثر است. ۴- نامناسب بودن شرایط محیطی و زیستی زندان: شرایط زندانها در کشور ما از استانداردهای لازم برخوردار نبوده و بسیاری از مواردی که در آییننامه درخصوص آن آمده رعایت نشده و با کمبودهای فراوانی مواجه است. قبلا نیز اشاره شد که کمبود امکانات آموزشی و ابزارهای شغلی و نیز نبود متخصصان و مربیان و کارشناسان مجرب لازم در زمینه های گوناگون فرهنگی، ورزشی و مذهبی آثار سوئی را در پی دارد که مهمترین آن تکرار جرم است. وقتی فرد در محیط زندان تحت آموزشهای لازم روانشناسی و جامعهشناسی و مذهبی قرار نگیرد و از طرفی امکانات معیشتی نیز در حد قابل قبول نباشد نه تنها در مدت تحمل حبس متنبه نشده بلکه بالعکس با فراگیری آموزشهای مختلف حیل و شگردهای جرم از سوی افراد همکیش خود به سمت ارتکاب مجدد جرم گرایش پیدا میکند. ناگفته نماند که برای برخی از افراد زندان بعنوان یک سرپناه امن و جایی است که میتوان خوراک و پوشاک رایگان دریافت کرد و استراحت نمود. بنابراین اندیشیدن تمهیداتی برای اینگونه افراد تهیدست که عموما با خردهبزهکاری و جرمهای کوچک و کماهمیت مثل جیببری و کیفقاپی یا سرقت گوشی تلفن همراه و غیره، گرفتار زندان میشوند ازطریق ایجاد سرپناه یا مراقبت دقیق پس از زندان میتوان از تکرار جرم آنها جلوگیری کرد و حتی برخی از آنان به سرعت پس از خروج از زندان مجددا دست به ارتکاب جرم میزنند و با عجز از معرفی ضامن یا کفیل به زندان میروند تا حتی برای یک شب هم که شده مأمن خود را ازدست ندهند. همه اینها علاوه براینکه بر دولت و جامعه هزینه بار میکند آنها را مستعد جرایم بزرگتر و مهمتر نیز مینماید. چراکه چه بسا برخی از آنان پس از آشنایی با خلافکاران حرفهای برای رهایی از وضع تنگدستی و رنج زندگی جذب گروه آنان شده و پس از آزادی مجددا دست به ارتکاب جرم میزنند. از مجموع این مباحث نتیجه میگیریم زندان بنظر اندیشمندان حقوق دو خصیصه دارد ۱- جرمزدایی، ۲- جرمزایی. که در نهایت تأسف باید گفت خصیصه دوم آن درطول سالهای اخیر بیشتر نمود پیدا کرده است و سببی برای تکرار جرم شده است. خلاصه آنکه ناچار به پذیرفتن این واقعیت هستیم که «زندان دیگر در عمل آنچه را که مدعی آن است یعنی به منظور آن ایجاد شده ارائه نمیدهد. واکنش اجتماعی موجبات برچسب یا انگ مجرمانه زدن به فرد را فراهم میسازد نظام عدالت کیفری باعث ایجاد انگ اجتماعی میشود (ازطریق سجل کیفری، منع اقامت در محل معین و غیره) و پلیس، دادگستری و زندانها هریک به نوبه خود، از عوامل لکهدار کردن اجتماعی محسوب میگردند. در این صورت به عقیده لی مرت جرمشناس انگلیسی «بزهکار میتواند از رفتار منحرفانه خود یا نقش مربوط به آن بعنوان یک وسیله دفاع، تهاجم یا سازگاری با مسائل نهان و آشکاری که آثار و پیامدهای واکنش اجتماعی بر علیه او ایجاد کرده، استفاده نماید. بدین سان این انحرافات ثانویه، بر بزهکار اولیه مسلط میشود زیرا در غایت، فرد مجرم جایگاه و هویت اجتماعی یک منحرف را میپذیرد و درجهت انطباق خود با نقشها و عملکردهای مربوط به آن کوشش میکند. مفهوم تشدید انحراف اشاره به روندی دارد که در آن واکنش اجتماعی در مقابل انحراف فرد، عملا موجب افزایش و تشدید و تقویت آن میشود. تصوری که فرد درستکار از زندان در ذهن دارد با تصور تبهکار یکسان نیست. زندانی برای فرد درستکار رنج و مشقت و بدنامی است و حال آنکه در نظر بسیاری از تبهکاران زندان جایی است که در آنجا عده کثیری از رفقای خود را بازمییابند و با هزینه دولت زندگی میکنند و درنتیجه زندان نمیتواند به آنچه که برای آن درنظر داشتهاند برسد[۱۱۹].» بخش سوم: راههای ازبین بردن اثر زندان در تکرار جرم راه های مختلفی جهت از بین بردن و یا حداقل کاهش اثر مخرب زندان در تکرار جرم وجود دارد که مورد توجه قانونگذار، نویسندگان و پژوهشگران علم حقوق جزا خصوصا اندیشمندان جرمشناسی قرار گرفته است. که در فصل اول به برخی از مهمترین آنها اشاره میشود. علاوه بر این راهکارهای مختلفی نیز به ذهن نگارنده حاضر خطور نموده که در فصل دوم تحت عنوان راه های ممکن در رفع اثر زندان در تکرار جرم درواقع بعنوان پیشنهادهایی جهت کاهش این اثر زندان ارائه گردیده است. فصل اول: راههای موجود در رفع اثر زندان در تکرار جرم با وجود مباحثی که در خصوص آثار منفی زندان خصوصا در بحث «تکرار جرم» به میان آمد، لزوم کاهش هر چه سریعتر و بیشتر اینگونه آثار زیانبار خصوصا رفع اثرات جرمزای آن بشدت احساس میشود. بطوریکه حفظ سلامت و امنیت جامعه بطور عمدهای در گرو این امر است. به همین دلیل قانونگذاران تدابیر کیفری مختلفی را جهت جایگزین نمودن با این مجازات پیشبینی و تصویب نموده و به مرحله اجرا درآوردهاند. بطور کلی این تدابیر دارای دو ماهیت قانونی و قضایی هستند به این معنا که یا ازطریق قانون جنبه آمریت یافته و یا به تدبیر قضایی محاکم واگذار شده است. «با این همه باید توجه کنیم که در تمام موارد استفاده از نهادهای تعلیقی که به عنوان جایگزینهای تقنینی مورد توجه قرار میگیرد در آن بحث هنوز هم در قلمرو محکوم کردن متهم به زندان حتی اگر هم این مجازات زندان به مرحله اجرا درنیاید هستیم. لذا اگر بخواهیم از مجازات زندان اجتناب ورزیم و گام دیگری در مسیر سیاست طرد یا مردود دانستن زندان برداریم باید از این هم فراتر رویم[۱۲۰].» علی ای حال باتوجه به انتقاداتی که نسبت به مجازات زندان و آثار زیانبار آن صورت گرفت، لزوم بکارگیری روشهایی برای دوری از این آثار زیانبار احساس میشود و روش های مختلفی در این جهت پیشنهاد شده و طرحها و اندیشههایی نیز مطرح گشته است و اندیشمندان مکاتب مختلف کیفری هرکدام درطرح و بیان این روشها سهمی ایفا نمودهاند و بطور عمده دو روش را در پیش گرفتهاند: اول بهبود بخشیدن وضع زندانیان در زندان ها و دوم بسط و گستر جانشینهای کیفر زندان. ذکر این نکته در ابتدا لازم است که «هنگامی که صحبت از جایگزینهای مجازات زندان درمفهوم گسترده آن میکنیم، منظور هرگونه ضمانتاجرایی است که بتواند از همان ابتدا بطور کلی مانع توسل به مجازات زندان شود یا مدت زندان را کوتاهتر کند[۱۲۱].» این روند کاهش استفاده از مجازات زندان تنها شامل ایران و یا کشورهای اسلامی نیست بلکه در احکام دادگاههای بسیاری از کشورهای غربی نیز قابل مشاهده است. این احکام عمدتا جریمه نقدی، پرداخت خسارت به قربانی جرم، حکم آزادی مشروط، حکم کار عامالمنفعه یا حکم تلفیقی آزادی مشروط و کار عامالمنفعه هستند. «تحقیقات بعمل آمده در بسیاری از کشورها نشان میدهد که مردم هرچه بیشتر بر تأثیرات زندان و جایگزینهای ممکن بر آن واقف باشند به همین میزان آسانتر مجازاتهای جایگزین را به عنوان راهحلی مناسب میپذیرند[۱۲۲].» نکته قابل توجه درخصوص کیفرهای جایگزین مجازات سالب آزادی، استفاده بجا و کاربردی از آنها است که علاوه بر اینکه هدف مطلوب از اجرای مجازات که همان تنبه و جلوگیری از تکرار جرم توسط فرد محکوم و نیز سایر افراد جامعه است را به همراه داشته باشد، مضافا آثار منفی زندان را نیز دربر نداشته باشد به دیگر سخن رمز موفقیت تدبیر جایگزین در این است که به شکل صحیح و مطلوب اعمال شود و آثار مثبت و سازندهای در نظام کیفری به جای –گذارد. ناگفته نماند که یکی از مهمترین دلایلی که برای استفاده از کیفرهای جایگزین زندان وجود دارد، پایین بودن هزینه آنها نسبت به زندان است. زیرا همانگونه که قبلا بیان شد زندانها هزینه های هنگفتی را دربردارند درصورتیکه جایگزینها بسیار ارزانتر بوده و علاوه بر آن میتوانند همان نتایج یا حتی نتایج بهتری به بارآورند. وانگهی بنا بر یک عقیده «توسل به سازوکارهای غیرکیفری موقعیت ازدست رفته بزهدیده را به وی بازمیگرداند و نقش فعال و پویایی را به وی در فرایند رسیدگی کیفری میدهد[۱۲۳].» همانطور که از مجموع مباحث قبل دریافتیم مشکل اساسی که در ارتباط با زندان، جلبنظر میکند آنست که زندان علیرغم آنکه بعنوان روشی جهت جرمزایی درنظر گرفته شده، مانع از تکرار جرم نیست. «ولی باید توجه کرد که جایگزینها نیز مشکلات خاص خود را دارند بویژه آنها باید ساختار معقول و متناسبی داشته باشند تا دادگاهها بتوانند با اعتماد کامل به سودمند و مؤثر بودن، آنها را اعمال کنند. به عبارت دیگر، جایگزین نخست باید متناسب باشد و دوم قضات و مأموران اجرا بهگونهای متناسب آن را بکار برند[۱۲۴].» «درایران تدابیری چون کاهش جمعیت کیفری زندانها، صرفهجویی درهزینههای مربوط به آن، تجدیدنظر در قوانین موجود، تصویب قوانین جدید و تعیین جایگزینهایی برای حبس درسالهای اخیر جزو برنامههای قوه قضاییه قرار گرفته است[۱۲۵].» بعنوان نمونه در سال ۱۳۵۲ قانون رفع توقیف بدهکاران تصویب شد که در سال ۱۳۷۶ الغا شد و پس از آن در آبانماه ۱۳۷۷ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی به تصویب رسید که بموجب ماده ۲ آن محکومله غیرمعسر ممتنع از پرداخت بدهی خود بنا به درخواست محکومله تا زمان تأدیه حبس میگردید. همین حکم در بند ج ماده ۱۸ آییننامه اجرایی قانون موصوف بیان شده بود. لکن در تاریخ ۳۱/۴/۱۳۹۱ بخشنامه ۱۰۰/۱۵۴۵۸/۹۰۰۰ ریاست قوه قضاییه درخصوص بند ج ماده ۱۸ آییننامه اجرایی موضوع ماده ۶ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی ابلاغ گردید که بموجب آن بند (ج) آییننامه مذکور بدین شرح اصلاح شد: «در سایر موارد چنانچه ملائت محکومعلیه نزد قاضی دادگاه ثابت نباشد، از حبس وی خودداری و چنانچه در حبس باشد آزاد میشود. تبصره: درصورتی که برای قاضی دادگاه ثابت شود محکومعلیه با وجود تمکن مالی از پرداخت محکومبه خودداری میکند، با درخواست محکومله و با دستور قاضی دادگاه تا تأدیه محکومبه حبس میشود.»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۳) مقدمه روشهای تحقیق بیانگر ابزارهای دسترسی به واقعیت هستند. هر تحقیق از حیث روش تحقیق است که اعتبار مییابد نه موضوع تحقیق. بنابراین نتایج حاصل از یک پژوهش علمی هنگامی دارای روایی و پایایی لازم است که از روشهای درستی بدست آمده باشد (عظیمی, ۱۳۸۸, ص. ۱۰۷). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
هدف این پژوهش ارائه مدلی از شناسهی هواداری و پیامدهای حامیگری در باشگاه تراکتورسازی تبریز است. جهت پاسخگویی به سؤالهای تحقیق و نتیجه گیری در خصوص فرضیه ها، محقق یک تیم فوتبال و حامیان آن را به عنوان نمونه موردی انتخاب کرده و جامعه آماری و نمونه آماری موردنیاز خود را از آن استخراج نمود. جامعه آماری این تحقیق، کلیه طرفداران تیم تراکتورسازی تبریز است. با انتخاب نمونه آماری با بهره گرفتن از روش ساده و راحت، و با توزیع پرسشنامه های تهیه شده، داده های خام آماری مورد نیاز محقق جمع آوری شد. ۲-۳) طرح تحقیق بدیهی است که برای موضوعی خاص، تنها یک روش تحقیق خاص وجود ندارد و محقق باید با توجه به موضوع مورد مطالعه، روش یا روشهای تحقیق متناسب با آن را بهکار گیرد و چه بسا در بسیاری از مطالعات، استفاده از چندین روش تحقیق مختلف مناسب باشد (سرمد, بازرگان, & حجازی, ۱۳۸۷, ص. ۸۲). بهطورکلی، روشهای تحقیق در علوم رفتاری را میتوان با توجه به دو معیار هدف تحقیق و نحوه گردآوری داده ها تقسیم بندی کرد. تحقیقات علمی بر اساس هدف تحقیق به سه دسته تقسیم میشوند: بنیادی، کاربردی، و تحقیق و توسعه. تحقیق حاضر به دلیل کاربرد ویژه آن در حوزه بازاریابی ورزشی و هواداران ورزشی، جزء تحقیقات کاربردی است. هدف تحقیقات کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است (سرمد, بازرگان, & حجازی, ۱۳۸۷, ص. ۷۹). تحقیق حاضر، الگویی کاربردی در اختیار مدیران بازاریابی ورزشی و باشگاههای ورزشی قرار میدهد تا با آگاهی از پیشآیندها و پسآیندهای حاصل از حامیگری، بتوانند برنامه های حامیگری خود را مورد ارزیابی قرار داده و یا تصمیمات لازم برای ورود به حوزه حامیگری ورزشی را اتخاذ نمایند. این تحقیق از نظر نحوه گردآوری داده ها، تحقیقی توصیفی است زیرا تنها به توصیف و تشریح شرایط و وضعیت موجود پرداخته و به شناخت بیشتر آن کمک می کند. اما در مورد نوع تحقیق توصیفی، این تحقیق، یک تحقیق پیمایشی مقطعی و از نوع همبستگی است. زیرا در این تحقیق، محقق بر آن است که الگوی خاصی از روابط میان متغیرها را مورد آزمون قرار دهد؛ که برای این امر دادههایی که به بررسی صفات و ویژگیهای جامعه آماری میپردازند در یک مقطع زمانی خاص گردآوری شده است. ۱-۲-۳) قلمرو تحقیق قلمرو زمانی این تحقیق، فاصله زمانی بین اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ تا اواخر تیر ماه ۱۳۹۳ بوده است که البته گردآوری داده های مورد نیاز، در مقطع زمانی بین اواسط اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ تا اواسط خرداد ماه ۱۳۹۳ انجام گرفته است. قلمرو مکانی تحقیق نیز مجموعه ورزشی یادگار امام شهر تبریز است. در خصوص قلمرو موضوعی این تحقیق نیز میتوان عنوان کرد که این تحقیق در حوزه بازاریابی ورزشی و رفتار هواداران ورزشی قرار دارد. ۳-۳) معرفی جامعه و نمونه آماری ۱-۳-۳) جامعه آماری جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند. صفت مشترک صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد (آذر & مومنی, ۱۳۸۳, ص. ۵). در این تحقیق، محقق پس از بررسی رشته های مختلف ورزشی و تیمهای حاضر در آنها، و همچنین پس از جمعآوری اطلاعات درباره حامیان این تیمها، ورزش فوتبال و شرکت و تیم ورزشی تراکتورسازی تبریز را به منظور پیاده کردن مدل تحقیق انتخاب نمود. یکی از اصلیترین دلایل این انتخاب این بود که با توجه به اینکه تحقیق حاضر روی شناسهی هواداری کار می کند و تیم تراکتورسازی تبریز که بعد از چند سال دوباره وارد لیگ برتر شده است به خاطر شور و شوق هواداران ورزشی که در چند سال اخیر در تمامی رسانه ها به عنوان با تعصب ترین و مشتاقترین هواداران لیگ برتر انخاب شده اند؛ سایر رشته های ورزشی و تیمهای حاضر در آنها بدلیل اینکه از تعداد هواداران کمی برخوردارند و یا شور و اشتیاق لازم را به عنوان هوادار واقعی نداشتند، شرایط لازم برای انجام این تحقیق را نداشتند. با توجه به اینکه نمونه موردی تحقیق باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتورسازی تبریز و نیز شرکت مخابرات ایران و مجتمع اداری-تجاری-تفریحی آیسان تبریز (بهعنوان حامیان این تیم) است، جامعه آماری تحقیق نیز کلیه هواداران تیم تراکتورسازی تبریز انتخاب شد. ۲-۳-۳) نمونه آماری پس از انتخاب موضوع تحقیق و بیان مسئله، یکی از تصمیمیات مهمی که در پیش روی هر محققی قرار دارد انتخاب نمونه آماری است؛ نمونه باید نماینده جامعهای باشد که پژوهشگر قصد تعمیم یافتههای تحقیق خود به آن جامعه را دارد. در تحقیق حاضر، نمونه آماری از بین هوادارانی انتخاب شده اند که برای تماشای بازیهای تیمشان در ورزشگاه حضور مییابند. یکی از دلایل این انتخاب، سهولت دسترسی به هواداران بوده است. دلیل دیگر این است که با توجه به اینکه افرادی که در ورزشگاه حضور مییابند از اشتیاق بالایی برخوردارند و هوادار، به معنی اصلی کلمه هستند، لذا محقق با انتخاب این نمونه سعی دارد تا نتایج معتبرتری بدست آورد. ۳-۳-۳) حجم نمونه تعیین حجم نمونه یکی از اساسیترین و مشکلترین گامهای هر تحقیق میدانی بوده و دقت در تعیین حجم نمونه متضمن تعمیم نتایج تحقیق است. هر چه حجم یا اندازه نمونه بزرگتر باشد میزان اشتباهات در نتیجه گیری کمتر می شود و بر عکس هر چه تعداد نمونه محدود باشد مقدار اشتباهات زیادتر است. بنابراین زمانی که محقق سطح بالاتری از اطمینان یا معنیداری را ملاک ارزیابی اطلاعات تحقیق خود قرار میدهد، لازم است حجم نمونه او بزرگتر انتخاب شود. در این تحقیق حجم نمونه ۳۸۵ نفر در نظر گرفته شده است که برای تعیین آن از فرمول کوکران استفاده شده است: در فرمول فوق، N حجم جامعه مورد مطالعه است که در اینجا جامعه آماری نامحدود در نظر گرفته شده است. t = z، اندازه متغیر در توزیع طبیعی است که از جدول مربوط در سطح احتمال مورد نظر استخراج می شود که برای فاصله اطمینان ۹۵% ، مقدار t برابر ۹۶/۱ است. P، درصد توزیع صفت در جامعه است؛ یعنی درصد افرادی که دارای صفت مورد مطالعه هستند و q، درصد افرادی است که فاقد آن صفت در جامعه هستند. از آنجا که در این تحقیق این نسبتها در دسترس نبودند، هرکدام ۵/. انتخاب شدند. سرانجام d، تفاضل نسبت واقعی صفت در جامعه با میزان تخمین محقق برای وجود آن صفت در جامعه است که حداکثر نسبت آن تا ۰۶/۰ است و دقت نمونه گیری نیز به آن بستگی دارد. ۴-۳-۳) روش نمونه گیری انتخاب یک روش نمونه گیری مناسب مبتنی بر شاخص هایی از قبیل ساختار جامعه ، نوع اطلاع مورد جستجو و امکانات لازم برای اجرای آن است. در این تحقیق با توجه به نمونه آماری انتخاب شده و نیز بخاطر سهولت دسترسی به هواداران، از روش نمونه گیری ساده و راحت[۱۳۲] استفاده شده است. در این روش، افرادی که در زمان مناسب و در مکان مناسب قرار دارند بهعنوان اعضای نمونه انتخاب میشوند. ۴-۳) ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق، برای جمعآوری داده ها جهت آزمون فرضیات تحقیق، از پرسشنامه ساختاریافته استفاده شده است. پرسشنامه استفاده شده در این تحقیق، پرسشنامهای است که در سال ۲۰۰۴ توسط گوینر و اسوانسون طراحی و مورد استفاده قرار گرفته است؛ با این تفاوت که در بخشهایی از آن تغییراتی صورت گرفته است. گوینر و اسوانسون نیز برای بررسی هریک از متغیرها از مقیاس استانداری استفاده نموده که قبلاً توسط سایر محققین مانند راش و جیمز (۲۰۰۲) و مادریگال (۲۰۰۱)، طراحی شده است. در پرسشنامه حاضر از مقیاس ۵ طیفی لیکرت استفاده شده که در طیفی بین “کاملاً موافق” تا “کاملاً مخالف"، تعریف شده است. همانطور که در جدول (۱-۳) مشاهده می شود، عدد (۱) نشان دهنده کمترین ارزش و عدد (۵) نشان دهنده بالاترین ارزش است. جدول (۱-۳)؛ مقیاس لیکرت ۵ طیفی
| گزینه ها |
کاملاً موافقم |
موافقم |
نظری ندارم |
مخالفم |
کاملاً مخالفم |
| امتیازات |
۵ |
۴ |
۳ |
۲ |
۱ |
بهطورکلی، در این تحقیق از ۴۲ سؤال بسته و سه سؤال باز استفاده شده است که از این سه سؤال باز، یک سؤال مربوط می شود به تعداد سالهای هواداری و یک سؤال مربوط به تشخیص تعداد حامیان تیم و یک سؤال نیز برای دریافت نظرات و پیشنهادهای پاسخ دهندگان طراحی شده است. پرسشنامه طراحی شده که توسط هواداران تیم تراکتورسازی تبریز تکمیل شد، دو بخش اصلی دارد: بخش اول، حاوی پرسشهایی است که اطلاعات عمومی و مشخصهها و ویژگیهای جمعیت شناختی نمونه آماری مانند جنسیت، وضعیت تأهل، سن، میزان تحصیلات و تعداد سالهای هواداری را شامل می شود. در بخش دوم نیز پرسشهایی برای سنجش متغیرهای موجود در فرضیه ها و الگوهای مفهومی مطرح شده اند. نحوه تقسیم بندی سؤالات با توجه به متغیرهای تحقیق در جدول (۲-۳) نشان داده شده است. جدول (۲-۳)؛ تقسیم بندی سؤالات با توجه به متغیرهای تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قابلیت هدایت غشاء به شدت تحت تأثیر رطوبت آن است. با خشک شدن غشاء بر اثر افزایش دما میزان قابلیت هدایت غشاء نیز افت میکند (معادله (۳- ۳۸)). این کاهش قابلیت هدایت غشاء بر اثر افزایش دما را میتوان از شکل ۳‑۹ نتیجه گرفت. البته همانطور که در شکل ۳‑۹ نیز مشخص است، کاهش قابلیت هدایت پروتونی غشاء در اثر افزایش دما در نزدیکی آند شدیدتر است. این حالت ناشی از این واقعیت است که در مجاورت آند رطوبت غشاء به مراتب کمتر از نزدیکی کاتد است (شکل ۳‑۸).
| |
| شکل ۳‑۹: اثر تغییرات دما بر قابلیت هدایت پروتونی غشاء. |
اثر چگالی جریان بر روی جزء آب درون غشاء و مقاومت اهمیک پیل: شکل ۳‑۱۰ نشان میدهدکه با افزایش چگالی جریان پیل سوختی میزان آب درون غشاء کاهش مییابد. این کاهش در چگالی جریانهای بالا کاملاً چشمگیر است. اشپرینگر و همکارانش [۲۳] نیز در این مورد به نتیجه مشابهی رسیدهاند. بنابراین افزایش جریان در حقیقت باعث کاهش رطوبت غشاء شده و در نتیجه منجر به کاهش قابلیت هدایتآنمیگردد. در این حالت با کاهش قابلیت هدایت غشاء طبق معادله (۳- ۳۷) مقاومت اهمیک افزایش مییابد. به عبارت دیگر با افزایش چگالی جریان میزان افت اهمیک پیل افزایش مییابد. این موضوع در شکل ۳‑۱۱ نشان داده شده است. در شکل ۳‑۱۱ اثر افزایش دما بر روی مقاومت اهمیک نیز بررسی شده است. از آنجایی که افزایش دما سبب کاهش قابلیت هدایت غشاء میشود (شکل ۳‑۹) لذا مقاومت اهمیک پیل را افزایش میدهد (شکل ۳‑۱۱).
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
| |
| شکل ۳‑۱۰: پروفیل جزء آب درون غشاء به ازای چگالی جریانهای مختلف. |
| |
| شکل ۳‑۱۱: منحنی مقاومت اهمیک بر حسب چگالی جریان پیل در سه دمای متفاوت. |
اثر ضخامت غشاء بر روی مقاومت اهمیک و منحنی قطبیت پیل: مقاومت اهمیک پیل با ضخامت غشاء طبق معادله (۳- ۳۷) رابطه مستقیم دارد لذا با افزایش طول غشاء میزان مقاومت اهمیک افزایش مییابد. شکل ۳‑۱۲ روند این افزایش را برای مدل ارائه شده در دماهای مختلف نشان میدهد. میتوان نتیجه گرفت که افزایش ضخامت غشاء باعث افزایش مقاومت اهمیک و درنتیجه کاهشکارایی پیل (افت منحنی قطبیت)میشود این امر در شکل ۳‑۱۳ نیز مشخص است.شکل ۳‑۱۳ منحنی قطبیت پیل را نشان میدهد. افزایش مقاومت اهمیک پیل در اثر زیاد شدن چگالی جریان (شکل ۳‑۱۱) سبب کاهش ولتاژ در منحنی قطبیت میشود، تا اینکه در چگالی جریان محدود کننده میزان ولتاژ به صفر میرسد.
| |
| شکل۳‑۱۲: اثر ضخامت غشاء بر روی مقاومت اهمیک پیل. |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نظر به اینکه عرضه اولیه سهام برای شرکتهای خصوصی، عمده ترین منبع تامین مالی بوده و از سوی دیگر، هر ساله حجم زیادی از شرکت های دولتی هم در جریان اجرای سیاست های اصل ۴۴ مشمول واگذاری قرار می گیرند؛ قیمت گذاری صحیح این سهام منافع اقتصادی قابل توجهی را بدنبال خواهد داشت. از این رو، تغییرات اساسی که طی چندین سال گذشته در روش های تامین مالی و رشد خصوصی سازی شرکت های دولتی رخ داده است، تبیین تاثیرات محافظه کاری و سایر جنبه های گزارشگری مالی با قیمت گذاری عرضه های اولیه و ناهنجاری های مرتبط با آن را حائز اهمیت ساخته است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
بسیاری از مطالعات انجام شده بیانگر وجود پدیده قیمت گذاری کمتر از واقع در فرایند عرضه های عمومی اولیه می باشد، که شکل گیری آن در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی بین ذینفعان درگیر در فرایند عرضه های عمومی اولیه ( شرکت ناشر، شرکت تامین سرمایه و سرمایه گذاران بالقوه ) می باشد. بر اساس دیدگاه بسیاری از محققان، عدم تقارن اطلاعاتی بین ذینفعان درگیر در فرایند عرضه های اولیه موجب اعمال محافطه کاری بیشتری در گزارشگری مالی خواهد شد.در نتیجه، محافظه کاری از یک طرف مزیت اطلاعاتی داشته و قابلیت اتکا و کیفیت اطلاعات را افزایش می دهد و از طرف دیگر در محدود کردن آزادی عمل و رفتار های خوشبینانه مدیران،کاهش هزینه های نمایندگی و در نهایت کاهش عدم تقارن اطلاعاتی موثر واقع می شود. با توجه به ادبیات و پیشینه ارائه شده پیرامون موضوع پژوهش مشخص گردید که محافظه کاری بعنوان یک مکانیزم حاکمیتی از طریق افزایش کیفیت و مقدار اطلاعات گزارش شده در مقاطع زمانی عرضه های اولیه، با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین ذینفعان درگیر در فرایند عرضه های عمومی اولیه، اندازه قیمت گذاری های کمتر از واقع و در نتیجه بازده غیرعادی اولیه این سهام را کاهش خواهد داد. بر این اساس، روابطی که بین متغیرهای این پژوهش وجود دارند را میتوان در مدل مفهومیای که در صفحه بعد ارائه شده است؛ نشان داد. شکل(۲) . مدل مفهومی تحقیق اثر افزایشی اثر کاهشی محافظه کاری حسابداری شرکت تامین سرمایه سرمایه گذاران بالقوه شرکت ناشر قیمت گذاری کمتر از واقع ( Under Pricing ) خلاصه فصل همانطور که اشاره شد، مطالعات صورت گرفته در ایران و بسیاری از کشور ها بر وجود پدیده قیمت گذاری کمتر از واقع که منجر به شکل گیری بازده غیر عادی اولیه می شود، تائید کرده اند. یکی از دلایل برای توجیه این پدیده، هزینه جمع آوری اطلاعات است. بطوری که سرمایه گذاران مطلع به منظور جبران هزینه های جمع آوری اطلاعات و سرمایه گذاران غیر مطلع به منظور جبران دریافت عرضه های ضعیف و دستیابی به بخشی از عرضه های خوب خواستار کسب بازده بالایی از این سهام می شوند در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی بین ذینفعان در گیر در فرایند عرضه های عمومی اولیه شکل می گیرد. در چنین حالتی اعمال محافظه کاری بیشتر در گزارشگری مالی شرکت ها با افزایش مقداری اطلاعات میان سرمایه گذاران، آنها را از ارزش واقعی شرکت مطلع می سازد و انگیزه و توان مدیران را در دستکاری اطلاعات حسابداری تقلیل داده و با کاهش هزینه های نمایندگی ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی، در نهایت اندازه قیمت گذاری های کمتر از واقع و بازده غیر عادی این سهام را کاهش می دهد. در فصل حاضر به دو بخش مبانی نظری و پیشینه تحقیق پرداخته شد. در هر دو قسمت سعی شد تا حتی الامکان به تمامی جنبه های موضوع پرداخته شود و از مقالات موجود و تحقیقات و پژوهشهای انجام شده داخلی و خارجی استفاده گردد. در فصل پیش رو نیز روش تحقیق، فرضیه ها، مبانی اندازه گیری متغیرها، جامعه و نمونه آماری تحقیق، منابع اطلاعاتی و روشهای آماری جهت تجزیه و تحلیل ارائه میگردد. فصل سوم روش تحقیق ۱-۳- مقدمه “ثبات و استمرار وقوع پدیده ها امری منطقی است که علم بر پایه آن بنا شده است. به عبارت دیگر در استفاده از روش علمی برای پیش بینی وقوع پدیده ها در جهان، پیش فرض آن است که این پدیده ها اتفاقی؛ دمدمی و بی نظم نبوده و قابل پیش بینی است. زیرا در غیر این صورت انجام پژوهش علمی غیر ممکن می بود” (سرمد، بازرگان و حجازی, ۱۳۸۹: ۲۱-۲۰). شکی نیست که پیبردن به قواعد و نظم میان پدیده ها در علوم انسانی به سهولت سایر علوم نخواهد بود زیرا بازیگر نقش اصلی در علوم انسانی، انسان است؛ موجودی که صاحب اختیار است.اما این بدان معنی نیست که رفتار انسان در چارچوب هیچ قاعدهای قرار نمیگیرد."باید توجه داشت که رفتار آدمی پیچیده است و عواملی بسیاری در ایجاد آن دخالت دارد که به ظاهر آن را سازمان نیافته و حتی متناقض جلوهگر می کند؛ اما می توان با روش مناسب به شناخت آن پرداخت"(همان: ۲۱). شاید بتوان گفت دلیل اینکه تاکنون امکان دستیابی به قوانین دقیق برای تبیین رفتار انسان فراهم نشده است؛ استفاده از روش های نامناسب بوده است. انتخاب روش پژوهش بستگی به اهداف، ماهیت موضوع و امکانات اجرایی آن دارد و تشریح روش انتخاب شده در هر پژوهش علمی از اهمیت خاصی برخوردار است. از این رو در فصل حاضر روش پژوهش استفاده شده در این تحقیق تشریح خواهد شد؛ بنابراین در ابتدا مسأله و فرضیه های پژوهش ارائه می گردد؛ آنگاه قلمرو زمانی و مکانی پژوهش به همراه جامعه و نمونه آماری تشریح خواهند شد و در ادامه به تشریح و شیوه محاسبه متغیر های مستقل، وابسته و کنترل موجود در مدل به کار گرفته شده در پژوهش حاضر میپردازیم. ۲-۳- تعریف روش تحقیق پیش از شروع بحث در رابطه با روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش، لازم است تعاریف تحقیق[۱۱۷]و روششناسی را به اختصار مورد نظر قرار دهیم. واژه تحقیق از زبان عربی گرفته شده است. در لغت به معنای درست کردن، رسیدن، پژوهش، رسیدگی، بررسی، مطالعه و واقعیت است (فرهنگ معین)؛ و در معنای وسیع تر تحقیق عبارت از “فرایند رسیدن به پاسخ سوال پژوهشی است” (شریفی،۱۳۸۰، به نقل از فرجی، ۱۳۸۹). بنابراین می توان گفت “تحقیق فرایندی است که از طریق آن می توان درباره ناشناخته ها به جستجو پرداخت و نسبت به آن شناخت لازم را کسب کرد. در این فرایند از چگونگی گردآوری شواهد و تبدیل آنها به یافته ها تحت عنوان روش شناسی یاد می شود” (اندرسون و برنز[۱۱۸]، ۱۹۸۹، به نقل از سرمد و دیگران،۱۳۸۹). یک محقق پس از انتخاب موضوع باید به دنبال روش تحقیق باشد و همان طور که اشاره شد انتخاب روش پژوهش بستگی به اهداف، ماهیت موضوع و امکانات اجرایی آن دارد و تشریح روش انتخاب شده در هر پژوهش علمی از اهمیت خاصی برخوردار است. به عبارت دیگر هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید چه شیوه و روشی را آغاز کند تا او را هرچه دقیقتر، آسانتر و سریعتر در دستیابی به پاسخ یا پاسخ هایی که برای پرسش تحقیق در نظر گرفته شده یاری نماید. ۳-۳- نوع و روش پژوهش انتخاب روش تحقیق بستگی به اهداف و ماهیت موضوع تحقیق و نیز امکانات اجرایی آن دارد. بنابراین هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید چه شیوه و روشی را اتخاذ کند تا او را هر چه دقیقتر، آسانتر، سریعتر و ارزانتر در دستیابی به پاسخ هایی برای پرسش یا پرسش های تحقیق مورد نظر کمک کند. به طور کلی روش های تحقیق در علوم رفتاری را می توان با توجه به دو ملاک الف) هدف تحقیق، ب) نحوه گردآوری داده ها تقسیم کرد. الف) دسته بندی تحقیقات بر حسب هدف تحقیقات علمی بر اساس هدف تحقیق به سه دسته تقسیم می شود: بنیادی، کاربردی، تحقیق و توسعه.
-
- تحقیقات بنیادی:هدف اساسی این نوع تحقیقات آزمون نظریه ها، تبیین روابط بین پدیده ها و افزودن به مجموعه دانش موجود در یک زمینه خاص است.
-
- تحقیق کاربردی:هدف تحقیقات کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. به عبارت دیگر تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد علمی دانش هدایت می شود.
-
- تحقیق و توسعه:فرایندی است که به منظور تدوین و تشخیص مناسب بودن یک فرآورده مانند طرح، روش و برنامه انجام می شود. هدف اساسی در این نوع تحقیقات تدوین با تهیه برنامه ها، طرح ها و امثال آن است (سرمد و دیگران،۱۳۸۵: ۷۹).
بنابراین با توجه به هدف این تحقیق، می توان آن را در دسته تحقیقات کاربردی به حساب آورد. ب) دسته بندی تحقیقات بر حسب نحوه گردآوری داده ها (طرح تحقیق) تحقیقات علمی را بر اساس چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز (طرح تحقیق) می توان به دسته های زیر تقسیم کرد:
-
- تحقیق توصیفی (غیرآزمایشی)
تحقیق حاضر از نوع توصیفی است. تحقیق توصیفی شامل مجموعه روش هایی است که هدف آن ها توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی می تواند صرفا برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیم گیری باشد. تحقیق توصیفی را می توان به دسته های زیر تقسیم کرد:
-
- تحقیق پیمایشی
-
- تحقیق همبستگی
-
- اقدام پژوهی
-
- بررسی موردی
-
- تحقیق پس- رویدادی (همان).
این تحقیق از نوع همبستگی و پس رویدادی است. همانگونه که در فصل یک اشاره شد، در این پژوهش تلاش شده است تا رابطه بین محافظه کاری و بازده غیرعادی اولیه سهام عرضه های عمومی اولیه، مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین می توان گفت پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، همبستگی محسوب می شود. به عبارت دیگر در این پژوهش به بررسی وجود رابطه و همبستگی بین متغیر ها از طریق رگرسیون میپردازیم. ۴-۳- مسأله پژوهش پژوهش علمی همواره با نوعی مسأله آغاز می شود و هدف آن پیدا کردن جواب مسائل با بهره گرفتن از روش های علمی است."مسأله به صورت یک جمله سوالی یا اظهاری است که بیان می کند چه رابطه ای بین متغیر ها وجود دارد؛ بیان صریح سوال و موضوع تحقیق از مهمترین و شاید سخت ترین مراحل تحقیق علمی است. اگر کسی می خواهد مسأله ای را حل کند باید توضیح دهد آن مسئله چیست، قصد انجام چه کارهایی را دارد و در پی یافتن پاسخ چه پرسش هایی است” (فرجی،۱۳۸۹: ۲۷). همانطور که در فصل اول تشریح شد، تحقیق جاری در پی حصول به این نکته است که آیا با افزایش محافظه کاری و گزارشگری محافطه کارانه شرکت های ناشر، بازده غیر عادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه که ناشی از قیمت گذاری کمتر از واقع این سهام می باشد، کاهش خواهد یافت یا خیر؟ بنابراین میتوان گفت پرسش اصلی در این پژوهش این است که: آیا بین محافظه کاری و بازده غیر عادی کوتا مدت سهام عرضه های عمومی اولیه رابطه معکوس وجود دارد یا خیر؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ سوال فوق؛ آیا سطوح عدم تقارن اطلاعاتی بین ذینفعان درگیر در فرایند عرضه های عمومی اولیه، بر رابطه اشاره شده فوق تاثیر دارد یا خیر؟ ۵-۳- فرضیه تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شبکهی منافذ پرشده بهوسیلهی مایع
جداسازی گاز
متقارن یا ایزوتروپ
واکنش تغییر فازی
اندازهی سوراخ mμ ۵-۰۵/۰
فیلتراسیون جهت استریلسازی، دیالیز، نمکزدایی غشایی
پوستهای
واکنش تغییر فازی به همراه تبخیر
اندازهی سوراخ در سطح غشا nm 10-1
اولترافیلتراسیون، نانوفیلتراسیون، جداسازی گازی، تبخیر
مرکب یا فیلم نازک
بهکارگیری یک فیلم نازک روی غشای ریز منفذ
اندازهی سوراخ در سطح غشا nm 5-1
اولترافیلتراسیون، نانوفیلتراسیون، جداسازی گازی، تبخیر
جدول ۴-۱۰ مزایا و معایب مواد مختلف بهکاررفته در ساختار غشاها]۵۵[
جنس غشا
مزایا
معایب
سلولزاستات
ارزانقیمت، روش ساخت آسان
پایداری حرارتی کم (برای استفاده درجه حرارت بیشتر از ۳۰ درجه سانتیگراد توصیه نمیشود)، پایداری شیمیایی کم (محدودیت تحمل pH از ۳ تا ۶)، پایداری مکانیکی کم (قابلیت تجزیهپذیری بیولوژیکی بالا)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
پلیآمید
پایداری حرارتی خوب (درجه حرارت بالاتر از ۵۰ درجه سانتیگراد هم کارکرد مناسبی دارد) پایداری شیمیایی مناسب (مناسب برای pH در محدودهی ۳ تا ۱۱)، نفوذپذیری بیشتر نسبت به غشاهای سلولزاستات
عدم مقاومت مناسب در برابر کلر
پلیپروپیلن
توانایی تحمل حرارتهای بالا را دارد
مقاومت شیمیایی کمتر از غشاهای پلیتترافلوروتیلن، حساس نسبت به وجود کلر
پلیسولفون
پایداری حرارتی خوب (در حرارت بالاتر از ۷۵ درجه سانتیگراد هم مناسب است)، پایداری شیمیایی مناسب (مناسب برای pH در محدودهی ۱ تا ۱۳) مقاومت نسبتاً خوب در برابر کلر، روش ساخت آسان، مقاومت شیمیایی خوب در برابر هیدروکربنهای آلیفاتیک، هیدروکربنهای هالوژنه، الکلها و اسیدها
مقاومت شیمیایی کم در برابر هیدروکربنهای آروماتیک، کتونها، استرها و اترها، محدودیت فشار نسبی کم (KN/m2 ۶۹۰ برای غشاهای صفحهای و KN/m2 ۱۷۲ برای غشاهای فیبر توخالی)
پلیتترافلوروتیلن
مقاومت بسیار خوب در برابر مواد ارگانیک، مقاومت شیمیایی بسیار خوب در برابر اسیدهای قوی، بازها و حلالها، محدوده دمای قابلتحمل بالا (۱۰۰ تا ۲۶۰ درجه سانتیگراد)
فقط در سایز منافذ میکرو فیلتراسیون موجود است، گرانقیمت است
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
2-13- نقد و بررسی تحقیق های داخل و خارج از کشور با توجه به مبانی نظری که آمده است ، تحقیقات زیادی در خارج از کشور در باره درس پژوهی شده است.علاقه به استفاده از این پژوهش برای آگاه شدن از نتایج آن مرتبط با نظریه ها ی گذشته و حال (مانند ویگوتسکی و یا پست مدرن ) رو به افزایش است. در تحقیقات انجام شده در خارج از کشور در زمینه تاثیر درس پژوهی بر حل مسئله ریاضی توسط (فرناندز،کنون و چاکشی،2001) انجام شده که شباهت آن در پژوهش ریاضی بوده است اما محور این پژوهش معلمان و در نتیجه بهبود یادگیری دانش آموزان در موضوع کلی حل مسئله بوده است. اسمیت و کریستی (2007) و بیکر ،بندل ،جنسیو،اسمیت و تلب (2007) به بررسی تاثیر روش درس پژوهی در آموزش ریاضیات پرداخته و دریافته اند که نگرش دانش آموزان نسبت به ریاضیات تغییر یافته و میزان فعالیت آن ها در حل مسائل ریاضی و مهارت های حل مساله و تفکر انتقادی آن ها پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده است. این پژوهش نیز با شباهت اجرای درس پژوهی در درس ریاضی با پژوهش حاضر مرتبط ، اما به لحاظ بررسی یک موضوع کلی مانند پیشرفت مهارت های حل مساله و تفکر انتقادی متفاوت می باشد. (تاکشی میاکاوا، کارل ونیسلو،2013) تاثیر درس آزاد به عنوان مدلی از درس پژوهی ، را در درس ریاضی دوم دبستان در حل مساله ، با بهره گرفتن از روش “درک مسئله از راه نقاشی “مورد بررسی قرار داده است . وجه شباهت این تحقیق با پژوهش حاضر استفاده از روش های فعال مانند استفاده از راهبرد مبتنی بر هوش های چندگانه (انفرادی کردن یادگیری ) می باشد و و تفاوت آن در بررسی نکردن نگرش و سه مولفه پیشرفت تحصیلی به صورت جداگانه می باشد. دادلی (2013) تاثیر گفتمان و استفاده از دانش نهفته معلمان در جلسات درس پژوهی را به منظور افزایش دانش عملی و در نتیجه افزایش یادگیری دانش آموزان مورد بررسی قرار داده است.این پژوهش از جهت انتخاب دوره سنی 9 سال با تفکر فعال ریاضی بر روی بسط سوالات باز با بهره گرفتن از گفت و گوی دو نفره در ریاضیات پرداخته که با پژوهش حاضر شباهت دارداما تفاوت آن دربررسی گروه دوم شامل پسرانی که در نوشتن مشارکت نداشتندبوده است ،ولی معلمان هر دو گروه به تاثیر درس پژوهی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اشاره می کنند .که با یافته های این پژوهش مرتبط می باشد. ازجمله تحقیقات داخل کشور در مورد تاثیر درس پژوهی بر توسعه صلاحیت های حرفه ای معلمان می توان پژوهش خاکباز (1386) را مورد بررسی قرار داد که از لحاظ تاثیر درس پژوهی بر رشد دانش معلمان ریاضی با تحقیق حاضر شباهت داشت ، اما و جه تمایز آن ، این بود که پژوهش وی در دوره متوسطه اول انجام شده و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را مورد مطالعه قرار نداده است. اکتفايینژاد (1385)نیز تأثير درسپژوهی برمعلمان رياضی دوره متوسطه را مورد بررسی قرار داده است، تفاوت پژوهش وی نیز این بود که در دوره متوسطه انجام شده و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را مورد بررسی قرار نداده است. حبیب زاده (1389) تاثیر درس پژوهی بر نگرش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه سوم دبستان و خودکارآمدی معلمان آن ها را مورد بررسی قرار داده است .شباهت پژوهش وی با پژوهش حاضر ، انجام تحقیق در پایه سوم دبستان وبررسی تاثیر آن بر پیشرفت تحصیلی و نگرش دانش آموزان بوده است .اما وجه تمایز آن ،اجرای تحقیق در برنامه قبلی ریاضی و انتخاب 12 موضوع برای اجرای فرایند درس پژوهی (هر هفته یک موضوع درسی ) بوده و نمره پیشرفت تحصیلی فقط نتیجه نمره دانش آموزان در آزمون های معلم ساخته بوده و پیشرفت تحصیلی را به طور مجزا در سه حیطه دانش ،مهارت و نگرش مورد سنجش قرار نداده است.در حالی که پژوهشگر سه موضوع ریاضی سوم را با تخصیص 22 جلسه حدود 45 تا 50 دقیقه ای (1 جلسه طرح موضوع به صورت عمومی در شورای مدرسه ، 1 جلسه برای همسو نمودن والدین پایه سوم ازاهداف اجرای پژوهش ، 2 جلسه برای تبیین و چگونگی اجراو نگارش طرح درس براس معلمین پایه سوم ، 6 جلسه برای اجرای فرایند درس پژوهی برای هر موضوع (تدوین طرح درس پژوهشی ، اجراس تدریس و جلسات بحث و گفت و گو ) به انجام تحقیق مبادرت نموده است. تفاوت دیگر استفاده از طرح درس پژوهشی است که سعی شده در آن ازشیوه آموزشی فعال در اجرای تدریس (ایفای نقش ، راهبردهای مبتنی بر هوش های چندگانه ، حل مساله )، تاکید بر تحلیل گفتمانی معلمان در جلسات بحث پس از تدریس ، اصلاح روش های تدریس به منظور عملیاتی کردن اهداف آموزش ریاضی در برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران، و ارائه راهکاری مناسب برای بهبود یادگیری ریاضی دانش آموزان استفاده شود. 2-14- جمع بندی و نتیجه گیری به طور کلی درس پژوهی به عنوان جایگاهی برای ساختن دانش با کمک اعضای گروه درس پژوهی و امکان مشاهده و ارائه دنمایش دوباره از روش تدریس ،به گونه ای که باعث رشد معلم شده و تکنیک های او را به وضوح بالا می برد ارزشمند است . بطوری که پژوهش هایی که در این باره شده است ، همگی نشان می دهند که چگونه تعامل و همکاری بین اعضا گروه برای ایجاد شرایط یادگیری معلم موثر می باشد .در نتیجه این فراگیری معلم ، همزمان دانش جدیدی از یادگیری دانش آموزان در ارتباط با نحوه آموزش خود و رابطه با یادگیری آن ها فرامی گیرند.به گونه ای که از نیازهای ویژه آن ها آگاهی می یابند و زمینه را بهبود یادگیری دانش آموزان خود فراهم می نمایند. در یک جمع بندی کلی می توان گفت نتایج یافته هاي تحقیقات انجام شده همگی حاکی از اهمیت دانش معلم و چگونگی استفاده از این دانش در موقعیت پیچیده کلاس درسمی باشد. پژوهش ها نشان می دهند که چگونه ماهیت دانش معلم درباره روش خود بر الگوهای آموزش و یادگیری او و دانش آموزانش تاثیر می گذارد .مدارس می توانند به عنوان سازمانهای يادگيرنده با تلفيق ايده های معلمان با هم ، هم به توسعه حرفهای آن ها بپردازند و هم موجبات پیشرفت دانش آموزان را فراهم آورند. این که چگونه با ایجاد بسترهای مناسب و ایمن گفتمانی و تدریس جایگاهی برای ایجاد سازمان فرا آموزشی ایجاد نموده و موجب تغيير در مدرسه و بهبود يادگيری دانش آموزان گردند. پژوهشگر امیدوار است یافته های این پژوهش بتواند داده های معتبری را برای معلمان ریاضی، برنامه ریزان درسی و تصمیم گیرندگان فراهم آورد تا آنها را در اجرای مطلوب و دست یابی به اهداف قصد شده برنامه درسی ریاضی سوم دبستان به گونه ای که سواد ریاضی دانش آموزان را که شامل «تجزیه و تحلیل، استدلال کردنو گفتمان کردنمؤثر برای طرح، حل و تفسیر مسائل ریاضی در انواع موقعیت ها» می باشد ،دردوره دبستان از طریق درس پژوهی نهادینه و اجرا نماید ،یاری رساند. تحقیقات انجام شده در باره درس پژوهی را می توان در موضوع مرتبط یا جدا از هم دسته بندی کرد:
- پژوهش هایی که پس از تبیین و توسعه نظری به تاثیر درس پژوهی بر رشد صلاحیت های حرفه ای معلمان خود پرداخته اند.
- پژوهش هایی که به بررسی تاثیر درس پژوهی به صورت همزمان بر رشد دانش معلم و پیشرفت تحصیلی دانش اموزان پرداخته است.
- پژوهش هایی که پس از شناخت مبانی نظری وتاثیر درس پژوهی ، فعالیت های خود را از آیا درس پژوهی موثر است ، به چگونه از درس پژوهی استفاده کنیم، متمرکز ساخته و با توجه به موانع و راه کارهای حاصل از پژوهش ها به ارائه الگوهای بومی متناسب با امکانات خود پرداخته اند. (با توجه به مبانی نظری این نوع پژوهش در خارج از ایران در حال گسترش است.)
به نظر می رسد در حالی که این روش به تازگی وارد نظام تعلیم و تربیت کشور ما شده است ، اما استفاده از تجربیات کشورهای دیگر برای این که چگونه بتوانیم از درس پژوهی استفاده کنیم و تمرکز خود را به جای اجرای چرخه مدل ژاپنی آن ، به بررسی بهسازی روابط انسانی(معلم-معلم، معلم-دانش آموز)، معماری مناسبات اجتماعی و بازسازی فرهنگ مدرسه ، احساس نياز به آموختن و بهبود آموزش مستمر ، آمادگی برای حرکت از آموزش به يادگيری و تأکيد بر يادگيرنده و.. به ما کمک بیشتری خواهد کرد. آموزش مبتنی بردرس پژوهی (مدل استیگلر و هیبرت ) افزایش و استفاده از دانش نهفته معلمان در یادگیری مشاهده ای و جلسات بحث و گفت و گو پس از تدریس و استفاده از روش های فعال آموزشی با مشارکت و همفکری دانش نگرش مهارت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شکل 7 : الگوی پژوهش فصل سوم روش تحقیق 3-1- مقدمه در این فصل از پژوهش، ابتدا روش تحقیق و طرح پژوهش معرفی می شود، در مرحله بعد فرایند تحقیق توضیح داده شده، سپس جامعه آماری و روش نمونه گیری توصیف شده و در مرحله بعد ابزار گردآوری اطلاعات (آزمون دانشی، مهارتی، چک لیست ارزشیابی از عملکرد دانش آموزان در کارگروهی و انجام فعالیت های مربوط به آزمون مهارتی، پرسشنامه نگرش سنج) معرفی و چگونگی تعیین روایی و پایایی آن ها آمده است، در پایان این فصل به توضیح روش آماری مورد استفاده در تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش پرداخته شده است. 3-2- روش و طرح تحقیق در این تحقیق از طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شده است. این طرح مشتمل بر دو گروه است که قبل و بعد از اینکه در معرض متغیر مستقل قرار بگیرند، با هم مقایسه می شوند. جدول 3-1 طرح پیش آزمون – پس آزمون گروه های مورد مطالعه تحقیق را نشان می دهد. جدول 3-1: طرح پیش آزمون- پس آزمون (بازرگان، 1385)
گروه های مورد مطالعه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲ـ تعمق ـ مورد تردید قرار دادن آن چه که باید مسلم یا بدیهی تلقی شود: به زیر سؤال بردن و نقد و بررسی آنچه که تاکنون در مدرسه انجام میشده است آثاری به این شرح دارد، جسارت علمی معلمان و دانشآموزان، ترویج روحیه تحقیق، رهاسازی کارکنان از تعصبات بیاساس و استفاده از استانداردهای جدید علمی. ـ کشف امور اساسی و بیان آنها در هر موقعیت: تدوین روش کار به نحوی که امور مدرسه بر اساس ضابطه و بطور اصولی انجام شود و نیز وجود معیار برای داوری درباره کار خوب و بد، همان چیزی است که سازمانهای بسیار موفق دارند و لازمه کار مدیر مدرسه با ذهن فلسفی است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ـ توجه به اشارات و امور مربوط به جنبههای اساسی در هر موقعیت: مدیر مدرسه باید ضمن کشف امور اساسی، ذهن خود را متوجه عمق قضایا بنماید و جنبههای اساسی و معیارهای موجود را مورد سنجش قرار داده و اصلاح کند. ـ قضاوت و حکم را به روش فرضیهای ـ قیاسی قرار دادن: ذهنیت فلسفی به مدیر مدرسه کمک می کند تا بجای اینکه به مشاهده و ضبط و ثبت همه اتفاقات مدرسه بپردازد، به تغییر و تفسیر همت گمارد و راه حل های مختلف را تحلیل کند، یعنی پس از آنکه جنبههای اساسی هر موقعیت را درک نمود و آثار منطقی مترتب را بررسی کرد، راهحل یا فرضیه مناسبی ارائه و مسأله را حل کند. ۳ـ انعطافپذیری ـ رها شدن از جمود روانشناختی: مدیر مدرسه متصف به این ویژگی، سه مزیت مشخص دارد: ـ با اتکا به تجارب خود واکنشی مناسب در برابر شرایط جدید آموزشی دارد. ـ بر اثر ملاحظه یک رفتار در شخص دچار تعمیم نمیشود و همینطور بر اثر ملاحظه رفتار واحدی در یک گروه از تعمیم آن در همه موارد خودداری می کند و شرطی نمیشود. ـ تفکر عقلانی خود را در موقعیتهای با فشار روان ـ تنی از دست نمیدهد و رفتار مناسبی دارد. ـ ارزش سنجی رفتار و نظریات جدا از منبع آن: این ویژگی در ذهنیت فلسفی مدیران ناظر به این مطلب است که مدیر مدرسه در مورد رفتار عناصر انسانی مدرسه دور از ذهنیات خود و بدون توجه به شنیدهها و فقط بر اساس معیار و مقیاس از پیش تعیین شده موجود قضاوت میکند. ـ مشاهده مسائل از جهات مختلف: بررسی مسائل مدرسه از ابعاد مختلف و جمع آوری اطلاعات مرتبط، امکان تصمیمگیری منطقیتری را برای مدیر مدرسه فراهم می کند. ـ شکیبایی و قضاوت موقت و مشروط: این ویژگی ذهنیت فلسفی سبب میشود که مدیران مدرسه بدانند هر آن ممکن است اطلاعات جدیدی بدست آید که موجب تجدید نظر در قضاوت شود، پس همیشه بطور موقت قضاوت میکنند(اسمیت، ترجمه بهرنگی، ۱۳۷۰، ص ۱۰۰-۷۰ و سلطانی، ۱۳۷۵، ص ۳۴-۳۳). «براتراند راسل[۸۹]» میگوید شاید کار عمده فلسفه در عصر حاضر آموزش چگونه زندگی کردن با دو وجه متضاد است، زندگی بدون یقین و بدون تردید(اسمیت، ترجمه بهرنگی، ۱۳۷۰، ص ۹۸). «همانطور که ملاحظه میشود مهارت مبتنی بر درک کلی در حقیقت خود متضمن جنبههای فنی و انسانی سازمان نیز هست، با این وجود مفهوم کلمه مهارت، بعنوان تبدیل علم به عمل باید به شخص امکان دهد که وجه تمایز مهارتهای سهگانه یعنی انجام عملیات فنی (مهارت فنی) درک کردن و برانگیختن افراد و گروه ها (مهارت انسانی) و هماهنگ ساختن کلیه تلاشها و علایق افراد، سازمان را در جهت تحقق هدفی مشترک (مهارت ادراکی) باز شناسند.» (کاتز، ترجمه توتونچیان، ۱۳۷۰، ص ۱۰۰). ۲-۱۲- اهمیت و ارزش نسبی مهارتها تمایز مهارتهای مدیران به سه وجهی که بیان شد، فقط به منظور تجزیه و تحلیل علمی سودمند است، اما آنچه که عملاً در رفتار مدیران مشاهده میگردد بهم آمیختگی آنهاست بنحوی که نمیتوان مرز پایان یک مهارت و آغاز مهارت دیگر را مشخص کرد با این وجود نباید از مزایای تمایز مهارتها در تجزیه و تحلیل علمی و آموزش غافل بود، «هر چند مهارتهای سه گانه در هر یک از سطوح مدیریت حائز اهمیت زیاد میباشند، اهمیت نسبی مهارتهای فنی، انسانی و ادراکی مدیر در سطوح مختلف فرق میکند.» (کاتز، ترجمه توتونچیان، ص ۱۰۱-۱۰۰). زیرا اعمال مدیریت اثربخش، به تناسبی که شخص از سطوح عملیاتی به سطوح سیاستگذاری و تصمیمگیری سازمان ارتقاء مییابد، نیازمندی وی به مهارت ادراکی نسبت به مهارت فنی افزایش مییابد، به عبارتی مدیران سطح پائین سازمان باید به مهارت فنی بیشتری به نسبت سایر مهارتها، توانمند باشند تا بتوانند مرئوسین خود را تعلیم دهند و بر کار آنان نظارت دقیق اعمال کنند، به همین قیاس مدیران در سطح بالای سازمان بدلیل آنکه وظایف عملیاتی بر عهده ندارند، نیازمند توانمندی کمتری در مهارت فنی هستند و در عوض باید برای انجام وظایف سیاستگذاری، تعیین هدف و تصمیمگیری مهارتهای ادراکی قابل ملاحظهای داشته باشند. شکل ۲-۶ مهارتهای مورد نیاز مدیران، در سطوح مختلف یک سازمان را نشان میدهد. مهارتهای مورد نیاز سطوح مدیریتی مدیران عالی مدیران میانی مدیران عملیاتی
شکل ۲-۳: مهارتهای مورد نیاز مدیران در سطوح مختلف سازمان همانگونه که در شکل مشخص است مدیران در همه سطوح سازمان به میزان یکسانی به مهارتهای انسانی جهت انجام وظایف نیازمندند و دلیلش اینست که بدون توجه به نوع وظیفه و سطوح مدیریتی، با انسانها کار میکنند و برای انگیزش و هدایت کارکنان باید از این مهارت برخوردار باشند از این رو بر مهارت انسانی تأکید ویژه میشود(هرسی و بلانچارد، ترجمه علاقهبند، ۱۳۷۷، ص ۱۶). یکی از صاحبنظران گفته است همه مهارتهایی که ذکر شد واجد اهمیتند، اما میزان و درجه اهمیت هر یک بسته به سطوح مدیریتی متفاوت است. علاوه بر مهارتهای فنی مهارت انسانی نیز در سطوح پائین سازمان اهمیت زیادتری دارد چون مدیران عملیاتی بیش از دیگر مدیران با کار و انسانها که انجام دهنده کارند در ارتباط هستند و باید علاوه بر داشتن حداکثر مهارت در چگونگی انجام کار بتوانند ارتباط صحیح کاری برای ایجاد انگیزه در آنان هم برقرار کنند. در سطوح بالای سازمان مدیران با تغییرات زیادی مواجهند و مشکلاتی که در برابرشان قد علم میکنند غیر قابل پیشبینی هستند بنابراین توانمندیشان به مهارت ادراکی که مستلزم قدرت ذهنی بیشتری است اهمیت زیادتری مییابد. البته این مدیران نیز در حدود نیازمندیهایشان باید از مهارتهای فنی و انسانی برای اطلاع از چگونگی کار سازمان و برقراری ارتباط با مدیران سطوح پائین برخوردار باشند. شکل ۴-۲ مهارتها را به نسبت سطوح مدیریتی نشان میدهد(عباسزادگان، ۱۳۷۹، ص ۲۵). شکل ۲-۴: مهارتهای مدیران به نسبت سطوح مدیریتی در همین زمینه صاحبنظر دیگری گفته است هر چه مدیر به خط عملیاتی سازمان نزدیکتر باشد نیازمند مهارت فنی زیادتری است و به همین نسبت به مهارت ادراکی کمتری نیازمند است، در این وضعیت باید دارای مهارت انسانی بالایی به جهت کار با افراد باشد. برای مدیران میانی مهارتهای سهگانه فنی، انسانی و ادراکی تقریباً در حد بالایی مورد نیاز است در مدیریت بالای سازمان، مهارت سهگانه فنی، انسانی و ادراکی تقریباً در حد بالایی مورد نیاز است در مدیریت بالای سازمان، مهارت ادراکی، بالا و مهارت انسانی نسبتاً بالا و مهارت فنی در سطح متوسطی قرار دارد. ۲-۱۳- مهارتهای ارتباطی ارتباط یعنی فراگرد ارسال پیام از جانب فرستنده و دریافت فهم آن از جانب گیرنده. زمانی که پیام ارسالی توسط گیرنده دریافت شده و وی منظور واقعی پیام را ادراک نماید ارتباط برقرار شده است. به طور خلاصه میتوان گفت که مدیران برای انجام هر نوع فعالیتی ناگریز از کاربرد ارتباطات هستند (سید عباسزاده، ۱۳۸۰). چستر آی. بارنارد[۹۰]: فراهم آوردن یک سیستم ارتباطی، از جمله وظایف اساسی مدیر است (هوی و میکسل، ۱۳۸۲). فرانک، ای. اکس. دانس[۹۱] با هر وری بر نوشتههای علمی، نورد پنج تعریف برای ارتباط پیدا کرد که این تعاریف حداقل دارای پانزده زمینه متفاوت بوده و برای فهمیدن ارتباط، رویکردهای متفاوت و گاهی متناقض ارائه دادهاند. فیلیپ و لوئیز[۹۲] میگویند: ارتباط یعنی تبادل پیامها، عقیدهها یا نگرشها که موجب تفاهم بین فرستنده و گیرنده شود (هوی و مسیکل، ۱۳۸۲). ۲-۱۴- تعاریف اثربخشی ۲-۱۴-۱- مفاهیم صاحبنظران به مدیریت از ابعاد و جنبههای مختلف نگریستهاند و وجوه گوناگون آن را در سازمان مورد بحث قرار دادهاند، بطور معمول آنچه از مفاهیم در تعاریف مدیریت بدست میآید، اینست که تقریباً عموم صاحبنظران علاوه بر کارکردها و وظایف مدیر در سازمان، اثربخشی سازمانی را نیز مورد توجه و تأکید قرار دادهاند. «کریتنر[۹۳]» با توجه به این ابعاد گفته است: «مدیریت یعنی، فرایند کار کردن با دیگران و از طریق دیگران و با بهره گرفتن از منابع محدود بنحوی که هدف سازمانی با اثربخشی در محیطی متغیر تحقق یابد.» (پرداختچی، ۱۳۷۵، ص ۵۱) بنابراین مدیر باید به تغییر در همه ابعاد آن توجه کند، حتی در نقش خود؛ «نقش مدیر بطور مداوم در حال تغییر است در عین حال بسیاری از مشاهدات به عمل در آمده گذشته میتواند امروز هم به عمل در آید.» (اچسون و دامین گال، ترجمه بهرنگی، ۱۳۸۰، ص ۳۵۰). در این بخش (مفاهیم و نظریههای اثربخشی) مدلهای اثربخشی و شاخصهای اثربخشی دبیرستان مورد مطالعه قرار میگیرد. در عین حال این موضوع قابل توجه است که تعریف و تعیین اثربخشی یک سازمان شاید در نگاه اول بصورت موضوعی نسبتاً مشخص جلوه کند اما متخصصان سازمان و مدیریت بخوبی میدانند که مطالعه آن مسائل پیچیده و مباحثه برانگیز سازمان را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد(اسکات، ترجمه بهرنگی، ۱۳۸۰، ص ۴۴۶). آمیتای اتز یونی[۹۴] معتقد است یک سازمان زمانی اثربخش است که نتایج قابل مشاهده و فعالیتهای آن با اهداف سازمانی برابر بوده یا بیشتر از آنها باشد (هوی و سیکل، ۲۰۰۳). فیدلر[۹۵] که نظریه رهبری اثر بخش را مطرح کرده است. اثربخشی را مشتغل بر روابط مدیر با همکاران، میزان کار از پیش تعیین شده، میزان قدرتی که مدیر از مقام خود به دست میآورد میداند. مدل اقتضایی فیدلر دارای ۲ فرضیه میباشد: ۱- سبک رهبری[۹۶] که بوسیله نیازهای انگیزشی رهبر تعیین میگردد. ۲- اثربخشی گروه[۹۷] که تابع رابطه بین روش رهبری و درجه مطلوب بودن موقعیت است. به عبارت دیگر کار موثر گروهی بستگی به انگیزههای رهبر و توانائیهای رهبر در اعمال نفوذ در موقعیت دارد (شیرازی، ۱۳۷۳). هوی میکسل (۲۰۰۳) اثربخشی مدیر را مفهومی چندبعدی میداند که شامل ۳ جزء میباشد. ۱- سبک رهبری ۲- اجزاء مدیریت ۳- اجزاء عملکرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اولویت بندی عملکرد در شهر بابلسر در جدول زیر امتیازات ارائه شده توسط خبرگان، میانگین هندسی و نسبت سازگاری پاسخ ها در مورد عملکرد شاخص های حکمرانی خوب شهری، در شهر بابلسر آورده شده است. همانطور که از این جدول مشخص می شود، نسبت سازگاری پاسخ تمام پرسش شوندگان و همچنین نسبت سازگاری ادغام نظرات با کمک میانگین هندسی از ۰٫۱ کمتر است و بنابر این سازگاری در بین پاسخ ها وجود دارد. جدول۴- مقایسات زوجی و میزان سازگاری در قضاوت ها در عملکرد شاخص ها در شهر بابلسر پس از ترکیب نظرات خبرگان به کمک محاسبه میانگین هندسی، امتیازات وارد نرم افزار Expert Choice شد و وزن های نهایی هریک از شاخص ها محاسبه گردید که در جدول شماره ۴-۲۰ ارائه گردیده است. جدول۴- وزن نهایی عملکرد شاخص ها در شهر بابلسر با توجه به این جدول مشخص می گردد که شاخص امنیت از بیشترین عملکرد برخوردار است و پس از آن به ترتیب شاخص های کارایی و اثربخشی، بینش راهبردی و پاسخده بودن قرار گرفته اند. هفت شاخص دیگر همگی دارای وزن مساوی می باشند و در نتیجه ارجحیتی در میزان عملکرد نسبت به هم ندارند. اولویت بندی عملکرد در شهر نور در جدول زیر امتیازات ارائه شده توسط خبرگان، میانگین هندسی و نسبت سازگاری پاسخ ها در مورد عملکرد شاخص های حکمرانی خوب شهری، در شهر نور آورده شده است. جدول۴- مقایسات زوجی و میزان سازگاری در قضاوت ها در عملکرد شاخص ها در شهر نور همانطور که از این جدول مشخص می شود، نسبت سازگاری پاسخ تمام پرسش شوندگان و همچنین نسبت سازگاری ادغام نظرات با کمک میانگین هندسی از ۰٫۱ کمتر است و بنابر این سازگاری در بین پاسخ ها وجود دارد. پس از ترکیب نظرات خبرگان به کمک محاسبه میانگین هندسی، امتیازات وارد نرم افزار Expert Choice شد و وزن های نهایی هریک از شاخص ها محاسبه گردید که در جدول شماره ۴-۲۲ ارائه گردیده است. جدول۴- وزن نهایی عملکرد شاخص ها در شهر نور با توجه به این جدول مشخص می گردد که شاخص امنیت از بیشترین عملکرد برخوردار است و پس از آن به ترتیب شاخص های کارایی و اثربخشی، بینش راهبردی و پاسخده بودن قرار گرفته اند. هفت شاخص دیگر همگی دارای وزن مساوی می باشند و در نتیجه ارجحیتی در میزان عملکرد نسبت به هم ندارند. اولویت بندی عملکرد در شهر تنکابن در جدول زیر امتیازات ارائه شده توسط خبرگان، میانگین هندسی و نسبت سازگاری پاسخ ها در مورد عملکرد شاخص های حکمرانی خوب شهری، در شهر تنکابن آورده شده است. جدول۴- مقایسات زوجی و میزان سازگاری در قضاوت ها در عملکرد شاخص ها در شهر تنکابن همانطور که از این جدول مشخص می شود، نسبت سازگاری پاسخ تمام پرسش شوندگان و همچنین نسبت سازگاری ادغام نظرات با کمک میانگین هندسی از ۰٫۱ کمتر است و بنابر این سازگاری در بین پاسخ ها وجود دارد. پس از ترکیب نظرات خبرگان به کمک محاسبه میانگین هندسی، امتیازات وارد نرم افزار Expert Choice شد و وزن های نهایی هریک از شاخص ها محاسبه گردید که در جدول شماره ۴-۲۴ ارائه گردیده است. جدول۴- وزن نهایی عملکرد شاخص ها در شهر نور با توجه به این جدول مشخص می گردد که شاخص امنیت از بیشترین عملکرد برخوردار است و پس از آن به ترتیب شاخص های کارایی و اثربخشی، بینش راهبردی و پاسخده بودن قرار گرفته اند. هفت شاخص دیگر همگی دارای وزن مساوی می باشند و در نتیجه ارجحیتی در میزان عملکرد نسبت به هم ندارند. اولویت بندی عملکرد در شهر چالوس در جدول زیر امتیازات ارائه شده توسط خبرگان، میانگین هندسی و نسبت سازگاری پاسخ ها در مورد عملکرد شاخص های حکمرانی خوب شهری، در شهر چالوس آورده شده است. جدول۴- مقایسات زوجی و میزان سازگاری در قضاوت ها در عملکرد شاخص ها در شهر چالوس همانطور که از این جدول مشخص می شود، نسبت سازگاری پاسخ تمام پرسش شوندگان و همچنین نسبت سازگاری ادغام نظرات با کمک میانگین هندسی از ۰٫۱ کمتر است و بنابر این سازگاری در بین پاسخ ها وجود دارد. پس از ترکیب نظرات خبرگان به کمک محاسبه میانگین هندسی، امتیازات وارد نرم افزار Expert Choice شد و وزن های نهایی هریک از شاخص ها محاسبه گردید که در جدول شماره۴-۲۶ ارائه گردیده است. جدول۴- وزن نهایی عملکرد شاخص ها در شهر چالوس
با توجه به این جدول مشخص می گردد که شاخص امنیت از بیشترین عملکرد برخوردار است و پس از آن به ترتیب شاخص های کارایی و اثربخشی، بینش راهبردی و پاسخده بودن قرار گرفته اند. هفت شاخص دیگر همگی دارای وزن مساوی می باشند و در نتیجه ارجحیتی در میزان عملکرد نسبت به هم ندارند. جمع بندی روش تحلیل سلسله مراتبی با توجه به پاسخ های خبرگان در این بخش و محاسبه وزن های نهایی به کمک روش تحلیل سلسله مراتبی مشخص گردید که در زمینه میزان اهمیت این شاخص های حکمرانی خوب شهری در شهرهای مقصد گردشگری، مشارکت شهروندی و بینش راهبردی بیشترین اهمیت و عدالت و قانون مندی کمترین اهمیت را در این زمینه دارند. این در حالی است که در زمینه عملکرد، در هر چهار شهر، شاخص های امنیت، کارایی و اثر بخشی، بینش راهبردی و پاسخده بودن به ترتیب بیشترین وزن ها را به خود اختصاص داده اند. ۷ شاخص دیگر بدون داشتن برتری در عملکرد در هر شهر از وزن یکسانی برخوردار هستند. مقایسه دو روش اهمیت-عملکرد و تحلیل سلسله مراتبی با توجه به اینکه در این تحقیق به منظور پاسخ به دو سوال تحقیق از دو روش تجزیه و تحلیل اهمیت – عملکرد و تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است، در این بخش سعی خواهد شد نتایج و روش انجام تحقیق به این دو روش با یکدیگر مقایسه شود. در ادامه به این مقایسه پرداخته شده است. مقایسه نمونه آماری همانطور که در فصل سوم ارائه گردید، جهت انجام تحلیل به روش اهمیت – عملکرد، به منظور تعیین تعداد نمونه آماری از فرمول تحلیل انحراف معیار استفاده شده است. بر این اساس تعداد نمونه آماری مورد نیاز برای اطمینان به پاسخ های به دست آمده تعداد ۴۶ نفر برآورد گردید در حالی که به منظور تحلیل به روش سلسله مراتبی با توجه به اینکه کنترل جواب ها به کمک ضریب سازگاری پاسخ ها وجود داشت تعداد ۱۰ خبره جهت پاسخ گویی کفایت کرد. بنابر این در روش تحلیل سلسله مراتبی در این تحقیق به کمک نمونه کوچکتر می توان به سوالات پاسخ داد. لازم به توضیح است که در هر دوروش تحلیلی، جهت انتخاب نمونه آماری از روش هدفمند و قضاوتی استفاده شده است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مقایسه نتایج حاصل از دو روش با توجه به پاسخهای ارائه شده توسط خبرگان و پس از انجام تجزیه و تحلیل های مورد نیاز برای هر روش تحلیلی مشخص گردید که هر دو روش در رابطه با اولویت بندی اهمیت و عملکرد شاخص ها به صورت یکسان به سوالات تحقیق پاسخ داده اند. نتایج حاصل از روش ها در رابطه با این اولویت بندی در جدول زیر ارائه شده است. جدول۴- نتایج حاصل از اولویت بندی عملکرد و اهمیت شاخص ها از دو روش IPA و AHP علی رغم وجود پاسخ های یکسان در رابطه با اولویت بندی، در مورد میزان تفاوت و فاصله هر شاخص نسبت به شاخص پایین تر یا بالاتر از خود تفاوت در دو روش وجود داشت. این تفاوت در جدول شماره ۴-۲۸ آورده شده است. جدول۴- مقایسه نتایج حاصل از دو روش IPA و AHP
همانطور که از این جدول مشخص می گردد بر خلاف رتبه اولویت، در میزان اولویت هر شاخص نسبت به سایر شاخص ها، در دو روش استفاده شده، تفاوت هایی دیده میشود. به عنوان مثال در روش تحلیل سلسله مراتبی، بینش راهبردی نسبت به مشارکت شهروندان و همچنین شاخص امنیت نسبت به بینش راهبردی با فاصله زیادی از یکدیگر در رتبه های دوم و سوم قرار گرفته اند. در حالی که در روش تحلیل اهمیت – عملکرد فاصله ملموسی بین این شاخص ها وجود ندارد. حال با توجه به مقایسه دو دویی شاخص ها با یکدیگر در روش تحلیل سلسله مراتبی و همچنین محاسبه وزن های نهایی از روش های پیچیده آماری می توان نتیجه گرفت که فواصل بین شاخص ها یا به عبارتی بهتر، میزان اولویت شاخص ها دقیق تر عنوان شده و علاوه بر معنی دار تر بودن قابلیت استناد بیشتری دارند. این موضوع در رابطه با عملکرد شاخص ها نیز به همین صورت می باشد. با این وجود به دلیل اینکه شاخص ها از جهت اهمیت و عملکرد در مدل سلسله مراتبی به طور جداگانه مورد ارزیابی قرار می گیرند، نمی توان ارتباط معناداری بین این دو برقرار کرد، این در حالی است که در روش تحلیل اهمیت – عملکرد به دلیل ارزیابی توامان این دو وضعیت می توان ارتباط این دو موضوع را مورد بررسی قرار داد و به کمک ماتریس مربوطه ارزیابی جامعی از ارتباط اهمیت با عملکرد انجام داد. همچنین یکی دیگر از تفاوت های دو روش، عدم نشان دادن میزان اهمیت (یا عملکرد) هر شاخص به طور جداگانه در روش تحلیل سلسله مراتبی می باشد، چراکه در این روش وزن های به دست آمده نسبی می باشد و به عنوان مثال وجود وزن پایین در شاخص عدالت صرفا کم اهمیت بودن این شاخص را نسبت به سایر شاخص ها نشان می دهد و نمی توان از این وزن پایین کم اهمیتی آن در رابطه با حکمرانی خوب شهری را نتیجه گرفت. این در حالی است که در روش تحلیل اهمیت – عملکرد هر شاخص به تنهایی مورد ارزیابی قرار گرفته و وزن به دست آمده در مقیاس ۹ تایی لیکرت حاکی از میزان اهمیت (یا عملکرد) آن شاخص در ارتباط با حکمرانی خوب شهری می باشد و نه در رابطه با سایر شاخص ها. جمع بندی همانطور که در این بخش مشخص گردید، به کمک هر دو روش می توان به سوالات تحقیق حاضر پاسخ داد و در نهایت از هر دو روش پاسخ یکسانی در رابطه با اولویت بندی شاخص های تحقیق به دست آمد. اما در رابطه با تحلیل های انجام شده توسط این دو مدل تفاوت هایی وجود داشت که از آن جمله می توان به ارائه میزان اهمیت و عملکرد شاخص ها به طور دقیق تر در مدل تحلیل سلسله مراتبی و امکان مقایسه توامان عملکرد و اهمیت در مدل اهمیت – عملکرد اشاره کرد. فصل پنجم: یافتهها، نتیجهگیری و ارائه پیشنهادات مقدمه در فصل حاضر ضمن مروری مختصر به هدف، مسئله تحقیق و چگونگی کار، به نتیجهگیری، بحث و مقایسه، پیشنهادات و کاربردهای مدیریتی بر اساس ادبیات موضوعی مربوط و نتایج مدل پرداخته و در ادامه برای محققین آتی که سعی در انجام پژوهشهایی مرتبط با عنوان تحقیق دارند، پیشنهادهایی را ارائه شده است. مروری مختصر بر هدف، مسئله و چگونگی کار در تحقیق حاضر به ارزیابی و اولویت بندی شاخص های حکمرانی خوب شهری ارائه شده توسط سازمان ملل پرداخته شده است. این تحقیق به دنبال پاسخ به دو سوال اساسی می باشد که عبارتند از اهمیت هریک از شاخص های حکمرانی خوب شهری و نیز عملکرد آنها در وضع موجود. به منظور پاسخ گویی به این سوالات از دو روش تحلیل اهمیت – عملکرد و تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است تا علاوه بر پاسخ دادن به سوالات تحقیق بتوان تحلیلی مناسب و جامع از وضعیت این شاخص ها در شهرهای مقصد گردشگری منتخب ارائه داد. جهت حل مسئله و پاسخگویی به سؤالات تحقیق، گامهای زیر پیموده شد: مطالعه ادبیات موضوع، استخراج سازهها، شناسایی و معرفی شاخص های حکمرانی خوب شهری، مطالعات میدانی مقدماتی و معتبر سازی ابزار اندازهگیری دادهها و اطلاعات، تهیه پرسشنامه نهایی و توزیع در بین جامعه تحقیق، مطالعات میدانی اصلی و جمع آوری دادهها و اطلاعات، انجام آزمونهای آماری مختلف و درنهایت تجزیهوتحلیل بهدستآمد. یافتهها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ج)مقوله ارزش: کمتر نشان دادن سودها و درآمدها از بیشتر نشان دادن آنها بهتر است و بیشتر نشان دادن زیانها و هزینهها از کمتر نشان دادن آنها بهتر است (عالیور، ۱۳۷۰).
۲-۲-۱-۲- تاریخچه محافظه کاری
حسابداری اغلب در کنار حسابرسی به منظور محدود کردن مدیران از اعمال نظر بیش از اندازه در مصرف منابع تحت اختیار آنها مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین طی قرنها، در تقسیم بازده میان گروههای مختلف درگیر با شرکت و همچنین برای تعیین مقادیر قابل تخصیص به دارندگان حقوق در شرکت نیز از حسابداری استفاده شده است. در اوایل قرن نوزده که شرکتها شروع به استقراض نمودند، سود حسابداری به عنوان مبنایی برای توزیع سود نقدی مورد استفاده قرار گرفته شده است. در پایان قرن نوزده در انگلستان و در پایان دهه اول قرن بیستم در آمریکا، حسابداری به شکل جدید خود رشد کرد. جریان نقدی از طریق اقلام تعهدی به منظور به دست آمدن سود حسابداری به شکل امروزی خود تعدیل شد. شرکتهای حرفهای حسابرسی نیز شکل گرفتند به گونه ای که در سال ۱۹۰۰ اکثر شرکت های بورس سهام لندن توسط حسابرسان مورد رسیدگی قرار گرفته شدند. در این قرن محافظه کاری به تدریج تبدیل به یکی از ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری شده که یکی از کاربردهای آن، مربوط به
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
قراردادهای تقسیم سود میان مالکان و اعتباردهندگان شرکت بود. محافظه کاری هم چنین به نظر میرسد در تعیین پاداش مدیران بر مبنای سود حسابداری نقش داشته باشد. اگر چه طرحهای پاداش رسمی تا دهه ۱۹۵۰ در آمریکا معمول نبود اما سود حسابداری به طور غیررسمی به عنوان مبنایی برای پرداخت پاداش به مدیران مورد استفاده قرار گرفته شده است (حسنی، ۱۳۸۸). چتهیلد[۲۱] معتقد است که محافظه کاری ریشه در قرون وسطی دارد. در آن زمان اربابها اداره املاک خود را به مباشر میسپردند، مباشران نیز دریافتند که به کارگیری محافظه کاری، مکانیسم مناسبی برای محافظت از آنها است. آنها افزایش ارزش داراییها را پیشبینی نمیکردند، زیرا اگر این افزایش ارزشها به وقوع نمیپیوست، مالک ممکن بود مباشر را مسئول بداند. چت هیلد خاطر نشان می کند که در اواخر قرن نوزدهم در انگلستان، در دعاویی که پس از ورشکستگی شرکتها از سوی سرمایه گذاران مطرح شد، اغلب حسابرسان به عنوان متهم به دادگاه احضار میشدند. حسابرسان نیز از آن پس دریافتند که بر مبنای صورتهای مالی محافظه کارانه، هرگز دعوایی علیه آنها اقامه نمی شود و فقط ارائه بیشتر از واقع سود و سرمایه است که موجب چنین امری میگردد (مجتهدزاده، ۱۳۸۰). باسو (۱۹۹۷) معتقد است که محافظهکاری طی قرن ها تئوری و عمل حسابداری را تحت تأثیر قرار داده است. ثبتهای تاریخی اوایل قرن پانزدهم میلادی درباره معاملات مشارکتی و تضامنی نشان میدهند که حسابداری در اروپای قرون وسطی محافظهکارانه بوده است. مفهوم محافظهکاری زمانی ایجاد شد که ترازنامه مهمترین و اغلب تنها صورت مالی بود و اجزای سود یا سایر نتایج عملیات به ندرت در خارج از شرکتها ارائه میشد. اولین کاربرد صورتهای مالی برای بانکداران و دیگر اعتباردهندگان بوده است. انگیزه آنها از کاربرد محافظهکاری اطمینان از آن بوده که سرمایهگذاریشان به گونهای مناسب حفظ خواهدشد. از این رو کم نمایی خالص داراییها مطلوب و حتی شرافتمندانه بود، چون باعث ایجاد حاشیه ایمنی برای وامها میشد (هیئت استانداردهای حسابداری مالی، ۱۹۸۰). هندریکسون و ونبردا(۱۹۹۴)[۲۲] معتقدند که از مجرای فشار بستانکاران و سایر استفادهکنندگان از گزارشهای مالی، حسابداران سده نوزدهم به صورت دائم تحت فشار بودند تا در گزارش های خود از منعکس کردن خوشبینیهای مدیران و مالکان واحدهای تجاری خودداری کنند. از این رو، بسیاری از صاحب نظران حسابداری سنتی محافظه کار بودند و برخی از اصول ارائه شده به وسیله آنها در حسابداری امروز هم رسوخ کرده است.
۲-۲-۱-۳- محافظه کاری در استانداردهای حسابداری ایران
در استانداردهای حسابداری ایران از واژه محافظه کاری به طور صریح استفاده نشده است لیکن در قسمت ویژگیهای کیفی اطلاعات از بخش مفاهیم نظری گزارشگری مالی از ویژگی احتیاط به عنوان یکی از زیر مجموعههای قابلیت اتکاء اطلاعاتمالی یاد شده است، استانداردهای مذکور تصریح می کند که «تهیهکنندگان صورتهای مالی در عین حال باید با ابهاماتی که به گونهای اجتناب ناپذیر بر بسیاری رویدادها و شرایط سایه افکنده برخورد کنند». نمونه این ابهامات عبارتاست از قابلیت وصول مطالبات، عمرمفید داراییهای ثابت مشهود و تعداد و میزان ادعاهای احتمالی مربوط به کالای فروش رفته. چنین مواردی با رعایت احتیاط در تهیه صورتهای مالی و همراه با افشاء ماهیت و میزان آنها شناسایی می شود. «احتیاط عبارتاست از کاربرد درجهای از مراقبت که در اعمال قضاوت برای انجام برآورد در شرایط ابهام مورد نیاز است به گونه ای که درآمدها یا دارایی ها بیشتر از واقع و هزینهها یا بدهیها کمتر از واقع ارائه نشود» (کمیته تدوین استانداردهای حسابداری، ۱۳۸۸). این تعریف دقیقاً همان تعریف هیئت بین المللی استانداردهای حسابداری از محافظهکاری بوده و با تعریف گیولی و هین از محافظه کاری نیز مطابقت دارد. بنابراین، میتوان اصطلاح «احتیاط» را معادل واژه «محافظهکاری» تلقی نمود. طبق بند (۱۷) استاندارد حسابداری شماره (۱) ایران تحت عنوان «نحوه ارائه صورتهای مالی» مدیریت واحد تجاری باید رویههای حسابداری را به گونهای انتخاب و اعمال کند که صورتهای مالی با تمام الزامات استانداردهای حسابداری مربوط مطابقت داشته است. در صورت نبود استاندارد خاص، مدیران باید رویه ها را به گونهای تعیین کنند تا اطمینان یابند صورتهای مالی اطلاعاتی را فراهم می آورد که دارای هر دو خصوصیت مربوط بودن و قابلیت اتکاء است و محتاطانه بودن را به عنوان یکی از معیارهای اطلاعات قابل اتکاء معرفی می کند. از تعریف فوق دو مطلب استنباط می شود: مطلب اول این که محافظه کاری زاییده ابهام است این استنباط زمانی نمایانتر میگردد که تعریف هیئت استانداردهای حسابداری مالی را در باب محافظهکاری را مد نظر قرار دهیم، این هیئت درباره محافظهکاری چنین میگوید: «محافظه کاری واکنشی محتاطانه به ابهام در تلاش برای اطمینان از این که ابهام و ریسکهای ذاتی شرایط تجاری به گونهای مناسب مد نظر قرار گرفتهاند». در این تعریف از ابهام و ریسک به عنوان دو عامل اصلی در تشریح محافظهکاری استفاده شده است و طبق همین تعریف اگر ابهام وجود نداشته باشد نیازی به محافظه کاری نیست، و هرچه ابهام و ریسک بیشتری وجود داشته است نیاز بیشتری به محافظهکاری احساس می شود (هیئت استانداردهای حسابداری مالی، ۱۹۸۰). تقریباً تمامی پژوهشگران عرصه حسابداری در مورد این تعریف اتفاق نظر دارند که محافظه کاری عبارت است از برآورد بیشتر بدهیها وکمتر دارایی ها وشناسایی زودتر هزینهها در مقایسه با درآمدها بر همین اساس به منظور جلوگیری از گزارشگریهای متهورانه و ارائه راهکاری در مقابله با چالشهای به وجود آمده ناشی از ابهامات فراروی حسابداران در مواجهه با مباحث مختلف حسابداری، همواره محافظهکاری به عنوان سیاست و یا استراتژی تعدیلکننده متناسب با این شرایط پیشنهاد شده است. مطلب دوم اینکه هر چند محافظه کاری تحت هیچ کدام از سرفصل های اصول، مفروضات و یا میثاق های محدودکننده حسابداری شناخته نشده، لیکن در تدوین استانداردهای حسابداری به طور جدی مورد لحاظ و به کارگرفته شده است.
۲-۲-۱-۴-دیدگاه های مرتبط با محافظه کاری
در رابطه با محافظهکاری نظرات متفاوتی در کتابشناسی حسابداری توسط پژوهشگران در طی تاریخ ارائه شده است. که برخی محافظهکاری را نقد نموده و مورد انتقاد قرارداده اند و برخی نیز محافظهکاری را در زمره اصول حسابداری تلقی نموده اند. در ادامه به ارائه برخی از این نظرات در قالب موافقان محافظه کاری و مخالفان محافظهکاری پرداخته می شود.
۲-۲-۱-۴-۱ موافقان محافظهکاری
مدیران و مالکان به طور طبیعی گرایش دارند که نسبت به واحد تجاری بیش از اندازه خوشبین شوند. این خوشبینی زیاد موجب میشود که داراییها و درآمدها بیشتر بیان شود. محافظه کاری نوش داروی لازم برای این خوشبینی بیش از حد است. دِواین[۲۳] (۱۹۶۳) استدلال میکند که فرونشاندن خوشبینی و القا بدبینی مشکل است. خوش بینی که یک ریال سود ایجاد میکند بیش از بدبینی ایجاد شده به وسیله یک ریال زیان است. پیامدهای خوشبینی بیش از اندازه وخیمتر از پیامدهای بدبینی بیش از اندازه است. تحمل یک زیان واقعی در اثر تخمینی بیش از حد خوشبینانه نسبت به از دست دادن فرصت کسب سود ناشی از ارزشگذاری بیش از حد بدبینانه، جدیتر است، زیرا احتمالاً سرمایهگذاران، حسابرس را برای زیانهای بیشنمایی ارزش خالص دارایی ها مورد تعقیب قانونی قرار میدهند. به دلیل مساوی نبودن پیامدهای خوشبینی بیش از حد در مقابل بدبینی بیش از اندازه، قواعد حسابداری برای ارزشگذاری و ثبت بدهیها و هزینه های عملیاتی و غیرعملیاتی، نباید با قواعد حسابداری برای ارزشگذاری و ثبت دارایی ها و درآمدهای عملیاتی و غیرعملیاتی یکسان شود. هزینههای غیرعملیاتی را میتوان، اما درآمد غیرعملیاتی را نمیتوان برآورد کرد. ارزشهای بازار چنان چه کم تر از بهای تمام شده شود، میتواند شناسایی شود اما اگر بیش از بهای تمام شده شود، نمیتواند شناسایی شود. در گزارشگری اطلاعات، حسابدار ممکن است مرتکب یکی از این دو اشتباه شود: اول رد اطلاعاتی که بعداً پی برده میشود درست است، و دوم پذیرفتن اطلاعاتی که متعاقباً دریافت میشود که نادرست است. این اشتباهات مشابه اشتباهات تجزیه و تحلیل آماری است که به موجب آن اشتباه نوع اول، رد فرضیهای است که درست است و اشتباه نوع دوم پذیرش فرضیهای که نادرست است. اشتباه دوم، در حسابرسی «ریسک حسابرسی» نامیده میشود، زیرا اگر حسابرس قضاوت کند که چیزی درست است در صورتی که نادرست باشد پیامدهای آن جدی تر از عکس آن است. دواین (۱۹۶۳) استدلال میکند چنانچه حسابرس اقلامی را بپذیرد که نادرست هستند، به احتمال زیاد به سرمایهگذاران زیان میرساند. با شناخت وجود این دو نوع ریسک میتوان گفت که محافظهکاری با تجزیه و تحلیل احتمالات آماری مطابقت دارد. بنابراین، راه منطقی رویارویی با ابهام است. استفادهکنندگان، به خصوص اعتباردهندگان، نیاز دارند که بدانند وضعیت مالی واحد تجاری حداقل همان چیزی است که در صورتهای مالی ارائه شده است. آنها نیاز به حاشیه ایمنی دارند تا خود را در مقابل تبعات منفی محافظت کنند. با وجود انتقادها، طرفداران عقیده دارند که کماکان از محافظهکاری در عمل پیروی میشود. زیرا سالها تجربه به حسابداران نشان داده که محافظهکاری میثاقی محتاطانه و مفید در محیطی پر از ابهام است.
۲-۲-۱-۴-۲-منتقدان محافظهکاری
منتقدان محافظهکاری بر این باورند که به کارگیری رویههای محافظهکارانه در اطلاعات گزارش شده باعث کاهش کیفیت اطلاعات ارائه شده در صورتهایمالی می شود و این امر می تواند منجر به تصمیم گیریهای نادرست سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان از اطلاعات شود. انجمن حسابداران رسمی آمریکا معتقد است که محافظهکاری کیفیت اطلاعات حسابداری را کاهش میدهد، زیرا می تواند به سوگیریهای سیستماتیک و تحریف وقایع اقتصادی منجر شود. هیئت استانداردهای حسابداری مالی نیز در بیانیه مفهومی شماره (۲) اشاره می کند که: «محافظه کاری با ویژگیهای کیفی مهم از قبیل بیان صادقانه، بیطرفی و قابل مقایسه بودن (شامل ثبات رویه) تضاد دارد». هندریکسون و ونبردا (۱۹۹۴) بر این باورند که در تئوری حسابداری، محافظهکاری هیچ جایگاهی ندارد و آنهایی که آگاهانه مقادیر را کمتر از مقدار واقع گزارش می کنند، باعث خواهند شد که تصمیمهای نامعقولی اتخاذ شود، درست همانگونه که گزارش کردن اقلام بیش از مقدار واقعی هم چنین نتیجهای به بار خواهد آورد. محافظه کاری در بهترین حالت ممکن، یک روش ضعیف در برخورد با پدیده عدم اطمینان است و در بدترین حالت ممکن باعث خواهد شد که اطلاعاتحسابداری به طور کامل مخدوش شوند. از این رو اطلاعاتی که به صورت محافظهکارانه گزارش شوند به گونهای نیستند که بتوان آنها را به شیوهای درست تفسیر کرد (حتی آگاهترین استفادهکنندگان از صورتهای مالی هم از عهده این کار بر نمیآیند). هم چنین محافظه کاری با سیاست مربوط به افشای همه اطلاعات اثرگذار و نیز با ثبات رویه در تضاد است. محافظهکاری باعث می شود که نتوان صورتهای مالی را با هم مقایسه کرد، زیرا برای کاربرد آن استانداردهای همسانی وجود ندارد. اگرچه همه میدانند که روش های حسابداری محافظهکارانه هستند، اما سرمایهگذاران مشکل میتوانند مبلغی را که داراییها کمتر از واقع بیان شده اند، تعیین کنند. محافظهکاری سرمایه گذاران متوسط را در وضعیت نامساعد قرار میدهد و فرصتهای ممتاز را در اختیار اشخاص درون سازمانی می گذارد. بنابراین، محافظهکاری منجر به پنهانکاری خواهد شد (مجتهدزاده، ۱۳۸۰). به نظر استرلینگ[۲۴] (۱۹۹۷) هرگاه محافظه کاری با یک اصل حسابداری تضاد داشته است بر آن چیره میشود. حسابداری مرسوم با اصول بهای تمام شده تاریخی، شناخت درآمد بر مبنای فروش و تطابق شناخته می شود. در حالیکه این اصول به دلیل ارجحیت روشها و رویههای محافظهکارانه نقض می شود.
۲-۲-۱-۵- انواع محافظه کاری
بیور و رایان[۲۵] (۲۰۰۵) عوامل مؤثر بر ایجاد محافظهکاری را مقدمهای برای تقسیم بندی دو دسته کلی در خصوص محافظه کاری میداند: الف) محافظهکاری پیشرویدادی، وابسته به اخبار و یا محافظهکاریشرطی. ب) محافظهکاری پسرویدادی، یا مستقل از اخبار و یا محافظهکاری غیرشرطی.
۲-۲-۱-۵-۱ محافظه کاری شرطی
اساس محافظهکاری شرطی بر این مطلب است که در سودها بایستی اخبار بد، زودتر از اخبار خوب منعکس گردد. به اعتقاد باسو (۱۹۹۷)، محافظهکاری شرطی در عدم تقارن شناخت زیانها در مقابل شناخت سودها نهفته است که آن هم از تمایل حسابداران به حصول درجه بالاتری از اطمینان جهت شناخت اخبار خوب در مقابل اخبار بد، در صورتهای مالی، ناشی می شود. بلیس[۲۶] (۱۹۲۴) این مطلب را به نوع دیگری بیان می کند و میگوید «هیچ سودی را شناسایی نکنید، اما تمام زیان ها را پیش بینی کنید» که باسو (۱۹۹۷)، بال و همکاران[۲۷] (۲۰۰۰) آن را محافظهکاری سود و زیانی نامیده اند. چاندرا و همکاران[۲۸] (۲۰۰۴) آن را محافظهکاری وابسته به اخبار خواندند. نهایتاً پاپ و واکر[۲۹] (۲۰۰۳)، ریچاردسون و تینایکار[۳۰] (۲۰۰۴) به عنوان محافظهکاری وابسته به گذشته از آن یاد کردند. در محافظهکاری شرطی شرکتها برای شناسایی و ثبت درآمدها معیارهای متفاوتی را در مقایسه با هزینهها به کار میبرند (باسو، ۱۹۹۷). محافظهکاری شرطی زمانی روی میدهد که زیانهای اقتصادی نسبت به سودهای اقتصادی در صورت سود و زیان به مراتب سریعتر به نمایش درآیند. بال و شیواکمار[۳۱] (۲۰۰۵) معتقدند که محافظه کاری شرطی می تواند به شکل بالقوهای به بهبود کارآیی قراردادهای بدهی و پاداش منجر شود. در قراردادهای بدهی شناسایی زودتر زیانها نسبت به سودها، وامدهنده را در فهمیدن سریعتر تخطی از قرارداد وام یاری می کند. نمونههایی از محافظهکاری شرطی شامل قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار برای موجودیها و به حساب دارایی و یا به حساب هزینه منظور نمودن مخارج تعمیر داراییهای ثابت مشهود است (بیور و رایان، ۲۰۰۵).
۲-۲-۱-۵-۲- محافظهکاری غیرشرطی
محافظه کاری غیرشرطی (یا محافظهکاری ترازنامهای، مستقل از اخبار، وابسته به آینده)، یک نوع عدمشناخت گسترده است که با اخبار جاری ارتباطی ندارد و باعث گزارش ارزش پایینتری برای سهامداران از طریق تسریع در شناخت هزینهها میگردد می شود (باسو، ۱۹۹۷). درحالیکه محافظهکاری شرطی به این بحث می پردازد که چه زمانی سیستم حسابداری اثرات افزایش یا کاهش در ثروت را شناسایی کند، محافظه کاری غیرشرطی این مسئله را الزام می کند که خالص دارایی ها بایستی (از طریق تسریع در استهلاک و یا شناخت هزینه به جای دارایی) کمتر از ارزش اقتصادی آن نشان داده شود. به همین علت گفته می شود محافظه کاری غیرشرطی مستقل از اخبار است و بر همین اساس نیز مخارج پژوهش و توسعه در زمان وقوع (به جای این که ابتدا به عنوان دارایی شناسایی شود و سپس مستهلک گردد)، مستقیماً به حساب هزینه ثبت میگردد. به استناد پژوهشهای صورت گرفته توسط جینر و ریس[۳۲] (۲۰۰۱)، باسو (۲۰۰۱)، پاپ و واکر۳ (۲۰۰۳) و بیور و رایان(۲۰۰۵) محافظهکاری غیرشرطی مقدمهای برای جلوگیری از مواجهه با محافظه کاری شرطی است. شرکتی که مخارج پژوهش و توسعه را در زمان وقوع به عنوان دارایی شناسایی نمیکند، محافظهکاری غیرشرطی را اعمال نموده است. در مقابل شرکتی که مخارج پژوهش و توسعه را به حساب دارایی منظور کرده محافظهکاری شرطی را رعایت کرده است و بنابراین در آینده با این مسئله مواجه خواهد بود که این دارایی را چگونه مستهلک کند. چرا که شکست خوردن احتمالی پروژه های پژوهشاتی باعث خواهد شد تا مخارج صورت گرفته فاقد هرگونه وجاهتی برای به عنوان دارایی پنداشتن شود. به عقیده بال و شیواکمار (۲۰۰۵)، محافظهکاری غیرشرطی نمیتواند موجب ارتقاء کارآیی قراردادها شود و فقط یک نوع سوگیری حسابداری است که سرمایهگذاران و سایر طرفین قراردادها میتوانند برای تعدیل پیش بینیها از آن استفاده کنند. به عقیده ایشان هر دو نوع محافظهکاری موجب ارائه کمتر از واقع ارزش خالص داراییها میگردد، اما تفاوت آن در توان القاء اطلاعات جدیدتر به صورتهای مالی است.
۲-۲-۱-۶- اثر محافظه کاری شرطی و غیرشرطی بر کارآیی سرمایه گذاری
واتس[۳۳] (۲۰۰۳) معتقد است که محافظهکاری شرطی منجر به بهبود تصمیمهای سرمایهگذاری شرکت می شود. اگر مدیران بتوانند زمانبندی شناسایی زیان را به تعویق بیاندازند، آنها به احتمال زیاد صرف نظر از میزان و علامت خالص ارزش فعلی پروژه، سرمایه گذاری بیش تری انجام می دهند (جنسن، ۱۹۸۶)[۳۴]. اگرچه واتس (۲۰۰۳) معتقد است که یک سیستم حسابداری که مدیران را وادارکند تا زیان ها را به موقع شناسایی کنند (محافظه کاری شرطی) می تواند از رفتار فرصتطلبانه مدیران نیز جلوگیری کنند. در مقابل، رویچودهری[۳۵] (۲۰۱۰) بیان میدارد که محافظه کاری شرطی باعث مخدوش شدن و ناکارا شدن تصمیمهای سرمایهگذاری شرکت می شود؛ زیرا اگر مدیران ریسک گریز شوند تحت محافظه کاری شرطی، آنها کم تر وارد پروژه های با خالص ارزش فعلی مثبت میشوند. تحت محافظه کاری شرطی، صرف نظر از شناسایی به موقع زیانها، سود تا زمان تحقق شناسایی نمی شود. اگر قبول پروژه های دارای ریسک به اعتبار و حقوق و مزایای مدیران از طریق شناسایی شکست ناشی از پروژه لطمه وارد کند آنها به احتمال زیاد چنین پروژههایی را علی رغم داشتن خالص ارزش فعلی مثبت اجرا نمیکنند. بنابراین، محافظه کاری شرطی مانعی بر سر سرمایه گذاری شرکت است و مورد انتظار است در شرکتهایی که محافظهکاری شرطی بیشتری وجود داشته است، سرمایه گذاری کمتر از حد بهینه بیشتری مشاهده شود (ایشیدا و ایتو، ۲۰۱۳)[۳۶].
۲-۲-۱-۷- عوامل اقتصادی مؤثر بر محافظه کاری
تاکنون پژوهشهای چندان زیادی در خصوص تعیین آثار عوامل مؤثر بر محافظهکاری و هم چنین تعیین آثار این عوامل بر انواع محافظهکاری صورت نپذیرفته است. واتس (۲۰۰۳) چهار نوع تفسیر عمده از محافظهکاری را بیان کرده است که عبارتند از: الف) تفسیر قراردادی ب) تفسیر قضایی پ) تفسیر مالیاتی ج) تفسیر مقرراتی بال (۲۰۰۱)، بال و شیواکمار (۲۰۰۵) و باسو (۲۰۰۵) نیز به طور مشابهی این چهار نوع تفسیر را عمده ترین عوامل مؤثر بر محافظهکاری در حسابداری دانستهاند. ایشان معتقدند تفسیر مالیاتی و تفسیر مقرراتی منجر به پیدایش محافظهکاری غیرشرطی می شود. این نوع محافظه کاری به آن قسمت و ابعاد حسابداری اشاره دارد که مربوط به فرایند برآورد و شناسایی داراییها و بدهیهایی میگردد که منجر به ایجاد بازدههای آتی می شود. پژوهشات بعدی صورت گرفته به وسیله کوئیانگ[۳۷] (۲۰۰۷) نیز مؤید همین مطلب بود، به علاوه این که وی نشان داد که تفسیر قراردادی منجر به ایجاد محافظه کاری شرطی می شود. در حالیکه تفسیر قضایی عامل محرک هر دو نوع محافظه کاری شرطی و غیرشرطی است.
۲-۲-۱-۷-۱-تفسیر قراردادی
در تمام پژوهشات اخیر که توسط هلتاوسن و واتس (۲۰۰۱)، واتس (۲۰۰۳)، گوای و ورکشیا[۳۸] (۲۰۰۶)، بال و همکاران (۲۰۰۸) صورت گرفته است، متفقاً قراردادهای بدهی به عنوان عامل اصلی محافظهکاری شرطی قلمداد شده است. عموماً میزان ادعاهای مالی پرداختنی تأثیر بیشتری بر کاهش ارزش شرکتها دارد در نتیجه قراردادهای بدهی نوعی رفتار نامتقارن را در خصوص سودها و زیانها ایفا کرده است (بیتی و همکاران[۳۹]، ۲۰۰۸). از آنجا که زیانهای اقتصادی کاهش ارزش بدهیها را به دنبال دارد، اعتباردهندگان و تأمینکنندگان مالی شرکت ها همواره به دنبال ایجاد حمایت از خود در مقابل گزارش زیان توسط مدیران شرکتها هستند. ایشان این محافظت را از طریق افزودن شروطی به قراردادهایشان انجام می دهند که به موجب آن هرگونه تصمیمهای آتی (مثل پرداختهای نقدی عمده در قالب توزیع سود، تحصیل عمده داراییها و یا اعطای تسهیلات) که منجر به کاهش ارزش بدهیهای شرکت گردد، محدود خواهد شد. حسابداری محافظهکارانه از طریق افشا اطلاعات مربوط به قراردادهای بدهی در گزارشهای مالی، امکان نظارت بر این گونه قراردادها را تسهیل کرده است و به دلیل اینکه به اعتباردهندگان امکان انعقاد کاراتر قراردادهای بدهی را از طریق ارائه اطلاعات اضافی به ایشان داده است، موجب افزایش کارایی قراردادهای بدهی آتی نیز می شود. همچنین حسابداری محافظهکارانه کارآیی قراردادهای بدهی گذشته را نیز در بردارد زیرا با نقض هریک از مفاد قراردادهای منعقده توسط شرکت، طرفین قرارداد اجازه خواهند داشت با بهره گرفتن از اهرمهایی که قبلاً در قراردادها تحت عنوان حقوق ایشان ذکر شده است، درصدد احقاق حقوق خود برآیند (بال و شیواکمار، ۲۰۰۵). بدین ترتیب عواقب ناشی از نقض شروط قرارداد به مثابه مکانیزمی جهت کارآیی قراردادها برای اعتباردهندگان عمل کرده است. حسابداری محافظه کارانه از ایجاد هرگونه شرایطی که باعث شود مدیران با بهره گرفتن از تقلبات فرصتطلبانه در گزارش شرایط مربوط به قراردادها اقدام به محدود نمودن طرفین قراردادها کنند نیز جلوگیری کرده است. بال و همکاران (۲۰۰۸) در پژوهشی به ارتباط مثبت بین محافظه کاری شرطی و اندازه بازارهای بین المللی پی بردند. احمد و همکاران (۲۰۰۲) نشان دادند که سود شرکتهای محافظهکاری که هزینه سرمایه کمتری دارند با شرکتهای استقراضکنندهای که حسابداری محافظه کارانهتری را از طریق استفاده از نرخ بازده کمتر به کار بردهاند، همسویی بیشتری دارد. در خصوص قراردادهای بدهی، باسو (۱۹۹۷) و بال (۲۰۰۱) بیان کرده اند که قراردادهای مدیران نیز یکی از منابع تقاضا برای محافظهکاری شرطی است. قراردادهای جبرانی مدیران که بر مبنای برخی از ارقام حسابداری منعقد گردیده است، خود یکی از عوامل ایجاد انگیزه برای گزارشگری متحورانه است (هیلی[۴۰]، ۱۹۸۵). این مطلب گرایش سرمایهگذاران و اعتباردهندگان را برای اعمال محافظهکاری شرطی به شرکتها به منظور جلوگیری از محدود شدن حقوقشان در پیدارد. بنابراین، سرمایهگذاران ابزار حاکمیتی قوی را لازم خواهند داشت تا بتوانند حسابداری محافظه کارانهتری را نسبت به شرکتها اعمال کنند. پژوهشات صورت گرفته توسط بیکز و همکاران[۴۱] (۲۰۰۴)، احمد و دولمن[۴۲] (۲۰۰۷)، گارسیالارا و همکاران[۴۳] (۲۰۰۸) همگی بر این مطلب صحه گذاشت که حاکمیت شرکتی قویتر، منجر به افزایش محافظه کاری شرطی می شود. به نظر واتس (۲۰۰۳ ) تفسیر قراردادی با اهمیتترین تفسیر محافظهکاری است، زیرا اصلیترین منبع محافظهکاری به شمار میرود. اگر چه تفسیر قراردادی از نظر کتابشناسی، تأکید بر قراردادی دارد که بین طرفهای قرارداد (مانند قرارداد بدهی و قرارداد پاداش مدیران) دارد، اما گسترۀ این تفسیرها به داخل سازمان (مانند حسابداری مدیریت و سیستم کنترلی) نیز مربوط می شود. علاوه بر این، تفسیر مالیاتی همواره با تفسیر قراردادی ارتباط دارد. تفسیر قراردادی، سابقه طولانیتری نسبت به دیگر تفسیرهای محافظه کاری دارد. به عنوان مثال، تفسیر دعاوی حقوقی سهامداران از سال ۱۹۶۰ و به دنبال افزایش دعاوی حقوقی سهام داران در آمریکا بوجود آمد. تفسیر مالیاتی از سال ۱۹۰۹ به دنبال تلاشهایی که واحدهای اقتصادی برای کم تر نشان دادن مالیات در آمریکا انجام میدادند، بوجود آمد و نهایتاً تفسیر قانونگذاران حسابداری، به دنبال پیدایش الزاماتی که در سال های ۱۹۳۴-۱۹۳۳ توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار[۴۴] برای گزارشگری مالی توسط شرکتها صورت گرفت، به وجود آمد.
۲-۲-۱-۷-۲- تفسیر دعاوی قضایی
مسائل و مشکلات مربوط به بروز دعاوی حقوقی سهامداران علیه شرکتها در سالهای اخیر، به یکی از عوامل اصلی کاربرد محافظهکاری تبدیل شده است. ریسک ناشی از دعاوی حقوقی زمانی بروز می کند که طرفهای مختلف درگیر با شرکت بتوانند علیه مدیران یا حسابرسان با این دلیل که اطلاعات ارائه شده در قالب صورتهای مالی منتشر شده توسط شرکت، منجر به متضرر شدن ایشان شده است، به اقامه دعوی بپردازند. بدین ترتیب مسئولیت ناشی از گزارشهای مالی که کاهش کارآیی اقتصادی شرکت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تحریکِ آزادسازیِ دوپامین توسط مواد مخدر ممکن است به شکل یک مسیر در ایجادِ لذت در مغز نقش داشته باشد. در واقع نشانگر پیامی است که فرد را به سوی مواد مخدر جذب می کند .(Tang et al., 2009) 1-5: کانونهای پاداش و لذت در مغز ارائه پاداش و احساسِ لذت در مغز از طریق تحریک نواحیای از مغز منجمله ناحیهی تگمنتوم شکمی، هسته آکومبنس، هیپوتالاموس، آمیگدال، هیپوکامپ و قسمت هایی از کورتکس پیشانی میسر است. در مورد سیستم پاداش و لذت کانون اصلی از ناحیهی تگمنتوم شکمی آغاز می شود و به هستهی آکومبنس ختم می شود.(Hyman et al., 2006) 1-6: ROS و کانالهای L-Type کلسیمی ROS تولید شده در طی استرسهای اکسیداتیو با تاثیر بر روی کانالهای کلسیمی (L-Type) باعث افزایش کلسیم سیتوپلاسمی میشوند. این کانالها غنی از اسیدآمینههای سیستئین می باشند، ROS ایجاد شده باعث اکسید کردن اسیدآمینههای سیستئین و تشکیل پیوندهای دیسولفید و تغییر شکل دادن این کانالها باعث باز شدن کانالهای کلسیمی و افزایش کلسیم سیتوپلاسمی میشوند. کلسیم سیتوپلاسمی وارد میتوکندری می شود و باعث ایجاد یک پاسخ ایمنی و ایجاد ROS بیشتر می شوند.(Hool et al., 2007) شکل1-3- تاثیر ROS بر روی کانالهای کلسیمی و باز شدن کانالها 1-7: منشا ROS و آنزیم های آنتیاکسیدان در طی استرسهای اکسیداتیو گونه های فعال اکسیژن تولید میشوند. گونه های فعال اکسیژن به عنوان یک سم در نظر گرفته شده اند. بنابراین گونه های فعال اکسیژن برای موجوداتی که در محیط هوازی زندگی می کنند مضر هستند. سوپراکسید آنیون و هیدروکسیل رادیکال به شدت ناپایدار و دارای نیمه عمرکوتاه هستند، در حالی که پراکسیدهیدروژن به صورت آزادانه منتشر می شود و دارای نیمه عمر طولانی است.گونه های فعالِاکسیژن بهوسیله چندین سیستم آنزیمی متفاوت به صورت آندوژنز یا اگزوژنز از محیط تولید میشوند. پس منشأ آندوژنز شامل میتوکندری، پراکسیزوم، لیپواکسیژنز، سیتوکروم 450P وسایتوکاینهای التهابی میباشد. منشأ اگزوژن شامل اشعهی UV، اشعههای یونیزهکننده، داروهای شیمیدرمانی و سمهای محیطی میباشد.(Terada et al., 2005)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
برای غیرفعال کردن این ROS ها، سلولها آنزیم های آنتیاکسیدان مانند کاتالاز که یکی از مهمترین آنزیم های آنتیاکسیدان درونزا را میسازند که باعث تبدیل پراکسیدهیدروژن به آب و اکسیژن می شود .(Ghaly et al., 2012) گلوتاتیون S ترانسفراز خانوادهای از آنزیم های چندکاره هستند که در فاز II متابولیسم باعث سمزدایی ترکیباتِ کارسینوژن، دیگر ترکیباتِ الکتروفیلیک و ROS میشوند .(Pemble et al., 1994) 1-8: گلوتاتیون Sترانسفرازها (GSTs)[7] گلوتاتیون S ترانسفراز خانوادهای از آنزیم های سمزدایی در فاز دوم متابولیسم هستند، که مسئول حفاظت از ماکرومولکولهای سلولی و کاتالیز کردنِ ترکیباتِ کارسینوژنیک ازطریق کنژوگه کردن آنها با گلوتاتیون میباشد. در شکل 1-1 طریقهی کنژوگه کردن ترکیبات زنوبیوتیک به گلوتاتیون توسط آنزیم های گلوتاتیون S ترانسفرازها نشان داده شده استTownsend et al., 2003) ).GSTs در باکتری ها، گیاهان و جانوران وجود دارند و حدود یک درصد از کل پروتئینهای سلولی در یوکاریوتها و بعضی از پروکاریوتها را تشکیل می دهند .(Ren et al., 2009) در انسان بیشترین سطح فعالیت GSTs در کبد است در حالی که کلیه، شش و روده سطح فعالیت کمتری نسبت به کبد دارند .(Pacifici et al., 1988) GSTs در بسیاری از فرایندهای فیزیولوژیکی مانند کاهش آسیب رادیکالهای آزاد، سم زدایی، بیوسنتز و متابولیسم پروستاگلاندینها، استروئیدها، لوکوترینها و تنظیم سیگنال سلولی نقش دارند .(Laborde et al., 2010) گلوتاتیونS ترانسفراز انسانی به سه خانوادهی سیتوزولی[8]، میتوکندریایی[9] و میکروزومی[10] تقسیم میشوند. گلوتاتیون S میکروزومی ساختارهای مجزا از گلوتاتیون S ترانسفرازهای سیتوزولی میباشند ولی دارای عملکرد مشابه در توانای کنژوگه کردنGSH به ترکیبات الکتروفیلیک هستند (McIlwain et al., 2006). گلوتاتیون S ترانسفراز های انسانی: GSTs انسانی عبارتند از: alpha روی کروموزوم 6p12، mu روی کروموزوم1p13 ، theta روی کروموزوم 22q11، pi روی کروموزوم 11q13، zeta روی کروموزوم14q24، sigma روی کروموزوم 4، kappa روی کروموزوم 7q34 وmgst1 روی کروموزوم 12p12، تعداد زیرواحد و ژن در شکل 1-2 نشان داده شده است .(Strange et al., 2001) GSTs سیتوزولی: GSTs سیتوزولی دارای زیرواحدهای 29-24 کیلودالتونی هستند و میتوانند باعث تشکیل هومودایمر یا هترودایمر شوند فرم فعالِ آنزیم به صورت دایمر میباشد و هر آنزیم فعال دارای دو سایت است که عبارتند از G-site و H-site. G-site به GSH و H-site به ترکیبات هیدروفوب متصل می شود. GSTs سیتوزولی را بر اساس همولوژی توالی، نقطهی ایزوالکتریک، انتخاب سوبسترا و کنتیک آنزیمی تقسیم بندی می کنند .(Van der Aar et al., 1996) GSTs سیتوزولی شاملِ گلوتاتیون S ترانسفراز Alpha،Mu ،Omega ، Pi، Sigma، Theta و Zeta هستند، در جدول 1-1 گلوتاتیون S ترانسفراز سیتوزولی پستانداران نشان داده شده است .(Laborde., 2010)در جدول 1-2 حالتهای همودایمر GSTs و سوبستراهای مشخص شده برای هریک از GSTs های سیتوزولی انسانی نشان داده شده است. ایزوآنزیمهای GSTs سیتوزولی در انسان درداخل یک کلاس بیش از 40 درصد، و با کلاس های دیگر، کمتر از 25 درصد دارای همانندی هستند .(Terada., 2005)تمرکز عمده بیشتر بر روی دومین حفظ شدهیN ترمینال گلوتاتیون S ترانسفراز سیتوزولی است که دارای اسیدآمینههای کاتالیتیکی فعال تیروزین، سیستئن یا سرین می باشد .(McIlwain et al., 2006) جدول1-1- GSTs سیتوزولی پستانداران شکل 1-4- آنزیم های GST مسئول کاتالیز کردن ترکیبات کارسینوژنیک و سایتوتوکسیک از طریق کنژوگه کردن آنها با گلوتاتیون میباشند شکل 1-5- خانوادهی سوپر ژن گلوتاتیون s ترانسفراز جدول 1-2- سوبستراهای مناسب آنزیم گلوتاتیون – s - ترانسفراز انسانی 1-9: ژن GSTM1 این آنزیم به دلیل ارتباطش با سرطان مثانه و دیگر سرطانهای که که با عادت به سیگار کشیدن دارای ارتباط باشند و به دلیل نقش آن در سمزدایی بنزوآلفا پیرن[11] و دیگر هیدروکربن های آروماتیک چند حلقهای موجود در دود تنباکو مورد توجه قرار گرفته است.(Engel et al., 2002) ژن های کلاس Mu، به صورت یک خوشهی ژنی متشکل از ژنهای GSTM1، GSTM2، GSTM3، GSTM4 و GSTM5 که برروی کروموزوم 1p13.3 واقع شده اند. ترتیب قرار گرفتن آنها بر روی کروموزوم به صورت GSTM4-GSTM2-GSTM1-GSTM5-GSTM3-3‘ 5‘- است Pearson et al., 1993) .(Strange et al., 2001, ژن GSTM1 پلی مورف است. چندشکلیهای که از ژن GSTM1 شناسایی شده است: یکی از این چند شکلی ها به صورت GSTM1 null و دیگر به صورت GSTM1 A و GSTM1 B هستند. GSTM1 null هیچ محصول پروئتینی را کد نمیکند. ژنهای GSTM1Aو GSTM1B کدکنندهی پروتئینهای GSTM1 A وGSTM1 B هستند، که دارای عملکرد یکسان و تفاوت این دو فقط در یک اسیدآمینه است . پروتئین GSTM1 A دارای اسیدآمینهی لایزین در موقعیت 172 هست در حالی که پروتئین GSTM1 Bدارای اسیدآمینه ی آسپارژین در همین موقعیت است. محصول این دو تا ژن باهم ترکیب و باعث تولید آنزیم های فعال همو یا هترودایمر می شود .(Hatagima et al., 2000) برخی از افرادِ فاقد ژن GSTM1 و برخی دارای GSTM1 میباشند. ژنوتیپ GSTM1 null هیچ محصول پروتئینی را کد نمیکند. فردِ دارای ژنوتیپ (GSTM1- null) از تمام فعالیت هایی که توسط پروتئين GSTM1 صورت میگیرد مانند سمزداییِ[12] مواد سرطان زا، سم زدایی هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقه ای و دیگر متابولیتهای فعالِ مربوط به این آنزیم محروم میباشد. افرادِ دارای ژنوتیپ present GSTM1که کدکنندهی پروتئین GSTM1 است و باعث سمزدای در فاز دوم متابولیسم میشوند .(Sharma et al., 2012) 1-10: ژن GSTT1 ژنهای کلاس theta در انسان عبارتند از: GSTT1 و GSTT2. ژن GSTT1 و GSTT2 بر روی کروموزوم 22q11.2 انسانی قرار دارند .(Webb et al. 1996) که بهوسیله ی یک قطعهی kb50 از همدیگر جدا شده اند، آنها دارای ساختار مشابه هستند که از 5 اگزون با توالی یکسان intron/exon تشکیل شده اند.(Strange et al., 2001) ژن GSTT1 پلیمورف است. GSTT1 دارای دو تا ژنوتیپ GSTT1 null و GSTT1 present میباشند .(Shaikh et al., 2010) ژنوتیپ GSTT1 null هیچ محصول پروتئینی را کد نمیکند در نتیجه افرادای دارای ژنوتیپ GSTT1 null فاقد فعالیت آنزیمی هستند. افراد دارای GSTT1 present باعث تولید آنزیم فعال می شود؛ که می تواند باعث سم زدایی گونه های فعال اکسیژن و مواد سرطانزا شود .(Tamer et al., 2004)و فراوانی الل نول این ژن در جمعیتهای مختلف انسانی 60-20 درصد است .(Vellingiri et al., 2014) 1-11: کاتالاز[13] آنزیم کاتالاز در ابتدا در سال 1818مورد توجه لویس تنارد قرار گرفت وقتیکه آب اکسیژنه را کشف کرد. فرضیه او این بود که پراکسیدهیدروژن به وسیله یک ماده ناشناخته باعث آزادسازی اکسیژن می شود .(Calabrese et al., 1989) درسال 1900اسکارلوو برای اولین بار نام کاتالاز را برای این ماده انتخاب کرد که در بسیاری از گیاهان و جانوران وجود دارد (Loew et al., 1900) کاتالاز وزن مولکولی در حدود 240000 دالتون دارد، از چهار زیرواحد یکسان تشکیل شده است، هر زیرواحد دارای یک حلقهی پرتوپورفیرین و یک اتم آهن در مرکزش است. آنزیم کاتالاز یکی از آنزیم های مهم آنتیاکسیدان داخلی میباشد. سمومی مانند پراکسید هیدروژن را به آب و اکسیژن تبدیل می کند. کاتالاز در پراکسی زوم وجود دارد و باعث تجزیهی پراکسید هیدروژن می شود. در پستانداران بیشترین سطح کاتالاز در کبد، کلیه، گلبولهای قرمز و کمترین سطح کاتالاز، در بافتهای همبند وجود دارد (Quan et al., 1986). پراکسید هیدروژن در غلظتهای بالا می تواند برای سلول سمی باشد و موجب بعضی از فرایندهای فیزیولوژیکی مانند تقسیم سلولی، آپوپتوز و فعال شدن پلاکتها در غلظت کم شود (Labios et al., 2009). کاتالاز در دو مرحله باعث تجزیهی پراکسید هیدروژن و تبدیل آن به آب و اکسیژن می شود. که مکانیسم کلی آن به صورت زیر می باشد .(Aksoy et al., 2004) آهن در مرکز حلقهی هم وجود دارد. پراکسید هیدروژن وارد سایت فعال آنزیم می شود و با اسیدآمینههای Asn147 و His74 برهمکنش، میدهد. این برهمکنش، باعث می شود که اتم هیدروژن بین اتم های اکسیژن منتقل شود و ایجاد یک مولکول آب و تشکیل کمپلکس I شود (کمپلکسI حاوی آهن IVمیباشد. Fe(IV) O=) در این حالت هِم[14] در حالت رادیکال وجود دارد و با پراکسیدهیدروژن دوم وارد واکنش می شود و موجب ایجاد یک مولکول آب و اکسیژن می شود همچنین آنزیم کاتالاز، به حالت پایه که حاوی آهن Fe(III) است برمیگردد (Reid et al., 1981, Goyal et al., 2010) ژن کاتالاز: در انسان ژنی که باعث کدکردن آنزیم کاتالاز می شود بر روی کروموزوم شماره13p11 قرار دارد. ژن کاتالاز دارای 13 اگزون و 12 اینترون میباشد (Quan et al., 1986). یکی از پلیمورفیسمهای شایع در ژن کاتالاز پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی است که به صورت جابجای C با T که در ناحیهی پروموترِ ژن کاتالاز(–262C>T) رخ میدهد بر روی اتصال فاکتورهای پروتئینی و درنتیجه بر روی فعالیت آنزیم کاتالاز تاثیر می گذارد (Forsberg et al.,2001). در شکل1-4 ساختار ژن کاتالاز و جایگاه چندشکلی ژنتیکی مورد بررسی نشان داده شده است (Liu et al., 2010). شکل 1-6- شکل شماتیک ژن کاتالاز و جایگاه چندشکلی ژنتیکی مورد بررسی 1-12: هدف در طی استرسهای اکسیداتیو گونه های فعالِ اکسیژن (ROS)[15]تشکیل میشوند که با تغییر فعالیت کانالهای کلسیمی موجب افزایش کلسیم سیتوپلاسم میشوند .(Hool et al.2007) افرادی که ژن های فعال GSTM1 و GSTT1 ندارند یا در ناحیه پروموتور ژن کاتالاز دارای آلل T باشند، توانایی سمزدایی این گونه های فعال را ندارند، لذا احتمال اینکه کانالهای کلسیمی در طی استرس اکسیداتیو همواره باز باشد، بیشتر میباشد و احتمالا این افراد احساس درد بیشتری دارند. به همین علت رو به مصرف مواد مخدر میآورند تا تسکینی بر دردهایشان باشد. با توجه به روند رو بهرشد اعتیاد به مواد مخدر، بر آن شدیم تا در این مطالعه به بررسی ارتباط بین چندشکلیهای ژنتیکیِ ژن های GSTM ، GSTT1و CAT و اعتیاد به مواد مخدر بپردازیم. . فصل دوم مروری بر تحقیقات انجام شده ارتباط چندشکلی ژنهای GSTM1، GSTT1 و CAT با انواع سرطانها، دیابت مزمن و فراوانی این چندشکلیها در جمعیتهای مختلف موضوع مطالعه در بسیاری از مقالات بوده است. ولی با وجود این تحقیقات ارزشمند هنوز تحقیق جامعی در ارتباط بین چندشکلی ژن GSTM1، GSTT1 و CAT خطر اعتیاد به هروئين، تریاک و شیره تاکنون صورت نگرفته است؛که این پژوهش درصدد انجام آن است. 2-1: مطالعات صورت گرفته بر روی چند شکلیهای ژنتیکی GSTM1 - براساس یک مطالعه که توسطTamer و همکارانش در سال 2005 در ترکیه بر روی چندشکلی ژن GSTM1 در افراد سیگاری با سرطان معده بررسی کرده اند، ژنوتیپ نول GSTM1 ارتباط با پیشرفت سرطان معده دارد .(Tamer et al., 2005) - براساس یک مطالعه که توسط Piacentini و همکارانش در سال 2012 در ایتالیا بر روی چندشکلی ژنتیکی GSTM1 با آسم در بیماران بزرگسال صورت گرفت هیچ ارتباط معناداری بین این پلیمورفیسم و بیماری آسم در افراد بزرگسال مشاهده نشده است .(Piacentini et al., 2012)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خطیئه و سیئه نیز از جمله واژگانی است که در قرآن به معنی بدی و زشتی آمده است.: آری، کسی که بدی را به دست آورد و زشتی او را احاطه کرده باشد، پس آنان اهل آتشند در حالی که در آن جاویدان هستند.[۲۶] ذنب نیز از دیگر واژگانی است که مترادف با جرم آمده است: و همین برای پروردگار تو کافی است که به گناهان بندگانش آگاه و بیناست[۲۷].
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در کل لفظ جرم در قرآن شامل هر گناهی نمیشود، بلکه گناهان به لحاظ شدت و ضعف و قصد مرتکب و حالات گوناگون او ممکن است تحت یکی از این عناوین قابل طرح باشد:[۲۸]
-
- سوء پیشینه: با قرار گرفتن لفظ سوء در مقابل گناهان کبیره، از جمله در آیۀ «اِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ…»[۲۹]معلوم میشود «سوء» و «سیئه» به مفهوم گناهان صغیره است و شامل گناهان کبیره نمیشود و از این رو شامل جرم نمیگردد.
-
- ذَنْب: ذنب و ذنوب به گناهان کبیره و شریرانه و حالات استکبار اطلاق میگردد و از این رو لفظ «ذنب» با «جرم» رابطۀ عموم و خصوص مطلق دارد.
-
- خطا: واژۀ خطا (خطأ) به دو مفهوم در قرآن آمده است:
الف ـ خطای مسئول: اینگونه خطا که مشتقات آن در قرآن کریم به صورت خاطئون، خاطئه و خطیئه استعمال شده است، وقتی است که شخص گناه میکند و مسئولیت هم دارد. در این حالت، گناه سراسر وجود او را فرا میگیرد و بر نفس او چیرگی مییابد تا جایی که شخص بیاختیار و بدون قصد و اراده مرتکب گناه میگردد ( تاجالعروس، ذیل خطیئه) و از اینرو حتى «سوء» که تنها شامل گناهان صغیره میشود، در صورت تکرار تبدیل به خطیئه و از گناهان کبیره محسوب میشود (بَلى مَنْ کَسَبَ سَیِّئَهً وَ اَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَاولئکَ اَصْحابُ النّارِ هُمْ فیها خالِدون)[۳۰]. ب ـ خطای غیرمسئول: در این نوع خطا شخص از روی نسیان و بدون تقصیر مرتکب جرم میشود که معمولاً به صورت «خطئی» و «اخطأنا» آمده است.[۳۱]
-
- اِثم: اثم در قرآن کریم به صورتهای گوناگون (اثم، آثم، اثیم، تأثیم) و از جمله در مورد خمر، قمار، شهادت کذب و همچنین عذاب و عقوبت به کار رفته است. دربارۀ معنای این کلمه اختلاف نظر وجود دارد. برخی گفتهاند: کاری است که انسان را از ثواب باز میدارد، مانند لهو، و برخی آن را به معنای «ضرر» گرفتهاند؛ چنان که در آیۀ ۲۱۹ سورۀ بقره میان اثم و منفعت مقابله به چشم میخورد. برخی دیگر گفتهاند به اعمالِ مطلقِ «حرام» از آن نظر «اثم» گفته میشود که ضرر هستند و انسان را از خیر باز میدارند. با این توضیح، اثم بر تمام جرائم اطلاق میشود.[۳۲]
بند پنجم :تعریف پیشگیری و پیشگیری از بزهکاری در جرم شناسی، پیشگیری عبارت است از: به جلوی تبهکاری رفتن با بهره گرفتن از فنون گوناگون مداخله به منظور ممانعت از وقوع بزهکاری. از نظر علمی می توان گفت: مراد از پیشگیری هر فعالیت سیاست جنایی است که غرض انحصاری یا غیر کلی آن تحدید حدود امکان پیشامد مجموعه اعمال جنایی از راه غیر ممکن الوقوع ساختن یا ساخت و دشوار کردن احتمال وقوع آنهاست بدون اینکه به تهدید به کیفر یا اجرای آن متوسل شوند.[۳۳] همچنین می توان گفت واژه پیشگیری را از نظر لغوی جلوگیری کردن، مانع شدن، جلو بستن[۳۴] و نیز اقدامات احتیاطی برای جلوگیری از رخدادهای بد و ناخواسته معنا کرده اند. با توجه به معنای لغوی پیشگیری، این واژه هم به معنای پیش دستی کردن، پیشی گرفتن و جلوی چیزی رفتن و هم به معنای آگاه کردن و هشدار دادن است.[۳۵] اما از میان این معناها در جرم شناسی پیشگیرانه معنای نخست مدنظر است. براساس این معنا با اتخاذ تدابیر و به کارگیری اقدامات مناسب باید به استقبال جرم رفت و از ارتکاب این پدیده جلوگیری کرد. با توجه به نگرش های گوناگونی که در میان جرم شناسان وجود دارد، پیشگیری از بزهکاری را می توان به دو صورت عام و خاص تعریف کرد. در معنای عام، پیشگیری از جرم هر اقدامی است که جلوی ارتکاب جرم را بگیرد که این اقدام می تواند جنبه کیفری یا غیرکیفری داشته باشد. به دیگر سخن، هر آنچه علیه جرم باشد و سبب کاهش نرخ بزهکاری گردد در گستره معنای عام پیشگیری از جرم قرار دارد. در این نگرش سیاست جنایی همه تدابیر کیفری و غیرکیفری را که حکومت با مددجویی از سه قوه قانونگذاری، اجرایی و قضایی با هدف محدود کردن و مهار بزهکاری و نیز پیشگیری اتخاذ می کند، در برمی گیرد، ناگفته پیداست که در این زمینه، مردم نقش بسیار پراهمیتی را بر عهده دارند. بدین ترتیب در سیاست جنایی، پیشگیری را می توان به کارگیری راهکارهای گوناگون برای جلوگیری از بزهکاری تعریف کرد.۱ این معنا از پیشگیری، پیشگیری واکنشی و پیشگیری کنشی را دربرمی گیرد و براساس این رویکرد، ساز و کارهای کیفری مانند ابتکارات اصلاحی – درمانی و ساز و کارهای غیرکیفری مانند اقدامات موقعیت مدار می توانند در گستره پیشگیری از جرم جای گیرند. پیشگیری از جرم دربرگیرنده تدابیر و اقداماتی است که نرخ بزهکاری را کاهش دهد. بدین صورت که از یکسو علل اثرگذار بر ارتکاب جرم را شناسایی کرده و از سویی دیگر ابتکارات مناسبی را برای مبارزه با این علل اعمال کند. عده دیگری معتقدند، پیشگیری از بزهکاری مجموعه اقدامات غیرقهرآمیزی است که برای تحقق هدفی ویژه یعنی مهار بزهکاری، کاهش احتمال وقوع جرم، کاهش شدت بزه در مورد علل جرایم اتخاذ می شود.۲ بنابراین پیشگیری از جرم در معنای خاص، مجموعه تدابیر و اقدامات غیرکیفری با هدف مقابله با بزهکاری از طریق کاهش یا از بین بردن علل جرم زا و نیز اثرگذاری بر فرصت های پیش جنایی است به گونه ای که بتوان با بهره گرفتن از ابتکارات و ساز و کارهای غیرقهرآمیز بر شخصیت افراد و وضعیت پیش از ارتکاب جرم اثر گذاشت تا از رخ دادن بزه جلوگیری شود. از نظر برخی با توجه به این تعاریف این نهاد باید از ویژگی های زیر برخوردار باشد: - هدف اصلی آنها اثرگذاری علیه عوامل یا فرایندهایی باشد که در بروز بزهکاری نقش تعیین کننده دارند. -جنبه جمعی داشته باشند و تمامی جمعیت یا گروه معینی از آن را نشانه روند. -پیش از ارتکاب جرم اعمال شوند. - جنبه قهرآمیز و سزاده نداشته باشند زیرا تدابیر سرکوبگر پس از وقوع جرم بر بزهکار تحمیل می شوند.[۳۶]
گفتار دوم: گونه ها و سطوح پیشگیری از بزهکاری
جرم شناسی از دسته بندی بزهکاری اهداف ویژه ای را دنبال می کند که یکی از آن هدف ها، پیشگیری از بزهکاری و تکرار جرم است.[۳۷] در مورد دسته بندی پیشگیری همواره نگرش های گوناگونی میان جرم شناسان وجود داشته است. برخی عقیده دارند، پیشگیری موقعیت مدار، پیشگیری زود هنگام، پیشگیری اجتماعی و پیشگیری از طریق نظام عدالت کیفری از گونه ای های نهاد هستند. گروهی دیگر بر این باورند که پیشگیری به سه گونه نخستین، دومین و سومین وهمچنین پیشگیری واکنشی و کنشی تقسیم می گردد. بند اول :سطوح سه گانه پیشگیری از بزه پیچیدگی ماهیت بزهکاری پیشگیری را نیز مشکل می کند و رهیافت های چندگانه ای را که می طلبد که کلیه عوامل خطرزا را در نظر بگیرد از این نقطه نظر سطوح پیشگیری به سه سطح تقسیم می شود:
الف: پیشگیری نخستین یا ابتدایی
پیشگیریئ نخستین یا ابتدایی عبارت از مجموعه وسایلی است که معطوف به تغییر شرایط جرم زای اطرافیان به طور کلی اعم از طبیعی و اجتماعی می باشند. به عبارت دقیق تر، پیشگیری ابتدایی راهکارهایی است که از طریق زمینه های اجتماعی و اقتصادی و دیگر زمینه های سیاست عمومی تلاش می کند. این حالت، به ویژه بر موقعیت جرم زا و علل ریشه ای ارتکاب جرم تأثیر می گذارد. هدف اصلی، ایجاد امیدوارکننده ترین شرایط برای زندگی است که شامل آموزش خانواده، ایجاد مسکن، استقلال و سرگرمی می باشد. در پیشگیری اولیه به ریشه مسئله وعوامل خطرزای محیطی توجه می شود . این نوع پیشگیری سعی برآن دارد که امکان درگیر شدن با مسئله طوری پیش برود که هرگز محلی برای رشد مسئله وجود نداشته باشد . به همین علت استرا تژی های برنامه ضرورتا طوری ا نتخاب می شوند که بتوا نند عوامل مخا طره آمیز را کا هش دهند ، وضع قوا نین که بعضی از محدودیت ها را ایجاب می کنند ازآن جمله اند . برای مثال درجامعه ای که حمل اسلحه آزاد است ، این آزادی خود یک عامل خطر زای امکان درگیر شدن با مسئله بزه است . بنا براین منع حمل اسلحه یکی از استراتژی ها درآن جامعه خوا هد بود.[۳۸] اگر چه تناقضاتی دربعضی ازیافته های پژوهش درمورد کنترل بزه وجوددارد لیکن اکثر یا فته ها بیانگر آنند که برنامه های پیشگیری مستقیما تاثیر زیادی درکاهش رفتارهای بزهکارانه نداشته اند درمقابل به پژوهشهائی نیز بر می خوریم که نشان داده اند مداخله اولیه جامعه وخانواده متفقا در کنترل بزهکاری تاثیر دارند. عمده برنامه ریزیهای این مداخلات بر اساس یافته هائی است که نشان می دهند عوامل خانوادگی مانند : طلاق، مرگ والدین، کثرت اولاد، فقدان حمایتهای روانی و بی توجهی به نیازهای عاطفی فرزندان بی انضباطی درخانواده، وجود فرد بزهکار یا ناسازگار اجتماعی، خیانت زن یا شوهر، اختلافات خانوادگی، طرد ازخانواده، فقدان زمینه های تربیتی مناسب درخانواده، مسکن نامناسب از نظر فضای فیزیکی و فقر در تقویت و یا کنترل بزهکاری نقش دارند. عوامل اجتماعی مانند: بیسوادی، رشد بی رویه جمیعت، صنعتی شدن، اختلافات طبقاتی، قوانین تحمیلی، بی عدالتی اجتماعی، بیکاری، جنگ، محیط اجتماعی نامناسب (زندگی در جوار بزهکاران) فقدان امکانات تفریحی سالم و قابل دسترس همه طبقات جامعه، زاغه نشینی، زورمداری سیا سی، در کنترل و رشدبزه موثرند. به همین جهت استراتژی های مداخله ای خانواده گرا و جامعه گرا در پیشگیری نوع اول اهمیت پیدا می کنند. خلاصه اینکه درسطح اول پیشگیری عمده مسئولیت به عهده خانواده و جامعه است. بسیاری ازدیدگاه های روانشناختی، سن مناسب برای سطح پیشگیری نوع اول را قبل از۸سالگی می دانند.[۳۹] به عبارت دیگر این نوع پیشگیری دربرگیرنده تدابیر و اقداماتی است که به دنبال سالم سازی محیط طبیعی و اجتماعی و تغییر اوضاع و احوال و شرایط جرم زایند. به بیان دیگر، این پیشگیری درصدد آن است تا با بهبود شرایط زندگی افراد از بزهکاری جلوگیری کند. بالا بردن سطخ سواد و فقرزدایی نمونه هایی از این پیشگیری اند.
ب: پیشگیری دومین یا ثانویه
پیشگیری ثانویه یا دومین معطوف به مداخله برای پیشگیری از لحاظ گروه ها یا جمعیت های در معرض خطر جرم است. این امر شامل شناخت زودهنگام شرایط جرم زا و نفوذهایی است که بر این شرایط اعمال میشود. برای این گروه ها می توان تدابیری خاص اندیشید; تدابیر حمایتی در خصوص کودکان خیابانی، کودکان متعلق به خانواده های معتاد و بی سرپرست یا بدسرپرست. در پیشگیری ثانویه هدف کلی دور نگهداشتن فرد از فعالیت هایی است که خطر بر چسب بزه را در فرد تقویت میکند. مثل کنترل خشم و خشونت، کنترل های خانواده بر رفتار های ضد اجتماعی و دوری از دوستان بزهکار. پیشگیری نوع دوم نیز مانند پیشگیری نوع اول استراتژی های برنامه ریزی خود را بر اساس یافته های پژوهش ها طرح می کند و تأکید زیادی بر فرد و یا ارتباطات فرد دارد. به همین جهت استراتژی های پیشگیری نوع دوم از طریق یادگیری مهارت های زندگی اجتماعی از یک طرف و محیط اجتماعی و ارتباطات فردی از طرف دیگر تأکید می کند. اهمیت این سطح به عنوان سطح پیشگیری کمک به افراد در معرض خطر است.[۴۰] به عبارت دیگر به دنبال پیشی گرفتن از افرادی که در شرایط بحرانی به سر می برند و هر آن، احتمال ارتکاب بزه از سوی آنها وجود دارد. این پیشگیری با شناسایی افراد در معرض خطر در صدد است با به کارگیری اقدامات مناسب مانند مداخله های زودرس از به عادت شدن بزهکاری افراد پیشگیری کند. ج: پیشگیری سومین یا ثالث پیشگیری ثالث یا سومین معطوف به پیشگیری از تکرار جرم در خلال اقدامات فردی برای سازگاری مجدد اجتماعی یا خنثی نمودن بزهکاران پیشین است. پیشگیری از تکرار جرم توسط پلیس و دیگر عوامل نظام عدالت کیفری صورت می گیرد; تدابیر مربوط از ضمانت اجراهای قضایی رسمی تا بازپروری مجرم و زندانی کردن. در بسیاری از اوقات به دلیل محدودیت ضمانت اجراهای مبتنی بر اصلاح و درمان، این نوع پیشگیری به تدابیر سرکوبگرانه تنزّل پیدا می کند. پیشگیری سطح سوم سعی می کند موقعیت مساله را اصلاح یا در آن مداخله کند و هدف آن پیشگیری از تکرار فعالیت هایی است که جرم شناخته می شود. برای این نوع پیشگیری لازم است درگیر مسایلی مانند تنبیه، جریمه و بازتوانی از طریق نظام حقوقی و قضا شود. پیشگیری نوع سوم برنامه ریزی مداخله ای و اداره موقعیت های خطرناک را براساس فعالیت هایی تنظیم می کند که ممکن است باعث بزهکاری شوند.[۴۱] به عبارت دیگر این نوع پیشگیری بر ساز و کارهای نظام عدالت کیفری تمرکز می نماید و تلاش دارد با بهره گیری از ابتکارات اصلاحی – درمانی از بزهکاری دوباره افراد جلوگیری کند. برای نمونه، کیفر زندان می توان در بازپذیری اجتماعی بزهکاران و جلوگیری از تکرار جرم آنها نقش مهمی ایفا نماید. بند دوم : گونه های دوگانه پیشگیری از بزه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
داراییهای زیر ساختی
داراییهای با مالکیت فکری
داراییهای انسانی محور
داراییهای بازار
شکل ( ۲-۷):اجزای سرمایه فکری در مدل حسابرسی سرمایه فکری بروکینگ(زاهدی و لطفی زاده، ۱۳۸۹). ۲-۲-۱۱-۵- الگوی ترازنامه نامرئی ترازنامه نامرئی بعنوان یکی از روش های پیشتاز در حوزه دارایی های نامشهود، توسط اسویبی در سوئد مطرح گردید. اسویبی در آن زمان نسبت به ناتوانی سیستم های حسابداری سنتی در جهت تدارک اطلاعات مناسب برای ارزش گذاری دانش فنی واکنش نشان داد و چهارچوبی را جهت گزارش دهی دارایی های نامشهود توسعه داد که ترازنامه نامرئی نام گرفت. هدف کتابی که تحت همین عنوان به چاپ رسید، نمایش روشی عملی جهت گزارش دهی روی نیروی انسانی بود که مهمترین منبع و نخستین مولد درآمد دانش فنی است. ۳۵ شاخص غیر مالی به منظور کامل کردن گزارش مالی با اطلاعات مرتبط به کارکنان از قبیل پایداری، دانش، توانایی، اثربخشی، پتانسیل ایجاد درآمد پیشنهاد گردید. در ترازنامه نامرئی، تفاوت بین ارزش بازار سهام یک شرکت و ارزش دفتری خالص بوسیله سه طبقه به هم وابسته از سرمایه ها تحت عنوان سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی(ساختاری) و سرمایه مشتری توضیح داده می شود. این سه طبقه از سرمایه ها که برای اولین بار در کتاب مزبور به چاپ رسید بصورت استانداردی غیر رسمی در آینده تبدیل گردید(جعفری و همکاران، ۱۳۸۵).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۲-۱۱-۶- الگوی کنترل دارایی نامحسوس کنترل دارایی نامشهود[۲۹] توسط اسویبی توسعه داده شد و سه نوع از دارایی های نامشهود را که حاصل اختلاف بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت می باشد تعریف نمود. این سه جزء دارایی های نامشهود شامل ساختار خارجی (مارک تجاری، ارتباطات مشتری و تأمین کننده)، ساختار داخلی (مدیریت، قانون، نظامنامه، روش و رفتار، نرم افزار) و شایستگی فردی (تحصیلات، تجربه، خبرگی) هستند. برای هر جزء دارایی نامشهود، سه شاخص بر رشد و بازسازی، کارایی و نیز پایداری آن جزء متمرکز هستند. وقتی که مدل جهت یابی اسکاندیا با فرهنگ و فلسفه مدیریت سازمان بعنوان بخشی از سرمایه انسانی برخورد می کند، کنترل دارایی نامشهود آنها را تحت ساختار داخلی طبقه بندی می کند. بدلیل تاکید خاص این مدل بر انسان، این مدل بر این فرض استوار است که انسان تنها عامل درست در کسب و کار است و سایر جنبه های ساختاری اعم از داخلی و خارجی، در فعالیتهای انسانی مستتر می باشد(جعفری و همکاران، ۱۳۸۵). ۲-۲-۱۱-۷- الگوی ارزش افزوده اقتصادی ارزش افزوده اقتصادی[۳۰]، بعنوان یکی از اندازه های عملکردی مبتنی بر ارزش، در زمان پیدایش محبوبیتی فوق العاده بدست آورد. این روش بطور نسبی یکی از جدیدترین روش های ارزیابی عملکرد سازمانی می باشد که توسط استیوارت و شرکت مشاوره نیویورک توسعه داده شد. این روش بر حداکثر کردن ثروت سهامداران متمرکز است. ارزش افزوده اقتصادی، جریان نقدی ایجاد شده(پس از کسر مالیات) توسط شرکت منهای هزینه صرف سرمایه صرف شده جهت ایجاد آن جریان نقدی بوده، بنابراین نشان دهنده سود واقعی در برابر سود روی کاغذ است. ارزش افزوده اقتصادی به عنوان تفاوت بین فروش خالص و مجموع هزینه های عملیاتی، مالیاتها و هزینه های سرمایه می باشد در حالیکه هزینه های سرمایه از طریق ضرب هزینه متوسط سرمایه موزون در کل سرمایه(سرمایه گذاری شده) محاسبه می شود. در عمل، ارزش افزوده اقتصادی زمانی افزایش می یابد که میانگین موزون هزینه سرمایه، کمتر از بازگشت به دارایی های خالص و یا بالعکس باشد. در حال حاضر روش ارزش افزوده اقتصادی به نحو مطلوبی استقرار یافته است و بطور فزاینده ای شرکتهای بزرگ در حال پذیرش آن بعنوان پایه ای برای برنامه ریزی تجاری هستند. بعبارتی تغییر در ارزش افزوده اقتصادی معیاری بدین نحو فراهم می کند که آیا سرمایه فکری سازمان اثربخش بوده یا خیر. بدیهی است در این حال، ارزش افزوده اقتصادی یک اندازه جایگزین برای سرمایه فکری می باشد و اطلاعات دقیقی از میزان تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد شرکت فراهم نمی کند (جعفری و همکاران، ۱۳۸۵). ۲-۲-۱۱-۸- الگوی کیوی توبین[۳۱] روش کیوی توبین، توسط جیمز توبین(۱۹۷۸)، برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شد. این نسبت، ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزینی آن شرکت(هزینه جایگزینی داراییهای آن شرکت) را اندازه گیری می کند. بصورت تئوری در بلند مدت این نسبت به سمت واحد میل می کند، اما شواهدی تجربی نشان می دهد که در همین زمان این نسبت می تواند بطور معناداری با عدد یک متفاوت باشد. برای مثال شرکتهای نرم افزاری که به میزان زیادی از سرمایه فکری بهره می جویند، نسبتی در حدود هفت یا بالاتر دارند در حالیکه شرکتهای با سرمایه فیزیکی زیاد نسبتی در حدود یک دارند. نسبت کیوی توبین در اصل بسیار شبیه به نسبت بازار به دفتر می باشد با این تفاوت که توبین در هنگام محاسبه، هزینه جایگزینی دارایی های فیزیکی را به جای ارزش دفتری دارایی های فیزیکی بکار می گیرد. نسبت حاصله به این شکل بکار می رود که چنانچه نسبت کیوی یک شرکت، بزرگتر از مقدار واحد و نیز بزرگتر از مقدار کیوی رقابتی باشد، شرکت مزبور توانایی کسب سود بیشتر از شرکتهای مشابه را داراست. ۲-۲-۱۲- چرا یک چنین تغییر و گذار به سمت و سوی داراییهای نامشهود وجود داردˁ ۱- محیط قانونی متغییر : از سال ۱۹۸۲ و در پی تصویب یکسری قوانین و در ایالات متحده آمریکا، حقوق انحصاری مالکان داراییهای معنوی یا مالکیت معنوی به رسمیت شناخته شد و به داراییهایی از قبیل حق اختراعها، حق امتیازها، کپی رایت ها و غیره ارزش داده شد و یک سری ضمانت ها و تضمین های اجرایی نیز برای حمایت از آن تصویب شد که این امر منجر به اهمیت و ارزش مالکیت معنوی شد. ۲- اثر اینترنت و تکنولوژی اطلاعات: رشد سریع اینترنت و به موازات آن قابلیت های روبه رشد آن به خصوص فناوری اطلاعات، دنیای صنعتی را وارد یک پارادایم اقتصادی جدیدی بنام اقتصاد دانشی و اطلاعاتی کرد. ۳- اثر اهرمی سرمایه های فکری: سرمایه های فکری دارای این توانایی هستند که سودآوری یک شرکت را افزایش داده و این سرمایه فکری به شرکتها این اجازه را می دهد که کالاها و خدمات جدید و فرآیندهای تجاری و اشکال سازمانی جدید را تولید کنند. برای مثال تحقیقات نشان داده است که شرکت های سازنده خودرویی که وسایل و تراشه های کامپیوتری بیشتری را در خودروی خود تعبیه کرده اند شرکتهای موفق تری بوده اند. ۴- ظهور سینرژیهای دانش بر در هزار جدید ۵- مطالعه سرمایه فکری به خاطر درک بهتر پویایی درون سازمانی ۶- محدودیت های سیستم حسابداری و گزارش دهی مالی در هزاره جدید و بحث مهم سرقفلی(لاوه ای،۱۳۹۱). ۲-۲-۱۳- سرمایه فکری و چالش های حسابداری مالی چارچوب حسابداری مالی فعلی در اوایل قرن بیستم تدوین شده است. و طبعاً حسابداری در حوزه فعالیت های تجاری یعنی صنایع تولیدی که حجم قابل ملاحظه ای از اموال، ماشین آلات و نیروهای کارگری را به کار می گیرند، به خوبی قابل استفاده است. در اواخر قرن بیستم، ساختار اقتصادهای بزرگ از صنایع تولیدی به صنایع خدماتی تغییر جهت داده و در حال حاضر، شرکت ها و واحدهای تجاری روی کیفیت خدمات، نوآوری، رضایت مشتریان، مطلوبیت سرمایه گذاران و طیف وسیعی از ذینفعان تمرکز و توجه دارند. در قرن جدید، شکاف بین ارزش بازار شرکت و ارزش خالص دارایی ها بیشتر شده است. تفاوت بین ارزش های بازار و ارزش دفتری جنبه هایی از عملکرد شرکت را نشان می دهد که از خارج از حیطه و مرزهای روش های حسابداری متداول است. این تفاوت اغلب به دارایی های نامشهود نسبت داده می شود که نشان دهنده انتظارات سرمایه گذاران در توانایی شرکت برای ایجاد سود اقتصادی خالص در بلند مدت است. حرفه حسابداری هنوز با چگونگی ارائه یک مدل ارزش گذاری مالی برای دارایی های نامشهود دست و پنجه نرم می کند. تحلیل گران و سرمایه گذاران به طور فزآینده ای در حال استفاده و به کارگیری از داده هایی هستند که خارج از حیطه چارچوب حسابداری متداول است و عمدتاً از شاخص های غیر مالی برای ارزش گذاری یک شرکت استفاده می کنند. از این رو، روش های جاری حسابداری مالی باید تغییر یابد و ظهور اقتصاد نامشهود مستلزم انواع جدیدی از گزارشات سالانه شرکت هاست. توجه هر چه بیشتر به ارزشگذاری و انعکاس دارایی نامشهود سبب بهبود و افزایش کیفیت اطلاعات در ترازنامه خواهد شد و حتی اثرات آن سبب شفافیت اندازه گیری سود خواهد گردید. لذا حسابداری برای دارایی های نامشهود یکی از بزرگترین چالش های پیش روی حسابداری و حسابداران می باشد که باید به گونه ای درست و منصفانه، اندازه گیری و گزارشگری همه دارایی های نامشهود در عملکرد اجتماعی شرکت ها صورت پذیرد. از آن جایی که هنوز بهای تمام شده تاریخی شالوده سنجش و اندازه گیری در سیستم حسابداری باقی مانده است، حرکت در راستای دستیابی به این هدف مهم و رفع چالش های آن نمی تواند به سادگی عملی و ممکن گردد. از این رو ایجاد چارچوب همگون و سیستماتیک برای گزارشگری دارایی های نامشهود به منظور افشاء اطلاعات قابل مقایسه و افزایش قابلیت اعتماد ذینفعان ضرورت دارد (حاجی ها، ۱۳۸۹). یکی از جنبه های مورد توجه در گزارشگری پایداری، ارزشگذاری و افشاء دارایی های نامشهود می باشد. این وظیفه در گزارشگری از آن جهت حائز اهمیت است که در ایجاد ارزش آتی برای یک سازمان در اقتصاد دانش محور، دارایی های نامشهود از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند و قابلیت ها و پتانسیل های سازمان در آینده وابسته به این نوع دارایی هاست. در دو سه دهه اخیر، منابع غیر فیزیکی به عنوان دارایی های نامشهود در مقایسه با دارایی فیزیکی و مشهود یک واحد تجاری در حال رشد روز افزون هستند. از دیدگاه اقتصادی یک دارایی منبع تحت کنترل واحد تجاری است که منافع اقتصادی آتی در جریان عملیات داشته باشد و یک دارایی زمانی نامشهود تلقی می شود که دارایی غیر پولی قابل شناسایی فاقد وجود فیزیکی و قابل رویت باشد. از این رو بسیاری از دارایی های نامشهود در مفهوم حسابداری سنتی دارایی تلقی نمی شود. در واقع یک سازمان دارای دارایی های نامشهود با اهمیتی است که مالک آن نمی باشد. از جمله می توان به سرمایه انسانی (دانش)، سرمایه سازمانی، خلاقیت و نوآوری اشاره نمود. در واقع دارایی های نامشهود ذخایر یک سازمان می باشند و درجه ریسک تجاری یک سازمان کاملاً وابسته به این گونه دارایی هاست. سرمایه نامشهود می تواند بدون افزایش سرمایه فیزیکی افزایش یابد و از طرف دیگر بدون صرف منابع پولی امکان ایجاد ارزش در سازمان وجود خواهد داشت. سرمایه گذاری در دارایی نامشهود می تواند به معنای دستیابی به مزیت رقابتی باشد که به دست آوردن آن به عنوان یک فرصت در محیط تجاری رقابتی امروزی به سادگی امکان پذیر نیست. بنابراین سرمایه گذاری در دارایی های نامشهود دارای منافع بیشتری از سرمایه گذاری در دارایی های مشهود به دنبال دارد. لذا، اثرات این نوع دارایی ها و سرمایه گذاری در آن ها باید شناسایی، تجزیه و تحلیل، ارزشگذاری و در فرایند گزارشگری گنجانده شود. یکی از مهمترین دارایی های نامشهود که منجر به ایجاد ارزش می گردد دارایی انسانی است که تاکنون روش ها و مدل های مختلفی برای اندازه گیری و سنجش آن ارائه شده است.یکی از چالش ها و دغدغه های اصلی پژوهشگران و محققان آکادمیک در رویه های حسابداری در این جهت است که چگونه دارایی های نامشهود در عملکرد شرکت ها انعکاس یابند و میزان تأثیر آن به چه روش یا مدلی اندازه گیری و شناسایی گردد.(حاجی ها، ۱۳۸۹). ۲-۲-۱۴- گزارشگری سرمایه فکری مرحله نهایی در مدیریت سرمایه فکری، فرایند گزارشگری آن است. افشای ارزش سرمایه فکری میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. اگرچه همه این دلایل جزو اهداف کلیدی هستند، اما هدف اصلی، تهیه اطلاعات مفید برای سهامداران سازمان است. سهامداران نیز دارای نیازهای اطلاعاتی مختلفی هستند که رویه شرکت باید برمبنای افشای آن دسته از اطلاعاتی باشد که بتوانند نیازهای اطلاعاتی گروه بیشتری را تأمین کند. استفاده کنندگان از اطلاعات مربوط به سرمایه فکری شامل گروه های زیر میشود: الف- سهامداران و سرمایهگذاران: برای داشتن اطلاعات بهتر برای تصمیمات مربوط به سرمایهگذاری، سهامداران و سرمایهگذاران باید دانش و آگاهی بیشتری در مورد سرمایه فکری یک سازمان داشته باشند. حسابداری سنتی از طریق گزارشهایی که برای این اهداف تهیه نشده بودند، تا حدی میتوانست تصویر مناسبی از سرمایه فکری سازمان فراهم کند، ولی این به تنهایی جوابگوی نیازهای سرمایهگذاران و سهامداران نیست. اگر سرمایهگذاران، اطلاعات کاملی در مورد ارزش سازمان و سرمایه فکری آن نداشته باشند، ارزیابی آنها از وضعیت سازمان دارای اعتبار کمتری خواهد بود و خود این ابهام، باعث افزایش هزینه سرمایه برای سازمان میشود. ب- تحلیلگران مالی: تحلیلگران برای درک بهتر ارزش سازمان، باید اطلاعات درستی در مورد ارزش سرمایه فکری آن داشته باشند. بدون داشتن اطلاعات مفصل در مورد سرمایه فکری سازمان و درک چگونگی کمک کردن این اطلاعات در رسیدن به اهداف استراتژیک، تجزیه و تحلیل کنندگان نمیتوانند ارزیابی درستی از وضعیت سازمان انجام دهند. این امر، منجر به افزایش ابهام برای سرمایهگذاران و بانکها میشود و باعث خواهد شد که آنها ریسک بیشتری برای سرمایهگذاری یا دادن اعتبار، برای سازمان در نظر بگیرند که این خود سبب میشود، هزینه سرمایهای افزایش پیدا کند. ج- کارکنان: کارکنان برای درک سلامت و وضعیت مالی سازمان خود، به اطلاعات نیاز دارند و امروزه سرمایه فکری یک عنصر بسیار مهم برای این هدف است. آنها بویژه به کسب اطلاعات در مورد شکل فرایندهای مربوط به نحوه مدیریت، نگهداری و گسترش دادن این داراییها علاقهمندند. د- سایر افراد: سازمانها به وضعیت روابطشان با شرکای تجاری، تأمینکنندگان و تمامی کسانی که منافعی در سازمان دارند، بسیار اهمیت میدهند. یکی از راه های کسب اطمینان این افراد و داشتن روابط مستحکم با آنها در اختیار گذاشتن اطلاعات دقیق در مورد داراییها بویژه سرمایه فکری موجود در سازمان است(دستگیر، ۱۳۸۸، ص ۳۳). در حسابداری سنتی، محدودیتهایی برای گزارشگری و افشای سرمایه فکری وجود دارد، زیرا بیشتر اقسام سرمایه فکری نمیتواند در ترازنامه نشان داده شود و در عوض هزینههای صرف شده برای سرمایه فکری، به طور مستقیم به عنوان هزینه جاری به صورت حساب سود و زیان منظور میشوند. شناخت بیدرنگ این مخارج به عنوان هزینه، باعث کاهش سودهای جاری و مخدوش جلوه دادن وضعیت مالی سازمانها میشود. مشکل اصلی در گزارشگری سرمایه فکری، به استانداردهای حسابداری مربوط است که یک شرکت را ملزم میکنند، فقط در صورتی یک قلم را به حساب داراییها منظور کند که تمامی ویژگیهای تعیین شده در استاندارد را دارا باشد. با توجه به این محدودیتها تنها مواردی از قبیل سرقفلی، مخارج تحقیق و توسعه و سایر داراییهای نامشهود (حق اختراعات، کپی رایت، نرم افزارها و علائم تجاری و….) در صورتهای مالی سازمان آورده میشوند. برای گزارشگری مطلوب در مورد سرمایه فکری باید موارد زیر گزارش شوند:
- مقدمه کوتاهی درباره طرح کلی و استراتژیهای سازمان و نیز چالشهای کلیدی که سازمان در اجرای استراتژیهای خود با آنها روبرو است.
- توصیفی کامل اما خلاصه از استراتژیهای کلی برای ایجاد ارزش در سازمان ارائه شود. در این بخش، مهم این است که روابط بین عناصر مختلف این استراتژیها و بویژه چگونگی کمک آنها به افزایش ارزش سرمایه فکری و رسیدن به اهداف تعیین شده، روشن شود.
- شرحی از تمامی عوامل و محرکهای مربوط به ارزش سرمایه فکری و بیان جزئیات بیشتری در مورد آنها صورت گیرد(دستگیر، ۱۳۸۸، ص ۳۴).
در بیان طرح کلی اهداف استراتژیک و فعالیتهای وابسته به هر کدام و شاخصهای مربوط به آنها، تا جایی که امکان دارد، باید افشای لازم در مورد آنها صورت گیرد. همچنین باید توصیف خلاصهای از فعالیتهای کلیدی (برنامهها، پروژهها و وظایف) که برای دستیابی به اهداف، برنامهریزی شدهاند، افشا شود. البته این موارد گفته شده، علاوه بر موارد قبلی است که طبق استانداردها و قوانین الزامی هستند(ماروشیوما، ۲۰۰۸). ۲-۲-۱۵- استانداردهای حسابداری و گزارشگری سرمایه فکری افشاء اطلاعات نامشهودها و سرمایه فکری در سال های اخیر اهمیت پیدا کرده است و سرمایه فکری یک بخش جدائی ناپذیر از فرایند ایجاد ارزش شرکت در نظر گرفته می شود. بسیاری از شرکت های سهامی بزرگ در کشورهای توسعه یافته گزارشات سرمایه فکری را به صورت مکمل گزارشات سالانه متداول توسعه داده اند. این گزارشات روی نقش سرمایه فکری در ارتباط با ایجاد ارزش و ارتباط آن با منابع دانش در شرکت ها با یک چارچوب استراتژیک تأکید دارند. یک بحث اساسی در افشاء اینگونه اطلاعات در شرکت ها این است که آیا بازارهای سرمایه برای تجزیه و تحلیل و انتشار گزارش سرمایه فکری عکس العمل نشان می دهند؟ و این که آیا اطلاعات مکمل ارائه شده همراه صورت های مالی نیازهای اطلاعاتی آنان را برآورده می سازد؟ از نقطه نظر بازار سرمایه، اطلاعات سرمایه فکری باید به عنوان یک بخش جداگانه از چارچوب فرایند ایجاد ارزش شرکت افشاء شود(حاجی ها، ۱۳۸۹). در ربع قرن اخیر دارایی های نامشهود به تدریج در صورت های مالی شرکت ها از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. در واقع رشد و ارزش شرکت از طریق توسعه دارایی های نامشهود دست یافتنی است. اما، مدل های سنجش و ارزشگذاری این نوع دارایی ها به عنوان یک بخش اساسی از توسعه استراتژی مدیریت و ابزار مدیریت استراتژیک چندان مورد توجه قرار نگرفته است. درباره نیاز به گزارشگری سرمایه فکری و توانایی صورت های مالی برای توصیف آن، بحث ها و نقطه نظرات بسیاری وجود دارد. گزارشگری و افشاء اطلاعات سرمایه فکری اثرات قابل توجه و زیادی روی تصمیمات ذینفعان مختلف درون سازمانی و برون سازمانی خواهد داشت. در واقع افشای این نوع اطلاعات اثرات دو طرفه دارد. اثرات اطلاعات روی درک استفاده کنندگان برون سازمانی از ارزش بازار و از طرف دیگر، درک استفاده کنندگان روی تصمیمات مدیران نیز اثر گذار است. به دلیل اهمیت سرمایه فکری برای بسیاری از شرکت ها، افشا و گزارشگری اطلاعات مالی و غیر مالی در این خصوص بسیار مورد توجه استفاده کنندگان اطلاعات شرکت هاست. همچنین مدیرانی که در حوزه دانش و سرمایه گذاران از آن آگاه نیستند، شاید به خاطر کاهش تقارن اطلاعات بین مدیریت و سرمایه گذاران گزارشگری سرمایه فکری ضرورت داشته باشد. در سال های اخیر، مدیران گزارش این اطلاعات را در صورت های مالی بسیار مورد توجه قرار می دهند. انگیزه اصلی برای این اطلاعات داوطلبانه فرصت ارتباط هر چه بیشتر با سایر ذینفعان شرکت ها و درک آن ها از استراتژی و جهت گیری آتی آنهاست(حاجی ها، ۱۳۸۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۴-۴-۱-۲-۱- ضریب همبستگی: ۷۱ ۳-۵-۳-۲-۱- ضریب تعیین: ۷۲ ۳-۵-۳-۲-۲- ضریب تعیین تعدیل شده: ۷۲ ۳-۵-۳-۳- آزمون پیش فرض استفاده از مدل رگرسیون ۷۳ ۳-۶- خلاصه فصل ۷۴ فصل چهارم- تجزیه و تحلیل داده ها ۴-۱- مقدمه ۷۵ ۴-۲- آمار توصیفی داده ها ۷۶ ۴-۳- آزمون نرمال بودن داده های تحقیق ۷۷ ۴-۳-۱- آزمون نرمال بودن برای تخطی مالیاتی ۷۸
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴-۳-۲- آزمون نرمال بودن برای درصد مالکیت مدیران ۷۹ ۴-۳-۳- آزمون نرمال بودن برای استقلال هیأت مدیره ۸۰ ۴-۳-۴- آزمون نرمال بودن برای درصد مالکیت نهادی ۸۱ ۴-۳-۵- آزمون نرمال بودن برای اقتدار سهامداران شناور آزاد ۸۳ ۴-۳-۶- آزمون نرمال بودن برای اندازه شرکت ۸۴ ۴-۴- نتایج حاصل از آزمون فرضیهها ۸۵ ۴-۴-۱- آزمون F لیمر مدل رگرسیون چندمتغیره: ۸۵ ۴-۴-۲- آزمون هاسمن مدل رگرسیون چندمتغیره: ۸۶ ۴-۴-۳- برازش مدل تحقیق: ۸۸ ۴-۴-۴- یافته های آزمون متغیر اضافی ۸۹ ۴-۵- خلاصه فصل ۹۰ فصل پنجم - نتیجهگیری و پیشنهادات ۵-۱- مقدمه ۹۱ ۵-۲- خلاصه نتایج حاصل از پژوهش ۹۲ ۵-۲-۱- خلاصه نتایج حاصل از مطالعات نظری ۹۲ ۵-۲-۲- خلاصه نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها ۹۳ ۵-۳- نتیجهگیری ۹۵ ۵-۴- محدودیت های تحقیق ……… ۹۷ ۵-۵- پیشنهادات تحقیق ۹۹ ۵-۵-۱- پیشنهادات کاربردی ۹۹ ۵-۵-۲- پیشنهادات برای تحقیقات آتی ۹۹ منابع ۱۰۱ پیوست ها ۱۰۴ فهرست جداول جدول صفحه جدول۲-۱- انواع اظهار نامه های مالیاتی و مواعد قانونی تسلیمی آنها ۲۷ جدول ۳-۱: انتخاب نمونه بر اساس محدودیت های تحقیق ۶۸ جدول ۴- ۱ : توصیف برای داده های تجمعی ۷۷ جدول ۴-۲: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 78 جدول ۴-۳: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 79 جدول ۴-۴: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 79 جدول ۴-۵: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 80 جدول ۴-۶: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 80 جدول ۴-۷: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 81 جدول ۴-۸: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 82 جدول ۴-۹: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 82 جدول ۴-۱۰: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 83 جدول۴-۱۱: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 83 جدول ۴-۱۲: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 84 جدول ۴-۱۳: آزمون نرمال کولموگوروف- اسمیرنوف(K-S) 85
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳۴٫۲
هرگز دررابطه با افتخارات ملی کشورم دچار شک و تردید نشدم و در این رابطه هر عقیده ای که والدینم دارند برای من نیز محترم است
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳٫۶۸
۱٫۲۸
۳۴٫۸
در دنیای کنونی تغییرات آنقدر سریع است که جایی برای ارزش های ملی وجود ندارد و من به این موضوع اهمیتی نمی دهم
۲٫۸۲
۱٫۱۶
۴۱٫۱
میانگین گویهی « هویت ملی از موضوعاتی است که برای من اهمیت چندانی ندارد» ۸۱/۲(یعنی در حد متوسط) با انحراف معیار ۳۹/۱ است. ضریب پراکندگی ۵/۴۹درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد نظری باهمگنی متوسط داشتهاست. میانگین گویهی « بر اساس آنچه از والدین و معلمان آموخته ام به کشورم عشق می ورزم و به آن افتخار می کنم» ۰۳/۴(یعنی زیاد) با انحراف معیار ۲۰/۱ است. ضریب پراکندگی ۸/۲۹درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری تقریبا همگن(شبیه به هم) داشتهاست. میانگین گویهی « پس از بررسی های زیاد اکنون می توانم بگویم در رابطه با کشور و ملتم چه نظری دارم» ۰۸/۴(یعنی زیاد) با انحراف معیار ۰۷/۱ است. ضریب پراکندگی ۲/۲۶درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری تقریبا همگن(شبیه به هم) داشتهاست. میانگین گویهی « به عنوان یک فرد در حال بررسی و تحقیق پیرامون فرهنگ ملی خود هستنم تا در این رابطه به نتیجه مناسبی برسم» ۷۲/۳(یعنی درحدزیاد) با انحراف معیار ۰۲/۱ است. ضریب پراکندگی ۴/۲۷درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری تقریبا همگن(شبیه به هم) داشتهاست. میانگین گویهی « دربارۀ تاریخ کشورم تحقیق کرده ام و اکنون می توانم به مواردی اشاره کنم که مایه فخر و مباهات من به ملیتم است» ۰۳/۴(یعنی زیاد) با انحراف معیار ۱۵/۱ است. ضریب پراکندگی ۵/۲۸درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری تقریبا همگن(شبیه به هم) داشتهاست. میانگین گویهی « عقایدم دربارۀ هویت ملی درحال تغییر است زیرا هنوز درحال تحقیق و بررسی در این رابطه هستم» ۳۶/۳(یعنی بیشتر از متوسط) با انحراف معیار ۱۵/۱ است. ضریب پراکندگی ۲/۳۴درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری تقریبا با همگنی متوسط داشتهاست. میانگین گویهی « هرگز دررابطه با افتخارات ملی کشورم دچار شک و تردید نشدم و در این رابطه هر عقیده ای که والدینم دارند برای من نیز محترم است» ۶۸/۳(یعنی در حد زیاد) با انحراف معیار ۲۸/۱ است. ضریب پراکندگی ۸/۳۴درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد تقریبا نظری تقریبا با همگنی متوسط داشتهاست. میانگین گویهی « در دنیای کنونی تغییرات آنقدر سریع است که جایی برای ارزش های ملی وجود ندارد و من به این موضوع اهمیتی نمی دهم» ۸۲/۲(یعنی درحدمتوسط) با انحراف معیار ۱۶/۱ است. ضریب پراکندگی ۱/۴۱درصد به دست آمده که میتوان گفت نمونه در این مورد نظری با همگنی متوسط داشتهاست.
هویت مذهبی،اعتقادی:
جدول۴-۴ : شاخص های توصیفی مولفه هویت مذهبی ، اعتقادی
میانگین
انحراف معیار
ضریب پراکندگی
مسائل مذهبی و اعتقادی برایم مهم نیست و واقعاًٌ در این زمینه احساس نیاز نمی کنم.
۲٫۴۲
۱٫۴۳
۵۹٫۱
به مسائل مذهبی زیاد فکر نمی کنم و خود را در انتخاب یک روش مذهبی از میان سایر روش ها به زحمت نمی اندازم.
۲٫۷۵
۱٫۶۳
۵۹٫۳
ایمان مذهبی هر کس مخصوص به خودش است. من درمورد ایمان خود بارها فکر کردم و می دانم به چه چیزی می توانم اعتقاد داشته باشم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۷۱۳
۵۰۹
۱۲۰۴
علوم انسانی
۳۵۳
۱۴۱
۲۱۲
علوم کشاورزی
۱۲۱۱
۸۵۵
۳۵۶
فنی مهندسی
۶۹۳
۱۸۳
۵۱۰
علوم پایه
۳۹۷۰
۱۶۸۸
۲۲۸۲
جمع
نمونه تحقیق : جامعه پژوهش حاضر جهت نمونه گیری، با عنایت به اینکه تعداد دانشجویان دانشگاه شاهد تهران که در طرح جامع استقرار دارند۳۹۷۰ نفر بوده ، با بهره گرفتن از جدول مورگان نعداد ۳۸۰ نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شد و از ۳۵۳ نفر پرسشنامه جمع آوری گردید. به دنبال تعیین حجم نمونه، افراد نمونه از طریق نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق : پژوهش حاضر به منظور گردآوری داده ها در خصوص بررسی رابطه بین مؤلفه های دینی با تفکر انتقادی از دیدگاه کل دانشجویان مستقر در طرح جامع(علوم انسانی، علوم پایه، فنی و مهندسی ، کشاورزی ) دانشگاه شاهد از پرسشنامه استاندارد(آماده) استفاده شده است. که این پژوهش دارای دو نوع پرسشنامه در دو بخش است که هر بخش دارای تعدادی گویه بوده است، که بخش اول ویژگی های شخصی(نام، جنسیت و…)و بخش دوم مؤلفه های دینی (شناخت دینی، نگرش دینی و رفتار دینی)، در پرسشنامه دوم ، به بررسی مهارت تفکر انتقادی پرداخته شده است، در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه (بسته پاسخ) استفاده شده که شامل دو نوع پرسشنامه مؤلفه های دینی و تفکر انتقادی است که در نهایت با تجزیه و تحلیل آماری یافته ها ی حاصل از پرسشنامه محاسبه گردید. تعیین میزان روایی و پایایی از پرسشنامه (خدایاری فرد و همکاران ، ۱۳۸۵) در تحقیقی به آماده سازی مقیاس سنجش دینداری و هنجاریابی آن در بین دانشجویان دانشگاههای شهر تهران پرداخته شده بود استفاده گردید به این منظور بر اساس مبانی نظری دین اسلام و ساختار نظری دینداری با چهار بعد اصلی شناخت دینی، باور دینی، گرایش و عواطف دینی و التزام به وظایف دینی، که در برگیرنده هجده عنوان فرعی بود، استخراج و تعریف شد. آنگاه طبق این ساختار، خزانه سئوالاتی با ۴۰سئوال طرح گردید. از خزانه اولیه دو نوع پرسشنامه اولیه تهیه شد؛ پرسشنامه با سؤالات موقعیتی و پرسشنامه با مقیاس لیکرت، همچنین سؤالات با مقیاس لیکرت پنج درجهای تعیین گردید. برای تعیین روایی و پایایی ضریب کرونباخ آن بین تا ۸۳/۰ تا ۹۵/۰گزارش گردیده۰بخش دوم که به بررسی مهارت تفکر انتقادی پرداخته از پرسشنامه استاندارد کالیفرنیا (۱۳)سؤال تهیه گردید. ضریب کرونباخ آن ۹۳/۰گزارش گردید. نمونه ای از ابزار در بخش پیوست آمده است .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شیوه تحلیل داده ها : در این مطالعه اطلاعات گردآوری شده با بهره گرفتن از نرم افزار spssمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهشی نیز به صورت جداول و توضیح فراوانی ارائه شد . از آمار توصیفی میانه، میانگین، انحراف معیار و استاندارد و… استفاده شده و از آمار استنباطیt مستقل، همبستگی و… برای تعیین وجود یا عدم وجود رابطه بین متغیرها استفاده گردید. فصل چهارم یافته های تحقیق قسمت اول: تجزیه و تحلیل توصیفی دادهها در این قسمت به بررسی متغیرهای فردی و جمعیت شناختی دانشجویان شرکت کننده در پژوهش مستقر در طرح جامع دانشگاه شاهد پرداخته شده است که به ترتیب ارائه می گردند. یافته های جانبی: ۴-۱- جنسیت: در جدول ۴-۱، توزیع فراوانی و درصد جنسیت دانشجویان شرکت کننده در پژوهش ارائه شده است. جدول ۴-۱- توزیع فراوانی و درصد جنسیت دانشجویان شرکت کننده در پژوهش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به این ترتیب، می توان را به روش حداقل مربعات OLS تخمین زد: ۴-۶ حال اگر تشخیص دهیم که است، گفته می شود که متغیّر دارای ریشه واحد است. آماره آزمون tکه در این روش تحت فرض صفر محاسبه می شود، آماره (tau) نامیده شده، ومقادیر بحرانی آن به روش شبیه سازی مونت کارلو توسّط دیکی و فولر به صورت جداول آماری محاسبه گردیده است. اگر قدر مطلق آماره t محاسباتی بزرگتر از قدر مطلق مقادیر بحرانی جدول دیکی_ فولر باشد، آنگاه فرضیه مبتنی بر مانا بودن سری زمانی را می توان رد کرد. ازطرف دیگر، اگر قدر مطلق مقدار t محاسباتی کمتر از مقدار بحرانی باشد، سری زمانی نامانا خواهد بود. باید توجّه داشت، آماره های دیکی – فولر و دیکی – فولر تعمیم یافته همواره منفی اند[۶۴]. هر گاه در معادلات قبلی دیکی - فولر فرض ناهمبسته بودن جملات اخلال رد شود، از آزمون دیگری تحت عنوان آزمون دیکی- فولرتعمیم یافته استفاده می شود: ۴-۷ : نماد تفاضل مرتبه اوّل : جمله خطا یا جملات اخلال می باشد. فرضیه زیر، برای این معادله، به آزمون گذاشته می شود: (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۸ در معادله بالا، تعیین تعداد وقفه ها عموماً به طور تجربی به دست می آید. در حقیقت به دنبال وارد کردن آن تعداد تفاضل هایی از متغیّر توضیحی در رابطه هستیم؛ که موجب از بین رفتن خود همبستگی، بین جملات خطا شوند. در عین حال می توان با بهره گرفتن از کمیت واتسون و یا براساس ضریب لاگرانژ در مورد وجود همبستگی بین جملات خطا اظهار نظر نمود[۶۵]. آماره این آزمون دارای توزیع مجانبی همانند آزمون دیکی – فولر می باشد. بدین ترتیب، با مقادیر بحرانی جدول دیکی – فولر مقایسه می گردد. رایج ترین روش برای آزمون وجود روند تصادفی در سری های زمانی و باقیمانده های رگرسیونی آماره دیکی _ فولر تعمیم یافته می باشد. با بهره گرفتن از روش دیکی_ فولر، پایایی متغیّرهای مدل آزمون، و در آزمون دیکی _ فولر تعمیم یافته، با بهره گرفتن از معیارهای حنان- کوئین(HQC)، شوارتز _ بیزین(SBC)، آکائیک(AIC) ولگاریتم راست نمایی، طول بهینه وقفه هر یک از متغیّر ها تعیین می گردد. در شرایطی که این معیار ها بیش ترین مقدارخود را داشته باشند، طول وقفه، بهینه می باشد؛ و بین اجزای تصادفی معادله رگرسیون دیکی- فولر، خودهمبستگی وجود ندارد. اگر در طول وقفه بهینه، قدر مطلق آماره آزمون، از قدر مطلق مقدار بحرانی برای آماره دیکی _ فولر تعمیم یافته بیش تر باشد، فرض صفر ناپایایی رد شده و متغیّر پایا می باشد[۶۶]. نتایج آزمون دیکی - فولر تعمیم یافته در جدول ۴-۲ می باشد: جدول ۴-۲ نتایج آزمون ریشه واحد روی متغیّرها با عرض از مبدا و بدون روند
| نتیجه گیری |
ارزش بحرانی |
آماره آزمون |
نام متغیّر |
| پایا نیست |
۰٫۹۳۱۶ |
۰٫۰۹۹۶۱۴- |
q$ |
| پایا نیست |
۰٫۶۷۸۰ |
۱٫۱۱۵۴۱۲- |
q€ |
| پایا نیست |
۰٫۹۹۳۶ |
۱٫۰۴۳۶۳۲- |
P$ |
| پایا نیست |
۰٫۴۳۵۳ |
۱٫۶۴۴۹۴۷- |
P€ |
منبع: محاسبات تحقیق همان طور که از نتایج ریشه واحد مشخص می باشد تمامی متغیّرها در سطح نامانا می باشد و فرضیه صفر مبنی بر وجود ریشه واحد تأیید می شود. بنابراین در جدول ۴-۵ به بررسی پایایی تفاضل مرتبه اول متغیرها پرداخته می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دوم: موجود به چیزى اطلاق مىشود که داراى ذات و ماهیت خارج از ذهن باشد، چه این ذات تصور بشود و چه تصور نشود. مقصود از موجود کامل، موجود ثابت خارج از ذهن است. سوم: به هر یک از مقولات دهگانه، موجود اطلاق مىشود. در اینجا موجود از اسمهایى است که از روى ترتیب و تناسب به کار رفته است نه بر اساس اشتراک محض و تساوى. چهارم: لفظ موجود دال بر نسبتى است که محمول را در ذهن به موضوع ربط مىدهد و نیز به الفاظى که دالّ بر این نسبت باشد، موجود اطلاق مىشود، خواه این ارتباط ایجابى باشد یا سلبى، صادق باشد یا کاذب، ذاتى باشد یا عرضى. از همین قبیل است سخن تهانوى در کشاف که گفته است: «بدان که وجود شىء براى شىء به دو معنى است: اول وجود شىء براى غیر خود، به این معنى که وجود شىء محمول وجود دیگرى باشد اما مفهوم آن از موضوع مستقل باشد، مثل وجود اعراض. دوم اینکه وجود شىء براى غیر خود باشد به این معنى که رابط بین موضوع و محمول باشد و از لحاظ مفهوم مستقل نباشد. چنین موجودى، موجود رابط نامیده مىشود.» پنجم: موجود به معنایى اطلاق مىشود که قائم به ذهن است و در اشیاء خارجى مصداقى براى آن نیست. این معنى را ماهیت عقلى یا موجود منطقى گویند. - موجود در خود (فى ذاته): موجود در خود نزد مدرسیان عبارت است از وجود جوهر، و آن موجودى است که در موضوع نباشد، و یا موجودى است که تقرر آن محتاج به موجود دیگرى نیست تا در آن تحقق یابد، برخلاف عرض که به موجودات «در موضوع» اطلاق مىشود یعنى موجوداتى که وجود آنها در موجود دیگر تحقق مىیابد. اصطلاح موجود با خود (بذاته) نیز به همین معنى است، موجود بذاته به چند معنى به کار مىرود: اول موجودى که مورد اشاره باشد و در موضوع نباشد و آن شخص (عین) جوهر است. به همین معنى است وقتى که ما عنوان موجود فى ذاته یا بذاته را در ترجمه «نومن» کانت مىآوریم، و آن موجودى است که با قطع نظر از تعلق ادراک ما به آن، قائم به خود است. - موجود با خود (بذاته): موجود با خود موجودى است که تقوم آن به وسیله خود آن است. موجود بذاته، به موجودى اطلاق مىشود که هیچ علتى، چه صورت چه ماده، چه فاعل و چه غایت مقدم بر آن نیست، و آن محرک اول است. و به همین معنى است واجب الوجود در فلسفه ابن سینا، و آن موجودى است که اگر غیر موجود فرض شود، از آن، محال لازم آید. موجودى که بتوان آن را غیر موجود فرض کرد [و از این فرض محال لازم نیاید] یا بذاته است یا بغیره. واجب الوجود بذاته مبدأ اول یعنى همان خداوند است. - موجود براى خود (لذاته) موجود براى خود موجودى است که از این جهت که فاعل و صاحب اراده است، خود را در مىیابد. هر موجودى که داراى چنین ادراکى نباشد، موجود فى ذاته است نه موجود لذاته. (رجوع کنید به هستى و نیستى سارتر). - موجود محض: موجود محض عبارت است از موجود از آن جهت که موجود است، یعنى موجود مستقل از لواحقى که ذاتا یا عرضا به آن تعلق مىگیرد. این لفظ مترادف موجود مطلق است. ششم: موجود مترادف هویت است. هر یک از عناوین موجود و هویت دالّ بر مقوله جوهر و اعراض جوهر است که بر روى هم مقولات عشر را تشکیل مىدهند. هویت بر سبیل ترادف به معنایى اطلاق مىشود که موجود بدان معنى اطلاق مىشود. جز اینکه ماهیت بر صادق اطلاق نمىشود. هفتم: موجود مترادف [در واقع مساوق] واحد است. هر چه موجود است، واحد است و هر چه واحد است موجود است. هر چیزى که بتوان عنوان موجود را بر آن اطلاق کرد، مىتوان عنوان واحد را بر آن اطلاق کرد. حتى کثرت با وجود اینکه از طبع واحد بسیار دور است، مىتوان عنوان «کثرت واحده» بر آن اطلاق کرد - موجود مترادف کائن است و در اصطلاح هیدگر عبارت است از موجود عینى یا خارجى. (صلیبا،دره بیدی، ۱۳۶۶ ش، ص ۶۲۱، ص ۶۲۲) ۳- مشترک معنوى و لفظى الف) مشترک معنوى: مشترک معنوى لفظ واحدى را گویند که در مقابل معنى واحدى وضع شده لکن آن معنى داراى افراد و مصادیق کثیره باشد مانند لفظ انسان که باعتبارى کلى و باعتبارى دیگر مشترک بین افراد و مصادیق معنى خود می باشد. ب) مشترک لفظى: هرگاه لفظ واحد و معنى متعدد باشد یعنى یک لفظ در مقابل چند معنى (با وضعهاى جدا و جدا) وضع شده باشد در این صورت آن لفظ را مشترک نامند مانند لفظ عین که یک بار در مقابل طلا و بار دیگر در مقابل نقره و سپس در مقابل جاریه و آنگاه در مقابل چشم و هکذا در مقابل چشمه و غیره وضع شده است. بعقیده بعضى از محققین لفظ مشترک گر چه در ظاهر داراى معانى متعدده و مختلفه میباشد ولى در واقع و نفس الامر کلمهایست که فقط در مقابل یک مفهوم کلى که قدر جامع بین کلیه معانى مصطلحه بوده و یکایک آنها را در بر میگیرد وضع گردیده است نه در مقابل فرد فرد آنها- مثلا کلمه عین که از امثله متداوله لفظ مشترک است فى الواقع بمعنى آن مفهومى است که در میان امثال و مشابهین خود متعین و شاخص باشد و چون طلا و نقره و جاریه و چشمه و چشم و غیر آنها هر یک از جهتى داراى شاخصیت و تعین میباشند لذا از افراد و مصادیق مفهوم مزبور هستند و کلمه عین در آنها استعمال میگردد. بنا بر این عقیده لفظ مشترک بمعنى واقعى کلمه اساسا وجود ندارد بلکه آن دسته از الفاظى که بنام الفاظ مشترکه نامیده میشوند در حقیقت الفاظ کلى هستند که ابتداء در مقابل یک قدر جامع و مفهوم مشترکى وضع شده و بعد به مناسبت وجود آن وجه مشترک در یکایک مصادیق خود استعمال شدهاند و بعباره دیگر دلالت آنها بر معانى مزبوره باعتبار اشتراک معنوى است نه لفظى. بهر حال لفظ مشترک میتواند متناوبا و با استعمالهاى جدا و جدا بجمیع معانى خود دلالت کند زیرا بطورى که اشاره کردیم لفظ مزبور از طرف واضع در مقابل فرد فرد معانى مزبوره (با وضعهاى جدا و جدا) وضع گردیده است لذا در هر موردى که استعمال شود بالطبیعه بیکى از آن معانى که منظور متکلم میباشد با دلالت حقیقیه دلالت خواهد کرد ولى آیا با استعمال واحد هم میتواند بر زیادتر از یک معنى دلالت کند؟ در این باره بین اهل تحقیق اختلاف میباشد- جمعى بر آنند که لفظ مشترک هرگز نمىتواند در آن واحد بر زیادتر از یک معنى دلالت کند خواه مفردا استعمال شود خواه بحالت تثنیه و جمع همچنین خواه نفیا تلفظ شود خواه اثباتا- ولى جمعى دیگر دلالت آن را بر زیادتر از یک معنى مطلقا و در همه حالات جائز شمردهاند- عده دیگرى قائل بتفصیل شده و دلالت آن را در مورد نفى ممکن و در مورد اثبات ممتنع دانستهاند- همین طور دسته دیگرى دلالت آن را در تثنیه و جمع تجویز و در مفرد منع کردهاند.(سجادی، ۱۳۷۳ ش، ج ۳، ص ۱۷۹۴) ۴- تباین ذاتی موجودات تباین به معنای تغایر و تخالف و دو گانگی است و تباین ذاتی یعنی این تغایر و تخالف مربوط به ذات و حقیقت دو چیز می باشد. نظریه تباین ذاتی موجودات می گوید: جهان خارج را “وجودات” تشکیل داده است و به تعداد انواع ماهیات و یا فراتر از آن به تعداد افراد انواع ماهیاتی که برای ذهن نمایان می شود، وجودات داریم که هر وجود بالذات مباین (جدا و مستقل و مخالف) با وجود دیگری است و هیچ گونه سنخیت و جنسیت و وجه اشتراکی بین آن ها نمی تواند باشد و تنها وجه اشتراکی که در کار هست این است که از همه ی این امور متکثر و مختلف که هیچ نحو مناسب و تجانس و سنخیتی بین آن ها نیست، ذهن ما مفهومی به نام مفهوم وجود انتزاع کرده است والا در حقایق وجود به هیچ وجه تشابهی در کار نیست. (مطهری، ۱۳۷۳، ج ۶، ص ۵۱۱). این نظریه را معمولا به اتباع ارسطو و مشائین نسبت داده اند که بررسی صحت این انتساب یکی از مسائل پژوهش حاضر است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
همانطور که عده ای از فلاسفه از جمله صدر المتالهین گفته اند ، تباین حقایق وجودی در مقابل با قول به اشتراک معنوی وجود قرار دارد. ملا صدرا می گوید «اگر موجودات در مفهوم (وجود) مشترک نبودند و از همه جهات متباین بودند، نسبت بعضی از آنها به بقیه در عدم مناسبت مثل نسبت وجود و عدم بود. در حالیکه اینطور نیست» . (ملا صدرا، ۱۹۸۱ م ، ج ۱ ، ص ۳۵ و ملا صدرا، بی تا، ص ۲۷) شهید مطهری نیز در بیان اقسام دیدگاه ها در باب وحدت و کثرت وجود ، نظریات موازی با نظریه تباین و کثرت وجودات را دو نظریه وحدت وجود (منسوب به عرفا) و نیز نظریه تشکیک وجود معرفی می کند.(مطهری، ۱۳۷۳، ج ۶ ، ص ۵۰۹). علامه طباطبایی نیز در شرح نظریه فوق چنین می گوید: «حقیقت وجود آنطور که به حکیمان مشاء نسبت داده شده است حقایق متباین به تمام ذاتی است که هر کدام از آن حقایق با تمام ذات بسیطش از دیگر حقایق امتیاز می یابد، نه با جزء ذاتش. [چرا که وجود بسیط است و جزء ندارد ] و نه به واسطه یک امر بیرون از ذاتش . [چرا که بیرون از ذات وجود چیزی نیست][۱].(طبا طبایی ، ۱۳۸۰ ش، ج ۱ ، ص ۸۰ و ص ۸۱) ۵- تشکیک - (اصطلاح فلسفى) تشکیک در لغت بمعنى شک و تردید است و باین معنى است که یک لفظ داراى مفهوم واحدى باشد و لکن امورى که آن مفهوم شامل آنها میشود متفاوت میباشند بتقدم و تأخر «ان التشکیک هو أن یکون» اللفظ واحد المفهوم لکن الامور التى یتناولها ذلک المفهوم المختلف بالتقدم و التأخر».(ملاصدرا، ۱۹۸۱ م، ج ۱، ص ۴۲) و بالجمله کلى را مشکک میگویند در صورتى که افراد و مصادیق آن بیکى از جهات با یکدیگر مختلف باشند بنحوى که اطلاق آن بر هر فردى بیکى از جهات اولویت داشته باشد تا اطلاق آن بر فردى دیگر چنانکه اطلاق مفهوم نور بر نور قوى شدید مقدم است تا اطلاق آن بر نور ضعیف و اطلاق آب بر آب دریا مقدم است تا اطلاق آن بر آب موجود در ظرف کوچک و اطلاق عالم بر شخصى که جامع تمام علوم باشد اولویت و تقدم دارد تا اطلاق آن بر کسى که در یک رشته عالم باشد و بر کسى که یک مسأله از علوم را بداند و بهمین طریق تمام موجودات از لحاظ مراتب وجودى یکسان نمىباشند و هر یک در مرتبت خاصى قرار گرفتهاند که از لحاظ شدت و ضعف متفاوتاند بعضى از لحاظ وجودى مقدم و بعضى مؤخر و همین طور از لحاظ کمى و کیفى و غیره متفاوتند. در هر حال تمام موجودات عالم یک وجوه مشترکى دارند و وجوه امتیازى و همان ما به الامتیاز است که در انواع و افراد نوعى و صنفى موجب تشکیک است و هر فردى از نوعى را موجود جدا از سایر افراد هم نوع خود نشان میدهد و تشکیک بهمین اعتبار گفته میشود. تشکیک ماهوی: کثرتی است که از ناحیه ماهیات پدید می آید و این کثرت به طور بالذات به ماهیات و به طور بالعرض به وجود نسبت داده می شود. تشکیک وجودی: کثرتی است که از ناحیه وجود پدید می آید. تشکیک خاصی - (اصطلاح فلسفى) تشکیک را در موردى خاصى میگویند که ما به الاختلاف در آن عین ما به الاتحاد باشد و اختلاف در مراتب ذات باشد نه بامور زائده بر ذات. تشکیک عامى (اصطلاح فلسفى) تشکیک را در موردى عامى گویند که ما به الاختلاف در آن غیر ما به الاتحاد باشد و در حقیقت تشکیک بامور زائد بر ذات باشد از قبیل عوارض و قوابل. ۱-۱-۷ سازمان تحقیق در سازمان بندی فصول پژوهش حاضر به ترتیب زیر عمل شده است: فصل اول: مقدمه و کلّیات در این فصل علاوه بر بیان اهمیت و ضرورت موضوع و هدف از تحقیق و پیشینه تحقیق و تعریف واژگان کلیدی و مفاهیم تخصصی، در بخشی به معرفی اجمالی اکثر فلاسفه و متکلمین که در این اثر، از آنها نقل مطلب شده، پرداخته شده است. فصل دوم: نظریه ی تباین ذاتی موجودات در ابن سینا و برخی حکمای مشاء در این فصل به بیان مباحث مربوط به وجود وموجود در فلسفه ی ابن سینا و مشائین پرداخته شده و سپس به بررسی سازگاری این نظرات با نظریه تباین ذاتی موجودات و نیز بیان موضع برخی فلاسفه در رابطه با نظریه مذکور و انتساب آن به مشائین همت گماشته شده است. فصل سوم: نظریه ی تباین ذاتی موجودات در دیدگاه متکّلمین اشعری در این فصل به بررسی مباحث وجود شناسی نزد برخی اشاعره و تحقیق در این مورد که آیا قول به تباین ذاتی، مربوط به متکلمین اشعری است یا خیر پرداخته شده است. فصل چهارم: مقایسه آراء، لوازم و فروع بحث در این فصل به بررسی مقایسه ای مختصری میان آراء ابن سینا با متکلمین اشعری در باب مساله وجود و تباین آن و نیز مقایسه ی آراء ابن سینا با ملا رجبعلی تبریزی و همچنین مقایسه ی آراء ملا رجبعلی تبریزی با متکلمین اشعری در آن مورد پرداختیم. ۱-۲ شرح حال مختصری از برخی فلاسفه و متکلمین با توجه به این که در این اثر پژوهشی از آراء و تحلیل های عده ای از فلاسفه و متکلمین، استفاده شده، برای ثمر بخشی بیشتر کار و آشنایی اجمالی با این افراد که عده ای از آنها شهرت چندانی ندارند. به بیان شرح حال مختصر و بخشی از تألیفات آنان خواهیم پرداخت. ابوالحسن اشعری ابوالحسن علی بن اسماعیل الاشعری متولد ۲۶۰ هجری/ ۸۷۳ میلادی. از جوانی به مکتب معتزله گروید و نزد” جبایی” اصول عقاید آن مکتب را آموخت و تا ۴۰ سالگی مدافع آن مکتب بود و کتب متعدد نوشت و در ۴۰ سالگی در خانه معتکف شد.(کمتر از دو هفته) و ناگاه اعلام کرد که از اصول قبلی دست کشیده . او باخردگرایی افراطی فقها ی معتزله از حیث ادراکشان از خدا و رستگاری بشر اختلاف شدید پیدا کرد. یک علت احتمالی هم مقابله با تفرقه در میان امت اسلامی می تواند باشد. به قول خودش حدود ۹۰ کتاب درمورد الهیات تألیف کرد، تفسیر قرآن، رساله ای در شریعت و مجموعه ای درعلم حدیث و روایت ، کتبی ضد خوارج و مادیون و کتبی در معتزله. دو اثر مهم وی ۱- مقالات الاسلامین شامل تمام اصول عقاید معروف عصر خود ۲- الابانه، شامل اصول عقاید فرقه تسنن میباشد اشعری در سال ۳۲۴ قمری وفات یافت (کوربن،۱۳۵۲، ش، ص ۱۴۵ تا ۱۴۷)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۸- بهره وری و کیفیت خدمات: لاولاک و رایت در کتاب « اصول مدیریت و بازاریابی خدمات » از بهره وری و کیفیت به عنوان یکی از هشت عنصر آمیخته مدیریت بازاریابی خدمات نام می برند. به عقیده این دو، بهره وری و کیفیت دو روی یک سکه هستند. اگر شرکتها به این دو بعد بطور جداگانه توجه نمایند، ممکن است با اعمال بهره وری هایی که مشتریان را آزار می دهند، یا با اجرای طرحهای کیفی پرهزینه و کم سود، اقدام مخاطره آمیزی مرتکب می شوند. بنابراین تمرکز همزمان بر بهره وری، و کیفیت مورد نظر مشتری در موفقیت مالی طولانی مدت شرکت بسیار مهم است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۱-۳-کیفیت خدمات ۲-۱-۳-۱-مفهوم کیفیت خدمات مفهوم و تعریف کیفیت خدمات توسط کارهای عملی که توسط پاراسورامان و دیگران (۱۹۹۱و۱۹۸۸و۱۹۸۵) صورت گرفته است، تحت تأثیر قرار گرفته است. کلس معتقد است که کیفیت خدمات ، سه بعد فیزیکی، موقعیتی و رفتاری را در برمی گیرد. به عبارت دیگر کلس معتقد است که کیفیت خدمات عبارت است از تمرکز بر چیزی که به مشتریان تحویل داده می شود، موقعیتی که خدمات در آن ارائه می شود و اینکه آن خدمات چگونه ارائه می شود(راس و جواهر، ۲۰۰۳) کیفیت خدمات عبارت است از میزان اختلاف موجود بین انتظارات و ادراکات مشتریان از خدمات دریافتی (پارسورامان و دیگران، ۱۹۸۸)این تعریف گاهی اوقات توسط رابطه Q = P-E نشان داده می شود، که در این رابطه P نشان دهنده درک مشتری ، E نشان دهنده انتظارات و Q بیانگر کیفیت خدمات دریافتی است. ۲-۱-۳-۲-عوامل مؤثر بر انتظارات مشتری بررسی نظرات مختلف مشتریان، برخی از عوامل کلیدی که در شکل گیری انتظارات مشتریان اثر گذار است را نشان می دهد. مطالعات مختلف در این زمینه نشان می دهد که چهار عامل در شکل گیری انتظارات مشتریان اثرگذار می باشد(کاوسی و سقایی،۱۳۸۴). اولین عاملی که به طور بالقوه تعیین کننده انتظارات مشتری می باشد، مطالبی است که اواز زبان سایر مشتریان می شنود و اصطلاحاً به آن “ارتباطات کلامی” گفته می شود. به عنوان مثال تعدادی مشتریان به این مطلب اشاره می کنند که انتظار آنان از کیفیت بالای خدمات عرضه شده ناشی از توصیه دوستان و آشنایان آنان ناشی شده است. دومین عامل که در واقع انتظارات مشتریان را تا حد معینی تعدیل می کند در نتیجه شرایط و نیازمندی های خاص هریک اط مشتریان حاصل می شود که به طور کلی باید آن را تحت عنوان “نیازهای فردی” مشتریان نام برد. سومین عامل که انتظارات مشتریان را تحت تأثیر قرار می دهد، تجربیات پیشین آنان می باشد. مشتریانی که از تجربه بیشتری برخوردار می باشند توقع دارند که سازمان کار آنان را بهتر و با کاردانی بیشتری انجام دهد. “تبلیغات و ارتباطات بیرونی” از سوی ارائه دهندگان خدمات نقش مهمی در شکل گیری انتظارات مشتری ایفا می کند و به عنوان چهارمین عامل در شکل گیری انتظارات مشتریان محسوب می شود. ارتباطات بیرونی کلیه پیام های مستقیم و غیرمستقیم از سوی سازمان عرضه کننده به مشتریان را دربرمی گیرد. به عنوان نمونه یک پوستر تبلیغاتی متعلق به یک بانک که از برخورد صمیمانه صندوقداران بانک حکایت می کند از جمله اینگونه پیام ها محسوب می شود. شکل (۲-۱) عوامل مؤثربر انتظارات مشتریان از کیفیت خدمات (منبع: کاوسی و سقایی،۱۳۸۴) ۲-۱-۳-۳- اهمیت کیفیت خدمات امروزه سازمان های خدماتی متوجه این موضوع شده اند که به منظور حفظ مشتریان خود و کسب مزیت رقابتی یکی از موضوعات مهم و کلیدی که بایستی همواره مدنظر قرار دهند، بهبود کیفیت خدمات خود می باشد. (کاندامپولی و منگوگ ،۲۰۰۳) چرا که در پژوهش های مختلف مشخص گردیده است که کیفیت خدمات منجر به رضایت وفاداری مشتریان شده و نهایتاً منجر به بقا و سودآوری سازمان می گردد.(لی و هوان، ۲۰۰۵) در واقع می توان گفت که رضایت مشتریان از خدمات دریافتی و بهبود کیفیت خدمات توسط سازمان دوشاخص مهم در ارزیابی عملکرد سازمان به حساب می آیند.(یاسین و دیگران، ۲۰۰۴) دلایل زیادی را می توان برشمرد که بدان جهت سازمان ها باید به دنبال ارائه خدمات با کیفیت بالا به مشتریان خود باشند که در ادامه به طور خلاصه ذکر می شود. ۱- افزایش انتظارات مشتریان: واقعیت آن است که انتظارات مشتریان نسبت به گذشته افزایش یافته است. افزایش انتظارات مشتریان را می توان به چندین عامل ربط داد از جمله : افزایش آگاهی و سطح دانش مشتریان، تبلیغات سازمان ، عملکرد رقبا و … ۲-عوامل محیطی : عوامل محیطی از جمله عوامل سیاسی و قانونی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، سازمان ها را وادار به ارائه خدمات با کیفیت بالا می کند. به عنوان مثال طرح تکریم مشتریان و جلب رضایت ارباب رجوع در سازمان های اداری از جمله عوامل سیاسی به شمار می رود. به علاوه امروز با گسترش دسترسی به اینترنت، مشتریان به راحتی می توانند اطلاعات به هنگامی از سراسر جهان بدست آورند. این موضوع نیز خود باعث افزایش انتظارات آنان شده است . ۳- ماهیت خدمات: ارزیابی کیفیت خدمات با توجه به ویژگی های خدمات برای دریافت کنندگان آنان مشکل می باشد. بدین دلیل مشتریان با توجه به شواهد فیزیکی احاطه کننده خدمت و نیز رفتار و برخورد کارکنان (که دو عامل اساسی در ارزیابی خدمات بشمار می رود) به ارزیابی کیفیت خدمات می پردازند. ۴- عوامل درونی سازمان: سازمان ها با فعالیت های ترفیعی خود انتظارات و خواسته های مشتریان را بالا می برند در نتیجه مشتری زمانی که به سازمان مراجعه می کند انتظار خدمات وعده داده شده را دارد. شکل(۲-۲) ضرورت توجه به کیفیت خدمات (منبع:سیدجوادین وکیماسی،۱۳۸۴) ۵- مزایای ناشی از کیفیت خدمات: علاوه بر موارد بالا ،مزایای ناشی از کیفیت خدمات خود عامل دیگری است که سازمان ها را به ارائه خدمات با کیفیت ترغیب می کند. یکی از اثرات مستقیم ارائه خدمات با کیفیت، افزایش توانایی سازمان جهت ارائه خدمات به صورت کالا به مشتریان است. چرا که سازمان ها دریافته اند که مشتریانشان چه خواسته ها و نیازهایی دارند. لذا از خدمات غیرضروری کاسته و یا اینکه آنان را حذف می نمایند. با افزایش کارایی و اثربخش در ارائه خدمات، سودآوری سازمان افزایش خواهد یافت. همچنین ارائه خدمات بهتر به مشتریان باعث تکرار خرید و گسترش تبلیغات"دهان به دهان” برای سازمان می گردد. ۲-۱-۴- عوامل تعیین کننده کیفیت خدمات کیفیت یک پدیده تک بعدی نیست، بلکه پدیده ای چند بعدی است. بنابراین رسیدن به کیفیت خدمات، بدون شناسایی جنبه های مهم کیفیت خدمات ممکن نیست. در ادامه به بررسی عوامل تعیین کننده کیفیت خدمات با بهره گرفتن از مدل های مختلف ،پرداخته خواهد شد. ۲-۱-۴-۱-مدل گرونروز گرونروز در بحث خود در ارتباط با کیفیت خدمات سه بعد را معرفی می کند: ۱-کیفیت فنی(ستاده): کیفیت فنی یا ستاده که به ستاده که به ستاده واقعی از دریافت خدمات اشاره دارد، بعد از اینکه خدمت ارائه شد مورد ارزیابی قرار می گیرد. ستاده آن چیزی است که مشتری از سازمان دریافت می کند. ستاده خدمت، اغلب توسط مصرف کننده به شیوه ای عینی ارزیابی می شود. از جمله ابعاد فنی می توان به موارد زیر اشاره کرد: ۱- اطلاعات به روز ۲-حفظ اسرار مشتریان در انتقال مطالب ۳-توجه به نیازهای مشتریان ۴-سهولت برخورد با کارمندان و امکان دیدار مکرر آن ها ۵-سهولت در ارائه خدمات مورد نیاز مشتریان ۲-کیفیت کارکردی: کیفیت کارکردی به کیفیت فرآیندها و رویه ها در تولید و ارائه خدمات به مشتریان اشاره دارد. با توجه به همزمانی تولید و مصرف خدمات، کیفیت فرایند معمولاً در هنگام انجام خدمت از سوی مشتریان مورد ارزیابی قرار می گیرد. این عنصر از کیفیت ،به تعامل بین ارائه کننده و دریافت کننده خدمت اشاره دارد و اغلب شیوه ای ذهنی ادراک می شود. به عنوان مثال مؤدب با مشتری، شرایط فیزیکی شعبه، اطلاعات دادن به مشتری هنگامی که خدمت وعده داده شده در زمان مقر حاضر نباشد و … در این مقوله جای می گیرد. از جمله ابعاد عملیاتی کیفیت می توان به موارد زیر اشاره کرد: ۱- ادب و رفتار دوستانه ۲- شایستگی و توانایی در توضیح مطالب ۳- قابل اعتماد و محرم اسرار بودن ۴- برای پاسخگوئی در دسترس بودن ۵- توجه به خواسته های مشتریان ۶- کارائی در انجام کارها و … ۳- تصویر ذهنی شرکت: این بعد به تصویر دهنی مشتری از سازمان خدماتی مربوط می شود. تصویر ذهنی به کیفیت ستاده و وظیفه ای ،قیمت، فعالیتهای ارتباطی بیرونی، موقعیت فیزیکی ، آراستگی و تمیزی شعبه، شایستگی و رفتار کارکنان سازمان بستگی دارد.(گرونروز،۲۰۰۱) همانطور که در شکل ۲-۳ نشان داده شده است، تصویر ذهنی شرکت خدماتی به عنوان یک فیلتر(صافی) عمل می کند. گرونروز در این باره توضیح می دهد که : اگر تصویر ذهنی مشتری خاصی خوب باشد، مشکلاتی که این مشتری در ارتباط با نتیجه یا فرایند داشته باشد، احتمالاً تا اندازه ای بوسیله تصویر ذهنی نادیده گرفته می شود.اگر مشکلات بصورت پیوسته روی دهد تصویر دهنی نهایتاً مخدوش و تصویر ذهنی مشتری منفی می شود. در چنین حالتی مشکلات کیفی به احتمال زیاد بدتر از آن چیزی که واقعاً است ، ادراک خواهد شد.(آلدلیگان و باتل، ۲۰۰۲) شکل ۲-۳ ابعاد کیفیت خدمات (گرونروز، ۲۰۰۱) ۲-۱-۴-۲-مدل لهتینن و لهتینن این دو پژوهشگر سه بعد برای کیفیت خدمات ارائه کرده اند: ۱- کیفیت فیزیکی: کیفیت فیزیکی به محصولات یا موارد حمایتی از محصولات و خدمات اشاره دارد. محصولات مالی ابعاد فیزیکی محدودی دارند. بنابراین غالباً شواهد فیزیکی دیگری به منظور ارزیابی کیفیت خدمات مورد استفاده قرار می گیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عدم سرایت نجاست از طریق تبخیر شدن مایعات نجس. در کتب رسائل احکام بیان شده است که بخار نجس و متنجّس پاک است و اگر به آب نیز تبدیل شده باشد، همچنان پاک باقی می ماند؛ گرچه بخار مثلاً از بول باشد.[۶۳۴] مفهوم یقین به نجاست چیزی، در اثر برخوررد با نجاست، این است که انسان به هیچ وجه نتواند احتمالی در ذهن خود بسازد که طبق آن تماس صورت نگرفته باشد.[۶۳۵] انتقال نجاست باید به گونه ای باشد که در اثر ملاقات دو شیء نجس و پاک، رطوبت نجس به پاک منتقل شده یا از آن رطوبتی به نجس برسد؛ یعنی باید یقین کامل و صددرصد داشت که رطوبت به حدّی است که آب از یک جسم به جسم دیگر منتقل شده نه خنکی آن.[۶۳۶] ضمن این که لازم به ذکر است که نجاست در جسم مرطوب منتقل نمی شود و فقط اگر آب در محل نجاست وجود داشته باشد، نجاست را منتقل می کند،[۶۳۷] البته در این صورت هم به شرطی نجاست منتقل می شود که یقین داشته باشیم محل نجس پایین تر از جاهای دیگر نبوده است؛ یعنی اگر آب از جاهای پاک به سمت محل نجس حرکت کند قسمت های پاک، نجس نمی شوند و حتی اگر احتمال ضعیفی هم بدهیم که شاید چنین حالتی وجود داشته است نجاست سرایت نکرده است.[۶۳۸] چیزهایی که می دانیم گاهی پاک و گاهی نجس هستند مثل کف دستشویی های عمومی که می دانیم گاهی با آب کر شسته می شوند و گاهی هم نجس می شوند تا وقتی یقین نداشته باشیم همین الآن قطعاً و صددرصد نجس شده است پاک اند و هیچ وظیفه ای برای اجتناب نداریم. اگر با کسی که به طهارت بی توجه است زندگی می کنیم یا وقتی در اماکن عمومی حضور داریم، بسیار سخت و دشوار و تقریباً غیرممکن است که به نجاست تمام قسمت هایی که دیگران با آنها تماس پیدا کرده اند، یقین حاصل کنیم. خوب است بدانیم که اگر از واقع خبر می داشتیم می فهمیدیم تقریباً تمام چیزهای اطراف ما نجس هستند، اما خدا همه را برای ما پاک قرار داده و مسئولیّتی در قبال آنها برعهده ی ما نگذارده است. فقط وظیفه داریم از مواردی احتراز کنیم که نجاستشان به طور مشخص و عینی، برما آشکار شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در مورد نقش واسطه در انتقال نجاست، دو نظر وجود دارد. عدّه ای از فقها معتقدند که نجاست از واسطۀ چهارم به بعد منتقل نمی شود یعنی اگر واسطۀ چهارم با سوم تماس بگیرد دیگر نجس نمی شود.[۶۳۹] گروه دیگری از علما نیز بر این باورند که در صورت ایجاد عسرو حرج و مشقّت، انتقال نجاست از وسایط متعدّد، نادیده انگاشته می شود. [۶۴۰] در شک بین طهارت و نجاست، صرف احتمال طهارت، برای طاهر فرض کردن شیء کافیست. یعنی در چنین مواردی تکلیف آن است که بنا را بر طهارت بگذاریم. حتّی اگر کسی مثلاً با تفحص کردن می تواند بفهمد که لباسش نجس است یا پاک، گفته شده که اگر میخواهی رفع شکّ کنی، اشکالی ندارد ولی حکم اسلام این است که چنین کاری لازم نیست. در بارۀ پاک کردن اشیاء نیز طبق فتوای علما، اگر کسی از پاکی شیئی که در اختیار دارد خبر دهد آن چیز پاک است.[۶۴۱] این نشان می دهد که حتی اگر انسان بی مبالاتی این خبر را دهد پاکی جسم ثابت می شود. وسواس و دقّت بیش از اندازه در نماز نیز وسواسی است که مبتلابه، بسیاری از افراد است وگاهی موجب بطلان نماز می شود. لازم است بدانیم شک های بعد از سلام، بعد از وقت، کثیر الشک و شک در نمازهای مستحبی موجب باطل شدن نماز نمی شود و اصلاً نباید به آن ها اعتنا کرد. امام باقر (ع) در این باره میفرمایند: «هنگامی که شکِّ تو در نماز زیاد شد، به نمازت ادامه بده و به شکت اعتنا مکن؛ زیرا با این کار امید است که شک از تو دست بر دارد. همانا شک از جانب شیطان است.»[۶۴۲]و در جای دیگری ایشان می فرمایند: «إِذا کثُرَ عَلَیک السَّهْوُ فَامْضِ عَلی صَلاتِک فَإِنَّهُ یوشَک أَنْ یدَعَک إِنَّما هُوَ مِنَ الشَّیطانِ؛ هر گاه در نماز شک بر تو زیاد شد، اعتنا مکن، زیرا این وسوسه از شیطان است و ممکن است تو را از کار بازدارد.»[۶۴۳] در روایت دیگری، امام معصوم (ع) میفرمایند: «شیطان خبیث را به شکستن نمازتان عادت ندهید، چون او را بر این کار حریص میکنید، همانا شیطان خبیث به آن چه تکرار شود، معتاد میگردد. پس هر یک از شما به شکّش اعتنا نکند و نماز را زیاد نشکند. پس اگر کسی چندین مرتبه این گونه عمل کند، دیگر شک به سوی او باز نمیگردد. همانا شیطان خبیث، مایل است که از او اطاعت شود، پس اگر از امر او سرپیچی شود، به سوی هیچ یک از شما باز نمیگردد.» [۶۴۴] و به اختصار خواندن نماز راه غلبه بر این نوع شک معرفی شده است؛ زیرا در این صورت شیطان فرصت وسوسه نمی یابد. از حضور امام صادق (ع) در باره فراموشی جویا شدم و عرض کردم: «در من شک و سهو، بسیار ایجاد می شود.» آن حضرت علیه السلام فرمود: «نمازت را به اختصار بخوان». پرسیدم: چگونه مختصر کنم؟ فرمود: «در ذکر رکوع و سجود، فقط به سه بار سبحان اللّه گفتن، اکتفا کن.» [۶۴۵] نتایج تحقیق با توجه به مطالب و مسائل مطرح شده دیدیم که مطالعه پیرامون موضوع وسواس، دارای ابعاد و جنبه های متعدّد و گسترده ای است و با شاخه های گوناگونی از علم در ارتباط است. در پژوهش حاضر به برخی از این ابعاد پرداختیم و تأثیر آن ها را بر وجود انسان از زوایای گوناگون، مورد ارزیابی قرار دادیم. همچنان که پیش از این گفتیم، وسواس از یک فکر وسواسی مزاحم و تکرارشونده شروع می شود، به یک ترس و اضطراب تبدیل می گردد و سپس برای پایان دادن به ترس و اضطراب موجود، به بروز یک رفتار وسواسی منجر می شود. انجام و تکرار این عمل در ابتدا باعث فرونشانی اضطراب می شود ولی به مرور زمان، خود تبدیل به یک عامل اضطراب زا می گردد. بدین ترتیب، یک چرخه از دور و تسلسل باطل پدید می آید که هیچ راه گریزی به خارج از خود ندارد و هرچه زمانِ بیشتری سپری می گردد شدّت و سرعت آن افزایش می یابد تا آن جا که تمام وجود انسان، اعمّ از تن و روانش را تسخیر کرده و درهم می شکند؛ مگر آن که یک نیروی بازدارنده از بیرون وارد میدان شده و حرکت آن را کم و کمتر و در نهایت متوقّف سازد. هدف اصلی در پژوهش حاضر این بوده است که در ابتدا وسواس و معضلات وابسته به آن را تا حد ممکن بشناسیم و سپس براساس شناخت حاصل شده، پاسخ دو سوال اصلی را که در واقع مسئله ی این تحقیق هستند، بیابیم و صحّت یا سقم فرضیه های پیشنهاد شده برای آن ها را، بررسی کنیم. اولین سوال یا بهتر است بگوییم اولین مسئله ی تحقیق این بوده است که : « احتیاط، افراط، تقیّد، حساسیت وجزئی نگری های بیش از اندازه در انجام تکالیف و واجبات دینی، چرا وچگونه می تواند موجب بروز اختلال وسواس گردد؟» و فرضیه پیشنهاد شده در پاسخ به آن از این قرار بوده است که: « به نظر می رسد دقّت بیش از حد در انجام تکالیف دینی به سبب ترس از عدم مقبولیّت آنها دردرگاه الهی، موجب پیدایش استرس واضطراب شدید و در نتیجه سبب بروز وسواس در افکار، رفتار و عملکرد روان انسان می گردد.» نتایجی که از بخش میدانی این تحقیق بدست آمده اند، به همراه بخشی از تجزیه و تحلیل های توصیفی و نظریِ این تحقیق، ما را به صحت و پذیرش این فرضیه متقاعد می سازند. این نتایج عبارتند از: مطالعات کتابخانه ای در تحقیق حاضر، نشان می دهد که همه ی انسان ها به دلیل برخوردار بودن از غریزه ی کمال طلبی و نیز عدّه ی کثیری به لحاظ زیست شناختی، تا اندازه ای علائم استرس و وسواس را به طور طبیعی، تجربه می کنند؛ البته این مقدار استرس و وسواس برای حفظ حیات شخص ضروری است و بدون آن ممکن است سلامتی خود شخص یا آدم هایی که او مسئول مراقبت از آن هاست، به مخاطره بیفتد. مثلا ً مادری که دائم درمورد آسیب دیدن نوزادش نگران است، اگر این وسواس را نداشته باشد، چه بسا زندگی نوزادش به خطر بیفتد. این نوع وسواس را وسواس مثبت و مفید تلقّی می کنند؛ چراکه وجود این مقدار وسواس خود عامل و انگیزه ای است برای پیشرفت در زمینه های گوناگون دانش بشری. اما آن چه که مهمّ است و قابل توجّه و تعمّق، آن است که با فراهم کردن شرایط نامناسب روحی و روانی برای خود و دیگران، این مقدار وسواس را که ضروری ادامه ی حیات انسان است، بال و پرِ پریدن ندهیم؛ بلکه برعکس باید با استمداد از قوانین وقواعدی که عقل، علم و شرع برای ما تعیین کرده اند آن را تحدید و کنترل کرده و اجازه ی رشد افراطی به آن ندهیم. براساس نتایج تحقیق میدانی، مشاهده می کنیم که افراد نمونه ی تحقیق، داشتن اطلاعات ناقص درمورد احکام و دستورات دینی را به عنوان دومین اولویت خود در ابتلا به وسواس برشمرده اند؛ یعنی ۴۷ نفر از ۱۵۴ نفری که وسواسی بودن خود را قبول دارند، علت وسواسشان را به این عامل نسبت می دهند. بنابراین می توان گفت که بسیاری از اوقات، ناآگاهی یا آگاهی کم و نصفه ونیمه نسبت به مسائل شرعی و ندانستن تکلیف شرعی در هنگام مواجهه با مسائل مختلف، موجب می شود که استرس ها و اضطراب های طبیعیِ افراد ، به وسواس تبدیل شوند. از آن جایی که شیطان همواره از ضعف انسان استفاده کرده و در دل او رخنه می کند؛ با تمسک به جهل و ناآگاهی افراد، به ویژه نسبت به ضروریات دینی، به وسوسه گری این دسته از افراد می پردازد و بالاخره در یک فرصت مناسب با استقرار شک و تردید در دل آن ها، ابتدا بذر افکار وسواسی را در قلب و ذهنشان می افشاند و در مراحل بعدی، از مصالحی مثل ضعف روحی و جسمی، ضعف اراده، زمینه های خانوادگی و غیره بهره برده و فرد را به انجام و تداوم اعمال وسواسی تشویق و ترغیت می کند تا جایی که راه گریزی برای او باقی نماند. بنابراین نقش شیطان در ایجاد وسواس یک نقش مستقل و متّکی به نفس نمی باشد؛ بلکه نقشی وابسته و تقویت کننده است. از طرف دیگر ورود شیطان به صحنه موجب می شود که انسان کم کم از رحمت خدا نیز نا امید گردد و بدین ترتیب اضطراب و دغدغه اش در مورد بطلان عملش و مورد قبول واقع نشدن آن افزایش یابد. در نتیجه می توانیم بگوییم که اگر انسان مومن با افزایش اطلاعات و دانش خود، مخصوصاً در زمینه ی معارف و احکام دین و در یک کلام با خودشناسی، از ابتدا راه ورود شیطان را به قلب و دل خود، تنگ و تنگ تر گرداند، مدخلی برای ورود، ایفای نقش و استیلای شیطان و وسوسه های شیطانی باقی نخواهد گذاشت. موثّرترین راه برای ممانعت از تسلّط شیطان بر اراده، عقل و عملکرد انسان، آموختن و به کاربستن قوانین، اصول و باورهایی است که توسط شارع در قالب احکام شریعت، وضع گردیده اند. این اصول، قواعدی عقلانی و منطقی هستند که قابلیت انطباق بر قوانین فطری و عملکردهای ذهن و روان انسان را دارند و معیارهایی هستند برای تشخیص درست از نادرست و راه از بیراهه. این قواعد و اصول شامل همان تدابیری می شود که شارع مقدّس برای پیشگیری و درمان وسواس، اندیشیده است. نتیجه ی دیگری که از پژوهش حاضر می توان گرفت این است که عمل کردن به احتیاط های افراطی، یکی از مهم ترین زمینه های تبدیل وسواس طبیعی به وسواس های بیمارگونه ی دینی، می شود. احتیاطی گری و واجب دانستن عمل به احتیاط از جانب اخباریون و نیز اعتقاد آنان مبنی بر وجوب عمل به احتیاط، می تواند خود دلیلی باشد برای گرایش به وسواس و وسواسی گری و یا تشدید آن. وجود چنین دیدگاه هایی موجب شده است که سخت گیری ها و احتیاط های وسواس گونه از جانب فقها و مراجع تقلید، در صدور احکام، به ویژه در خصوص احکام عبادات و طهارت و نجاست، بعضاً زمینه هایی را برای افراطی گری ها و مضیّق گردانیدنِ انجامِ تکالیفِ دینی، پدید آورد؛ حال آن که انجام تکالیف دینی مبتنی بر سهولت و رأفت اسلامی است و عمل کردن بر اساس این احتیاط های متعصّبانه و وسواس برانگیز، موجب عسر و حرج مکلّفین می گردد، مخصوصاً آن دسته از مکلّفینی که به طور ارثی و فیزیولوژیک دارای زمینه ابتلا به وسواس هستند یا به علت این که تحت فشار اضطراب ها، استرس ها، مشکلات عاطفی و روانی گوناگون قرار دارند، مستعدّ ابتلا به وسواس می شوند. اصرار بر احتیاطی گری خود زائیده ی احساس ترس از بطلان عمل یا بیم از دست دادن مصالح و افتادن در مفاسد و بالاخره هراس از مورد قبول واقع نشدن اعمال امتثال شده می باشد. وجود جزئیات زیاد و دقیق در احکام و احتیاط های سخت گیرانه به منظور اتیان تکلیف دینی در حد کمال، و همچنین تأکید بر انجام این جزئیّات و احتیاط ها به طور کامل و بی نقص، اگرچه آیین ها و شعائر دینی را از گزند تحریف ها و دگرگونی ها، محفوظ می دارد، امّا اگر بی مهابا و بدون در نظر گرفتن روحیّات و عوامل پنهان اضطراب زا و وسواس برانگیز( زمینه ی ارثی و زیستی، عقده ها و خلأهای عاطفی و…) در مکلّفین، مطرح گردند و حدود وثغور دقیق رعایت آن ها برای این دسته از افراد معیّن نگردند، خود بهترین عامل برای آشکارسازی و شعله ور شدن زمینه های پنهان وسواس می باشند. براساس اصل تسهیل، در موارد مشکوک ومشتبه می توان از اماره وظن معتبر تبعیت کرد. زیرا دست یافتن به قطع ویقین مستلزم فحص وکوشش بسیار است واین فحص وسختی را خداوند واجب نکرده است پس با پیروی از این اصل نیازی نیست در موارد مشکوک حتماً به قطع و یقین برسیم، صرف وجود ظنّ معتبر، می تواند جواز انجام یا ترک عمل باشد. بدین ترتیب فرد مستعد وسواس یا کسی که مبتلا به وسواس است، می تواند بدون نگرانی و ترس از پذیرفته نشدن عملش، همان طور که مرجع تقلیدش حکم کرده است عمل کند و حتی یقین خود را در مورد نجاست یا حرمت نادیده بگیرد. هر انسان مومن و معتقدی خواهان دست یافتن به آخرین درجه ی کمال، و امتثال کامل اعمال و تکالیف دینی خود است. اما افراد دربرخورد با این آرزو وخواسته آرمانی خود، به دو دسته تقسیم می شوند: گروهی که اعمال دینی خود را در قالب و شکل تعیین شده و با ضوابط و مقرّرات خاص آن انجام می دهند، بدون این که درمورد قالب اعمال افراط و تفریطی روا دارند . نتیجه ی عمل این افراد نوعی ارتباط صمیمی ، نزدیک و عاشقانه، ازطریق محتوای عمل و از راه دل وفطرتشان با آن ایده و خواست آرمانی است. آنان درسایه این ارتباط به آرامش روحی و روانی، بصیرت و بینش خوبی دست می یابند وبه علت آرامشی که نصیبشان می گردد، کمتر دچار بیماری های روحی-روانی و نیزروان-تنی ویا حتی جسمی می شوند؛ زیرا در لایه های مختلف ذهن و روان آنها تلاطم واضطرابی شکل نمی گیرد که موجب بیماری آنان گردد. اما دسته دوم هم که مانند دسته ی اوّل طالب کمال در امور معنوی واخروی هستند، به علّت وجود استرس های فراوان در درون ذهن خود، دچار تنش های مختلف عصبی و روحی شده و سلامتی و بهداشت روانی آنها به مخاطره می افتد. سیستم دفاعی و آرامش بخشی این افراد، به علت وجود استرس های فراوان، ضعیف است و دراصطلاح دچار “روان رنجوری” می شوند. این دسته از افراد فکر و اراده ی ضعیفی دارند و به علت مواجه شدن با انواع واقسام عوامل استرس زا و مضطرب کننده(مانند خلا های عاطفی، قرارگرفتن درمحیط های اجباری وپراسترس، قرار گرفتن درمعرض آزارو اذیت های جسمی، داشتن مشکلات خانوادگی حاد) شرایط مساعدی را برای پناه بردن به وسواس، به عنوان یک سیستم دفاعی درمقابل شرایط اضطرابی، دارا هستند. ازطرف دیگر چون به دنبال آن هستند که اعمال و آئین های عبادی خود را بصورت تمام و کمال و بدون هیچ نقص و کاستی انجام دهند، دچار افراطی گری ها در عمل به احتیاط های وارده در باب احکام عبادی می شوند که موجب دامن زدن وتشدید کردن «وسواس» درفکر و عمل آنها می شود. با اندکی دقّت و تفکّر در معنا، فلسفه و مبانی عبادت در اسلام، به این نتیجه می رسیم که شخص وسواسی با نوع عبادت کردن خود، در حقیقت از ویژگی های یک عبادت کامل و خداپسندانه فاصله می گیرد و آن طور که خود تشخیص می دهد و می پسندد عبادت می کند. خداوند متعال با قرار دادن شرایط سهل و آسان در عبادات و مقدمات آن، به نوعی بندگانش را مورد لطف و تفضّل خود قرار داده است که بتوانند با آرامش بیشتر، روان سالم تر و فرصت بازتر به انجام عبادات و تکالیف شرعی خود بپردازند و از انجام آن ها بهره ی کافی و وافی ببرند. در نتایج تحقیق میدانی انجام شده در پژوهش حاضر، دیدیم ۶۱ نفر از ۱۵۴ نفری که وسواسی بودن خود را تأیید کرده اند، ترس از بطلان عمل، پذیرفته نشدن آن و مجازات شدن را، به عنوان علت بروز رفتارهای وسواسی خود، برشمرده اند. این رقم نشان می دهد که ۴۰ درصد از افراد وسواسی که به انواع «شک های افراطی درعبادات» مبتلا هستند، به دلیل ترس از بطلان عمل عبادی، مورد قبول واقع نشدن آن به درگاه الهی و از دست دادن سعادت ابدی ومجازات شدن درجهان دیگر-که راه بازگشتی برای جبران آن نیست- وجود افکار و اعمال وسواسی را به صورت آگاهانه در اعماق ضمیر ناخودآگاه خود پذیرفته اند و در بستر زمان، فرهنگ و دین آن را پرورانده اند. در مجموع از نتایج، داده ها و اطلاعات حاصل، این گونه استنباط می شود که «هر عاملی که موجب شود فرد متدیّن و مکلّف، درمورد صحت و بطلان تکلیفِ اتیان شده ی خود، دچار تردیدِ افراطی گردد و از این که عملش مورد قبول پروردگار مهربان قرار نگیرد و در جهان آخرت عقاب شده و در آتش جهنِم سوزانده شود، مضطرب و پریشان گردد، شرایط بسیارمناسب و مساعدی را برای وسواسی شدنش مهیّا می کند. بدین ترتیب می پذیریم که عامل مفروض در فرضیه ی اول تحقیق، یکی از دلایل مهم ابتلا به وسواس در میان دینداران می باشد. مسئله یا محور دوم پژوهش حاضر این است که: « آیا همپوشانی وتطابق درمان های مبتنی بر اصول روانپزشکی، روانشناسی وروانکاوی با راهکارهای پیشگیرانه ودرمانی ارائه شده در فقه اسلامی ( مثلاً قواعد فقهی) امکان پذیر است؟» و فرضیه ی ارائه شده برای آن، بیان می کند که: «تدابیر پیشگیرانه و درمانی وسواس در فقه اسلامی، برمبنای خصوصیات روحی – روانی نوع انسان و در راستای حفظ سلامت و بهداشت تن و روان او، تدوین یافته اند.» مجموع نتایج زیر که از مطالعات انجام شده در این پژوهش، بدست آمده اند، درستی فرضیه ی فوق الذکر را به اثبات می رسانند: ۱- اولین مطلب این است که اگر اصول عملیه و قواعد فقهی ای که برای ممانعت از بروز وسواس وضع شده اند، به درستی، با زبانی ساده و قابل فهم برای همگان، به مکلّفین آموزش داده شوند، پس از ورود به ذهن و روان انسان، به عنوان یک باور صحیحِ بنیادین، در روان جایگزین و سپس نهادینه می شوند. در مرحله ی بعدی، این باورهای بنیادین به یک برنامه ی پردازشگر تبدیل می شوند. چنین برنامه ای قادر است اضطراب ها و استرس های وارد شده به مغز را در مورد بطلان تکالیف دینی و عدم مقبولیت آن ها در درگاه الهی، با معیارهای فقهی معرفی شده به آن تطبیق دهد. در صورتی که تطابق مورد نظر ایجاد نشود، اضطراب های وارد شده را نمی پذیرد و از مخیّله و روان انسان پاک می کند و به جای آن، حس آرامش و اطمینان را در روان فرد گسترش می دهد تا هم دچار وسواس نشود و هم از انجام عبادات احساس رضایت و بهره مندی نماید. واضح است که انجام این فرایند در ذهن و روان مکلّفین کاملاً منطبق با نحوه ی عملکرد کلی روان انسان است که در روان شناسی فراوان از آن صحبت شده است. ۲- از دیگر دستاوردهای این پژوهش آن است که اگر نحوه ی بیان جزئیّات و احتیاط های مربوط به مسائل احکام اندکی تغییر یابند، و بیانات و عباراتی استعمال گردند که استرس زا و اضطراب برانگیز نباشند، راه ورود شیطان و القائات شیطانی را به فکر و ذهن انسان مسدود می کنند. اگر این اتفاق بیفتد و عوامل نگران کننده از بین بروند زمینه ی شکل گیری یا شعله ور شدن، بسیاری از وسواس های مذهبی نیز به خودی خود، از بین می رود. زیرا عملکرد ذهن انسان به طور طبیعی این گونه است که با پذیرفتن هر اصلی به عنوان یک باور اعتقادی، طرحی را برای اجرا ی آن سازماندهی می کند. هرچه اصل بیان شده دقیق تر باشد و حساس تر، طرح واره ی ارائه شده ی ذهن انسان هم به لحاظ وجود غریزه ی کمال جوئی، ظریف تر و دقیق تر و موشکافانه تر خواهد بود. به طوری که هنگام عمل، انسان احساس می کند کوچک ترین تخطّی در اجرای مراحل این پروژه، عمل او را دستخوش بی نظمی، فساد و بطلان خواهد نمود. اما در مقابل اگر اصل تبیین شده به صورتی کلی تری و با حساسیت و جزئی نگری کمتری به بیان درآید، قطعاً طرح واره ی ذهن نیز برای اجرای آن، از جزئی نگری و وسواس کمتری برخوردار خواهد شد. نتیجه این که در حالت دوم فرد مکلّف، به ویژه اگر زمینه های زیستی و روانی ابتلا به وسواس را هم داشته باشد، راحت تر ، بی دغدغه تر و با خاطر آسوده تر از کنار جزئیات عبور خواهد کرد. اگر زمینه ی طراحی عملکردهای ذهن به این ترتیب، دگرگون گردد، فرد در مرحله ی عمل، به جای توقّف در مقدمات یا ظواهر و قالب، بیشتر متوجّه ی اصل، باطن و محتوای عمل خواهد شد؛ به عبارت دیگر با حضور قلب بیشتری به انجام عبادات خواهد پرداخت و از ظاهر به باطن اعمال سفر خواهد کرد. ۳-با وجود این که در فقه و آموزه های دینی تدابیر زیادی برای پیشگیری از وسواس اندیشیده شده است، اما آنچه که باعث تعجّب وشگفتی است این است که درعمل، بروز وسواس بیش از میزان مورد انتظار است(نتایج تحقیق میدانی نشان می دهندکه از ۲۰۰نفر نمونه ی تحقیق، ۱۵۴نفر آن ها مبتلا به وسواس هستند.) ۴- مقایسه روش های پیشگیری ودرمان وسواس در روانشناسی وفقه وآموزه های دینی، نشان می دهد اگرچه منشأ وسواس از نظر دو دیدگاه متفاوت است ، اما هردو دیدگاه رویکردهای نسبتاً مشابهی را برای پیشگیری از ابتلا به وسواس و نیز درمان آن در صورت ابتلا، برگزیده اند. هر دو دیدگاه از یک موضوع صحبت می کنند اما با دو زبان متفاوت وهرکدام درقالب متناسب با ادبیات خود.در بررسی های انجام شده دیدیم که هردو دیدگاه برای درمان این اختلال از شیوه ی استرس زدایی و مواجهه سازی و اجتناب از پاسخ، بهره می گیرند. شیوه های درمان دینی، در راستای فطرت و ذات انسان و در جهت قوّت بخشیدن به نیروهای درونی او طراحی شده اند و عقل و علم بشری نیز همین شیوه های فطری را کشف کرده و آن ها را در قالب دستور العمل های درمانیِ روان شناسانه ( مثل غرقه سازی و مواجهه)، برای درمان اختلالات روانی از جمله اختلال وسواس، به کار گرفته است. ۵- همانطور که روان شناسان با اتّکا به نحوه عملکرد ذهن و روان و با بهره گرفتن از رویکرد شناختی ورفتاری تلاش می کنند عقده ها واختلالات روانی از جمله وسواس را درمان کنند، اصول عملیه وقواعد فقهی بسیاری که در زمینه ی پیشگیری ویا درمان وسواس وجود دارند نیز همین روند را طی می کنند یعنی با آرامش دادن و رها سازی ذهن از احساسات منفی ومضطرب کننده و جایگزین کردن باور های عقلانی و منطقی به جای باورهای نادرست غیرعقلانی، اجازه نمی دهند که روان انسان از حالت تعادل خارج شده و بیمار شود یا عملکرد بهنجار آن مختل گردد و یا اگرهم در اثر فشارهای عصبی و درونی ، یا وجود زمینه ی وراثتی، وسواس ایجاد شد، بازهم این قوانین ساده می توانند ناهنجاری ذهن و روان او را درمان کرده به مسیر مستقیم و متعارف خود، بازگردانند. ۶- نتیجه ی دیگر این تحقیق این است که اگرچه نقص در شیوه ی آموزش احکام، مثل عدم تفهیم درست اصول و قواعد فقهی به مکلّفین و نقص و تزلزلِ مکلّفین در به کاربستن این معیارها، هنگام تصمیم گیری در مورد مظنونات و مشکوکات، موجب شکل گیری رفتارهای وسواسی می شوند و یا نحوه بیان برخی از احکام، به گونه ای است که ایجاد ترس و اضطراب می کند؛ اما همه ی راه های پیشگیری و درمان وسواس درفقه، به گونه ای طراحی شده اند که روان انسان را درجهت استرس زدایی وکاهش اضطراب و ایجاد آرامش و اطمینان هدایت می کنند. با کنار هم گذاشتن این نکات، به این نتیجه کلی تر می رسیم که تدابیر پیشگیرانه و درمانی وسواس در فقه اسلامی، برمبنای خصوصیات روحی – روانی نوع انسان و در راستای حفظ سلامت و بهداشت تن و روان او، تدوین یافته اند و با درمان های مبتنی بر اصول روانپزشکی و روانشناسی تطابق و همپوشانی دارند. بنابراین اگر روانشناسان هنگام درمان افراد ی که از وسواس های مذهبی رنج می کشند، به فاکتورهای مذهبی واحکام ودستورات شرعی نیز گوشه چشمی داشته باشند و از سوی دیگر مراجع نیز هنگام صدور احکام به ویژگی های روانی وتاثیر پذیری روان انسان ، از باورهای بنیادینِ منطقی و غیرمنطقی، عنایتی بنمایند، روش های پیشگیری و درمان وسواس در این دو حوزه، حتی از همپوشانی بیشتر وکامل تری نیز برخوردار خواهند گشت. در پایان، از آن چه که گفتیم و استدلال کردیم و نیز با کمک اصول و قواعدی که جهت صدق و صحت ادّعای خود به آن ها استناد نمودیم، در مجموع به این نتیجه می رسیم که لطف و تفضّل الهی بر آن قرار گرفته است که اصل بر برائت و طهارت انسان ها و نیز صحت اعمال و رفتار آنان باشد، و نیز اصل بر حلیّت و اباحه ی تمام اشیاء باشد؛ مگر آن که خلاف آن ها اتفاق افتاده و اثبات گردد. از طرفی اراده ی حضرت حق بر آن تعلّق گرفته است که مومنان یقین سابق خود را با شک لاحق برنتابند، خود را در عسر و حرج و تنگنا و تضییق در نیفکنند و چون عمل براساس احتیاط را در تمام موارد بر آنان واجب ندانسته است، پس در مورد مشکوکات و مظنونات راه تسهیل درپیش گرفته، بر امارات معتبر اطمینان کرده و به ظن محکم و مستدل خود جامه ی عمل بپوشانند؛ تا دچار کثرت شک و تردید در فکر و عمل خود نگشته و در ضرر و ضراری درنغلتند. همچنین اگر مالی را در ید انسانی یافتند، بر مالکّیت او اذعان کرده و سوق مسلمانان را پاک و طاهر دانسته و هرآن چه را که در آن معامله می شود، حلال و مباح بدانند؛ مگر وقتی که خلاف این، بر آنان اثبات گردد. چنان چه در اموری مضطر و درمانده گردیدند، به قدر میسور و ممکن بسنده کنند واگر خود، خود را در اضطرار نیفکنده باشند، به قدر نیاز حرام را بر خو حلال و واجب را ترک نمایند و اگر پس از وقت در انجام جزئی از اعمال خود یا در صحت انجام آن ها شکی بر وجودشان غالب شد، بر قاعده ی فراغ و تجاوزِ شریعت، اعتماد کنند تا از وسوسه ی شک و تردید، رهایی یابند و به یقین برسند. پیشنهادها با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق دو پیشنهاد زیر به عنوان راه حل هایی برای پیشگیری و درمان مطمئن تر و کامل تر اختلال وسواس ارائه می گردند: در این تحقیق اثبات کردیم که جزئی نگری ها و احتیاطی گری های افراطی در مرحله ی صدور احکام شرعی توسط مجتهد و نیز در مرحله ی عمل به احکام توسط مقلّدین، ممکن است در خیلی از موارد به علت ترس از بطلان عمل و عدم مقبولیت آن و مجازات شدن، به بروز رفتارهای وسواسی منجر گردند. اکنون پیشنهاد می کنیم که فقها به هنگام صدور فتوا، توجه داشته باشند که شرایط زمان و وجود عوامل استرس زای بسیار زیاد موجب شده است که میزان آسیب پذیری افراد نسبت به آسیب های روحی و روانی به مراتب بیشتر از گذشته باشد. به طوری که ممکن است افراد حتی در برخورد با کمترین میزان اضطراب و استرس، زمینه های بالقوه و پنهان وسواسشان آشکار و شعله ور گردد. بنابراین بسیار مناسب و بجاست اگر که مجتهدین معزّز، در نحوه ی بیان جزئیات احکام و احتیاط های گوناگون، تجدیدنظری داشته باشند و آن ها را به گونه ای مطرح کنند که تحریک کننده ی افکار و اعمال وسواسی نگردند. پیشنهاد می شود حالا که روش های پیشگیری ودرمان در فقه و روانشناسی همپوشانی و تطابق دارند، برای افزایش و تقویت این همپوشانی و بهره گیری از مزایای آن، هم روانشناسان و مشاوران تربیتی وارد حوزه ی فقه شده با اصول و قواعد آن آشنایی پیدا کنند و هم فقها و مجتهدین مهارت هایی را در زمینه ی روانشناسی، کسب نمایند تا بتوانند از این طریق به مقلّدین خود که در واقع بیماران آن دسته ی دیگر هستند، بیشتر کمک کنند. و اصولاً لازمه ی رسیدن به یک حکم متقن و محکم و منسجم در هر زمینه ای، داشتن اطلاعات کافی در مورد کلیّات و جزئیّات آن موضوع می باشد. در خصوص مسئله ی وسواس نیز دیدیم که برای پیشگیری و درمان کردن وسواس نیاز داریم علاوه بر فقه و اصول و سایر معارف دینی، بر روانشناسی نیز تسلّط کافی داشته باشیم؛ تا بتوانیم برای مسائل مستحدثه، با در نظر گرفتن ماهیّت و واقعیّت وجودی و ذاتیشان، قوانین و اصول فقهی مناسبی را به کاربسته و احکام متقن و محکمی را صادر کنیم که حتّی کمترین ضرری نیز متوجّه مکلّفین و مقلّدین نگردد. اما همچنان که مشاهده کردیم، وسواس موضوعی بسیار گسترده و دامنه دار بوده و با حوزه های علمی دیگری هم ارتباط پیدا می کند. این ویژگی وسواس، امکان انجام پژوهش های دیگری را در زمینه های مختلف مرتبط با آن، محقّق می سازد. به عنوان مثال علاقه مندان به تحقیق و پژوهش در حوزه ی روان شناسی، می توانند فرضیه های این تحقیق را به طور بالینی و تجربی بررسی نمایند و تأثیر تدابیر فقه اسلامی و آموزه های دینی را در درمان افرادی که مبتلا به وسواس های مذهبی هستند، به طور عملی و براساس پرسشنامه های استاندارد و علمی مطالعه و بررسی نمایند. شاید بتوانند به راهکارهای علمی، عملی و کاربردی تری در زمینه ی پیشگیری و درمان وسواس دست یابند و همچنین برای تحقیق و مطالعه در خصوص تأثیرگذاری باورهای مثبت مذهبی بر کاهش افکار و رفتارهای وسواسی، توجّه و اهمّیّت بیشتری قائل گردند؛ تا بتوانند در آینده خدمات بیشتر و مطمئن تری را به بیماران خود عرضه کنند. موضوع دیگری که در ضمن این پژوهش بدان اشاره شد، مسئله ی طلاق عاطفی زوجین و نیز طلاق به معنای فقهی و حقوقی آن است که می تواند در حوزه ی فقه و حقوق به عنوان یک طرح تحقیقی مورد مطالعه قرار بگیرد. دیدیم که وسواس و تبعات ناشی از آن می تواند بنیان خانواده ای را از هم بپاشد. در چنین وضعیتی اگر زن دچار وسواس باشد، و مرد در اثر وسواس او دچار عسر و حرج گردد به هر حال می تواند از حق طلاق خود استفاده کرده و با پرداخت حق و حقوق زن او را طلاق دهد. اما سوال اینجاست که اگر چنین شرایطی بر مرد حادث گردد و دچار وسواس فکری-عملی اجباری شود به طوری که زن از وضعیت موجود مضطر گردیده و به عسر و حرج بیفتد، آیا قانون با حفظ حقوق زن، حق طلاقی برای او قائل خواهد شد؟ باشد که با پیگیری این موضوعات و نظایر آن ها ، محققین و علاقه مندان فعالیت در این عرصه، به رفع عوارض و مشکلات اضطرابی وسواس همّت کرده، اهتمام ورزند و راهکارهای موثّرتر و نیز کم هزینه تری را هم برای پیشگیری از بروز وسواس و هم جهت درمان آن طراحی و تدوین نمایند. همچنین امید آن می رود که اوّلاً افراد وسواسی قبل از هر چیز، وجود آشفتگی روانی و عدم تعادل در افکار و اعمال خود را، بپذیرند تا بتوانند برای درمان خود اقدام کنند و ثانیاً خانواده، نزدیکان و اطرافیان فرد وسواسی، به جای سرزنش ها، شماتت ها و زخم زبان های پیاپی و مداوم، به حمایت عاطفی و روانی از او اقدام کنند و به جای نجس خواندن فرد وسواسی به چشم یک بیمار به او بنگرند و به درمان و هدایتش در مسیر مستقیم، همّت گمارند، چراکه روان فرد وسواسی، رنجورتر و ناتوان تر از آن است که او قادر باشد به تنهایی و با تکیه بر نفس خود، راه آزادی، نجات و نفس کشیدن را بازیابد. اللهمّ وَفِّقنا بِما تُحِبُّنا وَ تَرضنا ! آمین یا رَبَّ العالَمین شهریور ۱۳۹۳ پیوست ها ۳-۵-۱- پرسش نامه بسمه تعالی خواننده ی گرامی ضمن تشکر وقدردانی از شما که پاسخگویی به سوالات این پرسش نامه را تقبل می نمایید. ازجنابعالی درخواست می کنم که با دقت و توجه کافی وبدون ذکر نام ومشخصات خود به موارد ذیل پاسخ دهید. لازم به ذکر است که دقت شما مخاطب عزیز در پاسخ گویی به سوالات زیر باعث دست یافتن به نتایج دقیق تر درباره ی این تحقیق است که : « میزان تأثیر عامل ترس از عدم مقبولیت تکلیف، برایجاد وسواس» جنسیت : زن مرد در کدام محدوده ی سنی قرار دارید؟ زیر ۲۰ سال ۲۰ الی ۳۰ سال ۳۰ الی ۴۰ سال بالاتر از ۴۰ سال وضعیت تاهل : مجرد متاهل
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روش های گرد آوری اطلاعات مشتمل بر روش های زیر است: روش های میدانی: از این روش برای جمع آوری اطلاعات از مخاطبان استفاده شده است روش های میدانی به طور کلی شامل موارد زیر است:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مصاحبه حضوری، تلفنی، رایانه ای پرسشنامه های حضوری، پستی و یا الکترونیکی مشاهده افراد یا رویدادها و یا ضبط صوت و تصویر سایر روش های انگیزشی چون آزمونه های برون فکنی. روش های کتابخانه ای: از این روش نیز به منظور بررسی ادبیات و پیشینه موضوع تحقیق کمک گرفته شده است ( حافظ نیا، ۱۳۸۷، ۲۱۷-۱۶۲). در پژوهش حاضر از هر دو روش گردآوری اطلاعات استفاده شده است. در روش میدانی بعد از بررسی روش های مختلف، جمع آوری نظر اساتید و مطالعه تحقیقات پیشین ابزار پرسشنامه مناسب ترین روش تشخیص داده شد. از نظر مکانی نیز اطلاعات را می توان به هر یک از راه های مذکور در محیطی واقعی که پدیده ها روی می دهند یا در محیط آزمایشگاهی گردآوری کرد. اطلاعات این پژوهش در محیط واقعی جمع آوری شده است. منابع اطلاعاتی نیز می توانند دست اول، دست دوم و یا از هر دو نوع باشند. در این پژوهش از هر دو منبع اطلاعاتی استفاده شده است. بدین ترتیب که پرسشنامه توزیع شده از منابع دست اول است. نمونه های اطلاعات دست دوم بکار گرفته شده نیز عبازتند از مقاله های موجود در نشریات تخصصی مدیریت بازاریابی و بازرگانی که از سایت های معتبر اخذ گردیده است. ۳-۷- متغیّرهای تحقیق متغیّر عبارت از ویژگی واحد مورد مشاهده است. متغیّر کمیّتی است که می تواند از واحدی به واحد دیگر از یک شرایط مشاهده به شرایطی دیگر مقادیر مختلفی را اختیار کند (سرمد و همکاران، ۱۳۸۳). متغیّرها انواع مختلفی دارند. متغیرهای مورد مطالعه در این تحقیق شامل دو دسته، متغیرهای مستقل و متغیر وابسته می باشد. ۳-۷-۱- متغیرهای مستقل متغیر مستقل یک ویژگی از نظر فیزیکی و یا اجتماعی است که بعد از انتخاب یا دستکاری شدن توسط محقق مقادیری را می پذیرد تا نأثیرش بر روی متغیر دیگر (متغیر وابسته) مشاهده شود (سرمد و همکاران، ۱۳۸۳). این تحقیق شامل ۶ متغیر مستقل به شرح زیر است. ۱- درگیری محصول (۵ گویه) ۲- دانش محصول (۲ گویه) ۳- ریسک ادراک شده (۵ گویه) ۴- شخصیّت برند (۲ گویه) ۵- ویژگی های ادراک شده محصول (۶ گویه) ۶- مزایای ادراک شده (۶ گویه) متغیرهای مریوط به آمار جمعیت شناختی و همچنین متغیرهای مستقل این تحقیق به تفکیک مقیاس سنجش و منابع طرح پرسش در جدول ۳-۱ نشان داده شده است. جدول ۳-۱- جدول متغیرهای آمار جمعیت شناحتی و متغیرهای مستقل به تفکیک مقیاس و منبع
| ردیف |
عامل |
عنوان متغیر |
مقیاس سنجش |
| ۱ |
ویژگی های فردی |
جنسیت سن تحصیلات درآمد |
اسمی نسبی ترتیبی ترتیبی |
فرضیه اول
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیامگیر بازخورد یا بازگشت پیام ( دادگران، ۱۳۸۵: ۲۶)
انواع ارتباط ارتباط را می توان با توجه به چگونگی ایجاد آن به ارتباط مستقیم و غیر مستقیم و از لحاظ انسانهایی که در آن شرکت دارند، به ارتباط شخصی، غیر شخصی و ارتباط جمعی تقسیم بندی کرد. الف- ارتباط مستقیم (شخصی): ارتباطی که بدون واسطه بین شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد میشود. در این نوع ارتباط پیام ها مستقیماً بین دو طرف مبادله می گردند و بهمین جهت پیام دهنده و پیام گیرنده می توانند به نوبت نقش خود را تغییر دهند و هر کدام بجای دیگری بصورت پیام گیرنده و پیام دهنده درایند. به هر حال این نوع ارتباط جنبه شخصی و مستقیم دارد و بین دو نفر یا افراد معدودی که در زمان واحد و مکان معین، در کنار یکدیگر هستند، برقرار می شوند . ب- ارتباط غیر مستقیم و شخصی: در جوامع پیشرفته انسانی که هزاران و حتی میلیونها نفر در شهرها و کشورهای مختلف زندگی می کنند، دیگر برای افراد، امکان تماس و گفتگوی متقابل و چهره به چهره موجود نیست و ناچارند از راه های دور، بطور غیر مستقیم و با واسطه با هم ارتباط داشته باشند، در چنین شرایطی، بیان کتبی و چاپی جانشین بیان حضوری و شفاهی می شود و پیام ارتباطی که در تماس رو در رو ، جنبه لفظی یا اشاره ای دارد و از دو عنصر اصلی ارتباط -گوینده و شنونده یا بیننده - مجزا نیست، از این دو عنصر جدا می شود و با واسطه ارتباط غیر مستقیم از طریق وسایل مختلف انتقال می یابد. محدودیت مکانی و زمانی، در این نوع به کلی مرتفع می شوند . (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ج- ارتباط غیر مستقیم و غیر شخصی: در این حالت علاوه بر غیر مستقیم و با واسطه بودن ارتباط دیگر جنبه شخصی ندارد. در چنین ارتباطی، پیام گیرندگان و پیام دهندگان، یکدیگر را نمی شناسند. نویسنده و مؤلفی که کتابی تهیه می کند تصورات یا مقاصد خود را برای افراد معین و مشخص بیان نمی نماید. محدودیت زمانی و مکانی در این ارتباط نیز مرتفع می شود . د- ارتباط غیرمستقیم و جمعی: ارتباط غیرمستقیمی که از طریق وسایل ارتباطی نوین بین گروه های وسیع انسانی ایجاد می گردد، ارتباط توده ای یا جمعی نامیده می شود. این نوع ارتباط بین هزاران و میلیون ها نفر از افراد نااشنایی که در شهرها و کشورهای گوناگون بصورت گروه های انبوه زندگی می کنند، پدید می آید. محدودیت زمانی و مکانی این ارتباط نیز به کلی مرتفع می شود ( معتمد نژاد، ۱۳۷۱: ۶۲). ژوزف تی کلاپر در کتاب تاثیر ارتباط جمعی می گوید: ارتباط جمعی عبارت است از رساندن اطلاعات، ایده ها و برداشت ها از طریق وسایل ارتباطی و دریافت این اطلاعات بوسیله عده زیادی از انسان ها در یک زمان و اضافه می کند: ویژگی ارتباط جمعی عظمت نفوذ آن است. سیدنی هد در کتاب برنامه های رادیو و تلویزیون در امریکا در این باره می گوید واژه ارتباط جمعی حاوی پنج ویژگی است: تعداد گیرندگان وسایل ارتباط جمعی نسبتاً زیاد است. ترکیب گیرندگان بسیار متنوع است. با ارسال پیام از طریق وسایل ارتباط جمعی نوعی تکثر پیام بوجود می آید. توزیع پیام سریع است. هزینه برای مصرف کننده کم است (محسنیان راد، ۱۳۷۸: ۶۲).
فناوری های نوین ارتباطی: لغت فناوری که در ترجمه فارسی لغت تکنولوژی از طرف فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیشنهاد گردیده و ریشه یونانی داشته که از ترکیب دو کلمه Techne وLogie تشکیل شده است. Techne به معنی هنر ، مهارت و آفریده انسان است. کلمه Logie یا Logos در یونان قدیم بمعنی علم، دانش و خرد بکار می رفته است. به این ترتیب تکنولوژی در ترکیب این دو کلمه، هنر، مهارت و دانش و علم را تداعی می کند و این مفهوم نهفته است که انسان خردمند در تعامل با طبیعت به قوانین عام آن دست می یابد و با بازافرینی این قوانین در محیط و شرایط و تحول ، کاربردهای مورد نظر خود را ایجاد می نماید ( محمودزاده، ۱۳۸۱: ۵۷). اصطلاح فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی (Information & Communication Technologys) که مخفف آن ICTs اشاره به ابزار، فنون و روشهایی دارد که در جریان انتقال، انتشار، ذخیره، بازیابی و پردازش اطلاعات به کار میرود.ریچارد هیکز این پدیده را بعنوان تجهیزات الکترونیکی که در امر گرداوری، پردازش و ذخیره سازی اطلاعات بکار می رود، تعریف نموده است (هیکز، ۱۳۸۲: ۸). امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، اهمیت و نقش روز افزونی در توسعه جوامع دارد. فن آوری اطلاعات و ارتباطات وجه تمایز بنیادین ما با دوران گذشته است. فناوری اطلاعات و ارتباطات و ویژگی های این فناوری، به هر دو فناوری اطلاعات و رایانه اطلاق می شود. فناوری اطلاعات شامل هرگونه تجهیزات و سیستم های اتصال داخلی (سیستمهای فرعی) و اشکال فناوری استفاده شده در ایجاد، ذخیره، ساماندهی، مدیریت، جابجایی، نمایش، تعویض، تبادل، انتقال یا دریافت اطلاعات به هر شکل ممکن آن می شود. اطلاعات ممکن است به اشکال مختلف از جمله : داده های تجاری، مکالمات همراه با صدا، تصاویر ثابت و متحرک، نمایش های چند رسانه ای و غیره باشد (مظلومی، ۱۳۸۳: ۱۵). تعریفی که در این مطالعه به آن اتکا می شود بر این مبناست که تکنولوژی اطلاعات، مجموعه وسیع و گوناگون از فناوریها (اینترنت، ماهواره، تلفنهمراه، تلویزیونهای کابلی، کامپیوترهای خانگی و ویدیو) است که برای برقراری ارتباط بین انسانها (فرستادن و دریافت انواع پیامهای کلامی، تصویری و صوتی) و نیز برای تولید، انتشار، ذخیره و بازیابی اطلاعات به کار میرود (طیب، ۱۳۷۹: ۱۵-۱۳). جهان امروز، بر فراز یکی از نادرترین مقاطع تاریخ ایستاده است.از این جهت که حجم اطلاعات، به صورت تصاعدی در حال افزایش است و رسانههای اطلاعرسانی، پیرامون ما را بهطور کامل احاطه کرده است.در این عصربه دست آوردن اطلاعات یک ضرورت است.آنامالینا معتقد است کنترل اطلاعات در عصر جدیداهرم قدرت و عنصر اساسی استیلای فرهنگی است.به گفته وی عصر الکترونیک، انسانها را به جایی رسانید که به شدت احساس کنند که به یکدیگر وابستهاند (پیشین: ۳۷۳) . فرهنگ دیجیتال رسانه های جدید، بر ذوق، سلیقه، الگوهای ارتباطی و نیز نیازها و ارزشها تاثیر گذاشته است. اگر تا یک دهه گذشته فرهنگ ها و خرده فرهنگ های جوانان حول مصرف، بویژه در عرصه های مربوط به پوشش و لباس و موسیقی متمرکز بود، در حال حاضر فناوری های ارتباطی تعاملی و مجازی، بویژه اینترنت و تلفن همراه، الزمات جدی را برای خرده فرهنگ های جوانان پدید آورده اند که از جمله می توان به تقویت فردیت، استقلال عمل و انتخاب گری، سیال و متکثر ساختن هویت، خصوصی کردن دنیای زندگی، ایجاد تمایز و ارزشمند ساختن آن و اهمیت یافتن فزاینده سبک زندگی اشاره کرد. بهمین ترتیب پیشگامی جوانان در استفاده از قابلیت های رسانه های نو و مهارت بیشتر آنان در استفاده از این رسانه ها، الگوهای ارتباطی جدیدی را در میان جوانان شکل داده که امتداد آن، هر دو حوزه خصوصی و عمومی را در بر می گیرد (ذکایی، ۱۳۸۸: ۱۲۱). دراتر معتقد است که رابطهء میان جوانان و رسانهها دو شکل کلی به خود گفته است:یکی گفتمان بدبینی فرهنگی و دیگری گفتمان خوشبینی فرهنگی.ارزیابی منفی رابطه بین جوانان و رسانهها بهویژه در مشاجرات عمومی به دنبال معرفی فناوریهای نوین رسانهای دیده میشود، مشاجراتی که در نزدیکی مرز هراس رسانهای قرار میگیرند.این امر در بسیاری از کارهای پژوهشی درباره سنت تحقیق راجع به تأثیرات رسانهها دیده میشود که بهطور سنتی بر تأثیرات منفی مفروض نمایش صحنههای پورنو و خشونتآمیز در فیلم و تلویزیون متمرکز شدهاند. گرچه در مورد میزان تأثیرگذاری رسانهها بر جوانان اتفاق نظر وجود ندارد اما از آنجا که میان این یافتهها و نگرانیهای عمومی درباره اثر رسانهها بر کودکان و نوجوانان همبستگی وجود دارد، هنوز در درجه اول اهمیت قرار دارند Drotner,2000: 22) ). از سوی دیگر، در ذیل گفتمان خوشبینی فرهنگی عنوان میشود که جوانان پیشگامان فرهنگ رسانهای شدهاند، آنان طلایهدار کاوش در فناوریهای رسانهای نویناند و غالبا در بسط اشکال جدیدی از دریافت نوآوراند، درست همانگونه که امروزه تعداد بیشماری از آنان در ساختن رسانهها، از طراحی هومپیجهای شخصی، وبلاگها، تولید محتوای رسانهای و… مشارکت دارند.امروزه جوانان اولین نسلی هستند که با کامپیوترها - مهمترین و گستردهترین نوع رسانه نوین-بزرگ شدهاند و اولین کسانی نیز بهشمار میروند که آنها را در فرهنگ زندگی روزمرهشان ادغام کردهاند (پیشین:۲۵۱). مهمترین ویژگی فناوریهای ارتباطی، از نظر مکلوهان عبارت است از: ۱- سرعت بالای این فناوریها، به طوری که الکتریسیته، یک شبکه جهانی شبیه سیستم اعصاب مرکزی انسان به وجود آورده که به ما امکان میدهد جهان را همچون کل واحد درک کنیم و هر حادثه محلی، انعکاس جهانی داشته باشد. ۲- سیاسی شدن و تشدید آگاهیهای سیاسی و اجتماعی انسانها ۳- رمززدایی از انسان و جامعه؛ بدین معنی که سبز فایل، عصر ابهامزدایی از انسان، جامعه و تاریخ است و دیگر خرافهها، به عنوان واقعیت، تجلی نمیکند (ساروخانی، ۱۳۷۳: ۳۲) صرفنظر از تعاریف متعددی که از تکنولوژی اطلاعات شده است، دسترسی سریع به اطلاعات و انجام امور بدون در نظر گرفتن فواصل جغرافیایی و محدودیت های زمانی، محوری ترین دستاورد این فناوری می باشد. از دیگر ویژگی های فناوری اطلاعاتی می توان به موارد زیر اشاره کرد: تعاملی بودن فناوری (دوطرفه بودن فرایند ارتباط) ، جمع زدایی (گرایش به ارتباطات فردی)، ارتباط ناهمزمان، تمرکز زدایی، استفاده از ظرفیت بیشتر و انعطاف پذیری ( صنایعی، ۱۳۸۳: ۱۵). فناوریهای نوین ارتباطی هرگز دارای بار خنثی نیستند، بلکه جزئی از فرهنگ به حساب آمده و در یک بستر فرهنگی ایجاد میگردند و به همین خاطر با مفهوم خاص خودشان باعث ایجاد ارزشهای نوین در جوامع گشته و موجب پیدایش نگرشها و باورهای تازهای در اذهان مردم میگردند و این در حالیست که باورها و ارزشهای فرهنگی جامعه از طریق فرایند آموزش فرهنگ در ذهن مخاطبان نهادینه گردد، آنگاه است که از این تکنولوژیهای نوین به منظور تقویت ارزشهای بومی و ملی جوامع واردکننده و پذیرای این فناوریها استفاده میشود ( مزرعی، ۱۳۸۸: ۱۰۳).
فناوریهای نوین ارتباطی «رسانه های جدید»، مجموعه ی متمایزی از فناوری های ارتباطات و دارای ویژگی های مشترک «دیجیتالی بودن» و دسترسی گسترده شهروندان به آن برای «استفاده شخصی» است. مفهوم رسانه های جدید، واجد معانی زیر است: تجربیات متنی جدید: انواع جدید ژانر، صور متنی، سرگرمی، لذت و الگوهای مصرف رسانه ای(بازی های کامپیوتری، فرامتن ها و…). شیوه های جدید بازنمایی جهان: عرضه تجربیات و امکانات جدید بازنمایی (محیط های مجازی، رسانه های تعاملی صفحه بنیاد). روابط جدید بین سوژه ها (کاربران و مصرف کنندگان) و تکنولوژی های رسانه ای: تغییر در استفاده و دریافت تصاویر و رسانه های ارتباطی درزندگی روزمره و معانی نهاده شده در تکنولوژی های رسانه ای. مفاهیم جدید رابطه اندام زیستی با رسانه های تکنولوژیک: چالش با تمایزهای پذیرفته شده بین انسان و چیزهای تصنعی، طبیعت و تکنولوژی، بدن و [رسانه ها به عنوان] مصنوعات تکنولوژیکی، واقعی و مجازی. تجربیات جدید روابط بین جسم، هویت و اجتماع: تغییرات در تجربه شخصی و اجتماعی زمان، فضا و مکان(در سطوح محلی و جهانی) که دلالت می کند بر شیوه هایی که در آن، ما خودمان و جایگاه مان در جهان را تجربه می کنیم. الگوهای جدید سازماندهی و تولید: تجدید سازمان و یکپارچگی گسترده در فرهنگ، صنعت، اقتصاد، دسترسی، مالکیت، کنترل و مقررات گذاری رسانه ای (لیستر، داوی، گیدینگز، گرانت و کِلی، ۱۲:۲۰۰۳ به نقل از مهدی زاده، ۱۳۹۲: ۳۰۱). اساسی ترین جنبه ی فناوری اطلاعات و ارتباطات، «دیجیتالی شدن» است که به واسطه آن، همه متون (معنای نمادین در همه ی اشکال رمزگذاری شده و ثبت شده) به رمز دوتایی (دوگانه) قابل تقلیل است. مهمترین پیامد دیجیتالی شدن برای نهادهای رسانه ای، همگرایی بین همه ی اَشکال رسانه ای موجود بر حسب سازمان، توزیع، دریافت و مقررات گذاری است (پیشین: ۳۰۲).
موبایل پیشرفت سریع علم و تکنولوژی، دستاوردهایی را به ارمغان آورده است که بدیهی ترین نتیجه آنها، صرفه جویی در زمان، هزینه ها، سرمایه گذاری، نیروهای انسانی و استفاده بهینه از ثروت بی انتهای نهفته در اطلاعات است. تکنولوژی ارتباطات، ورای همه فرهنگ ها، سیاست ها، بعنوان پیشگام همه تحولات جهانی، حرکتی شتابان و شتاب دهنده دارد. تحولاتی که در اقتصاد جهانی، تکنولوژی، سیاست و شیوه های کار و زندگی در حال شکل گرفتن هستند، تماماً بر این پیشگام، یعنی ارتباطات تکیه دارند (عبدالهی. ۱۳۸۶: ۴۷). سرعت تغییر جوامع در طول دو دهه اخیر حقیقتا شگفتانگیز بوده است، میزان اطلاعات ردوبدل شده در طول همین زمان کم، جهان را دچار تحولات جدی کرده است.پدیدههایی چون نمابر که روزگاری از نشانههای بارز مدرنیسم و امکانات گرانبهای ارتباطی بهشمار میرفتند، اکنون کاملا همگانیاند و ظهور پست الکترونیک، مرگ سریع و بیصدای تلگراف را رقم زده است.تلفنهای همراه باعث شدهاند که افراد همواره قابل دسترس باشند و به همین دلیل، مفاهیمی که سابقا در یک دفتر کار بزرگ معنا پیدا میکردند، اکنون در یک گوشی کوچک مجتمعاند (محمودی بختیاری، ۱۳۸۸: ۱۷۷). کلمه موبایل از واژه لاتین موبیلیس mobilis گرفته شده و معانی متنوعی برای آن ذکر کرده اند: گروهی آنرا یک شی منقول و سهل الانتقال، غیرثابت و آزاد معنا کرده اند، گروهی دیگر برای آن معانی انعطاف پذیر، سریع و چابک را برشمرده اند، عده ای آنرا بمنزله یک شی نوبه نو شونده و تغییر یابنده از نظر شکل و قیافه گرفته اند و نهایتاً گروهی آنرا به عنوان شی ناپایدار و نا استوار تعبیر کرده اند(International Telecommunication Union (ITU),2004 ). پس از اختراع تلفن، اندیشه تلفن بدون سیم که امکان ارتباط افراد با دیگران را فراهم آورد، مطرح گردید.از اینرو فنآوری تلفن همراه، نخست برای حفظ امنیت کشتیهای اقیانوسپیما، طراحی و به کار گرفته شد و درپی کارآمدی که تلفن همراه در این زمینه از خود نشان داد، به کارگیری آن در اتومبیلهای پلیس آمریکا، مورد توجه قرار گرفت. مقاصد تجاری، هدف بعدی بود که برای تلفن همراه، تعریف شد و باگسترش بیشتر تلفن همراه، کاربریهای اجتماعی و تفریحی آن، درحد گستردهای مورد استفاده قرار گرفت (McGuigan,2005:1). با توسعه فناوری های مخابراتی بویژه در زمینه ارائه خدمات رادیویی، از سال ۱۹۹۲ میلادی خدمات تلفن همراه سلولی در بازارهای اروپا راه اندازی شد. اگرچه در گذشته با بهره گرفتن از فناوری ماهواره، نوعی تلفن های سیار خودرویی (درواقع پایانه های سیستم اینمارست بودند که در ابعاد بزرگ تر نسبت به تلفن های همراه امروزی و با آنتن های به نسبت بزرگ در صندوق عقب خودرو جای می گرفت) بویژه در کشورهای اروپایی به کار گرفته می شد اما تلفن های سلولی به مراتب کم حجم تر، قوی تر و کاراتر بودند.درایران نیز برای نخستین بار در سال ۱۳۷۳ خورشیدی یعنی در همان سالهای نخستین ورود این سیستم به بازار جهانی، تلفن همراه نوع GSM (Global System Mobile) به معنای سیستم موبایل جهانی که از استانداردهای اروپایی پیروی می کرد خریداری و به کشور وارد شد. این سیتم برای نخستین بار در شهر تهران با نصب ۲۴ آنتن و تعداد ۹۲۰۰ مشترک در سال ۱۳۷۳ آغاز به کار کرد. پس از تهران، هفت شهر بزرگ اصفهان، شیراز ، مشهد، تبریز، بندر عباس، همدان و کرمان در برنامه ایجاد شبکه تلفن همراه قرار گرفتند بطوری که تا سال ۱۳۷۸ یعنی سال پایانی برنامه دوم توسعه، حدود ۴۹۰ هزار مشترک تلفن همراه در کشور وجود داشت (علوی طوسی، ۱۳۸۷: ۲۶). اکنون جالب است بدانید که ۵۸ میلیون نفر از جمعیت ۷۵ میلیونی ایران مشترک تلفن همراه هستند (پایگاه خبری آی تی ایران).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۱۲۳۸
قم
استان قم با وسعت ۱۱۲۳۸ کیلومتر مربع، ۷ درصد از مساحت کل کشور را تشکیل میدهد و تقریباً در مرکز ایران واقع شده است. این استان از سمت شمال به استان تهران، از سمت غرب به استان مرکزی و از طرف جنوب به استان اصفهان و از سمت شرق به استان سمنان محدود میشود. استان قم از نظر تقسیمات کشوری دارای یک شهرستان، ۶ شهر، ۵ بخش، ۹ دهستان و ۳۳۰ روستا شامل ۲۰۳ روستای دارای سکنه و ۱۲۷ روستای خالی از سکنه میباشد. قم از بدو پیدایش تا بحال با تغییراتی بسیار جزیی در مکان نخـستین خود باقی مانده و از این جهت نمونه بسیار ممتازی در میان شهرهای ایران است. شهر قم که نام قدیمی آن در لغت فارسی قدیم “کومه” ذکر شده و تقصیر و معرب شده آن به “قم” تبدیل شده است، شهری بسیار قدیمی است و بناهای به جامانده از شـهر قـدیم در یـک کیلومتری شرق شهر، دلیل قاطعی بر قدمت این شهر محسوب میشود. بررسیهای انجام شده نشان میدهد که رودخانـه"قـمرود” در تمام طول تاریخ به عنوان موجد و مایه حیات شهری و روستایی دشت قم عمل کرده است، به طوری که مردم ناحیه قم از ایام قدیم برای آبیاری کشتزارها و آبرسانی به روستاها نهرهای متعددی از این رودخانه منتزع نموده و هر شاخهای از آن را به قسمتی از دشت جاری ساختهاند. به این ترتیب رفته رفته در طول زمان یک سیستم آبیاری پدید آوردهاند به طوری که کیفیت کـشاورزی از نظر رونق و انحطاط به نظم یا خرابی ایـن سیـستم وابـسته بـوده اسـت.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
بـدین ترتیـب در اطـراف “قـمرود” نظـامی متـشکل از سکونتگاههای محلی تشکیل شده است که به تدریج در همان مکان توسعه یافته و مسیرهای ارتباطی که از ایـن کـانون منـشعب میشدند ساختار محلات را در آن تقویت نمودند. شهرستان قم تا سال ۱۳۵۶ جزو استان تهران بوده که در این سال از استان تهران منفک و به استان مرکزی ملحق و سپس در سال ۱۳۶۵ مجدداً جزو استان تهران گردیده است. مقام معظم رهبری در روز ۱۳ رجب سال ۱۴۱۶ مصادف با میلاد حضرت علی (ع)، دستور استان شدن قم را صادر و پس از پیگیری دولت و تصویب مجلس شورای اسلامی در تیر ماه سال ۱۳۷۵ رسماً به عنوان استان اعلام گردید. ویژگیهای جمعیتی براساس نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ جمعیت قم ۱۱۵۱۶۷۲ نفر بوده که در مقایسه با جمعیت کل کشور (۷۵۱۴۹۶۶۹ نفر) در سال ۱۳۹۰ معادل ۵/۱ درصد میباشد. بیشتر جمعیت استان، شهرنشین هستندکه به دلیل تفاوتهای جغرافیایی، جمعیت در سطح استان یکسان توزیع نشده است. بالاترین نرخ تراکم جمعیت در بخش مرکزی و کمترین آن در بخش جعفرآباد مشاهده میشود. نرخ رشد جمعیت این استان در فاصله سال های ۱۳۸۵-۱۳۹۰ معادل ۹۳/۱ درصد بوده است. جدول ۲‑۲: جمعیت برحسب جنس به تفکیک وضع سکونت
ساکن
غیر ساکن
نقاط شهری نقاط روستایی
جمع
جنس
۳ ۳ ۰
۵۵۷۹۸ ۱۰۹۵۸۷۱ ۳۰۵۲۶ ۵۵۷۱۳۲ ۲۵۲۷۲ ۵۳۸۷۳۹
۱۱۵۱۶۷۲ ۵۸۷۶۶۱ ۵۶۴۰۱۱
مرد و زن………………………………………………………………. مرد ……………………………………………………………………….. زن ………………………………………………………………………….
ساخت جنسی و سنی جمعیت در آبان ماه ۱۳۹۰، از ۱۱۵۱۶۷۲ نفر جمعیت استان، ۵۸۷۶۶۱ نفر مرد و ۵۶۴۰۱۱ نفر زن بودهاند که در نتیجـه، نسـبت جنسـی برابـر ۱۰۴ بـه دست میآید. به عبارت دیگر، در مقابل هر ۱۰۰ نفر زن، ۱۰۴ نفر مرد وجود داشته است. این نسبت برای اطفال کمتر از یک سـاله ۱۰۶ و بـرای بزرگسالان ۶۵ ساله و بیشتر ۱۰۲ بوده است. از جمعیت کشور ۲۵ درصد در گروه سنی کمتر از ۱۵ ساله، ۳/۷۰ درصد در گـر وه سـنی ۶۴- ۱۵ساله و ۷/۴ درصد در گروه سنی ۶۵ ساله و بیشتر قرار داشتهاند.
۰ ۸۰۰۰ ۱۶۰۰۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷
بانک جانسون ماتی
انگلستان
۱۹۸۴ ا
این بانک از ۴۵۰ میلیون پوند وامی که داده بود ۲۴۵ میلیون پوند آن سوخت شده است
۸
صندوقهای وام و پسانداز، حدود ۱۳۰۰ صندوق
آمریکا
۱۹۸۰و ۱۹۹۳
تمرکز ریسک اعتباری در بازار مسکن و قرار گرفتن این صنعت در معرض ریسک نرخ بهره و سیاست تسامح دولت
مطالبات معوق و مذاکره سعهصدر را ابزار مدیریت نامیدهاند حوصله، صبر رمز موفقیت مسئولین شعب در پیگیری و وصول مطالبات است یک مذاکره علمی و فنی همراه با شنیدن (با گوش کردن تفاوت دارد) دقیق سخنان بدهکاران و بررسی کامل راهکارهای پیشنهادی آنان از دهها اقدام دیگر در وصول مطالبات بانک موفقتر خواهد بود. برخی از کارکنان مسئول در بانک هنگامی که بدهکار پیشنهادی در رفع مشکل مطالبات معوق میدهد گویی کفر میشنوند و بدلیل عدم مطابقت پیشنهاد بدهکار با مقررات و ضوابط و بانکی برآشفته شده و بنای مذاکره را بر هم زده و اغلب کار به تهدید و ناراحتی و خروج بدهکار از دسترس بانک میکشد. (البته مسئولین شعب نیز تا حدودی حق دارند زیرا سالها تلاش و زحمات خود را در خطر تخریب میبینند) اما باید به این نکته ظریف توجه کنیم که بسیاری از قوانین و مقررات و ضوابط در گذشته وجود نداشتهاند و خارج از ضوابط و مقررات شناخته میشدند با ارائه پیشنهادهای افراد ، بسیاری از ناممکنها ممکن شده و در قالب قوانین و مقررات و ضوابط درآمدهاند و بسیاری از قوانین و مقررات و ضوابط نیز به علت ناکار آمدی، ضعف و خشکی تغییر نموده و یا از بین رفتهاند. مسئله آشکار و به روز این موضوع بحث تعیین تکلیف بخشی از مطالبات معوق با اعطاط تسهیلات جدید است که اخیراً مقامات عالی رتبه و رسمی کشور به آن اشاره نمودهاند. اما قبل از این اعلام رسمی اکثر مسئولین شعب جرات وارد شدن به این موضوع را نداشتند چون امکان تخریب پرونده های کاری آنان وجود داشت (البته فعلاً نیز این احتیاط وجود دارد) هر چند همه بخوبی می دانستند و میدانند که به هر حال یکی از راهکارها همین است که حداقل واحدهای فعال که گرفتار مطالبات هستند با اعطای تسهیلات (و البته با وثایق محکم) امکان نجات برایشان فراهم خواهد شد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۱۸ ریسک ریسک یا خطر به صورت احتمال محقق پیش بینی های آینده تعریف می شوند. به عبارت دیگر بنابه تعریف مارک و گالای (۲۰۰۰) ریسک به معنی امکان وقوع یک خسارت و زیان اعم از مالی غیر، مالی در نتیجه انجام یک فعالیت است. در واقع، طبق این تعریف، هر عاملی که موجب محقق نشدن پیش بینی های آینده گردد تحت عنوان عامل ریسک در نظر گرفته می شود . احتمال محقق نشدن پیش بینی های مالی، ریسک مالی را افزایش می دهد و هر عاملی که باعث ایجاد این عدم قاطعیت درپیش بینی ها شود در واقع عامل ریسک مالی است (شایان،آرانی،۱۳۸۰). ریسک از نظر یک بانکدار به معنی عدم قطعیت در رابطه با یک اتفاق می باشد(صابری ،۱۳۸۶،ص ۵۰) ریسک در هر حیطه ای قابلیت مطرح شدن دارد که یکی از مهمترین آنها ، بانک ها هستند . زیرا بانک ها از یک سو سرمایه های مردم را که در قبال آن مسئولیت دارند جمع آوری کرده و از سوی دیگر با بهره گرفتن از این سرمایه ها اقدام به انجام عملیات بانکی و فعالیت های اقتصادی می نمایند. با توجه به تغییرات در عوامل محیطی و سیستم های اقتصادی هر روز ریسک های متفاوتی بر ساختار مالی بانک ها اثر می گذارد. برای مطالعه انواع ریسک در بانک ها ، تمام ریسک ها را به صورت یک مجموعه در نظر می گیریم. زیرا تغییرات عوامل در محیط پیچیده ای روی می دهند که ارزیابی و تحلیل آنها کار چندان ساده ای نیست. از طرفی ما در جهانی مملو از انواع ریسک زندگی می کنیم و برای ایجاد جوی قابل اعتماد تر، باید ریسک ها را در درجه اول بشناسیم و سپس آن را به روشی نظام مند مدیریت کنیم(تهرانی و همکاران ،۱۳۸۸). طبق تعاریف ICICI در سال ۲۰۰۷ ، مدیریت ریسک یکی از مهمترین ارکان سیستم های مالی و بانکی می باشد. بخش مدیریت ریسک در هر سازمان، ارائه بهترین عملکرد و بهینه سازی استفاده از سرمایه و به حداکثر رساندن ارزش دارائی های سهام داران را به عنوان هدف اصلی خود مطرح می کند و با بهره گرفتن از تدابیر مناسب و راه کارهای به موقع، ریسک های اساسی، یعنی ریسک اعتباری ریسک بازار و ریسک عملیاتی را پوشش می دهد(عراقی،۱۳۸۴). ریسک در بانکداری، بنا به دلایل زیر ماهیتی متفاوت از ریسک دیگر بخش های اقتصادی دارد مدیریت ریسک در بانک ها بسیار مهمتر و پیچیده تر از سایر بخش های اقتصادی می باشد. -تعداد و تنوع عملیات بانکی - حفظ منافع سپرده گذاران - حفظ منافع سهام داران بانک - ماهیت های متفاوت این عملیات - وضعیت سرمایه بانک و محدودیت میزان آن - متفاوت بودن منافع بانک و سپرده گذاران - تعداد گیرندگان تسهیلات اعتباری - نوع وظیفه بانک ها که آنها را متمایز از بنگاه های دیگر اقتصادی می کند - سر وکار داشتن گروه زیادی از کارکنان بانک با منابع مالی - متفاوت بودن وضعیت مالی هر یک از گیرندگان تسهیلات - وضعیت منافع سپرده گذارن و فراوانی آنها - نبود تخصص کافی در زمینه های مدیریت منابع، ثبت عملیات زیاد مالی، نقل و انتقال زیاد پولی داخلی و خارجی و….(خوری،۱۳۸۱). بنا به نظر پاندی ماهیت فعالیت بانک ها به گونه ای است که اگر چه ظاهرا علامتی از بحران و یا ورشکستگی از خود نشان نمی دهند، ولی می توانند بحران های پنهان را به حالت های گوناگون با خود حمل نمایند و این بحران ها، مسئولین نهادهای نظارتی واجرایی سیستم های مالی را بر آن داشت تا مدیریت ریسک نهادهای مالی و به خصوص بانک ها را با جدیت بیشتر و به صورت کارشناسی شده مورد توجه قرار دهند. این نگرانی تا حدی اهمیت پیدا کرده است که بانک تسویه حساب بین الملل(BSI) و کمیته بال دستور العمل های خاصی را برای اعمال مدیریت ریسک در بانک ها تهیه کرده اند(ذکاوت،محمدیان،۱۳۸۵). ۲-۱۹ انواع ریسک ۲-۱۹-۱ ریسک نقدینگی[۱] ریسک نقدینگی دو حالت مختلف دارد. ‘ریسک نقدینگی دارایی’ و ‘ریسک نقدینگی تأمین مالی’. ریسک نقدینگی دارایی که با نام ‘ریسک نقدینگی بازارـ محصول’ هم شناخته میشود، زمانی ظاهر میشود که معامله با قیمت پیشبینیشده قابل انجام نباشد (به دلیل تغییر وضعیت نسبت به زمان معامله عادی) این ریسک در بین گونههای داراییها و در زمان وابسته به شرایط بازار تغییر میکند. بعضی داراییها مانند ارزهای اصلی یا اوراق قرضه، بازارهای عمیقی دارند و در اغلب مواقع به راحتی با نوسان کمی در قیمت، نقد میشوند اما این امر در مورد همه داراییها صادق نیست. ‘ریسک نقدینگی تأمین مالی’، که ریسک جریان وجه نقد هم نامیده میشود، به عدم توانایی در پرداخت تعهدات برمیگردد. این موضوع مخصوصاً برای پرتفوهایی که متوازن شدهاند و متعهد به پرداخت حاشیه سود به طلبکاران هستنند معضل مهمی است. در واقع اگر ذخیره وجه نقد کافی نباشد، ممکن است در شرایط سقوط ارزش بازار نیاز به پرداخت وجه نقد وجود داشته باشد که منجر به نقد کردن اجباری پرتفو در قیمت پایین میشود. این چرخه ضررها که با حاشیه سود تعهد شده شدیدتر میشود، گاهی به مارپیچ مرگ تعبیر میشود. ریسک تأمین مالی با برنامهریزی مناسب جریان وجه نقد کنترل میشود. محدود کردن شکاف جریان وجه نقد، متنوع کردن و در نظر گرفتن منابع مالی جدیدی برای پر کردن کسری نقدینگی نقش مهمی در کنترل ریسک نقدینگی دارند. در مورد بانکها، ریسک نقدینگی به دلیل کمبود و عدم اطمینان در میزان نقدینگی بانک ایجاد میشود. حالت دیگری که باعث افزایش ریسک نقدینگی میشود این است که بازارهایی که منابع بانک در آنها قرار دارد دچار کمبود نقدینگی شوند. ریسک نقدینگی با سایر ریسکهای مالی مختلط است و به همین دلیل سنجش و کنترل آن با دشواری روبرو است. ۲-۱۹-۲ ریسک بازار[۲]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳. من ترجیح میدهم به گونهای فکر کنم و تصمیمگیری کنم که به نتیجه دلخواه خود برسم تا اینکه نگران واکنش دیگران باشم.
درصد
۱/۲۹
۲/۳۹
۳/۱۲
۵/۱۳
۹/۵
-
۱۰۰
۴. من هدفهای زندگیم را خود تعیین میکنم تا اینکه دیگران آنها را تعیین کنند.
درصد
۸/۳۲
۶/۴۱
۳/۱۰
۱/۱۲
۲/۳
-
۱۰۰
۵. هر کس باید تا جایی که ممکن است در زندگیاش مستقل از دیگران باشد.
درصد
۰/۳۵
۶/۴۱
۹/۷
۳/۱۲
۲/۳
-
۱۰۰
۶. من عواطف و احساساتم به دیگران را آزادانه و بیپروا بیان میکنم.
درصد
۰/۲۰
۹/۳۷
۱/۱۲
۲/۱۹
۸/۱۰
-
۱۰۰
۴-۳-۶ نقش پزشک در تصمیم سزارین یا زایمان طبیعی زنان باردار چنانچه در بحث تعاریف عملیاتی مفهوم نقش پزشک بدان پرداختیم، برای سنجش این مفهوم شش گویه در نظر گرفتهایم. بررسی حاصل نشان میدهدکه در میان پاسخگویان موافق و کاملاً موافق، ۶/۴۶ درصد با مشورت با پزشک خود تصمیمشان از سزارین به طبیعی تغییر کرد، ۳/۱۴ درصد با مشورت با پزشک خود تصمیمشان از طبیعی به سزارین تغییر کرد، ۸/۲۸ درصد عنوان کردند پزشک در تصمیمشان برای نوع زایمان نقشی نداشته است اما ۷/۵۶ درصد با همین گویه که پزشک در تصمیمشان برای نوع زایمان نقش نداشته مخالف و کاملاً مخالف بودند، ۴/۴۴ درصد پزشک و یا ماما برای سلامت نوزاد به آنها توصیه اکید کردند که زایمان سزارین داشته باشند، ۱/۴۴ درصد هم بیان کردند پزشک و یا ماما برای سلامتی خودشان، به آنها توصیه اکید کردند تا سزارین داشته باشند، ۴/۴۳ درصد بیان کردند که اغلب پزشکان توصیه به انجام سزارین میکنند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
با بررسی گویههای نقش پزشک مشخص شد که اغلب پاسخگویان حدوداً ۵۶ درصد، معتقد بودند پزشک در تصمیم آنها برای انتخاب سزارین نقش داشته است. و حدوداً ۴۶ درصد با مشورت با پزشک تصمیمشان از زایمان طبیعی به سزارین تغییر کرده است، حدوداً ۴۴ درصد اظهار داشتند که پزشک برای سلامتی خود و همچنین فرزندشان به آنها توصیه کرده است که سزارین کنند. پس میتوانیم نتیجه بگیریم که اکثر پزشکان به دلایل مختلف زنان باردار را به سزارین ترغیب میکنند، و پزشک در انجام سزارین نقش پررنگی را ایفا میکند. جدول شماره ۴-۱۸ توزیع پاسخگویان بر حسب گویههای نقش پزشک
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جمع آوری دادهها با بهره گرفتن از روش اسنادی صورت میگیرد. بر همین اساس، نخست به کتابهای گادامر و سپس به کتابهایی که درباره گادامر وجود دارد، رجوع شده است ۳. ۴. روش دادهکاوی در این پژوهش از روش استنتاجی استفاده میشود. از روش استنتاجی به صورت نظری و عملی در فلسفه تعلیم و تربیت میتوان استفاده نمود. این روش را میتوان برای نظریهپردازی، تحلیل، ارزیابی و نقد نظریه در عرصه فلسفه تعلیم و تربیت بهکار گرفت. (باقری، ۱۳۸۹: ۱۲۸)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳. ۵. اعتبارسنجی پژوهش اعتمادسازی به معنای آن است که پژوهشگر به روشکار و نتایج حاصل از تحقیق مورد نظر، اعتماد لازم را فراهم نماید. لینکن و گیوبا[۹۴]، چهار روش را بهعنوان راههای اعتمادسازی معرفی کردهاند که عبارتند از: جمع آوری دادهها[۹۵]، ساخت یک مسیر ممیزی[۹۶] یا ساخت مسیر بررسی منظم، کار با یک تیم تحقیق[۹۷] و مطابقتدادن با اعضا یا روش کنترل اعضا[۹۸] (به نقل از میکات و مورهاوس[۹۹]، ۱۹۹۴: ۱۴۶ و ۱۴۷). در این پژوهش به منظور اعتمادسازی[۱۰۰]، از دو روش مسیر ممیزی و تیمپژوهی استفاده میشود. در روش مسیر ممیزی، پژوهشگر مسیری را که در پژوهش طی کرده، گام به گام ثبت میکند و در اختیار اعضای کمیته قرار میدهد. در روش تیمپژوهی، پژوهشگر کار را با پژوهشگران دیگر انجام میدهد و در مراحل مختلف پژوهش از آرای آنها استفاده میکند. ۳. ۶. حساسیت پژوهشگر با توجه به بحثهای کلاسی و ارتباطی که پژوهشگر با مباحث فلسفی بهواسطه رشته تحصیلی خود داشته است و همچنین مشاهدهی سیستم موجود که به نوعی اجازه تفکر را به کودکان نمیدهد و در نتیجه برونداد آن افرادی هستند که مبنای اعتقادات و رفتار خود را نمیدانند، این دغدغه برای پژوهشگر ایجاد شده است که رویکرد هرمنوتیکی گادامر به برنامه فلسفه برای کودکان را بررسی کند و گامی هرچند کوچک در این زمینه بردارد. فصل چهارم یافتهها ۴. ۱. تحلیل و بررسی به نظر میرسد، با توجه به اهداف اصلی پژوهش و همچنین ماهیت موضوع مورد مطالعه، این پژوهش در کلیت خود ماهیتاً کیفی است. اطلاعات موردنیاز از طریق مراجعه به کتابهای فارسی، لاتین، مجلات فارسی و لاتین و منابع اینترنتی جمع آوری شده است. برای پاسخگویی به پرسشهای این پژوهش، پس از جمع آوری دادهها به همان شیوهای که در فصل سوم به آن اشاره شد، ابتدا نگاهی به آرای هرمنوتیکی گادامر خواهیم داشت و امکان طرح مفاهیم آن را در چارچوب برنامه آموزش فلسفه به کودکان بررسی خواهیم کرد. پژوهشگر برای پاسخگویی به هر سه پرسش این پژوهش، هرمنوتیک فلسفی گادامر را مبنا قرار میدهد. به همین منظور با مراجعه به منابع معتبر، ابتدا به ترسیم شِمای کلی هرمنوتیک فلسفی گادامر میپردازیم و بر اساس آن، استنتاجهایی برای برنامه فلسفه برای کودکان خواهیم داشت که پاسخ پرسشهای این پژوهش را شکل میدهد. البته در باب آرای هرمنوتیکی گادامر مباحث گسترده و فراوانی می توان طرح کرد: مراد گادامر از هرمنوتیک فلسفی، ارتباط نظری او با اندیشه هایدگر، تلقی وی از ماهیت فهم و تفسیر و نقش زبان در هرمنوتیک وی، تنها نمونههایی از بحثهای جدی پیرامون هرمنوتیک فلسفی گادامر است (واعظی، ۱۳۸۰: ۲۰۸). مشخصاً پرداختن به همه زوایا و ابعاد متنوع اندیشه فلسفی گادامر فرصت بسیار میطلبد و غرض از این نوشتار چیز دیگری است. با این وجود، پژوهشگر کلیت مسائل مربوط به هرمنوتیک فلسفی را مدّ نظر دارد اما پژوهش خود را به تلقی خاص گادامر از ماهیت فهم، تفسیر متن و مسائل مرتبط با آن، محدود میکند. ۴. ۲. فهم از منظر هرمنوتیک فلسفی گادامر هرمنوتیک گادامر با فهم آغاز میشود. در هرمنوتیک فلسفی، فهم و تفسیر با یکدیگر گره خوردهاند. دغدغه اساسی هرمنوتیک فلسفی، فهم و چگونگی وقوع آن است. در واقع، هدف هرمنوتیک فلسفی وصفکردن ماهیت فهم، تحلیل واقعه فهم و تبیین شرایط وجودی و هستیشناسانه حصول آن است. واینسهایمر (۱۹۴۶) معتقد است هرمنوتیک گادامر مشخصاً فلسفی است، زیرا کندوکاو او مبتنی بر این است که فهم اصولاً چگونه رخ میدهد، نه این که چگونه باید برای داشتن کارکردی دقیقتر یا کاراتر به قاعده درآید. از این نظر، گادامر فهم را اثر تاریخ و آن را نه از سنخ فعل، بلکه از جنس انفعال میداند، به این معنا که برای تأویلگر یا مفسر رخ میدهد (واینسهایمر، ۱۹۴۶: ۱۰). گادامر با اینکه مانند هایدگر رویکردی هستیشناسانه به فهم دارد اما برخلاف او دغدغه هستیشناسی ندارد، بلکه هدف اصلی او خودِ فهم است. به طور کلی میتوان گفت گادامر با قبول رویکرد اصلی هایدگر، یعنی رویکرد هستیشناسانه به فهم، در صدد است توضیح دهد هنگامی که فهم صورت میگیرد چه اتفاقی رخ میدهد. ۴. ۲. ۱. واقعه فهم گادامر فهم را واقعهای میداند که برای فرد ایجاد میشود نه اینکه نتیجه کاری باشد که فاعل شناسا آن را هدایت میکند (گادامر ۱۹۷۷ به نقل از چناری و باقری ۱۳۸۷). فهم، واقعهای است که در رخداد آن، هم فرد و هم آنچه باید فهمیده شود دخالت دارند، نه اینکه از طریق کاربرد روشی خاص که فاعل شناسا به کار میگیرد، حاصل گردد؛ به همین خاطر، گادامر معتقد است که واقعه بودن فهم، تناسب آشکاری با دیالکتیک یونانیان دارد. آنان فهم را «عملی روشمند[۱۰۱]» نمیپنداشتند که از فاعل شناسایی سر میزند، بلکه چیزی مربوط به خود اشیا میدانستند که اندیشه، چنین اجازهای (به فهم در آمدن) را به آنها میدهد (واعظی، ۱۳۸۰: ۲۳۲). گادامر واقعه بودن فهم را با مثال گفتوگو روشن میکند. در یک گفتوگو آنچه از طرف مقابل درک میشود، محصول عمل من بهعنوان یک طرف گفتوگو نیست، بلکه این مخاطب است که مقصود خود را آشکار می کند و من از قبل نمیتوانم سخن او را کنترل یا پیشبینی نمایم. این آشکارشدگی، واقعهای است که برای من اتفاق میافتد اما نتیجه عمل من بر روی مخاطب نیست، بلکه محصول عمل او نسبت به من است (واعظی، ۱۳۸۰: ۲۳۳). روشن است که دیدگاه علوم پوزیتیویستی از عمل فهمیدن با دیدگاه گادامر در باب فهم، تفاوت بنیادین دارد. دیدگاه پوزیتیویستی، عمل فهم را حاصل اِعمال روش از سوی فاعل شناسا (فرد) میداند؛ بنابراین، فهمیدن، فعالیتی روشمند است نه حادثهای که برای فرد رخ میدهد (چناری و باقری ۱۳۸۷: ۱۳). با توجه به تفاوت بنیادین بین دیدگاه هرمنوتیک فلسفی گادامر و معرفت شناسی رایج در باب فهم، میتوان درباره تعلیم و تربیت، دو رویکرد متفاوت را انتظار داشت، اگر از دیدگاه هرمنوتیک فلسفی گادامر به تعلیم و تربیت بنگریم، با رویکردی مواجه میشویم که از نظر مبنایی با رویکردهای تربیتی مدرنیته متفاوت خواهد بود (همان). مسأله واقعه بودنِ فهم با جنبههای دیگر اندیشه گادامر ارتباط تنگاتنگی دارد، از جمله با نقد روش، با نقد و نفی سوبژکتیویسم فلسفی و نیز با توصیفیبودن هرمنوتیک فلسفی که در تمامی این جنبهها او به شدت وامدار هایدگر است. گادامر با پیروی از نظر هایدگر مدافع این مطلب است که سوبژکتیویسم ارمغان دنیای جدید است و در برابر آن سنت فیلسوفان یونانی قرار دارد که نه فاصلهای پُرنشدنی میان ذهن و عین میدیدند و نه بر اصالت فاعل شناسا میکوشیدند. به تعبیری، فهم برای آنها عمل فاعل شناسا یا همان ذهن به شمار نمیآمد. فهم واقعهای بود که از تعامل و گفتوگو میان خارج و ذهن پدید میآمد، به گفته گادامر، دیالکتیک عنوانی است که از زمان فیلسوفان یونان برای اشاره به چنین منطقی از تفکر، انتخاب کردهایم؛ به این معنا که از نظر یونانیان، حقیقت از طریق همسخنی و دیالوگ حاصل میشود، نه از طریق تسلط بر موضوع شناخت. گادامر نیز اعتقاد داشت که الگوی گفتوگو و دیالکتیک این نیست که یک طرف گفتوگو دیدگاه خود را به نحوی مسلط و موفقیتآمیز بر دیگری عرضه کند، بلکه چنین فهمی به یک نوع ارتباط و پیوند میان دو سوی گفتوگو نیاز دارد که در نهایت به تغییر وضعیت آنها می انجامد (محمودی و جمشیدی، ۱۳۸۸: ۴۹). سرانجام، نتیجه این گفتوگو چیزی است که گادامر آن را «واقعه فهم» مینامد. ۴. ۲. ۲. فهم، واقعهای دیالکتیکی ایده اصلی گادامر در کتاب «حقیقت و روش» این است که حقیقت از راه روش به دست نمیآید، بلکه از راه دیالکتیک به دست میآید (پالمر، ۱۳۸۴: ۱۸۲). او پس از تبیین ناکامی روش علوم تجربی در فهم مقولههای انسانی و تاریخی به روش دیالکتیکی رو میآورد. به عقیده او، در علوم انسانی باید با موضوع مورد مطالعه به گفتوگو پرداخت و اجازه داد که افق معنایی موضوع ظهور کند و چون معنای اثر و موضوع تاریخی در خلاء ظاهر نمیشود، بلکه در افق معنایی مفسر ظهور مییابد، پس واقعه فهم زمانی اتفاق میافتد که این دو افق به طریقی با هم ممزوج و ترکیب شوند. منطق حاکم بر این گفتوگو منطق پرسش و پاسخ خواهد بود؛ پس، راهکار مناسب برای علوم انسانی که هم با هستیشناسی فهم و شرایط آن تناسب دارد و هم با واقعیت تاریخی انسان به منزله مفسر سازگار است، شیوه دیالکتیکی مبتنی بر منطق پرسش و پاسخ است. در فرایند پرسش متقابل مفسر و ابژه از یکدیگر، واقعه فهم رخ میدهد (گادامر، ۱۹۹۱: ۳۶۱)؛ بنابراین، مفسر باید بداند که جریان واقعی و درست فهم بر اساس یک جریان دوسویه و دیالکتیکی است و نباید آن را به یک جریان خطی و یکسویه تبدیل کرد که نتیجه آن تحمیل سلطهطلبانه دیدگاه خودمان بر متن خواهد بود (محمودی و جمشیدی، ۱۳۸۸: ۴۹). باید اجازه داد که فهم جریان عادی و دیالکتیکی خود را طی کند. ۴. ۲. ۳. تاریخمندی فهم یکی از متفکرانی که به طور جدی مسأله تاریخمندی فهم را مطرح کرد، هایدگر بود. از نظر او «دازاین[۱۰۲]» یک وجود تاریخی است و به همین دلیل است که میتواند با تاریخ ارتباط برقرار کند و به مطالعه آن بپردازد. در این موضوع، هایدگر وامدار دیلتای است. تأکید هایدگر بر تاریخمندی و پرتابشدگیِ دازاین در جهان و همچنین تأکید او بر پیشساختارهای فهم، تأثیر عمیق و پایداری بر اندیشه گادامر گذاشت. «آگاهی تاریخی اثرگذار» از اصطلاحات خاصی است که ابداع گادامر بوده و در هرمنوتیک فلسفی او جایگاه ویژهای دارد (گادامر، ۱۹۹۱: ۳۴۱). به اعتقاد گادامر پس از اینکه یک واقعه روی میدهد یا یک متن یا اثر هنری پدید میآید، برداشتها و فهمهایی از آن صورت میگیرد. این برداشتها و فهمها، «تاریخ فهمِ» آن حادثه یا متن را میسازند و تاریخ فهم در خوانش و داوری آیندگان درباره آن تأثیر تام خواهد داشت. این تاریخِ فهم را تاریخ اثرگذار آن متن مینامند. تاریخ اثرگذار هرگز به صورت کامل تحت کنترل و اختیار ما قرار نمیگیرد. ما هیچگاه نمیتوانیم اموری را که در گذشته رخ داده است، مستقیماً مشاهده کنیم، بلکه آنها را از افق فهمها و برداشتهایی که قبلا حاصل کردهایم، مشاهده و درک میکنیم. گذشته همواره در چارچوب فهمهای پیشین دیده میشود. این چارچوبها همان تاریخِ فهمِ اثرگذارِ آنها است؛ بنابراین، واقعیتِ تاریخ همان متحدبودن تاریخ با فهم آن است که گادامر آن را «تاریخ اثرگذار» مینامد (محمودی و جمشیدی، ۱۳۸۸: ۴۹). از نظر گادامر، آگاهی زمانی حاصل میشود که شخص، «متأثر از تاریخ» و «به روی اثرگذاریهای تاریخی گشوده باشد». نکته دیگری که هرمنوتیک فلسفی بر آن تأکید میورزد، نقش مثبت «فاصله زمانی» در عمل فهم است. از نظر گادامر، فاصله زمانی چیزی است که اجازه میدهد معنای حقیقی موضوع به طور کامل آشکار گردد. اما جستوجو و کشف معنای حقیقی یک متن یا اثر هنری هرگز به پایان نمیرسد. در واقع، این جستوجو و فهم، یک جریان دائمی بیپایان است (گادامر، ۱۹۹۱: ۲۹۸). اثرپذیری فهم از تاریخ، ارتباط نزدیکی با پذیرش دخالت «موقعیت هرمنوتیکی» در عمل فهم دارد. گادامر بر آن است که فهم و تفسیر همواره متأثر از موقعیت هرمنوتیکی مفسّر است. از نظر وی، موقعیت عبارت است از آرایی که قلمرو دید شخص را محدود میکند؛ یعنی، بصیرت مفسّر به موضوع مورد تحقیق در چارچوب این دیدگاهها شکل میگیرد. بنابراین، فهم و تفسیر ما از یک اثر، در سیطره تام و تمام ذهنیت ما نیست بلکه پیش داوریهایی آنها را احاطه کرده است که بیرون از اراده، اختیار و انتخابِ کاملاً آگاهانه ما هستند و فهم ما را مشروط میکنند (واعظی، ۱۳۸۰: ۲۵۷). ۴. ۲. ۴. رابطه سنت و فهم اصطلاح دیگری که به بحث فعلی ما مربوط و در هرمنوتیک فلسفی گادامر بسیار تکرار میشود، واژه «سنت» است. گادامر میگوید ما نشان دادیم که فهم، یک روش نیست که با اعمال آن بر روی یک شیء بتوان به فهم و دانش عینی نائل شد، بلکه قرارگرفتن در یک واقعه سنت، یعنی یک جریان ارثبردن، پیششرط حصول فهم است. از نظر فلسفی، این وظیفه علم هرمنوتیک است که بپرسد چه نوع فهم و دانشی است که خود را از طریق تغییرات تاریخی تکامل میبخشد (گادامر، ۱۹۹۱: ۳۰۹). گادامر معتقد است که گذشته، جریان سیالی است که ما در واقعه فهم، در آن حرکت و مشارکت میکنیم؛ پس، سنت چیزی در برابر ما نیست، بلکه چیزی است که در آن قرار میگیریم و از طریق آن وجود داریم. سنت چیز خشک و انعطافناپذیریی نیست که تا ابد تثبیتشده بماند. حتی دین باید با سنتی زنده در تعامل باشد و پیوسته با آن گفتوگو کند؛ بنابراین، هرگونه تفسیر، شناخت، گفتوگو یا مبادلهای که در چارچوب این سنت شکل میگیرد و پیش میرود، مکالمهای است میان گذشته و امروز که فراتر از نیّت مؤلف و مخاطب یا مفسّراست و اساساً بر مبنای منطقی دیگر جریان مییابد (محمودی و جمشیدی، ۱۳۸۸: ۵۰). از نظر گادامر، تفسیر باید (حتی اگر شده در شکل تقابل یا مخالفت) با سنت مرتبط باشد؛ بنابراین، رابطهداشتن با سنت برای هر تفسیر و فهمی امری اساسی است. سنت در معنایی که گادامر آن را بهکارمیبرد ویژگیهایی دارد؛ از جمله اینکه سنت چیزی است که به ما داده شده است؛ یعنی، چیزی است که به ما عطا شده، نه اینکه آن را با اختیار خود به دست آورده باشیم. سنت، میراث فرهنگی ماست که از نسلهای گذشته به ما رسیده است. این میراث شامل سنت شفاهی و سنت مکتوب است؛ یعنی آنچه گفته و شنیده شده و در خاطره تاریخی یک قوم، جامعه یا ملت باقی مانده است (گادامر، ۱۹۹۱: ۳۹۰). دیگر این که رابطه ما با سنت یک رابطه آگاهانه نیست، بلکه یک رابطه نسبتاً ناخودآگاه است. ما در سنت واقع شدهایم و سنت همچون اقیانوسی ما را فراگرفته است. ما بر سنت امکان احاطه نداریم، بلکه این سنت است که بر ما احاطه دارد. سنت محیطی است که خواننده و مفسر را با متن مرتبط میکند. سنت هم گذشته را به حال مرتبط میکند و هم در یک زمان واحد عامل ارتباطی میان دوسویه فهم است. این ویژگی ناشی از آن است که سنت جریانی سیّال است که تمامی جنبههای فهم را از گذشته تا حال و از حال تا آینده دربرمیگیرد. به این ترتیب، سنت مبنای اولیه تفکر و فهم ما است و نقطه شروع فهم را در اختیار ما میگذارد. هر فهمی متکی بر پیشفرضها و پیشداوریهایی است. این پیشفرضها از سنتی که در آن قرار میگیریم، بیرون آمدهاند. گادامر معتقد است رابطه ما با سنت باید از طریق تجربه هرمنوتیکی صورت گیرد و تجربه هرمنوتیکی آگاهی است که انسان از طریق رابطه دیالکتیکی و دیالوگی با موضوع شناسایی به دست میآورد. البته فهم ما از یک متنِ خاص، تا حدود بسیار زیادی به فهمهای پیشین از آن متن و سنتی که در پشت آن قرار دارد، وابسته است (کدیور و سامانیزادگان، ۱۳۸۵: ۱۴-۱۲). در این صورت، طبیعی خواهد بود که با تغییر تدریجی سنت و با ظهور فهمهای جدید، درک ما از متن نیز تغییر کند. ۴. ۲. ۵. پیشداوری و دور هرمنوتیکی[۱۰۳] همانطور که گفتیم، در هرمنوتیک فلسفی گادامر پیشداوریهای فهم برآمده از سنت است. انسان در سنت غوطهور است و تأثیر عناصر درونی سنت بر انسان در مواقع بسیاری، تأثیراتی ناپیدا و ناخودآگاه است. وظیفه اصلی مفسر این است که اولاً، سعی کند به پیشفرضهای خود آگاهی یابد و ثانیاً، پیشفرضهای درست را از پیشفرضهای نادرست متمایز نماید. تأکید گادامر بر مسبوقبودن هرگونه فهمی بر پیشداوری و اینکه پیشداوری، شرطِ وجودیِ حصولِ فهم است، محصول و نتیجه تحلیل هایدگر از حقیقت فهم و مسبوقبودن آن بر پیشساختارهای فهم است. گادامر دیدگاه هایدگر را تأیید و از آن پیروی نمود و به وسیله او بسط و گسترش یافت. گادامر نیز معتقد است که نباید دور هرمنوتیکی را به دور باطل فروکاست؛ زیرا، در دور هرمنوتیکی امکاناتِ مثبتِ اساسیترین نوع فهم نهفته است (گادامر، ۱۹۹۱: ۲۶۶). البته از دور هرمنوتیکی، تعاریف مختلفی به دست دادهاند و از آن تلقیهای متفاوتی شده است، اما همه آنها در این اصل اساسی مشترکند که اساساً فهم، کنشی ارجاعی و ترددی است (پالمر، ۱۳۷۷: ۹۸). سادهترین شکل این حرکت ارجاعی و فهم دوری، منوطبودن فهم اجزاء و کل به یکدیگر است. اما اینکه طرفینِ این حرکتِ دوری را چه بدانیم و چه تلقیای از اجزا و کل داشته باشیم، موجب شکلگیری اشکال دیگر فهم دوری میشود. به نظر میرسد، باید بگوییم تفاوت تلقیها از دور هرمنوتیکی و جایگاه و نقش آن در فهم، در گرو تلقی شاخهها و گرایشهای هرمنوتیک از خود «فهم» است؛ برای مثال، در نزد شلایر ماخر و دیلتای، فهم، فرع شناخت و یکی از اَشکال آن است. در حالی که برای هایدگر و به تبعِ آن گادامر، فهم، حالت بنیادی وجودداشتن انسان در جهان است و اساساً انسان با هستی، نسبتی تأویلی دارد. بر این مبنا، تفاوت تعاریف و تلقیها از دور هرمنوتیکی، منوط به رویکردهای معرفتشناختی، پدیدارشناختی، فلسفی، روش شناختی، روانشناختی و… است (نیکویی، ۱۳۸۶: ۴۵). با دور هرمنوتیکی باب گفتوگو میان پیشداوریهای فهم، با متن و موضوع باز میشود. خواننده متن هنگامی که با پیشداوریهای خود به سراغ متن میرود، با شنیدن سخنان متن دوباره به پیشداوریهای خود بازمیگردد و ممکن است در آنها اصلاحاتی به عمل آورد (گادامر، ۱۹۹۱: ۲۶۷) و بار دیگر از منظر جدیدی به سراغ متن میرود و در یک دور هرمنوتیکی، آنقدر این رفتوآمد ادامه مییابد تا به توافق و هماهنگی میان متن و خواننده منجر شود. البته پیشداوری در دیدگاه گادامر معنایی منفی، آنچنان که در دوره روشنگری به آن قائل بودند، ندارد. پیشداوری نگرشی است که با آن، به واقعیتی که میخواهیم بشناسیم، نزدیک میشویم. درواقع، سخن گادامر این است که تمایلات، دیدگاهها و انتظارات ما در فهم دخالت دارند (واعظی، ۱۳۸۰: ۲۴۹). از نظر گادامر، پیشداوریها نقش مثبتی در فرایند فهم و تجربه هرمنوتیکی بازی میکنند و چارهای جز این نیست و ما نمیتوانیم بدون دخالت پیشداوریها به فهم و تفسیر چیزی نائل شویم. البته سخن گادامر به این معنا نیست که از همان ابتدا خود را تسلیم پیشداوریها و پیشتصورات خویش کنیم، بلکه شخصی که در فهم متن میکوشد، در واقع، خود را آماده کرده است که متن به او چیزی بگوید. گادامر میان «پیشداوری درست[۱۰۴]» و «پیشداوری نادرست[۱۰۵]» تفکیک قائل میشود و اوّلی را مولّد فهم و دوّمی را مایه سوء فهم میداند. وی در تمایز پیشداوری درست و پیشداوری نادرست، به نقش مثبت «فاصله تاریخی[۱۰۶]» یا «فاصله زمانی[۱۰۷]» متوسل میشود. از این نظر، فاصله زمانی در ظهور و محو پیشداوریها نقش دارد و همانطور که منجر به محو و طرد پیشداوریهای موضعی و محدود میشود، به آن پیشداوریهایی هم که فهم واقعی را به ارمغان میآورد، اجازه ظهور میدهد. از نظر گادامر، فاصله تاریخی یا زمانی مفسر با اثر، در فهم و تفسیر تأثیر میگذارد. این ایده یکی از نقاط برجسته اختلاف هرمنوتیک فلسفی با هرمنوتیک رمانتیک[۱۰۸] است. از نظر کسانی چون شلایر ماخر و دیلتای، فهم «بازتولید[۱۰۹]» ذهنیت صاحب اثر است، به این ترتیب، همه تلاش مفسر باید صرف رسیدن به این معنای واقعی و بازتولید آن ذهنیت نخستین شود؛ بنابراین، باید فاصله زمانی میان مفسر و اثر طی شود و این فاصله نباید مانع فهم معنای واقعی گردد. اما گادامر بر آن است که فهم در همه اشکال آن از تاریخ، اثر میپذیرد (واعظی، ۱۳۸۶: ۲۵۴-۲۴۹). ۴. ۲. ۶. افق[۱۱۰] و امتزاج افقها[۱۱۱] از دید گادامر، فهم تنها در درونِ افقِ فرد رخ میدهد. گادامر مفهوم افق را از هوسرل اقتباس میکند (گادامر، ۱۹۹۱: ۲۴۵). افق، دامنهای از دید است که شامل هر چیزی میشود که از دیدگاه خاصی میتواند دیده شود (گادامر، ۱۹۹۱: ۳۰۲). از نظر گادامر آگاهی از این که ما از تاریخ متأثر هستیم، اساساً به معنای آگاهی از موقعیت هرمنوتیکی است. موقعیت، به این معنی است که در نقطه خارج از آن قرار نگرفتهایم؛ بنابراین، هیچ دانش عینی از آن نداریم. ما همواره خود را درون یک موقعیت مییابیم و پرتوافکندن به آن وظیفهای است که هیچگاه به طور کامل انجام نمیپذیرد. موقعیت هرمنوتیکی، یعنی موقعیتی که ما در ارتباط با سنتی که سعی در شناخت آن داریم، خود را در آن مییابیم (گادامر، ۱۹۹۱: ۳۰۱). گادامر بر آن است که افقِ معنایی مفسر و موقعیت هرمنوتیکی او، در عمل فهم دخالت میکند. از طرفی با بحث از تاریخِ اثرگذار بر این نکته تأکید دارد که افقِ معنایی مفسر از سنت و تاریخ، اثر میپذیرد و پیشداوریهای ذهنی مفسر در باب اثر و موضوع، به نوعی برخاسته از تاریخ و سنتی است که مفسر در آن به سرمیبرد. فهمها و تفسیرهای پیشین درباره موضوع و اثر در ترسیم افق معنایی مفسر و موقعیت هرمنوتیکی او نقشآفرین است، گادامر اثر را به «بازی» و فهمیدن را به «ورود به یک بازی» تشبیه میکند و معتقد است فهم یک اثر، گفتوگو با آن است و ساختار منطقی این گفتوگو مبتنی بر پرسش و پاسخ است و هدف از آن باید شنیدن پیام اثر و بهسخندرآمدن آن باشد؛ بنابراین، فهم، حاصل ترکیب و امتزاج افق معنایی مفسر با افق معنایی اثر است (واعظی، ۱۳۸۶: ۲۶۵). نکته جالب توجه این است که افق، امری ثابت یا بسته نیست، بلکه امری پویاست. وقتی فهم واقع میگردد، افق گسترش مییابد و بهوسیله تجارب جدید تغییر شکل میدهد. گادامر میگوید: «افق، مرز انعطافناپذیری ندارد، بلکه چیزی است که همراه با فرد تغییر میکند و او را به سوی پیشرفت بیشتر دعوت می کند» (گادامر، ۱۹۹۱: ۲۴۵). افقِ حال و افقِ گذشته به نوعی با یکدیگر پیوند دارند و افق معناییِ مفسر پیشاپیش از سنت و تاریخِ اثر تأثیر پذیرفته است؛ به این ترتیب، چنین پیشداوریهایی به وجود آمدهاند. افقِ حاضر و پیشداوریهای مفسر، از طریق مواجهه با سنت آزموده و ارزیابی میشود. این تغییر محصول امتزاج افقِ حال و گذشته است. امتزاج افقها باعث وحدت و یگانگی افقهای متفاوت میشود و بر اثر تعامل و امتزاج افقها، افق جدیدی شکل میگیرد. تعامل و گفتوگو میان افقهای گوناگون طبیعتاً باعث تغییرات و اصلاحاتی در هر دو طرف میشود، به طوری که در پایان، هر یک خود را در وضعیت جدیدی مییابند (کدیور و سامانیزادگان، ۱۳۸۵: ۱۱۷). ۴. ۲. ۷. جنبه کاربردی فهم گادامر بر آن است که باید از رمانتیکها فراتر رفت؛ زیرا آنان از عنصر سومی که فرایند فهم را همراهی میکند، غفلت ورزیدهاند. به نظر او باید افزون بر فهم و تفسیر، «کاربرد[۱۱۲]» را نیز جزء ترکیبی بدانیم که فرایند فهم را تشکیل میدهد. مراد گادامر از کاربرد این است که فهمِ یک اثر، با توجه به موقعیتِ مفسر و علائق و شرایط و انتظارات فعلی او صورت پذیرد و هیچ تفسیری بدون ربط به زمان حال وجود ندارد. او میخواهد اثر یا حادثه را برای خود و مخاطبان زمانه خویش فهم و تفسیر کند. بر این اساس، افق، وضعیت فکری و شرایط حاضر مهم است و در درونمایه تفسیر و فهم دخالت دارد (واعظی، ۱۳۸۶: ۲۴۰). البته آنچه امکانِ وجودِ افقِ مشترک را فراهم میکند، تعلقداشتن به زبان است. پدیدار تعلقداشتن به زبان، برای تجربه هرمنوتیکی بسیار مهم است؛ زیرا، زبان امکان مواجهه آدمی را با میراث خود، در متن فراهم میکند. ۴. ۲. ۸. زبانمندی فهم گادامر، در مباحث هرمنوتیک خود، نقش محوری و اساسی برای زبان قائل است. هرمنوتیک فلسفیِ او به دنبال تبیین ماهیت فهم و چگونگی امکان وقوع آن است و زبان برای انجام این مهم، نقشی اساسی دارد. فهم، جریان اساسی و واسطهگرانهای دارد که نیازمند یک محیط مشترک است. از دید گادامر، این محیط مشترک، سنت و زبان است. به نظر او، سنت نیز ماهیتی زبانی دارد و در زبان تحقق مییابد؛ پس، اساساً محیط ارتباطی برای جریان فهم، زبان است. آنچه در تجربه هرمنوتیکی تحلیل میشود، فعل یا امر ارتباط است؛ بنابراین، زبان میانجی عامی است که در آن فهم تحقق مییابد. تأویل، وجه تحقق فهم است؛ یعنی هر فهمی تأویل است و هر تأویلی در چارچوب زبان شکل میگیرد؛ زبانی که امکان میدهد تا ابژه جامه کلام بپوشد. در عین حال، زبان خود تأویلگر هم هست[۱۱۳] (گادامر، ۱۳۸۵: ۲۱۱-۲۱۰). رابطه ذاتی بین زبان و فهم، اساساً در این حقیقت نهفته است که ماهیت سنت این است که باید بهواسطه زبان متجلی گردد. به اعتقاد گادامر، زبان نه ابزار است، نه نشانه و نه تحت استیلای انسان. این زبان است که بر ما احاطه دارد. زبان و کلمات با عالمی که ما در آن به سر میبریم و موقعیتهای خاصی که انسان در آن قرار میگیرد، رابطه دارد؛ لذا ما کلمات را انتخاب نمیکنیم، بلکه زبان و ارتباط ویژه و پیشین آن با موقعیتهاست که موجب جاریشدن واژهها میشود. در هرمنوتیک گادامر، زبان و واژهها متعلق به انسان نیستند، بلکه به موقعیتها تعلق دارند. ما به دنبال کلماتی میگردیم که متعلق به موقعیت باشند (کدیور و سامانیزادگان، ۱۳۸۵: ۱۱۹). نکته دیگر در مورد زبان این است که حقیقت در جریان یک گفتوگوی زبانی مشترک فهمیده میشود که در آن «من» به «تو» بهعنوان یک طرفِ گفتوگو نگاه کنم و در برابر «تو» حالت استماع داشته باشم. این تو ممکن است متن یا سنت یا هر چیز دیگری باشد. تأویل همچون گفتوگو دایرهای است محصور در دیالکتیک پرسش و پاسخ. تأویل، موقعیت اصیل زندگی است که منشی تاریخی دارد و در محیط زبان رخ میدهد؛ به همین دلیل، میتوان آن را حتی هنگامی که پای تأویل متون در میان است، مکالمه خواند (گادامر، ۱۳۸۵: ۲۱۰). در نزد گادامر زبان ساختار ذاتاً تأملی[۱۱۴] دارد. زبان همواره بهمنزله واقعه انکشاف در جریان است، همواره در حرکت، تغییر و انجامدادن رسالتش مبنی بر بهفهمدرآوردن شیء است (پالمر، ۱۳۷۷: ۲۳۲). خاصیت تأملی زبان به این معناست که زبان علاوه بر اینکه منعکسکننده گفتههاست، میتواند منعکسکننده ناگفتهها نیز باشد؛ بنابراین، از نظر گادامر جنبه دیالکتیکی و دیالوگی زبان موجب میشود که زبان در تولید و انعکاس معانی، ظرفیت بسیار بالایی داشته باشد (محمودی و جمشیدی، ۱۳۸۸: ۵۱). زبان با ویژگی دیالکتیکی خود میتواند محل ترکیب و امتزاج افقهای مفسر و متن باشد. در این امتزاج خواه ناخواه معانی ناگفته بسیاری تجلی مییابد. ۴. ۳. گادامر و تفسیر متن مباحث گادامر در باب تجربه هرمنوتیکی و دیدگاههای خاصی که درباره ماهیت فهم و شرایط وجودی حصول آن بیان میکند، به طور طبیعی در زمینه تفسیر و فهم متن نیز منطبق است؛ بنابراین، آنچه تاکنون درباره فهم گفته شد به طور تام و تمام درباره فهم و تفسیر متن نیز صادق است (واعظی، ۱۳۸۶: ۲۹۵). در اینجا به ذکر نکاتی خواهیم پرداخت که گادامر درباره تجربه هرمنوتیکی، به طور عام و تفسیر متن، به طور خاص، بیان کرده است. گادامر در کتاب حقیقت و روش به ذکر نکاتی در اینباره پرداخته است که واعظی (۱۳۸۶) در قالب چند نکته آن را جمعبندی میکند: ۱. نادیدهگرفتن قصد مؤلف: گادامر در پی آن نیست که به دنیای ذهنی مؤلف رسوخ کند و نشان دهد فرایندی که منتهی به پیدایش متن شده، چه بوده است. وی معتقد است معنای یک متن فراتر از آن چیزی است که مؤلف آن را در ابتدا قصد کرده است و رسالت فهم، به طور خاص، مربوط به معنای خود متن است (گادامر، ۱۹۹۱: ۳۸۸). مؤلف یکی از مفسران متن بوده که تفسیر و فهم او از متن، هیچ رجحانی بر دیگر تفاسیر ندارد و تا زمانی که این رهایی و استقلال از مؤلف و مخاطبان اولیه فراهم نشود، امکان ارتباط تازه مسدود و منتفی است (گادامر، ۱۹۹۱: ۳۹۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همان، بیت۹۷۰، ص۵۸۴ دکتر سجّادی می گوید: «مجرّد» در نزد عارفان و سالکان راه الی اللّه به کسی اطلاق می شود که به متاع و امور دنیوی بی توجه و بی اعتبار باشد و به بهره های دنیوی علاقه ای نداشته باشد و وجود خویش را از اوصاف و رذائل اخلاقی پاک و منزه سازد و خود را برای سیر به سوی حق آماده کند.[۱۰۶۳]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
محبوب «برو تو خـانه ی دل را فـرو روب مهیّا کن مقـام و جـای محبـوب» همان، بیت۳۹۹، ص۲۹۳ در بیت بالا مراد از محبوب همان معشوق ازلی است. دکتر سجّادی می گوید: به طور مطلق حق را محبوب گویند.[۱۰۶۴] برتلس نیز می گوید: «محبوب وجود مطلق و جمال وجه حق را نامند که از سمت تقیید و تحدید مجرد باشد».[۱۰۶۵] به نظر دکتر ستاری، محبوب به خداوند یگانه اطلاق می شود، هنگامی که او را از دوستی، مطلقاً و بدون هیچ قیدی و بندی بی نیاز دانند».[۱۰۶۶] محدث «یکی در جزو و کل گفت این سخن باز یکـی کرد از قـدیم و محدث آغــاز» شرح گلشن راز، بیت۲۸، ص۲۹ «قدیم و محـدث از هم چـون جـدا شـد که این عالم شـد آن دیگـر خـدا شـد» همان، بیت۷۰۳، ص۴۵۵ «قدیم و محدث از هم خود جـدا نیست که از هستی است باقـی دائمـا نیست» همان، بیت۷۰۴، ص۴۵۶ به نظر لاهیجی محدث آن است که سبقاً و ذاتیاً مسبوق به غیر باشد و دارای مبدأ و آغازی، و همچنین مستند به علت باشد. مراد از محدث عالَم می باشد که عبارت از تعیّنات و کثرات است و خداوند در مقام مظاهر هستی و کثرات عالم تجلی و ظهور نموده است.[۱۰۶۷] هجویری گوید: «محدث، متأخّر اندر وجود یعنی نبوده و پس ببوده».[۱۰۶۸] محقّق «محقّق را کـه وحـدت در شهـود است نخستیـن نظـره بـر نـور وجود است» همان، بیت۸۳، ص۵۲ لاهیجی می گوید: «محقّق» به انسان کاملی گفته می شود که حقایق اشیا کما بیش بر او ظاهر شده باشد و این معنی برای کسی مقدور و میسر است که به مقام کشف الهی نایل شده باشد و به عیان، حق را مشاهده نموده و این که حقیقت تمام اشیا اوست و جز او کسی نیست.[۱۰۶۹] مروّق «فــرو شستـه بــدان صـاف و مـروّق همــه رنـگ سیــاه و سبــز و ازرق» همان، بیت۸۵۸، ص۵۳۲ شارح گلشن راز می گوید: مروّق به شراب ناب تجلّی ذاتی گفته می شود که از کدورت تعیّنات و کثرات پاک و مصفّا گشته است و در آن نا خالصی وجود ندارد و بی غلّ و غش است.[۱۰۷۰] مرید «گـرفتــه دامــن رنـــدان خـمّــار ز شیـخـی و مـریــدی گشتــه بیــزار» شرح گلشن راز، بیت۸۶۱، ص۵۳۳ «چه شیخی و مریدی این چه قیـد است چه جای زهد و تقوا این چه شید است؟» همان، بیت۸۶۲، ص۵۳۴ دکتر سجّادی گوید: «مرید کسی که پیرو مراد و مرشد باشد، کسی را گویند که به سیر الی اللّه پردازد. مرید نزد صوفیان و اهل سلوک کسی است که از اراده ی خود مجرد شده و از ماسوی اللّه بریده باشد. مریدی را دو معنی است یکی به معنی محب، یعنی سالک مجذوب، دوم به معنی مقتدی که حق، دیده ی او را به نور هدایت بینا گردانیده تا وی به نقصان خود بنگرد و دائماً در طلب کمال باشد و مگر به حصول مراد و وجود قرب حق آرام نگیرد».[۱۰۷۱] نجم الدین رازی معتقد است که مریدی صفت خداوند یگانه است ،و تا زمانی که حضرت حق با این صفت بر روح بنده تجلی نکند، عکس نور ارادت او نیز در دل بنده پدیدار نمی شود.[۱۰۷۲] صفات مرید او بر این باور است که هنگامی که مرید به خدمت پیر خود می رسد بایستی از علایق دنیوی رها گشته و صفات ذیل را در خود نهادینه کرده باشد تا بتواند با شیخ خود هم صحبت شود و سلوک راه الی الله را با نهایت کمال طی نماید. صفات مرید عبارتند از:[۱۰۷۳] ۱- توبه ۲- زهد ۳ - تجرید ۴- عقیدت ۵- تقوا ۶- صبر ۷- مجاهده ۸ - شجاعت ۹ - بذل ۱۰- فتوّت ۱۱- صدق ۱۲- علم ۱۳- نیاز ۱۴- عیاری ۱۵- ملامت ۱۶- عقل ۱۷- ادب ۱۸- حسن خلق ۱۹- تسلیم ۲۰- تفویض مزابل «بـه جـان خـاک مـزابـل پـاک رُفتـه ز هـرچ آن دیـده از صـد یک نگفتـه» شرح گلشن راز، بیت۸۶۰، ص۵۳۳ از دیدگاه لاهیجی مراد از مزابل، طبع و نفس امّاره و لوّامه است که خاک صفات نفسانی را از مزابل طبع پاک کرده و آن را مطهّر گردانیده است.[۱۰۷۴] مسافر (ر.ک.سفر) مستی «پـی هـر مستیـی بـاشـد خمـاری دریـن اندیشـه دل خون گشت باری» همان، بیت۷۰۲، ص۴۵۲ «وجود ما همه مستـی است یا خـواب چـه نسبت خـاک را بـا ربّ اربـاب» همان، بیت۷۶۰، ص۴۸۴ لاهیجی گوید: «مستی» عبارت از حیرت و وله است که در مشاهده ی جمال دوست، سالک صاحب شهود را دست می دهد.[۱۰۷۵] مستی بر سه نوع است: ۱- مستی نفس ۲- مستی دل ۳- مستی جان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدرسه در برنامه ریزی تحصیلی و شغلی، سطح توقعات دانش آموز را با توجه به حقایق و امکانات واقعی متعادل می نماید به طوری که سطح توقعات دانش آموز بالاتر و یا پایین تر از توانایی های او نباشد.( حسینی، مهدی ، ۱۳۷۱: ۱۳۷) مدرسه باید نگرش ها و احساسات دانش آموزان را در مورد کار و حرفه دریابد. چه کاری را دوست دارد و به چه کاری علاقه مند نیست؟ آیا اطلاعات کافی در مورد شغلی که انتخاب نموده است دارد؟ یا خیر؟ به طور کلی مدرسه باید دانش آموز را با این سوال مواجه سازد. چرا این رشته تحصیلی و شغلی را انتخاب کرده اید؟ آیا در انتخاب این رشته به توانایی ها و امکانات خود توجه نموده اند؟ مدرسه در کمک به دانش آموزان خود باید با توجه به تفاوت های فردی و نیازهای هر دانش آموز او را یاری کند تا تجارب و اطلاعات مورد نیاز خود را کسب نماید. (نواب نژاد ، شکوه، ۱۳۷۵ ، ۸۱) ۲- ۹ : برنامه درسی و فرهنگ کار طراحان و برنامه ریزان درسی، چنانچه در انتخاب و تنظیم محتوای کتاب های درسی به مؤلفه های بیان شده توجه می کنند، خواهند توانست دانش آموزان را در زمینه های مرتبط با فرهنگ کار رشد دهند. محتوای مناسب می تواند دانش آموزان را با مسائل حفاظتی به منظور ارتقای سلامت فردی آشنا کرده، زمینه مشارکت در انجام امور شغلی، استفاده از نظر دیگران برای انجام مطلوب تر کار، عمل براساس ساختار سازمانی، وجود نظم و انضباط در انجام امور محوله و استفاده از تمام توان برای انجام وظایف شغلی را در دانش آموزان رشد دهند. همچنین با عنایت به نکات فوق، قبول وظایف و انجام آن با حداکثر توان، انجام امور محوله و عدم دخالت در امور کاری دیگران، عمل براساس تفکر و تعمق، تمایل به یادگیری بیش تر برای انجام امور به نحو مطلوب تر، تلاش زیاد برای اناجم امور، بهترین بازدهی با بهره گرفتن از حداقل وسایل، تسلط بر رفتار، قابلیت تغییر رفتار متناسب با محرک، گفتار به منظور اصلاح امور برای رسیدن به اهداف سازمان، دستیابی به احساس شادی در هنگام انجام وظایف، احساس تعلق نسبت به کار، استفاده از تکنولوژی روز به منظور انجام وظایف و پایبندی نسبت به سازمان در دانش آموزان ایجاد شده، بستر مناسبی برای رشد نگرش فرهنگ کار در آنان فراهم خواهد شد. (سبحانی نژاد، ۱۳۸۴: ۳)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
امروزه آموزش و پرورش، به ویژه برنامه درسی از یک سو با چالش های جهانی، که در بیرون از دنیای آموزش و پرورش هستند و از سوی دیگر با چالش های درونی خود نظام آموزش و پرورش مواجه است. با عنایت به چالش های جهانی، برنامه ریزان درسی با مسائل زیر روبه رو هستند: فرایندهای جهانی شدنو به تبع آن وابستگی ملت ها به هم، شتاب روزافزون رشد علمی و تکنولوژی، به ویژه در حوزه اطلاعات و ارتباطات و حوزه ریست شناسی، تغییر شکل اساسی در حوزه کار و استخدام، افزایش نابرابری های اجتماعی و شکاف بین کشورها بر حسب ثروت و دسترسی به خدمات اجتماعی و… اما مهم تر از همه افول اخلاقیات و نیاز شدید به تجدید حیات اخلاق و ارزش های اخلاقی است. بنابراین برنامه ریزان درسی بایستی برنامه درسی مدارس ابتدایی را بر مبنای کارکردها و هدف هایی تدوین نمایند که متناسب با دنیای جدید و درحال تغییر شتابان باشد. از این رو برنامه درسی باید براساس این اصل کلی تعیین شوند که به دانش آموزان کمک کنند یادبگیرند چه ویژگی ها و صلاحیت هایی را از نظر دانش، مهارت ها و ارزش ها داشته باشند تا بتوانند در جامعه پیچیده و به سرعت در حال تغییر به طور موفقیت آمیزی زندگی کنند. (تقی پورظهیر، ۱۳۸۹: ۱۶) برنامه ریزی درسی به طراحی عناصر و عوامل مختلف یادگیری مربوط می شود. فرایند یادگیری تابع عوامل گوناگونی است و هریک از آنها در جریان و چگونگی یادگیری تأثیر دارد. استعدادها و توانایی های فراگیر، محتوای برنامه درسی، نقش معلم، ارتباط متقابل شاگردان، فضای یادگیری و وسایل آموزشی هرکدام به نوعی در یادگیری مؤثر است. این عوامل باید به صورت یک مجموعه به هم پیوسته عمل کند و هر عامل جزئی از کل محسوب شود؛ مجموعهقواعد و ضوابطی که به همه عوامل و عناصر یادگیری منطق و سازمان می دهد و به فعالیت های یادگیری نظام می بخشد، برنامه درسی است. (ملکی، ۱۳۸۹: ۱۱) ژان پیاژه روان شناس نظریه پرداز شناختی است که به فرایندهایی می پردازد که کودکان به کمک آنها به تدریج آگاهی پیشرفته تری از محیط و خودشان کسب می کنند. پیاژه معتقد بود که فرایند رشد، چند مرحله را طی می کند که هریک با رشد توانایی های جدید، یا دقیق تر بگوییم، هریک سطح انطباق پیشرفته تری را شامل می شود. او چهار مرحله اصلی را شرح می دهد که کودکان در جریان رشدشان پشت سر می گذارند، مرحله سوم مربوط به مرحله عملیات عینی ۷ تا ۱۱ یا ۱۲ سالگی می باشد. در این مرحله که منطبق است با دوره ابتدایی کودکان از تفکر پیش منطقی و خودمحوری که ادراک برآن حکم فرماست به تفکری که قواعد آن را تنظیم می کنند، پیش می روند، ویژگی های این مرحله نگهداری ذهنی (برخی از ویژگی های کمّی اشیا تا وقتی که چیزی به آنها افزوده نشده یا از آناه برداشته نشده باشد تغییر نمی کنند.) در نگهداری ذهنی استفاده از یک یا چند قاعده منطق مانند برگشت پذیری، همسانی و جبران را نشان می دهد که اکنون بر تفکر حکم فرما هستند. طبقه بندی با نمایان شدن ویژگی های منطقی تفکر که عملیات را توصیف می کنند، کودکان هارت های جدیدی را نیز برای پرداختن به طبقات، اعداد و ردیف ها فرا می گیرند. ردیف کردن نیز کودکان در نتیجه تجربیات با اشیای واقعی، توانایی مرتب کردن آنها در ردیف ها و برقرار کردن هماهنگی بین آنها را فرا می گیرند. (گی آر لفرانسوا، ۱۳۸۷: ۲۲۱) با توجه به توضیحاتی که در خصوص ویژگی های رشدی و آموزشی کودکان از نظر پیاژه گفته شد ، برنامه ریزان درسی بایستی به این ویژگی ها توجه داشته باشند و براساس گروه سنی که دانش آموزان درآن قرار دارند برنامه درسی متناسب را طراحی نمایند. محتوای درسی بنا به شناخت و برداشتی که از ویژگی های دانش آموز به دست می آید انتخاب می گردد و فعالیت های مهم با توجه به فراگیرنده و نوع محتوا انجام می گیرد. (ملکی، ۱۳۸۸: ۲۲) با توجه به اهمیت و حساسیت سال های اولیه کودکی به عنوان دوره ای سریع در رشد فیزیکی و ذهنی کودکان، سیاست ها از چنان ماهیتی برخوردار شده اند که تأکید بسیار زیادی بر برنامه های مزبور دارند. تمرین و کسب تجربه در زندگی عملی باید بخشی ضروری از برنامه های دوره پیش از دبستان و دبستان باشد. (ونیتا کول، ۱۳۸۹: ۱۲) برای اجرای یک حرکت عمومی، نخست باید زمینه های فرهنگی و روشنگری همه جانبه محتوای آنرا فراهم نمائیم. برای حرکت شتابنده به سمت شکوفایی اقتصادی، حمایت از فرهنگ کار مطلوب و مثبت مورد نیاز است. لذا وضعیت فرهنگ کار بایستی از طریق دخالت در عوامل شناخته شده فرهنگ کار متحول گردد و گرایشها، بینشها و دانش لازم نسبت به کار در جامعه و سازمانها ایجاد شود. فرهنگ کار بدون کار مفهومی ندارد. کار کردن و فرهنگ کار بایستی نهادینه شود تا از این طریق بتوان بنیادهای فرهنگ کار را بنا نهاد و در جهت تقویت آن گام برداشت. فرهنگ کار به معنای پذیرش اصول، الگوها، رفتارها و قواعد تولید است که با اعمال ساز و کارهایی بایستی آن را ایجاد، مراقبت و کاربردی کرد. بدون تردید ساختار اقتصادی جامعه بر فرهنگ کار موثر است. بدیهی است در شرایطی که سودهای سرشاری در گروه کثیری از مشاغل که نتیجه تغییر در ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه هستند وجود دارد و توزیع درآمد به ضرر دارندگان عامل تولید، کار و به نفع دارندگان عامل سرمایه تغییر مییابد فرهنگ کار سست و متزلزل خواهد شد. زمانی که نرخ تورم بالا به صورت پایدار در اقتصاد جوامع وجود دارد و به علت عدم قابلیت انعطاف مزد با شرایط دائماً در حال تغییر- هزینه جبران خدمات کاری روز به روز کاهش مییابد- نباید انتظار روحیه و اخلاق کاری بالا را داشت.( علی اکبری معلم،۱۳۸۹) از سوی دیگر تدوین برنامه درسی با شاخصه فرهنگ کار در حوزه بانوان نیز از اولویت های اساسی است. چراکه خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان است و توافق عقیدتی و آرمانی در تشکیل خانواده که زمینه ساز اصلی حرکت تکاملی و رشد یابنده انسان است اصل اساسی بوده و فراهم کردن امکانات جهت نیل به این مقصود از وظایف حکومت اسلامی است. زن در چنین برداشتی از واحد خانواده، از حالت شئی بودن و یا ابزار بودن در خدمت اشاعه مصرف زدگی و استثمار، خارج شده و ضمن بازیافتن وظیفه خطیر و پر ارج مادری در پرورش انسانهای مکتبی پیش آهنگ و خود همرزم مردان در میدانهای فعال حیات می باشد و در نتیجه پذیرای مسئولیتی خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر خواهد بود.رسیدن به چنین تفکری درباره زن امکان پذیر نخواهد بود مگر اینکه همه ما با درایتی بیش از پیش به آموزش کودکان با محتوای این موضوعات همت گماریم. در بحث تغییر، مطرح می شود که باید در سنین شکل گیری رفتار انسان( ۷-۴ سالگی) که اصلی ترین دوران شکل گیری است ایجاد می شود. بر اساس یکی از روایات تربیتی، مراحل رشد از کودکی تا نوجوانی به سه دوره هفت ساله تقسیم می شود. بر این اساس در هفت سال اول و دوم بر روی رهبری و هدایت والدین نسبت به فرزندان تأکید می شود و در این دوران، شخصیت انسان شکل می گیرد و در حقیقت آموزش خانواده در تربیت فرزند و ترویج فرهنگ کار باید در این مرحله مورد توجه قرار بگیرد و این دیدگاه تقویت شود که فرهنگ کار از نوجوانی شکل بگیرد. ما آموزش و پرورش را به عنوان پایه تحول فرهنگی و مؤثر ترین بخش تحول فرهنگی در جامعه، باید مورد توجه قرار دهیم. در این رابطه توجه به چند نکته ضروری است: -آموزش معلمان و مربیان در موضوع کار. در این زمینه می توان سمینارهایی به صورت آموزش توجیهی برای تمام معلمان تشکیل داد تا آن ها بتوانند شیوه های انتقال ترویج فرهنگ کار را در سطح مدرسه دنبال کنند. البته برای رسیدن به این هدف کتاب های درسی شان نیز باید تغییر کند. در این زمینه می توان با تغییر محتوای کتاب، به طور غیر مستقیم هم روحیه کار را در جامعه ایجاد کرد. به عنوان مثال در کتاب کلاس اول دبستان به جای عبارت «بابا آب داد» عبارت «بابا کار کرد» را جانشین کنیم و از همان ابتدا که کلمات در ذهن دانش آموزان می خواهد شکل بگیرد به کار توجه کنیم و این موضوع را در کتاب های درسی گسترش دهیم. جامعه ای که در تکاپوی سازندگی است و عصر را عصر سازندگی می داند، باید توان هایش را بر این راستا به کار گیرد. من فکر می کنم برگزاری اردوهایی در دوران تحصیل که بتواند دانش آموزان را به کار عادت دهد، بسیار مفید است. در این زمینه وزارت جهاد سازندگی با آموزش و پرورش هماهنگی کرده و ما در جهت استفاده از توان دانش آموزان در فعالیت های تولیدی و عمرانی، برنامه هایی داشته ایم که قطعا باید توسعه پیدا کند. -مسئله دیگر در بحث آموزش و پرورش، گسترش آموزش های فنی و حرفه ای است که متأسفانه کشورهای در حال توسعه یکی از کمبودهایشان همین کم وجهی به آموزش فنی و حرفه ای است. خوشبختانه در کشور در این مورد، جهت گیری هایی شروع شده و باید تقویت پیدا کند. یکی از مشکلات ما در بخش آموزش فنی و حرفه ای عدم برخورداری این آموزش ها از جایگاه ارزش اجتماعی است. ما باید بتوانیم به صورت جدی آموزش فنی و حرفه ای را در سطح جامعه گسترش بدهیم و در این زمینه آموزش های کوتاه مدت و کاربردی، به گونه ای که ارزش اقتصادی و اجتماعی مشخصی برای جامعه ما داشته باش مفید است. (کلانتری، ۱۳۸۴: ۹۱-۸۸) نگاهی دقیق به آموزش و پرورش نشان می دهد که وظایف بسیاری بر عهده آن گذارده شده است و تنها بخش اقتصادی و حکومتی نیست که از نتایج آموزش و پرورش برخوردار می گردد، بلکه جامعه ثمرات بسیاری را از این راه به دست می آورد که پیش از ایجاد سیستم آموزشی انتظارش را نداشته است. شاید مهم ترین چیز این باشد که بچه ها از شخصیت خود درک تازه ای پیدا کرده و قواعد تازه ای برای رفتار خویش بر می گزینند و نسبت به افکار جدید و زندگی نوگرایش های خاصی پیدا می کنند. از آن گذشته حتی در مدارس غیر فنی و حرفه ای هم مهارت هایی در دانش آموزان برای احراز بعضی از مشاغل به وجود می آید. در دوران مدرسه افراد آماده می شوند تا به هنگام اشتغال به کار ساختار حرفه خویش را تعیین یا دگرگون کنند. همچنین در هر جامعه مدارس موجب آن می شوند که استعدادها و خلاقیت های افراد متجلی گردد گروهی در شمار نخبگان شناخته شده و از دیگران متمایز شوند و در مسیر آموزش هایی قرار گیرند که برای بر عهده گرفتن رهبری جمعی به آن ها نیاز دارند. آموزش و پرورش عمومی ضمن حفظ ذخایر معنوی، علمی، ادبی و هنری و آموختن اینکه جوانان چگونه سیستم های فکری مبتنی بر سنت را در جهت پیشبرد و ارتقاء جنبه های مادی و غیر مادی زندگی از نو شکل دهنده به انتخاب و تربیت حامیان فرهنگ، مردان خلاق و مدیران مدبر کمک می کند. امروزه تقریبا همه به رابطه بین تولد ناخالص ملی (GNP) و سطح آموزش و پرورش کشور اعتقاد تزلزل ناپذیری دارند. این اعتقاد حتی در اسناد کلیه مؤسسات بین المللی و مجلات علمی ثبت شده و گزارش های آن نیز در رسانه های گروهی همواره منعکس است. بدیهی است هیچ کشوری نخواهد توانست در یک مقطع زمانی معین به پیش برود مگر آنکه تعداد زیادی کارگر داشته باشد که سطح معلومات و دانش عمومی آن ها بیشتر از خواندن و نوشتن باشد و هیچ کشوری نمی تواند از فقر رهایی یابد مگر آنکه افراد با سواد، ماهر و توانمندی را برای انجام عملیات فنی و تخصصی و کسب و کار تربیت کرده باشد و نیز متخصصینی را برای اداره سازمان های پیچیده خود آموزش داده باشد (محمدزاده، ۳۴۳:۱۳۸۴و۳۴۲). نقش خانواده به عنوان زیر ساز فرهنگ کار، حائز اهمیت است. کودک نخستین الگوهای رفتاری و ارزش گذاری را در خانواده فرا می گیرد، کودکان خود را با پیوند زندگی انسانی و کار آشنا کنیم، شوق کار، احترام به کار و آمادگی برای انجام کار را در آن ها برانگیزیم. مؤسسات آموزشی اعم از (دبستان، دبیرستان ودانشگاه) نهاد میانی خانواده و جامعه هستند و نقشی آینده ساز دارند دارند. مربیان، آموزگاران و استادان، معماران آینده جامعه خویشند. کار محکی برای آموخته ها است. نقش آموزش و پرورش در اعتلای فرهنگ کار را برای حداکثر بهره وری از امکانات و قابلیت های ملی مورد بررسی و ارزیابی مستمر قرار دهیم. ۲- ۱۰ : مؤلفه های فرهنگ کار جعفری(۱۳۸۱) فرهنگ کار را مجموعه ارزشها، باورها و دانش های مشترک و پذیرفته شده یک گروه کاری تعریف می کند. وی در مطالعه خود مؤلفه های فرهنگ کار را شامل: مایل به انجام کار زیاد، دقت در کیفیت بالای فرایند ها و محصولات، دقت در سلامت ماشین آلات و تجهیزات، همدلی، همفکری و همکاری با دیگران، نشاط و شادابی، استقبال از تغییر مثبت، قناعت به حقوق دریافتی، نداشتن استرس های مخرب در محیط کاری ذکر می کند. پول و ذهن[۱۷] (۱۹۹۳) در شناسایی مؤلفه ی فرهنگ کار از دیدگاه کارفرمایان به این موارد: درستکاری و صداقت نداشتن، همکاری با دیگران، قابل اعتماد بودن، علاقه و دلبستگی به کار، توانایی تطبیق با شرایط جدید، یلدگیری مهارت های جدید، مهارت حل مسئله، مهارت مدیریت فردی، تعهد و وفاداری، احترام به یکدیگر اشاره داشتند. لاجوی[۱۸] (۲۰۰۰) مؤلفه های فرهنگ و اخلاق کار مثبت را شامل : توانایی کار کردن در گروه و توانایی ارتباط اثر بخش با دیگران به همراه مهارت های آکادمیک، مهارت های تفکر و مهارت های فنی خاص می داند. کان وی (۱۹۹۹) در مطالعه خود مؤلفه های مطلوب کارکنان در مشاغل خود را شامل: خود آگاهی، پیروی، از عهده کار بر آمدن، انگیزه، صبر، حساسیت، توانایی انجام کار، هوشیاری در کار گروهی و نوآوری ذکر می کند (شفیع پور، ۱۳۷۷). جورج شاین (۱۹۸۶) نیز، عوامل مطلوب شخصیتی در محیط کار را شامل: مسئولیت پذیری، اعتماد به نفس شغلی، صداقت کاری، توانایی انتقاد کردن، انتقاد پذیرفتن، برخورد انسانی با دیگر همکاران، خود کنترلی و وجدان شغلی می داند (چهارباشلو،۱۳۸۸). کمیته دسترسی به مهارت های ضروری امریکا (۱۹۹۱، SCANS)[19] مؤلفه های فرهنگ و اخلاق کار را شامل موارد زیر: مسئولیت پذیری، توانایی برقراری ارتباط، احترام متقابل، تعهد و وفاداری، صداقت داشتن، کار گروهی می داند. جعفری و حبیبی (۱۳۸۱) در خصوص مؤلفه های فرهنگ کار به مواردی از جمله: میزان آمادگی و توان کاری پرسنل، تسلط کارکنان بر ماهیت شغل، میزان حمایت سازمان از کارکنان، میزان انگیزه و تعهد کارکنان به سازمان و کارفرما، میزان اعتبار و تطابق تصمیمات با قوانین سازمانی، نگرش مثبت به کار، روحیه کار جمعی و اخلاق کاری اشاره می کنند. انجمن ملی آموزش تجارت[۲۰] (۲۰۰۱) مژلفه های فرهنگ و اخلاق کار را شامل: وقت شناسی، تعهد و وفاداری، توانایی کار با دیگران، خلاقیت و مسئولیت پذیری می داند. همچنین همایی(۱۳۸۶) در خصوص مؤلفه های فرهنگ کار به مواردی از جمله: رعایت بهداشت و ایمنی حرفه ای، رعایت تفکر منطقی در انجام امور، همدلی و همکاری گروهی، رعایت برنامه های کاری تدوین شده، صرفه جویی در مصرف مواد، مشورت در انجام فعالیت ها، مسئولیت پذیری، تعلم در انجام کارها، رعایت مسائل سازمانی، رعایت تقسیمات کاری، آموزش پذیری، سخت کوشی، انعطاف پذیری، صداقت در انجام کار، انتقال دانش وتجربه خود به دیگران اشاره می کند.(چارباشلو،۱۳۸۸) در این تحقیق پس از دستیابی به اساسی ترین مؤلفه های فرهنگ کار از طریق دیدگاه های صاحب نظران داخلی و خارجی در زمینه فرهنگ کار، مطالعه متون نظری و پژوهش های انجام شده پیشین، مؤلفه های فرهنگ کار استخراج و پس از بررسی پژوهش های به عمل آمده با بهره گرفتن از نظریات و دیدگاه های خبرگان در حوزه جامعه شناسی، روانشناسی و فرهنگ مطابق با آن مدل مفهومی تحقیق طراحی گردیده است، که شامل بیست و دو مؤلفه در چهار شاخص کلی می باشد. ـ مدل مفهومی حاضر تلفیقی است از یافته ها و مبانی نظری تحقیق و استخراج شده از نظرات و دیدگاه های خبرگان در حوزه جامعه شناسی، روانشناسی و فرهنگ ۲- ۱ : مدل مفهومی ۲- ۲ : Conceptual Model ۲- ۱۰- ۱ : تعریف مولفه های فرهنگ کار ۲- ۱۰- ۱- ۱ : اعتماد به نفس و خودباوری تعاریف گوناگونی برای خودباوری مطرح شده است برخی از این تعاریف عبارتند از: · خودباورى یک حالت مثبت روحى و روانى است و نتیجه آن احساس ارزشمندى است که در نفس انسان پدید مىآید و او را آماده مىسازد تا از طریق بهرهگیرى از لیاقتها و توانمندىهایى که دارد به انجام وظایفى که برعهده اوست قیام نماید. خودباوری یعنی احساس ارزشمند بودن، این احساس از طریق مجموعهای ازعواطف، احساسات و تجربیات بدست میآید ، به نحوی که فرد خود را با کفایت و موفق میداند. خودباوری یعنی داشتن اعتماد به نفس در یادگیری، تصمیم گیری و گزینش درست و رویارویی با دگرگونی ها از این حالت روحى در فرهنگ اسلامى با تعابیرى چون علو همت، مناعت طبع، اعتماد به نفس، عزت نفس و… یاد مىشود. در واقع، خودباورى، باور به استعدادها، توانایىها و نیروهاى نهفته فطرى درونى است که با اتکاء به آن، مىتوان به اهداف موردنظر در زندگى رسید و به آنان جامه عمل پوشاند. و مرحله عالى خودباورى، شکوفایى همه استعدادهاى بالقوه فرد است.(گیل لیندنفیلد،۱۳۸۹) ۲- ۱۰- ۱- ۲ : سخت کوشی سخت کوشی به عنوان تمایل افراد به انجام دادن کار های سخت و طولانی، یکی از مقوله های مهم در ارتقا فرهنگ کار می باشد. سخت کوشی به میزان تلاش و کوششی که افراد به هنگام انجام کاربه عمل می آورند گفته می شود. یکی ازعواملی که تمایل کارکنان سازمان را برای انجام دادن کار زیاد وسخت افزایش می دهد انگیزه کارکنان می باشد(ابراهیمی مهر، ۱۳۷۵) یکی از عوامل بسیار مهم در استفاده موثر و بهره ور از نیروی کار عامل انگیزه است. هنگامی که کسی دارای انگیزه می شود سخت می کوشد و به شدت تلاش و کار می کند(میرسپاسی، ۱۳۷۶) ۲- ۹- ۱- ۳ : انعطاف پذیری منظور از انعطاف پذیری میزان تغییر پذیری و همراهی با روش های نوین است بحث مقاومت در مقابل تغییر و دلبستگی شدید به وضعیت های ایستا و ثابت از جمله مهمترین معضلات سازمان هایی است که میل دارند متحول شوند. میزان آگاهی و استقبال از تغییر و یا مقاومت در مقابل آن فرهنگ کاری سازمان را تحت تاثیر قرار داده و تقویت یا تضعیف خواهد ساخت (رمضانی، ۱۳۸۵)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مصباح در تقسیم بندی زیبایی به دو نوع زیبایی اشاره می کند:
-
- زیبایی صوری: ازنظر ایشان زیبایی صوری به دو دسته زیبایی محسوس و زیبایی مثال یا متخیله مانند تناسب و استعاره در شعر تقسیم می شود.
-
- زیبایی های معنوی: این زیبایی ازنظر ایشان خود دو نوع می باشد که در سلسله مراتب همدیگر قرار می گیرند زیبایی های معنوی در معانی جزئی توسط وهم و در معانی بالاتر توسط عقل دریافت می شود.(تاجیک و حسینی،۱۳۹۱)
این دسته بندی تا اندازه ای با دسته بندی طباطبایی تلائم و همخوانی دارد با این تفاوت که طباطبایی زیبایی مثالی را در یک دسته جداگانه مورد بحث قرار می دهد حال آنکه مصباح زیبایی مثالی را به نوعی در هر دو دسته زیبایی های صوری و معنوی وارد می سازد. اما در خصوص قوای مدرکه این زیبایی هر دو به منابع سه گانه درک و فهم انسان اشاره می کنند. بدین صورت که مصباح (همان منبع)می گوید مدرّک زیبایی ها در موجودات ذی نفس چیزی جز همان نفس و قوای آن نیست مدرِّک زیبایی محسوس و دیداری نفس است در مرتبه حس، مدرِّک زیبایی مثالی نفس است در مرتبه وهم و مدرِّک زیبایی مراتب بالاتر نیز نفس است در مرتبه عقل، و نفس در هر مرتبه ای قرار گیرد مجذوب زیبایی موجود در همان مرتبه از وجود می شود. به عبارت دیگر زیبایی شناسی از این منظر دارای سطوح درک زیبایی های محسوس، درک زیبایی های مثالی و دریافت مرتبه بالای زیبایی یعنی عقلی می باشد که افراد براساس رشد و مرتبه کمال وجودی خود(اشاره به اصل تصعید) زیبایی های مربوط به آن مرتبه را درک و دریافت می نمایند. جعفری(۱۳۶۹،ص۲۸۵) انواع زیبایی هایی که در قرآن بدانها اشاره شده است را چنین بر می شمارد:
-
- زیبایی آسمان با ستارگاش «إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِزِینَهٍ الْکَوَاکِبِ»
-
- زیبایی ترکیب انسان و صورت او : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی أَحْسَنِ تَقْویمٍ (تین:۴)که ما انسان را به بهترین نظام خلقت خلق کردیم. یا: وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ شما را صورتگری کرد و صورت هایتان را زیبا تصویر کرد.(تغابن:۳)
-
-
-
- زیبایی جانداران :(صافات:۶) وَ لَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ و حِینَ تَسْرَحُونَ(نحل:۶)و چون شبهنگام (جانداران) را باز مىگردانید و بامدادان بیرون مىفرستید، نشان تجمل شمایند. یعنی در حرکت جانداران به طور انفرادی یا دسته جمعی که صبح جهت ادامه حیات به دشت های سرسبز می رود و شامگاه برای استراحت و انس با آشیانه و بچه های خود بر می گردند زیبایی وجود دارد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
-
- زیبایی مناظر طبیعی در روی زمین: أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَهٍ (نمل:۶۰) برای شما از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن آب باغهایی سرور انگیز و بهجت آور رویانیدیم.
-
- زیبایی معقول: در آیات قرآنی بر زیبایی آرمان های معقول و اصول عالی اخلاق و ارزشهای انسانی تأکید شده است ازجمله: بیآآااااا فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً(المعارج: ۵) پس صبر و شکیبایی کن صبر زیبا
وَ اصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمیلاً (مزمل:۱۰) و در برابر زخم زبانهاى مشرکین صبر کن و اگر هم قهر مىکنى قهرى زیبا (ملایم و خوشایند و سازنده) بکن وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإیمانَ وَ زَیَّنَهُ فی قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ أُولئِکَ هُمُ الرَّاشِدُون ( (الحجرات:۷) ولی خداوند متعال ایمان را به دلهایتان محبوب نموده و ایمان را در دلهای شما با زیبایی بیاراست و کفر و فسق و معصیت را برای شما زشت و کراهت بار ساخت. در این آیات به زیبایی هایی معقولی همانند عفو و اغماض زیبا، صبر زیبا، جدایی و مفارقت زیبا و زیبایی ایمان اشاره شده است. این دسته بندی را شاید بتوان به دو دسته زیبایی یعنی زیبایی های محسوس و زیبایی های معقول تقسیم کرد که چهار نوع اول جزء زیبایی های محسوس بوده و نوع پنجم جزء زیبایی معقول می باشد. البته خود جعفری(۱۳۶۹،ص۲۳۳) زیبایی را به چهار دسته زیر تقسیم می کند.
-
- زیبایی محسوس فی نفسه: این زیبایی در موجودیت خود موجود قرار دارد ماند زیبایی گل سرخ که به خاطر داشتن برخی ویژگی ها همچون تقارن، ظرافت، رنگ و غیره فی نفسه زیباست.
-
- زیبایی معقول فی نفسه: این نوع زیبایی برعکس زیبایی محسوس فی نفسه با حواس دریافت نمی شود بلکه درک آن فعالیتی درون ذاتی است که اگر انسان به سطحی از کمال برسد که لذایذ معقول همچون آزادی،عدالت، علم و غیره را دریابد قادر به درک آن می باشد این نوع زیبایی با شهود درونی دریافت می شود.
-
- زیبایی معقول مستند بر زیبایی محسوس: این زیبایی مانند یک اثر هنری یا یک بیت شعر زیبا می باشد که با بهره گرفتن از زیبایی های محسوس بوجود می آید مثلاً شاعر با بهره گرفتن از زیبایی های محسوس شعری زیبا را می سراید:
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست اگر یک ذره را برگیری از جای خلل یابد همه عالم سراپای در واقع شاعر با بهره گرفتن از زیبایی های صورت انسان یک زیبایی معقول موجود در نظم جهان را در این شعر منعکس ساخته است و زیبایی معقول را بر زیبایی محسوس تشبیه نموده است. یا اصل معقول عمل و عکس العمل را مولوی به شکل زیر تشبیه نموده است. این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
-
- زیبایی محسوس مستند بر معقول: در این نوع زیبایی یک شی محسوس به خاطر تعلق آن به زیبایی معقول زیبا پنداشته می شود برای مثال احساس پیوستگی با گذشته باعث زیبایی اشیا باستانی مانند سکه ها، نقشه ها و ساختمانهای قدیمی می شود یا در گذشته بت پرستان جمال خدا را در بت ها مجسم می کردند.
هنرهای زیبا در اسلام آن دسته از هنرهایی که توسط انسان تولید می شوند تحت عنوان هنرهای زیبا بیان می شوند. هنرهای زیبا را می توان یکی از بهترین راه ها برای معرفی دین، حکمت معنوی،عرفان و تبیین سیره انبیا برای انسان معاصر دانست(مطهری الهامی،۱۳۸۹). دین اسلام نیز به هنرهای زیبا بی اعتنا نیست و آنها را مدنظر قرار می دهد خود کتاب عظیم قرآن دارای قصه ها، تشبیهات دلنشین و دل انگیز و همچنین سبک آهنگ پذیر است و خواندن قرآن با صوت و ریتم زیبا و مناسب، چه بسا غیرمسلمانان را تحت تأثیر شدید قرار داده و موجب ایمان آوردن آنها می شود(همان منبع).برخی از این هنرهای زیبا که در اسلام مطرح است عبارت اند از:
-
- مسجد
مسجد که در ظاهر محل نیایش، عبادت و تعلیم و تربیت است از انواع هنرهای زیبا در اسلام برخوردار است تزیین مسجد در مناسبت های مختلف، برگزاری مراسم مختلف در مسجد، خوشنویسی با سبک های مختلف و معماری خاص از نمونه های بارز و جود هنر در مساجد می باشد.(همان منبع)
-
- شعر و شاعری
شعر و شاعر به خاطر تأثیر بر روان و تهییج احساسات انسان مورد توجه پیامبر و علمای اسلام بوده است برای مثال حسان بن ثابت با اجازه پیامبر، غدیر را به شعر در آورد. فقال له قم یا علی کأننی رضیتک من بعدی اماما و هادیا فمن کنت مولاه فهذا ولیه فکونوا له اتباع صدق موالیا(همان منبع) پس شعر به عنوان یکی از هنرهای گفتاری می تواند در ترویج فرهنگ اسلامی و ارزشهای انسانی مورد توجه قرار گیرد که در صورت تعهد شاعران این امر امکان پذیر است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انگیزش همدلی مهارت های اجتماعی
با توجه به جدول بالا میتوان از مطالعات گذشته و فرضیات مورد بررسی اینگونه برداشت نمود که تا به امروز تحقیق روابط سه مؤلفهی مورد بررسی در این پایان نامه را به صورت جامع مورد توجه قرار نداده و روابط متغیرهای مطرح شده را تک تک مورد بررسی قرار دادهاند. از این رو، در این تحقیق سعی شده برای رفع این خلاء در مطالعات با در نظر گرفتن متغیر کیفیت خدمات به عنوان یک متغیر وابسته با توجه به عوامل مؤثر بر آن که در اینجا هوش عاطفی و توانمندسازی کارکنان است مورد بررسی قرار گیرد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با توجه به مطالبی که در باب سه مؤلفهی اصلی این تحقیق یعنی توانمندسازی، هوش عاطفی و کیفیت خدمات گفته شده میتوان این گونه بیان داشت که در این تحقیق سعی شده تا ارتباط بین این سه مؤلفه مورد مورد بررسی قرار گیرد، بدین ترتیب که کسانی که میتوانند کیفیت بالای کار را به مشتریان بانک ارائه نمایند صرفاً کارکنان بانک خواهند بود. و با توجه به اینکه کارکنان مهمترین و اصلیترین منبع ایجاد مزیت رقابتی برای یک سازمان یا بنگاه اقتصادی هستند. توانمندسازی کارکنان باعث ایجاد تلاش بیشتر، علاقه بیشتر به گروه و کوشش در جهت افزایش کیفیت خدمات بانک گردیده و به طور مستقیم بر مشتریان تأثیرگذار خواهد بود. و از سوی دیگر هوش عاطفی در برخورد با مشتریان و همکاران نیز بر کیفیت خروجی خدمات بانک ارائه شده میتوان تأثیر بسزایی داشته باشد. قابل ذکر است مدل ارائه شده برای این تحقیق در نوع خود، در بررسی سه مؤلفهی اصلی منحصر به فرد بوده است با این توضیح که پژوهشهای انجام گرفته مختص ارتباط بین حداکثر دو مؤلفهی اصلی این تحقیق انجام گرفتهاند. به همین دلیل در این پژهش سعی شده تا با در نظرگیری این سه مؤلفه مدلی ارائه گردد. در پایان با توجه به ادبیات مطرح شده مدل مفهومی تحقیق به صورت زیر ارائه می شود(شکل ۱۲-۲). خودتنظیمی خودآگاهی خودانگیزشی همدلی مهارتهای اجتماعی احساس خودکار آمدی احساس معنیدار بودن احساس خود تعیینی احساس تاثیر اعتماد به دیگران References: Spretzer, 1996 ; Cibria Shearing, 2003 and Parasuraman, et al.,1988 عوامل فیزیکی و ملموس قابلیت اعتماد اطمینان خاطر پاسخگویی همدلی شکل ۱۳-۲٫ مدل مفهومی تحقیق که میزان و نحوه ارتباط میان متغیرها بر مبنای سوالات تعریف شده در سازمان مورد مطالعه، مورد بررسی قرار میگیرد. فصل سوم روش تحقیق ۱ـ۳٫ مقدمه از جمله ویژگیهای مطالعه علمی که هدفش حقیقتیابی است استفاده از یک روش تحقیق مناسب است و انتخاب روش تحقیق مناسب به هدفها، ماهیت وموضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی دقیق و آسان به پاسخ پرسشهای تحقیق است (خاکی،۱۳۷۹ : ۱۴۳-۱۴۲). بدون روش شناسی علمی نتایج بررسی و تحلیلهای مربوطه معتبر و قابل تعمیم نخواهد بود. از این رو ارزیابی متدولوژی پژوهش از جمله معیارهای رایج جهت ارزیابی تحقیقات علمی تلقی میشود در واقع میتوان گفت که فرایند تبدیل دادهها به اطلاعات جهت پاسخ گویی به سئوالات یا فرضیه های تحقیق را متدولوژی یا روش تحقیق مینامند که یکی از مراحل بسیار مهم و اساسی انجام تحقیق علمی میباشد. بنابراین، محقق باید در انتخاب روش تحقیق دقت لازم را به عمل آورد تا نتایج تحقیق از اعتبار لازم برخوردار باشد. در این فصل از تحقیق محقق به بررسی روش پژوهش، روش گردآوری داده ها، روش نمونه گیری، جامعه و نمونه آماری مورد نظر و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته است. ۲ـ۳٫ روش تحقیق بنابراین تحقیق حاضر، از آنجایی که هدفش تعیین تجربی روابط علی بین توانمندسازی و هوش عاطفی است، از نظر هدف کاربردی، و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی می باشد. در ضمن این پژوهش در میان تحقیقات همبستگی، از نوع تحلیل رگرسیون چندگانه می باشد. ۳ـ۳٫ روشهای جمع آوری اطلاعات در این تحقیق جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات تحقیق موضوع، از منابع کتابخانهای، مقالات، کتابهای مورد نیاز و نیز از شبکه جهانی اطلاعات (Internet) استفاده شده است. به منظور جمع آوری دادهها و اطلاعات برای تجزیه و تحلیل از ۲ پرسشنامه استفاده گردیده است: الف) پرسشنامه توانمندسازی طراحی شده است. برای پرسشنامه مربوط به توانمندسازی از پرسشنامه توانمندی روانشناختی اسپریتزر (۱۹۹۵) استفاده شده است. لازم به ذکر است این پرسشنامه در یک پایاننامه کارشناسی ارشد نیز بکار رفته است و اعتبار وپایائی آن به تایید رسیده است. این پرسشنامه ۵ بعد احساس معنیدار بودن (۴ گویه)، احساس خودکارآمدی (۴ گویه)، احساس خودتعیینی (۳ گویه)، احساس تأثیر (۳ گویه) و احساس داشتن اعتماد به دیگران (۴ گویه) را می سنجد. ب) پرسشنامه هوش عاطفی طراحی شده است. پرسشنامه هوش عاطفی توسط سیبریا شرینک (منصوری، ۱۳۸۰) طراحی شده است. این پرسشنامه توسط آقای منصوری، به صورت پایان نامه کارشناسی ارشد، تهیه و روایی و پایایی آن مورد سنجش قرار گرفته است. این پرسشنامه ۵ بعد خود آگاهی(۳ گویه)، خود تنظیمی (۳ گویه)، خود انگیزشی(۳ گویه)، همدلی (۳ گویه) و مهارت های اجتماعی (۳ گویه) را می سنجد. ج) پرسشنامه کیفیت خدمات طراحی شده است. پرسشنامه کیفیت خدمات با بهره گرفتن از مقیاس مشهور سروکوال[۱۴۶] (پاراسورامان و دیگران، ۱۹۸۸) طراحی شد. این پرسشنامه ۵ بعد عوامل ملموس (۴ گویه)، قابلیت اعتماد (۵ گویه)، اطمینان خاطر(۵ گویه)، پاسخگویی (۳ گویه) و همدلی (۳ گویه) را می سنجد. برای طراحی این پرسشنامه ها از طیف پنج گزینهای لیکرت استفاده گردیده است، که یکی از رایجترین مقایسهای اندازهگیری به شمار میرود. شکل کلی و امتیاز بندی این طیف برای سئوالات مثبت به صورت ذیل میباشد:
شکل کلی : بسیار مخالفم ـ مخالفم ـ نظری ندارم ـ موافقم ـ بسیار موافقم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- اشتیاق شغلی حس وفاداری در یک محیط رقابتی ایجاد می کند.
- اشتیاق شغلی یک محیط کاری پرانرژی را فراهم می کند.
- اشتیاق شغلی به رشد کسب و کار کمک می کند.
- کارکنانی که اشتیاق بالایی دارند فراتر از انتظار کار می کنند.
ازجمله عوامل تأثیرگذار بر اشتیاق شغلی بحث سبک های رهبری است، بنابراین در ادامه سبک رهبری اصیل به عنوان جدیدترین سبک را مورد بررسی قرار می دهیم.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۱-۲- رهبری اصیل ۲-۱-۲- ۱- تعاریف رهبری در این جا برخی تعاریف رهبری ارائه می شود. رهبری را این چنین تعریف می کند. «رهبری عبارت است از عمل تاثیرگذاری بر افراد به طوری که از روی میل و علاقه برای هدف های گروهی تلاش کنند». رهبری، قوت اراده رهبر برای تحت تاثیر قراردادن رهروان و برانگیختن اطاعت، احترام، وفاداری و تعاون آن ها است (تری[۵۲]،۱۹۶۰، به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷) رهبری عبارت از نوع خاصی از رابطه قدرت که به وسیله ادراک عضوگروه مشخص می شود مبنی بر اینکه عضو دیگر حق دارد که با توجه به فعالیت وی به عنوان یکی ازاعضای گروه برای او الگوی رفتاری تعیین کند.(فیدلر[۵۳]،۱۹۹۴، به نقل از مؤمنی، ۱۳۹۰) ازنظراستاگدیل[۵۴] (۱۹۸۱) « رهبری فراگرد نفوذ و فعالیت های یک گروه سازمان یافته در جهت تعیین هدف و برآوردآنهاست». برنز(۱۹۷۸) رهبری را این چنین تعریف کرد: « آماده ساختن زیردستان برای اهداف مشخصی که نماینده ارزش ها و انگیزه ها، خواسته ها و نیازها و آنان انتظارات رهبران و زیردستان است» (به نقل از مؤمنی، ۱۳۹۰). شومرهون، هانت واوزبون[۵۵] (۲۰۰۵) رهبری را موردی خاص از تأثیر شخصی فرد بریک گروه با یک فرد می دانند. که آنان را وادار می سازد تا آنچه را که رهبرمی خواهد انجام دهند.به عبارتی رهبری، فرایند نفوذ در فعالیت های یک گروه سازمان یافته در جهت شکل گیری و نیل به اهداف است (به نقل از خلیلی باهر، ۱۳۹۲). ازنظر سرتین[۵۶] (۱۹۹۰) رهبری درواقع صرفا ناشی ازخصوصیات فردی رهبران نیست و نمی تواند باشد. بلکه شامل خصوصیات روابط بین رهبر و پیروان نیز می باشد. پس رهبری نوعی تبادل اجتماعی است. به رغم تعاریف متعددی که از رهبری ارائه شده همه آنها در چند مورد با هم مشترک هستند. الف) رهبری یک فرایند دو جانبه است. فرایند رهبری اقتضا می کند که رهبر هم تأثیرگذار بر بیرون و هم تأثیرپذیر از آن ها باشد. ب) رهبری در داخل یک گروه اتفاق می افتد. رهبری هنراداره کردن خود و دیگران است. ج) رهبری با تغییر آمیخته است رهبری شامل تأثیرگذاران و تغییر دادن گروهی از افراد که هدف عمومی مشترکی دارند، می شود (به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷). ۲-۱-۲-۲- رویکردها وتئوری های سنتی ونوین رهبری رویکردها و تئوری های رهبری برای معرفی روش های جدیدی از تفکر شکل گرفته اند که می تواند کمکی باشد به محققان در تمرکز برحوزه های مساله دار، کمک در امر تصمیم گیری و مبنایی برای پیش بینی موقعیت هایی که ممکن است مورد استفاده رهبران قرار گیرد (هوی و میسکل[۵۷]، ۲۰۰۸). جدول شماره ۲-۱:رویکردها وتئوری های سنتی رهبری ومؤلفه ها ی آن
رویکرد ارائه دهنده سال ارائه مولفه ها و ویژگی ها
صفات مشخصه رهبری[۵۸] استاگدبل و هوس[۵۹] ۱۹۰۴ تاکید برخصوصیات ونگرش های رهبران؛ اعتقاد به ذاتی بودن امر رهبری و توانایی ها و ویژگی های آن.
رفتار رهبری[۶۰] محققان دانشگاه های آیووا[۶۱]، اوهایو[۶۲]، میشیگان، مک گریگور[۶۳] ۱۹۷۳ تعیین سبک وروش رهبران و شیوه آنان در برخورد با زیردستان، تاکید بر رفتار رهبری؛ ارتباط بین سبک رهبری باقدرت و تمایل زیردستان به پیروی کردن؛ اکتسابی بودن رهبری؛ آموزش افراد درجهت تربیت آنان برای رهبرشدن.
رهبری اقتضایی[۶۴] فیدلر[۶۵] ۱۹۶۷ عملکرد رهبرمتاثراست از میزان کنترل و میزان نفوذ وی ؛ تاکید بر جو محیطی و شرایط گروه؛ تاکید برساختار و موقعیت گروه؛ تاکید بر قدرت ناشی از پست و مقام رهبر.
مسیر – هدف[۶۶] ایوانز[۶۷] هاوس ومیشل[۶۸] ۱۹۷۰-۱۹۷۴ تاکید بر تطبیق رفتارهای رهبر با اقتضائات وضعیتی (شامل ویژگی های کارکنان و ویژگی های محیط کاری)؛ چگونگی نفوذ رهبر بر برداشت های زیردستان از هدف های کاری وشخصی وارتباط میان این دودسته هدف های کاری و شخصی در راستای اثرگذاری بررضایت خاطر کارکنان؛ پذیرش رهبر به وسیله زیردستان وانگیزش برای عملکرد کاری.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کوکیک و همکاران در سال ۲۰۰۸ میلادی فعالیت آنتیاکسیدانی و آنتیمیکروبیالی عصارههای اتانولی، متانولی، کلروفرمی، اتیل استاتی، بوتانلی و آبی Cynara cardunculus را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از فعالیت توتال آنتیاکسیدانی (TAA) به میزان ۰.۳۸، ۰.۳۶، ۰.۳۵، ۰.۳۴ و ۰.۱۲ میکرومول آهن دوبار مثبت بر میلیگرم وزن خشک برای عصاره های اتیل استاتی و –nبوتانولی و اتانولی و آبی و کلروفرمی به ترتیب گزارش کردند. و فعالیت آنتی رادیکالی DPPH برای این عصارهها را به صورت SC50برای عصاره اتیل استاتی به میزان ۲۱.۵ mg/mol گزارش کردند که قویترین عصاره شناخته شد در حالی که عصارههای –nبوتانولی و اتانولی و آبی به ترتیب فعالیت آنتیرادیکالی کمتری داشتند(۴۲).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ساریکورکو و همکاران در سال ۲۰۰۷ فعالیت آنتیاکسیدانی اسانس و عصاره متانولی Marrubium globosum subsp را با بهره گرفتن از دو روش DPPH و بیرنگ شدن بتا کاروتن بررسی کردند و ترکیبهای آنها با دستگاه GC/MS تجزیه شد و در مجموع ۸۴ ترکیب که حدود ۸۸.۲ درصد اسانس را تشکیل میداد، شناسایی شد. ترکیب عمده آن اسپاتولنول بود. عصاره متانولی بالاترین فعالیت آنتیاکسیدانی را نشان داد، که معادل فعالیت آنتیاکسیدانی سنتزی BHT بود(۶۷). اوزکان و همکاران در سال ۲۰۰۷ فعالیت آنتیاکسیدانی اسانس Satureja cilicica را در کره بررسی کردند. نتایج فعالیت بالای آنتیرادیکالی اسانس را نشاندار بود. این محققین گزارش کردند که فعالیت آنتیاکسیدانی اسانس Satureja cilicica میتواند به ترکیب های فنولیک آن به خصوص تیمول و کارواکرول نسبت داده شود.(۵۶) در مطالعهایزانگ و همکاران در سال ۲۰۰۶ فعالیت آنتیاکسیدانی و ترکیبهای اسانس جعفری (Petroselinum crispum) را بررسی کردند. شناسایی ترکیبات با دستگاه GC/MS صورت گرفت. ترکیب عمده تشکیل دهنده اسانس میریستین[۱۲۳]۱ بود، که فعالیت آنتیاکسیدانی متوسطی نشان داد. فعالیت آنتیاکسیدانی با بهره گرفتن از دو روش DPPH و بیرنگ شدن کاروتن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، که این اسانس دارای فعالیت آنتیاکسیدانی متوسطی است.(۹۰) شریفیفر و همکاران در سال ۲۰۰۷ اثرات ضد میکروبی و آنتیاکسیدانی اسانس و عصاره آویشن شیرازی را در برون تن۲ بررسی کردند. اسانس گیاه قادر به مهار رادیکال پایدار DPPH بود. ترکیب های شیمیایی اسانس با دستگاه GC/MS تجزیه گردید و مجموع ۲۵ ترکیب که حدود ۹۷.۸ درصد اسانس را تشکیل میداد شناسایی شد. ترکیب اصلی شناسایی شده تیمول و کارواکرول بودند. نتایج به دست آمده نشان داد که اسانس و عصاره متانولی گیاه هر دو دارای اثر آنتیاکسیدانی و ضدباکتریایی بوده و می توانند به عنوان محافظ در صنایع غذایی و دارویی مورد استفاده قرار گیرند(۷۱). سیتیلردکا و همکاران در سال ۲۰۰۸ میلادی عصارههای اتری متانولی و عصارههای محلول مانند پوست و دانه Rambutan لیوفیلیزه شده یا (Nepheliumlappaceuml)L لیوفیلیزه شده برای محتوای ترکیبات فنولیک و فعالیت آنتیاکسیدانی و آنتیباکتریالی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمایشات آنها به این صورت گزارش شد که بیشترین ترکیبات فنولیک در عصارههای پوست و بیشترین مقدار در عصاره متانولی یافت شد. و در آزمونهای آنتیاکسیدانی Reducing power ،B-carotene bleaching DPPHعصارههای پوست فعالیت آنتیاکسیدانی بالاتری را نسبت به عصارههای دانه در همه روشها نشان دادند. و عصاره متانولی بیشترین فعالیت آنتیاکسیدانی را در نابودی ۵۰ درصد رادیکال آزاد DPPH در غلظت ۹۴/۴ mg/ml نشان داد(۸۰) اغلب این کارها به صورت تجربی انجام شده و توضیحاتی راجع به مکانیسمهای این روشها، بیان شده است. البته برخی از محققان هم مکانیزم های مربوط به UAE را بیان کرده و هم موضوعات مربوط به استفاده گسترده از این تکنیک را بررسی کرده اند. ویناتورو به یک برنامه کاری اشاره کرده است که در آن تلاشهایی برای استفاده از این روش تحت گرنت(ERB-CIPA-CT94-0227-1995) EU Copernicus انجام شده است(۸۴). در این برنامه مشخص شده است که هر چند انجام استخراج در آزمایشگاه، کار سادهای است ولی استفاده صنعتی از آن بسیار چالش برانگیز است. چندین مشاهده و موضوع کلیدی در رابطه با UAE تشخیص داده شده است. مانند: الف) ماهیت بافت مورد استخراج و مکان اجزایی که باید استخراج شوند نسبت به ساختار بافت ب) تیمار بافت قبل از شروع استخراج پ) ماهیت اجزایی که باید استخراج شوند ت) اثرات اولتراسونیک که باعث اختلال (تخریب) بافتهای سطحی می شود ث) افزایش انتقال جرم ج) انتشار درونذرهای چ) پر کردن محفظه استخراج با سوبسترا ح) افزایش میزان اجزای استخراج شده خ) افزایش سرعت استخراج، مخصوصاً در مرحله اول استخراج که باعث کاهش چشمگیر مدت زمان استخراج و افزایش نتایج استخراج می شود در بافتهای زندهای که ترکیبات مورد نظر در غدههای سطحی ذخیره شده اند میتوان با تنش متوسط اولتراسوند باعث استخراج ترکیبات شد. در بافتهایی که ترکیبات مورد نظر در داخل سلولها قرار دارند، برای دستیابی به یک استخراج سریع و کامل باید پیش از تیمار اولتراسوند، ابتدا تیماری انجام شود تا اندازه بافتها را کوچکتر کرده (قطعه قطعه کردن بافت) و بدین ترتیب، سطح تماس را به حداکثر مقدار ممکن رساند. در مواردی که هیدراسیون اولیه (Pre-hydration) برای انجام استخراج، ضروری است، کاربرد اولتراسوند به شکلی مؤثر فرایند هیدراسیون را تسریع مینماید. حبابهای خلأ حاصل از اولتراسوند، سطوحی آبگریز (هیدروفوب) در داخل مایع استخراج ایجاد می کنند و بدین وسیله خصوصیت آبگریزی خالص محیط استخراج را افزایش می دهند. بنابراین میتوان مواد قطبیکه در غیر این صورت به محیط استخراج هیدروفیل نیاز داشتند نیز استخراج کرد و نیاز به محیطهای هیدروفوبیک (آبگریز) یا شدیداً قطبی را که معمولاً نامطلوب هستند کاهش داد. تخریب ساختار سطحی بافت با بهره گرفتن از آزمایشات میکروسکوپی معلوم می شود. برخی از محققان، نگرانیهایی راجع به قابلیت بالقوه خلأسازی اولتراسونیک از لحاظ تولید رادیکالهای آزاد مخصوصاً رادیکالهای هیدروکسیل، بیان کرده اند. هرچند خطر بالقوه تخریب اکسیداتیو به عنوان یک نگرانی عمده وجود دارد با این حال میتوان با افزودن مقدار ناچیزی اتانول جهت کاهش دمای درون حبابهای خلأ و متوقف کردن وقایع شیمیایی مرتبط با آن، از تولید رادیکالهای آزاد جلوگیری کرد. ۲-۶-۱-۳-امواج مایکروویو اساس گرم شدن توسط امواج مایکروویو بر پایه هدایت یونی و چرخش مولکولهای دوقطبی است. در بیشتر موارد این دو مکانیزم همزمان روی میدهد. هدایت یونی، مهاجرت یونها هنگامی که در معرض یک میدان الکترومغناطیسی قرار میگیرند، است. مقاومت محلول در مقابل حرکت و جریان یونی باعث اصطکاک و به تبع آن ایجاد حرارت میشود. چرخش دو قطبی به معنی قرار گرفتن مولکولهای دو قطبی در راستای میدان استفاده شده، است. در سامانههای تجاری فرکانس MHz 2450 استفاده میشود. در این فرکانس مولکولهای دوقطبی ۱۰۹×۹/۴ بار در ثانیه منظم (همجهت میدان) و نامنظم میگردند و این نیروی حرکت مولکولها باعث گرم شدن محیط میشود (۲۴). ۲-۷-گیاه گلرنگ ۲-۷-۱-گونه های گلرنگ از نظر مورفولوژی و گیاهشناسی و پراکندگی گیاه گلرنگ با نام علمی Carthamus tinctorious Lاز خانواده کمپوزیته و یا آستراسه است. در ایران این گیاه با نام های گلرنگ ، کاشفه، چورک و… موسوم است.کشت آن در ایران سابقه طولانی دارد و بیش از ۵۰ رقم از آن شناسایی شده که هر یک بخوبی با شرایط خاص جوی محل خود از قبیل گرم وخشک، کویری و سرد و خشک و رشد در اراضی با غلظت املاح بالا خو گرفته است(۲).
شکل ۲-۲۲-گیاه گلرنگ این گیاه از جمله گیاهان داروویی است و گلچه آن نه تنها در پزشکی بلکه در غذا به عنوان چاشنی و رنگ بکار می رود و از جمله افزودنی به نوشیدنی هاست(۱۱). در طب سنتی نیز کاربردهای زیادی برای قسمت های مختلف آن ذکر شده است از جمله به خاصیت دم کرده برگ ها و گلچه های آن در پایین آورندگی چربیهای خون (۲۶) و کاربرد عصاره آبی گلچه های آن به عنوان ملین و ضد التهاب و مسکن می توان اشاره کرد(۸۶). فصل سوم: مواد و روش ها در این تحقیق از تجهیزات مختلفی استفاده شده که در جدول ۳-۱ به آنها اشاره شده است. جدول ۳-۱ تجهیزات مورد استفاده
| نام تجهیزات |
نام تجاری |
| ترازوی دیجیتالی |
KERN 470 آلمان |
| تغلیظ کننده چرخان |
Heidolph |
| پارافیلم |
Laboratory film Pm-996 |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ازدیدگاه کیم[۱۷](۱۹۹۹)، ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻣﻬﺎرت ﺧﺎص ﻳﺎ اراده ای ﻗﻮی ﻧﺪارد و ﻫﺮﻛﺲ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪی و ﻫﺪف ﻣﻮرد ﻧﻈﺮش ﺑﺮای ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪن در آن شرکت کند. کارل ﺳﻮن[۱۸](۲۰۰۰)، ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ را ﺷﺮﻛﺖ در ورزﺷﻲ ﻣﻲداﻧﺪ ﻛﻪ اﻧﺴﺎن آن را آزاداﻧﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﻛﺮده باشد(کالینس،۲۰۰۲)[۱۹]. رﻳﭽﺎرد مول[۲۰](۱۹۹۷)، ﻧﻴﺰ ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ را ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای از ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎی ورزﺷﻲ ﺳﺎده، ﻛﻢ ﻫﺰﻳﻨﻪ، ﺑﺪون رﺳﻤﻴﺖ، ﻓﺮح ﺑﺨﺶ و ﺑﺎ ﻧﺸﺎط ﻣﻲ داﻧﺪ ﻛﻪ اﻣﻜﺎن ﺷﺮﻛﺖ در آﻧﻬﺎ ﺑﺮای ﻫﻤﻪ اﻓﺮاد وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. پریرا و ادوارد[۲۱](۲۰۰۲)، ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ ﺑﻪ فعالیت های ورزﺷﻲ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻲ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ در ﺑﻴﺮون از ورزﺷﮕﺎه ﻫﺎی رﺳﻤﻲ ﻛﻪ دارای ﻣﻘﺮرات ﺳﺨﺖ و دﺳﺖ و ﭘﺎﮔﻴﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ، و به دور از ﭼﺸﻢ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮان ﻣﺘﻌﺼﺐ، درکمال آزادی و سادگی برگزار می شود(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی ،۱۳۹۰). ۲-۲-۱-۲- همگانی شدن ورزش وقتی سخن از ورزش کردن به میان می آید، اکثر افراد بهانه کمبود وقت و نداشتن شرایط و امکانات را می گیرند. اما واقعیت این است که با یک برنامه ریزی ساده و کمی سحرخیزی می توان زمان نسبتأ خوبی را به ورزش کردن اختصاص داد. اگر موقعیت شناس باشیم همین پیاده روی ساده و کوتاه می تواند نوعی ورزش به حساب آید و هزینه آن تنها یک جفت کفش ورزشی است. این جاست که به فکر همگانی کردن ورزش می افتیم. ورزش همگانی، نام نوعی رشته ورزشی است که هدف آن ایجاد نشاط و تندرستی برای همه اقشار جامعه است و جالب است که بدانید همه رشته های ورزشی قابلیت همگانی شدن دارند. براساس تعریف ورزش همگانی، ورزش همگانی برای پرداختن عامه مردم به ورزش، حتی در زمانی کوتاه، با توجه به امکانات موجود و شرایط افراد است. در این میان وظیفه اصلی سازمان ها و نهادهای ورزشی دعوت از مردم برای ورزش های همگانی است. تفاوت ورزش قهرمانی و همگانی در این است که در ورزش های قهرمانی، هدف کسب مهارت و رقابت می باشد در صورتی که در ورزش همگانی هدف اصلی، سلامتی برای همه است، یعنی هدف کسانی که به ورزش همگانی می پردازند به دست آوردن سلامتی و نشاط برای خود و دیگران است. در واقع در ورزش های همگانی، پیروزی واقعی زمانی اتفاق می افتد که همه اعضای گروه، سالم و شاد باشند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۲-۱-۳- انواع ورزش های همگانی همان گونه که واقف هستیم، فعالیت در ورزش همگانی به بخش های بازی، تفریحی و ورزشی تقسیم می شود. امروزه در فدراسیون جهانی، ورزش همگانی بالغ بر ۷۰ رشته در محیط های شهری، روستایی و طبیعی می باشد. از جمله این رشته ها می توان، ماهیگیری، شنا و ورزش های آبی، پیاده روی، فوتبال و فوتسال، کوه پیمایی تفریحی، اتومبیل رانی، گردشگری، بازی های فکری و غیره را نام برد. از بین این رشته ها، پیاده روی یکی از پرطرفدارترین رشته ها است. اگر بخواهیم بیشترین استفاده را از ورزش های همگانی به دست بیاوریم، باید ۳ یا ۴ روز در هفته بین ۳۰ تا ۶۰ دقیقه تمرین کنیم. مدت زمان ورزش در هر جلسه را نیز میتوان به زمان های کوچک تر تقسیم کرد تا فشار و بار وارده احتمالی به حداقل برسد. بهتر است برای انتخاب زمان ورزش کردن محدودیتی برای افراد قائل نشویم و هر فرد بنا به علاقه و اوقات فراغتی که دارد به ورزش بپردازد؛ اما بر طبق نتایج آخرین مطالعات پژوهشی بهترین زمان ورزش کردن در ساعت ۹-۶ صبح و ۸-۴ بعد از ظهراعلام شده است(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی ،۱۳۹۰). ۲-۲-۱-۴- فواید ورزش همگانی ورزش همگانی از جمله رشته های پرطرفداری است که در کلیه مکان های تفریحی- ورزشی مانند پارکها، ورزشگاه ها، ایستگاه های ورزشی، سواحل دریا، رودخانه ها و … می تواند به صورت انفرادی و گروهی توسط مربیان کارآزموده و مجرب انجام شود. از آنجایی که ورزش همگانی دارای رشته های متنوعی است و در محیط های بسته و آزاد قابل انجام می باشند، بنابراین افراد به سهولت می توانند در این رشته ها به فعالیت بپردازند. لذا این ورزش تاثیر زیادی بر تندرستی، شادابی و سالم سازی افراد دارد. این ورزش موجب تقویت کلیه عضلات، افزایش قدرت بدنی، استقامت، انعطاف پذیری و همچنین باعث تقویت روحیه افراد نیز می گردد. این نوع ورزش ها از افزایش چربی و قندخون جلوگیری می کنند. از دیگر فواید این ورزش، تاثیر آن بر آرامش روانی و مقاوم نمودن افراد در مقابل حوادث و مشکلات روز است(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،۱۳۹۰). ۲-۲-۱-۵- اوقات فراغت مسئله الگوی گذران اوقات فراغت شهروندان، که با فهم آن بهتر می توان به فهم گرایش به ورزش همگانی نیز پی برد و پیامدهای احتمالی ناشی چالش بین وضع موجود و وضع مطلوب آن مبین شیوه ای جدید در زندگی بشر امروزی است. پدیده چگونگی گذران اوقات فراغت در چارچوب یک تمدن فراغتی یا جامعه فراغتی اهمیت یافته است. اوقات فراغت خود با تمامی ابعاد، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، اوقات موثری است که در زمان ها و مکان های مختلف در اجتماع توسط تمامی گروه ها و اقشارهای اجتماعی به انحای مختلف مصرف می شود. آنچه که به زمان فراغت معنا می بخشد مصرف آن در مکان ها و فضاهای فراغتی است. اما مصرف زمان فراغت و فضای فراغت دائمأ در نوسان است و بر سر آن اختلاف و کشمکش بسیار دامنه دار و متنوع وجود دارد. نوسانات و چالش های گروه های مصرف کننده فراغت بر سر زمان و فضای فراغت در خلأ صورت نمیگیرد، بلکه در قالب رقابت، مذاکره و درگیری شکل می گیرد و بر سایر گروه ها و بر سایر گروه ها تاثیر می گذارد. از سوی دیگر صرف اوقات فراغت توسط گروه های مختلف در زمان ها و فضاهای مختلف نشان از چگونگی اعمال آزادی ماست. در مقابل عدم مصرف فراغت نیز ممکن است نشان از عدم آزادی و یا محروم شدن برخی از اعمال این آزادی ها باشد. این نحوه گذران اوقات فراغت در زمان و فضاهای مختلف برای شهروندان شکل متمایزی از محدودیت و فشار را نشان می دهد. این محدودیت ها و فشارها در روند زمان نوسان داشته؛ به نحوی که به تغییر الگوهای فراغت می انجامد. بر این اساس محور کلی فضای مفهومی فعالیت های فراغتی شهروندان خصوصأ سالمندان با تمرکز بر چگونگی تغییر آن مورد نظر است. به عبارت دیگر، به بررسی انتظارات و ظرفیت های تنش زا و چالش های پیش روی شهروندان در زمان و فضای فراغت به مثابه مولفه های مهم درتعیین و شکل گیری الگوی فراغت آنها پرداخته می شود. بر اساس این مقدمه ، اوقات فراغت را می توان از دو جنبه کیفی و کمی مورد توجه قرار داد(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،۱۳۹۰). ۲-۲-۱-۵-۱- جنبه کیفی اوقات فراغت این موضوع به نخستین نوشته های ارسطو بازمی گردد که اظهار داشته بود افراد سطح بالای یونان برای نشان دادن برتری خود، از اوقات فراغت استفاده می کردند؛ به این معنی که بهره گیری از اوقات فراغت از مصادیق زندگی باکیفبت و ارزشمند به شمار می آید. این ارزش سبب می شد تا وضعیت زندگی سالم و افتخارآمیز باشد. همچنین وی از اوقات فراغت به عنوان فرصت فعالیت های روحی یاد کرده است. این مکتب فکری بیان می دارد که اوقات فراغت، فرد را از کارهای و محدودیت های زیست شناختی دور می کند و ذهن آدمی آزاد می شود؛ زیرا محدودیت های زیست شناختی، فرد را در چارچوب نیازهای زیستی (خواب، خوراک، نیاز جنسی و…) قرار می دهد. حال آنکه اوقات فراغت به فرد فرصت می دهد تا به خودیابی و شکوفایی برسد(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی ،۱۳۹۰). ۲-۲-۱-۵-۲- جنبه کمی اوقات فراغت از نظر کمی اوقات فراغت به زمان آزاد فرد مربوط می شود. اوقات فراغت به ازاء زمانی است که فعالیت های هر فرد، توسط خود وی تعیین می شود. برخی از افراد از این زمان برای فعالیت های غیر قابل قبول جامعه مانند: اعتیاد، نوشیدن افراطی الکل، اوقات فراغت را بصورت غیرفعال سپری می کنند. درموارد استفاده مثبت از اوقات فراغت می توان به ورزش، شرکت در جشن ها، تورهای گردشگری، مطالعه و مانند آن اشاره کرد. نکته مهم در مورد اوقات فراغت آن است که فرد به فعالیت هایی می پردازد که خود انتخاب کرده است(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،۱۳۹۰). ۲-۲-۱-۵-۳- مفهوم اوقات فراغت مفهوم اوقات فراغت بر دو جنبه تاکید کرد:
-
- زمان آزاد روزانه که پس از کار به وجود می آید.
-
- توصیف انتخابی بودن فعالیتی که انجام می شود.
به طور کلی زمانی که فرد، حق انتخاب دارد و می تواند فعالیتی فارغ از جریان عادی کار، خانواده یا جامعه انجام دهد، اوقات فراغت است. هدف این دوره زمانی، آرامش، تغییر، تفرج و شرکت آزادانه در فعالیت های اجتماعی و ورزشی در حد ظرفیت های موجود است(هانی براون[۲۲]، ۳۴:۲۰۰۰ ). یکی از موارد استفاده مثبت از اوقات فراغت، تفریحات سالم است و یکی از تفریحات سالم ورزش است. پس می توان گفت: اساس در اوقات فراغت، آزادی انتخاب است. اوقات فراغت باید فرد را از سطح نیازهای زیستی به سمت نیازهای برتر رهنمون سازد. گذران اوقات فراغت باید به صورت مثبت، برای اعتلای ذهنی، جسمی و مورد قبول جامعه باشد. هدف از اوقات فراغت باید آرامش، تغییر و تفرج باشد(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی ،۱۳۹۰). ۲-۲-۱-۶- تفریحات سالم تفریح سالم شکلی از گذران اوقات فراغت است که در آن انتخاب فعالیت و نتیجه آن به خود فرد وابسته است. هدف از برنامه ریزی در تفریحات سالم، فراهم کردن فرصت مناسب برای هر فرد، برای انتخاب فعالیت دلخواه از بین انواع فعالیت های تفریحی است. از این رو برنامه ریزی طوری انجام می گیرد که به شرکت کننده در کسب تجربه و نتایج مثبت کمک کند. بدین معنی که وضعیت کمابیش همانند برای همه مردم فراهم شود تا در آن نیازهای خویش را شناسایی و برای ارضای آن نیازها اقدام کنند. تجربه کردن موفقیت، باعث شکوفایی و احساس مثبت نسبت به خویشتن خواهد شد. واژه تفریحات سالم از کلمه لاتین “creatio” به معنی “تجدید قوا و تندرستی” گرفته شده است. به طور سنتی این واژه به معنی فرایند ذخیره کننده قوا و ایجاد نیرو معنی شده است. از نظر تاریخی تفریح سالم به فعالیتی گفته می شود که فرد را برای کار مجدد آماده می کند؛ در حالی که برخی، تفریحات سالم را به معنی تجدید قوا و نوعی استراحت می دانند و بعضی دیگر آن را فعالیت تلقی می کنند. گروهی دیگر ضمن تایید جنبه فعالیت آن، مقبولیت اجتماعی را نیز به تعریف می افزایند(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،۱۳۹۰). بسیاری، فعالیت را بدون هیچ گونه محدودیت تلقی می کنند. فرهنگ جامعه شناسی، تفریحات سالم را به عنوان «هر گونه فعالیتی که هنگام اوقات فراغت انجام می شود، آزادانه و نشاط انگیز باشد و خودانگیخته انجام گیرد، نه با جایزه و یا پدیده خارجی تقویت گردد» تعریف کرده است( ترکیلدسون[۲۳] ، ۱۹۹۸: ۷۷). بعضی از نویسندگان به تفریحات سالم به عنوان نمودی اساسأ اخلاقی و عقلی می نگرند که جسم بر روی آن بنا می شود. رومنی[۲۴] (۱۹۴۵) معتقد بود که تفریحات سالم نه ترکیبی از حرکات، بلکه مملوء از هیجانات و احساسات است. تفریحات سالم یک پاسخ فردی، یک بازتاب روان شناختی، یک رفتار و روشی برای زندگی است. تعاریف جدید تفریحات سالم را متضاد یا جدا از کار متضاد منظور نمی کند وقتی آن را اخلاقی و عقلی صرف هم نمی داند، بلکه آن را رویکردی به زندگی خوب قلمداد می کند(ترکیلدسون، ۷۸:۱۹۹۸). ﮔﺮی و پلگرینو[۲۵] ﺗﻔﺮﻳﺤﺎت ﺳﺎﻟﻢ را ﻳﻚ وﺿﻌﻴﺖ ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ ﻣﻲ داﻧﻨﺪ ﻛﻪ در آن ﻓﺮد اﺣﺴﺎس رﺿﺎﻳﺖ و ﺳﻼﻣﺖ ﻛﻨﺪ. ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ، ﻋﺰت، رﺿﺎﻳﺖ و ارزشمندی از اﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻲاﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﺮد دﺳﺖ دﻫﺪ. ﺗﻔﺮﻳﺤﺎت ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮوز اﺣﺴﺎس ﺧﻮب ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﻲ شود(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،۱۳۹۰). کمیته آموزش مدیریت سالم، تفریحات سالم را هر گونه تجربه تقویتی زندگی می داند که ناشی از انتخاب آزاد فعالیت باشد(ترکیلدسون،۸۵:۱۹۹۸). گراهام و کلار[۲۶]، تفریحات سالم را پاسخ هیجانی مثبت ناشی از شرکت در یک فعالیت تفریحی می نامند که بوسیله فرد یا سازمان دیگری فراهم شده است. احساس خوب درباره دیگران و خود، احساس آرامش درونی و رضایت شخصی و احساس خودسودمندی که از محرک های داخلی و خارجی ناشی می شود، از ویژگی ها و نتایج تفریحات سالم است (ترکیلدسون، ۸۵:۱۹۹۸). بنابراین می توان گفت : تفریحات سالم باید بخشی از برنامه روزانه باشد و به قصد تجدید قوا انجام شود. با ارزش های مورد قبول جامعه هماهنگ باشد. نتایج مثبت به همراه داشته باشد و منحصر به رضایت فردی، احساس مثبت نسبت به خویشتن و نشاط درونی شود. برای انجام آن، انگیزه درونی وجود داشته باشد و به عوامل خارجی مانند جایزه و تشویق اطرافیان وابسته نباشد. وقتی فرد در حال انجام فعالیت های تفریحی است، تنش های زندگی و مشکلات آن باید از ذهن وی خارج شوند. نظر به حجم گسترده افراد و فعالیت هایی از قبیل مسابقات که پیرامون ورزش شکل می گیرد، ورزش را می توان به عنوان یک نظام اجتماعی تلقی کرد. حال اگر اهتمام ورزش و سازماندهی آن در راستای اهداف رقابت و از رهگذر هیئت های ورزشی مسئول ورزش باشند، در این صورت به آن ورزش رسمی[۲۷] اطلاق می شود. ولی چنانچه ورزش در جهت اهداف تفریحی یا بازی های خودانگیخته و یا خود به خودی و در بیرون از محدوده هیئت های مسئول ورزش حرکت کند، دراین حالت آن را ورزش غیررسمی[۲۸] می نامند. همچنین ورزش می تواند جزئی از نظام یک نهاد یا نظامی دیگر، مانند مدرسه یا ارتش یا یک نهاد اجتماعی باشد که در این صورت به آن ورزش نهادی[۲۹] گفته می شود (لوشن و سیج[۳۰] ، ۱۹۸۱ : ۱۵). ۲-۲-۱-۶-۱- نظریههای تفریحات سالم در این بخش برای روشن تر شدن مفهوم ورزش های همگانی و تفریحی به بیان نظریه های مطرح شده درباره تفریحات سالم پرداخته می شود. ۲-۲-۱-۶-۱-۱- نظریه تامین نیاز اﺳﻼوﺳﻦ[۳۱] (۱۹۴۸) اﻋﺘﻘﺎد داﺷﺖ ﻛﻪ ﺗﻔﺮﻳﺤﺎت ﺳﺎﻟﻢ، ﺟﺴﺘﺠﻮی رﻓﻊ ﻧﻴﺎزﻫﺎی دروﻧﻲ اﺳﺖ. ﭼﻨﻴﻦ توصیفی، ﺑﻴﺎن نتیجه ای اﺳﺖ ﻛﻪ از ﺗﻔﺮﻳﺤﺎت ﺳﺎﻟﻢ به دست می آید نه از آنچه هست. ﺟﻜﺲ[۳۲] (۱۹۳۲) ﺗﻔﺮﻳﺤﺎت ﺳﺎﻟﻢ را به ﻋﻨﻮان ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺠﺪد ﭼﻴﺰی ﻛﻪ ﺗﺨﺮﻳﺐ ﺷﺪه، ﺗﻌﺮﻳﻒ می کند. ﺗﻌﻤﻴﺮ ﺑﺨﺸﻲ از وﺟﻮد آدﻣﻲ و ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از ﺗﺨﺮﻳﺐ آن. اﻳﻦ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻧﻴﺰ ﻧﺎﻛﺎﻓﻲ اﺳﺖ، ﭼﻮن ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺑﻴﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را درﻫﻢ آﻣﻴﺨﺘﻪ اﺳﺖ. نش[۳۳](۱۹۵۳)، تفریحات سالم را روشی برای ارضای نیازهای انسانی و گرایش درونی وی می داند. وی، فعالیت را بر مبنای درجه تکامل اجتماعی آن ارزیابی می کند. بنابراین تفریحات سالم فرد و جامعه را توأمأ در برمی گیرد. دیدگاه رمانتیک ننش به تفریحات سالم به عنوان درجه خشنودی فرد از انجام فعالیت های مختلف مربوط می شود(ترکیلدسون[۳۴]، ۱۹۹۸). ۲-۲-۱-۶-۱-۲- نظریه گذران اوقات فراغت تفریحات سالم مجموعه ای از فعالیت هایی است که افراد در هنگام بیکاری و فراغت انجام می دهند. نومیرز[۳۵] (۱۹۵۸) تفریحات سالم را فعالیتی تعریف کرده است که بصورت فردی و دسته جمعی در زمان اوقات فراغت انجام می شود(لارسن، ۲۰۰۲). ۲-۲-۱-۶-۱-۳- نظریه ارزش فردی و اجتماعی تفریحات سالم زندگی بر اساس ارزش های اخلاقی و اجتماعی مورد قبول فرد و جامعه است. میلر و رابینسون[۳۶] (۱۹۶۳)، تفریحات سالم را فرایند شرکت در فعالیت های تفریحی از دیدگاه ارزش های مربوط به آن می نگرند. بازی، آزادانه، شاد و مفرح است و به تکامل کودک کمک می کند. تفریحات سالم ، ضرورتأ دربرگیرنده بازی نیست اما باید همیشه دارای یک چارچوب و روش معینی برای استفاده مناسب و لذت بخش از اوقات فراغت باشد(لارسن[۳۷] ، ۲۰۰۲). میﻳﺮ و ﺑﺮاﻳﺖ بیل[۳۸] (۱۹۴۶)، ﺑﻴﺎن ﻛﺮدﻧﺪ ﻛﻪ ﺗﻔﺮﻳﺤﺎت ﺳﺎﻟﻢ، ویژگی هایی از ﻗﺒﻴﻞ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ، ﺷﻜﻞ، ﺷﺮﻛﺖ داوﻃﻠﺒﺎﻧﻪ، ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﻮدن، ﻫﺪﻓﻤﻨﺪی و اﻧﻌﻄﺎف ﭘﺬﻳﺮی است که ﺑﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎی آدﻣﻲ ﻣﺮبوط می شود. ﺗﻔﺮﻳﺤﺎت ﺳﺎﻟﻢ در شکل گیری شخصیت انسان تاثیر دارد. می یر و برات بیل، ﺗﻔﺮﻳﺤﺎت ﺳﺎﻟﻢ را در ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻳﻚ ﻧﻴﺮوی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﻲ داﻧﻨﺪ. ﭼﻨﻴﻦ دﻳﺪﮔﺎﻫﻲ ﭼﻨﺪان ﻣﻮرد ﻗﺒﻮل ﻫﻤﻪ ﻣﺘﻔﻜﺮان ﻗﺮارنمی گیرد. ﺑﺎﺗﻠﺮ[۳۹] ﺑﻴﺎن ﻣﺸﺎﺑﻬﻲ دارد. وی تفریحات سالم را سیستمی از خدمات معنی می کند که خدمتی را برای تعامل اجتماعی فراهم می آورد. از این دیدگاه چنین برداشت می شود که تفریحات سالم در جامعه به مفهوم گسترش پیوند اجتماعی و کیفیت زندگی است و توسعه آن در گرو شرکت افراد جامعه است (لارسن ، ۲۰۰۲). ۲-۲-۱-۶-۱-۴- نظریه بازآفرینی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
لبجارکی
۷
چهار فریضه
۲۱
مأخذ: معاونت برنامه ریزی و استانداری گیلان ۱۳۹۰ نقشه ۳-۱ موقعیت محدوده مورد مطالعه ۳-۱-۲- زمین شناسی بندرانزلی در تقسیمات ساختار زمین شناسی ایران بخش شمالی کوه های البرز را با نام منطقه گرگان- رشت مشخص می کنند. بخش ساحلی آن را به نام دشت ساحلی خزر می گویند که از گرگان تا آستارا و در بالای کوههای خزر قرار دارد. بخش غربی آن را دشت ساحلی گیلان تشکیل می دهد که وسعتی معادل ۲۲۰۰ کیلومتر داشته و ازآستارا تا جنوب غربی رودسر گسترده شده است ولی پهنای آن متغیر و حداکثر پهنای آن از بندر کیاشهر تا انزلی می باشد. شهر انزلی بر روی همین دشت های ساحلی قرار داشته و نسبت به نزدیکترین ارتفاعات موجود در جنوب آن حدود ۳۷ کیلومتر فاصله دارد، این همان ارتفاعی است که در افق دوردست انزلی دیده می شود (طویلی، ۱۳۷۰، ص ۱۵۰). نقشه ۳-۲ نقشه زمین شناسی انزلی ۳-۱-۳- توپوگرافی شهرستان بندرانزلی به دلیل جلگه ای و ساحلی بودن آن فاقد نقاط ارتفاعی و به عبارتی در ارتفاع ۲۳- متر از سطح آب های آزاد واقع شده است و در پایین ترین نقطه استان گیلان قرار دارد و از مهم ترین ویژگیهای آن می توان به وجود مرداب در قسمت مرکزی و دریای خزر در شمال این شهر اشاره نمود. این شهرستان در منطقه ای واقع شده است که سه چهارم آن را آب مرداب انزلی و دریا فرا گرفته است و یکی از مشخصات مهم توپوگرافی این منطقه فاصله نسبتاً زیاد آن با سرچشمه رودهاست. بطور کلی شهرستان بندرانزلی از لحاظ توپوگرافی از دو قسمت تشکیل شده است: نوار ساحلی: محدوده باریکی در قسمت شمالی شهرستان که در جنوب دریای خزر واقع شده است را شامل می شود که به صورت نواری باریک در امتداد ساحل قرار دارد. نواحی جلگه ای: این نواحی از انتهای محدوده ی نوار ساحلی تا کوهپای البرز را شامل می شود و وسعت بسیار کمی دارد و مستقیماً تحت تاثیر آبرفت های تعداد زیادی از رودخانه های ساحلی با خصوصیات سیلابی قرار می گیرد. بیشتر رودخانه های چهارفریضه در این ناحیه قرار گرفته است(سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۸۳). ۳-۱-۴- اقلیم اقلیم شناسی را می توان هواشناسی دراز مدت در مقیاس بزرگ نامید. اصلاح هوا، شرایط جوی موجود در زمان معین و محدود را مشخص می کند. هوا برآیند عملکرد فرآیندهای متعدد و تغییرات حاصل در عوامل کنترل کننده جو است. در نهایت آب و هوا (اقلیم) را می توان غالب در یک محل در درازمدت بیان کرد (علیجانی، ۱۳۸۳، ص ۵). هوای آلوده شهرهای جامعه صنعتی به ویژه در فصل تابستان جمعیت جمعیت شهر را به فرار و گریز از شهر وادار می کند و به موازات استحکام زیر بنای اقتصادی خانواده ها و به تبعیت از شرایط آب و هوایی انجام می گیرد (گلدوست، ۱۳۸۶، ص ۵۶) شرایط آب و هوایی از مهم ترین ویژگی های جذب گردشگر می باشد. شهرستان بندر انزلی دارای آب و هوای مدیترانه ای از نوع معتدل و مرطوب می باشد. از جمله ویژگی های این اقلیم، رطوبت زیاد هوا و اعتدال درجه حرارت آن است. دمای هوا در روزهای تابستان معمولاً بین ۲۵ تا ۳۰ درجه سانتی گراد و شبها بین ۲۰ تا ۲۲ درجه سانتی گراد و در زمستان بالای صفر است. در این منطقه بارندگی بسیار زیاد و در تابستان به صورت رگبار است (کسمایی، ۱۳۸۷، ص ۸۵). گرمای بهار و تابستان و اوایل پائیز باعث تبخیر رطوبت مناطق جنگلی و ساحلی که دارای رودهای فراوان و آب های راکد است می گردد. این تبخیر سبب می شود تا جریانی دائمی از بخارات موجود در هوا از طرف دریا به سوی کوه و بالعکس برقرار گردد(طویلی، ۱۳۸۳، ص۵۲۶). با توجه به موارد ذکر شده در بندرانزلی برخورداری از اقلیم معتدل در تمام فصول سال از جمله موارد ایجاد انگیزه برای جذب توریسم است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۱-۴-۱- درجه حرارت درجه حرارت و دما خود معلول زاویه تابش خورشید هستند، و از عناصر جوی می باشند که تأثیر بسزایی در مسائل گوناگون زندگی انسان دارند(زمردیان، ۱۳۷۸، ص۱۳۲). تیر ماه پرآفتاب ترین ماه سال کشور به شمار می رود و تنها در انزلی و بابلسر«سواحل دریای خزر» و شیراز است که جمع ساعات آفتاب خرداد بیشتر از تیر ماه ثبت شده است، جمع سالانه در بندرانزلی ۱۷۹۹ ساعت می باشد(طویلی، ۱۳۸۳، ص۵۲۷). دما عبارت است از اندازه گیری انرژی گرمایی که در خاک و هوا قابل سنجنش می باشد (جعفرپور، ۱۳۷۱، ص ۳۳). در مطالعه ی دمای هوا پارامترهایی همچون متوسط حداکثر دما، متوسط حداقل دما و متوسط دمای ماهانه و سالانه در ایستگاه انزلی را مورد بررسی قرار دادیم. در این راستا آمار به صورت جدول و نمودار ارائه گردیده است. در شهر بندرانزلی متوسط سالانه دما در سالهای ۲۰۰۴- ۱۹۸۵، ۱/۱۶ درجه سانتی گراد بوده و متوسط حداکثر دما در طی این چند سال ۲/۱۹ درجه سانتی گراد و متوسط حداقل دمای سالانه ۹/۱۲ درجه سانتی گراد بوده است. گرمترین ماه سال جولای با ۹/۲۵ درجه سانتی گراد میباشد و دما از ۲۸ درجه سانتی گراد بالاتر نمی رود و سردترین ماه سال فوریه با ۸/۶ درجه سانتی گراد می باشد و به یخبندان نمی رسد (اداره هواشناسی شهر بندرانزلی، ۱۳۸۵). در حال حاضر اوقات فراغت و جهانگردی سخت به فعالیت های هواشناسی گره خورده است. توریسم تابستانی به منطفه ای مسافرت می کند که تعداد روزها دارای درجه حرارت روزانه ۱۵ تا ۲۰ درجه سانتی گراد تعیین شود. در سواحل بر حسب درجه حرارت آب در طول گرمترین م اه محاسبه می گردد، حرارت ۱۷ درجه سانتی گراد را در تابستان برای شنا توصیه میکنند و رطوبت نسبی به میزان ۵۶ تا ۷۰ درصد را مطلوب و مناسب برای جذب گردشگران میدانند (رضوانی، ۱۳۷۴، ص۸۳). نمودار۳-۱- تغییرات ماهیانه پارامترهای دما در ایستگاه بندرانزلی جدول ۳-۲- میانگین دمایی ماهانه ی ایستگاه بندر انزلی (۱۳۹۰)
متغییرها ماه های سال
معدل حداکثر
معدل حداقل
حداکثر مطلق
حداقل مطلق
متوسط
دی (ژانویه)
۳/۱۰
۱/۴
۲۱
۰
۵/۱۰
بهمن (فوریه)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مبنای مدیریت ارتباط با مشتری ارزشی است که به مشتری ارائه میگردد و این ارزش، چیزی است که مشتری درک مثبتی از آن دارد. این ارزش میتواند مزایایی را به شکلهای زیر برای مشتری فراهم سازد .
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مزایای مشتریان از ایجاد ارتباط با سازمان در سه طبقه به شرح زیر ارائه گردیده است: اطمینان : کاهش سردرگمی، اطمینان به فراهم کننده خدمات و احساس آکنده از اعتماد به او. مزایای اجتماعی : متمایز کردن مشتریان، آشنایی مشتریان با کارکنان و توسعه روابط دوستانه با مشتریان خدمات ویژه (رفتار های خاص) : خدمات اضافی، قیمتهای ویژه و اولویتهای بالاتر نسبت به دیگر مشتریان. البته باید توجه شود که مشتریان متفاوت هستند و ادراکات متمایز از یکدیگر دارند در نتیجه ارزش روابط و نوع رابطه برقرار شده با آنان نیز متفاوت است که این امر باید در ایجاد ارتباط مد نظر قرار گیرد (الینگلر و پلایر[۱۵۲]،۲۰۰۰).
انواع فن آوری های مدیریت ارتباط با مشتری سیستم های CRM را می توان به سه گروه عملکردی تقسیم کرد که در ذیل به توضیح و تشریح آنها پرداخته می شود:
مدیریت ارتباط با مشتری در بخش عملیاتی[۱۵۳] که به آن CRMبخش ستادی سازمان نیز اطلاق می شود و شامل قسمتی از دستورالعمل هایی می شود که برای مدیریت ارتباط با مشتری لازم و ضروری است. به عبارتی دیگر شرکت را برای مسئولیت هایش در قبال مشتری آماده مینماید و اینگونه به نظر میرسد که سیستم های داخلی یک شرکت در این بخش قرار میگیرند مانند قسمت هایی همچون روابط عمومی که ارتباط مستقیم با مشتری دارند موجب تقویت و تسهیل ارتباطات میگردد، بخش ستادی و اجرایی را با هدف افزایش کارایی تعامل با مشتریان یکپارچه می سازد و لذا مسئله ای که در این بخش باید مد نظر گرفته شود، همخوانی و هماهنگی سیستم های این بخش با سیستم های فعلی شرکت میباشد. CRM عملیاتی شامل اتوماسیون فرآیندهای تجاری از قبیل مدیریت سفارش، خدمت دهی به مشتری، اتوماسیون بازاریابی، اتوماسیون فروش و غیره می باشد و موفقیت بکارگیری آن مستلزم مهارت کارکنان و مشتری گرایی سازمان می باشد.
مدیریت ارتباط با مشتری در بخش تحلیلی[۱۵۴] این سیستم مهمترین نوع از مدیریت ارتباط با مشتری میباشد و به آنCRM بخش اجرایی سازمان یا استراتژیک اطلاق میگردد و شامل شناسایی داده هایی از رفتار مشتری در بخش ستادی و تحلیل آن با بهره گرفتن از داده کاوی است. به عبارت دیگر این داده های خام در اختیار برنامه های مدیریت ارتباط با مشتری قرار میگیرند و پس از اعمال فرآیندهایی روی این داده ها، نتیجه مناسب در اختیار شرکت و مشتری قرار داده می شود. اما اگر بخواهیم یک تعریف کامل ارائه کنیم؛ بدست آوردن، ذخیره، پردازش، تفسیر و ارائه گزارش به استفاده کنندگان از داده های مشتری میباشد. شرکتها و سازمانهای زیادی هستند که این داده ها را جمع آوری کرده و پس از استفاده از الگوریتم های مختلف سعی در تحلیل و تفسیر این داده ها به منظور ایجاد یک پروفایل کامل از مشتریان یا تصویری واحد از مشتری و نگهداری آنها در یک بانک اطلاعاتی می نمایند که این بانک اطلاعاتی انبار داده ها نامیده می شود که اطلاعات جاری و سوابق مشتری به آن وارد میگردد. این داده ها را می توان از منابع داخلی سازمان، مشتریان و یا منابع دیگر جمع آوری نمود. یک انبار داده سازمان را قادر به شناسایی رفتار مشتری در بلند مدت می نماید و می تواند به ایجاد ارزش برای مشتریان بپردازد.
مدیریت ارتباط با مشتری در بخش تعاملی[۱۵۵] این قسمت دسته ای از عملکردهایCRM است که تبادل بین مشتری و سازمان را تسهیل می کند. به عبارت دیگر، نقطه ارتباط با مشتری از طریق ارتباطات دو طرفه به نحوی که مشتری را با مسائلی که با خرید آتی وی مرتبط میباشد درگیر نماید. این مهم نیست که نحوه ارتباط با مشتری از کدامیک از کانالهای روبرو باشد؛ پست الکترونیک، فکس، تلفن، وب سایت و… این نرم افزارها را PRM یا Partner Relationship Management مینامند.
مشخصه های سیستم مدیریت ارتباط با مشتری مشخصه اول اتوماسیون نیروی فروش میباشد. در سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری، مشتری موجود، طرز رفتار، اطلاعات رقبا و محصول همه در پایگاه داده مرکزی مدیریت ارتباط با مشتری برای بازیافت نیروی فروش ذخیره گردیده، فرایند فروش مشتری به شکل یک برنامه کاربردی ساخته می شود (جوانشیر،۱۳۸۴). بدین ترتیب سفارش دهی و پیگیری سفارش دهی به صورت یکپارچه انجام میگیرد. بنابراین سیکل فروش هر مشتری می تواند نظارت و پیگیری گردد. دومین مشخصه مدیریت ارتباط با مشتری خدمت رسانی به مشتری و پشتیبانی می باشد. مدیریت ارتباط با مشتری نرخ ترک سازمان را با عملگر های پیگیری، نظارت و اندازه گیری و پاسخ مشتری به خدمت بهبود میبخشد. سومین مشخصه مدیریت ارتباط با مشتری فیلد سرویس دهی میباشد. با بهره گرفتن از سیستم مدیریت ارتباط با مشتری کارمندان در اقصی نقاط میتوانند سریعاً و به صورت کارآمد با شخص سرویس دهنده مشتری جهت برآورد توقعات شخصی مشتری ارتباط برقرار نمایند(جهانیان،۱۳۸۴). درخواستهای مشتری جهت اطمینان از کیفیت سرویس های مشتری ثبت گردیده، تعیین شده، نظارت شده و کپی برداری میگردد. سریعا برای حل هر مشکلی مهندسی متخصص و ماهر تخصیص داده می شود. برای تخصیص دادن مجموعه مهارت ها، قابلیت در دسترس بودن، میزان کار، مکان جغرافیایی، ابزارهای قابل دسترس مورد توجه قرار میگیرد. چهارمین مشخصه اتوماسیون بازاریابی میباشد. مدیریت ارتباط با مشتری اطلاعات به روز عادتهای خرید مشتریان را فراهم نموده، بنابراین میتوان فعالیتهای بازاریابی موثرتری جهت فروش پیوسته به مشتریان موجود و جذب مشتریان جدید ارائه نمود (براگن و ویرینا[۱۵۶] ،۲۰۰۵).
دلایل موفقیت مدیریت ارتباط با مشتری از دلایلی که میتواند موفقیت یک CRM منجر شود میتوان به مورد زیر اشاره کرد :
پیاده شدن CRM به عنوان یک راهکار در سازمان ارتباط موثر با مشتریان باید بعنوان یک راهکار در تمام سطوح یک سازمان پیاده سازی شود و هر شخصی با جایگاه خود در سیستم آشنا باشد.
بلوغ نرم افزاری سازمان یکی از عمده ترین مشکلات شرکت ها در زمینه عدم بلوغ نرم افزاری در سازمان است، کاربرانی که میخواهند با یک CRM کار کنند حتما باید دارای تجاربی در زمینه کار با نرم افزار های ساده تر داشته باشند، در شرکتی که افراد با کامپیوتر و نرم افزارهای اداری رایج آشنایی نداشته باشند نمی توان انتظار موفقیت در زمینه CRM را داشت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بسپارها به دو دسته بسپارهای طبیعی و بسپارهای مصنوعی تقسیم میشوند. البته بسپارها را به روش های مختلف دیگری نیز دسته بندی نیز میکنند. تقسیم بندی پلیمرها از نظر منشا تولید : الف ) طبیعی : پلی ساکاریدها، کائوچوی مصنوعی، استات سلولز،…) ب ) مصنوعی : پلی اتیلن، پلی پروپیلن، پلی استایرن،….) دسته بندی زیر بر اساس ساختار بسپار انجام شده است : الف ) خطی : Linear ب ) شاخه دار : Brached ج ) پلیمرهای پل دار Crosslinked همچنین بسپارها از نظر اثر پذیری در برابر حرارت به دو دسته گرمانرم ها (ترموپلاستیکها ) و گرماسختها (ترموستها) تقسیم میشوند. گرمانرم ها، پلیمرهایی هستند که در اثر گرم کردن ذوب میشوند در حالی که گرماسخت ها، بسپارهایی هستند که در اثر گرما ذوب نمیشوند بلکه در دماهای بسیار بالا به صورت برگشت ناپذیری تجزیه میشوند. انواع پلیمرها از نظر شکل کاربرد : الف ) گرانول و اجسام جامد ب ) رزینهای دارای ویسکوزیته بالا – محلول (رنگ) ج) الیاف د ) اسفنج لازم به ذکر است که وادی پلیمرها بسیار گسترده و شاخ و برگ دار می باشد و تفسیر کلی آن، از بررسی انواع مختلف پلیمر و واکنش های ساختش گرفته تا بحث پارامترهای تخصصی، خود به تنهایی نیازمند یک کار تحقیقی و پژوهشی جداگانه می باشد و از نظر پویایی ازجمله علومی می باشد که دائما در حال تکامل و به روزرسانی می باشد. از لحاظ کارایی و خدمت به زندگی بشر نیز، همین اندازه کافی است که بدانیم، پلیمرها ازجمله ی مواد ضروری برای بسیاری از صنایع از جمله : چسب ها (adhesives )، مصالح ساختمانی، کاغذ، لباس، الیاف، پوشش ها، پلاستیک ها، سرامیک، بتون، کریستال مایع، مقاومت های نوری و… هستند. و همچنین در علومی همچون : تغذیه، مهندسی، بیولوژی، داروسازی، کامپیوتر، اکتشافات فضایی، بهداشت و محیط زیست و… اهمیت دارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ما در ادامه تنها به صورت گذرا به بررسی کاربرد پلیمرها در صنعت حفاری و همچنین نقش آنها در راستای خدمت به محیط زیست اشاره ای خواهیم کرد. (کلارک و همکارانش[۴۶]،۱۹۷۶)
-
-
-
-
-
- کاربردهای پلیمرها در صنعت حفاری
کاربرد پلیمرهایی مثل پلی آکریل آمید در سیالات حفاری : پلیمر آکریل آمید با نام تجاری PHPA معرف رشته های پلیمر زنجیره ای است که بخشی از آنها آبکافت شده اند. این پلیمر یکی از جدیدترین افزایه های سیال حفاری می باشد. کاربرد این ماده به واسطه احاطه کردن کنده های حفاری رسی، جلوگیری از پخش شدن رس در سیال و همچنین پایدار سازی شیل موجود در چاه ها روز به روز بیشتر شده است. با توجه به محدوده وسیع کاربرد PHPA، می توان از این پلیمر در سیالات با پایه آب شیرین، آب شور و آب دریا و همچنین جهت انجام عملیات های گوناگون حفاری استفاده کرد. این پلیمر دارای قطب های لیگاندی منفی است که در صورت پخش شدن در گل حفاری به قطب های مثبت رس های واقع در سازند شیل متصل شده و آنها را در برابر نفوذ آب و ریزش مصون می دارد. با وجود خواص گفته شده، این افزایه باعث افزایش گرانروی گل حفاری شده و در دمای زیاد چاه مقاومت لازم را دارد. (گوئررو و همکارانش[۴۷]،۲۰۰۶) تولید سیال پلیمری برای جایگزینی سیال روغنی در صنعت حفاری سیالهای روغنی پایه گازوئیلی هستند، از اینرو برای تامین گازوئیل هزینه بالایی پرداخت میشود. در بررسیهای اخیر هزینه حفاری ۸۰۰ تا ۹۰۰ متر از یک لایه شیلی با بهره گرفتن از سیال روغنی حدود ۴۰۰ میلیون تومان برآورد شده است، البته در شرایط فعلی این رقم تا حد زیادی افزایش یافته است به این ترتیب جایگزینی آن با سیال پلیمری میتواند صرفهجویی بسیاری به همراه داشته باشد. همچنین سازگاری بالا با محیط زیست و کاهش زمان انتظار در عملیات حفاری از دیگر مزیتهای جایگزینی سیال پلیمری با سیال روغنی می باشد. شیرین سازی گازها با غشاهای پلیمری توسعه روش ها و فناوری های جدید برای حذف کربن دی اکسید با کاربردهای متفاوت از قبیل خالص سازی گاز سنتزی، شیرین سازی گاز طبیعی و جداسازی گازهای گلخانه ای سهم قابل توجهی از پژوهش های انجام شده در زمینه ساخت غشاهای پلیمری را به خود اختصاص داده است. دیگر کاربردهای پلیمرها در صنعت حفاری و پالایش نفت
-
- استفاده از افزایه های پلمری نانومتری مانند پلی آکریل آمید نانو بهبود یافته جهت جداسازی فازهای آلی جامد-مایع در پسماند سیال حفاری برای از بین بردن آلایندگی این پسماندها و سازگار کردن آنها با محیط زیست و همچنین بهبود خواص رئولوژیکی گل حفاری.
- کامپوزیت و نانو کامپوزیت های پلیمری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف) هرگاه باشد آنگاه هریک از بردار F-ریتز به صورت وابسته خطی عددی میباشد، از هرکدام از عددها چندگانگی را تشخیص میدهیم. ب) هرگاه باشد آنگاه هریک از بردار F-ریتز به صورت مستقل خطی میباشد. پس حداقل گانه میباشد. آنگاه الگوریتم آرنولدی سراسری را با یک جدید مستقل از قبلی اجرا نموده و بردارهایF-ریتز همگرای جدید را محاسبه میکنیم و آنها را به مقادیر قبلی اضافه میکنیم. اگر به صورت وابسته خطی عددی باشد آنگاه رتبه[۱۰]ماتریس برابر می شود درغیر اینصورت ادامه میدهیم. قضیه و آزمایش عددی نشان میدهد که این فرایند مقدارویژه چندگانه و مکان آن را تا وقتی که شرط مقدارویژه خواسته شده کوچکتر از معکوس نرم باقیمانده باشد، بدست می آورد. روش آرنولدی سراسری در حافظه بسیار پرهزینه است و هزینه محاسبات با اضافه شدن افزایش مییابد. بنابراین برای کاهش این هزینهها، شروع مجدد هنگامیکه به تقریبی از مقدارویژه برای بالاترین مقدار نرسیده است، لازم است. عملیات شروع مجدد ابتدا توسط کاروش[۱۱] [۲۲] بیان شده است سپس طرح شروع مجدد به وسیله تعداد زیادی از پژوهشگران مورد تحقیق قرار گرفت. بهخصوص پایگه[۱۲] [۱۰]، کولوم [۱۳]و دونات[۱۴] [۱۰] ، گلوب[۱۵] و آندروود[۱۶][۱۲] ، سد[۱۷][۲۷,۲۸] و چاتلین[۱۸] و هو[۱۹][۶]که همگی آنها طرح، شروع مجدد ضمنی بودند. پس از طی چندین سال مشهورترین طرح شروع مجدد توسط سورنسون[۲۰] [۳۳] ارائه شد که ترکیبی از تکرار انتقال ضمنی با فرایند آرنولدی میباشد. همچنین انتقالهای دقیق در [۳۳] بیان شده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در ادامه این پایان نامه الگوریتم شروع مجدد را با فرایند آرنولدی سراسری ادامه میدهیم و الگوریتم ضمنی شروع مجدد آرنولدی سراسری[۲۱] با مقادیر F-ریتز ناخواسته، توسط انتقال پیاده سازی میکنیم. نکاتی که در این پایان نامه باید در نظر داشت : یک ماتریس قطری پذیر بزرگ است. مقدارویژه و بردارویژه متناظر با آن میباشد. نرم طیفی یک ماتریس و نرم-۲ بردار است. نرم فریبنیوس یک ماتریس میباشد و حرف بالای ماتریس به معنای ترانهاده مزدوج آن ماتریس میشد ماتریس واحد است بردارهای ویژه و تقریب آنها با طول واحد نرمالسازی میشوند. ۳-۳ فرایند آرنولدی سراسری ، FOM سراسری و GMRES سراسری تعریف ۳-۲ : فرض کنید را فضای خطی فشرده از ماتریس مثلثی باشد. برای دو ماتریس و در ، -Fضرب داخلی را بصورت زیرتعریف میکنیم: که به معنی اثر [۲۲]ماتریس مربعی میباشد. تعریف ۳- ۳ : هنگامیکه و ، F-متعامد باشند آنگاه -Fضرب داخلی آن برابر صفر میباشد و بصورت زیر تعریف می شود: تعریف ۳-۴ : برای هر ماتریس اولیه ، زیرفضای کرایلف ماتریس تعریف می شود و بصورت زیر است: که زیرمجموعه است. در واقع اگر یعنی، به ازای یک اسکالر ، اگر و با تعریف یک عمل خطی که: آنگاه داریم: که یعنی ضرب داخلی از فضای بردار مختلط میباشد. تعریف ۳-۵ : را ضرب کرونکر[۲۳] ماتریس و نشان میدهیم، که خواص اساسی آن عبارتند از: (خاصیتهای پایه در [۱۱] ذکر شده است) اگر ، آنگاه داریم: هر مقدارویژه ، از ،یک مقدارویژه گانه از است. در ادامه به توضیح الگوریتم آرنولدی سراسری میپردازیم. اساس این الگوریتم بر فرایند گرام اشمیت اصلاح شده است، که یک پایه -Fمتعامد ، از زیرفضای کرایلف ماتریس را میسازدکه برای که دلتای کرونکر است. در ادامه الگوریتم آرنولدی سراسری و قضایای مربوط به آن را شرح میدهیم. ۳-۳-۱ الگوریتم آرنولدی سراسری ( الگوریتم ۱) [۱۶,۲۴] ورودی الگوریتم : ماتریس و ماتریس شروع خروجی الگوریتم: ماتریس هسنبرگی (مقادیرویژه آن تقریبا با مقادیربرابر است) و ماتریس نتیجه این فرایند به ضرب ماتریس در بردار به علاوهی عملیات ممیز شناور نیاز دارد. اگر را به صورت ،همچنین و را دو ماتریس هسنبرگی و در نظر بگیریم که عناصر غیرصفر آن توسط الگوریتم (۱) تعریف نمائیم. آنگاه : که در آن ، امین پایه به صورت زیر است.
قضیه۳-۱: [۱۶] اگر ، و را طبق تعاریف بالا داشته باشیم، آنگاه یک پایه -Fمتعامد از زیرفضای کرایلف ماتریس و داریم: ( ،ماتریس صفر است و ) مثال ۳-۱: فرض کنید باشد یک ماتریس تصادفی بصورت زیر باشد. ماتریس شروع را نیز بصورت زیر تعریف میکنیم: ماتریس را با بردار شروع به عنوان ورودی به الگوریتم سراسری آرنولدی میدهیم سپس در اولین مرحله ماتریس بدست می آید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اما آنچه جای تأمل دارد، آن چیزی است که در آینده اختلاف و جدایی این دو گروه را سبب می شود. آیا آن چیزی که در سال ۱۳۵۸ این دو گروه را از هم جدا کرد در سال ۱۳۵۷ هم مطرح بود؟ نگارنده بر این نظر است که دو چیز سبب این جدایی شد، یکی رویکرد دموکراتیک و اصلاح طلبانه مهندس بازرگان در اجرای امور و دیگری رویکرد روشنفکرانه مهندس بازرگان نسبت به دین. به هر حال مهندس بازرگان در طول حیات خود به عنوان فردی که به اصول دموکراتیک و اصلاح طلبانه شهرت داشته است، شناخته شده بود. سؤالی که مطرح است این است که آیا طی بحث ها و جلساتی که منجر به انتخاب مهندس بازرگان شد چنین ملاحظه ای وجود داشته است؟ اگر وجود داشته چرا سبب نشده است که مسأله واگذاری قدرت به مهندس بازرگان تحت الشعاع آن قرارگیرد؟ مهندس بازرگان خود اشاره به این دارد که در جلسه ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ روش اصلاح طلبانه اش و اعتقادش به سیاست گام به گام را به عنوان شرطی برای قبول پست نخست وزیری بیان کرده است و از حضار خواسته است که با آگاهی به چنین امری او را به عنوان نخست وزیری انتخاب کنند که مخالفتی از سوی حضار نمی شود. اما آقای هاشمی می نویسد: اینکه آقای بازرگان برای پذیرفتن مسؤولیت شرایطی را مطرح کرده باشند و وضع خودشان را با تفکر و سلیقه اجرایی خاصی شرح داده باشند، … ، چنین چیزهایی را من به خاطر ندارم.[۶۵۴]
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اما آقای مهدوی کنی در تأیید آنچه مهندس بازرگان و نفی آنچه آقای هاشمی نوشته است در این زمینه چنین می گویند: البته من نمی توانم به مهندس بازرگان این نسبت را بدهم که دنبال ریاست بود، نه نمی خواهم اینها را بگویم. می خواهم بگویم او فکر می کرد دولت را آن طور که می پسندد می تواند اداره کند. از اینرو در آغاز، پذیرش آنها با نگرانی بود، ولی بعد که دوستان، به خصوص آقای مطهری و آیت الله بهشتی به آنها اصرار و استدلال کردند، پذیرفتند. ولی از همان اوّل می گفت من با آرامش پیش می روم.[۶۵۵] حتی اگر مهندس بازرگان در آن جلسه چنین شرایطی را اعلام نکرده بود، سابقه سیاسی مهندس بازرگان خود گواهی بر آن بود. حتی امام نیز خود به این امر اشاره داشته اند، ایشان طی سخنرانی ای در ۲/۸/۱۳۵۷ که بعد از ملاقات با مهندس بازرگان در پاریس بوده، چنین بیان می کند: «باید ملت ایران مهلت به این دیگر ندهد. باید بدون مهلت این را کنار بزند و قطع ید او را از سر ملت بکند. اگر مهلت پیدا بکند این مصیبت است برای ملت ما. گاهی یک پیشنهادهایی از بعضی اشخاص که خیلی توجه به تمام مسائل ندارند می شود- از بعضی از آقایان، از بعضی از محترمین- که مثلاً خوب است که اصل رژیم باقی باشد و این شخص برود. تصریح می کنند که ایشان سلطنت بکند و حکومت نکند و حالا به این قانع می شویم و بعد کم کم، یک قدم یک قدم جلو برویم. این جزء اشتباهاتی است که آقایان دارند».[۶۵۶] امام در مصاحبه ای دیگر در ۳ آبان ۱۳۵۷ در پاسخی به این سؤال که: شما آقای مهندس بارزگان را به حضور پذیرفتید و … معروف است که همه اینها هوادار سیاست آشتی هستند آیا شما به این سیاست ملحق می شوید؟ چنین پاسخ می دهند: من با روش آشتی و بینابین مخالفم و از اوّل هم با این روش مخالف بودم.[۶۵۷] بنابراین می بینیم که تصمیم گیران و دست اندرکاران انقلاب هم به این امر واقف بوده اند و شناخت درستی از این سلیقه و شیوه رفتاری مهندس بازرگان داشته اند. نگارنده در این مورد بر این نظر است که سایر ویژگی ها و فاکتورهای مثبتی که مهندس بازرگان دارا بوده است، اهمیت بیشتری نسبت به رویکرد اصلاح طلبانه وی داشته است. اما در مورد رویکرد روشنفکرانه مهندس بازرگان نسبت به دین باید گفت، در آن شرایط هنوز ابعاد افکار دینی هر دو گروه در بوته عمل و اجرایی شدن قرار نگرفته بود تا اختلاف فکری آنها را نسبت به دین شفاف سازد. در آن شرایط دغدغه دین که در آثار و کتب و سخنرانی های مهندس بازرگان انعکاس یافته بود سندی معتبر برای قبول اعتبار دینی مهندس بازرگان از سوی روحانیت بوده است. اکنون به آزمون فرضیه هایی می پردازیم که مرتبط با این قسمت از سوی صاحب نظران در قسمت چارچوب مفهومی عنوان شد: آقایان ناطق نوری و محمد علی هادی، این انتصاب را ناشی از سیاست امام می دانند برای خنثی کردن تبلیغات منفی که علیه روحانیت وجود داشت در زمینه تلاش آنان برای کسب قدرت. به هر حال در آن زمان چنین تبلیغاتی علیه روحانیت وجود داشت و بعضی گروه ها و افراد آنان را متهم به تلاش برای کسب قدرت می کردند، دلیل چنین اتهاماتی ساده بود، چون روحانیت بانی اصلی انقلاب بود و آنان بودند که انقلاب را به پیروزی رسانده بودند. اما انتصاب مهندس بازرگان در جهت خنثی سازی این تبلیغات نبود: - درست است که با انتصاب مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت، روحانیت از تشکیل دولت کنار گذاشته شده بود. اما در ساختار قدرت همچنان دارای جایگاهی پرنفوذ و مثال زدنی بودند. به طوری که در حوزه قضا و قانونگذاری دارای بالاترین قدرت بودند. پس اگر این انتصاب برای خنثی کردن تبلیغات علیه قدرت طلبی روحانیت بود؛ پس خیل روحانیون حداقل در این دو حوزه به کدام دلیل یا دلایل می باشد. - از سوی دیگر گروه ها و افرادی که به این تبلیغات دامن می زدند تنها بخش بسیار کوچکی از جامعه بودند که در تقابل با مقبولیت و محبوبیت امام در میان توده مردم راه به جایی نمی بردند و از پیش بازنده بودند، بنابراین تلاش برای خنثی سازی این تبلیغات نمی توانسته در این تصمیم دخیل بوده باشد. آقای محسن میلانی این انتصاب را از روی مصلحت می داند به دلیل اینکه: آیت الله های راست دین و ملیون با دخالت روحانیون در سیاست مخالف بودند. در پاسخ باید گفت، همانطور که در سطور بالا عنوان شد روحانیت به جزء تشکیل کابینه، در سایر امور نه تنها دخالت کرده بود، بلکه دارای قدرت هم بود. امام خود به عنوان بالاترین مقام مذهبی خواسته بود که روحانیون از چنین قدرت تقیینی و نظارتی برخوردار شوند. در آن دوره دیگر اندیشه عدم دخالت روحانیت در سیاست در حوزه و عامه مردم نفوذ دوران گذشته را نداشت که بتواند در تصمیم امام در این انتصاب دخیل باشد. در ارتباط با ملیون همانطور که بارها در این نوشتار بدان پرداخته شد نیروهای ملی در برابر قدرت کاریزما و رهبری امام در موضع ضعف قرار داشتند و در جایگاهی نبودند که بخواهند خواسته ای را برخلاف خواست امام به ایشان تحمیل کنند. اکنون به سؤالی می پردازیم که در پایان فصل اوّل مطرح شد؛ اینکه در تحلیل امام از این انتصاب، اهمیت متغییر دخالت امریکا چه جایگاهی داشته است؟ آیا در نظر گرفتن احتمال دخالت امریکا سبب شده که امام برای جلوگیری از آن به اتخاذ چنین تصمیمی مبادرت کنند؟ همان طور که دیدیم شخصیتی که امام در طول مبارزه از خود نشان دادند، شخصیتی بود که هیچ راهی را برای سازش و همکاری باز نگذاشته بود. امام از همان ماجرای کاپیتولاسیون با شدیدترین حملات تکلیف خود را با امریکا مشخص کرده بود. اگر قرار است شاه برود دیگر جایی برای سازش وجود ندارد. امام تصمیم خود را در مبارزه گرفته بود، همان طور که خودشان بیان داشته بودند یا پیروز می شویم یا کشته می شویم که در هر دو حالت ایده ال است. با داشتن چنین نگرشی چگونه می توان ایشان را به سازش واداشت. مدعای چنین نگرشی همانطور که بیان داشته شد، ملاقات ایشان در ۱۸ دی ماه با نمایندگان دولت فرانسه است که از جانب کارتر، از امام می خواهند تا از دولت بختیار حمایت کنند تا کار به برخورد خشونت آمیز کشیده نشود که ایشان در نهایت در پاسخ به چنین تهدیدی اعلام می کنند که حکم جهاد خواهم داد. چنین شخصیتی با چنین قاطعیت و عزمی در مبارزه هیچ گاه نمی توانسته چنین ملاحظه ای را در تصمیم خود مد نظر قرار دهد. نتیجه گیری این نوشتار بر اساس دعوای فکری صاحبنظران حوزه مسائل ایران در ارتباط با مسأله واگذاری قدرت به مهندس بازرگان سازماندهی شده است. نسبت به چرایی انتخاب مهندس مهدی بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت، نظرات متعارضی از سوی صاحب نظران مختلف بیان شده است. به رغم ظاهر ساده این تصمیم، دلایل این انتصاب در میان گروه های سیاسی کشور سبب شده است که دست آویزی قرار بگیرد برای تخطئه و حمله به یکدیگر، به طوری که دعواهای فکری شکل گرفته پیرامون این موضوع سبب شده است که طیف های مختلف فکری با متهم کردن یکدیگر به فرصت طلبی در این مسأله، فضای تفاهم را به فضایی خصمانه بدون در نظر گرفتن منافع ملی تبدیل سازند. تمام دغدغه نگارنده در این نوشتار سعی بر آن بود تا با ارائه تحلیلی واقع بینانه و بی غرضانه کمکی به ارتقای فضای تفاهم و نزدیکی میان گروه های سیاسی در کشور داشته باشد. این نوشتار ابتدا بر اساس دعوای فکری حداقل دو صاحب نظر سازماندهی شد. که یکی از این نظرات فرضیه اصلی و نظریه دیگر فرضیه رقیب را شکل داد. سپس چارچوب مفهومی موضوع اسکلت بندی شد و در مرحله بعد با ارائه مبنای نظری، معیاری برای صحت و سقم نظرات ارائه شده در قسمت چارچوب مفهومی در نظر گرفته شد. در تدوین چارچوب مفهومی، نگارنده نظر سی صاحب نظر داخلی و خارجی را که در ارتباط با مسأله واگذاری قدرت به مهندس بازرگان به ارائه دیدگاه پرداخته اند، چارچوب بندی کرده است. این نظرات در چارچوب مفاهیم زیر دسته بندی شد: - نظرات مصلحت پایه که این انتصاب را ناشی از ضرورت این انتخاب می داند. - نظرات مقبولیت پایه که این انتصاب را ناشی از مقبولیت این انتخاب می داند. - نظراتی که با نفی مصلحت و مقبولیت این انتخاب را ناشی از عدم تمایل امام به دخالت روحانیون در امور اجرایی می داند. - نظراتی که این انتصاب را به دلیل پیشنهادات آقای مطهری و آقای بهشتی می داند. - نظراتی که تجمیع نظرات بالا هستند. - نظریه ای که این انتصاب را ناشی از تلاش شخصی مهندس بازرگان برای کسب قدرت می داند. - نظریه ای که این انتصاب را به نوعی ناشی از دوستی امام با شخص مهندس بازرگان می داند. مبنای نظری این نوشتار، عاریت گرفته از مقاله ریچارد اسنایدر با عنوان راه های گذار از نظام های سلطانی و کتاب لینز و استپان است. اسنایدر در مقاله اش کنشگرانی را که طی انقلاب می توانند گذارها را امکان پذیر سازند در چهار گروه جای می دهد: تندروهای نظام، میانه روهای نظام، مخالفان تندرو، مخالفان میانهرو. تندروها نظام بدون هیچ گونه قید و شرطی به دائمی کردن حکومت دیکتاتور معتقدند. میانه روهای نظام که در درون نظام هستند، ممکن است در دوره های بحران وابستگی خود را با دیکتاتور قطع کنند. این گروه اغلب شامل جناح های ارتش یا اعضای بوروکراسی اداری هستند که در نتیجه دخالت های دیکتاتور در حوزه اختیارات و تخصص خود بیگانه شده اند. تندروهای مخالف خواهان سرنگونی نظام و دگرگونی های اساسی هستند. مخالفان میانه رو به هدف محدود برکناری دیکتاتور و باند حاکم او معتقدند. و معمولاً با هر گروهی که بتواند این هدف را پیش ببرد متحد می شوند. سال های ۱۳۵۶-۱۳۴۲ دوره حکومت سلطانی شاه است. تغییر از اقتدارگرایی به نظام سلطانی نتیجه دو عامل می باشد: ۱- اصلاحات ارضی که باعث استقلال شاه از زمینداران شد.۲- منابع مالی خارجی و درآمدهای نفت که باعث استقلال رژیم از اقتصاد داخلی شد. اما نظریه اسنایدر پاسخی برای چرایی انتصاب جناح میانه رو به قدرت پس از انقلاب ارائه نمی دهد. آن چه نظریه اسنایدر را در این پژوهش کاربردی و مفید می سازد، شفاف سازی است که اسنایدر از وضعیت کنشگران ارائه می دهد. در تدوین این نوشتار پنج فصل سازماندهی شد، فصل اوّل به کلیات بحث می پردازد، در هر یک از چهار فصل بعدی یک موضوع مرتبط با مسأله مورد پژوهش مطرح شد و در پایان آن فصل نظریه های مرتبط با موضوع آن فصل که در قسمت چارچوب مفهومی بیان شده بود مورد آزمون قرار گرفت. در فصل اوّل با عنوان امریکا و رویارویی با انقلاب، نگارنده به دنبال پاسخگویی به این سؤال بود که آیا انتصاب مهندس بازرگان به دلیل بی طرف ساختن امریکا در برخورد با انقلاب بود؟ نگارنده با بررسی روابط ایران و امریکا با تأکید بر دوره محمدرضا شاه به این نتیجه رسید؛ در شرایطی که طوفان انقلاب در ایران داشت آغاز می شد، سیاستگذاران کاخ سفید در بی خبری نسبت به آن چه در ایران داشت می گذشت به سر می بردند و زمانی که متوجه شدند در ایران چه می گذرد به دلیل اختلافاتی که در دستگاه سیاست خارجی امریکا وجود داشت نتوانستند استراتژی مشخص، واحد و تعریف شده ای در قبال بحران ایران بگیرند. از طرف دیگر به جزء دخالت مستقیم ایالات متحده، دخالت غیرمستقیم امریکا می توانسته از طریق کودتای ارتش هم مطرح باشد. بررسی توانایی ارتش برای انجام کودتا موضوع فصل دوم را تشکیل میدهد. در فصل دوم با عنوان ارتش و انقلاب اسلامی، نگارنده به دنبال پاسخگویی به این سؤال بود که آیا ارتش از قابلیت و توانایی لازم برای برخورد با انقلاب از طریق کودتا برخوردار بوده است یا نه؟ در قسمت چارچوب مفهومی نیز یکی از نظرات ارائه شده از سوی برخی از صاحب نظران این بود که انتخاب مهندس بازرگان تاکتیکی بود برای بی طرف کردن ارتش در برخورد با انقلاب. نگارنده با بررسی ارتش در دوره پهلوی با تأکید بر دوره محمدرضا شاه پهلوی به این نتیجه رسید که محمدرضا پهلوی به خصوص بعد از کودتای ۲۸ مرداد به تدریج سیاست هایی را در جهت تسلط بر ارتش و مطیع ساختن آن دنبال کرد. نتیجه چنین سیاست هایی سبب شد که ارتش از استقلال تهی شده و از حوزه وظایف و اختیارات تخصصی خود بیگانه شود. زمانی که شاه از کشور خارج شد، ارتش در شرایطی قرار گرفت که فاقد هرگونه ابتکار عمل و استقلالی برای کنش بود. با خبر خروج شاه از کشور، فرماندهان ارتش در دسترس ترین راه را خروج به همراه شاه می دانستند. حتی حضور هایزر سبب نشد که ارتشتاران اعتماد به نفس لازم را برای ابتکار عمل به دست آورند. سران ارتش پس از خروج شاه تا زمان اعلام بی طرفی در بلاتکلیفی و اتلاف وقت به سر می بردند و در نهایت بدون این که جرأت و جسارتی از خود نشان دهند اعلام بی طرفی کردند. در فصل سوم با عنوان انقلاب و پتانسیل گروه های سیاسی برای کسب قدرت، نگارنده حزب توده، جبهه ملی، روحانیت، سازمان مجاهدین خلق و نهضت آزادی را مورد مطالعه قرار داد. در طول سال ها مبارزه علیه رژیم شاه، گروه های سیاسی مختلفی در مبارزه شرکت جسته بودند. اکنون که انقلاب به ثمر می رسید هر یک از این گروه ها خود را مستحق مشارکت در ساختار قدرت جدید می دانستند. حزب توده، خود را پیشکسوت و پیشگام در مبارزه می دید. پیروزی انقلاب برای جبهه ملی جبران کودتای ۲۸ مرداد بود. روحانیت بانی تمام آن چیزی بود که اتفاق افتاده بود، گروهی که بعد از قیام ۱۵خرداد، رهبری انقلاب را به دست گرفته بود. مجاهدین خود را وارث حنیف نژاد می دانستند. نهضت آزادی خود را آخرین نسل مدافعین قانون اساسی می دید. در قسمت چارچوب مفهومی، این فصل بیشترین نظرات را به خود اختصاص داده بود، محور نظرات ارئه شده در چارچوب مفهومی حول موضوعات زیر بود: - انتصاب مهندس بازرگان به دلیل اعتبار دینی و سیاسی او بود. - انتصاب مهندس بازرگان به دلیل پیشنهاد آقایان مطهری و بهشتی بوده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۳-۳-۱.خود آگاهی ۲۷ ۲-۲-۳-۳-۲.خود انگیزشی ۲۸ ۲-۲-۳-۳-۳.خود مدیریتی ۲۸ ۲-۲-۳-۳-۴.آگاهیهای اجتماعی ۲۹ ۲-۲-۳-۳-۵.نیاز روز افزون به تیمهای کاری ۲۹ ۲-۲-۳-۳-۶.مدیریت روابط(مهارتهای اجتماعی) ۳۰ ۲-۲-۳-۴.معیارهای هوش هیجانی ۳۲ ۲-۲-۳-۵.معیارهای هوش هیجانی در سطح تیمی ۳۲ ۲-۲-۳-۶.هوش هیجانی و بازاریابی ۳۳ ۲-۲-۳-۷.هوش هیجانی و مدیریت بازار ۳۴ ۲-۲-۳-۸.هوش هیجانی و رفتار سیاسی ۳۶ ۲-۲-۳-۹.هوش هیجانی ابزاری نوین در مدیریت بازار و تحولی در مدیریت بازاریابی ۳۶ ۲-۲-۳-۱۰.دیدگاههای جدید در زمینه مدیریت تجاری ۳۷ ۲-۲-۳-۱۱.هوش هیجانی و مدیریت بازار ۳۸ ۲-۲-۳-۱۲.هوش بین فردی و امید و خوش بینی در خدمت بازار ۳۹ ۲-۲-۳-۱۳.نتیجهگیری ۴۱ ۲-۲-۴.هوش بازاریابی ۴۱ ۲-۲-۴-۱.مشخصات هوش بازاریابی ۴۲ ۲-۲-۴-۲.مواردی را که در کسب هوش بازاریابی باید مد نظر داشت ۴۳ ۲-۲-۴-۲-۱.کشف مشتریان بالقوه ۴۴ ۲-۲-۴-۲-۲.مدل سیکل هوش بازاریابی ۴۴ ۲-۲-۴-۲-۳.جهت دهی فعالیت های هوش بازاریابی ۴۴ ۲-۲-۴-۲-۴.جمع آوری اطلاعات ۴۵ ۲-۲-۴-۲-۵.سنجش اعتبار و صحت اطلاعات ۴۵ فهرست مطالب عنوان صفحه ۲-۲-۴-۲-۶.بررسی دادهها، ارزیابی و تفسیر ۴۵ ۲-۲-۴-۲-۷.منتشر کردن ۴۵ ۲-۲-۴-۳.خصوصیات متخصصان هوش بازاریابی ۴۵ ۲-۲-۴-۴.هوش بازاریابی و ارتباط با سایر هوشها در سازمان ۴۶ ۲-۲-۵.برنامهریزی استراتژیک مدیریت بازار ۴۷ ۲-۲-۵-۱.طراحی سیستم ۴۸ ۲-۲-۵-۱-۱. جمع آوری اطلاعات ۴۸ ۲-۲-۵-۱-۲.بررسی مقاصد و تمایلات خریداران (مشتریان) ۴۸ ۲-۲-۵-۱-۳.جمع آوری اطلاعات عمومی بازار از رقبا ۴۹ ۲-۲-۵-۲.بررسی رفتار مصرف کنندگان ۵۰ ۲-۲-۵-۲-۱.آنالیز رفتار ۵۰ ۲-۲-۵-۲-۲.تجزیه و تحلیل و طبقهبندی اطلاعات ۵۰ ۲-۲-۵-۲-۳.کاربردهای محصول ۵۲ ۲-۲-۵-۲-۴.شناخت استراتژی قیمتگذاری برای محصولات و خدمات ۵۳
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۲-۶.تحول مدیریت دربازاریابی ۵۳ ۲-۲-۶-۱.کسب و کارهای کوچک ۵۳ ۲-۲-۶-۲.کیفیت؛ ارزش مشتری پسند ۵۵ ۲-۲-۷.ده فرمان بازاریابی ۵۸ ۲-۲-۷-۱.تحقیق عملکرد کسب و کار و میزان خشنودی مشتری ۵۸ ۲-۲-۷-۲.آشنایی ۵۸ ۲-۲-۷-۳.از رضامندی مشتری تا مدیریت بهسازی کارکرد سازمان ۵۸ ۲-۲-۷-۴.گرایش به بازار؛ قلب بازاریابی جدید ۵۹ ۲-۲-۷-۲.مفهوم بازارگرایی(گرایش به بازار) ۶۰ ۲-۲-۸. خلق و تبادل اطلاعات ۶۱ ۲-۲-۸-۱.خلق اطلاعات ۶۱ ۲-۲-۸-۲.توزیع وتبادل اطلاعات ۶۱ ۲-۲-۸-۳.مشتری مداری ۶۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- کدگذاری با جمله یا پاراگراف. در اینجا این سؤال پیش میآید که در این جمله یا پاراگراف، چه ایدهی اساسیای نهفته است؟
- سومین روش، گرفتن یک سند کامل با مشاهده یا مصاحبه است. سؤال در این بخش این است که چه چیزی این سند را از اسنادی که قبلاً کدگذاری شدهاند جدا میکند؟
تجزیه و تحلیل داده ها(۴) ساختن نظریه (۵) مرتب کردن دادهها (۳) اشباع نظریه ؟ بلی جمع آوری دادهها (۲) نه تکمیل نظریه سازی (۶) نمونهگیری نظری (۱) ۱۹نمودار۳-۲ ارتباط مراحل جمع آوری، مرتب کردن و تحلیل دادهها در نظریه بنیادی: ذکایی(۱۳۸۱ : ۶۲) در کدگذاری باز پدیدهها نامگذاری میشوند؛ چرا که مفاهیم، واحد تحلیلی در نظریهی بنیادی هستند. قبل از پرداختن به موضوع کشف طبقات، تعریفی از طبقه الزامی است. منظور از طبقه همان طبقهبندی مفاهیم است. این طبقهبندی وقتی ظاهر میشود که میخواهیم مفاهیم را برای تشخیص دادن پدیدههای مشابه، با هم مقایسه کنیم. سپس این مفاهیم با هم جمع میشوند و یک نظم بزرگتر را که بیشترین مفهوم ذهنی را میرساند، تشکیل میدهند که طبقه نام دارد(:منبع پیشین: ۱۲۵). در این مطالعه از روش دوم، یعنی کدگذاری با جمله یا پارگراف استفاده شد؛ به این شکل که مصاحبه های ضبط شده چندین بار مورد بررسی قرار گرفته و جملات کلیدی آن کشف و مفهوم آن به عنوان کد اولیه تعیین شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
کدگذاری محوری مرحلهی دیگری از تحلیل است که پس از مرحلهی کدگذاری باز انجام میشود. کدگذاری محوری را استراوس و کوربین فرایندی میدانند که طی آن، مفاهیم به هم ربط داده میشوند(اشتراوس و کوربین،۱۹۹۰؛ کوربین و اشتراوس،۲۰۰۸). بعد از اینکه در روند کدگذاری باز، دادهها به مفاهیم و طبقهبندیها تقسیم میشوند، کدگذاری محوری، آنها را به سمت هم میکشاند تا ارتباط آنها و طبقهبندیها و زیر طبقهبندیها را در شکل جدیدی نشان دهد؛ پس هدف اصلی کدگذاری محوری این است که دادههایی را که در فرایند کدگذاری شکسته شدهاند، دوباره گردآوری کند. در این کدگذاری، ما به دنبال بر هم زدن و پیوستن طبقهبندیها هستیم، تا یک تبیین دقیقتر و کاملتر از پدیده را ارائه دهیم. کدگذاری محوری، برقراری ارتباط بین طبقهبندیها با طبقات خردتر و ابعادشان است و چندین کار اصلی دارد(اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۰). در این تحقیق از الگوی پارادایم کوربین و اشتراوس(۱۹۹۰) برای کد گذاری محوری استفاده شده است. در این الگو، مفاهیم حول مقوله ی محوری، شرایط علی، بستر حاکم، شرایط مداخله گر، کنش ها و تعاملات(استراتژیهای عملی) و پیامدها متمرکز می شوند. پس از کدگذاری محوری، کدگذاری انتخابی انجام میگیرد. کدگذاری انتخابی فرایند ادغام و تصحیح نظریه است. در مرحلهی کدگذاری باز، تحلیلگر با موضوع به وجود آمدن طبقهها برای تعیین اینکه چگونه طبقهبندیها ابعاد گوناگونی دارند، سر و کار دارد. در کدگذاری محوری، طبقهبندیها به طور نظامیافته گسترش مییابند و به طبقات خردتر مرتبط میشوند؛ اما هنوز هنگام آن نرسیده که طبقهبندیها برای یک طرح نظری کلی یگانه شوند(اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۰).
-
-
-
-
- ارائه نظریه و مقایسه با ادبیات
از این مرحله است که دادهها به نظریه تبدیل میشوند. تماشای رشد و نمو نظریه، یک حالت جالب توجه است. یگانگی، یک فرایند مداوم است که در طول زمان به وجود میآید. میتوانیم بگوییم نظریهسازی از اولین تحلیلها آغاز میشود و تا آخرین تحلیلها ادامه مییابد. یگانه کردن یک عمل متقابل بین دادههاست (اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۰). اولین قدم در مرحلهی یگانه کردن، تصمیمگیری در مورد طبقهبندی مرکزی است. طبقهبندی مرکزی، که گاهی طبقهبندی درونی هم نامیده میشود، تم(درون مایهی) تحقیق را نشان میدهد که محصول یک نوع تجرید است. اعتبار دادن طرح نظری: اعتبار تحقیقات کیفی در مورد وصف و تبیین است و همخوانی تبیین موردنظر با وصف؛ به بیانی دیگر، آیا تبیین قابل اعتماد و پذیرفتنی نیست(جنسک، ۱۹۹۸)؟ وقتی صحبت از اعتبار میشود، منظور آزمایش در مفهوم کمی نیست؛ منظور این است که نظریه از دادهها بیرون میآید؛ اما در هنگام یگانه کردن، باید طبقهبندیها را با دادهها مقایسه کرد یا اینکه یافتهها را به پاسخگویان نشان داد و عکسالعمل آنها را مشاهده نمود. نظریهای که از دادهها مشتق میشود باید برای شرکتکنندگان در تحقیق قابل شناسایی باشد. در این تحقیق، با توجه به آنکه تعداد زیادی از پاسخ دهندگان پرسشنامه را افراد شرکت کننده در مصاحبه تشکیل داده بودند، الگوی برآمده از روش تئوری بنیادی به ایشان ارائه و تاییدیه آنها اخذ شده است.
-
-
- نمونه تحقیق(حجم و روش نمونه گیری)
در روش نظریهی بنیادی، در مرحلهی جمع آوری داده، نمونهگیری[۲۷۱]، هدفمند انجام میگیرد. هدف از نمونهگیری نظری، جمع آوری داده از مکانها، افراد و حوادث است؛ با اینکه امکان توسعه دادن مفاهیم بر مبنای ابعادشان و تشخیص روابط بین مفاهیم هست. در نمونهگیری نظری، محقق باید اجازه دهد که تحلیل فرایند تحقیق را هدایت کند. نمونهگیری تا زمانی ادامه خواهد یافت که طبقهای به اشباع[۲۷۲] برسد(کوربین و اشتراوس، ۲۰۰۸؛۱۴۶). لینکلن و گوبا اظهار می کنند که در یک مطالعه که با دقت هدایت شده است و در آن انتخاب نمونه به صورت تکاملی و تعاقبی بوده است، میتوان با حدود ۱۲ شرکت کننده به نقطه اشباع رسید و احتمالاً این تعداد بیشتر از ۲۰ نخواهد شد. داگلاس در مطالعه خود تخمین زد که در مصاحبه¬های عمیق قبل از رسیدن به نقطه اشباع به ۲۵ نفر شرکت کننده نیاز داریم. درعمل، مفاهیم اشباع اطلاعاتی و بازده نزولی که در نمونه گیری مطرح می شوند بایستی با محدودیتهای زمان، پول و سایر عوامل در نقطه تعادل قرارگیرند(میکوت و مور هوس[۲۷۳]،۱۹۹۴؛۶۳). تعداد نمونه های مورد نیاز برای اسناد بستگی به هدف مطالعه دارد. در صورتی که هدف از مطالعه، آزمون فرضیات باشد، حداقل شش نمونه(سه نمونه از هرکدام از گروههای مورد مقایسه)مورد نیاز است. درصورتی که هدف از اسناد، اکتشاف و توصیف عقاید و نگرشهای مصاحبه شوندگان باشد، باتوجه به زمان و منابع قابل دسترس، تعداد(۱۰ ± ۱۵) نمونه برای انجام مصاحبه کافی خواهدبود(ویل؛۱۹۹۷). در تحقیق کنونی تعداد نمونه های انتخاب شده برابر ۱۶مصاحبه است که برای اطمینان بیشتر از حد کافی نیز فراتر رفته ایم. با انجام این تعداد مصاحبه، تشخیص محقق این بوده است که اطلاعات گردآوری شده به نقطه اشباع رسیده و نیازی به انجام تحلیل متون مصاحبه بیشتر نیست. نمونه این تحقیق، مدیران ارشد و معاونت های مرتبط با موضوع در سازمان های بازرسی کل کشور، بودند که نسبت به موضوع، آگاهی کافی و وافی داشتند. در طول نمونه گیری نظری سعی شده است از نظرات افراد مجرب که سابقه کار داشته اند استفاده شود. تاکید بر تجربه کاری از آن جهت بوده است که نظر فرد از روی شناخت سازمانی بیان شده و داده ها قابل اعتماد باشند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۴‑۱۴: نمونه فریمهایی از یک فیلم ۹ دقیقهای که در آن روند تغییرات فاصله بین پلکها از حالت کاملا هوشیار به حالت خوابآلوده نشان داده شده است. تصاویر از بالا به پایین و از راست به چپ مربوط به زمانهای دقیقه اول، دقیقه سوم، دقیقه پنجم، دقیقه هفتم، دقیقه هشتم و دقیقه نهم میباشد. شکل ۴‑۱۵: نمودار تغییرات ELDC نسبت به زمان سعی شد الگوریتم پیشنهادی آشکارسازی بسته بودن چشم با برخی از روشهای دیگر مقایسه شود. متاسفانه در برخی سیستمها مانند [۳۰, ۳۴, ۴۷, ۴۸] مدت آزمایشهای انجام شده بسیار کوتاه (معمولا حدود ۵ دقیقه یا کمتر) میباشد. همچنین در آزمایش برخی از سیستمها [۶, ۳۰, ۴۶, ۴۸, ۵۸] دقت آشکارسازی بسته شدن چشم بیان نشده است. در [۴۹] یک سیستم بلادرنگ مبتنی بر پردازندههای گرافیکی[۱۵۳] (GPU) برای آشکارسازی پلکزدن راننده طراحی شده که در طیف مادون قرمز عمل میکند. این سیستم تصاویر را با نرخ ۲۵ فریم در ثانیه پردازش میکند. خطای FPR و FNR این سیستم بر روی ۲۲ فیلم یک دقیقهای از ۲۲ فرد مختلف (در مجموع ۳۳۰۰۰ فریم) به ترتیب ۵/۱۰% و ۳% گزارش شده است. این سیستم فقط براساس ردیابی چشم و استخراج ویژگی PERCLOS خستگی راننده را تعیین میکند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
Batista [27] روشی برای آشکارسازی بسته شدن چشم ارائه کرده که نرخ خطای FPR و FNR آن به ترتیب ۵/۹% و ۷/۱% میباشد. این الگوریتم بر روی ۵ فیلم در مجموع به تعداد ۱۸۰۰ فریم (حدود ۷۲ ثانیه) آزمایش شده است. هرچند به نظر میرسد روش ارائه شده در این مقاله بهتر از روش پیشنهادی ماست، اما آزمایشهای انجام شده برای ارائه دقت سیستم کافی به نظر نمیرسد. Bergasa و همکارانش [۲۳] سیستم خود را بر روی ۱۰ فیلم در مجموع به مدت ۲ ساعت آزمایش کردهاند. در این آزمایش دقت آشکارسازی بسته شدن چشم ۸۰% ارائه شده است. روش ارائه شده توسط Smith و همکارش [۴۷] بر روی ۸ فیلم که در مجموع شامل ۱۱۶۰ فریم میباشد، آزمایش گردید. بر اساس نتایج ارائه شده، نرخ خطای FPR و FNR این سیستم به ترتیب ۷۱% و ۱۵% گزارش شده است. نتایج ارائه شده نشان میدهد خطای FPR سیستم در آشکارسازی بسته شدن چشم بسیار زیاد است. در جدول ۴‑۸ مقایسه اجمالی میان الگوریتم پیشنهادی و سایر الگوریتمهای ارائه شده برای آشکارسازی بسته بودن چشم، مشاهده میشود. همان گونه که مشاهده میگردد روش پیشنهادی در مقایسه با سایر روشهای ارائه شده دقت بسیار خوبی دارد. جدول ۴‑۸: مقایسه الگوریتم پیشنهادی با سایر الگوریتمهای ارائه شده برای آشکارسازی بسته شدن چشم
| نام روش |
خطای FPR |
خطای FNR |
| روش Lalonde |
۵/۱۰% |
۳% |
| روش Batista |
۵/۹% |
۷/۱% |
| روش Bergasa |
؟ |
۲۰% |
| روش Smith |
۷۱% |
۱۵% |
| روش پیشنهادی |
۴/۲% |
۷/۸% |
استخراج ویژگیهای ناحیه سر و چهره ویژگی استخراج شده از ناحیه سر و چهره، آشکارسازی چرخش سر است. برای ارزیابی الگوریتم پیشنهادی در آشکارسازی چرخش سر، مقدار چرخش سر در هر فریم ® با یک حد آستانه مقایسه شد. اگر مقدار R کمتر از حد آستانه باشد، چرخش آشکارسازی نشده، در غیر این صورت چرخش سر رخ داده است. برای ارزیابی این بخش از سیستم، تعداد ۱۱ فیلم به مدت ۳۷ دقیقه مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان میدهد الگوریتم پیشنهادی در آشکارسازی چرخش سر حول محورهای مختلف بسیار خوب عمل میکند. هرچند در این سیستم، ردیابی چهره براساس سادهترین روش انجام شده، اما نتایج رضایتبخشی بدست آمده است. بر اساس این نتایج الگوریتم پیشنهادی قادر است افتادن سر و چرخش سر حول تمام محورهای مختصات را آشکارسازی کند. اگر راستای محورهای مختصات مطابق شکل ۴‑۱۶ درنظر گرفته شود، توانایی سیستم در آشکارسازی چرخش سر مطابق جدول ۴‑۹ خواهد بود. X Y Z شکل ۴‑۱۶: نمایش وضعیت سر نسبت به محورهای مختصات جدول ۴‑۹: توانایی سیستم پیشنهادی در آشکارسازی چرخش سر حول محورهای مختصات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- آیا میان رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر مبنای صرفاً نرخ بازده و رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر مبنای معیارهای جنسن و سورتینو، رابطه معنا داری وجود دارد؟
-
- آیا بین رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر اساس بتای سنتی و رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر اساس بتای نامطلوب هارلو- رائو و استرادا ، رابطه معنا داری وجود دارد؟
-
- آیا بین رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر اساس ریسک نامطلوب(نیم انحراف معیار) و رتبه بندی آنها بر اساس ریسک کل(انحراف معیار) رابطه معناداری وجود دارد؟
-
- آیا بین سن صندوق های سرمایه گذاری و رتبه بندی آنها بر اساس شاخص های سورتینو و جنسن، رابطه معناداری وجود دارد؟
۱- ۵ فرضیه های تحقیق فرضیات تحقیق را در یک تقسیم بندی کلی میتوان به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول از فرضیات این تحقیق، به بررسی عملکرد صندوق های سرمایه گذاری و تفاوت در رتبه بندی آنها و بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد صندوق های سرمایه گذاری میپردازند. این فرضیات عبارتند از:
-
- به نظر می رسد رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر اساس شاخص های هفت گانه یکسان نباشد.
-
- به نظر میرسد میان رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر مبنای نرخ بازده سالانه و رتبه بندی آنها بر اساس مدل جنسن و سورتینو رابطه معنا داری وجود نداشته باشد.
-
- به نظر می رسد عامل سن صندوق، تأثیری در رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر اساس شاخص جنسن و سورتینو نداشته باشد.
دسته دیگر از فرضیات تحقیق به بررسی ارتباط بین دو نظریه مطرح در بین شاخص های ارزیابی عملکرد ، یعنی تئوری مدرن پرتفوی و تئوری فرا مدرن پرتفوی، می پردازد. در این گروه از فرضیات محقق به دنبال این مطلب است که آیا میان شاخص های ارزیابی عملکرد مبتنی بر نظریه های مدرن و فرامدرن پرتفوی ارتباط معناداری وجود دارد. این گروه از فرضیات عبارتند از :
-
- به نظر می رسد میان رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر اساس شاخص شارپ و سورتینو همبستگی معنا داری وجود داشته باشد.
-
- به نظر می رسد میان رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر اساس ریسک کل و ریسک نامطلوب رابطه معنا داری وجود داشته باشد.
-
- به نظر می رسد میان رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر اساس شاخص ریسک سیستماتیک در هر دو نظریه رابطه معنا داری وجود داشته باشد. به عبارت دیگر این فرضیه ارتباط میان رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری بر اساس بتای سنتی و بتای نامطلوب هارلو- رائو و استرادا را بررسی می نماید.
۱- ۶ تعاریف واژه ها و اصطلاحات ۱- ۶- ۱ صندوق های سرمایه گذاری: صندوق های مشترک سرمایه گذاری به عنوان یکی از انواع شرکتهای سرمایه گذاری از جمله واسطه های مالی هستند که با فروش سهام خود به عامۀ مردم ، وجوهی را تحصیل و در ترکیب متنوعی از اوراق بهادار شامل سهام،اوراق قرضه،ابزارهای کوتاه مدت بازار پول و دارایی های دیگر با توجه به هدف صندوق، به طور حرفه ای سرمایه گذاری میکنند. ۱- ۶- ۲ ارزش خالص دارایی ها[۲] (NAV): صندوق های سرمایه گذاری، پیوسته سهام جدید منتشر می کنند تا از محل وجوه حاصل از فروش سهام جدید، در سایر اوراق بهادار سرمایه گذاری نمایند. سرمایه این صندوق ها متغیر بوده و صندوق هر لحظه آمادگی بازخرید سهام منتشره خود را به قیمت ارزش خالص دارایی ها دارد. ارزش خالص دارایی های صندوق با محاسبه ارزش بازار پرتفوی صندوق به قیمتهای پایانی بازار در هر روز تعیین میشود. ۱- ۶- ۳ بازده سرمایه گذاری : هر سهم و یا هر پرتفویی از سهام، اگر در فاصله خاصی از زمان خریداری، نگهداری و فروخته شود، عایدی خاصی نیز نصیب دارندۀ آن می نماید. این عایدی، شامل تغییر در قیمت و منافع حاصل از مالکیت است. اصطلاح «نرخ بازده» یا نرخ عایدی، برای توصیف نرخ افزایش یا کاهش سرمایه گذاری در طول دورۀ نگهداری دارایی به کار می رود.(راعی و تلنگی، ۱۳۸۳)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱- ۶- ۴ ریسک سرمایه گذاری: بازده سهام در دوره های متفاوت، متغیر است و روند ثابت و یکنواختی را به همراه ندارد. بنابراین نوسان و تغییر پذیری، جزء لاینفک بازدهی سهام در طی زمان است. با توجه به تغییر پذیری و نوسان، بازده دوره های آتی نیز قابل اطمینان نیستند. عدم اطمینان نسبت به بازده های آتی سهام، سرمایه گذاری را با ریسک همراه می نماید. سرمایه گذار همواره به دنبال کاهش ریسک و افزایش اطمینان بازدهی است. (راعی، ۱۳۷۷) امروزه اکثر پژوهشگران ریسک سرمایه گذاری را با انحراف معیار نرخ بازده، مرتبط می دانند؛ یعنی هر قدر بازده سرمایه گذاری بیشتر تغییر کند، سرمایه گذاری مزبور، ریسک بیشتری خواهد داشت.(هاگن[۳]، ۱۹۹۷) «ریسک سرمایه گذاری»، احتمال وقوع بازدهی واقعی، به غیر آنچه انتظار می رود است. لذا، هر اندازه تغییر پذیری نتایج، بیشتر باشد، سرمایه گذاری ریسک دار تر خواهد بود.(راعی و تلنگی،۱۳۸۳). ۱- ۶- ۵ ریسک سیستماتیک: در سرمایه گذاریها ، نیروهایی که کنترل نشدنی و خارجی اند و اثر آن گسترده است، منابع ریسک سیستماتیک نامیده می شوند. به عبارت دیگر ریسک سیستماتیک توسط وقایع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که بازده اوراق را تحت تأثیر قرار میدهند، ایجاد میشود.(هرینگتون، ۱۹۸۷) ۱- ۶- ۶ ریسک غیر سیستماتیک: این ریسک که به ریسک خاص نیز معروف است، مختص سرمایه گذاری در سهام خاصی است و با افزایش تنوع سهام موجود در یک پرتفوی، می توان از آن اجتناب کرد . در اصطلاح فنی تر، این ریسک نشان دهنده آن قسمت از بازدهی سهام است که با حرکات بازار ارتباطی ندارد ۱- ۶- ۷ ریسک نامطلوب: به طور کلی در مورد ریسک دو دیدگاه مجزا وجود دارد: در دیدگاه اول هرگونه نوسان(منفی یا مثبت) احتمالی بازده اقتصادی درآینده به عنوان ریسک محسوب میشود و با بهره گرفتن از انحراف معیار حول میانگین به دست می آید. درحالی که در دیدگاه دوم مفهوم ریسک تغییر میکند و به عنوان انحرافات نامطلوب و نامساعد نسبت به میانگین یا نرخ بازدهی هدف تعریف میشود به گونه ای که نوسانات بالاتر از میانگین (یا نرخ بازدهی هدف) مساعد و در عوض نوسانات پایین تر از میانگین (یا نرخ بازدهی هدف) نامطلوب یا نامساعد تلقی میشود. ریسک نامطلوب به عنوان شاخص اندازه گیری ریسک، تنها نوسانات منفی بازدهی اقتصادی درآینده را در محاسبه ریسک به کار میگیرد و به دو شیوه، نیم واریانس[۴] زیر نرخ میانگین و نیم واریانس زیر نرخ بازده هدف تعریف و محاسبه می گردد. منطبق بر دیدگاه اول شاخص شارپ و منطبق بر دیدگاه دوم شاخص سورتینو، معیارهای مناسب برای ارزیابی عملکرد می باشند.(عبده تبریزی و شریفیان، ۱۳۸۷) فصل دوم :ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق مقدمه : ارتباط مستقیم و تاثیر مثبت و معنی دار توسعه بازارهای مالی بر رشد و توسعه اقتصادی مبین این مطلب است که بدون داشتن بازارهای مالی سازمان یافته رقابتی و کارآمد ، امکان داشتن اقتصادی توسعه یافته بعید به نظر می رسد . بنابراین فراهم کردن زمینه وجود بازارهای مالی پویا ، رقابتی وکارآمد به منظور تجهیز منابع پس اندازی و هدایت و تخصیص بهینه آن، بین فعالیت های متعدد اقتصادی، باید جزء مبانی پایه ای و اصولی در هرنظام اقتصادی و در کانون توجه مسئولان و سیاست گذاران قرار گیرد. اهمیت صندوق های مشترک سرمایه گذاری را می توان از منظر شرکتهای سرمایه پذیر، سرمایه گذاران، بازار بورس و کل اقتصاد، مورد توجه قرار داد. از منظر شرکتهای سرمایه پذیر، جایگزینی مالکیت عمده، از سرمایه گذاران انفرادی به سوی صندوق های سرمایه گذاری، مطلوب تر می باشد.زیرا سرمایه گذاران در قالب اشخاص حقوقی قادرند تصمیمات سرمایه گذاری، تأمین مالی و عملیاتی بهتری را اتخاذ نمایند. این در حالی است که، سرمایه گذاران جزء، غالباً تفکر بلند مدت و مشخصی ندارند. از منظر سرمایه گذاران نیز توان صندوق های سرمایه گذاری در کسب بازده های اضافی نسبت به بازار سرمایه، تمایل آنها را در خرید واحدهای سرمایه گذاری این صندوقها بیشتر میکند. از سوی دیگر، سرمایه گذاری از طریق صندوق های سرمایه گذاری، سبب خواهد شد که تصمیمات تخصصی تر و بهینه تری اتخاذ شود تا از نوسانات شدید قیمت سهام در بازار سرمایه جلوگیری شود و از این لحاظ، صندوق های سرمایه گذاری نقش برجسته ای در اقتصاد کشور ایفا میکنند. تحقیق حاضر تلاش می کند تا مسئله نمایندگی را در قالب بررسی عملکرد صندوق های سرمایه گذاری، مورد آزمون قرار دهد. صندوق های سرمایه گذاری به این دلیل که مؤسسات مالی هستند که با پس انداز سرمایه گذاران و از جانب آنها اقدام به خرید و فروش و تشکیل پرتفوی می نمایند، نقش نمایندگی روشن و بی بدیلی را ایفا میکنند. بنابراین، بررسی عملکرد این صندوق های سرمایه گذاری میتواند شواهد روشنی را در راستای نحوۀ ایفای وظیفه نمایندگی و مباشرت این واسطه های مالی برای مالکان و سایر استفاده کنندگان فراهم کند. در این فصل مباحث نظری پیرامون صندوق های مشترک سرمایه گذاری و پیشینه تحقیق در مورد بررسی عملکرد این واسطه های مالی، آورده شده است. همچنین در این بخش معیار های لازم جهت ارزیابی عملکرد صندوق های سرمایه گذاری به طور کامل تبیین شده است.در بخش مربوط به پیشینه تحقیق نیز سعی شده تا تحقیقات معتبر و مشهوری که توسط پژوشگران در زمینه بررسی عملکرد صندوق های سرمایه گذاری وجود دارد، آورده شود. مروری بر ادبیات موضوع ۲- ۱ تاریخچه و سیر تاریخی صندوق های مشترک سرمایه گذاری صندوق های سرمایه گذاری مشترک به عنوان یک طرح سرمایه گذاری اشتراکی[۵] ، برای اولین بار در سال ۱۸۲۲ در هلند مطرح شدند. ایده اصلی این صندوق ها ، مشارکت دادن منابع مالی به صورت دسته جمعی و در عین حال سرشکن کردن ریسک سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران بود. این صندوق ها، حتی برای سرمایه گذاران خرد این امکان را فراهم میکردند که با حداقل سرمایه، در این صندوق ها سرمایه گذاری کنند و از امکان تنوع بخشی مناسب در سرمایه گذاری برخوردار شوند.در ظرف مدت بسیار کوتاهی این ایده در سراسر اروپا رواج یافت و در کمتر از یک قرن حدود ۵۰۰ صندوق سرمایه گذاری مشترک در اروپا تأسیس شد. اما فروپاشی بازار در سال ۱۹۲۲، عاملی شد تا تعداد این صندوق ها به سرعت تقلیل یابد.پس از آن زمان، کنترل و نظارت برای محافظت از منافع سرمایه گذاران در بازار صندوق های سرمایه گذاری، شدت گرفت و کمیسیون بورس اوراق بهادار در آمریکا[۶] تأسیس شد. این کمیسیون با قوانین نظارتی که وضع می نمود ، موجب شفافیت بیشتر معاملات در بازار شد و در نتیجه امکان محافظت بیشتر از سرمایه گذاری ها را در بازار صندوق های مشترک سرمایه گذاری را فراهم نمود. صنعت صندوق های سرمایه گذاری با این تدابیر مجدداً در سال ۱۹۶۰ به سرعت رونق یافت.در آن زمان، بالاترین منافع به سرمایه گذاران از طریق سرمایه گذاری در سهام صندوق های با سود سرمایه بالا[۷] که به صندوق های رشدی[۸] معروف هستند،تخصیص یافت.در پایان دهه ۱۹۶۰، بار دیگر بازار دچار رکود گشت و این رکود به صنعت صندوق های سرمایه گذاری نیز سرایت پیدا کرد و وجوه و سرمایه ها به سرعت از بازار خارج شدند.بعد از این رکود، سرمایه گذاران یک بار دیگر مجبور شدند به بازار اعتماد کنند. در دهه ۸۰ و ۹۰ ، صندوق های سرمایه گذاری با الگویی متفاوت، توانستند تنوع بیشتری در پرتفوی ها ایجاد نمایند.در این زمان بازار ، سرمایه گذاران را بیشتر و بیشتر ، جذب کرد تا این که رکود دیگری به دلیل حباب قیمتی که در ابتدای این قرن ایجاد شد، شکل گرفت. (کرازیستو دادو و پائلو باتیوک[۹]، ۲۰۰۹) به نظر میرسد این رکود و رونق بازار همانند یک سیکل تجاری، بعد از یک دوره معین تکرار میشود. همانند بحران مالی که هم اکنون به طور وسیع بازارهای جهانی را ناپایدار نموده است. ۲- ۲ تعریف صندوق های سرمایه گذاری مشترک صندوق های مشترک سرمایه گذاری به عنوان یکی از انواع شرکتهای سرمایه گذاری از جمله واسطه های مالی هستند که با فروش سهام خود به عامۀ مردم ، وجوهی را تحصیل و در ترکیب متنوعی از اوراق بهادار شامل سهام،اوراق قرضه،ابزارهای کوتاه مدت بازار پول و دارایی های دیگر با توجه به هدف صندوق، به طور حرفه ای سرمایه گذاری میکنند. هر واحد سرمایه گذاری[۱۰] که در صندوق های سرمایه گذاری فروخته میشود، نماینده نسبت متناسبی از پرتفوی اوراق بهاداری است که صندوق سرمایه گذاری به وکالت از سهامداران خود اداره مینماید. بند۲۰ از ماده ۱ قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران صندوق سرمایه گذاری این چنین تعریف نموده است : « نهادی مالی است که فعالیت اصلی آن سرمایه گذاری در اوراق بهادار میباشد و مالکان آن به نسبت سرمایه گذاری خود، در سود و زیان شریک اند» شکل زیر می تواند فرایند سرمایه گذاری در یک صندوق مشترک سرمایه گذاری را به خوبی نشان دهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در شب ۱۳ تیرماه در آهار مردم هر خانه دور هم جمع میشوند و به نقل داستانها و قصهها میپردازند و با دیوان حافظ فال میگیرند. نوجوانان نیز به پشت بام میروند و دستمالی را به ریسمان میبندند و به خانهها میاندازند تا صاحب خانه کشمش، نخودچی، پول خرد در گوشه دستمال ببندد. در حوزه دماوند و فیروزکوه نیز مراسمی به نام «لال بازی» دارند. نامگذاری در شب ششم زایمان ولیمه میدهند و نامگذاری میکنند. در این مراسم عدهای از مردان و زنان برای شام دعوت میشوند. پیش از صرف شام بچه را بیرون میآورند و در بغل ریش سفید مجلس میگذارند و از او میخواهند برای نوزاد نامی برگزیند. آنگاه ریش سفید چند اسم روی کاغذ نوشته و آنها را لای قرآن میگذارد و اذان به گوش راست و اقامه به گوش چپ نوزاد میخواند. به دنبال آن یکی از کاغذها را از لای قرآن بیرون میآورد. او اسم را میخواند و بقیه برای تایید صلوات میفرستند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
آش دندانی وقتی نوزاد شروع به درآوردن دندان میکند برای او آش دندونی درست میکنند تا دندانهایش راحت و سبک بیرون آید. مکتب خانه در گذشته مکتبدار ابتدا الفبا و هجی کردن را میآموخت. پس از آن شاگرد باید یک کله قند و انعامی از این نوع برای مکتبدار میآورد. از ابزارهای مکتبدار چوب و فلک بود که در باورها و ضرب المثلهای عامیانه از چوب و جور استاد فراوان ذکر رفته است. مکتب دار از میان شاگردان یک نفر را به عنوان خلیفه (مبصر) انتخاب میکرد. وظیفه خلیفه این بود که امر به جارو کردن مکتب خانه کند، دستور خرید روزانه خانه مکتبدار را صادر کند و هر عید برای مکتبدار عیدی جمع کند. چله مردم شب اول چله یعنی شب یلدا را که طولانی ترین شب سال نامیده میشود، به شب نشینی و تفریح میگذارنند و آجیل، هندوانه، گندم برشته، گردو و کشمش میخورند و فال حافظ میگیرند. نذریها از سفرههای نذری که درتهران مرسوم بوده است، میتوان به موارد زیر اشاره کرد: سفره حضرت رقیه (س): مهرالزمان نوبان مینویسد: نذر سفره حضرت رقیه متداولترین و نیز از سادهترین سفرههای نذری است. زمان برگزاری آن دوشنبه، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه است و محل آن معمولاً در اماکن متبرکه چون امامزادهها و مساجد است. آجیل مشکل گشا: این آجیل عبارت از توت خشک، نخودچی، فندق، پسته، نقل، کشمش و بادام است که برای رفع گرفتاریها و مشکلات نذر میکنند. مولودی خوانی: یکی از مراسم زنانه پرطرف دار مولودی خوانی است. ماه محرم یکی از نشانههای عزاداری برای سیدالشهدا اجرای مراسم تعزیه است. تعزیه در آغاز ساده برگزار میشد و منظور از آن بیان احوال و مصایب خاندان اباعبدالله و واقعه غمانگیز کربلا بود. تعزیه خوانی در زمان ناصرالدین شاه با ساخت تکیه دولت به وسیله معیر الممالک به اوج خود رسید .www.sootak.ir ۴-۲-۱۰ امنیت در تهران صاحب نظران معتقدند مفاهیم امنیت و احساس امنیت متفاوتند. ممکن است در جامعهای امنیت باشد ولی این امنیت احساس نشود. بنابراین، لازم است بدانیم که آیا گردشگران در کشورمان امنیت دارند و به همراه آن آیا احساس امنیت میکنند واصولاً در صورت وجود عدم امنیت و یا احساس عدم امنیت، چه عواملی در آن موثر هستند. از نتایج مثبت یک سفر آن است که گردشگر متوجه میشود چقدر از نگرانیها و ترسهایش قابل اعتنا و چه مقدار تحت تاثیر تبلیغات و پیشفرضهای ذهنی خود او قرار دارد. تجربه دستاندرکاران صنعت گردشگری در ایران حاکی است؛ بیشتر گردشگرانی که به ایران سفر میکنند، در ابتدای ورود احساس عدم امنیت دارند ولی در انتهای سفر، ایران را امن تلقی میکنند(نورآقایی ۱۳۸۶) تا کنون تحقیقات مدون و دقیقی در خصوص وضعیت امنیت گردشگران در تهران انجام نشده است اما نتایج بررسیها توسط نگارنده نشان میدهد گردشگران خارجی در ابتدا احساس عدم امنیت دارند اما در پایان سفر اعتماد و امینت آنان افزایش مییابد. ۴-۲-۱۱ آژانسهای گردشگری و نیروهای متخصص در تهران آژانسهای گردشگری و نیروهای متخصص: از دهه ۵۰ صنف تورلیدری در ایران وجود داشته و نخستین آییننامه گردشگری در سال ۱۳۵۴ در ۲صفحه از کتاب مقررات میراث فرهنگی منتشر شده است. نخستین راهنمایان گردشگری ایران از اوایل دهه۵۰ مشغول به کار شدند. اما بعد از انقلاب اسلامی، به دلیل کم شدن گردشگران خارجی تحرک زیادی در این زمینه انجام نشد. بعد از جنگ، یعنی از حدود سال ۱۳۶۹ که آرامآرام پای توریستها به ایران باز شد، تورلیدری رونقی دوباره گرفت و به صورت حرفهای تبدیل به یک شغل شد. در این زمینه کلاسهایی زیرنظر سازمان میراث فرهنگی برگزار میشود، که بعد از تحصیل سرفصلهای مورد نظر و طی آموزشهای مربوط، با ارائه کارت تورلیدری به عنوان مدرک، راهنما میتواند وارد بازار کار شود. http://www.biznews.ir/vdcgxq9q.ak9n74prra.html میتوان در دوره قبل انقلاب به تاسیس مدرسه عالی مهمانداری (۱۳۴۲) و مدرسه عالی هتلداری (۱۳۴۵) اشاره کرد و از تاسیس رشته مدیریت جهانگردی(۱۳۷۴) و مدیریت هتلداری(۱۳۸۳) در مقاطع کارشناسی و کارشناسیارشد(۱۳۸۳) در دانشگاه علامهطباطبایی تهران میتوان به عنوان نقطه عطف آموزش گردشگری در سالهای پس از انقلاب یاد کرد. “مرجع اطلاع رسانی صنعت توریسم” پایگاهی است مستقل که وابستگی به هیچ نهاد یا سازمانی ندارد و طبق قوانین جمهوری اسلامیایران فعالیتهای خود را ادامه میدهد. http://www.irantravels.ir/Aboutus.aspx آژانس خدماتی مسافرتی، اپراتوری است که برای دسترسی به قیمتهای رقابتی شرکتهای بزرگ هواپیمایی و هزاران هتل و مکانهای مختلف دنیا و اجاره خودرو طراحی شده و قادر به ذخیره و ارسال درخواست و تایید هتل، رزرو بلیت هواپیما و اجاره خودرو در عرض چند دقیقه بوده و توانایی دسترسی به اطلاعات دست اول از هتلها و دستیابی به بهترین نرخ آنها را دارند. آژانسهای مسافرتی با ترویج و تبلیغ بستههای تفریحی سفر، بخش عمدهای از وقت خود را صرف جذب و برخورد با مشتریان به طور مستقیم میکنند و در زمینههای مختلف مورد نیاز مشتریان در مقصد برای گذراندن تعطیلات و دریافت خدمات مورد نیاز ، آنها را راهنمایی میکنند. ویژگیهای آژانسهای مسافرتی بیشتر آژانسهای مسافرتی در مدیریت سفر تخصص دارند و با بروشور سفر به مشتریان برای انتخاب یک بسته تعطیلات به آنان کمک میکنند، بسته پیشنهادی میتواند شامل : وسیله سفر ، استراحتگاه و خوابگاه ، اطلاعات در مورد ارز محلی و… باشد. آژانسهای مسافرتی از طریق تلفن، ایمیل، پیامک، فکس و مراکز پست با مشتریان در تماس هستند. آژانسهای مسافرتی به وسیله اپراتورهای تور، نحوه گذراندن تعطیلات و ترتیبات یک سفر سفارشی را ساخته و بر اساس آن تماس با مشتری را سازماندهی و بررسی میکنند. آژانسهای مسافرتی از طریق نرم افزار رایانهای بلیت هواپیما و هتل را برای مشتریان رزرو نموده و برای کرایه خودرو و سفرهای تفریحی پیشنهادهایی مینمایند. آژانسهای مسافرتی در مورد گذرنامه، واکسیناسیون مورد نیاز قبل از ورود به کشور مقصد، روادید و بیمه مسافرتی به مشتریان پیشنهادهایی مینمایند. آژانسهای مسافرتی پس از فروش بلیت تماس مشتریان را با تور اپراتورها برقرار مینمایند. آژانسهای مسافرتی با شرکتهای هوایی پس از فروش تعامل مالی دارند. آژانسهای مسافرتی گاهی در روزهای تعطیل و بیش از پنج روز اداری هفته ( شنبه تا پنجشنبه ) و ساعات معمول روزانه کار میکنند. محیط دفاتر، میزهای کار و محل نشستن برای مشتریان جذاب و انجام کارها به سرعت با رایانه انجام پذیرفته و برای کارکنان از یونیفرم مناسب و زیبا استفاده میشود. آژانسهای مسافرتی جهت بهبود کیفیت کار و افزایش دانش کاری برای کارکنان دورههای آموزشی کوتاه مدت را فراهم میآورند. باید دارای مهارتهای ارتباطی عالی و برخورد دوستانه و مودب بوده و از کارکردن با مردم و فروش لذت ببرند. باید به جغرافیا و سفر علاقه داشته و مقاصد مختلف در سراسر جهان را بشناسند. باید هنگام برخورد چهرهای مطمئن داشته باشند. باید دارای مهارتهای رایانهای باشند. باید فروش بلیت را خوب بدانند. باید انعطاف پذیر و سازگار باشند. باید حتی زمانی که تحت فشار هستند موثر، آرام و صبور باشند. باید به عنوان بخشی از یک گروه در کار گروهی خوب کار کنند. باید با توجه به تجربه خود و توان مالی مشتریان آنها را راغب به سفر برای تفریح و گذراندن تعطیلات یا انجام کسب و کار کنند. نخستین آژانسهای خدماتی و مسافرتی شرکت کاکس و پادشاهان (Cox and Kings Co) یکی از قدیمیترین آژانس مسافرتی در جهان و به عنوان آژانس مسافرتی مدرن برای اولین بار در بریتانیا مشغول فعالیت بوده و خدمات خود را از نیمه دوم قرن نوزدهم به مشتریان ثروتمندش در ارتباط با راه آهن میدلند ارائه نموده است ، با توسعه تور نه تنها خدمات تور خود را به عموم مردم فروخته بلکه نمایندگی شرکتهای گردشگری دیگر را نیز داشته است. از قدیمیترین آژانسهای مسافرتی در شمال امریکا، شرکت Brownell travel است که در تاریخ ۴ ژوئیه ۱۸۸۷ ، مسافران را در قالب تور به اروپا اعزام میکرده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم در این مورد نقل شده است: برای هر شی یک ستون است و ستون شخص مؤمن عقل او است پس به قدر عقل از انسان عبادت پروردگار انجام می شود.[۲۷۶]
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
عامل اطاعت پروردگار
پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در تعریف عاقل می فرماید: همانا عاقل کسی است که از خدای متعال اطاعت کند اگرچه ظاهرا زشت به نظر برسد و نزد مردم مقام اوکوچک باشد.[۲۷۷] در جای دیگر آن حضرت درباره اجزای عقل فرمود: خدای متعال عقل را بر سه جز تقسیم کرده است پس در هر شخص هر سه جز باشد عقل او کامل است و اگر شخصی هیچ کدام از این ها را دارا نباشد گویا اصلا عقل ندارد.جزو اول عقل معرفت پروردگار است و دوم اطاعت برای او و سوم صبر نیکو بر امر خدا.[۲۷۸] در این روایت عقل را در سه چیز منحصر دانسته است که یک جز آن که معرفت پروردگار باشد به جنبه نظری عقل تعلق دارد و دو جز دیگر یعنی اطاعت و صبر بر امر خدا در حوزه عملی عقل است. در جای دیگر آن حضرت می فرماید: همانا عاقل ترین مردم بندهای است که پروردگار خود را بشناسد سپس از او اطاعت کند و دشمن خود را شناسایی کند و او را نافرمانی کند.[۲۷۹] حضرت علیعلیهالسّلام می فرماید: عاقل ترین مردم آن کس است که در اطاعت پروردگار از همه جلوتر باشد.[۲۸۰]
عامل خوف از خدا
یکی از مهمترین عواملی که انسان را از گناه و بی بند و باری باز می دارد، خوف از خدا است یعنی انسان از عذاب بی پایان الهی خوف داشته باشد. از نظر معصوم کسی از خدا پروا می کند که از عقل خود بهره برده باشد: عقل مندترین انسان کسی است که نیکو کار و خداترس باشد.[۲۸۱] همانا خدا اندیش کسی است که در دل از او ترس داشته باشد و برای او عمل کند تا اینکه به نفس خود تمرین دهد به این کار.[۲۸۲]
عامل شکر در برابر نعمت خدا و صبر در برابر معصیت
وظیفه مهم دیگری که انسان در برابر خدا دارد و در حقیقت برای وجوب اطاعت الهی یک دلیل عقلی مهم همین است که خدا منعم انسانها و سایر مخلوقات است و شکر منعم به دلیل عقل بر انسان واجب است افزون بر آن خدای متعال به این امر مهم یاد آور شده می فرماید “لان شکرتم لازیدنکم و لان کفرتم ان عذابی لشدید” در نگاه معصوم هم عاقل کسی است که فروانی روزی حلال او را از شکر خدا غافل نمی کند و روزی اگر از حلال دستش کوتاه شد بخاطر صبر، از ارتکاب حرام می گریزد. ای هاشم! عاقل کسی است که حلال خدا او را از شکر غافل نمی کند و میل به حرام، بر صبر او غلبه نمی کند.[۲۸۳]
عامل ذکر پروردگار
ذکر پروردگار یکی از چیزهایی ست که به انسان آرامش می دهد"الا بذکرالله تطمئن القلوب” و این کار فقط از ذکر لسانی تنها ساخته نیست بلکه مراد از ذکر خدا، حاظر و ناظر دانستن خدای متعال است که انسان را برای کارهای خوب مهیا می سازد و از کازهای بد باز می دارد و چنین ذکری با موافقت عقل در انسان بوجود می آید: هر کس در حقیقت معنا یاد کننده خدای متعال باشد، مطیع خدا است و هر کس از ذکر خدا غافل باشد، او عاصی و معصیت کار است و اطاعت علامت هدایت و رستگاری است و معصیت علامت گمراهی و ضلالت است و در واقع ریشه هدایت و ضلالت در ذاکر بودن و غافل بودن انسان است پس قلب خود را قبله زبانت قرار بده و زبان را فقط با اشاره قلب و موافقت عقل به حرکت درآور.[۲۸۴]
بخش چهارم: آثار عقل عملی در انسان نسبت به آخرت
حضرات معصومین علیهمالسلام در سخنان خویش وظایف انسانها را نسبت به دنیا و آخرت بیان نموده اند و رفتار درست نسبت به دنیا و آخرت را به انسان ها آموختند. در این بخش بررسی می شود که در فرامین معصومینعلیهمالسلام برای عقل عملی چه آثار و فوایدی در این زمینه بیان شده است.
عقل عملی وسیله آبادانی آخرت مؤمن
پیامر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم می فرماید: برای هر ویرانی آبادانی و عمرانی است و آبادانی آخرت عقل است و برای هر سفری سایبانی لازم است تا مسافرین به آن پناه ببرند؛ سایبان مسافرت دائمی مسلمانان عقل اوست.[۲۸۵] در آن روایت طولانی که امام موسی کاظم علیه السّلام برای هشام، عقل و ویژگیهای آن را بیان کرده است، آبادانی دنیا را منوط به عقل می داند که یک جنبه آن عقل عملی است. ای هشام! هر کس سه چیز را بر سه چیز مسلط سازد گویا ازبین بردن عقل آماده شده است، هر کس نور تعقل و تفکر را با خواهشات طولانی خاموش کند و حکمتها را با سخنان بیجا محو کند و نور عبرت را با شهوات نفسانی تاریک کند، به هوای نفسانی برای نابودسازدی عقل کمک کرده است. و هر کس عقل خود را ازبین ببرد، دنیا و آخرت را نابود ساخته است.[۲۸۶]
محاسبه نفس
یکی از عواملی که باعث می شود که انسان خود را برای رفتن به سرای آخرت آماده کند، محاسبه نفس است و این امر مهم به اقتضای عقل در انسان به وجود می آید: انسان عاقل کسی است که نفس خود را باز خواست کند درباره چیزی که براو واجب است نه در چیزهایی که برای او واجب است.[۲۸۷] در واقع این روایت به این مطلب اشاره دارد که انسان عاقل نگران وظایف خویش است نه منافع و سود.
بزرگترین اعمال در آخرت
از نگاه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بزرگترین عمل دنیا و آخرت از انسان عاقل امکان پذیر است. بافضیلت و بزرگترین اعمال در دنیا و آخرت عقل است یعنی بهترین عمل دنیا و آخرت از کسی ممکن است که بهره خوبی از عقل داشته باشد.[۲۸۸]
سبب عمل برای نجات و رستگاری
یکی از آثار عقل عملی این است که در انسان برای عمل انگیزه ایجاد می کند تا از عذاب هولناک آخرت نجات پیدا کند. لذا است که حضرت امیرمؤمنان علیه السّلام در سخنی زیبا می فرماید: میوه عقل این است که انسان برای نجات عمل می کند.[۲۸۹] در این روایت نیز این مطلب را بیان نموده می فرماید: خداوند عقل را در مردى ودیعه ننهاده (نبخشیده) مگر آنکه او را با آن یکى از روزها (با چارهسازى آن از فتنه و تباهى دنیا یا بوسیله طاعت و بندگى از گرفتارى آخرت) رهائى دهد.[۲۹۰]
عامل رسیدن به بهشت
وقتی عقل عملی سبب بشود که انسان برای نجات خویش در این سرای فانی کاروکوشش کند و بهترین عمل نزد پروردگار را انجام دهد، خدا هم برای او جنت را مقدر می کند لذا در روایات آمده که عقل بهترین وسیله برای دسترسی به بهشت است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم به حضرت علی علیه السّلام می فرماید: ای علی! بهترین عقل این است که انسان بوسیله آن به بهشت برسد و رضایت پروردگار را طلب نماید.[۲۹۱] و در جای دیگر فرمود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
.۲۱۱۲۴
.۰۰۳
معنی دار
۵-۲-۲-۳- مقایسه تأثیرات فضاهای فرهنگی، ورزشی و هنری بر گویه های کیفیت زندگی در منطقه و فرا منطقه برای مقایسه تأثیرات فضاهای فرهنگی، ورزشی و هنری منطقه ۱۸ در منطقه و فرا منطقه از آزمون پارامتری تی مستقل استفاده می شود دلیل استفاده از آزمون پارامتری حجم بالای نمونه می باشد که طبق قضیه حد مرکزی در آمار استنباطی وقتی حجم نمونه زیاد می شود (بالای ۳۰) توزیع میانگین به توزیع نرمال میل می کند. طبق آزمون تی مستقل تأثیرات فضاهای فرهنگی، ورزشی و هنری بر گویه های کیفیت زندگی در منطقه و فرا منطقه به این صورت است که اگر سطح معنی داری آزمون تی مستقل از ۰۵/۰ کوچکتر باشد (۰۵/۰P-value=sig<) تفاوت تأثیرها معنی دار می باشد اگر تفاوت میانگین گویه ها از صفر بزرگتر باشد به این معنی است که میزان تأثیر مراکز بر گویه کیفیت زندگی در منطقه بیشتر از فرا منطقه است در غیر اینصورت میزان تأثیر مراکز بر گویه کیفیت زندگی در فرامنطقه بیشتر از منطقه است. نتایج آزمون تی مستقل در جدول شماره ۵-۶ آمده است. مشاهده می شود که تنها برای دو گویه سطح معنی داری آزمون از ۰۵/۰ بزرگتر می باشد (۰۵/۰P-value=sig>) یعنی برای این دو گویه تفاوت معنی دار آماری در سطح خطای ۵ درصد در منطقه و فرا منطقه مشاهده نشده است. برای دیگر گویه های کیفیت زندگی سطح معنی داری آزمون از ۰۵/۰ کوچکتر می باشد (۰۵/۰P-value=sig<) یعنی اینکه تفاوت بین میزان تأثیرات مراکز فرهنگی، ورزشی و هنری بر این گویه ها در منطقه و فرا منطقه با اطمینان ۹۵ درصد معنی دار می باشد و چون تفاوت میانگینها برای این گویه ها از صفر بزرگتر می باشد به این معنی است که میزان تأثیرات مراکز فرهنگی، ورزشی و هنری بر این گویه ها در منطقه ۱۸ از فرا منطقه بیشتر بوده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
جدول ۵-۶- نتایج آزمون تی مستقل برای مقایسه تأثیرات فضاهای فرهنگی، ورزشی و هنری منطقه ۱۸ بر گویه های کیفیت زندگی درمنطقه و فرا منطقه
شاخص
گویه
درجه آزادی
آماره تی
تفاوت میانگینها
سطح معنی داری
معنی داری تفاوت
محیطی و کالبدی
میزان رضایت شما از نظافت و پاکیزگی مراکز نام برده
۳۸۳
۳٫۵۰۷
.۴۱۵۱۸
.۰۰۲
معنی دار
میزان تأثیر مراکز نام برده در محیط زیست منطقه
۳۸۳
۳٫۶۲۴
.۳۱۵۱۲
.۰۰۴
معنی دار
وجود سرو صدا (تردد اتومبیل و موتور، فعالیت های ساختمانی و…) در اطراف مراکز نام برده
۳۸۳
۳٫۱۷۰۹
.۱۶۳۶۴
.۰۱۱
معنی دار
استشمام بوی بد در مراکز نام برده ناشی از زباله و فاضلاب و آبهای سطحی
۳۸۳
۷٫۰۱۰
.۶۵۳۱۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سوارهرو: بخشی از راه است که به تردد وسایل نقلیه اختصاص یافته است. پله: عنصری است که برای تغییر ارتفاع به کار میرود و شامل یک کف و یک خیز است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
پلکان: یک ردیف پله بدون پاگرد است که برای دسترسی عابرین پیاده از یک تراز به تراز دیگر به کار میرود. راهپله: ترکیبی از دو یا چند پلکان همراه با پاگرد است که برای دسترسی عابرین پیاده از یک تراز به ترازدیگر مورداستفاده قرار میگیرد. تجهزات خیابان: وسایل یا تجهیزات دائمی یا موقتی هستند که به منظور تسهیل پیادهروی یا تردد وسایل نقلیه یا فراهم نمودن برخی خدمات در محیط پیادهرو قرار میگیرند مانند: پایههای چراغهای راهنمایی، تابلوهای راهنما، پارکومترها، نیمکتها، صندوقهای پست و … کمتوان: به فردی اطلاق میشود که بنا به هر علت به طور موقت یا دائمی از نظر تواناییهای جسمی دچار ضعف باشد. معلولیت: عبارت است از عارضهای که ایجاد ضعف یا اختلال در سیستم حسی و حرکتی انسان نموده و سبب اختلال در جابجایی و برقراری ارتباط فرد با محیط گردد. معلول جسمی – حرکتی: به فردی اطلاق میشود که به هر علت دچار ضعف، اختلال و یا عدم توانایی در اندامهای حرکتی شده و برای حرکت نیاز به استفاده از برخی وسایل کمکی داشته باشد. عرض مؤثر پیادهرو: بخشی از مقطع پیادهرو است که معمولاً عابرین از آن برای تردد استفاده میکنند. لوکس: واحد سنجش میزان روشنایی در یک سطح است که برابر یک لومن در یک فوت مربع است. شار نوری: دسته اشعه نور را شار نوری نامند که برحسب لومن بیان میشود و بیانگر انرژی نورانی ساطع شده از یک منبع روشنایی است. سطح خدمت: مجموعه مشخصاتی که کمیت و کیفیت خدمات در تسهیلات حمل و نقلی را نشان میدهد سطح خدمت مینامند. درمورد معابر پیاده، طبقهبندی بر اساس فضای حرکت عابرین، مشخصات طراحی تسهیلات پیادهروی را به سطح خدمت مربوط میسازد. فاصله جانبی: فاصلهای است که معمولاً عابرین از موانع رعایت میکنند. حاشیه: بخشی از کناره معبر که برای ایجاد فاصله بین سطح سوارهرو و پیادهرو (یا دوچرخهرو) اختصاص مییابد. خیابان شریانی: معبری است عموماً دوطرفه به صورت جدا شده یا نشده با تقاطعهای همسطح. عملکرد اصلی آن ارتباط بین محورهای بزرگراهی و راه های جمع و پخش کننده و همچنین مراکز اصلی شهر است. تأمین دسترسی به کاربری های عمده از طریق راه شریانی امکانپذیر است. خیابان جمع و پخش کننده: معبری است به منظور ارتباط بین خیابانهای محلی و شریانی، در این معابر تأمین دسترسی برای کاربریها امکانپذیر است. خیابان محلی: معبری است برای ارتباط راه های دسترسی به خیابانهای جمع و پخش کننده و شریانی با اولویت دسترسی به کاربری های اطراف آن. خیابان دسترسی: معبری است برای تأمین دسترسی مستقیم به کاربری های مسکونی و خدمات وابسته و ارتباط بین واحدهای همجوار. وسایل کنترل (تنظیم) تردد پیاده: کلیه تابلوها، چراغهای راهنمایی، خطکشیها و لوازمی که در روی یا کنار یک خیابان یا معبر بپیاده از طرف یک شخص یا سازمان دارای مسئولیت قانونی به منظور تنظیم، هشدار یا راهنمایی ترافیک نصب میشوند. تابلو: وسیلهای است متکی بر یک یا چند پایه ثابت یا متحرک که پیام مشخصی را به کمک حروف یا علائم انتقال میدهد و قانوناً به منظور تنظیم، هشدار یا راهنمایی ترافیک نصب میشود. جدول: به یک عضو قائم یا شیبدار در امتداد راه گفته میشود که معرف لبه معبر است. چراغ راهنمایی: کلیه لوازم برقی کنترل ترافیک به استثناء چراغهای هشداردهنده موانع که ترافیک را در جهت انجام یک عمل خاص راهنمایی کرده و یا هشدار میدهند. خطکشی: کلیه خطوط، اشکال، کلمات، رنگآمیزیهای ترسیمی در سطح و یا جدولها و یا اشیاء واقع در کنار راه که قانوناً به منظور تنظیم، هشدار یا راهنمایی ترافیک بکار میآید. علائم بساوایی: علائمی که بوسیله لمس کردن قابل شناسایی هستند. شناسگر: وسیلهای است که به کمک آن وسایل نقلیه یا عابرین میتوانند حضور خود را در یک وسیله کنترل ترافیک سازگار ثبت کنند. منطقه کارگاهی: محدودهای است که عملیات احداث، مرمت و نگهداری معابر، تأسیسات شهری، ساختمانسازی و غیره در جریان ترافیک سواره و پیاده و ایمنی آن مؤثر است. محل پارکینگ: سطح روسازیشدهای است که به وسیله تابلو یا خطکشی برای توقف وسایل نقلیه اختصاص داده شده باشد. [۱و۳] ۱-۹- سازماندهی پایان نامه پایان نامه مطالعه و بررسی تطبیق روش های عبور عابرین پیاده شهر تهران از عرض معابر و ارائه مطمئن ترین الگو به ترتیب در ۵ فصل ارائه شده است. در فصل اول به معرفی کلیات موضوع و مفاهیم مورد نیاز اولیه جهت شناخت ادبیات موضوع پرداخته شده است . فصل دوم به بررسی ادبیات و پیشینه تحقیق در حمل و نقل با نگاه ویژه به مسافرین پیاده میپردازد که در این بخش موقعیت و نوع تصادفات مسافرین پیاده از دیدگاه علمی نیز گنجانده شده است. فصل سوم حاوی روش تحقیق بوده و به ویژگیهای عابر پیاده و مشخصات آن میپردازد و در فصل چهارم سوابق مطالعات و اطلاعات و مستندات موجود با تکیه بر شهر تهران معرفی میگردد شده و همچنین اطلاعات تکمیل شده ویا جمع آوری شده برای عابرین پیاده در شهر تهران نیز در ادامه این فصل معرفی میشوند و نهایتا در فصل پنجم به معرفی نتایج و پیشنهادات پایاننامه بر اساس مطالعات پیشین و تحقیقات صورت گرفته پرداخته میشود. فصل دوم ” ادبیات و پیشینه تحقیق” ۲-۱- مقدمه بطور کلی ضرورت وجودی قوانین و مقررات، در تنظیم روابط عناصر یک سیستم با یکدیگر و با سایر سیستمها و همچنین تعیین حقوق و وظایف مربوطه میباشد. قوانین و مقررات توسط مراجع ذیصلاح تدوین شده و کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی مشمول، ملزم به رعایت آنها هستند. عدم رعایت و سرپیچی از قوانین و مقررات تخلف محسوب شده و مستوجب مجازات خواهد بود. قوانین و مقررات حاکم بر سیستم پیاده از جنبه های مختلف قابل بررسی است. بخشی از این قوانین و مقررات ناظر بر حقوق و وظایف ترافیکی متقابل عابر پیاده و سیستم حمل و نقل است که معمولاً در مجموعه آئین نامه راهنمایی و رانندگی قرار دارد. بخش دیگر مشمول مفاهیم عام حقوقی است که در چهارچوب قوانین مسئولیت کیفری و مدنی می گنجد. نهایتاً یکسری مقررات، ضوابط و معیارهای فنی و اجرایی وجود دارد که ناظر بر برنامه ریزی، طرح، اجرا و نگهداری سیستم میباشد. در بخشهای بعدی همین فصل برخی از قوانین و مقررات موجود مطرح و مورد بررسی قرار میگیرند اما آنچه سیستم پیاده را در مقایسه با سایر سیستمهای حمل و نقل شهری دارای خصوصیات و مزایای منحصر به فردی مینماید آنستکه از جمله آنها میتوان به انعطافپذیری، ارزانی، مصرف انرژی کمتر، هماهنگی با ملاحظات زیستمحیطی و … اشاره نمود. علاوه بر این سیستم پیادهروی نقش مکمل در ارائه خدمات سایر سیستمهای جابجایی و بخصوص حمل ونقل عمومی را ایفا میکند. از سوی دیگر برخلاف سایر سیستمهای ترابری که تقاضای سفر آنها وابسته به سایر فعالیتها است در این سیستم سفر پیاده میتواند هم وسیله باشد و هم هدف. به عبارت دیگر پیادهروی ممکن است صرفاً به خاطر خود پیادهروی انجام شود. ۲-۲- آئین نامه راهنمایی و رانندگی در کشور موادی که در آئین نامه راهنمایی و رانندگی قدیم مستقیماً به موضوع پیاده و پیاده رو می پرداخت شامل مواد ۱ (بندهای ۱۳ ، ۱۴ و ۴۷) ، ۸۷ ، ۸۹ (بندهای ۱ ، ۲ ، ۳ ، ۴ ، ۵) ، ۹۲ ، ۱۱۳ (بند ۲)، ۱۲۶ ، ۱۴۰ ، ۱۴۲ (بند ۳) ، ۱۴۴ (بند ۱ و ۱۲) ، ۱۴۹ ، ۱۶۹ ، ۱۷۳ ، ۱۸۸ ، ۱۸۹ ، ۱۹۰ ، ۱۹۱ و ۱۹۲ بوده و موادی که بطور غیر مستقیم به این موضوع اشاره کرده اند شامل مواد ۸۰ ، ۱۰۱ ، ۱۴۲ (بند ۱ ) و ۱۸۷ میباشد. همچنین موادی که در آئین نامه راهنمایی و رانندگی جدید مستقیماً به موضوع پیاده و پیاده رو میپردازند شامل بند الف ماده ۱۰۱ ، ماده ۱۰۲ ، ماده ۱۰۳ . ماده ۱۴۱ ، بند پ و ت ماده ۱۶۱ ، بند الف و ذ ماده ۱۶۳ ، ماده ۱۹۲ ، ماده ۲۱۵ و ماده ۲۱۸ میباشند .آئیننامه راهنمایی و رانندگیکشور [۴] با توجه به مفاد مواد فوق، بنظر میرسد که در آئین نامه راهنمایی و رانندگی عابر پیاده نه بعنوان یک عنصر مستقل بلکه در ارتباط با سیستم حمل و نقل موتوری دیده شده است. در حالیکه فقط بخشی از محیط پیاده روی در تماس و برخورد با ترافیک سواره میباشد. ترافیک پیاده مقوله مستقلی است که خود آئین نامه و مقررات جداگانهای را می طلبد. این مشکل متاسفانه در آیین نامه جدید نیز همچنان قابل مشاهده میباشد. ۲-۳- قوانین عام حقوقی عابر پیاده در کشور برخی از حقوق و تکالیف عابر پیاده مشمول مفاهیم عام حقوقی است و در چارچوب قوانین مربوط به مسئولیت مدنی و کیفری قابل بررسی میباشد. ماده اول قانون مسئولیت مدنی مصوب ۱۳۳۹ مقرر میدارد: “هر کس بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگر که بموجب قانون برای افراد ایجاد گردیده، لطمه ای وارد نماید که موجب ضرر مادی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود میباشد.” در موارد بعدی قانون مذکور چگونگی جبران خسارت در حوادث مختلف بیان شده و سرانجام در ماده ۱۱ به مسئولیت کارمندان دولت و شهرداری و مؤسسات وابسته به آنها پرداخته شده است که بیش از همه به زیانهای وارده به عابر پیاده مربوط میشود. در این ماده چنین مقرر شده است: “کارمندان دولت و شهرداریها و مؤسسات وابسته به آنها که به مناسبت انجام وظیفه عمداً یا در نتیجه بی احتیاطی خساراتی به اشخاص وارد نمایند شخصاً مسئول جبران خسارت وارده می باشند ولی هرگاه خسارت وارده مستند به عمل آنان نبوده و مربوط به تقص وسایل ادارات و مؤسسات مزبور باشد در این صورت جبران خسارت بر عهده اداره یا مؤسسه مربوطه است ولی در مورد اعمال حاکمیت دولت هرگاه اقداماتی که بر حسب ضرورت برای تأمین منافع اجتماعی طبق قانون بعمل آید و موجب ضرر دیگری شود دولت مجبور به پرداخت خسارت نخواهد بود.” برخی از حقوقدانان به مفاد ماده فوق از نظر ایجاد مانع و عدم صراحت در احقاق حق عابرین ایرادانی وارد دانسته اند. در ماده ۱۲ قانون مسئولیت مدنی از مسئولیت کارفرمایان غیر دولتی در برابر اعمال کارکنان اداری و یا کارگران آنها صحبت میشود. در این ماده چنین مقرر شده است: “کارفرمایانی که مشمول قانون کار هستند مسئول جبران خساراتی میباشند که از طرف کارکنان اداری یا کارگران آنان در حین انجام کار یا به مناسبت آن وارد شده است مگر اینکه محرز شود تمام احتیاط هایی که اوضاع و احوال قضیه ایجاب می نموده بعمل آورده یا اینکه اگر احتیاط های مزبور را بعمل می آورند باز هم جلوگیری از ورود زیان مقدور نمی بود. کارفرما میتواند به وارد کننده خسارت در صورتیکه مطابق قانون مسئول شناخته شود مراجعه نماید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فراز و فرود هایی که دراین آواز، به لحاظ ترکیب بندی وجود دارد، همراه و همگام با شعر شاعر، ترکیب و اجرا می شوند که در این دو بیت کاملاً محسوس و قابل مشاهده است. پشیمانی ناشی از غیر دوست دیدن و گفتن و به این نتیجه رسیدن که صحبت یار، همه چیز عاشق است و بی وجود یار عالم هیچ است. این مضمون آقای شجریان را بر آن داشته که مجدداً از فرود به فرازی برسد و فریادی در گوش ابوعطا سر دهد و زمینه را برای قسمت بعدی آواز فراهم سازد و همه این موارد و گردش ها، بسیار زیبا و دل انگیز اجرا شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
آواز جور یار غزل سعدی مشخصات عروضی وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن بحر: مجتث مثمن مخبون محذوف
| ۱ الف/۱ب- غم زمانه خورم یا فراق یار کشم م |
|
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم م |
| ردیفهای آوازی: درآمدی بر بیات ترک |
این بیت را در آواز بیات زند (ترک) با لحنی بسیار زیبا و مناسب و منطبق بر مضمون شعر که حالت عجز و سرگردانی بین دو راه دنیا و معبود را می رساند درآمد می کند و با تکراری دیگر که اشاره به قطار و دوگاه دارد ادامه می دهد و در تکرار و در مصراع دوم ترکیب (بطاقتی که ندارم) را آنچنان تحریر لطیف، سوزناک و جانگذاری بر آن می دهد که تأثیر عجیبی بر ذهن شنونده و مخاطب می گذارد. انتخاب غزل ها و ابیات مناسب یکی از ویژگی های این اثر است که اشراف خواننده را بر شعر و ادبیات غنی سرزمین عزیزمان ایران نشان می دهد.
۲- نه دست صبر که در آستین عقل برم د ۳- نه قوتی که توانم کناره جستن از او ع م ک قطار |
|
نه پای عقل که در دامن قرار کشم ن نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم ن م |
این حالت عجز و سرگردانی و در دو راهه قرار گرفتن در این ابیات کاملاً محسوس است و خواننده با گردش بسیار زیبا به آواز ترک (زند) با نت فریادگونه، این حیرانی و سرگردانی را به گوش مخاطب دردآشنا می رساند علی الخصوص با تحریری پر از فریاد و فریادی پر از تحریر در انتهای بیت ۴، لرزه بر وجود مستمع می اندازد و او را بیدار می کند. در واقع با این تحریرِ فریادی، فریادرسی می طلبد که او را از این دو راهه ی حیرانی نجات بخشد و هدایتش کند.
۴- چو می توان به صبوری کشید جور عدم جامه دران م ک |
|
چرا صبور نباشم که جور یار کشم م م |
عجبا به این همه تناسب و تلفیق مناسب. با این بیت با همان فریاد جانگداز، وارد گوشه جامه دران می شود، گوشه ای که وجه تسمیه آن همان جامه در بدن و لباس پاره کردن است و در اینجا عاشق به خود نهیب می زند و خود را سرزنش می کند که، چرا وقتی که می توانم با صبوری جور دشمن را تحمل کنم، جور ستم دوست را تحمل نکنم؟! و در نهایت با تحریری، مجدداً به دستگاه نوا گردش میکند. درباره وجه تسمیه گوشه جامه دران ،استاد عباس کاظمی ردیف دان آوازی ایران می گوید: «در گذشته و در تاریخ ایران، پادشاهان و حاکمانی وجود داشتند که مقبول مردم بودند و در زمان حاکمیت خود برای ملت خود ارزش قائل بودند. از جمله اینکه با تخت های بزرگی که توسط چهل نفر حمل می شد، در کوچه و بازار، نزد مردم می رفتند و از احوال آن ها با خبر می شدند. زمانی که چنین پادشاهی فوت می کردند، همان صحنه آمد و رفت در بازار و در میان رعیت ها در مراسم عزاداری پادشاه توسط مردم شبیه سازی و تکرار می شد و تخت بزرگ او را سیاه پوش می کردند و بر دستان خود حمل می نمودند. افرادی که در جلوی تخت حرکت می کردند با ذکر این بیت: «دنیا به کسی وفا نکرده» به سوگ می نشستند و افرادی که در پشت تخت حرکت می کردند در جواب می گفتند: «غره نشوی خدای نکرده» و اشاره به مرحوم می کردند و با این گریه و شیون ،خانمها با حالت زاری جامه های خود را پاره پاره کرده و می دراندند. این جامه دریدن در حالت سوگواری، براساس ملودی که بر شعر قرار گرفت به گوشه جامه دران معروف می شود از این رو استادعباس کاظمی معتقدند این گوشه ای که در افشاری اجرا می شود جامه دران نیست و مویۀ افشاری است. جامه دران در مکتب اصفهان حالتی متفاوت از مویه افشاری در دستگاه و آواز دیگر است. (برگرفته از سایت www.harmonytalk.com)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تغییر کاملا تصادفی تخصیص خطهای یالها، ممکن است منجر به ایجاد یک گراف ناهمبند شود. برای کاهش احتمال وقوع چنین حالتی و با توجه به این که ایجاد یک گراف همبند به صورت کنترل شده از نظر محاسباتی بسیار مشکل است، تغییر تخصیص خطها به صورتی انجام می شود که در حداقل ممکن، یکی از شروط لازم همبندی برقرار بماند (مرحله اول، بررسی جوابها از نظر همبندی). برای این منظور، یک دامنه مجاز برای تغییرات تعداد خطها در دو طرف یال مورد نظر تعریف می شود. این دامنه کمترین و بیشترین تعداد خط مجاز در هر یک از کمانهای یک یال را مشخص می کند، بهگونه ای که تعداد خطهای ورودی و خروجی گرههای دو سر یال به صفر نرسد. دامنه مجاز برای کمان (i, j)، یال l تعریف می شود. برای این منظور، از یک مجموعه محدودیتها به صورت زیر بهره گرفته می شود:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
| (۳-۲۴) |
|
| (۳-۲۵) |
|
| (۳-۲۶) |
|
| (۳-۲۷) |
|
| (۳-۲۸) |
|
که در آن، k’ij، k’ji، k’ip، k’pi، k’jp و k’pi مقادیر جاری تخصیص خط هستند و kij و kji متغیرهای تخصیص خط برای دو کمان متناظر یال l هستند، Φi و Φj به ترتیب مجموعه گرههای مجاور i و j هستند، نامساویهای (۳-۲۴) و (۳-۲۵) تضمین می کنند که دستکم یک خط ورودی و یک خط خروجی برای گره i وجود داشته باشد و نامساویهای (۳-۲۶) و (۳-۲۷) همین محدودیت را برای گره j برقرار می کنند. عبارتهای دوم در (۳-۲۴) و (۳-۲۷) تعداد کل خطهای خروجی از گرههای i وj به غیر از خطهای کمانهای (i, j) و (j, i) را محاسبه می کنند. عبارات دوم در (۳-۲۵) و (۳-۲۶)، همین نقش را برای خطهای ورودی به گرههای iوj ایفا می کنند. معادله (۳-۲۸) محدودیت کلی تخصیص خطهای یال l است. به منظور محاسبه دامنه مجاز، کافیست که همه نامساویها برحسب متغیرkij نوشته شوند و سپس بیشترین و کمترین مقادیر ممکن برای آن محاسبه شوند. از آنجاییکه ممکن است مقادیر بیشترین و کمترین مقدار مجاز بدست آمده کمتر از ۰ و یا بیشتر از تعداد کل خطهای یال باشند، این مقادیر نیز در محاسبه دامنه مجاز منظور میشوند. کران پایینی LBij و کران بالایی UBij برای مقدار kijبه صورت روابط (۳-۲۹) و (۳-۳۰) خواهند بود. با حذف مقدار جاری متغیر kij از دامنه و انتخاب یک مقدار تصادفی برای kij، مقدار kji بهراحتی قابل محاسبه است.
مکانیزم انتخاب
انتخاب تصادفی به وسیله چرخ رولت از جمله روش های انتخاب است که این روش انتخاب توسط هالند پیشنهاد شده است]۴۶[. ایده اصلی این روش تعیین احتمال انتخاب یا احتمال بقا برای هر کروموزوم، متناسب با مقدار برازش آن است. چرخ رولت به منظور نشان دادن این احتمالات است و فرایند انتخاب مبتنی بر چرخاندن هم زمان ارقام چرخ به تعداد اندازه جمعیت است. فرایند کلی به صورت زیر است:
-
- محاسبه مقادیر برازندگی مربوط به هر کروموزم:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به اینکه موضوع پژوهش برای حل یکی از مسائل جامعه سرمایه گذاری است از نوع کاربردی می باشد و از طرف دیگر نوع روش پژوهش از نظر هدف در این پژوهش توصیفی بوده که از روش پیمایشی بهره گرفته است و با بهره گرفتن از روش رگرسیون که در پژوهش همبستگی مطرح است به کشف رابطه بین پدیده ها و متغییر ها و آزمون مدل ها ی طراحی شده کمک می نماید.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
از آنجایکه پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای پیمایشی از نوع مقطعی می باشد. باید دقت داشت که در روش مقطعی به منظور گردآوری داده ها درباره یک یا چند صفت در یک مقطع از زمان (یک روز، یک هفته، یک ماه، یکسال) از طریق نمونه گیری از جامعه انجام خواهد شد. اینگونه پژوهش ها به توصیف جامعه بر اساس یک یا چند متغیر می پردازد . همچنین از آنجایی که این پژوهش درباره یک موضوع واقعی، عینی، زنده (پویا) صورت می پذیرد از نتایج آن می توان بطور علمی استفاده کرد، بنابراین یک پژوهش کاربردی نیز می باشد. ۳-۳- فرایند اجرای پژوهش گام های لازم برای انجام این پژوهش را می توان به صورت زیر خلاصه نمود:
-
- اطلاعات مورد نیاز شرکتهای مورد مطالعه جهت اندازه گیری سرمایه فکری و تنگدستی مالی جمع آوری خواهد شد.
-
- مقادیر کارایی سرمایه ساختاری، کارایی سرمایه انسانی، کارایی سرمایه به کارگرفته شده، محاسبه خواهد گردید.
-
- رابطه بین هر یک از اجزای مدل ضریب ارزش افزوده فکری با متغیرهای پژوهش از طریق تحلیل رگرسیون به دست خواهیم آورد.
-
- در نهایت فرضیه های پژوهش مورد بررسی قرار خواهند گرفت و قبول یا رد خواهند شد.
در ادامه هر یک از مراحل فوق تشریح می شود. در گام اول کلیه اطلاعات جهت محاسبه متغیرهای مستقل و وابسته مورد نیاز از گزارشات سالانه شرکت ها و یادداشت های همراه قابل استخراج می باشند. در گام دوم کارایی سرمایه انسانی نشان دهنده میزان ارزش افزوده بدست آمده توسط هر واحد سرمایه گذاری بر روی نیروی انسانی است . ارزش افزوده، حاصل تفاضل خروجی ها و ورودی های یک شرکت می باشد. در این مدل، هزینه حقوق و دستمزد به دلیل نقش فعال نیروی انسانی در فرایند ایجاد ارزش در ورودی گنجانده نمی شود. بنابراین هزینه های مربوط به کارکنان به عنوان هزینه در نظر گرفته نمی شود بلکه به عنوان سرمایه گذاری تلقی می گردد. ارزش افزوده را می توان با بهره گرفتن از اطلاعات موجود در گزارش های سالانه به صورت حاصل جمع سود عملیاتی، هزینه های نیروی انسانی و استهلاک دارایی های مشهود و نامشهود محاسبه کرد. در نهایت کارایی سرمایه انسانی، بر اساس نظر پالیک ،از نسبت ارزش افزوده شرکت به هزینه های نیروی انسانی حاصل می گردد. به همین ترتیب کارایی سرمایه ساختاری به صورت میزان ارزش افزودهای تعریف می گردد که از هر واحد سرمایه گذاری بر روی سرمایه ساختاری حاصل می شود و مقدار آن از نسبت سرمایه ساختاری شرکت به ارزش افزوده آن حاصل می شود . سرمایه ساختاری شرکت برابر با تفاضل مقدار ارزش افزوده و هزینه های نیروی انسانی است. کارایی سرمایه به کار گرفته شده نیز میزان ارزش افزوده ایجاد شده از هر واحد سرمایه گذاری بر روی سرمایه های مالی و فیزیکی را نشان می دهد و مقدار آن از نسبت ارزش افزوده به سرمایه به کار گرفته شده حاصل خواهد شد. در گام سوم با توجه به ماهیت پژوهش حاضر که دو بعد( مقطع و زمان ) را توامان در نظر دارد، از الگوی پانل بهره گرفته شده است و سپس با بهره گرفتن از برآوردگر حداقل مربعات تعمیم یافته به بررسی ارتباط بین سازه های سرمایه فکری با سایر متغیرها پرداخته خواهد شد. برای این منظور از نرم افزار اقتصاد سنجی EVIEWS نسخه ۵ استفاده خواهد شد. در گام چهار با در نظر گرفتن ستون ۵ خروجی نرم افزار اقتصاد سنجی یعنی ستون احتمال (prob) و مقایسه آن با سطح معناداری به رد یا قبول فرضیات خواهیم پرداخت. همچنین در پژوهش حاضر، جهت تجزیه و تحلیل داده ها و پیش بینی ورشکستکی توسط شبکه عصبی از نرم افزار Excel و Matlab استفاده شده است. ۳-۴- روش گردآوری داده های پژوهش در این پژوهش با مراجعه به منابع کتابخانه ایی شامل کتب، مجلات هفتگی، ماهنامه، فصلنامه، پایان نامه های تحصیلی و رساله های پژوهشی مرتبط و با جستجو در پایگاه های الکترونیکی از قبیل SID،Elsevier ،Science direct و غیره ادبیات و بخش های تئوریک مرتبط با موضوع پژوهش مورد مطالعه و بررسی قرار خواهد گرفت. سپس بخشی از داده ها به کمک نرم افزار تدبیر پرداز و بخشی با بهره گرفتن از اطلاعات مالی جمع آوری شده توسط سازمان بورس و اوراق بهادار تهران در طی قلمرو زمانی مشخص استخراج گردیده و برای محاسبات لازم مورد استفاده قرار خواهند گرفت. بنابراین در مرحله آماده سازی اطلاعات، اقدام به محاسبه سازه های مدل ضریب ارزش افزوده فکری (که همان کارایی سرمایه انسانی، کارایی سرمایه و کارایی سرمایه به کار گرفته شده می باشند) در کلیه سال های و برای تک تک نمونه ها مورد بررسی قرار خواهند گرفت. با توجه به توضیحات فوق، بطور خلاصه می توان گفت در این پژوهش از ابزارهای کتابخانه ای و بررسی (مراجعه به اسناد و مدارک) در جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز بهره خواهیم برد. ۳-۵- قلمرو پژوهش به منظور اینکه پژوهش، توانایی طی تمامی مراحل پژوهش را در یک چارچوب معین و مشخص داشته باشد؛ می بایست قلمرو و دامنه مشخصی را برای پژوهش خود در نظرگرفت. قلمرو یک پژوهش در ابعاد موضوعی، زمانی و مکانی بیان خواهد شد. در مجموع قلمرو پژوهش حاضر، بررسی تاثیر سرمایه فکری بر تنگدستی مالی در کلیه شرکت های بورس اوراق بهادار تهران در یک دوره زمانی ۷ ساله از ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۰ است، بنابراین: قلمرو موضوعی: بررسی رابطه بین سرمایه فکری وتنگدستی مالی قلمرو مکانی: شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران قلمرو زمانی: از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۰ ۳-۶- جامعه آماری پژوهش جامعه آماری به کل گروه افراد، رویدادها و پدیده های مورد علاقه پژوهش که قصد بررسی آنها را داریم اشاره دارد. چارچوب جامعه آماری، فهرستی است از همه اعضاء جامعه که نمونه از آن استخراج می شود.جامعه آماری مورد استفاده در این پژوهش ، کلیه ی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است . ۳-۷- حجم نمونه و روش نمونه گیری در این پژوهش ۵۵ شرکتی که حاض شرایط بودند انتخاب شد که شامل شرکت های سرمایه گذاری منتخبی است که به نام آنها در جدول ۳-۱- اشاره می شود . برای انتخاب نمونه از حذف سیستماتیک و غربال زیر استفاده خواهد شد :
پایان سال مالی شرکت ها ۲۹ اسفند باشد. اطلاعات کامل و یادداشت های همراه صورت های مالی شرکت ها در دسترس باشد. این شرکت ها قبل از سال ۱۳۸۴ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشند. وقفه معاملاتی آنها بیش از ۲۷۰ روز (نه ماه) نباشد. شرکت های واسطه گری یا بانک ها نباشد. جدول ۳-۱- نام شرکت های مورد استفاده در پژوهش
| شرکت های غیرورشکسته |
شرکت های ورشکسته |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۲-۵-۲٫ طیف برنامه ریزی مشارکتی مطالعه مزبور طیفی از برنامه ریزی مشارکتی را ارائه می دهد که عناصر آن عبارتند از:
-
- مذاکره: فرایند رسیدن به توافق از طریق تبادل نظرات و اطلاعات، چانه زنی و مصالحه بین دو طرف که دارای برخی منافع مشترک و برخی اختلاف منافع هستند، می باشد.
-
- پیش میانجی گری: فرآیندی است که طی آن مرجع برنامه ریز از طریق گوش دادن به سخن همه
بهره وران، کمک به تشخیص تضادهای بالقوه به منظور حل اختلافات و رسیدن به توافق برای تدوین یک برنامه، به عنوان میانجی عمل می کند.
-
- میانجی گری: فرایند حل اختلاف به صورت داوطلبانه، غیر اجباری و بدون تعصب، توسط افراد
بی طرف، که به طرفین یاری می رسانند تا در جریان مذاکره به توافق برسند. (حبیبی و سعیدی رضوانی، ۱۳۸۴: ۱۸)
۲-۳٫ جمع بندی و چارچوب مفهومی پژوهش تجدید حیات در تعریف خود تمام عرصه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی را شامل می شود. لذا همانگونه که در مبانی نظری و ادبیات موضوع مورد توجه قرار گرفته است دیدگاه های مختلف اعم از: دیدگاه راهبردی، مشارکتی، سیستمی، زیست محیطی و رویکردهای متفاوت اعم از فرهنگ گرایی، انسان گرایی، ساختار گرایی، کارکردگرایی و …. با هدف بررسی همه ابعاد فوق و نیز با در نظر گرفتن محله به عنوان موجودی زنده و دارای حیات بررسی شده است. در دیدگاه راهبردی از میان نظریات و مبانی مختلف الگوی استراتژی توسعه شهری[۵۳] به عنوان چارچوبی منطقی و روشی قابل استفاده به طور شفاف و آسان در مطالعات شهری به عنوان الگوی برتر معرفی و مورد استفاده قرار می گیرد. ضمن آنکه این الگو، مشارکت را در مطالعات و اقدامات شهری ضرورتی اجتناب ناپذیر می داند و تحقق طرح های شهری را در گرو آن می داند. در بررسی مفهوم مشارکت، فلسفه آن و زمینه های مشارکت و… همچنن در طرح دیدگاه های مشارکتی آنچه جمع بندی می شود و می تواند در ادامه مسیر پژوهش در تدوین مدل مبنا قرار گیرد و چه بسا به عنوان مفاهیم مورد قبول در این پژوهش تلقی شود آن است که اگر چه تعاریف متفاوت از مشارکت ارائه شد ولیکن جوهره ی همه این تعاریف به آن سرمایه ای اشاره می کند که از طریق آن برانگیختن اجتماعی در جهت آرمانی مشترک می تواند از هیچ حاصل شود. در بررسی فلسفه مشارکت نیز اینگونه استنباط می شود که برای تبدیل مشارکت از حرف به عمل آنچه ضرورت می یابد همچون بسیار موارد فراهم ساختن زمینه های گرایش به مشارکت می باشد. آنچه که شاید تحت عنوان پیش گام های دستیابی به مشارکت و ایجاد روحیه مشارکت جو در اجتماع نامیده شوند. بسترسازی از طریق اقداماتی چون: دادن اطلاعات به افراد اجتماع در مورد مشارکت، فراهم کردن امکانات تحقق مشارکت از نظر وضعیت نهادی و قانونی مرتبط با آن و… لذا در فلسفه مشارکت فراهم کردن بستر های آن امری مهم و ضروری تلقی می شود. از میان دسته بندی انواع مشارکت نیز توجه به هر سه جنبه مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت، مشارکت در تامین مالی هزینه انجام طرح و مشارکت در تامین نیروی انسانی با توجه به نوع فعالیت اهمیت دارد ولیکن انواع دیگری از مشارکت را نیز می توان متصور شد از قبیل مشارکت در اداره محله و شهر و یا مشارکت در تهیه طرح. آن نوع از مشارکت که در این پژوهش بیشتر مدنظر پژوهشگر است به طور کلی و بنا بر ضرورت هر نوعی از آن می تواند باشد. چنین تحلیلی را در مورد زمینه های مشارکت نیز می توان عنوان کرد. نحوه سازماندهی مشارکت نیز می تواند به صورت خودجوش و یا رسمی باشد که هر دو نوع در دیدگاه پژوهشگر پذیرفته و قابل بکارگیری در مدل است. ظرفیت مشارکت در حوزه های مختلف نیز به فرهنگ سیاسی ناشی از آگاهی، میزان اعتماد، میزا ن فراهم بودن مقتضیات تحقق مشارکت، قواعد و قوانین حاکم بر زندگی، سطح سواد و ….بستگی دارد. این معیارها می تواند برای سنجش ظرفیت مشارکت ساکنین قابل قبول و قابل استفاده باشد و اما در بررسی دیدگاه ها و نظریات شهرسازی مشارکتی اولاً باید بحث مشارکت را از ضد مشارکت یا مشارکت واقعی را از مشارکت غیرواقعی جدا کرد و با ارائه تعریف صحیح، واقعی و قابل استفاده از مشارکت و فراهم نمودن مقدمات آن، امیدوار بود که بتوان از سرمایه های اجتماعی محل که همان صاحبان و مالکان محلی می باشند در جهت اهداف مورد نظر که طبیعتاً باید اهداف مشترک باشد، دست یافت. یکسان سازی اهداف شهروندان با اهداف برنامه از طریق ایجاد اعتماد، گام نخست در ادعای بکارگیری فرصت مشارکت ساکنان و مالکان است. در دیدگاه توسعه پایدار نیز همانگونه که شکل شماره(۲-۷) نشان می دهد شهروند مداری و مشارکت فعال و درگیر شهروندان از اجزای جدایی ناپذیرتوسعه پایدار است. بدین معنا که بدون درگیر کردن و آگاه نمودن شهروندان نمی توان از مشکلات گریبان گیر شهرهای امروز به ویژه بافت های مسئله دار رهایی یافت. به نحوی که امروزه توسعه پایدار را در پناه توسعه مشارکت می جویند و از آن به عنوان هدف و وسیله توسعه یاد می کنند. موضوع دیگری که در این فصل مورد توجه قرار گرفت سیری بر نظریه های مطرح در بهسازی و نوسازی بود. بررسی این نظریات نشانگر تحول دیدگاه ها از نگرشی صرفاًًً موزه ای به بافت قدیم به رویکرد سیستمی و سپس زیباشناسی- به مفهوم حفظ هویت شهری ضمن مطابقت با شرایط زندگی امروز - تا توجه هر چه بیشتر به روابط اجتماعی در فرایند نوسازی و بهسازی و اخیراً توجه به مردم و مشارکت آنها در بهسازی و نوسازی شهری می باشد. آنچه در این پژوهش به عنوان رویکردی منطقی پذیرفته می شود رویکردی سیستمی، با تاکید بر جستجوی هویت شهری در ایجاد شرایط مناسب و همخوان با زندگی امروز و توجه به روابط اجتماعی و همگرایی شهروندان در اداره محیط زندگی خویشتن است. با توجه به جمع بندی فوق آنچه به عنوان مبنای تئوریک در الگو بکار گرفته می شود رهیافتی سیستمی با تاکید بر پایداری روش و استفاده از سرمایه اجتماعی در راستای ایجاد محیطی مطلوب برای زندگی شهروندان است. فصل سوم: تجارب و الگوهای نوسازی و طرح های مرمت شهری در ایران و جهان با رویکرد مشارکت مردمی مقدمه ۳-۱٫ پیشینه مداخله در بافت های کهن و فرسوده شهری در ایران و جهان ۳-۱-۱٫ جهان ۳-۱-۲٫ ایران ۳-۲٫ تجارب ایران و جهان در طرح های مرمت شهری با رویکرد مشارکت مردمی ۳-۲-۱٫ تجربیات جهانی (کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه) ۳-۲-۲٫ تجربیات ایران ۳-۳٫ الگوهای نوسازی مشارکتی ۳-۳-۱٫ الگوی سهامدار پروژه ۳-۳-۲٫ الگوی نوسازی مشارکتی ۳-۴٫ جمع بندی و چارچوب تحلیلی پژوهش مقدمه در این فصل از پژوهش با هدف تدوین چارچوب تحلیلی پژوهش و به منظور استفاده از تجربیات نظری و عملی در حوزه بهسازی و نوسازی شهری و به منظور تجدید حیات بافت کهن و با رویکرد مشارکتی، پیشینه موضوع و تجربیات داخلی و خارجی مورد بررسی و مقایسه تطبیقی قرار گرفت تا بتوان از نتیجه این مطالعات نیز در پایه ریزی الگو استفاده کرد. چارچوب تحلیلی به همراه چارچوب مفهومی پژوهش که در فصل قبل حاصل شد می تواند در تدوین مدل کمک بسیار موثری باشد. در پایان این فصل دو الگو بهسازی و نوسازی مشارکتی که یکی از آن دو الگوی عملی (سهامدار پروژه)و دیگری الگوی نظری (نوسازی مشارکتی) می باشد نیز مورد بررسی قرار گرفته است. ۳-۱٫ پیشینه مداخله در بافت های کهن و فرسوده شهری در ایران و جهان ۳-۱-۱٫ جهان سابقه مداخلات طرح ریزی شده در فضای کالبدی شهرها به قرون وسطی می رسد. اقدامات انجام شده در این دوران یا پاسخ به مطالبات روزمره در چارچوب تغییر شکل های جزیی و تکامل تدریجی بافت شهری و یا تولید فضای کالبدی برای برنامه های اقتصادی – سیاسی بوده که منجر به پیدایش برخی از شهرهای جدید شده است. در دوره رنسانس، تزیین شهرها و متناسب کردن فضاهای شهری اهمیت پیدا می کند و مداخلاتی در وضع موجود مسیرهای شهری صورت می گیرد واحدهای مسکونی عموماً محقر مجاور مسیرها، تغییر شکل می یابند. در مواردی نیز با تخریب بخشی از بافت شهری، میادین و فضاهای شهری جدید شکل می گیرند. تغییر شکل بافت، زمینه ایجاد تأسیسات خدماتی را مهیا می سازد و بیمارستان ها، پارک ها، شبکه های فاضلاب، بیرون بردن گورستان ها از شهر و مشجر کردن آن ها، توجه به بهداشت شهر و تنظیم مجدد شبکه های آبرسانی توسعه می یابد. از نیمه دوم قرن نوزدهم امر دخالت در بافت کالبدی شهرها به دو شکل متفاوت صورت می گیرد. از یک سو در انگلستان با تدوین قوانینی، به تدریج برخی مسائل هسته های پرجمعیت قدیمی شهرهای صنعتی حل می شود و از سوی دیگر در فرانسه از طریق امکانات اجرایی و تصمیم گیری های بی سابقه بارون هوسمن – شهردار پاریس – با دگرگونی های وسیع، مسائل ناشی از نابسامانی های شهر، تحت الشعاع قرار می گیرد. به طور کلی اقدامات انجام شده تا این دوران و دوره های بعدی مبتنی برنظریه های رایج و مقبول زمان خود بوده و سه نوع سیاستگذاری در تجدید حیات شهری را نشان می دهد: سیاست نوع اول، تا سال های قبل از ۱۹۶۰ میلادی: تأکید بر ویژگی های کالبدی و محیط مصنوع بوده، هدف آن بهبود شرایط سکونت غیر قابل تحمل در ساختمان های قدیمی و خیلی قدیمی در شهرهای در حال رشد، «کاربرد مناسب تر» اراضی مرکز شهری و خارج کردن فقرا از دید عمومی و همچنین احیاء رویکرد «پاکسازی زاغه ها» که به عنوان یک استراتژی تجدید حیات شهری بوده است. سیاست نوع دوم، مبتنی بر باززنده سازی محلات، به عنوان یک راهکار جامع با تأکید برمسائل اجتماعی (۱۹۷۰-۱۹۶۰) مطرح می گردد. این دیدگاه متأثر از انتقادهای شدیدی است که به راهکارهای بولدوزری سیاست های نوع اول وارد شد و با پیش زمینه رشد اقتصاد عمومی و سیر صعودی گروه های مختلف جامعه در اثر درک دوباره فقر «شکل» گرفت. در نتیجه امکان اجرای برنامه های بهسازی گسترده ای در راستای ارتقاء و بهبود واحدهای مسکونی و محیط زیست ساکنین مهیا گردید. این در حالیست که در همان زمان حل مشکلات اجتماعی مردم از راه ایجاد خدمات اجتماعی و بهبود کیفیت آن در بسیاری از برنامه ریزی های جدید صورت می گرفت و زمینه آن مشارکت ساکنین محلی در فرایندهای تصمیم گیری بوده است. لذا شعار این دوره «مشارکت حداکثری» می باشد(عندلیب، ۱۳۸۶: ۱۰). سیاست نوع سوم، باززنده سازی، به ویژه در مراکز شهری و راهکارهای اجرایی با تأکید برتوسعه اقتصادی است. در سال های اولیه دهه ۱۹۷۰ کندی و رکود اقتصادی بر دنیا حاکم شد. در همان زمان، دولت ها و مردم کشورهای غربی، تحت تأثیر نتایج تحقیقاتی قرار گرفتند که منعکس کننده نتایج مثبت و قابل توجه بسیاری از برنامه های اجتماعی دهه ۱۹۶۰ نبود. در سال های دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، فرآیندهای خود بخودی جالب توجهی با باززنده سازی در شهرهای بزرگ کشورهای توسعه یافته مورد استفاده قرار گرفت. قیمت پایین زمین و مسکن در مرکز شهرها سبب جذب پیمانکاران و مقاطعه کاران کوچک و بزرگ شد. از سوی دیگر مشارکت عمومی مردم و سرمایه گذاران دربافت های فرسوده، چه به طور مستقیم (خصوصاً به شکل وام های کمکی) یا غیر مستقیم (مقررات خاص، سرمایه گذاری در خدمات عمومی فراگیر و …) نشان داد که اقدامات تجدید حیات و فرآیندهای اصالت بخشی به صورت خصوصی و عمومی، تأثیر مثبتی برشرایط محدوده های موردنظر دارد. درادامه، گرایش های مرمتی در غرب پا به پای تحولات شهری و سیر تحول تکاملی آنها پیش رفت، به طوری که در قرن بیست و یکم میلادی و به دنبال سپری شدن دوران اقدامات اضطراری، شاهد هستیم که مباحث کیفی کارکردی – کالبدی شهرها مدنظر قرار گرفته است. در این دوره هم زیستی، هم نشینی و گفتگوی مسالمت آمیز سبک ها و فرهنگ ها آغاز می شود و وجوه فرهنگی و هنری در ایجاد محیط های سرزنده، پویا و جذاب شهری غلبه پیدا می کند(عندلیب، ۱۳۸۶: ۱۰). ۳-۱-۲٫ ایران مقارن با دوره رنسانس تا دوره قاجار طیفی از نوسازی شهری که عموماً بطئی بوده است در ایران صورت گرفته است. در فاصله سال های ۱۳۲۰-۱۳۱۰ فعالیت های نوسازی در ایران با احداث خیابان ها و میدان ها در بافت مرکزی شهرها جهت تأمین دسترسی اتومبیل به نقاط مختلف شهر و تأمین خدمات عمومی صورت می گرفت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب– مدلهایی که سرمایه فکری را بصورت پولی و مالی ارزیابی می کنند. ۲-۲-۶-۱) مدلهای سنجش غیرمالی سرمایه فکری ۱- ترازنامه نامرئی (ناملموس): این روش به منظور نشان دادن دارایی های شرکتهای مبتنی بر دانش طراحی شده است. این روش در واقع توسعهای در حسابداری منابع انسانی به شمار می آید. در این نگرش، سرمایه فکری شرکت به دو دسته سرمایه فردی و سرمایه ساختاری تقسیم می شود. شاخص اصلی سرمایه فردی همان شایستگیهای حرفهای کارکنان کلیدی که استراتژی یک شرکت را تشریح می کنند، میباشد. سرمایه ساختاری نیز شامل مزیت رقابتی یک شرکت و تواناییهای کارکنان آن مانند شهرت، تجربه و روشهای خاص تولیدی میباشد. این مدل، مبتنی بر معیارهای کیفی است و توانایی ارزیابی کمی ارزش سرمایه فکری را ندارد.(آنل، ۱۹۸۹)[۱۰۸] ۲- کنترل دارایی های ناملموس: این روش در پی اندازه گیری دارایی های ناملموس شرکت به روشی ساده می باشد. در این راستا معیارهای مناسب متعددی را معرفی نموده و هدف از آن، ایجاد بینش و دیدگاهی جامع از موقعیت سرمایه فکری شرکت میباشد. در این روش ضروری است تا معیارها با واقعیتهای هر شرکت مطابقت داده شده و تعدیل شوند. اشکال عمده این روش در آن است که با تمامی شرکتها و موقعیتها قابل انطباق نمی باشد. از این روش همچنین برای طراحی سیستمهای اطلاعاتی و یا انجام ممیزیها استفاده می شود.(سوئیبی[۱۰۹]،۱۹۹۷)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳- کارت امتیاز دهی متوازن (BSC): این روش، ابزاری را جهت ایجاد ثبات در استراتژی های آینده بدست میدهد. این روش، شرکتها را قادر میسازد تا نتایج مالی را همزمان با نظارت و کنترل در ایجاد ظرفیتها و اکتساب دارایی های ناملموسی که به آنها برای رشد در آینده نیاز دارند، دنبال کنند. این شیوه بیانگر نوعی کمبود جدی در سیستمهای مدیریت سنتی و ناتوانی آنها در مرتبط نمودن استراتژی بلندمدت شرکت با فعالیتهای کوتاهمدت آن میباشد. این روش گذشته و حال شرکت را با آیندهاش مرتبط مینماید و ابزاری در اختیار مدیریت شرکت قرار میدهد تا استراتژی های گوناگونی را برای شرکت تعریف و آنها را کنترل نماید. این روش همچنین شرکت را قادر میسازد تا نتایج مالیاش را تحلیل نموده و استراتژی شرکت را اجرا نماید. کاپلان و نورتون معتقدند که این شیوه نوعی سیستم اندازه گیری است که با بهره گرفتن از معیارهای کیفی، میزان استراتژی به اجرا درآمده شرکت را نشان میدهد. این معیارها عبارتند از دیدگاه مالی، دیدگاه مشتری، دیدگاه فرآیندهای داخلی و دیدگاه نوآوری و یادگیری، این روش تا حدی ایستا بوده و برای هر شرکت، خاص میباشد.(کاپلان و نورتون،۱۹۹۶) استفاده از کارت امتیازی متوازن (BSC)، یادگیری حاصل از مدیریت دانش را مستقیماً به عملکرد سازمان ارتباط میدهد که به نوبه خود با عملکرد کلی سازمان ارتباط دارد. روش کارت متوازن، استراتژی کل واحد را به اهداف کمی تبدیل نموده و بر عوامل موفقیت ناملموس نیز تأکید می کند که عمدتاً شامل سه جزء سرمایه فکری، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری است. ۴- شاخص سرمایه فکری : در جاییکه فعالیتهای نسل اول، اطلاعاتی را در خصوص اجزای مجرد سرمایه فکری به دست می دهند، این شاخص فعالیتهای نسل دوم را مطرح مینماید. (شاخص هایی که بر تصویر کلی از فرایند ایجاد ارزش در شرکت تمرکز می نماید)(روس و همکاران، ۱۹۹۷). این روش در تلاش است تا شاخص های پراکنده را در مجموعه ای واحد ارائه نماید و میان تغییرات حاصله در سرمایه فکری و تغییرات در ارزش بازاری شرکتها همبستگی ایجاد نماید. این معیار جنبه های مختلفی را در برمیگیرد. مزایای این روش در آن است که معیاری غیر متعارف را ارائه مینماید، بر نظارتی پویا در خصوص سرمایه فکری متمرکز می باشد، توان احتساب عملکرد دوره های قبلی را داشته و نگرشی واحد، کلی و جامع از شرکت ارائه مینماید. این معیار گامی به پیش تلقی می شود چرا که به مدیران این اجازه را میدهد تا تأثیراتی که یک استراتژی بخصوص در سرمایه فکری شرکتشان دارد را درک نمایند و گزینه های متعدد را با هم مقایسه نمایند تا مشخص شود کدامیک از آنها از حیث سرمایه فکری مرجح می باشند. شاخص سرمایه فکری همچنین موجب الگوبرداری منظم از فعالیتهای مبتنی بر آینده میگردد. این اقدام موجب مقایسههایی در سطوح واحد تجاری و شرکت میگردد.(روس و همکاران،۱۹۹۸) ۵- کارگزار تکنولوژی [۱۱۰]۱: این نگرش نوعی پیشرفت در امر سنجش و اندازه گیری سرمایه فکری به شمار می آید، چرا که شرکتها را قادر میسازد تا ارزش پولی سرمایه فکری شان را محاسبه نمایند. بروکینگ سرمایه فکری را ترکیبی از ۴ جزء دارایی های بازار، دارایی های مبتنی بر انسان، دارایی های مالکیت معنوی و دارایی های زیربنایی میداند. (بروکینگ، ۱۹۹۷) دارایی های بازار، مزایای بالقوهای که یک سازمان از دارایی های غیرملموس مرتبط با بازار کسب می کند را متعادل می نماید. دارایی های مبتنی بر انسان به تخصصها و تواناییهای تخصصی موجود، ظرفیت خلاقیت و حل مسأله، رهبری و مهارت های مدیریتی که در شکل کارکنان سازمان ارائه میگردند مرتبط می باشند. دارایی های مالکیت معنوی به مکانیزم های قانونی لازم جهت حفظ شرکت و دارایی های زیربنایی آن نظیر دانش فنی، حقوق تکثیر، حقوق طراحی و نشانه های تجاری و خدماتی مربوط میباشد. در نهایت دارایی های زیر بنایی شامل آن دسته از تکنولوژیها، متدولوژی ها و فرآیندهایی است که سازمان را قادر میسازد تا به وظایف خود عمل کند و در برگیرنده فرهنگ شرکت، روشهای ارزیابی ریسک، روشهای مدیریت نیروهای فروش، ساختار مالی، پایگاههای اطلاعاتی بازار و یا مشتریان و سیستمهای ارتباطی میباشد. ۶- روش جهت یابی (مرورگر) تجاری اسکاندیا: این روش بر اساس منطق و مفهوم ارائه شده در روش ترازنامه نامرئی بنا نهاده شده است. این مرورگر توسط شرکت اسکاندیا که یک موسسه خدمات مالی در سوئد میباشد، طراحی شده و بخوبی توانسته است در اندازه گیری دانش پیشگام شود. این روش با اغلب ابزارها و روشهای اندازه گیری سرمایه فکری متناسب بوده و ابزار خاصی را در این رابطه طراحی نموده است و ابزاری است برای ارزیابی دارایی های نرمافزاری سازمان و دارایی های نامشهود. این مرورگر سرمایه فکری را بر حسب ۱۶۴ شاخص، ۹۱ مورد فکری و ۷۳ مورد مالی اندازه گیری می کند. این روش علاوه بر زمینه سنتی مالی، به مشتریان، فرایند، منابع انسانی، توسعه و بازار آفرینی نیز توجه فراوانی مینماید. در این روش شاخص های مشتری محوری عبارتند از: تعداد حسابهای مشتریان، تعداد واسطهها و تعداد مشتریان از دست رفته. شاخص های فرایند محوری در آن عبارتند از: تعداد حسابهای مشتریان به ازای خالص تعداد کارکنان و هزینه های مدیریتی به خالص کارکنان و شاخص های انسان محوری در آن عبارتند از : میزان گردش پرسنل، نسبت مدیران، نسبت زنان مدیر و نسبت هزینه های آموزش به کارکنان. در نهایت شاخص های مبتنی بر توسعه و بازار آفرینی در آن عبارتند از : شاخص رضایت کارکنان، هزینه های بازاریابی به خالص مشتریان و سهم ساعتهای آموزش. این روش در دنیای امروز روشی آرمانی و مطلوب به شمار می آید. این روش علیرغم کاملتر بودن در زمینه تشریح بهتر عملکرد تجاری، قادر به کمیسازی سرمایه فکری نمی باشد. (آی بید، ۹[۱۱۱]۱) در مرورگر اسکاندیا، شاخص های سرمایه فکری طراحی شده که به مدیران در ترسیم افق رشد سازمان کمک می کند. شرکتهای بزرگ متعددی مانند داوکمیکال [۱۱۲]۲ از این مرورگر برای تعیین ارزش سازمان خود استفاده می کنند. ۷- مدل مدیریت سرمایه فکری: زمانی که از سنجش و اندازه گیری صحبت میکنیم ابتدا ضروری است تا منابع غیرملموس و حیاتی شرکت (که نیازمند نظارت و مدیریت هستند) را به منظور نیل به اهداف استراتژیک یا برای ارتقای مزیت اصلی آنها شناسایی نموده و سپس باید اشخاص ثابتی که دارای اطلاعات مفیدی درباره ارزش واقعی شرکت هستند را شناسایی کنیم. فرایند مدیریت سرمایه فکری دارای سه مرحله اساسی، شناسایی، اندازه گیری و مدیریت این منابع میباشد.(ای بید، ۸[۱۱۳]۳) ۸- روش جویا[۱۱۴]: ادومالون عنوان کرد که سرمایه فکری، پس از محاسبه اجزای آن، محاسبه خواهد شد. آنها معتقدند که سرمایه فکری شامل اجزای زیر است : (ادوینسون و مالون[۱۱۵]، ۱۹۹۷) ۱- سرمایه انسانی ۲- سرمایه نوآوری ۳- سرمایه فرآیندی ۴- سرمایه ارتباطی که با قرار دادن این اجزاء در یک فرمول مالی، میتوان گفت : MV = BV + IC که در آن : MV = ارزش بازاری BV = ارزش دفتری = (PC + MC) MC = سرمایه مالی (پولی) PC = سرمایه فیزیکی IC = سرمایه فکری = (HC+IVC+RC+SC) HC = سرمایه انسانی IVC = سرمایه نوآوری RC = سرمایه مشتری / سرمایه ارتباطی SC = سرمایه فرآیندی / سرمایه ساختاری که این محاسبات پیشرفته، توسط اصول حسابداری (GAAP) پذیرفته شده است و منطبق بر ترازنامه شرکت می باشد. ۹- مدل محاسبه بر مبنای متغیرهای زبانی فازی: این مدل در سال ۲۰۰۸ توسط چن تانگ و وی شن ابداع شد. بر اساس این مدل ابتدا باید اقلام و شاخص های سرمایه فکری را تعیین نمود و با بهره گرفتن از پرسشنامه، اطلاعات این شاخص ها را که بر اساس خیلی ضعیف تا خیلی خوب و نیز خیلی بی اهمیت تا خیلی با اهمیت میباشد بدست آورد و با بهره گرفتن از مدلها و برنامه ریزیهای فازی، مقدار هر یک از این شاخص ها و وزن هر یک محاسبه می شود که این مقادیر، مقادیر اقلام سرمایه فکری میباشند. این مدل از آن جهت با اهمیت میباشد که در محاسبات آن به علت استفاده از مدل فازی اقلام تأثیرگذار دیگری که ذکر نشدهاند را نیز پوشش میدهد و تأثیرات آنها را نیز تا حدود زیادی پوشش خواهد داد. ۲-۲-۶-۲) مدلهای سنجش پولی و مالی سرمایه فکری ارزش افزوده اقتصادی (EVA): در دهه ۱۹۹۰، EVA که توسط شرکت ” استرن استوارت و کمپانی ” یک موسسه مشاوره در نیویورک مطرح گشت از شهرت زیادی برخوردار شد. این روش بر حداکثر کردن ارزش ثروت سهامداران تأکید دارد (بیدل و همکاران، ۱۹۹۷). سپس در مقالهای که در سال ۱۹۹۳ در مجله فورچون چاپ شد به تشریح جزئیات مفهوم EVA پرداخته شده و توسط شرکتهای مادر در آمریکا بکار برده میشوند. در این روش، از معیارهایی نظیر بودجهبندی سرمایهای، برنامه ریزی مالی، تعیین هدف، اندازه گیری عملکرد، ارتباط با سهامداران و جبران خدمات تشویقی برای تعیین راه هایی که از طریق آنها ارزش شرکت افزوده یا کم می شود، استفاده می شود. نقطه قوت این روش، همبستگی آن با قیمت سهام است. از آنجاییکه این روش بطور گسترده در مجامع مالی پذیرفته شده و از مقبولیت برخوردار است، می تواند مشروعیت شرکت را در بازارهای مالی افزایش دهد. عیب عمده این روش پیچیدگی آن است. از آنجاییکه این روش از دارایی های دفتری با اتکاء به هزینه های تاریخی بهره میگیرد و ارزش دفتری نیز با ارزش بازار فعلی مطابقت چندانی ندارد، ممکن است جهت بیان ارزش دارایی های غیرملموس، چندان مطلوب نباشد. رویکرد مبتنی بر EVA مدیران را در سرمایه گذاری بهتر در مدیریت سرمایه فکری یاری میدهد. EVA همچنین معیاری اثر بخش برای کیفیت تصمیمات مدیریتی است و شاخصی مناسب برای رشد ارزش شرکت در آینده میباشد. به هر حال EVA بصورت کمی و مالی بیان می شود و شامل پنج مرحله است : بررسی داده های مالی شرکت شناسایی و تعیین نوع سرمایه های شرکت تعیین نرخ هزینه سرمایه شرکت محاسبه سود خالص شرکت محاسبه ارزش افزوده اقتصادی از طریق کسر هزینه سرمایه از سود خالص در حقیقت EVA ، اختلاف بین سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات و بهره از جمع حقوق صاحبان سهام و بدهیها می باشد (چن و دد[۱۱۶]۱، ۲۰۰۱). ارزش افزوده اقتصادی (EVA) کاربردهای بسیار مختلفی دارد، به عنوان مثال برای اندازه گیری عملکرد بازار برای تعیین جایگاه رقابتی که توسط گروه مشاورین بوستون مطرح شد از بازده جریان نقدی بر سرمایه گذاری (CEROI) استفاده می شود. برای سیستم گزارش عملکرد شرکت از ارزش افزوده سهامداران (SVA) استفاده می شود. ارزش افزوده تنظیمی اقتصادی (WEVA) توسط دویلرز مطرح شد. همچنین ارزش افزوده اقتصادی تصفیه شده (REVA) توسط باس و دیگران، عنوان شد.( باس[۱۱۷]، ۲۰۰۴)سود اقتصادی تنظیم شده (EP) نیز توسط ماراکون مطرح شد. همچنین مدیریت ارزش اقتصادی (EVM) توسط KPMG مطرح شد.(مک للین و سایرین[۱۱۸]، ۱۹۹۸) البته محاسبه سود اقتصادی از درآمد حسابداری آسان نمی باشد و احتیاج به صدها تطبیق و تغییر دارد. بعنوان مثال حسابداری سنتی، وجه نقدی که برای تحقیقات و توسعه (R&D) خرج می شود را جزء هزینهها تلقی می کند، اما این در حالی است که بعد از ورود به سود اقتصادی تبدیل به سرمایه خواهد شد تا جایی که آن سود اقتصادی آینده را فراهم می کند که فرمول محاسباتی EVA به صورت زیر می باشد.(منبع قبلی) EVAt = NOPATt – WACC (Capitalt-1) که در آن : NOPATt = سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات در انتهای دوره t WACC = میانگین موزون هزینه سرمایه Capitalt-1 = مجموع سرمایه به ارزش دفتری در ابتدای دوره t (انتهای دوره t-1) ۲- نرخ بازده دارایی ها (ROA): نرخ بازده دارایی های شرکت، نرخی است که میتوان آن را با متوسط صنعت مقایسه نمود تا اختلاف آن با متوسط صنعت بدست آید. اگر اختلاف مذکور صفر یا منفی باشد، شرکت از سرمایه فکری اضافی برخوردار نیست. اگر این اختلاف مثبت باشد، فرض می شود که شرکت در صنعت خود از سرمایه فکری اضافی برخوردار است. در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت، این بازده دارایی های اضافی در متوسط دارایی های ملموس شرکت ضرب می شود تا متوسط عایدات اضافی سالیانه شرکت محاسبه شود. تقسیم این عایدات اضافی بر هزینه سرمایه شرکت، ارزش سرمایه فکری شرکت را به دست میدهد. مزیت عمده این روش فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامی اطلاعات مورد نیاز در صورتهای مالی تاریخی شرکت می باشد. عیب عمده این روش در فقدان ارائه اطلاعاتی است که مدیران برای مدیریت موثر سرمایه فکری شان به آنها نیازمند می باشند (رادوف و للیارت[۱۱۹]، ۲۰۰۲). ۳- روش تشکیل سرمایه بازار : این روش معیاری بازاری از سرمایه فکری شرکت را ارائه مینماید. در این روش فرض بر آن است که تشکیل سرمایه اضافی یک شرکت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن، همانا بیانگر سرمایه فکری موجود درآن میباشد. این روش مبتنی بر عرف بازارهای سرمایه و برآورد قیمت سهام است. در این روش، جهت سنجش و اندازه گیری سرمایه فکری لازم است تا صورتهای مالی تاریخی در مقابل اثرات تورم یا هزینه های جایگزینی آنها تعدیل شود. گرچه یکی از اهداف اندازه گیری سرمایه فکری، تشریح میان اختلاف ارزش بازار و ارزش دفتری شرکتها است، اما این نوع تشریح و تفسیر قادر به بیان این حقیقت نمی باشد که دارایی های ناملموس شرکت تنها پدیدآورنده این اختلاف بوده اند. بر اساس روش یاد شده، سرمایه فکری در شرکتهای تکنولوژی اطلاعات، تمامی ارزش شرکت را تشکیل خواهد داد چرا که تفاوت فاحشی میان ارزش بازار و ارزش دفتری پایین اینگونه شرکتها وجود دارد.( آی بید[۱۲۰] ۱۲) ۴- روش سرمایه فکری مستقیم: تأکید این روش اندازه گیری ارزش سرمایه فکری ابتدا بر شناسایی اجزای مختلف آن و سپس ارزیابی هر یک از اجزاء قرار گرفته است. با تعیین اجزاء سرمایه فکری شرکت (سرمایه مشتری، نظیر وفاداری مشتریان، مالکیت فکری نظیر حقوق اختراعات، دارایی های فنی نظیر دانش فنی، دارایی های انسانی نظیر آموزش و دارایی های ساختاری نظیر سیستمهای اطلاعاتی و تعیین ارزش هر یک از این اجزاء، میتوان ارزش کلی فکری سرمایه شرکت را محاسبه نمود. این روش پیچیدهترین اما دقیقترین ابزار اندازه گیری سرمایه های فکری است. عیب اصلی این روش در ضرورت شناسایی تعداد زیادی از اجزاء، اندازه گیری و یا ارزشگذاری هر یک از آنها میباشد که موجب پرهزینه و پیچیده شدن این روش میگردد (ای بید، ۱۳[۱۲۱]). ۵- روشهای اندازه گیری مالی سرمایه فکری: بر اساس این روش، سرمایه فکری یک شرکت متشکل از سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی (مشتری) و سرمایه ساختاری است و نقاط تلاقی آنها با هم ترکیبی از سرمایه فکری را نشان میدهد.(استوارت، ۱۹۹۷) ترکیب سرمایه انسانی و ارتباطی منجر به روابط افراد و نزدیکی آنها با مشتریان و به کارگیری خلاقیتهای آنها جهت پاسخگویی به نیازهای خاص مشتریان میگردد. ترکیب سرمایه ساختاری و ارتباطی منعکسکننده توانایی شرکت در انتقال نامهای تجاری به مشتریان است و به کیفیت ارزشی که مشتریان به نام تجاری شرکت می دهند مرتبط میباشد. ترکیب سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری در فرایند دانش نهفته است. به عنوان مثال میتوان به اشتراک در بهره گیری از دانش موجود و یا انتشار آن اشاره نمود. این روش قادر به اندازه گیری پولی سه جزء یاد شده بوده و ابزار مناسبی را جهت ارزیابی، مدیریت و مقایسه عملکرد شرکتها، در طول زمان به مدیران ارائه می نماید. جهت سنجش و ارزشگذاری مالی سرمایه فکری مراحل زیر پیشنهاد میگردد. گام اول – تعیین سرمایه فکری مشهود ارزش بازار = ارزش ملموس + ارزش ناملموس
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از شادی سیر نمی شیم دیگه اسیر نمی شیم ها جستیم و واجستیم تو حوض نقره جستیم سیب طلا رو چیدیم به خونه مون رسیدیم … “ *** بالا رفتیم دوغ بود قصه بی بیم دروغ بود، پائین اومدیم ماست بود قصه ما راست بود: قصه ما به سر رسید کلاغه به خونه ش نرسید، هاچین و واچین زنجیرو ورچین! «پریا-شاملو» اما فرخزاد در این منظومه- به جز آخرین بند که وزنی خاص خود دارد- هر جا تغییر وزنی لازم بوده، کاری شبیه یه کار یک نوازنده یا موسیقیدان در «تغییر مقام» کردهاست . در این راه متأسفانه توفیق شایانی نیافتهاست. به بیان دیگر تلاشی از برای توحید وزن در سرتاسر شعر صورت گرفته، ولی ناگهان در یک بند ازشعر و گاهی در ابیات و مصاریع، یک بند که منطقاً باید وزنی واحد داشته باشد، ناهنجاریهایی وجود دارد؛ برای دریافتن این نکته چاره ای نیست جر آنکه مصراعهایی که به عنوان نمونه آورده میشود بهصورت پس و پیش بیاید:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
رو بند رخت پیرهن زیرا و عرق گیرا یادت باشه از سر راه هفت هش تا دونه مرواری جمع کنی که بعد باهاشون تو بیکاری یه قل دو قل بازی کنیم ای علی ای علی دیونه تخت فنری بهتره یا تخته مرده شور خونه؟ سیرسیرکا سازارو کوک کرده بودن و ساز میزدن حوصله آب دیگه داشت سر میرفت خودش میریخت تو پاشوره ، در میرفت (م.آزاد، ۱۳۷۶ : ۴۵۰- ۴۴۹) مرادی کوچی در کتاب «شناخت نامه»ی خود مینویسد: اصل در شعر «نیمایی» بیش از دهه چهل بر این بود که :
-
- مصراعهای یک شعر همه با یک وزن شروع شود.
-
- در صورت امکان، پایان بندی مساوی باشد، ولی اگر نبود هم، مهم نیست.
-
- از آغاز مصراع تا پایان بندی، خدشه ای در ارکان وزن دیده نشود و وزن تمام مصراعها یا سطرهای یک شعر یکی باشد، با فرقهای ناچیز در پایان بندی.
-
- با وجود اتحاد وزنی مصراعها، یا اتحاد در رکن وزنی، بلند و کوتاه بودن مصراعها بلامانع باشد و طول مصراع بستگی به طول عاطفه و تفکر موجود در یک مصراع باشد.
-
- طولانی کردن یک صراع بیش از حد معمولی مصراعهای کهن، فقط مربوط به اوزان ساده باشد. (فعولن فعولن، فاعلاتن فاعلاتن و …) نه اوزان مرکب (مفاعلن فعلاتن، مفعولُ فاعلاتُ مفاعیل و …)
ولی فروغ از شاعرانی بود که در برخی از بدعتهای نیما، بدعتهای دیگری معرفی کرد، این بدعتها عبارت بودند از:
-
- میتوان طول شعرهای ساخته شده براساس ارکان مرکب را هم ادامه داد و از مصراعهای قراردادی شعرهای کهن تجاوز کرد.
-
- میتوان به «کل» وزن توجه کرد و نه اجزای آن. یعنی کل یک بند باید موزون باشد، حتی اگر مصراعی از همان بند با یک وزن شروع شود و مصراعی دیگر با وزنی دیگر.
-
- میتوان وزنها را مخلوط کرد، منتها در کل، باید موزون باشد.
-
- میتوان وزن یک مصراع را مخدوش کرد، به سود نوآوری در زبان، به سود عاطفه و تفکر و هماهنگی شکل و زیان با محتوای آن.
چرا نگاه نکردم؟ مانند آن زمان که مردی از کنار درختان خیس گذر میکرد… سطر اول را براساس «مفاعلن فعلاتن» تقطیع میکنیم، ولی وقتی که میرسیم به سطر بعد، چندین اشکال پیدا میشود: مانند آن زمان که مفعولُ فاعلاتُ
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Algorithm 1: Pseudo-code for ProfminVmMaxAvaiSpace
Input request © with QoS parameters, Vmi Output: Boolean Functions:First Time Rent © { IF (there is initiated VMi with type l matches to the VM typerequested by c) THEN IF (VMi deployed the same product type as c required) THEN { For each initiated VMi with type l (VMil) DO { IF (VMi has enough space to place c) THEN put VMi into vmList } Sort(vmList) according to the available space Schedule to process c on VMmax, which has maximum available s space } Else Initiate new VM with type l and deploy the product type as request c re required Else While (l+j<=L) loop {IF (there is initiated VM with next type l+j,where type l+j matches to the VMtype required by request c) THEN { Repeat from Step 2 to 13 j++ } } } Upgrade© { IF (upgrade type is ‘add account’) THEN { get Id i and type l of VM, which processed the previous r e request from same company as c IF (VMi has enough space to place c) THEN Schedule to process c on VMi Else { Repeat step 1 to 21 of First Time Rent© Transfer data from old VM to new VM Release space in old VM } } IF (upgrade type is ‘upgrade service’) THEN Repeat step 7 to 9 of Upgrade© }
شکل ۴-۲۰: الگوریتم ProfminVmMaxAvaiSpace ]28[. همانطور که قبلا گفته شد یکی از مسائل پیش روی فراهمکنندگان ابر اتوماتسازی مدیریت سرورهای مجازی با در نظر گرفتن نیازهای QoS ابزارهای میزبانی شده و نیز هزینه مدیریت منبع است. در ]۲۹[ تحقیقی در اینباره صورت گرفته است که در ادامه به شرح آن پرداخته شده است. معماری سیستم: در معماری سیستم (شکل ۴-۲۲) مرکزداده شامل یک مجموعه ماشین فیزیکی است که هر یک میزبان چندین VM از طریق یک مدیر VM هستند. فرض شده تعداد ماشینهای فیزیکی ثابت است و همگی متعلق به کلاستر مشابهی هستند و امکان اجرای مهاجرت زنده یک VM بین دو ماشین فیزیکی وجود ندارد. یک محیط ابزار[۲۶] کاربردی یک ابزار کاربردی میزبان شده بوسیله سیستم ابر را کپسوله می کند. هر AE مرتبط با اهداف کارایی خاصی که در قرارداد SLA مشخص شده میباشد. VMهای در دسترس کاربران باید از بین کلاسهای VM که دارای CPU و RAM مشخصی هستند انتخاب شوند. شکل ۴-۲۱: استراتژی MaxAvaiSpace ]28[. شکل ۴-۲۲: معماری سیستم ]۲۹[. یک ماژول تصمیم محلی[۲۷] ابزار برای هر AE وجود دارد. هر LDM فرصت تخصیص VMهای بیشتر یا آزادسازی VM موجود به/از AE را بر اساس بارکاری فعلی با بهره گرفتن از سنجههای سطح سرویس (مثل زمان پاسخ و تعداد درخواستها در هر ثانیه) ارزیابی می کند. کار اصلی LDM محاسبه یک تابع سودمندی است که معیاری از مشخصه ابزار را میدهد و این ابزار دارای یک تخصیص منبع مشخص (RAM, CPU) بر اساس بار کاری و اهداف SLAاش است. LDMها با ماژول تصمیم سراسری تعامل دارند. GDM موجودیت تصمیمساز داخل حلقه کنترل اتونومیک است و مسئول داوری نیازهای منبعی هر محیط است و با هر LDM به عنوان یک جعبه سیاه رفتار می کند. GDM تابع سودمندی هر LDM و نیز سنجههای کارایی سطح سیستم (مثل بار CPU) از سرورهای فیزیکی و مجازی را به عنوان ورودی دریافت می کند و خروجی آن شامل عملیاتهای مدیریتی مثل مدیریت چرخه حیات VM و مدیریت مهاجرت زنده VMها و نیز یکسری اعلان توجه که به LDMها فرستاده می شود است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
این تذکرات LDM را متوجه می کند که ۱- یک VM جدید با ظرفیت منبع خاص به ابزار تخصیص داده شده است. ۲- یک VM موجود upgrade/downgrade شده است ۳- یک VM که برای ابزاری بوده است به انحصار ابزار درآمده و باید سریع توسط ابزار آزاد شود. مولفههای کلیدی در فرایند زمانبندی یک ابزار کاربردی در VM شامل ۱) کنترل ورودی: تصمیم میگیرد که آیا VM درخواست شده برای یک ابزار می تواند تخصیص یابد و آیا نیازهای QoS میتوانند با تعداد منابع دردسترس برآورده شوند یا نه. ۲) مدیر VM: یک VM را آغاز کرده و آنرا به سروری که ظرفیت مورد نظر را دارد تخصیص میدهد. ۳) زمانبند کار: ابزارها را روی VM تازه آغاز شده زمانبندی می کند. ۴) مدیر SLA: SLAهای کنونی و سطح سرویس برای هر ابزار پذیرفتهشده را نظارت می کند. LDM: LDM با دو تابع سودمندی مرتبط است. ۱) تابع سودمندی سطح سرویس ثابت: سطح سرویس را به یک مقدار سودمندی نگاشت می کند. ۲) تابع سودمندی سطح منبع پویا: ظرفیت منبع را به یک مقدار سودمندی نگاشت می کند و در هر تکرار حلقه کنترل اتونومیک با GDM ارتباط برقرار می کند. تابع سودمندی به همراه فرمولهای LDM و GDM در ]۲۹[ تعریف شده است. GDM: GDM مسئول دو کار مهم است. ۱) تعیین بردار تخصیص VM (Ni) برای هر ابزار ai (تهیه منبع VMها) و جایگذاری VMها در ماشینهای فیزیکی به گونهایکه حداقل ماشینهای فیزیکی فعال باشند (بستهبندی VMها). این دو فاز به عنوان دو مسئله ارضای محدودیت که توسط یک حلکننده محدودیت مدیریت می شود (شکل ۴-۲۳) بیان شده است. تهیه منبع VM: در این فاز هدف، یافتن بردار تخصیص VM (Ni) برای هر ابزار ai است، در حالیکه تلاش می شود مقدار سودمندی سراسری (Uglobal) ماکزیمم شود. خروجی این فاز مجموعه ای ازNiهاست که محدودیتها را ارضا و Uglobal را ماکزیمم می کنند. با مقایسه این بردارهای تخصیص با آنهاییکه در تکرارهای قبل بدست آمده بود این نتیجه بدست آمده است که GDM قادر است تعیین کند کدام VMها باید ایجاد شوند، تخریب شوند و یا تغییر سایز یابند. بستهبندی VM (VMPacking): این فازNiها را به عنوان ورودی گرفته و آنها را در یک بردار منفرد V میریزد. V لیستی از همه VMهای در حال اجرا در زمان فعلی است. برای هر (PMPj عضو P) بردار بیت مشخصکننده مجموعه ای از VMهاست که به Pj انتساب داده شده است (مثلا hJ1=1 اگر Pj، VM1 را میزبان شده باشد). با حل CSP مربوط به این فاز، بردارهای جایگذاری VM (Hi) که برای VMها روی ماشینهای فیزیکی استفاده میشوند بدست میآیند. از آنجاییکه GDM به صورت دورهای اجرا می شود، GDM تفاوتی را با جایگزاری VM تولید شده بعنوان نتایج تکرار قبل را محاسبه می کند و این مشخص می کند کدام VM نیاز به مهاجرت دارد. در ]۳۰[ از معماری و مفاهیم ]۲۹[ استفاده شده است و دو نوع بار کاری تراکنشی و کارهای دستهای غیر محاورهای در نظر گرفته شده است. به ابزارها یک مجموعه VM با ظرفیت متغیر پیشنهاد شده است. تسهیلات با مقیاسپذیری خودکار نیز چنانچه تقاضای منبع از سایز VM تخصیصیافته بیشتر شود می تواند فراهم شود. دو نوع مدل SLA نیز برای ابزارهای تراکنشی و ابزارهای دستهای غیرمحاورهای ارائه شده است که در ادامه توضیح داده شده اند. شکل ۴-۲۳: حل محدودیت: بستهبندی تهیه منبع ]۲۹[. مدل پیش بینی: اگر بتوان نیازهای منبع مربوط به یک ابزار را به خوبی پیش بینی کرد میتوان سودمندی منبع را با توجه به متفاوت بودن SLA ابزارهای مختلف ماکزیمم کرد. در ]۳۰[ از مدل پیش بینی مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی[۲۸] و الگوریتم انتشار به عقب۲ استفاده شده است که سودمندی یک روز هر VM از داده های یک هفته از یک مجموعه داده را با شبکه حداقل خطای مربع میانه۳ ریشه نشان میدهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شورای امنیت سازمان ملل متحد و آژانس بین المللی انرژی اتمی بدلیل برخی اشتراکات در ایفاء وظایف سازمانی در ارتباط با خلع سلاح هسته ای و تلاش هر دو نهاد برای امحاء تسلیحات کشتارجمعی همواره رابطه متقابلی با یکدیگر داشته اند. در حالی که از یکطرف، در مواردی شورای امنیت بعنوان تضمین کننده تصمیمات آژانس وارد عرصه شده است، از طرف دیگر در مواردی دیگر آژانس در حقیقت بعنوان رکن فرعی شورای امنیت در تضمین صلح و امنیت بین المللی فعالیت نموده است. این رابطه نزدیک و تنگاتنگ میان دو نهاد در اسناد بین المللی مرتبط با مسایل خلع سلاح هسته ای بویژه معاهده منع تکثیر سلاحهای هسته ای سال ۱۹۶۸ و اساسنامه سازمان بین المللی انرژی اتمی سال ۱۹۵۶ متبلور است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
معاهده منع تکثیر در ماده ۳ آژانس را نهاد متولی ارائه فن آوری هسته ای صلح جویانه و ناظر بر عدم انحراف فعالیتهای هسته ای دولتها بسمت مصارف نظامی موضوع قرار داده است، بعلاوه شورای امنیت نیز بعنوان نهاد تضمین کننده امنیت کشورهای غیر هسته ای[۱۴۸] می بایست عمل کند. تعامل این دو نهاد مهم بین المللی با پایان جنگ سرد و گسترش مفهوم تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی و تسری آن به مقولاتی همانند سلاحهای کشتار جمعی از جمله خلع سلاح هسته ای پر رنگ تر نیز گردیده است. جهان مشخصا شاهد آن بود که شورا در سال ۱۹۹۱ وضعیت سلاحهای کشتار جمعی عراق را تهدیدی علیه صلح و امنیت تلقی نمود و بر آن اساس تجویزاتی را صادر کرد که آژانس در تایید اجرای آنها فعالانه اقدام نمود. همچنین ضرورت وجود ارتباط سازمانی از ابتدای تاسیس آژانس نیز مطمح نظر موسسان این نهاد بین المللی بوده است و مشخصا در اساسنامه آژانس درج گردیده است. اساسنامه دو مبنا را جهت ارتباط آژانس با شورای امنیت معرفی می نماید. اول اینکه بموجب ماده III اساسنامه آژانس می بایست “چنانچه در ارتباط با فعالیتهایش مسایلی مطرح گردند که در صلاحیت شورای امنیت قرار دارد، آژانس می بایست شورای امنیت را بعنوان رکن مسئول حفظ صلح و امنیت بین المللی از آن مطلع سازد. ” مطمئنا این مقرره راسا مبنای حقوقی برای در دستور کار قرار گرفتن یک موضوع در شورای امنیت نخواهد بود چرا که چه بسا مساله ای از دیدگاه آژانس به صلح و امنیت بین المللی مرتبط بوده حال اینکه شورای امنیت بعنوان مسئول اولیه حفظ صلح و امنیت بین المللی با آژانس در آن خصوص هم عقیده نباشد. باید بخاطر داشت که ماده ۳۹ منشور اختیارات انحصاری را برای شورا جهت در احراز وضعیتهای نقض صلح، تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی و تجاوز مقرر داشته است. بعلاوه نه تنها آژانس بلکه مجمع عمومی، خود شورای امنیت، دولتهای عضو (ماده ۳۵) و دبیر کل سازمان ملل متحد نیز می توانند توجه شورای امنیت را نسبت به اختلافات یا وضعیتهایی که ممکن است صلح و امنیت بین المللی را بمخاطره افکنند برای رسیدگی جلب نمایند. بعبارتی اطلاع آژانس به هیچ نحو به مفهوم رسیدگی قطعی موضوع در شورا نخواهد بود. [۱۴۹] دوم اینکه بموجب ماده XII اساسنامه آژانس چنانچه در جریان بازرسی ها، بازرسان آژانس دریافتند که فعالیتهای هسته ای یک دولت عضو یا به منظور اهداف نظامی انجام پذیرفته اند و یا اینکه منطبق با شرایط و مفاد پادمان منعقده با دولت مذکور نمی باشند، “می بایست هرگونه عدم پایبندی را به مدیر کل گزارش نموده که وی موارد گزارش شده را به شورای حکام ارسال خواهد داشت. شورای حکام از دولت یا دولتهای مورد بازرسی درخواست خواهد کرد عدم پایبندی هایی که درمی یابد بوقوع پیوسته اند را اصلاح کند. شورای حکام این عدم پایبند را می بایست به دولتهای عضو، شورای امنیت و مجمع عمومی ملل متحد گزارش نماید. در صورت کوتاهی دولت یا دولتهای مورد بازرسی در اتخاذ اقدامات اصلاحی کامل ظرف مدت زمان معقول شورای حکام یک یا هر دو اقدام ذیل را بعمل خواهد آورد: الف: توقف یا تعلیق مستقیم کمکهای آژانس یا هر یک از دولتهای عضو و تقاضای بازگشت مواد و تجهیزات ارائه شده به دولت مورد بازرسی یا تعدادی از دولتهای عضو. آژانس همچنین می تواند بر اساس مادهXIX برخورداری از امتیازات و حقوق عضویت دولتی که عدم پایبندی داشته است را معلق نماید. بر این اساس رسیدگی به وضعیت یک کشور که در حالت عدم پایبندی قرار داشته است مشخص می باشد. مراحل مذکور عبارتند از احراز عدم پایبندی توسط بازرسان، گزارش به دبیرکل آژانس، انعکاس موضوع به شورای حکام، درخواست برای اتخاذ اقدامات اصلاحی در مدت زمان معقول و در صورت عدم تمکین دولت موضوع تصمیم آژانس، اتخاذ اقدامات تنبیهی همانند موارد مذکور در ماده XII می تواند در دستور کار قرار گیرد. گزارش به دولتهای عضو اساسنامه و شورای امنیت نیز بعنوان یک پروسه شکلی و نه با هدف ایجاد آثار و تبعات حقوقی برای دولت عدم پایبند مطرح است. بدیهی است حد اعلای سازوکارهای موجود در اساسنامه آژانس جهت واکنش همان مواردی است که در ماده XII ذکر شده اند. همچنین در ماده IV موافقتنامه همکاری ملل متحد و آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز آمده است که آژانس می بایست هرگونه مورد عدم پایبندی را طبق ماده XII اساسنامه اش به شورای امنیت گزارش کند. سوم اینکه در کنار مبنای اساسنامه ای فوق، ارجاع موضوعات توسط آژانس به شورای امنیت، ماده ۱۹ موافقتنامه پادمان ایران و آژانس نیز به شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه می دهد که"چنانچه پس از بررسی اطلاعات مربوطه که توسط مدیر کل گزارش شده اند، دریابد آژانس در وضعیتی قرار ندارد که تایید نماید هیچ گونه انحرافی از مواد هسته ای که می بایست طبق این موافقتنامه مورد راستی آزمایی قرار گیرند بسمت تسلیحات هسته ای یا سایر ادوات منفجره هسته ای وجود نداشته است، می تواند گزارشهایی را ارسال نماید[۱۵۰] و همچنین در صورت امکان اِعمال، سایر اقدامات مذکور در آن پاراگراف را اتخاذ کند. به هنگام اقدام در این خصوص، شورای حکام می بایست درجه اطمینان حاصله از اقدامات پادمانی که اِعمال شده اند را لحاظ داشته و به دولت ایران هرگونه فرصت معقول جهت ارائه هرگونه اطمینان مجدد را اعطا نماید. این نوع گزارش دهی توسط آژانس و اقدام احتمالی توسط شورای امنیت را باید با درنظرگرفتن برخی از قواعد حقوقی بویژه قاعده البینه علی المدعی که در زمره اصول کلی حقوقی نیز قرار دارند، مورد تفسیر قرار داد. چرا که عدم توانایی در اثبات انحراف در فعالیتهای هسته ای می بایست علی الاصول به مفهوم عدم انحراف فرض شده و همواره بار اثبات به منظور اقدام مورد نیاز است. با این حال با توجه به اهمیت موضوع گسترش تسلیحات هسته ای بنظر می رسد که دولتها پذیرفته اند در شرایط استثنایی در صورت عدم توانایی ناشی از عدم کفایت سازوکارهای بازررسی آژانس بتواند موضوع را به شورای امنیت گزارش نماید.[۱۵۱]
مبحث سوم: مشروعیت ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای درک بهتر رسیدن به صلح جهانی بررسی تحولات قرون اخیر به خصوص چهار قرن گذشته دارای اهمیت است . از آنجایی که بنای ساختار کنونی نظام بین الملل از زمان صلح وستفالی و پایان جنگهای مذهبی در اروپا شروع شد .به خصوص در اوایل قرن نوزدهم تحولات فرانسه و انقلاب صنعتی و سپس آغاز قرن بیستم با انقلاب بلشویکی موج بزرگ ضد استعماری وجنبشهای آزادی بخش ملی در جهت استقلال و تدوین منشور ملل متحد که در بند ۱ ماده ۲ تاکید بر تساوی حاکمیت ها در سازمان ملل متحد دارد، ساختار نظام بین المللی را از سلسله مراتب به سطح ا فقی تغییر داده است .
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
بنابراین حکومتها و روسای آنها بدون توجه به وسعت ، ثروت ، قدرت ، مذهب یا ایدئولوژی باید همدیگر را در یک سطح برا بر بشناسند . وضعیت کشورها با توجه به نظامهای حاکم بر آنها و وضعیت جغرافیایی در حال انطباق با تغییرات زمانه است . اولا” : دولت از وضعیت فئودا لی در قرن هفدهم و پس از آن ، به دولت لیبرال در قرن نوزدهم و به دولت سوسیال قرن بیستم تبدیل می شود. در هر یک از این مراحل ، عقاید مانند علوم وتکنولوژی تغییر میکنند .انقلاب ا طلاعات تاثیر عظیمی بر جامعه مدنی گذاشت . به طوری که ا مکان تنظیم مسا ئل ا قتصادی ، علمی و یا شرکتها در سطح جهان فراهم گشت و شاهد تشکیل شرکتهای چند ملیتی[۳۱] از سال ۱۹۶۰ به بعد در اکثر نقاط جهان هستیم . ثانیا” : جهان امروز به دهکده جهانی تبدیل شده است به طوری که پیامها در همان لحظه در سراسر گیتی منتشر می شود و ما می توانیم از طریق وسایل مختلف مانند شبکه اینترنت هر رویدادی در هرگوشه دنیا را به طور زنده مشاهده کنیم . ثالثا” : مهمتر از همه ابزارهای جدید ارتباطات جمعی ، مانند انتشار مستقیم از طریق ماهواره یا ا نتشار ا طلاعات فرا مرزی که خارج از کنترل دولتهاست . به هر حال دولتها نمی توانند در شبکه های جدید جهانی برای منافع خودشان مشارکت کنند . یا حداقل بر مسیر شناور اطلاعات کنترل داشته باشند یا حتی در سرزمین خودشان آثار آن را خنثی کنند . به لحاظ وجود دو جنگ جهانی در نیمه اول قرن بیستم و شکست جامعه ملل که ناشی از عدم همکاری و خروج برخی دول عضو بود تجربه سنگینی را بشریت به دست آورد که ، صلح تنها راه سعادت و موفقیت بشریت است . بسیاری از دانشمندان معتقدند که تحقق عدالت نیز منوط به صلح است [۳۲]، زیرا که جنگ ، ضد ارزش و ویرانگر تمامی ساختارهای بشری است. چنانچه در یک جامعه اعم از داخلی و یا بین المللی نظم و قانون که لازمه صلح هستند ، وجود نداشته باشد سخن ار عدالت ، بیهوده است . بر همین اساس در تدوین منشور ملل متحد چنان دقتی به عمل آمد تا از هرگونه تنش و مخا صمه جلوگیری به عمل آید . مکانیسمهای پیش بینی شده و نقش سازمان ملل متحد در تغییر نظم جهانی را می توان موفقیت آمیز دانست و همین که در شصت سال گذشته از بروز یک جنگ عالم گیر جلوگیری شده است ، خود دلیل محکمی بر موفقیت این سازمان است . گویی بشریت به سطحی از رشد و تعالی رسیده تا اولا” : به اهمیت سازمانهای بین المللی توجه کند. ثانیا” : در راه رسیدن به یک «جامعه بین المللی»گام بردارد.[۳۳] اگر چه تعداد اعضای دائم شورای ا منیت از ا بتدا تغییری ایجاد نشده ، در حالی که ساختار جهانی دگرگون شده است . به خصوص کشورهایی مانند برزیل و هندوستان صراحتا” درخواست خود را برای عضویت دائم اعلام کرده اند و اخیرا” آلمان نیز چنین درخواستی نموده ،[۳۴] اما با مخالفت برخی کشورها مانند ایتالیا ، کره و برخی کشورهای آفریقائی مواجه گردیده که باعث عدم دست اندازی به این مواد منشور می شود . لکن ساختار منشور توانسته علی رغم نبود تغییرات عمده در تثبیت صلح جهانی ، موفق باشد . به نظر میرسد با پایان جنگ سرد در سال ۱۹۹۲ نقش سازمان ملل ، در این روند محکم تر شده ، به طوری که شورای امنیت از تاثیر و عملکرد متفاوتی برخوردار شده است . سازمان در این تاریخ اجلاسی با سران کشورها تشکیل داده و از دبیر کل گزارشی پیرامون ا منیت پیش گیرانه [۳۵] در خواست کرده است . کمک سازمان در خاتمه جنگ ایران و عراق ، خروج نیروهای شوروی از افغانستان ، مشارکت در صلح نامیبیا ، آمریکای مرکزی و خروج عراق از کویت ، نشانگر یک نظام امنیت جمعی سازمان یافته طبق فصل هفتم منشور است .[۳۶]عملیات حفظ صلح ، در حال پیشرفت ا ست مثا لهایی از ا قدامات در کامبوج و یوگسلاوی و حضورکلاه آبی ها در مناطق مختلف و بالاخره مباحثات مختلف در خصوص حق مداخله بشر دوستانه ، نتیجه ا فکار عمومی و حکومتها درباره این موضوع است . در خواست مجمع عمومی از دبیر کل جهت ا صلاح و هماهنگی با تغییرات نظام بین المللی در خصوص سازمان و همچنین تشویق تمامی سازمانهای نظام ملل متحد برای همکاری با دفتر خدمات حمایت مرکزی دبیر کل جهت هما هنگی با ا صلاحات و مشارکت در حوزه جهانی سازمان ملل برای تغییرات قابل حصول در تمامی زمینه های بشری ، نمونه بارزی از ضرورت و درک جامعه بین المللی در جهت صلح جهانی محسوب میگردد. [۳۷] ارتباط بین صلح و توسعه را می توان به رابطه متقابلی شبیه دانست که ، به هر میزان پایه های صلح مستحکم باشد ، امکان توسعه بیشتر خواهد بود .البته این دو لازمه یکدیگرند و می توان گفت به تنهایی نیز موفقیتی ندارند . مثلا” در سالهای گذشته رواندا شاهد توسعه موفقی بود ا ما در زمان قتل عام ۱۹۹۴ ثابت کرد که توسعه فنی و ا قتصادی به تنهایی نمی تواند ثبات را تامین کند . مخاصمه باعث خرابی تمام کارهای انجام شده در طول سالیان دراز در چند هفته شد. از طرف دیگر ایجاد صلح مستلزم توسعه است .به طوری که تا ثیر مستقیم نیازهای اولیه انسانی مانند غذا و آب و نیازهای اجتماعی بشری مانند آموختن و احترام را می طلبد . ایجاد صلح به تنهایی به معنی فقدان جنگ نیست (صلح منفی) بلکه از جنبه مثبت صلح مد نظر است .[۳۸] در مجموع می توان چنین استنباط کرد که برای نظم جهانی نیازمند پیشرفت عدالت اجتماعی ، توسعه ا قتصادی و به خصوص فرایندهای مشارکت سیاسی هستیم. همچنین توجه به این موضوع ما را به این نتیجه می رساند که فقر و ستم عامل اولیه جنگ و خشونت هستند . ایجاد صلح از جنبه مثبت است که توسعه را به همراه خواهد داشت. به گفته کمال درویس [۳۹] دبیر برنامه توسعه سازمان ملل متحد: «جهانی سازی ، اقتصاد جهان را اساسا” تغییر داده است . باعث کاهش نا برا بری بین کشورها شده ، به طوری که در این میان برنده و بازنده وجود ندارد ۰ شمول هرچه بیشتر جهانی سازی مهمترین مسئله توسعه در زمان ماست [۴۰]».روند تاریخی موضوع را می توان چنین بیان کرد که دهه ۱۹۴۵ میلادی به بعد اختصاص به صلح داشت .متعا قب جنگ دوم و تشکیل سازمان ملل متحد بود . از ۱۹۵۵ دهه آزادی نام گرفت . تدوین بسیاری کنوانسیونهای حقوق بشر آزاد سازی ملتهای تحت استعمار، ارمغان این دوره است . دهه ۱۹۶۰ به توسعه اختصاص یا فته است و دهه ۱۹۷۰ توجه بشریت به محیط زیست ، تا اینکه از ۱۹۸۰ به ضرورت توسعه پایدار اهمیت بیشتری داده شده است . در اعلامیه هزاره برای به دست آمدن صلح ، امنیت و خلع سلاح ؛ کشورها به تحمل یکدیگر ترغیب شده اند روش های رسیدن به آزادی با رعایت حقوق بشر، دموکراسی و حکومتهای مردمی انجام پذیر است . دررابطه موضوع توسعه و از بین بردن فقر ؛ از مهاتما گاندی که پدر ملت لقب گرفته چنین نقل است : به دنبال راه های رسیدن به صلح نگردید بلکه خود صلح در راه است .[۴۱] چنانچه به مهمترین عامل خاتمه جنگ جهانی دوم توجه کنیم به اهمیت انرژی اتمی در طریق صلح بیشتر پی می بریم .هشت سال بعد از سقوط بمب ویرانگر هیروشیما ، شوروی سابق و انگلستان نیز به تکنولوژی هسته ای دست یافتند . با توجه به رغبت و تلاش دیگر کشورها در این مسیر نه تنها جهت تولید بمب ، بلکه تولیدات هسته ای رادیواکتیوی که مفید برای بشریت است ؛ مباحث سیا سی به دنبال راه حلی بود تا اینکه مجمع عمومی پیشنهاد تشکیل آژا نسی به این منظور را مطرح کرد : «اتم برای صلح» ، پس از تشکیل کنفرانسی در مقر سازمان ملل آژانس بین المللی انرژی اتمی به وجود آمد و در تاریخ ۲۹ ژولای ۱۹۷۵ به تصویب حکومتها رسید . تا به عنوان زیر مجموعه ای از نظام سازمان ملل متحد عمل کند .[۴۲] اولین هدف آژانس تشویق و توسعه مشارکت انرژی اتمی برای صلح و بهداشت در سراسر جهان است . دومین هدف آن اینکه تا حد امکان هرگونه فعالیت اتمی را تحت کنترل خود داشته باشد . به طوری که در زمینه نظامی نباشد . مقر سازمان در وین پایتخت اتریش است .در بدو تاسیس کارکنان آن حدود ۱۰۰۰ نفر بودند . بودجه آن از طریق اعضای سازمان ملل و برنامه توسعه ملل متحد [۴۳] و موارد خاص تامین می شود . ناگفته نماند کشف این انرژی عظیم در سال ۱۹۰۲ توسط ماری و پیر کوری با اکتشاف رادیوم صورت گرفت. ماده رادیو اکتیوی که از عناصر مختلف اورانیوم به دست آمد. با جداسازی آرام اتم ها در زمینه معالجه سرطان مفید واقع شد. همین ماده در سال ۱۹۴۵ جهت تولید بمب به کار رفت .انرژی اتمی که قوی ترین نیروی مرگ آورست چنانچه در روش صحیح بکاررود ، می تواند جان بسیاری از انسانها را نجات دهد .به همین منظور سازمان بهداشت جهانی در زمینه تحقیقات پزشکی با کمیسیون بین المللی تحقیقات پزشکی انرژی اتمی همکاری و مساعدت می نماید .سازمان کشاورزی تغذیه ملل متحد[۴۴] نیز در زمینه های خاص با آژا نس همکاری دارد. خصایص ژنتیکی برخی دانه ها از طریق جهش یا تغییرات ژنتیکی نمونه ای از این دست می با شند .کشورهایی مانند هندوستان ، ژاپن و اسکاندیناوی از این طریق محصولات بهتری به دست آورده اند .ذکر این موضوع به این دلیل است که اگر تلاش انسانها در جهت دستیابی به صلح جهانی باشد از یک عنصر می توان مرگبار ترین سلاح و از همان عنصر می توان مفید ترین درما نها را پدید آورد .بنابراین برای رسیدن به صلح جهانی عزم ملی ضروریست و حکومتهایی که از خواست ملتهایشان در این مسیر پیروی کنند . از سوی برخی دانشمندان [۴۵] برای نیل به این هدف راههایی پیشنهاد گردیده است ، از جمله تجدید نظر در منشور ملل متحد به طوری که ماده به ماده مورد بررسی قرارگیرد و در این مسیر اصلاح شود . روش دیگر تشکیل سازمان جدید توسعه و امنیت جها نی است که ساختار نیروهای حا فظ صلح سازمان ملل را مورد حمایت قرار دهد . به این منظور منشور زمین [۴۶]جهت حفظ و حمایت از منابع طبیعی و محیط زیست وضع گردید و از آن به عنوان میراث مشترک بشریت یاد می شود . در پایان باید به سخنان وا قع بینانه اوتانت دبیر کل اسبق سازمان ملل در سال ۱۹۶۹ اشاره کنم که معتقد بود: «تنها زمانی که در تاریخ جهان دوره ای از صلح وجود داشته زمانی بوده که توازن بین قدرتهای حاکم برقرار بوده است» . هروقت که ملتی قدرتمند تر شده است خطر بالقوه ای برای جنگ ا فروزی پدید آمده است . بنابراین دنیای ا من تری خواهیم داشت ، چنا نچه در آن ایالات متحده آمریکا ، اروپا ، روسیه ، چین و ژاپن از قدرت بیشتری برخوردار باشند به شرط اینکه این قدرت را علیه یکدیگر به کار نبرند .[۴۷] اعلامیه حق مردم بر صلح[۴۸] مصوب ۱۹۸۴ مجمع عمومی و ضمیمه آن با تاکید بر ا صول و اهداف منشور ملل متحد جهت حفظ صلح و امنیت بین المللی ، توجه به توسعه و پیشرفت کشورها و وظیفه ا صلی هر کشور به حفظ صلح آمیز زندگی مردم ، به عنوان یک تکلیف بنیادین و حق مقدس مردم عنوان شده است .مردم هرکشور برای تحقق این ضرورت باید گام بردارند سیاست دولتها باید در جهت حذف تهدید به جنگ به ویژه جنگ هسته ای و تقبیح توسل به زور در روابط بین الملل و حل اختلافات بین المللی از طرق صلح آمیز بر اساس منشور ملل متحد باشد . از طرفی مداخلات سازمان ملل به لحاظ «تعیین موقعیت بحران[۴۹]» چندان جنبه پیشگیرانه ندارد بلکه اغلب زمانی دخالت می کند که احتمال تاثیر ا قدامات آن حدا قل است . فصل اول: منابع کلاسیک و نوین حقوق بین الملل وجهانی شدن مجموع عنوان منابع حقوق بین الملل در برگیرنده قواعد و اصولی است که حقوقدانان بین المللی باید برای تعیین مضا مین حقوقی به آنها مراجعه کنند . بر این اساس استنتاج قواعد حقوق بین الملل در اثبات نظری که بدان عمل می شود اهمیت پیدا می کند . موفقیت یا شکست در یک پرونده قضایی بین المللی بستگی به آشنایی درست از این منابع حقوق دارد . برای تحقق کامل صلح جهانی نیز از طریق همین منابع می توان به یک نظم قانون مدار دست یا فت . تقسیم بندی های مختلفی برای منابع حقوق بین الملل مطرح شده است .دو دسته مهم این تقسیم بندی شامل منابع صوری و منابع ماهوی است .در تعریف منابع صوری می توان گفت: فرایندها وروشهایی است که قدرت الزامی قواعد را به وجود می آورد وبرای موضوعات هر نظام حقوقی قابل اعمال است . منابع ماهوی نشانگر ویژگی یا اختصاصی بودن قواعد حقوقی است که پس از اثبات برای یک اختلاف مطروحه قابل اعمال هستند. [۵۰] حقوق بین الملل با حقوق داخلی به لحاظ وجود یک قانونگذار وسلسله مراتب بین دادگاهها متفاوت است .در حالی که هیچ قانونگذارجهانی نداریم وعملکرد مجمع عمومی سازمان ملل مشابه پارلمانهای داخلی نیست .چنین گفته می شودکه حقوق بین الملل ناشی از منابع مختلفی است که در ماده ۳۸ اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری ضمیمه منشور ملل متحد نام برده شده است . سه قسمت الف ؛ب؛ج. بند ۱ ماده مذکور که به معاهدات بین المللی عام یا خاص که صریحا” توسط طرفین اختلاف پذیرفته شده اند ،عرف بین المللی به عنوان رویه ای کلی که به صورت قانون پذیرفته شده است وا صول کلی حقوقی مورد قبول ملل متمدن جهان ، منابع صوری هستند. در حالی که تصمیمات قضایی و آموزه های برجسته ترین حقوقدانان ملل مختلف ، همان منبع ماهوی ، در قسمت دال به عنوان ابزار فرعی برای تعیین قواعد حقوقی ذکر شده است . برای توضیح بیشتر در شناخت منابع صوری و ماهوی باید گفت: که منابع صوری،روش های حقوقی برای ایجاد قواعد کاربردی عام است که قانونا” بر مورد الزام آور هستند ، در حالی که منابع ماهوی دلیل وجودی قواعدی را تعیین می کند که وقتی ثابت شدند دارای حالت الزامی قواعد حقوقی کاربردی عام می گردند . در نظام داخلی مفهوم منابع صوری به ساختار قانون اساسی بر می گردد و وضعیت قاعده حقوقی از طریق قانون اساسی ایجاد می شود.مثلا” دلیل الزامی قانون انگلستان ناشی از اصل برتری پارلمان است .[۵۱] به عبارت دیگر منبع صوری آن است که قاعده حقوقی الزام واعتبارش را از آن به دست می آورد . در حالی که منبع ماهوی به گونه ای است که ماهیت قاعده از آن ناشی می شود،اعتبار قاعده به آن بر نمی گردد. منبع ماهوی ذات قاعده را تقویت می کند که بر این اساس منبع صوری به حقوق نیروی الزام آور میدهد . در حقوق بین الملل می توان از منبع دیگری که متصف به صفت صوری می باشد نیز سخن گفت: این منبع ، «از روش فرایند نمی گوید بلکه از موا ضع گفتگو می کند که تجلی گاه قواعد حقوقی است» .[۵۲] از این دیدگاه معاهده ، معیار شکلی اعلام قاعده است . ا صول کلی ، معیار مواضع ا ست که بر اساس آن موضوع قاعده تعیین می شود وعرف نه شکلی است و نه موضع؛ بلکه شرایطی را مشخص میکند که قاعده حقوقی باید احراز کند. در رابطه با عقاید برجسته ترین حقوقدانان برای تعیین قواعد حقوقی و به عنوان ابزار فرعی به منا بعی اشاره می شود که در صورت نبود منابع شکلی وحتی برای کمک در استدلال به کارمی آیند . در اکثر آرای دیوان بین المللی دادگستری مشاهده می کنیم که با استناد به تمامی منابع مذکور در ماده ۳۸ سعی در استدلال قوی وصدور رای محکم شده است . به همین دلیل برای این که دیوان به حق حکم کند ومحدودیت شمارش منابع وی را از عدالت واقعی خارج نسازد در صورت تقاضای طرفین در بند ۲ چنین مذکورست : که می تواند درباره اصحاب دعوی به نحو ” انصاف و کدخدا منشی”[۵۳] حکم دهد. برخی ار منابع فوق الذکر را اصطلاحا” «اولیه» می گویند[۵۴] که از طریق قواعد اساسی عام [۵۵] در نظر گرفته می شوند.معاهدات، عرف ، اعمال یکجانبه دولتها ، اصول کلی حقوقی ، اولیه هستند . در حا لی که تصمیمات ا لزام آور سازمانهای بین ا لمللی ، تصمیمات قضایی مبتنی بر ا صل تساوی به این دلیل ثانویه گفته می شوند که به دنبال قواعد اولیه به وجود می آیند . ماده ۱ مشترک کنوانسیونهای چهار گانه ۱۹۴۹ ژنو مانند ماده ۱۰۱ اولین پروتکل الحاقی ۱۹۷۹ با توجه به مخاصمات مسلحانه بین المللی ، متضمن آن است که در تمامی شرایط مقررات کنوانسیونها باید مورد احترام قرار گیرد. این ماده تعهد خا صی را بیان نمی کند به عبارتی از دیدگاه واژه شناسی هارت[۵۶] یک قاعده ا ولیه محسوب نمی شود .زیرا مستلزم مواد قانونی است که از انجام برخی کارها جلوگیری به عمل می آورد. می توان گفت این ماده جنبه توصیفی دارد حاوی مقررات ثانویه است که ارتباط با تکمیل تعهدات موجود در قواعد اولیه پیدا می کند .[۵۷] عرف و معاهدات مهمترین منبع حقوق بین الملل به شمار می روند . این دو منبع با قواعد اساسی جامعه بین المللی مواجه هستند که در بالاترین موضع هر قاعده حقوقی واقع می شوند.به عبارتی تمامی موضوعات بین المللی باید خود را با قواعد عرفی منطبق کنند وطرفهای موافقت نامه های بین المللی باید بر طبق مفاد آنها رفتار کنند. از دیدگاه سنتی، موضوع حقوق بین الملل عمومی، حقوق ملتها وحقوق جنگ و صلح است. به طوری که حقوق بین الملل را باید از طریق حقوق داخلی تشخیص داد . می توان گفت مقررات حقوق بین الملل با این بینش تنها بین موجودیت هایی به کار می رود که دارای شخصیت بین المللی هستند. حقوق بین الملل عام به مجموعه حقوقی گفته می شود که به اکثر و نه همه موضوعات حقوق بین الملل مربوط می شود. مثلا” یک موا فقتنامه بین سه کشور موجد حقوق بین الملل خاص است، در حالی که معاهده ای مانند معاهده منع کشتار دسته جمعی ، به عنوان قاعده موجد حقوق بین الملل عام محسوب میگردد .[۵۸] که اکثریت کشورها والبته نه همه آنها بدان پیوسته اند .نظام پیشرفته حقوق بین الملل به گونه ای توسعه پیدا کرد که شامل نظام قواعد حاکم بر روابط بین دولت ملتهاست .تعریف سنتی از این نظام با تمرکز بر نقش انحصاری کشورهاست.درسال ۱۹۰۵ اپنهایم در کتاب حقوق بین الملل خود می نویسد:«دولتها انحصارا” تنها موضوع حقوق بین الملل هستند»[۵۹] اینکه دولتهای حاکم دارای اعتبار مساوی ، به وجود آورنده حقوق بین الملل هستند و رضایت آنها در پدید آمدن قواعد حقوق از طریق معاهدات وعرف در گذشته مورد تاکید قرار داشته است در برخی احکام دیوان دائمی بین المللی دادگستری و مصوبات مجمع عمومی سازمان ملل متحد مشاهده می شود.[۶۰]از نیمه دوم قرن بیستم این دیدگاه تغییر کرد.با از بین رفتن جامعه ملل و تکامل ا سا سنامه سازمان جدید ، وقایعی که در محاکم جنایات جنگی نورنبرگ ۱۹۴۶ پیش آمد به تعهدات ا فراد در زمینه بین المللی توجه شده است.با تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در دهم دسامبر ۱۹۴۸ به موضوع حقوق بین المللی ا فراد توجه خا صی به عمل آمده است .[۶۱] در قضیه قتل کنت برنادت میانجی سازمان ملل ، در مسئله فلسطین ، دیوان بین المللی دادگستری در نظریه مشورتی ۱۱ آوریل ۱۹۴۹ چنین گفته است : سازمان ملل متحد یک شخصیت حقوق بین الملل است ، به این اعتبار حق دارد علیه یک دولت عضویا غیر عضو سازمان که با نقض یک تعهد بین المللی خسارتی به سازمان یا کارمندان آن وارد کرده ، ا قدام قضایی بین المللی کند.[۶۲] اگر چه توسعه حقوق بین ا لملل بحث های قابل بررسی بر مفاهیم حقوق طبیعی مطرح کرده است .اکثر این مباحث در خصوص ماهیت این رشته حقوقی به صد سال اخیر با دیدگاه مثبت گرایی حقوقی برمی گردد. واژه حقوق بین الملل می تواند در ذهن حا لتی از طبقه بندی منظم ا صول و قواعد آن را همراه با تحلیلی از ا صل و ماهیت این رشته ایجاد کند و جایگاه آن در حوزه عمومی روابط حقوقی را متصور نماید.اما اهمیت داشتن حقوق بین الملل درطول چند دهه گذشته به لحاظ اینکه گسترش آن باعث حفظ صلح و امنیت بین المللی در طول سالیان اخیر شده است ، بیش از پیش جلوه نموده است . مکاتب حقوق بین الملل و نظریه پردازان آن ، ازجمله گروسیوس که از روش سنتی ایجاد حقوق طبیعی در فرضیه خود استفاده کرد ، خداوند را کارگردان طبیعت می دانست حقوق ارادی ملتها را بر اساس رضایت آزادانه آنها به طور آشکار در معاهدات و قراردادها و یا تلویحا” در عرف وعادت ذکر می کرد. ریچارد زوچ[۶۳] استاد کرسی حقوق مدنی در آکسفورد دو سال بعد از صلح وستفالی رساله خود را منتشر کرد .به موجب آن واژه Jus inter gentes جانشین واژهgentium گروسیوس می شد. او ا صرار بر این داشت که عرف منبع حقوق بین الملل است . از او به عنوان بنیانگزار مکتب «تاریخی» یا «مثبت» حقوق بین الملل یاد می شود.اگر چه در قرن هفدهم می زیست اما واژه jus inter gentes را اینگونه تعریف می کند: حقوقی که بین اکثر ملتها از طریق عرف در هماهنگی با عقل پذیرفته شده است .[۶۴] مفهوم حقوق طبیعی توسط فیلسوف انگلیسی ها بز در رساله لویاتان بزرگ [۶۵] در سال ۱۶۵۱ مطرح شد ،تاثیر عمیقی بر حقوق بین الملل گذاشت .تئوری حقوق طبیعی اگر چه مربوط به دوره پیش از علم است و در مفاهیم دینی و فلسفه باستان ریشه دارد ،اما همواره وجود دارد. باید گفت در نظریه حقوقی معا صر هنوز پوزیتیوسیم حقوقی که آنتی تز حقوق طبیعی است سلطه دارد. [۶۶] حقوق طبیعی که اساسا” دارای برخی معانی مذهبی است در طول سالیان به سوی تفکر دنیوی گام برداشته است . مکتبهای غربی اساس تعهد را از طریق منابع حقوق بین الملل بررسی کرده اند و نسبت به عرف که کمتر مبتنی بر رضایت است ، با شک نگاه کرده ا ند .از طرفی مکاتب سوسیالیستی نیز با این شناخت که رضایت اساس تعهد را تشکیل می دهد معاهدات را به عنوان ا ولین منبع حقوق بین الملل و عـــرف را در مرحله بعدی قرارداده اند.[۶۷] ا صول کلی حقوقی به این دلیل به عنوان منبع حقوق بین الملل محسوب می گردند که مراجعه به آنها خلاء حقوق را پر می کند [۶۸] و البته این موضوع بدون پاسخ با قی مانده است که منظور ا صول کلی حقوق بین ا لملل و یا حقوق داخلی است .مثلا” می توان ا صل حسن نیت مندرج در ماده ۲-۲ منشور ملل متحد و استاپل[۶۹] را نام برد که مورد اول در اجرا وتغییر معاهدات نیز مورد توجه قرار گرفته است . موا د ۲۶ و بند ۱ ماده ۳۱ کنوانسیون وین حقوق معاهدات ۱۹۶۹ به اصل حسن نیت اشاره نموده و ا لبته باید گفت محدود به معاهدات نیست بلکه برای تمامی تعهدات بین المللی به کار می رود. موضوع استاپل که در نظامهای داخلی حقوق شناخته شده و به عدم پذیرش انکار بعد ار ا قرار تعریف می شود در قضیه معبد پره آویها[۷۰] پیرا مون اختلاف خط مرزی کامبوج وتایلند توسط دیوان بین المللی دادگستری مورد استناد قرار گرفته است . اگر چه تصمیمات دیوان بین المللی دادگستری و محاکم داخلی به عنوان منبع فرعی حقوق بین الملل عنوان شده ، اما می توانند دارای تاثیر قابل توجهی باشند. از آنجایی که محاکم بین المللی معدودی وجود دارد .آرای آنها می تواند به عنوان رویه عرفی مورد استناد قرارگیرد .[۷۱]نقش نویسندگان حقوق بین الملل در توسعه حقوق بین الملل غیر قابل انکار است و شاید بر همین اساس به عنوان منبع فرعی از آنها یاد شده است . تحقیقات و نظریات آنها می تواند حقوق را از آنچه هست[۷۲]؛ به آنچه باید باشد ، برساند .[۷۳]به طوری که مقایسه ومطابقت این نظریا ت باعث تکامل خواهد بود . پیرامون هر قطعنامه مصوب مجمع عمومی یک اعتقاد عمومی نهفته است که نشانگر قصد و نیت کشورها به ایجاد قواعد حقوقی یا سیاسی می باشد .[۷۴]اگر چه تمامی اعلامیه های مصوب مجمع با هدف ایجاد حقوق و وظایف قانونی نیستند . اما می توان گفت منبع مهمی برای رسیدن به یک معیار مشترک به شمار می روند . مثلا” اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸ هیچگاه با هدف اینکه مصوبه ای از حقوق موجود باشد ، به تصویب نرسیده است .[۷۵] در مجموع باید گفت اساس حقوق بین الملل بر وفاق عام کشورهاست و به این ترتیب مقررات الزام آوری برای آنها به وجود می آورد . بعد از جنگ جهانی دوم این وضعیت رو به تحلیل رفت. استقلال مستعمرات گذشته این سوال را ایجاد کرد که مبنای الزام آنها به قواعد موجود حقوق بین الملل چیست؟ با بررسی واقع گرایان آمریکایی از تحلیل نظام حقوقی داخلی به حقوق بین الملل دریا فتند که قانون با قواعد حقوقی یا پیشینه آن تعیین نمی شود ، بلکه لازم است حقوق بین الملل در مقوله جامعه بین المللی مورد مطالعه قرار گیرد. لذا تنها مجموعه ای از قواعد حقوقی قابل فهم برای این منظور کا فی نیست . مکتب یگانگی حقوق بین الملل و داخلی که در انگلستان توسط لوتر پاخت مطرح شد ، با ساختار عقلانی و تفوق حقوق بین الملل بر حقوق داخلی به این نتیجه رسید که فرد به عنوان یک موضوع مستقل از حقوق بین الملل است . چرا که هر دو این رشته در صدد ایجاد رفاه فرد هستند. هانس کلسن ا صول یگانگی را بر اساس تحلیل روش های متداول نظریه علمی گسترش داد . بر اساس تفکر او حقوق بین الملل و داخلی قسمتی از همان نظام هنجاری هستند که اعتبار خود را از هنجار ا صلی به دست می آورند . او اعتقادی به تفوق حقوق بین الملل بر حقوق داخلی نداشت بلکه معتقد بودتنها براساس ملاحظاتی که مستقیما” حقوقی نیستند می توان این تقدم را به دست آورد .اعتبار هر قاعده ناشی از رابطه مستقل آن است و رابطه سلسله مراتب مبنا نیست .[۷۶] دیدگاه حقوقی دیگری که به «صلاحیت اجتماعی» [۷۷] تعریف شده است مشتمل بر تلاش در جهت حرکت از تحلیل آسان قواعد به بررسی بین الملل به عنوان یک قسمت پیچیده ای از فرایند سیاسی و دیپلماتیک است .به عنوان مثال مک دوگال با رهیا فت«حقوق مبتنی بر خط مشی»[۷۸] ، حقوق را به عنوان فرایندی از تصمیم سازی می داند واصالتی بر نظام قواعد وتعهدات قائل نیست .به همین جهت مورد استناد برخی نویسندگان مانند ریچارد فالک واقع شد.مقاله مشهور مک دوگال «هیدروژن تست بمب»نشانگر آن است که تاکید این رهیا فت بر گفتار و رفتار بازیگران در عرصه بین المللی است. اخیرا” مکتب دیگری به نام مکتب انتقادی حقوقی [۷۹] در نظریات حقوقی بین المللی به وجود آمده است. نویسندگا نی از جمله انتونی کارتی ، داوید کندی و فیلیپ آلوت از طرفداران آن محسوب می گردند ، معتقدند که مطالعه حقوق بین الملل با بررسی مجدد ماهیت آن مفیدتر است . آنها معتقد به کاهش تاثیر حاکمیت دولت به خصوص با توجه به حوادث بالکان و شرق اروپا هستند. ساختار سنتی حقوق بین الملل را مبتنی بر مطالب متنا قض می دانند تعارض اجتماعی با ابزارهای سیاسی قا بل حل است و حقوق تنها یکی از ابزارهای سیاسی ارزشمند می باشد. مکتب انتقادی تحت تاثیر ا ندیشه های مارکس، دولت را مانع ا صلی ا صول جامعه جهانی فارغ از تنش می داند .[۸۰] مبحث اول – معاهدات بین المللی گفتار اول: معاهدات عام وجهانی حقوق بین الملل مشابه دیگر انواع حقوق ، موضوعاتش با حقوق و وظائف همراه است. در نتیجه هر نظام حقوقی با قواعدی که آن را تشکیل می دهد بر موضوعات خود تفوق دارد واین حقیقت که موضوع اصلی حقوق بین الملل واحدهای سیاسی حاکم یعنی دولتها هستند از این قاعده مستثنی نیست. از آنجایی که خصیصه اجباری حقوق بین الملل ناشی از وصف آن به عنوان حقوق است ماهیت و قلمرو آن هنوز مستلزم بررسی است . دو پرسش وجود دارد :یکی اینکه با توجه به حقوق بین الملل در مجموع چگونه یک نظام حقوقی کشورها را ملزم میکند ؟ این پرسش اساسی از حقوق بین الملل است . در جواب باید گفت: حقوق بین الملل وجود دارد وتوا فق جهانی هست که دولتها ملزم بدان هستند مسئله این است که حقوق بین الملل چه چیزهایی را ممنوع کرده است ؟ اجازه داده است یا نیاز دارد که انجام شود ؟ زمانی که قاعده ای از حقوق بین الملل در شرایط خاصی مورد استفاده واقع می شود، این سوال مطرح می شودکه آیا واقعا” این قاعده ای از حقوق بین الملل است یا به عبارت دیگر دارای خصیصه اجباری است که قواعد حقوق بین الملل واجد آن هستند یااینکه قاعده معتبری از حقوق بین الملل است؟ در نظم حقوق بین الملل [۸۱] قانونگذاری بین المللی مرتبط با فعالیتهای دستوری اعضای جامعه بین المللی با هدف ایجاد قواعد الزام آور حقوقی می باشد. این موضوع از مهمترین مسائل عملی حقوق بین الملل است که در دکترین منابع حقوق بین الملل مورد بررسی قرار می گیرد. سوال دیگر اینکه قواعد حقوق بین الملل اعتبار خود را از کجا به دست می آورند ؟ دو پاسخی که در این راستا وجود دارد یکی از طریق محتوای قاعده یا روشی که ایجاد شده است ودکترین حقوق طبیعی چنین استدلال می کند که الزام قواعد حقوق طبیعی بر اساس فطرت بشر است زیرا برخی آن را خواست الهی می دانند و برخی آن را امر منطقی می شمارند . این قواعد غیر قابل تغییر هستند و باید مورد مکاشفه قرار گیرند.اعتبار قواعد از مداخله بشری مبرا هستند و بدین ترتیب مقابل قواعد حقوق موضوعه قرار می گیرند که توسط بشر خلق شده زیرا بستگی به خواست خالق آن دارد . تغییر می کنند و قابل تغییر هستند.[۸۲]می توان نتیجه گرفت که حقوق موضوعه تنها زمانی الزام آور و معتبر است که از منبع معتبر و شناخته شده ای ناشی شده باشد. بدون شک از مهمترین قواعد حقوق بین الملل، قواعد قراردادی هستند که از معاهدات ناشی می شوند . آمار معاهداتی که در سازمان ملل به ثبت می رسد ثابت کننده این موضوع است . در طول اولین دهه تشکیل سازمان ملل از سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵ حدود ۳۶۳۳ معاهده توسط دبیرخانه سازمان به ثبت رسیده ومنتشر شده است که ۲۲۵ جلد می شود.تا اواسط ۱۹۶۳ حدود ۷۴۲۰ معاهده ثبت شده که حدود ۴۷۰ جلد است .امروزه ۱۵۸۰۰۰ معاهده به ثبت دبیرخانه رسیده است .[۸۳] موضوع این معاهدات مسائل سیاسی ،اقتصادی، اداری، تجاری ،مالی،نظامی،وروابط فرهنگی ،حفظ صلح ،امنیت افراد واموال و از این قبیل است که بستگی به اهمیت و تعداد کشورهای عضو آنها می باشد . برخی معاهدات چند جانبه هستند قواعدی را تشکیل می دهند که مورد تصویب اکثر کشورها قرار گرفته ا ند .مثلا” معاهدات ۱۹۴۹ ژنو در خصوص حمایت از قربانیان جنگ یا معاهدات مربوط به لغو بردگی وتجارت برده ۱۹۲۶ و بعد از آن می توان نام برد . برخی معاهدات از جمله معاهدات منطقه ای مانند معاهده اروپایی حقوق بشر ۱۹۵۰ نیز فقط تعدا دی از کشورها را ملزم کرده است . یک نگاه مختصر به محتوای معاهدات سازمان ملل آشکار می کند که اهمیت معاهده در روابط بین الملل معا صر چقدر زیاد است . شکل سندی که بیان کننده خواست طرفین است چندان اهمیتی ندارد.موضوع مهم چگونگی لازم الاجرا شدن یک معاهده است .این موضوع در برخی آرای دیوان مورد بررسی قرار گرفته است از جمله در قضیه«دسترسی به مدارس اقلیتهای آلمانی در سیلزی علیا»[۸۴]۱۹۲۸ وقضیه « حمل ونقل راه آهن بین لیتوانی ولهستان (۱۹۳۱)»را می توان نام برد.[۸۵] بر خلاف اصول کلی حقوقی و قواعد عرفی اهمیت معاهدات بین المللی امروزه به لحاظ ضرورت رضایت آشکار کشورها به قواعدی است که در معاهده یافت می شود .باید توجه داشت که معاهده منعقده بین دو کشور بنابر اصل نسبی بودن معاهدات قابل تسری به سایر کشورها نیست مگر استثنایی که در خصوص معاهدات مرزی و قانون ساز وجود دارد لکن از یک معاهده دو جانبه به عنوان حقوق بین الملل خاص[۸۶] یاد می شود.اینگونه معاهدات نشانگر منافع وعلایق طرفین است وچنانچه معاهدات دو جانبه مشابهی از سوی سایر کشورها نیز لازم الاجرا شود مانند معاهدات استرداد مجرمین در چنین مواردی می توان آنها را به عنوان منبعی از حقوق بین الملل ذکر کرد. [۸۷] برخی معاهدات که دارای ماهیت و کاربرد جهانی هستند به عنوان معاهدات جمعی نامیده می شوند .ازجمله می توان به موضوعات مختلفی مانند معاهده منع و مجازات کشتار جمعی ،رژیم حقوقی دریا وحمل و نقل مواد مخدر و حمایت از کپی رایت را ذکر کرد. در مواردی نیزمعاهدات قا نون ساز جدای از ماهیت آنها و اینکه توسط تعداد کم یا زیاد کشورها لازم الاجرا شده باشند نقش مهمی در ساختار نظام بین المللی ایفاء می کنند .معاهده صلح وستفالی ۱۶۴۸ که اساس حاکمیت دولتها را دگرگون و متحول کرد، برخی معاهدات کنگره وین،که نقش قانون سازی را ایفاء کردند و موافقتنامه هایی که از آنها ناشی شداز جمله در خصوص بین المللی کردن راین و طبقه بندی ما مورین دیپلماتیک در زمان خود به صورت حقوق اروپا در آمدند .کنوانسیون صلیب سرخ ۱۸۶۴ نیزاز مواردی است که ابتدائا” توسط گروهی از کشورها به تصویب رسید و سپس در عمل توسط تمامی کشورها مورد پذیرش وا قع شد . بسیاری موا د کنوانسیونهای کنفرانس صلح لاهه در سال ۱۸۹۹ ،۱۹۰۷ که دارای کاربرد جهانی هستند نوعی تدوین عرف موجود را در برداشت و حتی اگر مورد تصویب کشورها واقع نمی شد از قبل دارای اثر الزامی حقوق عرفی بودند . شاید از ا ولین معاهدات چند جانبه را بتوان کنگره وین ۱۸۱۵ نامید که هشت کشور طرف آن بودند و۱۷ سند ضمیمه داشت .افزایش معاهدت چند جانبه از سال ۱۹۲۰ به بعد نقطه عطفی به شمار می رود.ازجمله میثاق جامعه ملل خود معاهده قانون سازی بود که ا صول جدید حقوق بین الملل را بیان می کرد و برای اعضای آن تعهدات جدیدی پدید می آورد. با تاسیس سازمان ملل و آژانسهای تخصصی زیر مجموعه آن ، امروزه به عنوان ابزار ا صلی توسعه حقوق بین الملل به شمار می روند.هرمعاهده حتی یک معاهده چند جانبه عام دارای خصیصه قراردادی است و حقوق و وظایفی را برای طرفهای خود ایجاد می کند . اما درست نیست که معاهدات چند جانبه عام را با معاهدات قانون ساز یکی بدانیم .ممکن است یک معاهده چند جا نبه در ماهیت قانون ساز باشد و برای طرفهای زیاد خود حقوق و تکالیفی به وجود آورد .مثلا” کنوانسیون وین ۱۹۶۱ در خصوص روابط دیپلماتیک و وین ۱۹۶۳ روابط کنسولی می توانند قانون ساز با شند .اما هدف برخی معاهدات و کاربرد آنها در حقوق داخلی بدون ا صل تقابل است.معاهدات حقوق بشر چنین وضعیتی دارند.به عبارتی طبقه بندی معاهدات از لحاظ نظم مادی آنها معاهده را در حکم قرارداد ، مانند معاهدات بازرگانی و زمانی که منظور ایجاد قاعده ای حقوقی باشد معاهده در حکم قانون است.در معاهده در حکم قانون بدون توجه به خصوصیات طرفهای پیمان علامت مشخص آنها یکسانی محتوا و مضمون آنهاست می توان اینگونه معاهدات را پرکننده خلاءنهاد نا موجود قانون واقعا” بین المللی دانست.[۸۸] نکته قابل تامل ، در خصوص اجرای معاهدات است.امضای موافقتنامه اجرایی یا تصویب یک معاهده رسمی بین المللی به معنی اینکه خود به خود اجرا شود نیست علاوه بر این ممکن است اختلافات یا تغییر متفاوتی از آن بروز کند . ممکن است چنین تصور کنیم که هر معاهده ای با امضاء یا انجام مراحل تصویب یا تسلیم تعداد اسناد مورد نیاز و تاریخ معین بعد از آن به اجرا در می آید و هر گونه مسئله ای نیز از طریق اصطلاحات مندرج در خود معاهده نادیده گرفته شده ای پیش می آید اینجا اختلاف به وجود آمده است.[۸۹] مثلا” چنین فرض کنیم طبق مواد یک معاهده زمانی که ده سند تصویب تسلیم شود واگر چهار مورد نیزبا رزرو باشد که برای تعدادی از امضاء کنندگان قابل قبول باشد آیا چنین معاهده ای لازم الاجرا شده است؟ مثال دیگرکنوانسیونهای ژنو و لاهه در زمینه جنگ هستند .روشن است که چنین معاهداتی در زمان صلح لازم الاجرا نیستند . آنها زمانی به اجرا در می آیند که عملیات نظامی آغاز شده باشد. راه های غیر مستقیمی وجود دارد که یک معاهده حقوق و تعهداتش را به کشورهای ثالث تحمیل کند بدون آن که آنها عضوی از معاهده باشند . زمانی که یک معاهده یک سازمان بین المللی با شخصیت حقوقی را به وجود می آورد هیچ دولت ثالثی اقدام به انکار آن سازمان یا موجودیت حقوقی آن نمی تواند بکند مثال بارز ایجاد سازمان ملل از طریق منشور ملل متحد است و اینکه طبق تفسیر دیوان بین المللی دادگستری [۹۰] به عنوان موضوع حقوق بین الملل به رسمیت شناخته شده به طوری که دارای حقوق و وظایف بین المللی است و می تواند اقدام به طرح دعوای بین المللی حتی علیه حکومت کشور غیر عضو هم بکند. .بسیاری معاهدات دارای جنبه عام وجهانی هستند بدون اینکه دولتهای ثالث به آنها بپیوندند به سایر کشورها هم تسری دارند .این موضوع به ماهیت و متن اینگونه معاهدات مربوط می شود.بهترین مثال که در بالا ذکر شد منشور سازمان ملل متحد است . در بند ۶ ماده ۲ صراحتا” بیان می کند که سازمان موافقت خواهد کرد دولتهایی که عضو ملل متحد نیستند تا آنجا که برای حفظ صلح و امنیت بین المللی ضروری است بر طبق این اصول عمل نمایند . نمونه دیگر معاهده مونته کوبی در مورد حقوق دریا است آنجا که می گوید : حوزه بستر دریا و زیر بستر دریاها به عنوان میراث مشترک بشریت شناخته می شود و ماده ۱۳۷ آن مقرر می دارد که هیچ دولتی دارای حقوق انحصاری بر آن نیست و نمی تواند اعمال حاکمیت بر این مناطق کند .امروزه این نظریه پذیرفته شده که برخی معاهدات چند جانبه موجد رژیمهای هنجاری بیان شده در جملات کلی می توانند تحت شرایطی دارای اعتبار وکاربرد عام باشند .[۹۱] در این موضوع اختلافی نیست که روش جدید ایجاد و توسعه حقوق بین الملل عام از طریق گسترش فرایند معاهدات قراردادی است. پیرامون معاهده قانون ساز حقوق دریا که امروزه برای کشورهای غیر عضو هم از لحاظ عرفی لازم الاجراست باید گفت زمینه تصویب آن از طریق وفاق عام[۹۲] وتمایل کشورها به عدم رای گیری خود نوعی روش قانون سازی را در بردارد . اگر چه در سال ۱۹۲۶ دیوان دائمی دادگستری بین المللی در قضیه برخی منافع آلمان در سیلزی علیا صراحتا” بیان می کند که«یک معاهده تنها قانون بین کشورهای طرف آن را ایجاد می کند» و به این ترتیب قراردادهای منعقده برای دول ثالث هیچ نتیجه حقوقی ندارد .[۹۳]علاوه بر این در حقوق بین الملل جدید هم به این موضوع در مواد ۳۵ و۳۶ کنوانسیون حقوق معاهدات ۱۹۶۹ اشاره شده است .باید توجه داشت که حقوق بین الملل تحت تاثیر نیازهای بین المللی است و همواره در حال تحول می باشد . به عقیده بسیاری دانشمندان حقوق بین الملل در مراجع داخلی هر چند هم قانونگذاران به نیازهای موکلین خود بی توجه باشند به هر حال روش قانونگذاری به گونه ای است که متعا قب نیازهای مطرح جامعه پدید می آید و پس از تصویب قانون برای همه اتباع و ساکنین آن کشور لازم الاجراست اما در جامعه بین الملل ابتدائا” متونی به تصویب می رسد که مثال بارز آن در معاهدات چند جانبه بین المللی قابل مشاهده است، سپس رفته رفته کشورها به آن می پیوندند و خود را به مفاد آن ملزم می کنند . در نظام کنونی بین المللی باید بین قانونگذاری و فرایندهای قانونگذاری [۹۴]فرق بگذاریم مثلا” در کنفرانس سوم حقوق دریا از عبارات مقنن استفاده می شود در حالی که جامعه بین المللی فا قد قانونگذاری است بلکه یک توصیف آرمانی است.[۹۵] در بررسی فلسفی یا سیاسی پیدایش یک معاهده می توان گفت سه عامل نقش اساسی دارد : ا ول اینکه هر معاهده حاوی موا دی است که بر آزا دی کشورها محدودیت به وجود می آورد .کشورها هرچند قوی و بزرگ باید به ارزشهای بین المللی احترام بگذارند .موضوعی که در مواد ۵۳ و۶۴ کنوانسیون وین به قاعده آمره [۹۶] تعبیر شده است .ثانیا": الیگارشی سابق به قدرتهای بزرگ اجازه می داد که سایر کشورها را مجبور به پذیرش یک معاهده مورد نظر بکنند .اما امروزه روابط بین الملل دموکراتیزه شده است .به موجب ماده ۵۲ اعلامیه منع اجبار اقتصادی یا سیاسی یا نظامی در انعقاد معاهدات ضمیمه کنوانسیون امروزه به همه کشورها اجازه می دهد به طور دلخواه به هر معاهده بین المللی مورد نظر بپیوندند .سوم بر فرض اینکه برخی مواد معاهده ای با قوانین داخلی یک کشور در تضاد باشند گرچه کشورها باید سعی در انطباق خود با مقررات بین المللی بکنند اما به موجب ماده ۳۱ کنوانسیون و تفسیر معاهدات بین المللی بایدبه موضوعات بالقوه مشترک پرداخت ، تا اینکه حاکمیت کشورها را زیر سوال برد.[۹۷] فهرست برخی معاهدات که چارچوب جامعه حقوقی برای صلح ، توسعه و حقوق بشر تا سال ۲۰۰۷ را در بردارند با مضامین مختلف بدین شرح می توان بیان کرد .[۹۸]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین، استودن و همکاران، بر این باورند که ممکن است آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت در ارتباط بین شایستگی مهارت حرکتی و فعالیت بدنی نقش میانجی داشته باشد. آنها بیان کردند اکتساب شایستگی مهارت حرکتی در مهارت های حرکت بنیادی طی دوران کودکی اولیه باعث ارتقاء آمادگی جسمانی می شود زیرا زمانی که کودکان اساساَ صرف رشد این مهارت ها می کنند باعث ارتقاء سطوح فعالیت بدنی افزایش یافته و رشد عصبی-حرکتی می شود. مجدداَ، به دلیل این که در دوران کودکی اولیه، کودکان سطوح متغیّری از شایستگی مهارت حرکتی را نشان می دهند، ارتباط بین آمادگی با شایستگی مهارت حرکتی و یا فعالیت بدنی قوی نخواهد بود. اما همین که کودکان از دوران کودکی اولیه به سمت دوران کودکی میانی پیش می روند، کودکان با سطوح متوسط تا بالای شایستگی مهارت حرکتی و متقابلاَ فعالیت بدنی بیشتر، باید آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت بیشتر و نمره های اجرای بالاتری را نشان دهند. آنها بر این باورند این ارتباطها درست است زیرا رشد و اجرای بسیاری از مهارتهای حرکات بنیادی در برگیرنده اعمال بالستیک (جهشی) توسط بدن است که این اعمال نیاز زیادی بر سیستم عصبی-عضلانی به منظور تولید و انتقال مطلوب اندازه ی حرکت در سیستم کینماتیک ایجاد می کند. این مهارت ها نیازمند دستکاری کل تودهی بدن بر ضد جاذبه است که نیاز به قدرت و توان را افزایش می دهد. سه جنبه درگیر در رشد قدرت عضلانی عبارتند از: ۱. توانایی به کارگیری موثر واحدهای حرکتی ۲. توانایی افزایش میزان راه اندازی واحدهای حرکتی ۳. سطوح کاهش یافته هم فعالسازی عضلات موافق و مخالف. هر سه عامل بخشی از سازگاری رشدی عصبی-عضلانی اند که وقتی کودکان مهارت های حرکت بنیادی را کسب می کنند، اتفاق می افتد. در دوران کودکی میانی تا پایانی، سطوح بالاتر شایستگی مهارت حرکتی در مهارت های حرکت بنیادی به افراد اجازه می دهد که در فعالیت ها به اندازه کافی پایدار باشند تا پیشرفت بسیار با ثبات در مهارت های حرکتی را نشان دهند و موفق تر باشند. کودکانی که در دوران کودکی پایانی از نظر جسمانی آماده ترند احتمالاَ برای دوره طولانیتری فعالیت بدنی را حفظ خواهند کرد و بهبود شایستگی مهارت حرکتی آنها ادامه می یابد. در واقع طی دوران کودکی پایانی و نوجوانی، ارتباط بین شایستگی مهارت حرکتی و آمادگی جسمانی بیشتر دارای ماهیت دوجانبه خواهد بود. در این دوران سطوح پیشرفتهتر مهارت حرکتی باید ارتباط قوی با آمادگی جسمانی و سطوح بیشتر فعالیت بدنی داشته باشد. کودکانی که سطوح کافی از شایستگی مهارت حرکتی ندارند در دوران کودکی میانی و پایانی به فعالیت بدنی ادامه نخواهند داد و بنابراین جنبه های آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت را بیشتر توسعه نخواهند داد یا حفظ نخواهند کرد. سطوح پایین آمادگی بر توانایی کودک برای پایداری در فعالیت های بدنی که نیازمند سطوح کافی از آمادگی جسمانی است تاثیر منفی می گذارد و رشد بیشتر شایستگی مهارت حرکتی را محدود می کند. بنابراین آمادگی جسمانی در ارتباط میان شایستگی مهارت حرکتی، آمادگی جسمانی و فعالیت بدنی به عنوان متغیّر میانجی عمل می کند (۷). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۴) مهارتهای حرکتی بنیادی مهارتهای حرکتی بنیادی به دو خرده طبقه حرکات جابجایی و حرکات کنترل شی تقسیم می شوند. مهارتهای کنترل شی شامل آن دسته از مهارتهایی هستند که بدن از یک نقطه به نقطه دیگر در بعد افقی یا عمودی حرکت داده می شود (۳۷). فعالیتهایی مانند جهیدن، یورتمه رفتن، سرخوردن، پریدن و بالا رفتن مثالهایی برای مهارتهای حرکتی جابجایی هستند. مهارتهای کنترل شی به مهارتهایی اتلاق میگردد که در آنها فرد به یک شی نیرو وارد می کند یا اینکه نیرو را از یک شی دریافت می کند. پرتاب کردن، گرفتن، ضربه با پا، ضربه از پهلو مثالهایی برای مهارتهای کنترل شی بهحساب میآیند (۳۷). رشد این مهارتهای حرکتی برای برقراری تعامل و پاسخگویی به محیط، هم در فعالیتهای تفریحی و هم فعالیتهای غیرتفریحی ضروری است و بعنوان پایه و اساس رشد حرکتی کودکان تلقی می شود ( گالاهو و اوزمان، ۲۰۰۲، ص. ۱۸۱) (۸). در ادبیات پیشینه یادگیری حرکتی دو فرضیه وجود دارد که به تشریح اکتساب مهارت می پردازد. یکی فرضیه انتقال است بر تاثیر تمرین یا اجرای قبلی مهارت بر یادگیری مهارت جدید می پردازد(۳۸)، دیگری فرضیهای است پیشنهاد میدهد تواناییها مخصوص تکلیف یا هدف فعالیتند و قابل انتقال نیستند (۳۹). بر اساس عقیده اوکف هریسون و اسمیت (۲۰۰۷) (۴۰)، محققان معمولاً هر یک از فرضیه های انتقال یا اختصاصی بودن را بعنوان چهارچوب نظری مطالعات در زمینه یادگیری حرکتی بکار بردهاند و تنها تعداد کمی مطالعه از هر دو رویکرد استفاده همزمان کرده است. بنابراین این دو فرضیه عمدتاً در یادگیری حرکتی بعنوان دو فرضیه مخالف تلقی میشوند و بحث و جدالهایی را میان محققان بوجود آوردهاند. یکی دیگر از یافتههای اوکف و همکاران (۲۰۰۷) این بود که شواهد تجربی کمی در مورد هریک از این دو فرضیه در موقعیتهای کاربردی آموزش و یادگیری وجود دارد. این بدین معناست نتیجه گیریهای صورت گرفته توسط مربیان زمانیکه روش های یادگیری و آموزش را انتخاب می کنند ممکن است مبنای علمی قوی نداشته باشد. اوکف و همکاران (۲۰۰۷) همچنین دریافتند تنها تعداد کمی محقق تلاش کرده اند تا فرضیه های انتقال و اختصاصی بودن را با هم ترکیب کنند (۴۱). بر اساس این فرضیات؛ افراد مبتدی میتوانند از تواناییهای پایه حرکتی با درجهای از موفقیت استفاده کنند، اما وقتی فراگیر ماهرتر می شود، تکنیک متمایزتر شده و تمرین باید اختصاصی گردد. یک مثال از پژوهشی که از دو فرضیه اختصاصی و انتقال حمایت می کند، گزارش اوکف و همکاران (۲۰۰۷) میباشد. آنها مداخلهای را روی ۴۸ دانش آموز دبیرستانی اعمال کردند (میانگین سنی ۱۵.۸) و دریافتند که افرادی که حرکت بنیادی پرتاب از بالای شانه را آموخته بودند، نه تنها در مهارت پرتاب، بلکه همچنین در ضربه از بالای سر بدمینتون و پرتاب نیزه نیز بهبودی نشان دادند. این نتایج از فرضیه انتقال حمایت می کند. اما، از سوی دیگر گروهی که تحت آموزش ضربه بدمینتون قرار گرفته بودند، در این مهارت بهبودی قابل توجهی را کسب کردند اما در پرتاب از بالای سر و پرتاب نیزه بهبودی چندانی را از خود نشان ندادند. این نتایج بر فرضیه اختصصاصی دلالت داد. روی هم رفته نتایج اوکف و همکاران (۲۰۰۷) نشان میدهد نوجوانان مهارت های حرکتی را به دو روش یاد میگیرند؛ بوسیله تمرین و بهبود FMS و بوسیله مرور همان مهارت خاص. ادبیات رشد حرکتی معمولاً فرضیه انتقال را بکار برده و پیشنهاد میدهد سطح مهارت حرکتی در دوران کودکی موجب اثر انتقال دور می شود. زمانیکه فرد مهارتهای حرکتی بنیادی خود را کسب کرد، سپس می تواند آنها را در موقعیتهای مخصوص مرتبط با مشارکت در فعالیت جسمانی بکار ببرد (۳۴). بدین ترتیب محققانی که از فرضیه انتقال حمایت می کنند، پیشنهاد می دهند برنامه های تربیت بدنی باید دربرگیرنده فعالیتهایی باشد که امکان رشد FMS را فراهم آورد (۴۲). در این مطالعه فرضیه انتقال بکار رفته بود، زیرا افراد مورد مطالعه نسبتاً جوان و فاقد سالها تجربه در تمرین تنوع گسترده ای در مهارتهای حرکتی بنیادی بودند. ادبیات حاضر نشان میدهد درک این نکته مهم است این مهارتها در نتیجه فرایند بالیدگی کسب نمیشوند و بیشتر به شرایط محیطی مانند آموزش معلم و تمرین بستگی دارند. پس از دوره حساس حرکات بنیادی کودکان وارد دوره حرکات تخصصی میشوند. در این دوره، انها به ورزشها و فعالیت جسمانیهای مختلفی علاقمند میشوند. اما آنها قبل از یادگیری مهارتهای ویژه ورزشی، نیازمند اکتساب سطوح مناسب FMS میباشند. شکست در رسیدن به شایستگی در این مهارتهای حرکتی حساس در دوران کودکی، بدست آوردن سطوح بالای مهارت حرکتی در زندگیآینده را با مشکل روبرو میسازد (۴۳). پژوهش ها نشان می دهند اکثر کودکان الگوهای بالیده مهارتهای حرکتی بنیادی را در سن ۱۰ سالگی به نمایش میگذارند (۴۴). اما مرور نورمهای پیشنهادی الریخ آشکار ساخت که تقریباً ۳۰ تا ۴۰ درصد کودکان به شکل بالیده الگوی مهارتهای حرکتی بنیادی دست نمییابند. مطالعات بزرگ مقیاس در فنلاند نشان داده است دانش آموزان ۱۴ ساله از سطح مهارتهای حرکتی بنیادی پیشرفته تری نسبت به دانش آموزان ۱۱ ساله برخوردار بوده اند(۴۵-۴۷). این بدین معناست امکان بهبود مهارتهای حرکتی بنیادی مانند جهیدن، دویدن، دریبل و پرتاب در طی سالهای دبستان و حتی راهنمایی نیز وجود دارد. پژوهش ها و ادبیات پیشینه به تفصیل نشان میدهد که تبحر در FMS (مهارتهای جابجایی و دستکاری) یک عنصر حیاتی در مشارکت در فعالت جسمانی است (۷, ۳۴). افراد با کارآمدی حرکتی بالاتر ممکن است راحتتر جذب فعالیت جسمانی شده و ممکن است نسبت به افراد با شایستگی حرکتی پایینتر، بیشتر به ورزشهای مختلف ترغیب میشوند (۷). اکلی و همکاران (۲۰۰۱)، گزارش دادند که FMS بطور معناداری زمان شرکت در فعالیت سازمانیافته را در نمونه دانش آموزان ۱۳ تا ۱۵ سالهی استرالیایی پیش بینی می کند (۴۰). بعلاوه روتنیاک، اپستین، دورن، جویز و کوندیلیس (۲۰۰۶)، اظهار کردند کارامدی حرکتی، با مشارکت در فعالیت جسمانی بطور مثبت و با فعالیتهای کمتحرک بطور معکوس در نمونههای ۸ تا ۱۰ ساله رابطه داشته است (۴۸). علیرغم بررسی محدود رابطه بین مهارت حرکتی و مشارکت در فعالیت جسمانی، اما میتوان چنین استنباط کرد که رضایت از شایستگی مهارتهای حرکتی در کودکی و نوجوانی ممکن است پیش بینی کننده ادامه فعالیت در بزرگسالی باشد. افزایش و ارتقاء شایستگی حرکتی، احتمال مشارکت در فعالیت جسمانی مادامالعمر را افزایش میدهد (۷, ۹). درواقع مطالعات نشان دادهاند تبحر در مهارت حرکتی بنیادی کودکی، با واسطهگری شایستگی ادراک شده بر فعالیت و آمادگی جسمانی نوجوانی تاثیر می گذارد (۴۹, ۵۰). اگرچه دوران کودکی و نوجوانی دوره رشد مهارتهای حرکتی بنیادیاند، مرور ادبیات پیشینه در این زمینه نشان میدهد که اغلب مداخلات مهارتهای حرکتی در کلاسهای تربیت بدنی (۵۱) و یا در کودکستانها و محیطهای پیشدبستانی اعمال شده اند (۵۲, ۵۳). اگرچه، پژوهش های در زمینه رابطه بین FMS و فعالیت جسمانی صورت گرفتهاند، اما کمبودهای بسیاری در رابطه با پژوهش ها در زمینه مداخلات مهارت حرکتی وجود دارد. این یک کاستی و نقص آشکار است، زیرا مستند گردیده کهFMS حتی در دانشاموزان سنین راهنمایی نیز با مشارکت در فعالیت جسمانی ارتباط دارد (۵۰). بنابراین مطالعه تاثیر یک دوره برنامه مداخلهای روی رشد مهارتهای حرکتی بنیادی کودکانی که دارای تبحر کمتری در این نوع مهارتها هستند ضروری و مهم به نظر میرسد.
۲-۵) سیستم عضلانی ناحیه مرکزی این قسمت به بحث درمورد آناتومی و الگوهای فعالسازی ناحیه مرکزی خواهد پرداخت. این اطلاعات بهمنظور افزایش درک درمورد اهمیت ناحیه مرکزی در حرکات عملکردی ارائه خواهد شد. ۲-۵-۱) آناتومی ناحیه مرکزی دانش درمورد آناتومی سیستم عضلانی و همکوشیهای ناحیه مرکزی اولین گام در درک کامل پایدارسازی ناحیه مرکزی بدن و تاثیرات آن میباشد. عضلات ناحیه مرکزی در دو گروه تقسیم میشوند: سیستم عضلانی لوکال و سیستم عضلانی گلوبال (۱۵, ۵۴-۵۶). سیستم عضلانی لوکال عضلات ذیل را شامل می شود: عرضی شکمی، مورب داخلی، مولتیفیدوس، عضلات کمری متصل به ستون فقرات، دیافراگم و سیستم عضلانی کف لگن. سیستم عضلانی گلوبال شامل این عضلات میباشد: راست شکمی، مورب خارجی، راست کننده ستون فقرات، مربع کمری، مجموعه نزدیک کننده، چهارسر رانی، همسترینگ، سرینی بزرگ و عضلات دور کننده (۵۴). دیگر عضلات مجموعه کمر – لگن – ران از جمله عضله گلابی شکل و عضله سوئز بزرگ نیز در پایدارسازی ناحیه مرکزی سهیم هستند. نیام پشتی-کمری نیز در پایداری ستون فقرات و ناحیه مرکزی بطور غیرمستقیم و از طریق عضلاتی که وارد آن میشوند دخیل است (۱۴, ۱۵, ۵۴). عضلات متصل به نیام شامل عضلات راست کننده ستون مهره، مولتیفیدوس، عرضی شکم، مورب داخلی،سرینی بزرگ، و مربع شکمی میباشند (۱۴, ۵۴, ۵۷-۵۹). انقباض هر یک از ترکیبهای این عضلات، تنشی را ایجاد می کند که فشار انتقال و فشار بین بخشی در مفصل کمری- خاجی را کاهش میدهد و از اینرو پایداری بین بخشی ستون فقرات و مجموعه کمر – لگن – ران را فراهم می کند (۵۴). سیستم عضلانی لوکال به قسمت هایی از ستون فقرات متصل هستند و عملکرد آنها، پایدارسازی هر بخش بطور مستقیم است (۱۴). هر یک عملکردی درونگرا، برونگرا و ایزومتریک دارندکه مستقیماً بر پایداری ناحیه مرکزی تاثیر میگذلرد. عضله عرضی شکمی یکی از عمقیترین عضلات شکمی است. این عضله بصورت برونگرا منقبض می شود تا فشار درونشکمی را افزایش داده و در نیام پشتی کمری تنش ایجاد کند (۱۴, ۵۴, ۵۷, ۵۸). همچنین بصورت ایزومتریک منقبض می شود تا مجموعه کمر – لگن – ران را در هنگام الگوهای حرکتی کارکردی پایدار سازد (۵۴). انقباض اکسنتریک آن نیز باعث کاهش پروتروشن شکم هنگام الگوهای حرکتی کارکردی می شود (۱۴, ۵۴, ۵۸). عضله مورب داخلی, عضله ای است از نیام پشتی – کمری منشا میگیرد (۵۴, ۵۷). انقباض این عضله موجب فلکشن جانبی و چرخش همسوی تنه می شود (۵۴, ۵۸). عملکرد اکسنتریک این عضله باعث کاهش شتاب اکستنشن تنه و چرخش دگرسو می شود. انقباض ایزومتریک این عضله نیز مجموعه کمر – لگن – ران را پایدار کرده و باعث پایدارسازی در بین بخشهای ستون فقرات می شود (۱۴, ۵۴). عملکرد درونگرای عضله مولتیفیدوس باعث افزایش شتاب در اکستنشن تنه و چرخش طرف مقابل می شود، درحالیکه عملکرد برونگرای آن منجر به کاهش شتاب در فلکشن تنه و چرخش سمت همسو می شود (۵۴, ۵۸-۶۰). به این علت که این عضله وارد نیام پشتی – کمری می شود، انقباض آن تنش و پایدارسازی لگن و ستون فقرات را در هنگام انتقال انرژی به اندامهای فوقانی و تحتانی بوجود می آورد (۵۷-۵۹). لومبارترنسورسوسپینالیس، گروهی متشکل از سه عضله کوچک میباشد. آنها از مهرهای به مهرهی دیگر متصلند و تمام طول ستون فقرات را پوشش می دهند. نظریهای وجود دارد مبنی بر اینکه عضلات ترنسورسوسپینالیس عمدتاً در حس عمقی ستون فقرات درگیرند (۱۴, ۵۸, ۶۰). این عملکرد کنترل قامتی پایداری پویا را هنگام الگوهای حرکت کارکردی ایجاد می کند. اندازه این عضلات نشاندهنده حداقل نقش انها در حرکات درشت تنه است. آنها به مقدار کمی در اکستنشن و فلکشن جانبی مشارکت دارند (۱۴, ۵۴, ۵۸). هنگامیکه عضلات ناحیه شکم منقبض میشوند، دیافراگم را بالا کشیده و باعث انقباض عضلات موجود در کف لگن میشوند. این عمل فشار درون شکمی را افزایش داده و باعث کاهش نیروی فشاری به مجموعه کمر – لگن - ران می شود که درنتیجه پایدارسازی ناحیه مرکزی بدن اتفاق میافتد (۱۴, ۵۴). مطالعه اخیر نشان داده است انقباض دیافراگم باعث افزایش فشار درونشکمی قبل از انجام حرکات بزرگ توسط اندامها می شود (۱۴). سیستم عضلانی گلوبال حرکات درشت تنه و اندامها را تولید می کند و اعمال نیرو به ستون فقرات را به حداقل میرساند (۱۴). عضلات راست شکمی، مورب خارجی و راست کننده ستون فقرات به ترتیب مسئول حرکات فلکشن، فلکشن جانبی، چرخش و اکستنشن تنه میباشند. مجموعه نزدیک کننده ها، دور کنندهها و سرینی بزرگ حرکت ران را تولید می کنند. عضلات همسترینگ، بعنوان عضلات کمک کننده به سرینی بزرگ در اکستنشن ران محسوب میشوند اما همچنین باعث فلکشن زانو نیز میشوند. گروه عضلات چهار سر مخصوصاً عضله راست رانی در ایجاد فلکشن ران نقش دارند. همپنین اکثر این عضلات در پایدارسازی مجموعه کمر – لگن – ران سهیم هستند؛ با این حال این موضوع با جزئیات بیشتری در بخشهای بعدی بحث خواهد شد. اگرچه عضله مربع کمری یک عضله گلوبال است، اما به توجه ویژه نیاز دارد. عمل کانسنتریک آن باعث تثبیت دوازدهمین دنده در هنگام تنفس می شود و همچنین فلکشن جانبی ستون فقرات هم بوسیله اعمال کانسنتیک و هم اکسنتریک کنترل می کند (۵۸, ۶۰). اما عمل اصلی آن مربوط به عمل ایزومتریک آن می شود که همانا ایجاد تنش روی رباطهای خاصرهای- کمری و مشارکت در پایداری پویای مفصلی کمری – خاجی است (۵۷, ۵۸)) . علاوه براین، در طول راه رفتن در چرخش بین لگن و ستون فقرات نیز درگیر است (۵۷). عملکرد کانسنتریک عضله گلابی شکل موجب چرخش خارجی ران شده و به اکستنشن ران در طول حرکات کارکردی کمک می کند (۵۴). این عضله همچنین باعث پایدارسازی مفصل خاصرهای – خاجی و همینطور سر استخوان ران در حفره ران می شود (۵۴, ۵۷, ۵۹).
۲-۵-۲) فعالسازی سیستم عضلانی ناحیه مرکزی سیستم عضلانی مرکز نقش قابل توجهی در ثبات لگن و ستون فقرات، مخصوصاً در زمان عملکرد اندامهای فوقانی و تحتانی بدن دارد. ثابت شده عضلات خاصی در قسمت مرکزی بدن مخصوصاً عضله عرضی شکمی، مورب داخلی و مولتی فیدوس اولین عضلاتی هستند که هنگام حرکت توسط اندامها فعال میشوند(۵۴, ۵۸) . مطالعه ای، توسط هودج و ریچاردسون (۱۹۹۷) نشان داد عضله عرضی شکمی اولین عضلهای است هنگام حرکات اندم تحتانی فعال می شود. آنها همچنین فعالسازی عضلات راست شکمی، مولتیفیدوس و موربهای دالی و خارجی را نیز مورد مطالعه قرار دادند. نتایج نشان داد زمان فعال سازی عضلات عرضی شکمی، مورب داخلی و مورب خارجی بین حرکات فلکشن، ابداکشن و اداکشن ران تفاوتی نداشت، اگرچه عضله عرضی شکمی و مورب داخلی کارامدی بیشتری را از خود نشان دادند. هر سه عضله ذکر شده قبل از عضله اصلی (عضله پا) فعال شدند. زمان فعالسازی عضله راست شکمی و مولتیفیدوس با توجه به اکستنشن ران متفاوت بود. عضله راست شکمی زمان واکنش کوتاهتر و عضله مولتی فیدوس زمان واکنش طولانی تری را از خود نشان دادند (۱۵). دریسدال و همکاران فعالیت الکترومایوگرافی عضلات راست شکمی و مورب خارجی را در حین اجرای تمرینات ناحیه مرکزی مورد بررسی قراد دادند. تمرینات شامل تیلت خلفی لگن و منقبض کردن شکم، که در موقعیتهای مختلف اجرا میشدند بود. هدف این دو تمرین بررسی عضلات لوکال ناحیه مرکزی با حداقل درگیری عضلات گلوبال بود. نتایج مطالعه، فعالیت کمتر هنگام منقبض کردن شکم در همه وضعیتها مخصوصاً وضعیت حمایت شده را به اثبات رسانید. از میان عضلات گلوبال، عضله مورب خارجی بطور قابل توجهی فعالت بیشتری را در زمانی که تمرینات در وضغیت بدون حمایت انجام میشدند نشان داد. اعتقاد بر این است تمرین انقباض ایزومتریک شکم باعث تقویت عضله عرضی شکم از طریق انقباض ایزومتریک و بدون حرکت ستون فقرات و لگن می شود. این تمرین مخصوصاً، به منظور تمرکز روی عضلات عمقی لوکال و به حداقل رساندن فعالیت عضلات بزرگ گلوبال طراحی شده است. ازآنجایی که مطالعه دریسدال و همکاران (۲۰۰۴) (۵۶)، عضلات خاص لوکال را مورد بررسی قرار نداده است، میتوان چنین فرض کرد با فعالیت کمتر عضلات گلوبال، فعالیت بیشتری درون عضلات لوکال ایجاد می شود. اما این نگرانی وجود دارد که این نتایج و فرضیات در موقعیتهای کارکردی و هنگام حرکات عملکردی، کاربرد دارند یا خیر، با توجه به این موضوع که هم تیلت لگن و هم هولووینگ شکم در وضعیت زنجیره باز در حالت خوابیدن طاقباز اجرا میشوند. ۲-۵-۳) ناحیه مرکزی و اندام تحتانی این بخش در مورد ناحیه مرکزی و زنجیره جنبشی، زنجیره جنبشی و ورزش، و کمی نیز دررابطه با ناحیه مرکزی و آسیب بحث خواهد کرد، اما تمرکز اصلی این بخش به روی نقش ناحیه مرکزی بدن در حرکات کارکردی، مخصوصاً در هنگام ورزش خواهد بود و با جزئیات بیشتری به این موضوع خواهد پرداخت. بخش آخر نیز بیشتر به کاربردهای عملی رابطه بین ناحیه مرکزی و آسیب، بویژه در رابطه با قسمت تحتانی کمر و اندام تحتانی خواهد پرداخت. ۲-۴-۴-۴) ناحیه مرکزی و زنجیره جنبشی ناحیه کمر – لگن – ران، محلی است وزن را از سر، تنه و اندام فوقانی به اندام تحتانی انتقال میدهد. همچنین این ناحیه نیروهای وارده هنگام حرکت اندامها رانیز تحمل می کند (۵۷, ۶۱). حرکت زانو، بوسیله حرکت و موقعیت ران و مچ، در هنگام دو و پرش تعیین می شود. زاویه مفصل رانتحت همترازی مفصل زانو و هم ترازی لگن قرار میگیرد (۶۲). کینتیکهای مناسب مجموعه کمر - لگن - ران نیز بر کارآمدی سیستم عصبی-عضلانی متکیاند. چنانچه قبلاً بیان شد، عضلات عرضی شکم و دیافراکم قبل از هرگونه حرکت اندام تحتانی فعال میشوند (۱۴). نیام پشتی جانبی، بواسطه عضلاتی که به آن متصل شده اند، نقش عمدهای را در پایدارسازی و همچنین انتقال نیرو از تنه به اندام تحتانی ایفا می کند (۵۷). کنترل عصبی – عضلانی بیشتر و پایدارسازی قوی، یک وضعیت بیومکانیکی کارآمد برای کل زنجیره جنبشی فراهم میسازد (۵۴). سیستم عضلانی گلوبال، از طریق انقباضات اکسنتریک خود فشار را کاهش داده و بوسیله انقباض ایزومتریک پایداری پویا را در صفحههای حرکتی هنگام حرکات کارکردی فراهم می کند (۵۴, ۵۷). عضلات دو مفصلی مانند همسترینگ و چهارسر، نقش مهمی را در پایدارسازی، انتقال و تولید نیرو ایفا می کنند (۶۲). همسترینگ بویژه، در بسیاری از حرکات اندام تحتانی مشارکت دارند، آنها با عملکرد اکسنتریک خود در پایداری لگن سهیم هستند و با انقباض کانسنتریک پایداری مفصل خاصرهای – خاجی را موجب میشوند (۵۹). عضلات سرینی بزرگ و میانی در همه فعالیتهای گردشی درگیر بوده و بطور همکوشانه برای پایدارسازی لگن و انتقال نیرو از اندام تحتانی به ستون فقرات کار می کنند (۶۳). سرینی بزرگ، ثبات لگن را هنگام چرخش تنه و زمانیکه مرکز ثقل شدیداً تغییر می کند حفظ می کند. سرینی میانی، به ثبات قامتی هنگام مرحله میانی ایستادن در چرخه گامبرداری کمک می کند (۶۳). یک ناحیه مرکزی کارآمد، امکان روابط بهینه طول- تنش را فراهم کرده و حفظ روابط بهینه جفت نیروی مجموعه کمر -لگن- ران را ممکن میسازد. این امر سپس آرتوکینماتیک بهینه مفصل در مجموعه کمر- لگن- ران، حین حرکات کارکردی را تسهیلسازی می کند و موجب کارامدی مطلوب عصبی – عضلانی در تمام زنجیره جنبشی و کاهش شتاب مناسب، ثبات پویا و افزایش شتاب هنگام حرکات یکپارچه و پویا می شود (۵۴). ۲-۵-۵) زنجیره جنبشی و ورزش زنجیره جنبشی در حرکات هر ورزشی مشهود است. هنگام زدن توپ در بیسبال، ستون فقرات، تنه و ران، نیروی عکسالعمل زمین را با انتقال از اندام تحتانی به شانه و نهایتاً توپ منتقل و تقویت می کنند (۶۰). در شرایط بدکارکردیهای زنجیره جنبشی، عدم تعادل در قدرت، عدم انعطافپذیری، خستگی، بیثباتی، توالی نامناسب شلیکها و ثبات عضلانی و کاهش سرعت و دقت پرتاب قابل مشاهده است (۶۰). حرکت تِرناوت در رقص باله، مستلزم ۸۰ تا ۹۰ درجه چرخش خارجی ران است (۶۰). این حرکت امکان آغاز راحت حرکات چندبرنامهای و رسیدن پا به حداکثر اکستنشن را ممکن می کند. حرکت اربسکو[۴] در این رقص، بوسیله حفظ وضعیت ایستاده روی یک پا، درحالیکه پای مخالف در حالت اکستنشن ۹۰ درجه است، اجرا می شود (۶۰). عضلات شکم هنگام این حرکت در حالت کشیده قرار داشته و برای کنترل فشارهای کمر دچار عدم مزیت مکانیکیاند (۶۰). در هنگام دویدن و در زمان تماس پاشنه، نیرویی معادل دو و نیم برابر وزن بدن به فرد تحمیل می شود (۶۰). عضلات قویتر ناحیه شکم و کمر به پایداری بیشتر لگن کمک می کنند. این امر موجب سیستماتیک شدن و مناسب شدن طول گام می شود، که نتیجه آن افزایش کارامدی و کاهش تقاضاهای متابولیک است (۶۴). در بسکتبال از اصول بیومانیکی مشابه دویدن استفاده می شود، اما این ورزش شامل حرکات جانبی بیشتر، تغییر مسیر ناگهانی، افزایش و کاهش شتاب است (۶۰). این اعمال نیازمند تعدیلات مداوم قامتی و جبرانهای سیستم عضلانی گلوبال است. ضربه با پا می تواند به بسیاری از مصدومیتهای مرتبط با اندام تحتانی فوتبالیستها نسبت داده شود (۶۰). در مرحله ادامه حرکت، در عمل ضربه با پا، تنه بیش از حد معمول اکستنشن مییابد. عمل فریب هنگام دریبل، نیازمند حرکات جانبی سریع است موجب تغییرات در جهت و سرعت می شود (۶۰). کارآمدی سیستم عصبی – عضلانی ناحیه مرکزی و همچنین تمام زنجیره جنبشی برای پیشگیری از مصدومیتهای غیرتماسی در این ورزشها ضروری است. ۲-۵-۶) ناحیه مرکزی و آسیب
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(سعدی، ۱۳۸۴ : ۴۱۷) زهر از فبلِ تو نوشدارو فحش از دهنِ تو طیباتست (همان : ۴۲۰ ) گر هزارم جواب تلخ دهی اعتقاد من آن که شیرین است (همان : ۴۳۵) هر آینه لبِ شیرین جواب تلخ دهد چنان که صاحبِ نوشند ضاربِ نیشند (همان : ۴۹۷) ۴-۳-۱-۲- رضای تؤام با شکوه عاشق (=حافظ) مرا به بندِ تو دوران چرخ راضی کرد ولی چه سود که سررشته در رضایِ تو بست (حافظ،۱۳۷۴ : ۳۶) ۴-۳-۱-۳- رضا به انعامِ معشوق دلا منال ز بیداد و جورِ یار که یار ترا نصیب همین کرد و این ازو داد است (حافظ،۱۳۷۴ : ۳۹) ۴-۳-۱-۴- رضا به قسمت ازلی(=رضای جبرگونه) رضا به داده بده وز جبین گِرِه بگشای که بر من و تو درِ اختیار نگشاده ست (حافظ،۱۳۷۴ : ۴۱) «مفهوم رضا در برخی از ابیات حافظ با جبر عرفانی گره می خورد که خود جبر عرفانی هم ارتباط تنگاتنگی با قضا و قدر الهی دارد.این بیت حافظ دقیقاً با بیتی از مولوی در مثنوی به لحاظ معنایی تطبیق دارد. مولوی در بیتی می فرماید : مرده باید بود پیشِ حکمِ حق تا نیاید زخم از رب الفلق مفهوم هر دو بیت حافظ و مولوی ناظر به مقام رضای تؤام با تسلیم در برابر حق اند. «جبرانگاری حافظ موافق با اشعری گری اوست. اشعریان و عرفا (که اغلب اشعری اند) هر اختیار و راده ای را برای خداوند قائلند و برای بشر حول و قوه ای نمی بینند. معتزله قائل به اختیار تام یا تفویض بودند ؛ اشعاره این تلقّی را نادرست و حتّی شرک آمیز می دانستند و بر آن بودند که بنده خالق افعال عادی و عبادی خود نیست بلکه «کاسب» یا فراگیرنده آن است و سلسله جنبان هر رویدادی که در جهان چه در حوزه حیات بشری و چه در طبیعت رخ می دهد خداوند است. شیعه طرفدار نظریه بینابین است.» (خرمشاهی،۱۳۶۸ ، ج۱ ، صص ۲۵۳-۲۵۲) اینک نمونه ای از اشعار حافظ که صراحت در جبر دارد :
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در کوی نیکنامی مــا را گـــذر نـــدادنــد گـــر تو نمـــی پســـندی تغـــییر کــن قضا را (حافظ،۱۳۷۴ : ۹ ) مرا روز ازل کاری بجــز رنـــدی نفـرمودند هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد (همان : ۱۷۰ ) بارها گـــفته ام و بارِ دگــــر می گـــویم که مـــن دلشــــده ایـــن ره نه به خود می پویم در پسِ آینه طوطـــی صفــتم داشـــته اند آن چه استـــاد ازل گفــــت بگــــو مـی گویم من اگر خارم و گر گل چــمن آرایی هــست کـــه از آن دســـت کــه مــی پروردم می رویم (همان : ۳۸۷ ) گناه اگرچـــه نبــود اختیـــار ما حـــافظ تو در طـــریق ادب بـــاش و گــــو گناهِ منست (همان : ۵۷ ) عیبم مکن به رندی و بدنامـــی ای حـــکیم کاین بــــود ســـرنوشـــت ز دیـــوان قسمتم می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار این مـوهبــــت رسیــــد ز مــــیراث فطــرتم (همان : ۳۳۹ ) سکـــــندر را نــمــــی بخــــشند آبی بـــه زور و زر میـــــسّر نیســـت ایــــن کار (همان : ۲۴۸ ) آن چه سعیست من اندر طلبـــت بنمـــایم ایــــن قدر هســــت کــه تغییر قضا نتوان کرد (همان : ۱۴۱ ) در کار گلاب و گل حــکم ازلی ایـــن بود کــــان شاهـــدِ بازاری ویـــن پرده نشین باشد (همان : ۱۶۶ ) در دایره قســــمت ما نقطـــه تسلیمـــیم لطف آن چـــه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی (همان : ۵۰۰ ) در پایان این نکته را هم باید افزود که اشعری گری حافظ اعتدالی است و به عناصری از اندیشه های کلامی اعتزالی-شیعی آمیخته است. لذا در دیوان حافظ بلاتشبیه مانند قرآن مجید هم ابیاتی حاکی از جبر هست و هم ابیاتی حاکی از اختیار.» (همان ، ۲۵۴-۲۵۳ ) از جمله در غزل ۱۹۲ ، بیت اول می فرماید : بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم (حافظ: ۳۳۶ ) که این بیت حافظ یادآور این رباعی معروف خیام است : گر بر فلکم دست بُدی چون یزدان برداشتمی من این فلک را ز میان وز نو فلک دگــر چنـان ساختمی کـازاده به کام دل رسیدی آسان (خیام ، ۱۳۳۹ : ۱۰۷)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۴-۷ وزن یک مطالعه آینده نگر نشان داد که خطر فیبروم با هر ۱۰kg افزایش وزن و افزایش در BMI 21٪ افزایش می یابد(۱۰۵).یافته های مشابه در زنانی گزارش شد که میزان چربی بدن آنها بیشتر از ۳۰٪ بود . چاقی تبدیل آندروژن های آدرنال را به استروژن افزایش می دهد و گلوبولین متصل به هورمون جنسی را کاهش می دهد. نتیجه ی آن افزایش در استروژن بیولوژیک در دسترس است که ممکن است افزایش در شروع فیبروئید و یا رشد آن را توضیح دهد(۱۰و۹۱). ۱-۴-۸ تغذیه مطالعات اندکی همراهی بین تغذیه و رشد فیبروم را بررسی کرده اند(۱۹). رژیم غذایی غنی از گوشت گاو ، دیگر گوشت های قرمز و همبرگر میزان بروز فیبروم را زیاد می کند .در حالیکه غذای غنی از سبزیجات این خطر را کاهش می دهد . این یافته ها تفسیر مشکلی دارند چون مصرف کالری و چربی اندازه گیری نشده است(۱۰و۹۱) . ۱-۴-۹ ورزش زنانی که بیشترین فعالیت فیزیکی را دارند (تقریبا ۷ ساعت در هفته ) مشخصا به احتمال کمتری به فیبروم مبتلا هستندنسبت به زنانی که کمترین فعالیت را دارند (کمتر از ۲ ساعت در هفته )(۸و۹۱). ۱-۴-۱۰ قرص های خوراکی پیشگیری از بارداری هیچ ارتباط قطعی بین مصرف قرص های خوراکی پیشگیری از بارداری و حضور فیبروم وجود ندارد(۶۱و۸۸). افزایش درخطر فیبروم ها همراه با قرص های پیشگیری از بارداری گزارش شده است، اما درمطالعات بعدی هیچ افزایشی در این خطر را همراه با استفاده یا مدت استفاده گزارش نشد. مطالعات در زنان با فیبروم شناخته شده که قرص های ضد بارداری به آنها تجویز شده بود هیچ افزایشی در رشد فیبروم را نشان نداد(۹۱). تشکیل فیبروم جدید به نظر نمی رسد با مصرف قرص های خوراکی پیشگیری از بارداری متاثر شود(۸۵). ۱-۴-۱۱ هورمون درمانی یائسگی در اکثریت زنان پس از یائسگی مبتلا به فیبروم، هورمون درمانی رشد فیبروم را تحریک نخواهد کرد.اگر فیبروم رشد کند، احتمالا پروژسترون عامل آن است.یک مطالعه دریافت که زنان پس ازیائسگی مبتلا به فیبروم که mg2 استرادیول خوراکی روزانه می گرفتند به دو گروه دریافت ۵/۲ یا mg5 مدروکسی پروژسترون استات (MPA) روزانه تقسیم شدند.یک سال بعد از شروع درمان ، ۷۷٪ زنان مصرف کننده ی mg5/2، MPA هیچ تغییری در قطرفیبروئید نداشتندو ۲۳٪ اندکی افزایش در قطر داشتند.در حالیکه ۵۰٪ زنان در گروه mg5 MPA در اندازه فیبروم افزایش داشتند( متوسط قطر cm 2/3 ).زنان پس از یائسگی مبتلا به فیبروم با mg625/0 استروژن کونژگه اسبی (CEE) و mg5 MPA بالغ بر ۳ سال با گروه مشابهی از زنان مقایسه شدند که هورمون درمانی استفاده نمی کردند.تا انتهای سومین سال تنها ۳ تا از ۳۴ (۸٪) نفرگروه درمان شده و ۱ از ۳۴ نفر (۳٪) گروه زنان درمان نشده افزایشی در حجم فیبروم نسبت به حالت پایه داشتند.زنان پس از یائسگی با فیبروم شناخته شده، با سونوگرافی پیگیری شدند، و متوسط cm 5/0 افزایش در قطرفیبروم بعد از استفاده از برچسب پوستی استروژن به علاوه پروژسترون خوراکی برای مدت ۱۲ ماه داشتند.زنانی که استروژن و پروژسترون خوراکی می گیرند هیچ افزایشی در اندازه فیبروم نداشتند(۹۱).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱-۴-۱۲ بارداری با افزایش بارداری میزان بروز و تعداد فیبروم های آشکار از نظر بالینی کاهش می یابد.روند تغییر شکل میومتر پس از زایمان، که نتیجه آپوپتوز و عدم تمایز است، مسئول کوچک شدن فیبروم است.تئوری دیگر معتقداست که عروق تغذیه کننده فیبروم در طی دوره ی کوچک شدن رحم کوچک می شود، و میوم از منابع تغذیه خود محروم می شود(۹۱). ۱-۴-۱۳ سیگار سیگار بروز فیبروم را کاهش می دهد.کاهش تبدیل آندروژن ها به استرون که توسط مهارآروماتاز به وسیله نیکوتین ایجاد می شود، ۲ – هیدروکسیداسیون استرادیول را افزایش می دهد و تحریک سطوح بالاتر گلوبولین باند هورمون جنسی (SHBG) دسترسی بیولوژیک به استروژن را کاهش می دهد(۹۱). ۱-۴-۱۴ آسیب بافتی آسیب سلولی یا التهاب ناشی از عوامل محیطی ، عفونت یا هیپوکسی به عنوان مکانیسمی برای شروع تشکیل فیبروم مطرح شده است.آسیب بافتی مکرر به آندمتر و اندوتلیوم ممکن است پرولیفراسیون عضله صاف منوکلونال را در دیواره عضلانی گسترش دهد.آسیب مخاطی با ترمیم استروما( قاعدگی) ممکن است فاکتورهای رشد را آزاد کند.هیچ افزایشی در میزان بروز فیروم در زنانی که عفونت های منتقله از طرق جنسی قبلی داشتند، یا استفاده کنندگان IUD گزارش نشده است. ویروس هرپس سیمپلکس (HSV) سیتومگالوویروس ( CMV )، ویروس ابشتین بار ( EBV) وکلامیدیا درفیبروم یافت نشدند(۹۱). ۱-۴-۱۵ فاکتور های رشد فاکتور های رشدپروتئین هایی هستند که به طور سطحی به وسیله ی سلول های عضله ی صاف تولید می شوند و فیبرو بلاست ها کنترل تکثیر سلول ها را بر عهده دارند و در ابتدا به وسیله ی افزیش ماتریکس خارج سلولی باعث تحریک رشد میوم می شوند.فاکتورهای رشد به چندین روش روی سلول ها تآثیر دارندو پاسخ به ترکیبی از فاکتور های رشد متفاوت از پاسخ به یک فاکتور رشد خاص است.تعداد زیادی از فاکتور های رشددر میوم بیان بالا پیدا می کنندو باعث افزایش تکثیر عضله ی صاف(bfGF,TGF-β)، افزایش سنتز DNA (EGF,PDGF)، افزایش سنتز ماتریکس خارج سلولی (TGF-β)، تحریک تقسیم میتوز (پرولاکتین EGF IGF , TGF-β) و یا تحریک رگ زایی ( ( bfGF , VEGF می شوند(۲۰و۴۳). ۱-۴-۱۵-۱ نقش هورمون ها ۱-۴-۱۵-۲ :میوم رحمی و هورمون ها فاکتور های شناسایی شده برای فیبروئید تمایل دارندکه با دیگر تومورهای شناسایی شده ،از قبیل سرطان اندومتریال همراه باشند، اگرچه متناقض نمایی هم شده است.اما ریسک فاکتور های ( از قبیل BMI ، استفاده از قرص های ضد بارداری خوراکی) با حضور فیبروئیدی و تاثیر هورمون ها در روند تکامل تومور همراه است.در مشاهدات بالینی دیده شده برای مثال: فیبروئید ها فقط بعد از قاعدگی مشخص می شوند(۴۲).بعد از یائسگی آنها رفته رفته تحلیل می روندو ناپدید می شوند(۳۰و۵۱). در مطالعاتی یافت شده از شواهد مولکولی که فیبروئید ها به پروژسترون مربوط اند.به علاوه مشخص شده که پروژسترون درسلول های لئومیومایی که کشت داده شده اند باعث افزایش بیان پروتئین مهارکننده آپوپتوزی(BCL-2) می شود.در واقع پروتئین مزبور با کنترل کشت سلولی ارتباط دارد(۷۵)در مطالعه ی انجام شده به وسیله ی برندان و همکارانشان نشان دادندکه بیان گیرنده mRNA پروژسترون و پروتئین آن در۲۹ مورد لیومیوما در مقایسه با میومتریوم مجاور افزایش داشته است(۱۲) شواهد دیگری نشان میدهد که فیبروئید ها و استروژن با هم ارتباط دارند، در مطالعات اندرسون به همراهی همکارانشان یافتند که فیبروئید ها نسبت به استروژن نیزحساس اند در مقایسه با میومتریوم های نرمال، و سطح رسپتور استروژن در نسج لئومیومابه طور قابل توجهی در مرحله فولیکولار ارتقا یافته است(۶). ۱-۴-۱۵-۳ :نقش هورمون های استروئیدی در پاتوفیزیولوژی میوم استروژن و پروژسترون به نظر می رسد هر دو توسعه میوم ها را ترویج می دهند . میوم ها به ندرت قبل از بلوغ مشاهده می شوند ، و بیشترین شیوع آن در طول سال های باروری است ، و بعد از یائسگی پس روی می کنند. فاکتور هایی که مواجه با استروژن را در سراسر زندگی افزایش می دهند، از قبیل چاقی و قاعدگی زودرس، میزان بروز میوم را افزایش می دهند . دیده شده که مواجه با استروژن با ورزش کاهش می یابد واثر حفاظتی دارد.اگرچه سطوح استروژن و پروژسترون خون در میوم های قابل تشخیص یا بدون تشخیص مشابه هستند، سطوح استرادیول درون میوم ها نسبت به میومتریوم نرمال بیشتر است.تولید استروژن درون بافت میوم بنظر می رسد ناشی از افزایش آروماتاز است، آنزیمی که آندروژن را به استروژن تبدیل می کند. مقدار کمی آنزیم هایی که استرادیول را به استروژن تبدیل می کنند در سلول های میوم یافت شده بودند و ممکن است تجمع استرادیول درون سلول ها را ترویج دهند، و این منجر به تنظیم گیرنده های استروژن و پروژسترون، پاسخ بالا به استروژن، و رشد میوم می شود.مطابق با این ایده، میوم ها شاخص تکثیری بالاتری نسبت به میومتریوم نرمال در کل چرخه قائدگی نشان می دهند. شواهد بیوشیمیایی، بالینی و فارماکولوژیک تایید می کنند که پروژسترون در پاتوژنز میوم ها اهمیت دارند.غلظت گیرنده های A و B پروژسترون در میوم ها نسبت به میومتریوم نرمال افزایش دارند.از طرفی هر دو ایزوفرم گیرنده پروژسترون PR-A و PR-B از دو پرموتور دریک ژن واحد بیان می شوند. از سوی دیگرPR-A به نظر می رسد به عنوان یک مهار کننده رونویسی عمل می کندو RP-B در قالب یک فعال کنند ه رونویسی عمل می نماید(۷۶و۸۸). استروژن یک هورمون استروئیدی است که خصوصا توسط تخمدان ها تا قبل از یائسگی تولید می شود.بعدازیائسگی استروژن معمولااولین هورمونی است که توسط بافت محیطی به وسیله ی تبدیل آندرواستنودیون به استروژن توسط آنزیم آروماتاز ساخته می شود، آنزیمی که آندروژن را به استروژن تبدیل می کند.تولید استروژن درون بافت میوم به نظر می رسد ناشی از افزایش آروماتوز است.سطوح کم آنزیم هایی که استرادیول را به استرون تبدیل می کنند در سلول های میوم یافت شده بودندو ممکن تجمع استرادیول درون سلول ها را ترویج دهند، منجر به تنظیم گیرنده های استروژن و پروژسترون، پاسخ بالا به استروژن، و رشد میوم می شود.مطابق با این ایده، میوم ها شاخص تکثیری بالاتری نسبت به میومتریوم نرمال در کل چرخه قائدگی نشان می دهند. در زنان بالغ پیش از یائسگی در حدود ۷۰ تا ۵۰۰ ugاسترادیول در هر روز ساخته می شود که به سیکل قاعدگی وابسته می باشد.تنظیم بیوسنتز و ترشح آن به وسیله ی گنادوتروپین کنترل می شود (۵۲).اثرات استروژن اغلب روی تمامی قسمت های بدن است، شامل اثر روی ساختار و تمامیت استخوان تا حتی روی خلق و خو می باشد(۴۴).در رحم استروژن باعث افزایش رسپتور های پروژسترون می شود.آنها اغلب تولید موکوس واژن را تحریک می کنند.و روی رشد غدد پستانی تاثیر می گذارند(۳۶). استروژن درونی در سه فرم دیده میشود: استرادیول، استرون و استریول، که اغلب در خانم ها قبل از یائسگی این سه شکل متداول جریان دارند.و حتی استروژن تا بعد از یائسگی در خانم ها جریان دارد.استرادیول می تواند به استرون تبدیل شود، و به علاوه استرادیول و یا استروژن می توانند به استریول تبدیل شوند(۵۲).هنگامی که سیکل استروژن در بدن جریان دارد، آنها معمولا به گلوبین متصل شونده به هورمون های جنسی و آلبومین متصل می شوند.باور کلی بر این است که استروژن غیر باند شده می تواند در داخل بافت هدف عملکرد بیولوژیکی داشته باشد(۴۴). استروژن به وسیله انتشار تسهیل شده وارد سلول می شود و سپس به وسیله باند شدن به هسته به رسپتور استروژن متصل می شود.آنجا دو شکل از رسپتور استروژن موجود می باشد(۳۵). ERα وERβ این دو شکل درنسبت بافتی و همچنین درتمایل اتصال و عملکرد بیولوژیکی تفاوت هایی با یکدیگر دارند(۶۰).نسبت بیان این دو گونه رسپتور باعث شناسایی پاسخ بیولوژیکی به استروژن میشود. ER همواره به عنوان اولین پروتئین متصل شونده ی بین سلولی می باشد(۵۷).اما آن میتواند بین شاتل [۳]هسته و سیتوپلاسم ایفای نقش کند(۷۳).زمانیکه استروژن به ER متصل میشود، سبب ایجاد یک سری تغییرات در ساختمان آن شود.آنها این اجازه رامی دهند که بیان ژن استروژن فعال شود(۴۴).روی هم رفته سطح گیرنده استروژن معمولا در نسج لئومیوما نسبت به میومتریوم همولوگ بالاتر است(۳۴و۵۳).اندازه گیری های رادیوایمنواسی و ایمنیوسیتوکمیکال نشان می دهند که سطح ER در ناحیه ساب اندومتریوم از ناحیه ی میانی اندومتریوم بیشتراست(۱۰۴). اثر بیولوژیکی استروژن وابسته، به چگونگی متابولیسم استروژن است.متابولیسم ابتدایی استروژن در کبد در دو فاز رخ میدهد، اما ممکن است به شکل موضعی در بافت های دیگر هم رخ دهد.متابولیسم فاز یک جایگاه فعال تولید می کند،که اساسا با هیدروکسیلاسیون انجام می گیرد، در فاز دو مرحله مزدوج شدن انجام می پذیرد ( مرحله ی متیلاسیون و یا گلیکولیزاسیون و …) باعث تولید متابولیت های استروژن می شود، که می تواند از طریق ادرار و مدفوع دفع شود، و یا دوباره وارد سیکل استروژن شود.در شکل ۱-۲ متابولیسم استروژن بوسیله آنزیم های سم زدای فاز І و ІІ نشان داده است.این فرایند همیشه به صورت خطی نمی باشد،متابولیت های فاز دو می توانند از حالت کونژوگه در آمده و دوباره به شکل واسطه فعال در آیند.فاز І هیدروکسیلاسیون استرادیول ( E2 ) و استرون ( E1 ) بطور عمده در موقعیت کربن ۲ ( C-2 ) و یا کربن α۱۶ ( C-16α ) طول می کشد، و بوسیله آنزیم های سیتوکروم P450 ( CYP ) کاتالیز می شوند.بطور اختصاصی هیدروکسیلاسیون در کربن ۲ ابتدا بوسیله آنزیم های CYP1A1 و CYP1A2 کاتالیز می شوند، و هیدروکسیلاسیون در موقعیت C-16α بوسیله CYP3A4 کاتالیز می گردد.محصولات هیدروکسیلاسیون در موقعیت کربن ۲، استروژن های کاتکول[۴] و همچنین ۲- هیدروکسی استرون[۵] و ۲- هیدروکسی استرادیول[۶] ( ۲-OH )می باشند. هیدروکسیلاسیون در موقیت C-16α ، α۱۶- هیدروکسی استرون[۷]و ۱۶- هیدروکسی استرادیول[۸] ( ۱۶α-OH )راثمر می دهد(۳۴و۱۱۲). ۱ـ۵ جهش و سرطان زایی در نیمه سال ۱۹۷۰ روشن شد که ریشه های سرطان می تواند به ژن های آسیب دیده در ژنوم سلول سرطانی مربوط باشد.پس سلول های سرطانی بایستی حاصل ژن های جهش یافته باشند.این ژن ها ظاهرا شکل تغییر یافته ژن های سلول طبیعی هستند که از خسارت وارد شده سلول های یک عضو هدف در خلال مسیر تولید تومور رنج می برند(۱۵). ۱-۵-۱ اساس ژنتیکی فیبروییدها سرطان در اثر تغییر در توالی های DNA ایجاد می شود. جهش در دو گروه از ژن ها باعث سرطان می شود. ۱) پروتوانکوژن ها
- ژن های سرکوب کننده تومور
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از برجسته ترین ویژگی های زبان شعری شهریار کاربرد لغات واصطلاحات زبان های اروپایی به ویژه زبان فرانسه است. شاعر از دوران نوجوانی به یادگیری زبان فرانسه نزد استادان این زبان می پردازد،همچنین تحصیل در رشتۀ پزشکی زمینۀدیگری برای آشنایی او با الفاظ وعبارات زبان های اروپایی است، به همین دلیل کاربرد واژگان زبان های اروپایی به ویژه زبان فرانسه از برجستگی های زبان شعری وی می باشد:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
و لی هر دو کمین گیر و قاطعان طریقند چه لُرد نشین و چه کُرد بادیه پیما (همان: ۴۴۹) نه بورژوازی و نه مارکسیسم قلّابی کجاست دین که نه این بودی ونه آن بودی (همان: ۵۸۲) چه جای لشکرگ ای شاهدان اسکی باز که برف آب شد و کوه اشکبار آمد (همان: ۱۹۶) به اسکی بازها ماند که پایی همه لغزان ولیزان دارد این عمر (همان:۲۵۵) تا ولوله در جان غم افتد بزن ای ترک مارشی که به موزیک نوازند گه جنگ (همان: ۲۸۳) ز آرشه و ویلن چوب و تخته در کار است مگر که خانۀایمــان من کنند حراج تاج بخش ار بستانــد به سه تار از مــا دل باز جان بخشد از آهنگ ویالون ما را (همان: ۷۷) و بسیاری از لغات و اصطلاحات زبان های انگلیسی و آمریکایی مانند: جنتلمن، کارت پستال، مدل، رژیسّور، سمفونی ، استرکنین، آپارتمان، دکلاماسیون، گرامافون، ژوپن، پاپیون، لژ، دکورهمچنین کاربرد اسامی اشخاص و اصطلاحات خاص در شعر مانند: ناپلئون، تولستوی، چرچیل، استالین، صهیونیستی، پاستور، ولتر، شیفر و … الفاظ و واژگان معاصر شعر شهریار، شعری است که زندگی در طول آن جریان دارد بنابراین واژگان عصر زندگی شاعر بخش دیگری از شعر وی را در بر می گیرد. چه شکر گویمت ای چهره ساز پرده شب که چشمم اینهمه فیلم فرح فزای تو را (همان: ۶۸) به مغزم جعبه شهر فرنگ عمر بی حاصل بهچرخ افتادهوگویی در آفاقاستجولانم (همان:۳۱۱) گذشته من و جانان به سینــما مــانــد خـدا ستـــاره آن سینــــما نگــهدارد (همان: ۱۶۴) صوت ماشینی همه جنگ است با اعصاب خلق زنگ تلفن، بوق ماشین غیر فحشی فاش نیست سنگــــلاخ است و نشـــان رد پـای خونیــن راه عاشق که دگـــر شوسه و راه آهـن نیست (همان: ۱۳۱) یارب این سنگر ایمان به چه سازد برگی که سوارانش به هر حمله حصاری گیرند (همان: ۲۱۰) به جبهه سنگرت گر خاک ریز است به پشت جبهه مسجدهاست سنگر (همان:۱۱۳۳) کاربرد اصوات کاربرد اصوات در شعر شاعر نقش برجسته ای درالقای عاطفۀشاعر دارد به ویژه زمانی که شاعر از احساسات شخصی وعاطفی خود سخن می گوید اصوات وتکرار آن ها یکی از ابزار القای عاطفۀ وی به شمار می رونداز جمله در درغزل زیر که موضوع، هجران وبی وفایی معشوق است کلمۀ وای که ردیف شعر واقع شده است نقش بارزی در القای عاطفۀ اندوه شاعر دارد. هر دم چو توپ می زندم پشت پای وای کس پیـش پای طفل نیفتد که وای وای در پای ســرو دســـت نگیرنــد ازکسی آن جا چه بی کسی که بیفتد زپــای وای دیــر آشنا تر از تو ندیدم ولــی چه زود بیگانه گشتــی ای مه دیــــر آشنای وای سوزدلـم حکایــــت سازتومی کنــد لـب بر لبــم بنه که بـــرآرم چو نـــای وای از ســـوز هــجر نالـــۀ من زار زار شد با شـــوق وصــل گریۀ من های های وای جز نیک وبد به جای نماند چه می کنی نه عشق من نه حسن تو ماند به جای وای من شهـــریار کشور عشقم گــدای تو ای پادشــاه حســـن مرنجان گدای وای (همان:۳۷۸) آن که می خواست غبار غمم از دل بزداید آوخ آوخ که غبار رهش از پا نزدودم (همان: ۲۹۳) یوسفی بودی و آوخ که به بازار کنون درهمی بیش بهای تو نباشد معدود (همان: ۵۰۷) آوخ که یار بامن افتاده یار نیست در کارمن شتاب وعتابش به کار نیست ازخون لاله برورق گل نوشته اند کاوخ به عهد لاله رخان اعتبار نیست ( همان:۱۲۷) آوخ که دم از عقل زدم کرد پری رم آه از من دیوانه که از عقل زدم دم (همان:۳۰۴) باستان گرایی نحوی «ممکن است ساختمان نحوی جمله به لحاظ حروف اضافه یا پس وپیش شدن اجزای جمله ویا هر عامل نحوی دیگر در گذشته نوعی باشد ودر حال نوعی دیگر .هر نوع خروج از نحو زبان روزمره واستفاده ازنحو زبان کهنه خود باستان گرایی به شمار می رود وممکن است مایۀ تشخص وبر جستگی زبان شود.»(شفیعی کدکنی،۱۳۷۰: ۲۶) در هنجارگریزی نحوی زبان ازشکل دستوری و منظم خود خارج می شود در این حالت در متن ادبی تغییری در نحوۀ قرارگرفتن اجزای جمله رخ می دهد.مواردی مانند حذف، جابجایی ارکان جمله، تقدم وتأخر از جملۀ این تغییرات نحوی است. جابجایی ضمیر ضمیر متصل «ت» به جای اینکه به کلمه امید پیوسته باشد به فعل متصل شده است. گنجی که از کف تو برون برده بود بخت کی بودت این امید که باز آورد تو را (شهریار،۱۳۸۶: ۷۹)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بدین ترتیب برای اولین بار در تاریخ اسلام این نواحی از زیر استیلای متمرکز بغداد رهایی یافت وتحت فرمانروایی دودمانی ایرانی متحد گردید.با فتح فارس و اصفهان وکرمان دربار خلافت تمام متصرفات خود را در ایران از دست داد.زیرا درخراسان سامانیان و در ری و نواحی جنوب دریای خزر آل زیار حکومت می کردند و قسمت های دیگر توسط آل بویه اداره می شد.(ایمانی فر، ۱۳۸۹: ۴۶)پس از مرگ مرداویج در اصفهان به سال (۳۲۳ق) وقتل یاقوت توسط عبدالله بریدی(۳۲۴ق) عمادالدوله وبرادرانش اصفهان و خوزستان را تصرف کردند و قلمرو خود را توسعه بخشیدند.(طقطوش: ۱۳۸۳: ۲۷)پس از فتح اهواز وشکست بریدی ها (ابن اثیر، ۱۱:۱۳۸۲/ ۴۹۹۰) احمد با بهره گرفتن از اوضاع آشفته از سال (۳۲۸ تا ۳۳۳ق) بارها به عراق هجوم برد و هربار موقعیت بهتری بدست آورد. بدنبال قتل بجکم (۳۲۹ ق) و کشته شدن ابن رائق (۳۳۰ ق) و مرگ ابوعبدالله بریدی (۳۳۲ ق) مهمترین مانع برای تصرف بغداد یعنی توزون امیرالامرای ترک المستکفی بالله، نیز به سال (۳۳۴ق) درگذشت ودر حالی که دستگاه خلافت دچار اغتشاش وهرج ومرج وصف ناپذیر شده بود،احمدبن بویه آهنگ تصرف بغدادکردو در جمادی الاول سال(۳۳۴ق) وارد بغداد شد.(خضری،۱۳۷۸: ۱۴۷)وخلیفه وی را معزالدوله، لقب دادو به دو برادرش علی وحسن که درایران بودند.لقب عمادالدوله ورکن الدوله بخشیدوهمچنین معزالدوله جانشین واقعی امیرالامرا گردید. (فرای، ۱۳۹۰: ۲۲۴)
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
علی بن بویه ملقب به عمادالدوله در سال( ۳۳۸ ق) بیمار شد. و احساس کردمرگش نزدیک است وچون فرزندی نداشت عضدالدوله فنا خسرو فرزند حسن بن بویه را به شیراز فرا خواند و جانشین خودکرد. (مسکویه،۵:۱۳۷۶/۱۶۰) مدت پادشاهی اوشانزُده سال بود. (مستوفی،۱۳۳۹: ۴۱۱) علی عماد الدوله در شیراز در نزدیکی بقعه ی امامزاده علی بن حمزه (ع) مدفون شد، که فعلاً جایگاه آن معلوم نیست. (سامی،۱۳۴۷: ۳۴۹) دفن بنیانگذار آل بویه در کنار مقبرۀ امامزاده علی بن حمزه (ع) نشانۀ اعتقاد راسخ آنان به تشیع بودو سبب رونق بازسازی و تعمیر اماکن متبرکه شیعیان در ایران وعراق در عصر آل بویه گردید. بعد از مرگ فرزندان بویه سلسله آل بویه رسماً به سه شعبه ی زیر تقسیم شد.الف: دیالمه ی ری،اصفهان وهمدان (جانشینان رکن الدوله) ب: دیالمه ی فارس (جانشینان عمادالدوله) پ: دیالمه ی عراق، خوزستان و کرمان(جانشینان معز الدوله) که به تاریخ تحولات سیاسی آنها پرداخته می شود.
۳-۱-۴ حسن بن بویه:(۳۲۴-۳۶۶ق)
حسن پسربویه برادر میانه علی و همرزم او در سپاه ماکان کاکی ومرداویج زیاری بود.)ابن اثیر، ۱۱:۱۳۸۲/۴۹۴۸)او بااستفاده از هرج ومرجی که پس از مرگ مرداویج در اصفهان وناحیه جبال پدید آمده بود بدان دیار راند و براصفهان دست یافت.(بجنوردی، ۱:۱۳۶۹/۶۳۶)در سال( ۳۲۷ ق)ازسپاه وشمگیر زیاری شکست خورد و اصفهان از دست او خارج گردید و به اصطخر گریخت.(ابن اثیر، ۱۱:۱۳۸۲/۴۹۹۸)در سال (۳۲۸ق) حسن و برادرش علی اصفهان و ری را به چنگ درآوردند، و قلمرو او هم مرز با سامانیان شد، و به سال (۳۳۳ ق)که احمدبن بویه بر عراق مسلط شد.حسن لقب رکن الدوله یافت. (بجنوردی،۱:۱۳۶۹/۶۳۷) پس از مرگ علی عمادالدوله درسال( ۳۳۸ ق) مطیع خلیفه ی عباسی حسن رکن الدوله را منصب «امیرالامرایی» داد. گرچه معز الدوله در بغداد بر دستگاه خلافت مسلط بود.اما نایب او درعراق بود.(ایمانی فر،۱۳۸۹: ۴۸) قلمرو او چون هم مرز با سامانیان وزیاریان و آل مسافر بود. بنابراین کشمکش و اختلاف میان رکن الدوله ودشمنان و رقیبان وی تا پایان عمر اوبرقراربود.(خضری،۱۳۷۸: ۱۶۰) علت این جنگ ها علاوه بر مسائل سیاسی علت مذهبی داشت؛زیرا بویهیان شیعی مذهب و سامانیان سنی حنفی متعصب بودند.پس جنگ میان این دو دارای اهمیت مذهبی سیاسی بود.رکن الدوله به قم از آن جهت که سکنه ی شیعی مذهب داشت توجه خاص می کرد.(رویگر، ۱۳۸۹: ۴۹) رکن الدوله در سال(۳۶۵ق)فرزندانش را به اصفهان احضار کرد،و قلمرواش را بین فرزندانش تقسیم کرد. فارس وکرمان وارجان رابه عضدالدوله سپرد و همان سرزمین هایی که عماد الدوله به عضدالدوله واگذار کرده بود،را تایید کرد. یزد و قم و اصفهان، کاشان، نطنز و گلپایگان را به موید الدوله واگذار کرد.ری، همدان ، قزوین، ابهر، زنجان، ساوه، آوه و قسمتی از کردستان را به فخر الدوله سپرد.(مستوفی، ۱۳۳۹: ۴۱۲)این تقسیم قلمرو سبب اختلاف ورقابت در آینده گردید. رکن الدوله شانزده سال معاصر عمادالدوله وبیست و هفت سال و نیم معاصر عضد الدوله بود و در سن ۷۰ سالگی و بعد از چهل و چهار سال حکومت در سال (۳۶۶ ق)درگذشت.(همانجا)
پس از مرگ او پسرش مؤید الدوله بن رکن الدوله(۳۶۶-۳۷۳ ق) به قدرت رسید و به تدبیر وزیر باکفایت ونامدارش امور را در اختیار داشت و از عضدالدوله فرمان می برد.(فقیهی ۱۳۵۷: ۲۲۰)
تا آنکه به سال(۳۷۳ ق) در گرگان درگذشت و جانشینی برای خود تعیین نکردومیدان برای تاخت و تاز فخرالدوله باز ماند.(خضری،۱۳۸۷: ۱۶۱) فخر الدوله (۳۴۱-۳۸۷ق) پیش از مرگ پدر از طرف او به نیابت عضدالدوله به حکومت همدان ودینور وبخشی از جبال رسید.(ابن جوزی،۱۳۰۰: ۷/۸۰) اما فخر الدوله چون در مخالفت با عضد الدوله با عزالدوله بختیار همداستان شده بود. عضد الدوله به سال( ۳۶۹ق) بر او تاخت و او را به نزد قابوس زیاری فراری داد، و همدان و ری را به موید الدوله واگذاشت. (بجنوردی، ۱:۱۳۶۹/ ۶۳۸) بعد از فوت موید الدوله وزیر او صاحب بن عباد به اطاعت فخر الدوله گردن نهاد، و فخرالدوله به حکومت بازگشت. (همانجا) دوران امارت فخر الدوله در نبرد با امیران زیاری وتلاش برای فتح عراق سپری شد. فخر الدوله درسال(۳۸۷ ق) در قلعه طبرک در نزدیک ری درگذشت، ودر ری دفن شد.(ابن اثیر، ۱۲:۱۳۸۳/۵۳۷۰) پس از درگذشت فخر الدوله، امرا وبزرگان دستگاه او پسر چهار ساله اش ابوطالب رستم (مجد الدوله)(۳۸۷-۴۲۰ق) را به جای او نشاندند، و برادرش را به حکومت همدان وکرمانشاهان تا حدود عراق برقرار کردند. (عتبی،۵۲:۱۳۸۲) چون مجدالدوله خردسال بود، و توان اداره حکومت را نداشت. مادرش شیرین،مشهور به سیده خاتون یاام الملوک به نیابت از پسر خود رشته کارها را بدست گرفت. (ابن اثیر،۱۲:۱۳۸۳/۵۳۸۴) سیده خاتون قلمرو فخر الدوله راتقسیم کرد. وی ری را به مجدالدوله ، همدان وکرمانشاه را به فرزند دیگرش شمس الدوله واصفهان را به پسر دایی اش ابوجعفر محمدملقب به علاء الدوله کاکویه واگذار کرد، و خود همچنان به سرپرستی امور پرداخت.(خضری،۱۳۷۸: ۱۶۲)
قلمرو مجد الدوله دچار اختلاف و جنگ خانگی و در معرض تجزیه و انحلال قرار گرفته بود، و موجب گشت که سلطان محمود غزنوی به ری حمله کندودر سال( ۴۲۰ ق) با شکست مجد الدوله شعبه ی دیالمه ی ری بدست غزنویان انقراض یابد. (ایمانی فر، ۵۶:۱۳۸۹)مجد الدوله، مدت ۳۲ سال حکومت کرد. (ابن اثیر،۱۲:۱۳۸۳/۵۴۵۸)
دیالمۀ اصفهان، ری و همدان پس از مرگ عضدالدوله دیلمی(۳۷۲ق) درگیر رقابت ها و اختلاف های داخلی گردید ، و همین زمینه شکست آنان توسط غزنویان وزیاریان را فراهم کرد.
۳-۱- ۵ دیالمه ی فارس: عضد الدوله بن فناخسرو (۳۳۸-۳۷۲ ق)
اولین حاکم دیلمی فارس عماد الدوله، موسس وبنیانگزار، حکومت آل بویه بود. پس از او فناخسروعضدالدوله به سال (۳۳۸ ق) به حکومت رسید. اوج اقتدار آل بویه دوران حکومت عضد الدوله بود. او به رغم مخالفت پاره ای از سران دیلمی به ولایتعهدی عمویش برگزیده شد، و در(۳۳۸ ق)در شیراز به تخت نشست و به یاری پدرش رکن الدوله وعمویش معز الدوله بر مخالفان چیره شد. درسال(۳۵۱ ق ) از سوی خلیفه المطیع لقب عضدالدوله یافت. (مسکویه،۵:۱۳۷۶/۳۴۱) حمله عضد الدوله به خراسان نخستین نشانه فعالیت نظامی وی بود. فارس جزیره آرامش بود، نه کسی بر این ولایت تاخت، و نه فارس بر ولایتی دیگر تاختن آغاز کرد و همین سبب شد، تا عضدالدوله باوظایف حکومت آشناگردد.(فرای،۲۲۸:۱۳۹۰)) درسال(۳۵۷ق)کرمان توسط عضدالدوله گشوده شد. گزارش آن به فرمانروایی سیستان، ابواحمد خلف بن ابوجعفر، معروف به ابن بابویه رسید، و او باعضدالدوله صلح کرد، و خطبه بنام عضدالدوله خواند. (مسکویه، ۵:۱۳۷۶/۳۰۹) معز الدوله در سال (۳۵۵ ق) عمان را با کمک عضد الدوله تصرف کرد و سپس آنجا را به اوسپرد. با مرگ معزالدوله پسرش عزالدوله بختیار جانشین او شداو درآتش اختلافات میان ترکان و دیلمیان از یکسو ودرگیری میان شیعیان وسنیان ازدیگرسو می سوخت. اوچون درحل مشکل ناتوان بوداز رکن الدوله و عضدالدوله درخواست کمک کرد.دراین زمان عضدالدوله که از دیر بازآرزوی تسلط بربغداد را در دل می پروراند، فرصت را مناسب دید و ظاهراً برای کمک به عزالدوله و درواقع برای تسخیر بغداد عازم آنجا شد. او پس از سرکوب شورشیان با جلال و شکوه وارد بغداد شد، و خلیفه الطائع را با احترام به بغداد و تخت خلافت باز گرداند، و با نیرنگی که به کار بست عز الدوله را برکنارکرد و خود به حکومت نشست.(خضری،۱۳۷۸: ۱۵۱)اما این کار وی را با مخالفت شدید پدر مواجه ساخت، و او راتهدید کرد که به زودی برای تنبیه او عازم عراق خواهد شد. از سوی دیگر چون بعضی از شهرهای قلمرو عضد الدوله دچار آشوب گردیده بود. وی باعز الدوله از درآشتی درآمد.(فرای،۱۳۹۰: ۲۳۱) با مرگ رکن الدوله در سال(۳۶۶ق) راه بغداد بر روی وی گشوده شد.او در بهار (۳۶۷ ق) عز الدوله رادرشکست داد، و پس از اسارتش به قتل رسانید. عضدالدوله پس از این پیروزی به شمال بین النهرین یعنی موصل، میافارقین، آمد و بخشهایی از دیار بکر ودیار مضر حمله کردو بر آنجا تسلط یافت،وحمدانیان حلب رابعنوان دولتی مستقل اما قدرتی خراجگزارباقی گذاشت.(همانجا) همچنین به سال (۳۶۹ ق) به بهانۀ آنکه برادرش،فخر الدوله،دردرگیری های وی باعزالدوله جانب پسر عم را در گرفته بود، و به سوی همدان، مقر حکومت وی حرکت کرد، و تمام همدان ونهاوند راتصرف و به موید الدوله داد، و دینور وکرمانشاه را به قلمرو خود ضمیمه کرد. در این هنگام او پادشاه، امپراطوری بود، که از عمان تا کرانه خزر و از کرمان تا سرحدات شمالی سوریه وسعت داشت. فارس، عراق و ولایت نو گشوده جزیره زیر سلطه مستقیم عضدالدوله بود. و بقیه نواحی در دست شاهزادگان ، اصفهان، همدان، ری، طبرستان و گرگان تحت حکومت موید الدوله، برادر امیرالامرا بود. کرمان در دست شرف الدوله، عمان و خوزستان در دست مرزبان (صمصام الدوله) پسر دومش قرار داشت.(فرای،۱۳۹۰: ۲۳۲) عضدالدوله به سال(۳۷۲ ق ) در ۴۸ سالگی بر اثر بیماری صرع درگذشت، پیکر او ابتدا در بغداد وسپس درکنار مرقد امام علی (ع)در نجف به خاک سپرده شد. (خضری ،۱۳۷۸: ۱۵۳) دفن شاهان آل بویه در کنارقبور مبارک ائمه بزرگوار هم نشان از حب و ارادت آنان به اهل بیت (ع)وشیعه بودن آنان بود، و همچنین سبب رونق عمران و آبادی و توسعه ی حرم ائمه و امامزادگان می گردید. او اولین فرمانروایی بودکه درمحوطه مزار امام علی (ع) به خاک سپرده شد.(متز، ۱:۱۳۶۲/۹۰) عضد الدوله بزرگترین فرمانروای سده ی(۴ ق) و روزگار او دوره ی زرین این قرن به شمار می رود، وی به رغم جدالهای سختی که با پسر عم و برادران خود داشت. دولت پسران بویه را به اوج قدرت رسانید. قرائن تاریخی، مانند سلکه ای که بر یک روی آن تصویری به سبک تصاویر سکه های ساسانی نقش شده بخوبی نشان می دهد که او می کوشیده سلطنتی ایرانی بر پا سازد. لقب شاهنشاه در میان برخی از فرمانروایان آل بویه نیز مؤید این معنی است.(بجنوردی،۱:۱۳۶۹/۶۳۵) عضد الدوله به فعالیت های عمرانی و ابنیه سازی توجه زیادی داشته است. که هم جنبه مذهبی و هم جنبه تجاری و عام المنفعه داشته است. به طوری که بناهای زیادی از خود به یادگار گذاشته است. که ساختن گنبد و بارگاه بر قبور ائمه، خاصه حضرت علی (ع) و امام حسین (ع)، بنای بیمارستان عضدی،سد امیر بر رود کر و آب انبارها و کاروانسراها و راه های فراوان ازآن جمله است.(خضری،۱۳۷۸: ۱۵۳) باید دانست که تجدید بنای مزار امام حسین (ع) پس از اینکه بناها و قبور در سال (۲۳۶ق) به حکم متوکل عباسی به کلی تخریب شده بود به دستور عضدالدوله صورت گرفت.( متز،۱:۱۳۶۲/۹۰) پس از مرگ عضد الدوله، رقابت و کشمکش برای جانشینی و حاکمیت بین فرزندان وخاندان آل بویه بوجودآمد. سپاه و بزرگان دیلم پسراو، صمصام الدوله ابوکالیجار مرزبان (۳۷۲-۳۸۸ق) به امارت برداشتند. اما شرف الدوله از کرمان به شیراز رفت، و بر فارس چیره شد، و نام برادرش را که در بغداد بر قلمرو عضد الدوله فرمان می راند، از خطبه انداخت. پس ازاستقراردر شیراز به بصره تاخت و سپس از چیرگی برآنجا به طرف بغداد حرکت کرد. ابوالفوارس درسال چهارم حکومت خود(۳۷۶ق)وارد بغداد شد، و صمصام الدوله را دستگیر وحکومت بغداد را نیز خودعهده دار شد. (میرخواند،۱۳۳۶: ۴/۱۶۳) ابوالفوارس شیرزیل بن عضدالدوله(۳۷۲-۳۷۹ق) با لقب شرف الدوله و زین المله مدت شش سال حکومت کرد.(مستوفی،۱۳۳۹:۲۲۴) جسدشرف الدوله به نجف اشرف انتقال ودرحرم امام علی(ع) دفن شد.(ابن اثیر، ۱۲:۱۳۸۳/۵۳۹۹) تداوم دفن حاکمان بویه درزمان جانشینان عضدالدوله نشانه اعتقادات شیعی آنان وتوجه و التفات به ائمه وامامان می باشد. که همین دلیل انجام تعمیرات و بنا وتوسعه حرم ائمه (ع)در عراق وایران گردید.
بعد از درگذشت شرف الدوله عده ای زیاد از دیلمیان باصمصام الدوله متحد شدند، وبرای بار دوم در سال (۳۷۹ ق) به حکومت رسید. او در اثر شورشی که ابونصربن عز الدوله بختیار علیه او انجام داد به قتل رسید.(همانجا،۵۳۸۹) جسد او در آرامگاه خاندان بویه به خاک سپرده شد. (ایمانی فر، ۱۳۸۹ :۶۲) بهاءالدوله ابونصر بن عضدالدوله(۳۷۹-۴۰۳ق) بعد مرگ برادرش شرف الدوله به امارت رسید. خلیفه الطائع به ابونصر القاب بهاء الدوله، ضیاء المله، غیاث الامله اعطا کرد. (گردیزی،۹۲:۱۳۷۴) بهاءالدوله در سال(۳۸۱ق) الطائع را از خلافت عزل و القادر بالله را خلافت داد.(ابن طقطقی،۳۹۳:۱۳۸۹) امارت بهاء الدوله ۲۴ سال به طول انجامید. وبیشتر آن در کشمکش و زد و خورد با مخالفان ومقابله با تحریکات شورشیان و مدعیان قدرت گذشت، و پس از آنکه به سال(۳۸۱ ق) از شرمدعیان خانگی نجات یافت. باقیمانده امارت خود را در فارس گذراند و امور بغداد را به نایب وجانشینش عمید الجیوش ودیگران واگذاشت. غیبت طولانی بهاءالدوله از عراق موجب شد که در اطراف بغداد ونواحی جزیره مدعیان قدرت سربرآورند، و قلمرو بویهیان در عراق بیش از پیش محدود گردد. چنان که نبودن او در بغداد زمینۀ قدرت نمایی مجدد خلیفه عباسی را فراهم ساخت و هم به غلبه عنصر ترک در سپاه امیرالامرایی بغداد و ضعف عناصر دیلمی انجامیدوزمینه انحطاط تدریجی واقتدارآل بویه رافراهم ساخت.(خضری،۱۳۷۸: ۱۵۵)
بهاءالدوله درسن چهل ودوسالگی درارجان فارس درگذشت. جنازه اش به نجف اشرف منتقل و در کنار قبر پدرش عضد الدوله واقع در حرم امام علی (ع)دفن شد.(ایمانی فر، ۱۳۸: ۹۹)
۳-۱-۶ پایان حاکمیت آل بویه در فارس وعراق (۴۰۳-۴۴۸ق)
پس از مرگ بهاءالدوله تا سقوط آل بویه در عهد برکیارق بن ملکشاه بن الب ارسلان، چهارحاکم به قدرت رسیدند. دوران حکومت آنان سرشار از شورش وجنگ های داخلی وخارجی بود. به طوری که حاکمان آل بویه برای غلبه وبرتری بر یکدیگر از رقبای خود چون غزنویان کمک می خواستند. در اثر ضعف و انحطاط قدرت حاکمان آل بویه درگیری بین سنی وشیعی افزایش یافته، و دولت آل بویه به دنبال یک احتضار طولانی که از وفات عضدالدوله آغاز شده بود، سقوط کرد. اما آنان در دوران حکومت خود میراثی بزرگ از خود به یادگار گذاشتند وآن احیاء شعائر تشیع و بازسازی و تعمیر آرامگاههای ائمه(ع) وامامزادگان در ایران وعراق بود، که هنوز به یادگار مانده است.
۳-۱-۷ دیالمه عراق و خوزستان(۳۳۴-۴۴۷ ق)احمدبن بویه (۳۲۴-۳۵۶ ق)
احمد بن بویه کوچکترین پسرابوشجاع بویه بود که ظاهراً نخستین بار در وقایع(۳۲۲ق) که عمادالدوله به تسخیرشیرازرفت ازاویادشده است. پس ازناکامی درتصرف کرمان(بجنوردی،۱:۱۳۶۹/۶۳۳)پایه گزارآینده حکومت آل بویه در عراق، خوزستان وکرمان به درخواست علی بن بویه به فارس آمد، و در استخر اقامت گزید. (ابن اثیر،۱۱:۱۳۸۲/۴۹۸۸) درسال(۳۲۴ق)به دنبال قراری که ابوعبدالله بریدی حاکم اهواز با عماد الدوله داشت. احمدبن بویه را با سپاه قابل ملاحظه ای به اهواز برای دفع ابن رائق وبجکم که تجاوز آنها به حدود بریدی را وادار به پناه آوردن به امیر دیلمی و وعدۀ اطاعت به او کرده بود، فرستاد.(۳۲۶ق) احمد هم بر سرداران خلیفه و قلمرو بریدی غالب آمد. بدین گونه نواحی اهواز نیز در قلمرو آل بویه درآمد. (زرین کوب،۴۲۳:۱۳۷۱)
۳-۱ -۸ اوضاع خلافت در زمان حمله احمدبن بویه در بغداد
خلافت عباسی دچار بحران شدید شده بود و اوضاع بغداد پر آشوب و امیرالامراها و مدعیان حکومت بغداد خلفا را به بازیچه ای بدل ساخته بودند. خلافت عباسی دچار تجزیه و کشمکش های داخلی بودوتحت سلطه ترکان قرارداشتند.(ایمانی فر،۶۸:۱۳۸۹) پس از فتح اهواز میان احمد و بریدی اختلاف افتاد. در سال(۳۳۱ق)احمدبن بویه در محلی بنام عسکر مکرم درمقابل بصره بابریدی ها جنگید ولی شکست خورد و به شوش مراجعت کرد.(فقیهی، ۱۳۳:۱۳۵۷) مرگ توزون امیرالامراء ترک(۳۳۴ق)که درین ایام، به دنبال وفات ابوعبدالله بریدی(۳۳۲ق) و قتل ابن رایق(۳۳۰ق) و بجکم (۳۲۹ق) روی داده بود. بغداد و خلیفه را با اغتشاش های چاره ناپذیر وغلبۀ بی بندوبار ترکان سپاه مواجه کرده بود، نیز از اسبابی بود که احمد را در این اقدام یعنی تصرف بغداد تشویق می نمود.(زرین کوب،۴۲۳:۱۳۷۱) در هرج و مرج بعد، ازمرگ توزون وظاهراً به دنبال توافق یا درخواست خلیفه (همانجا،۴۲۳)در روز شنبه یازدهم جمادی الاخر سال(۳۳۴ق)احمدبن بویه وارد بغداد شدو نزد مستکفی خلیفه رفت و با او بیعت نمود.(فقیهی، ۱۳۶:۱۳۵۷) متسکفی منصب امیر الامرایی را به احمد بن بویه اعطا کرد.(ابن طقطقی،۱۳۶۷: ۳۹۰) مستکفی احمدبن بویه را لقب معزالدوله علی بن بویه را لقب عمادالدوله و برادرش حسن رارکن الدوله لقب داد.(مسکویه،۶:۱۳۷۶/۱۱۹) و القاب آنها نیز بر سکه ها ضرب شد، و با خلعت و لوا برای ایشان ارسال گشت.
۳-۱-۹ اقدامات احمدبن بویه معزالدوله دربغداد
با فتح بغداد معزالدوله شیعی مذهب، بر خلیفه عباسی تسلط یافت. ۱۲ روز بعد خلیفه المستکفی را از خلافت خلع و زندانی کرد و بعداز اندکی نابینا کرد.(بجنوردی،۱:۱۳۶۹/۶۳۳) معزالدوله ابوالقاسم فضل بن مقتدر بالله ملقب به مطیع را خلافت داد.(مسکویه،۱۳۷۶: ۶/۱۲۲) خلع مستکفی به معنای پایان تابعیت بخشی عظیم از سرزمین ایران از خلفای عباسی بود. پس از گذشت(۳۲۰) سال از فتح تیسفون که امارت ایرانیان رادر گوشه وکنار، نیاز به تنفیذ و فرمان خلفا داشت خلیفه کاملاًدست نشانده ی معزالدوله و به فرمان او بود.(ایمانی فر،۱۳۸۹: ۷۱) پس از آن،او به سرکوب امرای اطراف پرداخت ونخست طی حملاتی ناصرالدوله حمدانی راتسلیم کرد. و بعد از سروسامان اوضاع وسرکوب شورش ها عمان وبندر سیراف رادرسال(۳۵۵ ق)فتح کرد. (مسکویه، ۶:۱۳۷۶/۲۷۰) معز الدوله پس ازمرگ برادرش عمادالدوله(۳۳۸ق)از رکن الدوله اطاعت کرد و نایب او در بغداد بود. معزالدوله ازامرای شیعی بود، که مراسم سوگواری امام حسین(ع)وبرگزاری جشن عیدغدیرخم را برپا کرد. وی در سال(۳۵۶ ق)بعداز انتخاب پسرش عزالدوله بختیار به عنوان جانشین خود در همان سال دربغداد جان سپرد. جسد او در محل باب التین در قبرستان قریش دفن شد. (ابن اثیر، ۱۲:۱۳۸۳/۵۳۴۹) آن قبرستان به کاظمیه معروف است. مرگ وی در زمان خلافت المطیع بالله روی داد، و دوران حکومتش بیست و دو سال در عراق بود و جمعاً وی سی ودو سال عهده دار حکومت بود.(ایمانی فر ۱۳۸۹: ۷۵)
۳-۱ -۱۰ عزالدوله بختیاربن معزالدوله(۳۵۶-۳۶۷ق)
ابو منصور بختیار پسر ارشد معزالدوله، در اوایل سال(۳۴۴ق) در حالیکه پدرش هنوز زنده بود به جانشینی وی انتخاب شد. بختیار در سال(۳۴۸ق)ازجانب خلیفه المطیع بالله ملقب به عز الدوله گردید. (کبیر،۳۷:۱۳۸۱)او به رغم سفارش پدرکه او رابه فرمانبرداری از رکن الدوله و عضدالدوله و پاسداری ازامرای دولت، خاصه سبکتکین حاجب، فرمان داده بود بنای بدرفتاری گذاشت.او باتصرف اقطاعات امرای دیلمی، آنها را از گرد خویش پراکنده کرد، و سبکتکین از او روی گردانیدو حبشی برادرش که لقب سندالدوله داشت.(ایمانی فر،۶۳:۱۳۷۹) و حاکم بصره بود براو شورید.(بجنوردی،۱:۱۳۶۹/۶۳۴) دوران حکومت یازده ساله عز الدوله در بغداد دستخوش حوادث بسیار بود و به دلیل سوء مدیریت او، عضدالدوله درصدد برکناری وی برآمد. و نهایتاً پس از مرگ رکن الدوله پدرش توانست در لشکرکشی به بغداد در سال (۳۶۷ ق) یعنی تقریبا یکسال پس از وفات رکن الدوله، عزالدوله بختیار را به قتل رساند. در این زمان عضد الدوله امیرالامراء خلیفه و حاکم واقعی تمام عراق محسوب می شد. (زرین کوب، ۱۳۷۱: ۴۴۶) و تا سال(۳۷۲ق)یعنی زمان مرگش برآنجا حاکمیت داشت. پس ازعضد الدوله پسرانش شرف الدوله، صمصام الدوله و بهاءالدوله تا سال (۴۰۳ق) حکومت کردند. مشرف الدوله شاهنشاه، ابوعلی حسن بن بهاء الدوله(۳۹۳-۴۱۶ق) در روزگار فرمانروایی برادرش سلطان الدوله در بغداد کارش بالا گرفت و به امیرالامرایی رسید. وی به تدریج بر عراق تسلط یافت. ودست برادرش سلطان الدوله،را از این سرزمین کوتاه کرد. (ابن اثیر،۱۳:۱۳۸۵/۵۷۵۹) مشرف الدوله در سال (۴۱۶ق) درگذشت.(کبیر،۱۳۸۱: ۱۶)
۳-۱ -۱۱ جلال الدوله ابوطاهر بن بهاءالدوله (۳۸۳-۴۳۵ ق)
جلال الدوله پس از مرگ بهاءالدوله از سوی سلطان الدوله حکومت بصره یافت.(۴۰۳ق) در سال(۴۱۱ق) با مشرف الدوله بر ضد سلطان الدوله عقد اتحاد بست. (بجنوردی،۱:۱۳۶۹/ ۶۳۶) دوران حکومت او سرشار از شورش های مختلف بود و ترکان سنی مذهب بربغدادمستولی شدند. وهریک بر ولایتی حاکم گشتند، وجلال الدوله در امارت نامی بیش نبود. فرمانش فقط بر بغداد و واسط روان بود.(مستوفی، ۴۲۴:۱۳۳۹) دوام حکومت تقریباَ ۱۷سال بود.او مردی نیک نهاد بودو اظهار تقدس می کردو به ملاقات صالحان علاقه ای بسیار داشت. پای برهنه به زیارت آرامگاه امام علی(ع) وامام حسین(ع) می رفت، که نشانه ای برارادت واعتقاد او به تشیع و ائمه اطهار بود.او در سال(۴۳۶ق)درگذشت.(بجنوردی،۱:۱۳۶۹/۶۳۷) بعد از او ابوکالیجار مرزبان بن سلطان الدوله و سپس الملک الرحیم بن کالیجار، در بغداد حاکم شدندکه در سال(۴۴۷ق) در پی لشکرکشی طغرل سلجوقی به بغداد حاکمیت آل بویه در بغداد و سپس در تمامی ایران از بین رفت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین اثر تنش کمبود آب در این مطالعه بیانگر معنیدار شدن فتوسنتز و هدایت روزنهای و مزوفیلی، کارآیی مصرف آب و دیاکسیدکربن زیر روزنهای به محیطی و تعرق بود. از آنجا که میزان فتوسنتز تا حد زیادی در گرو رفتار روزنهها میباشد، به خصوص در تنشهای خشکی شدید که هدایت روزنهای به شدت کاهش مییابد (وانگ و همکاران، ۱۹۷۹). کاهش محتوای نسبی آب برگ موجب بسته شدن روزنهها و در نتیجه کاهش هدایت روزنهای میشود (چارتزولاکسیا و همکاران، ۲۰۰۲؛ پینهیرو و همکاران، ۲۰۰۴). ). بررسیهای صورت گرفته در این تحقیق نیز حاکی از همبستگی مثبت و معنیداری بین فتوسنتز ،هدایت روزنهای و تعرق در هر دو گونه بود. در شرایط تنش خشکی، میزان دیاکسیدکربن قابل دسترس برای فتوسنتز به واسطه کاهش هدایت روزنهای و مزوفیلی کاهش مییابد (مهرجردی و همکاران، ۱۳۹۱). از طرف دیگر کاهش نسبت دیاکسیدکربن زیر روزنهای به دیاکسیدکربن محیطی (Ci/Cref) در طی تنش خشکی در این آزمایش میتواند باعث حفظ آب شود (حاجیبلند و امیرزاد، ۲۰۱۰). در این مطالعه تنها در گونه ویول فتوسنتز با کارآیی مصرف آب برگ و نسبت دیاکسیدکربن زیر روزنهای و نسبت دیاکسیدکربن زیر روزنه به محیطی ارتباط منفی و معنیداری را نشان داد. این می تواند به دلیل انجام فتوسنتز بیشتر در ویول و کاهش کمتر آن نسبت به گونه بلوط ایرانی باشد که سبب تخریب آنزیم کربوکسیلاز و چرخه روبیسکو میگردد و در نتیجه دیاکسیدکربن زیرروزنهای افزایش مییابد (سی و سه مرده و همکاران، ۱۳۸۳). همچنین در این تحقیق همبستگی مثبت و معنیدار بین فتوسنتز و هدایت مزوفیلی در هر دو گونه مشاهده شد. هدایت مزوفیلی پایینتر نشان دهنده سرعت فتوسنتز کمتر است که خود بیانگر ورود co2 کمتر به فضای زیر روزنهها میباشد. در مطالعه ای که توسط سی و سه مرده و همکاران (۲۰۰۵) صورت گرفت بیان کردند که در صورتی که کاهش فتوسنتز با افزایش یا ثبات غلظت co2 درون روزنهای همراه باشد، میتوان گفت که عوامل غیرروزنهای محدود کننده فتوسنتز هستند. بنابراین میتوان بیان نمود که محدودیت غیر روزنهای در دو گونه در تنش خشکی باعث کاهش فتوسنتز گردید. در واقع کاهش فتوسنتز می تواند به عوامل روزنهای و غیرروزنهای نسبت داده شود (دلبلانکو، ۲۰۰۰). فیشر و همکاران (۱۹۹۸) و باروتجولا و همکاران (۲۰۰۰) نیز در ارتباط با محدودیت های غیر روزنهای، صفت هدایت مزوفیلی (میزان فتوسنتز به غلظت co2 درون روزنهای) را مطرح کردند. اما کاهش هماهنگ فتوسنتز و هدایت روزنهای به واسطه محدودیت روزنهای در فتوسنتز است (آستین، ۱۹۸۹). کاهش هدایت روزنهای در شرایط تنش شدید در این مطالعه به علت بسته شدن در روزنهها میباشد، همچنین وجود تشعشع تحت این شرایط موجبات صدمه هرچه بیشتر اکسیداسیون نوری به کلروپلاست، افزایش دمای برگ (هالدر و بوراگی، ۲۰۰۳) و کاهش جذب آب و مواد غذایی از ریشهها می شود که در نهایت سبب کاهش تعرق گردید (ورونا و کالکاجینو، ۱۹۹۱). درختان بلوط در مقابل خشکسالی از طریق هر دو مکانیسم اجتناب از خشکی و تحمل به خشکی استفاده می کنند (اپرون و دریر، ۱۹۹۳). ارقام حساس به خشکی عمدتا” از مکانیزم اجتناب از خشکی بهرهمند هستند، به طوری که در شرایط تنش با بستن روزنهها، فتوسنتز، نرخ تبخیر و تعرق کاهش مییابد و این درحالی است که ارقام نیمه مقاوم ومقاوم به خشکی عمدتا"متکی بر مکانیزم تحمل به خشکی میباشند (خزاعی و کافی، ۱۳۸۱). دانشمندان بیان کردند که تغییرات فیزیولوژیکی سریع مانند افزایش مقاومت روزنهای و کاهش فتوسنتز و نرخ تبخیر و تعرق جزء مکانیسم های اجتناب از تنش خشکی میباشند (ماچادو و پالسین، ۲۰۰۱). بنابراین گونه ویول با حفظ کارایی مصرف آب برگ بالاتر و همچنین وجود همبستگی منفی و معنیداری که فتوسنتز با نسبت دیاکسید کربن زیر روزنهای و نسبت دیاکسید کربن زیر روزنهای به محیطی داشت یک گونه متحمل در برابر خشکی میباشد. اما این در حالیست که گونه بلوط ایرانی در مقایسه با گونه ویول از نرخ تبخیر و تعرق، فتوسنتز و کارایی مصرف آب برگ کمتر برخوردار بود و کاهش درصد تغییرات پارامترهای تبادلات گازی تحت تنش شدید نسبت به کنترل در گونه بلوط ایرانی بیشتر بود. بنابراین به نظر میرسد که گونه بلوط ایرانی نسبت به گونه ویول بیشتر از مکانیسم اجتناب از خشکی استفاده می کند اما گونه ویول در شرایط تنش خشکی همچنان به فتوسنتز خود ادامه میدهد. از نتایج این تحقیق میتوان استنباط نمود که اگرچه گونه ویول می تواند فتوسنتز خود را تحت تنش خشکی بهتر حفظ کند، اما در شرایط بلندمدت مانند شرایط زاگرس که دارای فصل خشک طولانی هستند، ممکن است باعث کاهش زندهمانی آن گردد. مطالعه بر روی نهالهای سه گونه بلوط زاگرس در عرصه هم نشان داد که نهالهای گونه بلوط ایرانی نسبت به دو گونه دیگر از زندهمانی بالاتری برخوردار هستند (کریمی، ۲۰۱۳).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اما در مورد مطالعات مولکولی عمل استخراجRNA با هر دو روش کیت و دستی صورت گرفت مرحله run کردن نمونه نیز انجام شد ولی در مرحله الکتروفورز به علت مشاهده نشدن نوارهای مربوط بهRNA مطالعات مولکولی موفقیتآمیز نبود. تنها یک مرتبه از نمونههای تازه برگ و ریشه با بهره گرفتن از روش دستی گریگوری و همکاران (۲۰۰۷) یک باند مربوط بهRNA مشاهده شد (شکل ۴-۶) که حالت شکسته داشت. پس از آن با تکرار مجدد آزمایش متاسفانه جواب مطلوب حاصل نشد. شکل ۴-۶- تصویر ژل بارگذاری شده ۴-۷- نتیجه گیری کلی و پیشنهادات ۴-۷-۱- نتیجه گیری کلی بنابراین با توجه به نتایج بهدست آمده از این مطالعه میتوان گفت که تنش خشکی تاثیرات منفی بر پارامترهای رویشی، مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی در دو گونه بلوط مورد نظر داشت، به طوری که اکثر پارامترهای رویشی و فیزیولوژیکی کاهش یافت اما نرخ نشت الکترولیت اندامها افزایش یافت. در این مطالعه وزن تر ساقه در تنش شدید کاهش یافت اما در مورد برگ از تنش متوسط کاهش معنیدار مشاهده شد که این موضوع نشان دهنده حساسیت بیشتر برگ نسبت به تنش خشکی میباشد (لارچر، ۲۰۰۳). همچنین تعداد برگ سبز به نسبت کل برگها در تنش کمبود آب کاهش معنیداری پیدا کرد. در واقع ریزش برگ و کاهش تعداد کل برگ یک مکانیسم ویژه و موثر برای کاهش آب و مقابله با استرس آبی میباشد (لارچر، ۲۰۰۳). تنش کمبود آب روی وزن خشک ساقه و برگ نیز تاثیر معنیداری داشت. زیرا با کاهش میزان موجودی آب سطح برگ در تنش کمبود آب عموما تولید ماده خشک در کلیه اندامهای گیاه کاهش مییابد، همچنین در اثر کمبود آب میزان تقسیم سلولی و در نتیجه توسعه اندامهای گیاه بدلیل کاهش آماس سلولی افت پیدا می کند و این امر بیوماس کل تر و خشک را کاهش داد (پولوس، ۲۰۰۷). در این مطالعه همچنین در اثر اعمال تنش، محتوای نسبی آب ریشه، برگ و ساقه از کنترل به تنش شدید کاهش پیدا کرد، که مشخص مینماید گیاه آب خود را در حالت تنش از دست داده است یا به عبارتی تنش کمبود آب بر روی گیاه اعمال شده است. زمانی که محتوای نسبی آب در هر سه بافت ریشه، ساقه و برگ در تنش شدید کاهش یافت، مقدار نشت الکترولیت تنها در اندام برگ افزایش پیدا کرد که نشت الکترولیتها نشان دهنده آن است که گیاهان تحت تنش در مقایسه با گیاهان شرایط معمول از هدایت الکتریکی بالاتری برخوردار هستند و این بالا بودن هدایت الکتریکی در اندام برگ نشان دهندهی پایین بودن پایداری غشای سیتوپلاسمی این اندام نسبت به ریشه و ساقه میباشد (نادلر و همکاران، ۲۰۰۷). همچنین با توجه به نتایج بهدست آمده در این تحقیق، همزمان با کاهش محتوای نسبی آب در تنش شدید، عملکرد فتوسیستم II در روز و شب نیز در تنش شدید کاهش معنیداری یافت. زیرا در طی تنش خشکی ابتدا میزان فتوسنتز به دلیل بسته شدن روزنهها به طور عمده کاهش مییابد (اپرون و دریر، ۱۹۹۳) و وقتی نرخ جذب روزانه به صفر رسید، سپس عملکرد فتوسیستم II کاهش خواهد یافت (اپرون و دریر، ۲۰۱۳). با افزایش تنش خشکی مقدار پتاسیم برگ تفاوت معنی داری را نشان نداد و این در حالیست که پتاسیم موجود در اندام ریشه و ساقه تفاوت معنیداری را نشان دادند که مقدار پتاسیم در ریشه در تنش شدید افزایش پیدا کرد در حالیکه افزایش پتاسیم ساقه از تنش متوسط بود. افزایش پتایسم می تواند ناشی از کاهش جریان تعرق و حضور کارآمد جذب پتاسیم و برخورداری از انواع خاصی از کانالهای پتاسیمی باشد (هیگینبوتام و ماچینون، ۱۹۹۳). همچنین به علت وجود برخی از پرتئینها میباشد که می تواند سبب تنظیم بسته شدن روزنهها و جذب پتاسیم در خشکسالی گردد (چانگ و همکاران، ۲۰۰۷). نتایج این بررسی نشان داد که بلوط ایرانی علاوه بر داشتن تعداد برگ کمتر و همچنین میزان پتاسیم بیشتر در اندام برگ و میزان شاخص تحمل بیشتر در تمام پارامترها به جز وزن تر و خشک برگ نسبت به ویول از مکانیسم اجتناب از خشکی بهره میجوید. زیرا یکی از مکانیسمهای اجتناب از خشکی کنترل و یا کاهش میزان اتلاف تعرقی آب از گیاه از طریق بستن روزنهها و ریختن برگها و همچنین ذخیره بیشتر پتاسیم در اندامهای هوایی میباشد (ناردینی و پیت، ۱۹۹۹ و لوجیو و همکاران، ۲۰۰۳). نتایج مربوط به پارامترهای تبادلات نشان داد که هیچ اثر متقابلی بین سه عامل گونه، زمان و تیمار تنش کمبود آب وجود ندارد، یعنی عکسالعمل این دو گونه نسبت به تنش خشکی از نظر کلیه پارامترها در هر دو زمان مورد اندازه گیری مشابه است. در این مطالعه گونه بلوط ایرانی از نظر عملکرد رویشی بهتر از گونه ویول عمل نمود اما از نظر تبادلات گازی گونه ویول عملکرد مناسبتری از خود نشان داد. زیرا بلوط ایرانی در مقایسه با ویول از نرخ تبخیر و تعرق و نرخ خالص فتوسنتز و کارایی مصرف آب کمتری برخوردار بود. از طرف دیگر نتایج نشان داد که با کاهش نور در زمان اندازه گیری دوم، هدایت روزنهای کاهش اما کارایی مصرف آب افزایش یافت. زیرا تاثیرخشکی بر عملکرد گیاه بستگی به شدت میزان نور محیط دارد (کورو، ۲۰۰۶). تنش کمبود آب نیز در این مطالعه باعث کاهش فتوسنتز، هدایت روزنهای و مزوفیلی، کارایی مصرف آب، دیاکسیدکربن زیر روزنهای به محیطی و تعرق شد. در شرایط تنش خشکی، میزان دیاکسیدکربن قابل دسترس برای فتوسنتز به واسطه کاهش هدایت روزنهای و مزوفیلی کاهش مییابد (مهرجردی، ۱۳۹۱). بنابراین میتوان گفت که در این مطالعه هر دو عامل محدود کننده روزنهای و غیر روزنهای در کاهش فتوسنتز تاثیر داشتند. بررسیهای صورت گرفته در این تحقیق نیز حاکی از همبستگی مثبت و معنیداری بین فتوسنتز، هدایت روزنهای و مزوفیلی و تعرق در هر دو گونه بود. در این مطالعه تنها در گونه ویول فتوسنتز با کارایی مصرف آب برگ و نسبت دیاکسیدکربن زیر روزنهای و نسبت دیاکسیدکربن زیر روزنه به محیطی ارتباط منفی و معنیداری را نشان داد. این می تواند به دلیل کاهش کمتر فتوسنتز در ویول نسبت به گونه بلوط ایرانی باشد که سبب تخریب آنزیم کربوکسیلاز و چرخه روبیسکو میگردد و در نتیجه دیاکسیدکربن زیرروزنهای افزایش مییابد (سی و سه مرده و همکاران، ۱۳۸۳). بنابراین گونه ویول با حفظ کارایی مصرف آب برگ بالاتر و همچنین وجود همبستگی منفی و معنیداری که فتوسنتز با نسبت دیاکسید کربن زیر روزنهای و نسبت دیاکسید کربن زیر روزنهای به محیطی داشت یک گونه متحمل در برابر خشکی میباشد. زیرا گونه ویول در شرایط تنش خشکی همچنان به فتوسنتز خود ادامه میدهد. از نتایج این تحقیق میتوان استنباط نمود که اگرچه گونه ویول می تواند فتوسنتز خود را تحت تنش خشکی بهتر حفظ کند، اما در شرایط بلندمدت مانند شرایط زاگرس که دارای فصل خشک طولانی هستند، ممکن است باعث کاهش زندهمانی آن گردد. مطالعه بر روی نهالهای سه گونه بلوط زاگرس در عرصه هم نشان داد که نهالهای گونه بلوط ایرانی نسبت به دو گونه دیگر از زندهمانی بالاتری برخوردار هستند (کریمی، ۱۳۹۲). اما این در حالیست که گونه بلوط ایرانی در مقایسه با گونه ویول از نرخ تبخیر و تعرق، فتوسنتز و کارایی مصرف آب برگ کمتر برخوردار بود و کاهش درصد تغییرات پارامترهای تبادلات گازی تحت تنش شدید نسبت به کنترل در گونه بلوط ایرانی بیشتر بود و همچنین گونه بلوط ایرانی در تنش شدید از مکانیسمهای ریزش برگها و کاهش میزان فتوسنتز و تعرق استفاده کرد. بنابراین به نظر میرسد که گونه بلوط ایرانی نسبت به گونه ویول بیشتر از مکانیسم اجتناب از خشکی استفاده می کند. ۴-۷-۲- پیشنهادات با توجه به اهمیت گونه های بلوط در جنگلهای زاگرس پیشنهاد می شود که، به منظور شناسایی گونه های مقاومتر یا مکانیسمهای موثرتر در مقاومت به خشکی، اندازه گیری پارامترها و عوامل رویشی و فیزیولوژیکی در دوره های طولانیتر و در شرایط مزرعهای انجام شود. با توجه به مطالب گفته شده و معنیدار شدن زمان که تحت تاثیر میزان نور بود، از طرف دیگر از آنجا که نور در کنار دما و رطوبت به عنوان مهمترین عوامل محیطی تاثیرگذار در رشد گیاهان محسوب می شود، میتوان پیشنهاد داد که آزمایشاتی برای پی بردن به بهترین شدت نور یا میزان تاج پوشش برای احیاء گونه های مختلف بلوط در زاگرس انجام شود. جهت استخراج RNA به دلیل تخریب سریع RNA پیشنهاد می شود از نمونههای تازه برگ و ریشه استفاده شود. و از طرف دیگر جهت اعمال تنش خشکی در مطالعات مولکولی مخصوصا بیان ژن مدت زمان تنش خشکی کوتاهتر باشد. منابع و مآخذ اسماعیلی، ا. (۱۳۸۰). “مکانیسم مقاومت به خشکی در گیاهان.” نشریه کشاورزی و صنعت مهر، (۲۷): ۵. احمدی، ع. و د. آ. بیکر. (۱۳۷۹). عوامل روزنهای و غیرروزنهای محدودکننده فتوسنتز در گندم در شرایط تنش خشکی. مجله علوم کشاورزی ایران. ۳۱ (۴): ۸۲۵-۸۱۳. ارجمند، ع. (۱۳۷۷). آنالیز تعدیل نیاز آبی سورگوم در حضور یون پتاسیم در شرایط آب و هوایی جنوب خوزستان. پایان نامه کارشناسی ارشد زراعت. دانشگاه آزاد اسلامی، واحد دزفول. ۱۱۹ ص. افلاطون، م و م. دانشور. (۱۳۷۲). اثر کمبود آب بر عملکرد دانه و آب، معرفی چهار رقم سورگوم دانه ای در منطقه اصفهان، مجله علوم کشاورزی ایران.۲۴: ۴۵-۲۹. باقری، ع. (۱۳۸۸). “اثر تنش خشکی بر جوانه زنی رشد، کارایی جذب و محتوی نسبی آب برگ.” پژوهشهای به زراعی (تنشهای محیطی در علوم گیاهی)، ۱(۱): ۳۹-۵۲. بهنامفر، ک. (۱۳۷۶). مطالع تاثیر کود پتاسیم بر ایجاد مقاومت به استرس خشکی و بازده مصرف آب در گیاه ذرت در شرایط آب و هوایی خوزستان . پایان نامه کارشتاسی ارشد زراعت. دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز. ۱۵۶ ص. پناهی، پ.، (۱۳۸۶). بررسی کمی و کیفی قطعه خزر باغ گیاهشناسی ملی ایران در راستای مدیریت بهینه آن. گزارش نهایی طرح تحقیقاتی جنگلها و مراتع کشور. ۷۸ ص. پناهی، پ.، (۱۳۹۰). بررسی تنوع گونه های بلوط ایران با بهره گرفتن از ریز ریختشناسی برگ و دانهی گرده و تعیین موقعییت حفاظتی آنها. رساله دکتری رشته جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه مازندران، ساری، ۱۸۶ص. ترهگوبو، و. و ص. مبین. (۱۳۸۴). “راهنمای نقشه رویش ایران.” دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، شماره ۱۴. پورهاشمی، م. (۱۳۸۲). بررسی تجدید حیات طبیعی گونه های مختلف بلوط در جنگلهای مریوان. رساله دکتری جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج، ۱۶۶ ص. ساکینژاد، ط. (۱۳۸۲). مطالعه اثر تنش آبی بر روند جذب عناصر ازت، فسفر، پتاسیم و سدیم در دوره های مختلف رشد، با توجه به خصوصیات مورفولوزیک و فیزیولوژیک گیاه ذرت در شرایط آب و هوایی اهواز. پایان نامه دوره دکترای تخصصی فیزیولوژی گیاهان زراعی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات اهواز. ۲۸۸ص. سپهری، ع.، مدرسثانوی، م.، قرهیاضی، ب. و یمینی، ی. (۱۳۸۱). تاثیر تنش آب و مقادیر مختلف نیتروژن بر مراحل رشد و نمو. عملکرد و اجزای عملکرد ذرت. مجله علوم زراعی ایران. ۴(۳): ۱۸۴-۲۰۱. سرمدنیا، ع. (۱۳۷۶). بررسی مقاومت به خشکی توده های گندم دیم در مرحله جوانهزنی مجموعه مقالات اولین کنفرانس تحقیقات مسائل دیم در ایران. دانشگاه فردوسی مشهد. ۸۰-۵۷ ص. سرمدنیا، غ. (۱۳۷۲). اهمیت تنش های محیطی در زراعت. مجموعه مقالات کلیدی اولین کنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران، دانشکده کشاورزی کرج، دانشگاه تهران. ۵۴-۴۷. سرمدنیا غ، و کوچکی ع. (۱۳۶۸). فیزیولوژی گیاهان زراعی. انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه فردوسی مشهد، ۴۶۷ ص. ثابتی، ح. (۱۳۷۳). جنگلها، درختان و درختچههای ایران. انتشارات دانشگاه یزد، چاپ دوم، ۸۷۶ ص. شریعت، آ. و م. ح. عصاره (۱۳۸۷). ” اثر تنش خشکی بر رنگیزههای گیاهی، پرولین، قندهای محلول و پارامترهای رشد چهار گونه اکالیپتوس.” مجله منابع طبیعی. ۱۵ (۶): ۱۴۰-۱۴۸. طالبی، م.، خ. ثاقب طالبی و ح. جهانبازی گوجانی (۱۳۸۵). “بررسی نیاز رویشگاهی و برخی خصوصیات کمی و کیفی بلوط ایرانی.” فصلنامهی علمی پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر، ۱۴: ۷۹-۶۷. طاهری، ه. (۱۳۸۴). بررسی الگوی بیان MAP کینازها تحت تنش خشکی در گندم نان. چهارمین همایش ملی بیوتکنولوژی، کرمان. ۳ ص. طاهری آبکناری، ک.، پیلهور، ب. (۱۳۸۷). جنگلشناسی. چاپ اول. انتشارات حقشناس. ۲۱۶ ص. طباطبایی، م.، و ف، قصریانی. (۱۳۷۱). منابع طبیعی کردستان (جنگلها و مراتع). انتشارات جهاد دانشگاهی، تهران، ۸۴۶ ص. حسینی، ا.، م. ح. معیری و ح. حیدری(۱۳۸۷). اثر تغییرات ارتفاع از سطح دریا در زادآوری طبیعی و سایر خصوصیات کمی و کیفی بلوط غرب. مجله علوم کشاورزی و منابع طبیعی، (۱)۱۵: ۶۴- ۷۵. حکمت شعار، ح. (۱۳۷۲) ، فیزیولوژی گیاهان درشرایط دشوار، (ترجمه) انتشارات نیکنام. ۲۵۱ ص. دهداری، ا. (۱۳۸۹). تالیف دومینیینکو. نشانگرهای مولکولی در ژنتیک گیاهی و فناوری زیستی، انتشارات دانشگاه یاسوج. ۲۸۹ ص. دیوانفر، ر. (۱۳۶۱). بررسی ساختمان تانن و موارد مصرف آن در صنعت. سمینار کاربرد میوه بلوط در تغذیه دام و صنایع، یاسوج، ۱۰۰ - ۱۱۱ . ذوالفقاری، ر. (۱۳۸۷). بررسی مقاومت به خشکی نهالهای بلوط ایرانی با بهره گرفتن از نشانگرهای مرفولوژیکی، فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی ومولکولی. پایان نامه دوره دکتری جنگلداری، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۷۱ ص. راد، م. ه.، م. ع. مشکوه و م. سلطانی. (۱۳۸۸). ” تاثیر تنش خشکی بر برخی از خصوصیات مرفولوژیکی گیاه تاغ.” فصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات مرتع و بیابان ایران، ۱۶(۱): ۳۴-۴۳. رفیعی، م. (۱۳۸۱). اثرات تنش کمبود آب، روی و فسفر بر شاخص های رشد و عملکرد کمی و کیفی ذرت دانهای. پایان نامه دکترای تخصصی فیزیولوژی گیاهی زراعی. دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات اهواز. ۱۴۲ص. رعنائیان، ن.، ع. عباسی و ح. زینالی خانقاه. (۱۳۹۲). تشدید بیان ژن توکوفرول سیکلاز(At.TC) در گیاه توتون .(Nicotiana tabacum L.) مجله علمی پژوهشی زیست فناوری گیاهان زراعی، ۳ (۴): ۱۵۶-۱۴۹٫ زهراوی، م. (۱۳۷۸). تجزیه ژنتیکی مقاومت به خشکی در گندم. پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه رازی. ۱۵۸ ص. چیذری، ا. (۱۳۸۴). مدیریت منابع آبی از طریق تخصیص بهینه آب بین اراضی زیر سدها(مطالعه موردی سد بارز و شیروان). پژوهش و سازندگی، (۴)۱۸: ۵۲-۴۰.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- تحلیل عاملی اکتشافی در دو سطح صنعت و کل بورس
- اجرای مدل های درخت تصمیم در دو سطح صنعت و کل بورس
- ترکیب نتایج مدل های الگوریتم درخت تصمیم با کمک تحلیل حساسیت
شکل ۳-۱: مراحل انجام پژوهش ۳-۲-۱- تهیه اطلاعات در دو سطح صنعت و کل بورس در این مرحله ابتدا با بهره گرفتن از نرم افزار تدبیر پرداز کلیه داده های مورد نیاز، شامل داده های مربوط به جمع دارایی، جمع بدهی، جمع حقوق صاحبان سهام، هزینه مالی، سود تقسیمی، سود هرسهم، سود خالص، سود عملیاتی و مالیات و … استخراج می شود. در این نرم افزار اطلاعات کامل صورت های مالی از جمله صورت سود و زیان، ترازنامه، صورت گردش وجوه نقد و همچنین اطلاعات کامل خرید و فروش سهام، سود تقسیمی هر سهم و سایر اطلاعات مورد نیاز در این پژوهش وجود دارد. برای انجام سایر پردازش ها، از پایگاه داده SQl ویرایش ۲۰۰۸ استفاده می شود. این پردازش ها شامل: (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
- ایجاد پایگاه داده از اطلاعات
- ایجاد ارتباط بین اقلام سود و زیان با ترازنامه در سال های مختلف
- استخراج اطلاعات مورد نیاز
۳-۲-۲- انجام محاسبات نسبت های مالی و عملکرد شرکت در دو سطح صنعت و کل بورس در این مرحله، با بهره گرفتن از اطلاعات بدست آمده در مرحله قبل، اقدام به محاسبه نسبت های مالی مطرح در این پژوهش می شود. ۳-۲-۳- تحلیل عاملی اکتشافی در دو سطح صنعت و کل بورس در این مرحله تمام نسبت های مالی به عنوان متغیرهای ورودی نرم افزار spss 21 درنظر گرفته می شود و با اجرای تحلیل عاملی اکتشافی، نسبت های مالی موثر بر معیارهای ارزیابی عملکرد تبیین می شود. ۳-۲-۳-۱- مراحل اصلی در تحلیل عاملی مراحل اصلی کاربرد تحلیل عاملی اکتشافی برای به کارگیری داده های حقیقی، شامل چهار مرحله اساسی به شرح زیر است:۱) جمع آوری داده ها و تشکیل ماتریس کوواریانس مربوطه؛ ۲) استخراج عوامل اولیه؛۳) دوران جهت دستیابی به یک راه حل نهایی و تعبیر آن؛ و۴) ایجاد نمرات عاملی و استفاده از آن ها برای تحلیل های بعدی. ۳-۲-۳-۱-۱- جمع آوری داده ها و تشکیل ماتریس کوواریانس اولین مرحله در تحلیل عاملی، جمع آوری داده های مورد نیاز برای تحلیل است و همان طور که از مباحث پیش متوجه شدیم، تشکیل یک ماتریس کوواریانس نیز از گام های اولیه می باشد. این نکته قابل تأمل وجود دارد که در تحلیل عاملی می توان بین تحلیل ماتریس کوواریانس و یا ماتریس همبستگی یکی را انتخاب نمود. به خاطر آن که این موضوع مستلزم یک بحث نسبتاً طولانی است، در این جا از پرداختن به آن اجتناب می شود. فقط در اینجا عنوان می کنیم که در تحلیل عاملی اکتشافی می توان به استفاده از ماتریس همبستگی اتکا نمود. دو مزیت عملی که این انتخاب را مناسب می کنند، عبارتند از:۱) بسیاری از برنامه های رایانه ای موجود، ماتریس کوواریانس را به عنوان داده ورودی اصلی نمی پذیرند و۲) تقریباً تمامی مثال های ارائه شده در متون مربوط به تحلیل عاملی، بر اساس ماتریس های همبستگی هستند. لذا درک و مقایسه این نتایج برای محقق آسان تر خواهد بود. نکته دیگری که قبل از انجام تحلیل عاملی می بایست در نظر داشت، درباره اهمیت و معنادار بودن ماتریس همبستگیها است. از آن جا که یکی از اهداف تحلیل عاملی به دست آوردن عامل هایی است که به تبیین همبستگیهای ماتریس داده ها کمک نماید، بنابراین، متغیرهای مورد استفاده در تحقیق باید به اندازه کافی با یکدیگر مرتبط باشند، تا استفاده از مدل عاملی مناسب باشد. اگر همبستگی بین متغیرها کوچک باشد، احتمال آن که در عامل های مشترک سهیم باشند، اندک است. برای ارزش یابی ماتریس همبستگی می توان آزمون کُرویت بارتلت[۸۴] (۱۹۵۰) را بر پایه فرمول زیر به کار برد: که در آن n معرف تعداد آزمودنی ها، p تعداد متغیرها و R قدرمطلق دترمینان ماتریس همبستگی هاست. این آزمون که دارای توزیع مجذور خی دو با (p-1)p 0.5 درجه آزادی است، مقدار اطلاعات موجود در Rرا با بررسی رابطه بین تعداد مشاهده ها و تعداد متغیرها، ارزش یابی می کند و احتمال خطا را برای رد کردن فرضیه صفر مبنی بر «عدم وجود تفاوت از ماتریس همانی[۸۵]» می آزماید. ماتریس همانی ماتریسی است که همه عناصر قطری آن یک و همه عناصر غیرقطری آن صفر باشند. به بیان دیگر، آزمون بارتلت این فرضیه را که ماتریس همبستگیهای مشاهده شده، متعلق به جامعه ای با متغیرهای ناهمبسته است، می آزماید. برای آن که یک مدل عاملی مفید و دارای معنا باشد، لازم است متغیرهای مورد تحلیل با یکدیگر همبسته باشند، در غیر این صورت برای تبیین مدل عاملی دلیلی وجود ندارد. اگر این فرضیه که متغیرها با یکدیگر رابطه ندارند رد نشود، کاربرد مدل عاملی زیر سؤال خواهد بود و در نتیجه باید در انجام آن تجدیدنظر شود. ضریب همبستگی جزئی، شاخص دیگری برای تعیین نیرومندی رابطه بین متغیرهاست. اگر متغیرها در عاملهایمشترک سهیم باشند، وقتی اثرات خطی سایر متغیرها حذف شود، ضرایب همبستگی جزئی بین دو به دوی آن ها باید کوچک باشد. بنابراین، ضرایب همبستگی جزئی، برآورد همبستگی های بین عوامل یگانه است و در شرایط درست بودن مفروضات تحلیل عاملی، باید نزدیک به صفر باشد (فرض بر این است که عوامل یگانه با یکدیگر ناهمبسته اند). منفی ضریب همبستگی جزئی، همبستگی ضد تصویر[۸۶] نامیده می شود. اگر تعداد ضرایب بزرگ در این ماتریس زیاد باشد، کاربرد تحلیل عاملی با تردید مواجه می شود. شاخص KMO[87] که شاخص کفایت نمونه برداری[۸۸] نامیده می شود، شاخصی است که مقادیر همبستگی مشاهده شده را با مقادیر همبستگی جزئی مقایسه می کند. در فرمول فوق، ضریب همبستگی ساده بین متغیرهای i و j و ضریب همبستگی جزئی بین آن هاست. اگر مجموع مجذورات ضرایب همبستگی جزئی بین همه زوج متغیرها در مقایسه با مجموع مجذورات ضرایب همبستگی ساده کوچک باشد، اندازه KMO نزدیک به یک خواهد بود. مقادیر کوچک KMO بیان گر آن است که همبستگی بین زوج متغیرها نمی تواند توسط متغیرهای دیگر تبیین شود و بنابراین، کاربرد تحلیل عاملی متغیرها ممکن است قابل توجیه نباشد. سرنی و کایزر[۸۹] (۱۹۷۷) معتقدند که وقتی مقدار KMO بزرگ تر از ۶/. باشد، به را حتی می توان تحلیل عاملی را انجام داد و هر چه این مقدار بیش تر باشد، مناسبت و کفایت نمونه برداری بیشتر خواهد بود. ۳-۲-۳-۱-۲- استخراج عوامل اولیه دومین گام مهم و بزرگ در تحلیل عاملی، استخراج تعداد عواملی است که به طور مناسب بتوانند همبستگی های مشاهده شده (یا کوواریانس های) میان متغیرهای مشاهده شده را توضیح دهند. اصطلاح تحلیل عاملی که در اینجا به کار برده می شود، اصطلاحی است کلی، برای دو نوع تقریباً متمایز تحلیل، یعنی تحلیل مؤلفه های اصلی و تحلیل عامل مشترک. این دو نوع تحلیل، اساساً بر حسب مقدار و نوع واریانس هر متغیر که توسط عوامل موجود در مدل توجیه می شود، متفاوتند. در تحلیل مؤلفه ای، عامل ها تمامی واریانس هر متغیر، اعم از واریانس مشترک با سایر متغیرهای مجموعه و نیز واریانس اختصاصی یا خاص هر متغیر را توجیه می کنند. از این رو در تحلیل مؤلفههای اصلی، از لحاظ تئوری می بایست تعداد مؤلفه ها با تعداد متغیرها برابر باشد تا همه واریانس هر متغیر توسط عوامل پوشش داده شود؛ اما در تحلیل عامل مشترک، عوامل فقط واریانس مشترک هر متغیر با سایر متغیرهای مجموعه (البته نه لزوماً همه آن ها) را توجیه می نمایند. از این رو در این مدل (که شامل روش های متنوعی است) تعداد عوامل مشترک کم تر از تعداد متغیرها می باشد. در هر صورت، هر چند به نظر هارمن[۹۰](۱۹۷۶) در ماتریسهای بزرگ تفاوت های بین راه حل عوامل مشترک و مؤلفه های اصلی ناچیز است، کاتل[۹۱] (۱۹۷۸) کار با راه حل عاملهای مشترک را ترجیح می دهد. بدین منظور، چند روش عمده وجود دارد: ۱) روش حداکثر راستنمایی[۹۲]؛ ۲) روش حداقل مربعات غیر وزنی[۹۳] ؛ ۳) روش حداقل مربعات تعمیم یافته[۹۴]؛ ۴) روش عامل گیری آلفا[۹۵]؛ ۵) روش عامل گیری تصویر[۹۶]؛ ۶) روش عامل گیری محور اصلی[۹۷]؛ و ۷) روش تحلیل مؤلفه های اصلی[۹۸]. در انتها فقط اشاره می کنیم، این که روش مؤلفه های اصلی که در غالب تحقیقات داخلی از آن استفاده شده است، تمامی واریانس ماتریس همبستگی ها را استخراج می کند، یک نقطه ضعف عمده برای این روش محسوب میشود. از این رو در این تحقیق، روش عامل گیری محور اصلی برای استخراج عوامل اولیه انتخاب خواهد شد. روش عامل گیری محور با تحلیل مؤلفه های اصلی یکسان است به جز این که در خانه های قطری ماتریسِ همبستگی به جای عدد یک، میزان اشتراک هر متغیر برآورد می گردد (یعنی نسبتی از واریانس آن متغیر که با متغیرهای دیگر آن مجموعه مشترک است). باید عنوان کرد که بر سر این موضوع که در قطر ماتریس چه چیزی قرار گیرد، کشمکش های زیادی وجود دارد و اهمیت این مسأله آن جا آشکار می شود که می بینیم انتخاب اشتراکات به عنوان عناصر قطری، منجر به استخراج تعداد عوامل متفاوت و یا در صورت به دست آمدن تعداد عوامل یکسان، بارهای عاملی متفاوت بر روی متغیرهای تحقیق می گردد. در هر صورت یکی از روش هایی که با بهره گرفتن از آن اشتراکات اولیه مورد محاسبه قرار می گیرد، استفاده از مجذور همبستگی چندمتغیری[۹۹] (SMC) بین هر متغیر ماتریس با سایر متغیرهای ماتریس می باشد و در این تحقیق این ملاک برای برآورد اشتراکات اولیه استفاده خواهد شد. شایان ذکر است، در این مرحله از تحلیل، نبایستی به متعامد بودن یا مورب بودن عوامل اصلی توجهی نمود، زیرا عوامل استخراج شده توجه زیادی مبذول داشت. آن چه به طور عمده می بایست مورد توجه قرار گیرد، این است که آیا تعداد کم تری از عوامل می توانند برای توضیح کوواریانس میان تعداد بیش تری از متغیرها مورد استفاده قرار گیرند. ذکر این نکته نیز قابل توجه است که برای دست یابی به یک جواب اولیه، محقق بایستی در مورد انتخابِ یکی از گزینه های زیر تصمیم گیری نماید:۱) خود محقق دست به انتخاب تعداد عوامل مشترک بزند؛ یا ۲) معیاری را جهت انتخابِ تعداد عوامل مشترک، تعیین نماید. در این تحقیق از روش دوم برای تعیین تعداد عوامل استفاده خواهد شد؛ لذا به معیاری برای انتخاب تعداد عوامل مشترک نیاز داریم. معیارهای مختلفی برای این انتخاب وجود دارد که یکی از رایج ترین آن ها، معیار کایزر-گاتمن[۱۰۰] است. بر اساس این معیار، عواملی که مقادیر ویژه آن یک و یا کم تر از یک باشد، نادیده انگاشته می شوند. ۳-۲-۳-۱-۳- دوران به سوی یک جواب نهایی هر چند ماتریس عاملی که در مرحله استخراج عوامل به دست می آید، اشاره به روابط بین عوامل و متغیرها دارد، اما تشخیص عامل های بامعنا بر پایه این ماتریس و نیز درک و یا انطباق بارهای عاملی با انتظارات ما، معمولاً دشوار است. اغلب اوقات، رابطه متغیرها و عوامل به گونه ای نیست که بتوان آن را تفسیر کرد و گاه نیز بیش تر عوامل با متغیرهای زیادی همبسته می باشند. روش های تحلیل عاملی، اصولاً بر این پایه طرح شده اند که در هر مرحله عواملی استخراج شوند که دارای این ویژگی باشند که بیش ترین میزان از واریانس مشترک بین متغیرها را تبیین نمایند. اما نتیجه حاصل، معمولاً به صورتی نیست که از لحاظ تئوریکی کاملاً با معنا باشد. بیشینه ساختن مقدار واریانس در هر گام، عواملی را تولید می کند که ممکن است، بی ثبات باشد. به همین دلیل، عوامل حاصل از تحلیل اولیه معمولاً چرخش[۱۰۱] داده می شود تا مطلوب ترین طرح که به آسان ترین شیوه قابل تفسیر باشد، به دست آید. چرخش محورها، ساختار عوامل را ساده می کند و عوامل چرخش یافته، الگوی معنادارتری از متغیرها را به دست می دهد. چرخش عوامل، ماتریس اولیه را به ماتریس دیگری انتقال می دهد و از طریق پراکنده کردن واریانس در همه عوامل به گونه ای یکنواخت تر، ساختار عاملی را روشن می سازد و به طور کلی به یک راه حل تفسیرپذیرتر که به احتمال زیاد به سایر نمونه های همان جامعه قابل تعمیم است، منجر می گردد. به طور کلی روشهای دوران به دو دسته متعامد[۱۰۲] و غیرمتعامد[۱۰۳] تقسیم می شوند. در چرخش های متعامد، عوامل طوری چرخانده می شوند که نسبت به هم همیشه یک زاویه قائمه داشته باشند. این بدان معناست که عامل ها ناهمبستهاند(Cos90=0 ). از جمله این روش ها می توان به روش های واریماکس، کوآرتیماکس، اکواماکس اشاره کرد. در چرخش های متمایل، محورهای عاملی می توانند هر وضعیتی را در فضای عاملی داشته باشند و علت نامگذاری این چرخش ها نیز همین مسأله است. کسینوس زاویه بین محورهای عاملی نشان دهنده همبستگی بین آنهاست. در چرخش متمایل عوامل، در مقایسه با چرخش متعامد که محدودیت ناشی از متعامد بودن وجود دارد، آزادی بیش تری در انتخاب وضعیت عوامل در فضای عاملی وجود دارد. از جمله روش های چرخش متمایل میتوان به سه روشِ کوآرتمین، آبلیمین و بی کوآرتمین اشاره نمود. به هر حال، نانالی[۱۰۴] (۱۹۷۸) تعدادی از مشکلات مربوط به چرخش های متمایل را که به هنگام تفسیر نتایج باید در نظر گرفت، خاطر نشان می سازد. این مشکلات عبارتند از: ۱) مجموع مجذورات بارهای عاملی هر ردیف، به طور تصادفی مساوی خواهد بود. بنابراین، بارهای متمایل، به وضوح نسبتی از واریانس هر متغیر را که به وسیله عوامل تبیین می شود، نشان نمی دهد؛ ۲) به همین نحو، مجموع مجذورات بارهای عاملی ستون ها، صرفاً به طور تصادفی مساوی واریانس کل ماتریس خواهد بود؛ و۳) سرانجام، همبستگی های اولیه بین متغیرها را نمی توان از طریق حاصل ضرب بارهای عاملی باز پدید آورد. در ضمن، در چرخش های متعامد، الگوی عاملی[۱۰۵] و ساختار عاملی[۱۰۶] یکسانند، اما در چرخش های متمایل چنین نیست و از این رو تفسیر نتایج با به کارگیری این نوع چرخش ها مشکلتر خواهد بود. به هر صورت، جدای از مزایا و معایبی که برای چرخش های متمایل عنوان شد، آن چه مسلم است در این تحقیق از یکی از روش های چرخش متعامد استفاده خواهد شد. زیرا، جهت دست یابی به مقاصد این تحقیق، تمایل داریم، عوامل و متعاقباً نمرات عاملی[۱۰۷] ایجاد شده از آن ها تا حد امکان با یکدیگر ناهمبسته باشند. روشی که در این تحقیق برای دوران عوامل از آن استفاده خواهد شد و یکی از روش های دوران متعامد است و به اعتقاد همگان یکی از کارآمدترین شیوه های چرخش عوامل می باشد، روشی موسوم به واریماکس است که توسط کایزر در ۱۹۵۸ معرفی گردید. هدف این روش، به حداکثر رسانیدن مجموع واریانس بارهای مجذور شده بر روی ستون های ماتریس عاملی است و به همین دلیل واریماکس نامیده شده است. این هدف زمانی حاصل میشود که بارهای عاملی هر ستون، یا بالا و یا تقریباً صفر باشد و این شرط یکی از ویژگی های مهم یک ساختار ساده میباشد. ۳-۲-۳-۱-۴- تشکیل نمرات عاملی (مقیاس های عاملی) و استفاده از آن ها در تحلیل های بعدی پس از بررسی نتایج تحلیل عاملی، محقق امکان دارد به دو دلیل متفاوت، مقیاس های عاملی را بسازد. اول این که، پژوهشگر با پیدا کردن ابعاد زیربنایی در داده ها می تواند بر حسب این ابعاد و نه بر اساس متغیرهای اولیه به بررسی تحلیل های بعدی بپردازد. دوم، امکان دارد پژوهشگر بخواهد یک یا چند تا از این عوامل را به عنوان متغیر یا متغیرهایی در مطالعه ای دیگر مورد استفاده قرار دهد. در حقیقت، به استثنای ادبیات روان سنجی، به نظر می رسد تحلیل عاملی اغلب وسیله ای برای ساخت مقیاس های عاملی برای مطالعات دیگر مورد استفاده قرار می گیرد. ۳-۲-۳-۱-۵- عدم قطعیت مقیاس های عاملی همان طور که عنوان شد، هدف اصلی ساخت مقیاس عاملی تعیین مقدار برای هر مورد در عامل مشترک بر اساس متغیرهای مشاهده شده می باشد. فهمیدیم که شناسایی دقیق عامل مشترک از متغیرها ممکن نیست. چون هر متغیر دارای یک مؤلفه یگانه است که به طور غیرقابل تفکیکی با قسمت مشترک متغیر درآمیخته است. به طور کلی، اغلب می توان برآورهایی از مقادیر عوامل مشترک متغیرها را به دست آورد. به همین دلیل عنوان می شود، ساخت مقیاس های عاملی همیشه تا اندازه ای با عدم قطعیت همراه است. ۳-۲-۳-۱-۶- انواع روش های به دست آوردن مقیاس های عاملی نمرات عاملی را به روش های مختلفی می توان به دست آورد. در این جا، سه روش را که اکثر نرم افزارهای آماری ارائه می کنند، به طور مختصر شرح داده و دلیل انتخاب خود مبنی بر انتخاب یکی از این سه روش را شرح میدهیم. روش رگرسیون اولین رویکرد برای یافتن یک مقیاس عاملی روشی است که در آن سعی می شود، همبستگی بین عامل مشترک اولیه و مقیاس عاملی حداکثر گردد. به عبارت دیگر، این روش سعی در کمینه ساختن جمع مجذور انحرافات بین عوامل مشترک اولیه و مقیاس های عاملی دارد. دست یابی به این هدف مستلزم به کارگیری تحلیل رگرسیون است. طبق این روش نمرات عاملی به صورت زیر مورد محاسبه قرار می گیرند: در فرمول فوق، B ماتریس بارهای عاملی است و X ها مقادیر مربوط به متغیرهای مشاهده شده بوده و R ماتریس همبستگی متغیرهای مشاهده شده (X) می باشد. روش اندرسون- روبین[۱۰۸] طبق این روش، برای ساخت مقیاس عاملی f جمع مجذورات به شکل زیر کمینه می شود: بر اساس معادله فوق، مقیاس های عاملی در این روش به صورت ذیل مورد محاسبه قرار می گیرد: تفاوت این معادله با معادله رگرسیون در روش اول این است که در این جا به جای همبستگی های مشاهده شده R از همبستگی های ایجاد شده استفاده می شود. روش بارتلت سومین روش، متضمن بررسی تناسب در عین به دست آوردن تغییرپذیری نمونه گیری است. در این روش، به متغیرهای حاوی خطاهای تصادفی بیش تر در مقایسه با متغیرهای دارای خطاهای تصادفی کم تر، وزن کم تری داده می شود. بنابراین، طبق این رویکرد پس از وزن دادن هر عنصر با تقابل های واریانس خطا، کمینه کردن مجموع مجذورات ارائه شده در معادله ذیل مورد هدف قرار می گیرد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یک ریخت از عملهای باشد. در گروهوار ، عمل روی را توسط و در گروهوار ، عمل روی را توسط داریم. حال نشان میدهیم یک ریخت از عملها است. تعریف میکنیم. بنابراین داریم:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
همچنین برای، داریم: چون ، پس نیز یک تابعگون میباشد. درنتیجه داریم: پس . همچنین پس .■ تعریف ۳-۱۵٫ گروهوار به طورکلی غیرمتعدی اگر به ازای هر ، ، گروهوار را به طورکلی غیرمتعدی گوییم. تعریف ۳-۱۶٫ فرض کنیدو گروهوارهایی با مجموعه اشیاء یکسان باشند و فرض کنید به طورکلی غیرمتعدی باشد. عمل روی توسط تابع جزئی تعریف میشود به طوریکه در شرایط زیر صدق کند: ۱- تعریف میشود اگر و فقط اگر ، و آنگاه . ۲- ۳-و . برای همهی ، و . تعریف ۳-۱۷٫ مدول ضربی گروهوارها یک مدول ضربی از گروهوارها شامل یک ریخت از گروهوارهای و است به طوریکه روی مجموعه اشیاء، همانی وبه طورکلی غیرمتعدی است، به همراه یک عمل رویبه طوریکه در شرایط زیر صدق کند: ۱- . ۲- . برای هر و. یک مدول ضربی را با نشان میدهیم. نکته ۳-۱۸٫ در تعریف مدول ضربی گروهوارها اگر شرط ۲ یک شرط لازم نباشد به آن یک مدول پیشضربی میگوییم. تعریف ۳-۱۹٫ ریخت بین مدول های ضربی فرض کنیدو مدولهای ضربی باشند. یک ریخت از مدولهای ضربی، یک سهتایی است به طوریکه یک ریخت از گروهوارهای و یک خانواده از ریختهای میباشد به طوریکه نمودارهای زیر جابهجایی باشند: نمودار۵٫ نمودار۶٫ نکته ۳-۲۰٫ با توجه به تعاریف ۳-۱۷ و ۳-۲۰، میتوانیم رستهی از مدولهای ضربی گروهوارها را تعریف کنیم. تعریف ۳-۲۱٫ –فضای چپ فرض کنیم یک گروهوار توپولوژیکی باشد. یک –فضای چپ، یک سهتایی است که یک فضای توپولوژیکی است، یک تابع پیوسته است و یک عمل پیوسته روی میباشد که با نمودار برگردان زیر داده شده است. نمودار۷٫ همچنین عمل باید در اصول زیر صدق کند: ۱- . ۲- . ۳- . جاییکه روابط بالا تعریفشده باشد. بنابراین میگوییم یک –فضای چپ است توسط . تعریف ۳-۲۲٫ ریخت بین –فضاهای چپ یک ریخت از –فضاهای چپ، شامل یکتابع پیوستهی است به طوریکه و ، جاییکه تعریفشده باشد. نکته ۳-۲۳٫ براساس تعاریف ۳-۲۲ و ۳-۲۳، رسته ای به نام از –فضاها داریم. قضیه ۳-۲۴٫ رستهی و همارز میباشند. برهان. تابعگونهای و را تعریف میکنیم. فرض کنیدیک ریخت پوششی توپولوژیکی است، پس طبق تعریف۲-۴۳، همئومورفیسم میباشد. بنابراین معکوس پیوستهی است. همچنین را جاییکه ، در نظر میگیریم. پیوسته است و یک گروهوار توپولوژیکی است، پس پیوسته میباشد. بنابراین پیوسته است. حال ثابت میکنیم یک –فضا است. چون یک گروهوار توپولوژیکی است، پس و فضاهای توپولوژیکی میباشند. در نتیجه یک فضای توپولوژیکی است. چونیک ریخت پوششی توپولوژیکی است، یک نگاشت پیوسته میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱۵- انواع فناوریهای مورد استفاده در مدیریت ارتباط با مشتری: انواع CRM به شرح زیر می باشد: ۱- مدیریت ارتباط با مشتری عملیاتی (OCRM): توسط مدیریت ارتباط با مشتری عملیاتی، تمام داده های مشتریان از طریق نقاط تماس با آنها مانند مراکز تماس، سیستم های مدیریت تماس، پست، فکس، نیروهای فروش و وب جمع آوری می شود. داده های ذخیره شده در یک بانک اطلاعاتی میانی، سازمان دهی می شود. این بانک اطلاعات برای تمامی کارمندان و کاربران مرتبط با مشتری قابل دسترسی می باشد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مزیت این نوع ازCRM ، خصوصی سازی ارتباط با مشتری و وسعت دادن پاسخ های سازمانی مورد نیاز مشتریان است. ۲- مدیریت ارتباط با مشتری تحلیلی (ACRM): داده های ذخیره شده در بانک اطلاعاتی میانی توسط مدیریت ارتباط با مشتری تحلیلی، به وسیله ابزارهای آنالیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در نتیجه پروفایل های مشتری تولید می شود، الگوهای رفتاری شناسایی، سطح رضایتمندی تعریف، و همچنین از دسته بندی مشتریان پشتیبانی می گردد. این اطلاعات و دانش جمع آوری شده از ACRM، در بازاریابی و ارتقای استراتژیها تاثیر زیادی دارند (الهی و حیدری، ۱۳۸۴). تکنولوژی های پشتیبانی از ACRM شامل؛ درگاه، انبار داده، موتورهای آنالیز و پیش بینی، الگوهای زنجیره ای، خوشه بندی، دسته بندی و ارزیابی ارزش مشتری می باشد. این موراد، حاصل دسته بندی موثر مشتریان و پیشنهاد محصولات و سرویسهای بهتر می باشد. ۳- مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی (ٍECRM): مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی باعث ایجاد قابلیتی می شود که اطلاعات مشتریان در تمام نقاط تماس در داخل شرکت و نیز بین شرکای خارجی در اینترنت و اینترانت قابل دسترسی باشد. ECRM شامل؛ امکان پست الکترونیکی، دانش مورد نیاز در تولید پروفایل مشتریان، شخصی سازی سرویسها، تولید پاسخ های خودکار به برنامه های الکترونیکی و راهنمایی خودکار افراد می باشد. به طور کلی مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی باعث بالا رفتن کیفیت بازاریابی می شود. ۴- مدیریت ارتباط با مشتری مشارکتی CCRM : مدیریت ارتباط با مشتری مشارکتی ها سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری هستند که با سیستم های بزرگ سازمانی یکپارچه شده اند تا امکان پاسخ دهی بالاتری را به مشتری در طول زنجیره تامین فراهم نمایند. یک سیستم CCRM در زمینه فروش می تواند دانش و ابزارها را به هر کسی در سازمان پیشنهاد کند و به گردش فروش در طول کانالهای مرکز ارتباط تلفنی با مشتری به سمت وب کمک کند. یک سیستم مدیریت ارتباط با مشتری مشارکتی می تواند به کارمندان سازمان، تهیه کنندگان یا حتی شرکا نیز توسعه یابد. ۲-۲-۱۶- صنعت بانکداری و ارتباط آن با ACRM : امروزه اقتصاد جهانی باعث بوجود آمدن رقابت شدیدی شده است. همچنین جذب و نگهداری مشتری هرگز این قدر با اهمیت نبوده است. برای تهیه کلیه اطلاعات مناسب، موسسات مالی و بانکها نیاز به تکنولوژی مدیریت ارتباط با مشتری تحلیلی دارند که بتوانند اطلاعات مشتریان را در حداقل زمان، دسته بندی کرده و آنها را در انبار داده هایی ذخیره کنند که نتیجه کلی، ارائه یک تصویر واضح از مشتری باشد. با چنین اطلاعات مفیدی، بانکها می توانند خیلی کاراتر بازاریابی کرده و ارتباط سودمندتری با مشتریان برقرار سازند. دانش برخورد با رقبا، تکنولوژی های جدید و افزایش درخواستهای مشتریان باعث حرکت بانک ها به سمت تکنولوژی های جدید شده است(اصغری و امین،۱۳۸۴: ۴۸). مهمترین اولویت ها در سیستم های بانکی ارتقای زیرساختهای اطلاعاتی، ساخت سیستم های مالی انعطاف پذیر و قابل توسعه، ارتقای سطح دسترسی به داده ها و توسعه کانالهای تحویل می باشد. هدف دیگر سازمانهای مالی، افزایش مشتریان و ارتباط دائم با آنها می باشد. مراکز ارتباط تلفنی با مشتری نقش مهمی در این زمینه ایفا می کند. به منظور افزایش مشتریان در سرویسهای ارائه شده توسط بانک ها، استفاده از CRM راه حل مناسبی برای مدیریت فعالیتهای بازارمی باشد. زیرا باعث افزایش میزان تماس با مشتری در یک دوره زمانی کوتاه می گردد. موسسات مالی و بانکها بسیار داینامیک بوده و به منظور حل مساله کسب و کار خود در طی این چند سال، خود را به سرعت با فناوری وفق داده اند. مدیریت ارتباط با مشتری تحلیلی دارای کاربردها و تکنیک های فراوانی می باشد اما تکنیک های عمده مورد استفاده در صنعت بانکداری شامل موارد ذیل است (راوی، ۲۰۰۸): - بخش بندی مشتریان - مدل سازی رفتاری مشتریان - شناسایی مشتریان مهم - امتیاز دهی به مشتریان - آنالیز ریسک - محاسبه سودآوری گذشته شایان ذکر است مهمترین کاربرد مدیریت ارتباط با مشتری تحلیلی در بانکها، تقسیم بندی یا بخش بندی مشتریان بوده و از آن در کاربردهای دیگر نظیر شناسایی مشتریان مهم و امتیاز دهی به مشتریان نیز استفاده می گردد. ۲-۲-۱۷- عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی استراتژی CRM : اجرای یک استراتژی موفق مدیریت ارتباط با مشتری در مدیریت استراتژیک بازار داخل سازمان به سه عامل کلیدی زیر بستگی دارد: ۱- آموزش کارکنان سازمان: کارکنان سازمان باید در زمینه تعامل و تماس با مشتریان، دوره های تخصصی و کاربردی را آموزش ببینند تا بتوانند بطور موثر با مشتریان ارتباط برقرار کرده و ضمناً توانایی استفاده از فناوری های جدید را دارا باشند. ۲- بازنگری فرآیندها و طراحی فرآیندهای جدید: شرکت باید نیازها و اهداف تجاری خود را تعریف نماید و فرآیندهای مرتبط با CRM را برای دستیابی به این نیازها بهبود و توسعه بخشد. مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار و یا BAR یکی از ابزارهای کارآمد در این بخش می باشد. ۳- بکارگیری فناوریهای نوین: بکارگیری مدیریت ارتباط با مشتری نیازمند تغییراتی در زیرساختهای سازمان و بکارگیری فناوریهای جدید است، مانند مقررات کاری جدید، بانک های اطلاعاتی، فناوری اطلاعات و … که این تغییرات به تحولاتی مفید و موثر در سازمان منجر می شود (محمدی، ۱۳۸۲: ۶). ۲-۲-۱۸- چالشهای اجرایی CRM : پیش از آنکه یک سازمان به اجرای CRM بپردازد، باید نسبت به مشکلات بالقوه و احتمالی، آگاهی داشته باشد تا بتواند در موقع لزوم با آنها مقابله نماید. می توان چالشهای اصلی را که ممکن است یک سازمان در پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری با آنها مواجه شود را به سه مورد اصلی زیر تقسیم کرد: ۱- هزینه راه اندازی اولیه: هزینه راه اندازی اولیه، یکی از چالشهای CRM محسوب می شود. ممکن است سازمانها بر روی ابزارهای کاربردی مدیریت مشتری، مقادیر زیادی سرمایه گذاری کرده باشند. ۲- ابزارهای کاربرد یکپارچه: سازمانها به ابزارهای کاربردی یکپارچه ای نیاز دارند که بر اساس چرخه های حیات مشتری و تعاملات صورت گرفته با مشتری ایجاد شده باشد. سازمانهایی که به مدیریت تعاملات صورت گرفته با مشتری به زبانها و واحدهای پولی مختلفی نیاز دارند، نمی توانند CRM را از طریق فناوریهای سنتی به اجرا درآورند و این کار برایشان بسیار مشکل خواهد بود. ۳- همکاری بخشهای مختلف: CRM یک رویکرد یکپارچه است و نیازمند همکاری بخشهای مختلف از کسب و کار می باشد که قبلاً بصورت خود مختار عمل می کردند.داده هایی که در یک بخش جمع آوری شده اند، باید در تمام بخشهای دیگر به اشتراک گذارده شوند. ممکن است بعضی از بخشها نسبت به اشتراک داده های خود با دیگران، اظهار بی میلی و نارضایتی نمایند(آدبانجو و کهو،۲۰۰۱)[۲۹] . ۲-۲-۱۹- مراحل تکامل مدیریت ارتباط با مشتری: مراحل تکامل CRM را بطور کلی می توان به سه دسته کسب مشتری، حفظ مشتری و توسعه مشتری تقسیم نمود: کسب مشتری: تمرکز مدیریت ارتباط با مشتری بیشتر بر حفظ مشتریان فعلی است، ولی کسب مشتری جدید نیز برای موفقیت لازم است. برای استراتژیهای کسب مشتری جدید، باید تحقیقات کمی و کیفی برای شناسایی خصوصیات جمعیت شناختی و روانشناختی و رفتاری مشتریان بالقوه صورت گیرد(بارین و همکاران، ۲۰۰۸) حفظ مشتری: جلوگیری از ریزش مشتری از طریق حفظ مشتری مساله اساسی مدیریت ارتباط با مشتری است. با کاهش ترک مشتری، سود شرکت افزایش می یابد. شرکتها با جمع آوری اطلاعات جمعیت شناختی درباره مشتریان فعلی و بررسی سابقه خرید آنها و خواسته ها و نیازهای مشتریان خود به بازاریابی مستقیم روی می آورند و با ایجاد برنامه های وفاداری مشتری از طریق افزایش رضایت مشتری با ارائه محصولات و خدمات با کیفیت بالاتر و مدیریت کردن شکایات و سفارشی سازی و شخصی سازی سفارشات، سعی در حفظ مشتریان خود کردند( انگای و همکاران، ۲۰۰۸). جلوگیری از خروج مشتریان فعلی، نسبت به جذب همان میزان مشتری جدید، کم هزینه تر و موجب فروش بیشتری است . توسعه مشتری: در این مرحله شرکتها فروش خود را به مشتریان فعلی افزایش می دهند. از جمله استراتژیهای رشد و توسعه مشتری، فروش مضاعف و فروش محصولات ممتاز و گران به مشتریان فعلی است. برای توسعه مشتری باید در جستجوی نیازهایی بود که برآورده نشده اند. مدیریت می تواند در قالب زیر در جستجوی فرصتهای رشد باشد: فروش بیشتر محصولات فعلی به مشتریان فعلی و فروش محصولات اضافی به مشتریان فعلی(کاتلر، ۲۰۰۳). ۲-۳- مزیت رقابتی: ۲-۳-۱- مفهوم مزیت رقابتی: برای هر شرکتی در هر صنعتی که باشد کلید موفقیت تنها اتکا بر یک منبع برای کسب مزیت رقابتی نیست بلکه بهترین و موفق ترین شرکتها می دانندکه همواره باید از زوایای تازه ای به مزیت رقابتی بنگرند و از انواع منابع برای خلق مزیت رقابتی بهره گیرند (استالک و گورگی،۱۹۹۸). عملکرد برتر و سودآوری بیشتر برخی شرکتها به علت داشتن عوامل خاص و غیر قابل تقلید است که عملکرد بهتر نسبت به رقبا را باعث می شود. این مهارتها و دارایی های منحصر بفرد، منابع مزیت رقابتی اند (باواد واج،۱۹۹۳)[۳۰]. مزیت رقابتی شامل مجموعه عوامل یا توانمندیهایی است که همواره شرکت را به نشان دادن عملکردی بهتر از رقبا قادر می سازد ( بارنی۱۹۹۹، لیس برین ۲۰۰۱). بنابراین برای دستیابی به مزیت رقابتی، یک سازمان باید هم به موقعیت خارجی خود توجه و دقت داشته باشد و هم توانمندیهای داخلی را مورد توجه و اهمیت قرار دهد ( اپلنام، ۲۰۰۰). منابع یا مهارتها برای آنکه مزیت رقابتی پایدار باشند باید چهار ویژگی اساسی را داشته باشند: با ارزش باشند، باید دربین شرکتهای موجود و رقبای بالقوه کمیاب باشند، به راحتی قابل تقلید نباشند و نباید معادل استراتژیک جایگزینی برای آن وجود داشته باشد ( بارنی،۱۹۹۱)[۳۱]. ۲-۳-۲- تعریف مزیت رقابتی: ارتباط مستقیم ارزشهای مورد نظر مشتری، ارزشهای عرضه شده شرکت و ارزشهای عرضه شده توسط رقبای شرکت، الزامات و ابعاد مزیت رقابتی را تعیین می کند. چنانچه از دیدگاه مشتری مقایسه ارزشهای عرضه شده شرکت با ارزشهای عرضه شده رقبا بیشتر به ارزشهای مورد نظر و انتظارات او سازگارتر و نزدیکتر باشد می توان گفت که آن شرکت در یک یا چند شاخص نسبت به رقبای خود دارای مزیت رقابتی است به نحوی که این مزیت رقابتی باعث می شود که شرکت در عرصه بازار نسبت به رقبای خود در نزدیکی به مشتری برتری داشته باشد. صاحبنظران مختلف نسبت به مزیت رقابتی تعریف متعددی ارائه نموده اند که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود: مزیت رقابتی به معنی توانایی سازمان در جهت ماندگاری در کسب و کار و محافظت از سرمایه های سازمان، بدست آوردن بازگشت سرمایه ها و تضمین شغل ها در آینده می باشد (اسفیدانی، ۱۳۸۷). مزیت رقابتی شامل مجموعه عوامل یا توانمندیهایی است که همواره شرکت را به نشان دادن عملکرد بهتر از رقبا قادر می سازد (بورجیس،۱۹۹۵)[۳۲].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
د) واجب است بر هر کسی که مورد استضعاف قرار گرفته و حیات و کرامت او از ناحیه عوامل طبیعی یا از طرف قدرتمندان مورد تهدید واقع شده است که قیام کند به دفع استضعاف و دفع خطر از حیات و کرامت خویشتن به هر نحو مشروعی که توانایی آن را دارد. هـ ) اسقاط جنین حرام است مگر به جهت ضرورتی که شرع آن را تجویز نماید. در این اعلامیه نه تنها برای حفظ حیات انسان ها، بلکه به حفظ حیات گیاهان و حیوانات نیز توصیه شده است. بنا براین، این اعلامیه مجازات اعدام را در مواردی که شرع جایز بداند پذیرفته است و تمایل به لغو مجازات اعدام ندارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱-۹ وضعیت مجازات اعدام در قوانین کشورهای جهان
راهنمای رنگها:
-
- آبی: مجازات اعدام برای همه جرائم منسوخ شده است
-
- سبز: مجازات اعدام منسوخ شدهاست به جز برای جرائمی که در شرایط خاصی همچون زمان جنگ صورت گرفته اند.
-
- نارنجی: عدم اجرای حکم اعدام در عمل
از قرن ۱۸ تا کنون با نهضتی که بکاریا علیه مجازات اعدام آغاز کرد و افراد دیگری به پیروی از او این راه را ادامه دادند، کاهش شدیدی در اعمال مجازات اعدام در کشورهای جهان ایجاد شد. این کاهش به طرق مختلف صورت پذیرفته است: یا از طریق اصلاح قوانین کیفری با محدود کردن بیش از پیش اعمال مجازات اعدام در انواع جرایم یا با دادن اختیارات وسیع تر به قضات در جهت تبدیل مجازات اعدام به حبس ابد یا حبسهای دراز مدت یا با دادن اختیار به هیأت منصفه که در مورد افرادی که مرتکب جرایم مستوجب اعدام شده اند نظر دهند که آیا او مستحق اعدام است یا خیر و یا با عفو قانونی که معمولاً از اختیارات رئیس کشور است. کشورهایی که استفاده از مجازات اعدام را ادامه میدهند با افزایش فشار از طرف مجامع بین المللی برای معلق یا محدود کردن این مجازات مواجهند وهم زمان کشورهایی که با مجازات اعدام مخالف هستند با این سؤال که «چقدر برای تغییر، فشار آورده شود؟» مواجه میباشند و همینها کافیست تا تدریجاً انبوهی ازبیانیه هامنتشر شود که یا موافق با تعلیق هستند یا میگویند وقت آن است که همه کشورها تحت فشار قرار داده شوند تا لغو اعدام طبق پروتکل الحاقی دوم میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ((ICCPR را بپذیرند.[۴۱] علت کاهش اعمال مجازات اعدام در کشورهایی که آن را به طور کامل لغو نکرده اند تنها در نتیجه نفوذ عقاید مخالف مجازات اعدام نبوده است؛ بلکه همانطور که مسلم است مسائل جزائی یک کشور ارتباط تنگاتنگی با وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… دارد و چون اطلاعات دقیقی از تأثیر لغو یا کاهش مجازات اعدام در آمار جنایات یک کشور به دست نیامده است، لذا تأثیر این عوامل در میزان جنایت در یک کشور معلوم نیست. اما آنچه مسلم و بدیهی است اینست که از قرن هیجدهم تا به امروز تصمیم برخی از کشورها در لغو کامل این مجازات ثباتی نداشته و تحت تأثیر عوامل مذکور، ناگزیر به برقراری مجدد آن شده و یا بعد از مدتی کم و بیش طولانی به تصمیم قبلی بازگشت نموده اند. آمار به دست آمده بر لغو و ابقای مجدد مجازات اعدام و عکس آن در طول نیم قرن بعد از جنگ دوم جهانی، در تعدادی از کشورهای جهان دلیل این بی ثباتی است. بررسی اجمالی وضعیت مجازات اعدام در تعداد قابل ملاحظه ای از کشورهای جهان، حسب گزارش هایی که به کنفرانس بین المللی سیراکیز توسط نمایندگان آن کشورها داده شده است چگونگی موقعیت فعلی این مجازات را نشان میدهد. تبیین وضعیت فعلی مجازات اعدام اعم از کشورهایی که آن را لغو یا حفظ کرده اند میسر نیست؛ زیرا منابع موجود، اغلب مربوط به کشورهایی است که یا توسط نمایندگان خود گزارشهای تفصیلی به کنگرهها یا کنوانسیونهای بین المللی ارائه نموده اند و یا اینکه در مورد وضعیت مجازات اعدام در آن کشورها نشریات و تألیفاتی انتشار یافته و موجود است. مع هذا از تجزیه و تحلیل و بررسی منابع موجود میتوان نتیجه گرفت که عقاید مربوط به لغو مجازات اعدام تأثیر قابل توجهی در قوانین فعلی کشورها داشته و روز به روز تأثیر آن بیشتر میشود. الف) کشورهایی که مجازات اعدام را لغو کرده اند
| سال |
تعداد کشورهایی که مجازات اعدام را از قانون خودحذف نموده اند |
درصد |
| ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۸ |
۹ |
۱۲٫۷ |
| ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۳ |
۱۷ |
۲۳٫۹ |
| ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۸ |
۱۸ |
۲۵٫۴ |
| ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳ |
۱۴ |
۱۹٫۷ |
| ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین عبدالهی و همکاران (۱۳۹۱) گزارش کردند، به کارگیری لجن فاضلاب در مقادیر ۲۵ تا ۱۰۰ تن در هکتار موجب افزایش هدایتالکتریکی خاک میگردد. ونگ (۲۰۰۱) گزارش نمود که افزودن لجن به مقدار ۲۵ تن در هکتار پس از ۲۰ روز، هدایت الکتریکی خاک را ۸ برابر افزایش داد. طولابی و همکاران (۱۳۹۳) نیز دریافتند که با افزایش میزان لجن فاضلاب به خاک، هدایت الکتریکی به طور معناداری نسبت به شاهد افزایش یافت. شیرانی و همکاران (۱۳۸۹) با بررسی اثر لجن فاضلاب بر برخی ویژگیهای خاک به نتایج مشابهی دست یافتند. نتایج آنها نشان داد، لجن فاضلاب موجب افزایش قابلیت هدایتالکتریکی خاک گردید و بیشترین افزایش در تیمار ۴۵×۳ تن در هکتار لجن مشاهده شد. آنها دلیل شور شدن خاک در اثر افزودن لجن را زیاد بودن املاح موجود در لجن و میزان قابلیت هدایتالکتریکی بالای آن (۲/۱۰ دسی زیمنس بر متر) نسبت به خاک شاهد (۲۹/۱ دسیزیمنس بر متر) بیان کردند. کیایی (۲۰۱۳) نشان داد، کاربرد کود آلی موجب افزایش هدایت الکتریکی خاک از ۲۲/۱ دسیزیمنس بر متر به ۴۷/۲ دسیزیمنس بر متر گردید. رویگ و همکاران (۲۰۱۲) اثر کاربرد طولانی مدت (۵ سال) لجن فاضلاب را بر خصوصات برخی از خاکهای اسپانیا بررسی کردند. نتایج آنها نشان داد که کاربرد لجن، قابلیت هدایتالکتریکی خاکها را افزایش داد. بیشترین افزایش در تیمار ۸۰ تن در هکتار لجن مشاهده شد. گو و همکاران (۲۰۱۲) نیز افزایش قابلیت هدایت الکتریکی را در نتیجه کاربرد لجن فاضلاب به عنوان کود آلی گزارش کردند. نتایج مشابهی در مورد اثر لجن فاضلاب بر افزایش هدایتالکتریکی خاک گزارش شده است (رامولو، ۲۰۰۲؛ مارتینر، ۲۰۰۲؛ سینگ و همکاران، ۲۰۰۲؛ چنگ و همکاران، ۲۰۰۷؛ کرمی و همکاران، ۱۳۸۶). شکل ۴-۳- اثر سطوح مختلف لجن فاضلاب بر قابلیت هدایت اکتریکی خاک ۴-۴- اثر لجن فاضلاب بر عملکرد اندام هوایی و ریشه گندم پژوهشگران بسیاری گزارش کرده اند که کود آلی به طور مؤثری می تواند سبب افزایش رشد محصولات شود و وزن خشک اندام هوایی و ریشه گیاهان را به طور قابل ملاحظهای افزایش دهد (تسادیلاس و همکاران، ۱۹۹۵؛ دلگن و همکاران، ۲۰۰۷؛ وانگ و همکاران، ۲۰۰۸). ۴-۴-۱- تاثیر لجن فاضلاب بر عملکرد اندام هوایی گندم نتایج نشان داد که کاربرد لجن فاضلاب موجب افزایش معنیدار عملکرد اندام هوایی گندم گردید (شکل ۴-۴) و در تیمارهایی که لجن دریافت نموده بودند با افزایش سطوح لجن، مقدار عملکرد اندام هوایی گندم نیز افزایش یافت. بیشترین افزایش عملکرد اندام هوایی در تیمار ۱۸۰ تن در هکتار لجن مشاهده گردید. به نظر میرسد که در افزایش میزان لجن از ۱۸۰ به ۳۶۰ تن، اثر افزایش اثرات سوء لجن (نظیر حضور فلزات سنگین، به هم خوردن تعادل C/N خاک، افزایش شوری خاک) بیش از اثرات مثبت آن بوده و در نتیجه عملکرد کاهش یافته است (افیونی و کریمپور، ۱۳۸۶). اثر سوء شوری بر کاهش عملکرد گیاهان مختلف، توسط بسیاری از پژوهشگران گزارش شده است (عبدالغدیر و همکاران، ۲۰۰۵؛ ارشاد و همکاران، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۹). شواهدی وجود دارد که نشان میدهد، در سطوح بالای شوری، عملکرد و بیوماس گیاه بدلیل اثرات اسمزی نمک کاهش مییابد (حسین و همکاران، ۲۰۰۳). غلظت بالای یون سدیم می تواند موجب پیری زودرس برگ و کاهش فعالیت فتوسنتزی شود، که در نهایت عملکرد گندم را کاهش میدهد (جیمز و همکاران، ۲۰۰۶؛ حسین و همکاران، ۲۰۰۳). گیاهان مختلف، آستانه تحمل شوری متفاوتی دارند. تحمل به شوری یک گیاه زراعی نظیر گندم معمولاً بر اساس میزان کاهش عملکرد آن در خاکهای شور در مقایسه با عملکرد آن در خاک غیرشور تعریف میگردد. بر همین اساس، گونه های مختلف گیاهان زراعی از نظر تحمل به شوری، به گروه های حساس، نیمه حساس، نیمه متحمل و متحمل تقسیم بندی شده اند (رنجبر و بناکار، ۱۳۸۹). آنچه در مورد میزان آستانه شوری اهمیت دارد این است که عوامل مختلفی مانند ترکیبات نمک، میزان آب خاک، موجودات زنده خاک، شرایط فیزیکی و شیمیایی خاک، اقلیم، روش تهیه بستر، مرحله رشد گیاه و در برخی موارد نوع رقم گیاه بر میزان آستانه تحمل شوری گیاهان مؤثر است (مث و هافمن، ۱۹۷۷). مث و هافمن (۱۹۷۷) با تجزیه و تحلیل داده های مربوط به یک رقم از گندم در شرایط شور گزارش کردند که گندم، گیاه نیمه متحمل به شوری است و آستانه تحمل به شوری آن ۶/۸ دسیزیمنس بر متر است. این درحالی است که فرانکوئیس و همکاران (۱۹۸۰) با مطالعه بر روی رقم دیگری از گندم نتیجه گرفتند که میزان تحمل به شوری گندم مشابه جو (گیاه متحمل به شوری) میباشد. از طرف دیگر گزارش شده است که برخی از ارقام کانادایی گندم، به شوری حساس تا نیمه حساس میباشند. با توجه به اینکه آستانه تحمل شوری متوسط ارقام گندم در استان گلستان ۶/۸ دسی زیمنس بر متر (مطابق نتایج مث و هافمن، ۱۹۷۷) گزارش شده است (آبیار و کیانی، ۱۳۸۲)، لذا گندم مورد مطالعه نیمه متحمل به شوری است. همچنین آبیار و کیانی (۱۳۸۲) گزارش کردند، با افزایش شوری خاک به میزان یک دسیزیمنس بر متر بیشتر از حد متوسط (۶/۸ دسی زیمنس بر متر) ، عملکرد گندم ۴۷ کیلوگرم در هکتار کاهش یافت. مقدار عملکرد اندام هوایی گندم در تیمارهای ۵/۲۲، ۴۵، ۹۰، ۱۸۰ و ۳۶۰ تن در هکتار لجن در مقایسه با تیمار شاهد افزایشی معادل با ۳/۲، ۸/۳، ۵/۴، ۳/۶ و ۵/۵ درصد داشته اند. میانگین اندام هوایی گندم در تیمار شاهد برابر با ۰۸۵/۳ گرم در گلدان و در تیمار ۱۸۰ تن در هکتار لجن برابر ۷۴/۱۹ گرم در گلدان بود. جمیل و همکاران (۲۰۰۶) گزارش کردند که مصرف لجن فاضلاب، عملکرد دانه و تولید خوشه گندم را افزایش داد و بیشترین تولید دانه و خوشه با مصرف ۴۰ تن لجن فاضلاب در هکتار حاصل شد. نظری و همکاران (۱۳۸۵) در طی بررسی اثر کاربرد پساب و لجن فاضلاب صنعتی بر غلظت برخی عناصر و عملکرد گندم دریافتند که عملکرد وزن خشک اندام هوایی گندم در تیمار آب چاه + لجن نسبت به تیمار پساب افزایش معنیدار در سطح ۵% نشان داد. متقیان و همکاران (۱۳۹۱) در مطالعه پاسخ گندم در خاکهای آهکی تیمار شده با لجن فاضلاب دریافتند، عملکرد گندم در خاک تیمار شده با لجن فاضلاب افزایش معنیداری در سطح ۱% یافت. حمدی و همکاران (۲۰۰۲) نشان دادند که بیشترین عملکرد دانه گندم با مصرف تلفیقی ۸۰ تن کود آلی در هکتار به همراه کود شیمیایی به دست آمد. جمالی و همکاران (۲۰۰۸) با بررسی کاربرد لجن فاضلاب به عنوان کود برای رشد ذرت بعد از آهک دهی بیان داشتند، لجن فاضلاب وزن خشک گیاه ذرت را افزایش داد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
تامرابرت و همکاران (۲۰۰۹) دریافتند که لجن فاضلاب موجب افزایش عملکرد دانه و افزایش تولید کاه گندم شد. آنها ذکر کردند که حداکثر بازده در عملکرد کاه و دانه گندم در تیمار ۴۰ تن در هکتار لجن فاضلاب مشاهده شد. نتایج مشابهی توسط هرناندز و همکاران (۱۹۹۱) نیز گزارش شده است. حجتی و همکاران(۱۳۸۵) گزارش نمودند، اضافه کردن لجن فاضلاب به خاک با افزایش میزان کربن آلی و شاخص بیوماس میکروبی (به عنوان شاخصی از سطح فعالیت میکروبی) زمینه را برای افزایش سطح فعالیتهای آنزیمی مهیا مینماید، به نحوی که در نتیجه کاربرد لجن فاضلاب و بالارفتن میزان کربن آلی خاک و تحریک فعالیتهای میکروبی میزان فعالیتهای آنزیمی افزایش یافته و در نتیجه سطح بالاتری از عناصر غذایی مورد نیاز برای رشد گیاهان در خاک فراهم شده و عملکرد افزایش مییابد. همچنین کاربرد لجن فاضلاب می تواند از طریق بهبود خصوصیات فیزیکی خاک مانند تهویه، با فراهم کردن شرایط برای رشد گیاه در افزایش عملکرد موثر باشد. حسن اقلی (۱۳۹۲) تأثیر کاربرد لجن فاضلاب بر عملکرد سویا را مورد مطالعه قرار داد. نتایج نشان داد که افزودن لجن در سطح ۵۰ تن در هکتار، موجب افزایش عملکرد اندام هوایی سویا نظیر وزن کل بذرها، تعداد غلاف برداشت شده و وزن هزار دانه شد. تسادیلاس (۱۹۹۵) اثر کاربرد لجن فاضلاب بر خصوصیات خاک و رشد گندم و ذرت در شرایط گلخانهای را بررسی کردند. آنها مشاهده کردند که عملکرد گیاهان در اثر افزودن لجن فاضلاب با افزایش مثبتی همراه بود. آلینکای و همکاران (۲۰۱۰) گزارش کردند که متوسط افزایش عملکرد گندم پس از اعمال ۲۰ تن لجن فاضلاب، ۱۴۴۸ کیلوگرم در هکتار بود که نسبت به تیمار شاهد ۷۲% افزایش یافت. محمت (۲۰۱۳) و جیمل و همکاران (۲۰۰۴) افزایش عملکرد دانه، میزان کاه و کلش، درصد پروتئین دانه و وزن ۱۰۰۰ دانه در گیاه گندم در اثر افزودن لجن را گزارش کردند. همچنین بیان داشتند که بیشترین افزایش عملکرد در تیمار ۴۰ تن در هکتار لجن مشاهده شد. همچنین افزایش عملکرد گیاهان ذرت (کاستیکا و همکاران، ۲۰۰۲)، آفتابگردان (لاوادو، ۲۰۰۶) و برنج (کبیر و همکاران، ۲۰۱۱) نیز در اثر کاربرد لجن فاضلاب گزارش شده است. شکل ۴-۴- اثر سطوح مختلف لجن فاضلاب بر وزن خشک اندام هوایی گیاه گندم ۴-۴-۲- تاثیر لجن فاضلاب بر عملکرد ریشه گندم نتایج نشان داد که کاربرد لجن موجب افزایش معنیدار (در سطح ۵%) عملکرد ریشه گندم گردید (شکل ۴-۵) و در تیمارهایی که لجن دریافت نموده بودند، با افزایش سطوح لجن، مقدار عملکرد ریشه گندم افزایش یافت. بیشترین افزایش عملکرد ریشه در تیمار ۱۸۰ تن در هکتار لجن مشاهده گردید. بین تیمارهای ۵/۲۲، ۴۵ و ۳۶۰ تن در هکتار لجن از لحاظ آماری تفاوت معنیداری مشاهده نشد، اما با شاهد تفاوت معنیدار داشتند. همچنین بین تیمارهای ۴۵ و ۹۰ تن در هکتار لجن نیز تفاوت معنیدار مشاهده نشد. احتمالاً دلیل اینکه با افزایش مقدار لجن، وزن خشک ریشه دارای روند افزایشی نمی باشد، ممکن است ناشی از این باشد که بخشهایی از وزن ریشه در هنگام جداسازی از خاک و شستشو از دست رفته باشد. در سراسر جهان تحقیقات قابل توجهی روی اثر کاربرد لجن فاضلاب بر عملکرد گیاهان در شرایط اقلیمی و خاکی متفاوت انجام شده است. نتایج محققان نشان داد که افزودن لجن موجب افزایش عملکرد و اجزای عملکرد گیاهان نظیر اندام هوایی و ریشه می شود (اعظم و لودهی، ۲۰۰۱؛ چانتا و همکاران، ۲۰۰۲؛ محمد و آتامنه، ۲۰۰۴؛ دورسان و همکاران، ۲۰۰۵؛ کازادو-ولا و همکاران، ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷؛ ساماراس و همکاران، ۲۰۰۸؛ توگای و همکاران، ۲۰۰۸؛ آنجین و یاگانوگلو، ۲۰۱۱). کبیرینژاد و همکاران (۱۳۸۷) و استوارمن و ترنر (۲۰۰۵) گزارش نمودند، لجن فاضلاب موجب افزایش معنیدار عملکرد گیاه ذرت گردید. کاسترو[۴۹] و همکاران (۲۰۰۹) اظهار داشتند کاربرد اصلاح کنندههای آلی از جمله لجن فاضلاب، سبب افزایش مادهآلی در خاک میشود که به موجب آن عملکرد گیاه افزایش مییابد. طولابی و همکاران (۱۳۹۳) دریافتند که کاربرد لجن فاضلاب به طور معنیداری سبب افزایش وزن خشک اندام هوایی و ریشه در تمام تیمارها در مقایسه با خاک شاهد شد. قنبری و همکاران (۱۳۸۵) با بررسی اثر کاربرد پساب صنعتی بر عملکرد گندم دریافتند که کاربرد پساب موجب افزایش عملکرد ریشه گیاه گندم شد. شکل ۴-۵- اثر سطوح مختلف لجن فاضلاب بر وزن خشک ریشه گندم ۴-۵- تأثیر لجن فاضلاب بر غلظت آهن اندام هوایی گندم شکل ۴-۶ اثر سطوح مختلف لجن فاضلاب بر غلظت آهن در اندام هوایی گندم را نشان میدهد. نتایج حاکی از آن است که کاربرد لجن فاضلاب موجب افزایش معنیدار (در سطح ۵%) غلظت آهن اندام هوایی گیاه شد. بیشترین افزایش عملکرد در تیمارهای ۱۸۰و ۳۶۰ تن در هکتار لجن مشاهده گردید. بین تیمارهای شاهد، ۵/۲۲، ۴۵ و ۹۰ تن در هکتار از لحاظ آماری تفاوت معنیداری مشاهده نشد. میانگین غلظت آهن در اندام هوایی در تیمار شاهد برابر با ۸۸/۸۶ میلیگرم بر کیلوگرم ماده خشک و در تیمارهای ۱۸۰ و ۳۶۰ تن در هکتار لجن به ترتیب برابر با ۲۵/۱۱۰ و ۸۳/۱۱۵ میلیگرم بر کیلوگرم ماده خشک بود که افزایشی معادل ۲۶/۱ و ۳۳/۱ درصد داشته اند. سطح مناسب آهن برای گیاهان در دامنه ۵۰-۲۵۰ میلیگرم در کیلوگرم و سطح بحرانی آن در گیاه ۵۰ میلیگرم در کیلوگرم است. به طوری که اگر غلظت آهن کل در ماده خشک ۵۰ میلیگرم در کیلوگرم باشد، احتمالا کمبود آهن رخ میدهد که می تواند به دلیل نافراهمی یا جذب ناکافی عنصر باشد. غلظت آهن در برگهای جوان گیاهان می تواند در حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیگرم در کیلوگرم باشد (مورت وت، ۱۹۹۱). با توجه به اینکه ملکوتی و تهرانی (۱۳۷۸) حد کمبود آهن را در گیاه گندم کمتر از ۱۰ میلیگرم بر کیلوگرم ماده خشک، حد مطلوب را ۱۰-۳۰۰ میلیگرم بر کیلوگرم ماده خشک و حد مسمومیت را ۳۰۱-۵۰۰ میلیگرم بر کیلوگرم ماده خشک تعیین کردند، میتوان نتیجه گرفت که افزودن لجن فاضلاب به خاک حتی در بالاترین سطح (۳۶۰ تن در هکتار) مسمومیتی برای گیاه ایجاد نکرده است و میزان آهن در این سطح از لجن (۸۳/۱۱۵ میلیگرم بر کیلوگرم ماده خشک ) در حد مطلوب قرار دارد. همچنین میزان آهن در سایر تیمارها نیز در حد مطلوب قرار دارد. مک گراث و همکاران (۲۰۰۰) بیان داشتند، افزودن لجن فاضلاب و سایر مواد زائد شهری به خاک باعث افزایش غلظت عناصر کم نیاز در خاک میشود، زیرا لجن فاضلاب همواره دارای مقدار زیادی از این عناصر نسبت به خاک میباشد. براساس گزارش بزکورت (۲۰۰۳)، استفاده از لجن فاضلاب سبب افزایش قابل توجه غلظت آهن گیاه شد. بر اساس گزارش دلگن[۵۰] و همکاران (۲۰۰۷)، افزودن لجن فاضلاب به خاک سبب افزایش مقدار قابل جذب آهن در خاک و گیاه شد. نظری (۱۳۸۵) طی بررسی اثر لجن فاضلاب بر غلظت برخی عناصر در عملکرد گندم گزارش کرد که استفاده از لجن فاضلاب سبب افزایش غلظت آهن گیاه شد. بیشترین غلظت این عنصر در تیمار لجن مشاهده شد که احتمالا به دلیل افزایش قابلیت جذب این فلزات توسط مواد آلی موجود در لجن بود. کاستیکا و همکاران (۲۰۰۷) در پژوهشی دریافتند که افزودن لجن فاضلاب به خاک، موجب افزایش غلظت آهن اندام هوایی گیاه ذرت گردید. آنها بیشترین افزایش را در تیمار ۴۰ تن در هکتار لجن مشاهده کردند. الکانترا و همکاران (۲۰۰۹) با بررسی اثر کاربرد لجن فاضلاب بر غلظت عناصر کممصرف در گیاه ذرت بیان کردند که با افزودن لجن به خاک، غلظت آهن و روی در برگ گیاه افزایش یافت. آنها میزان افزایش غلظت آهن در برگ را بیشتر از دانه گزارش کردند. بزکورت و همکاران (۲۰۱۰) بیان کردند که افزودن لجن فاضلاب موجب افزایش عملکرد میوه و رشد درخت سیب شد و همچنین گزارش کردند که غلظت فلزات کممصرف نظیر آهن، با مصرف لجن فاضلاب افزایش یافت. هرچند این افزایش کمتر از تیمار کودی بود. فلاحی مطلق (۱۳۹۳) با بررسی اثر کاربرد پسماند آلی بر غلظت آهن و عملکرد گیاه ذرت گزارش کرد که با افزودن پسماند آلی، عملکرد گیاه افزایش یافت. بیشترین مقدار جذب آهن در تیمار سال دوم ۶۰ تن در هکتار مشاهده شد که در ریشه و اندام هوایی گیاه در مقایسه با شاهد به ترتیب به میزان ۵۹/۶۹ و ۶۴/۸۱ درصد افزایش یافت. مجیری و عبدالعزیز (۲۰۱۱) گزارش کردند که غلظت آهن موجود در گیاه گندم در اثر افزودن پساب صنعتی به خاک، افزایش یافت. شکل۴-۶- اثر سطوح مختلف لجن فاضلاب بر غلظت آهن در اندام هوایی گیاه گندم ۴-۶- تأثیر لجن فاضلاب بر غلظت آهن ریشه گندم نتایج نشان داد که کاربرد لجن موجب افزایش معنیدار (در سطح ۵%) غلظت آهن در ریشه گندم گردید (شکل۴-۷). بیشترین افزایش غلظت آهن در تیمار ۳۶۰ تن در هکتار لجن فاضلاب مشاهده گردید. بین تیمارهای ۹۰ و ۱۸۰ تن در هکتار از لحاظ آماری تفاوت معنیدار مشاهده نشد ولی با شاهد تفاوت معنیدار داشتند. مقدار آهن ریشه در تیمار ۳۶۰ تن در هکتار لجن در مقایسه با تیمار شاهد افزایشی حدود ۵۲/۲ درصد داشته است. میانگین آهن ریشه در تیمار شاهد برابر با ۴/۹۸۶ میلیگرم در هر کیلوگرم و در تیمار ۳۶۰ تن لجن (بالاترین تیمار) برابر ۲۴۹۰ میلیگرم در کیلوگرم ماده خشک بود. کاپلان و همکاران (۲۰۱۴) گزارش کردند که افزودن لجن فاضلاب به خاک، موجب افزایش غلظت آهن موجود در ریشه گیاه شد. این افزایش در تیمارهای ۶۰ و ۸۰ تن در هکتار لجن مشاهده شد. حسینپور و قاجار (۱۳۹۲) با بررسی اثر کاربرد لجن فاضلاب بر خاک تحت کشت تربچه دریافتند که با کاربرد لجن غلظت آهن در ریشه تربچه افزایش یافت. نتایج نشان داد که بیشترین میزان آهن در کاربرد سه ساله تیمار ۴۰ تن در هکتار لجن مشاهده شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در ادبیات کارآفرینی، به انواع دیگری از کارآفرینی اشاره شده است که برخی از عناوین عبارتند از(Prokopenko & Pavlin, 1999:19-22): کارآفرینی پایدار، کارآفرینی اشتراکی، کارآفرینی مدنی و کارآفرینی پاسخگو.
-
- کارآفرینی پایدار[۳۲]
شرکتها در پهنه جهانی در حال ورود به مرحله جدیدی هستند که مسئولیتهای ترکیبی در مقابل: مردم (اشتغال، سلامتی، آموزش، حقوق بشر)، سود (استمرار درآمدهای مالی و اقتصادی) زمین (پاکی محیط و محافظت از منابع) را ضرورتی برای کارآفرینی خوب تلقی میکنند و تغییر از حداکثرسازی ارزش برای سهامداران به حداکثرسازی ارزش برای ذینفعان در حال اتفاق است. حکومتها، NGOs، مشتریان، اتحادیهها و سهامداران به عنوان ذینفعان از شرکتها میخواهند که این مسئولیتها را در قبال موضوعات اخلاقی ـ اجتماعی و محیطی بطور گستردهتری به انجام رسانند. عمل به این مسئولیتهای ترکیبی در قالب کارآفرینی پایدار امکانپذیر است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
- کارآفرینی اشتراکی[۳۳]:
برای تشریح موقعیت به کار برده شده است که گروهی از افراد جامعه با یکدیگر کار میکنند، در آغاز بدون وجود سازمانی با ساختاری رسمی، با هدف ایجاد و پیشرفت ایدهها و فرصتها برای ایجاد منافع اقتصادی و اجتماعی جامعه، تلاش میکنند و افراد را به انجام فعالیتهای کارآفرینانه در جامعه ترغیب می نمایند.
-
- کارآفرینی مدنی[۳۴]:
همانگونه که برخی سازمانهای بزرگ تلاش میکنند از انعطافپذیری و پاسخگویی سازمانهای کوچکتر بهرهبرداری کنند و بعضی مدیران را که به شکل کارآفرینانه رفتار میکنند (به طور کلی به عنوان کارآفرینی درون سازمانی شناخته میشوند) مورد تشویق قرار میدهند، بعضی سازمانهای بخش عمومی نیز به مدیرانشان آزادی عمل میدهند تا در جهت بهبود سطح خدمات جامعه مدنی بکوشند که آن را اصطلاحاً کارآفرینی مدنی میگویند.
-
- کارآفرینی پاسخگو[۳۵]:
ائتلاف شمال برای تحقق توسعه پایدار، مفهومی تحت عنوان کارآفرینی پاسخگو را مطرح میکند. کارآفرینی پاسخگو موضوعی است که فعالانه از توسعه پایدار حمایت میکند، به محیط زیست آسیب نمیرساند، اقداماتی در جهت منافع اجتماعی و بهداشت عمومی به عمل میآورد. سازمانهای غیردولتی در هر جامعهای به دنبال تحقق کارآفرینی پاسخگو هستند و برای دستیابی به توسعه پایدار، این مفهوم را مورد توجه قرار میدهند (Thompson & Geoff & Pavlin, 2000, 5). از میان سه دسته بندی مختلفی که در خصوص کارآفرینی به عمل آمده است، تقسیمبندی کورنوال و پرلمن کاربردهای بیشتری در حوزه مدیریت دارد، براساس این تقسیمبندی، بطور کلی، کارآفرینی در قالب سه شکل عمده ظاهر میشود(Cronwall & Perlman, 2000:6-8):
-
- کارآفرینی فردی[۳۶]
-
- کارآفرینی درون سازمانی[۳۷]
-
- کارآفرینی سازمانی یا سازمان کارآفرینانه[۳۸]
-
- کارآفرینی فردی
تشخیص این که کارآفرینان چه کسانی هستند و باید چه کاری انجام دهند تا کارآفرین نامیده شوند. نقطه ثقل مباحث متعددی بوده است. در حقیقت، اکثر افرادی که کارآفرین نامیده میشوند، خودشان را شایسته این نام نمیدانند. یک کارآفرین ایالات مرکزی آمریکا که در برابر گروهی از کارآفرینان آینده سخن میگفت، تا آنجا پیش رفت که اظهار داشت: هیچچیز به عنوان کارآفرین وجود ندارد. علت این امر ریشه در این تعریف ساده دارد که کارآفرینی مفهومی ساده نیست. کارآفرینی شکلهای بسیاری دارد و مشخص نمودن این امر که وظیفه یک کارآفرین چیست، واقعاً دشوار است. مخترعین، وکلا، تجار، آموزش دهندگان و پزشکان همه میتوانند کارآفرین باشند. اگر توجه ما از این که کارآفرین کیست به این منتقل شود که کارآفرین چه کاری انجام میدهد، آنگاه تعریف کارآفرینی روشنتر میگردد. رونستات[۳۹] فرایند کارآفرینی را ایجاد ثروت میداند. با این تعریف، وظیفه شناخت یک کارآفرین به مراتب سادهتر میگردد. کارآفرین فردی است که یک سازمان مستقل را تأسیس یا اکتساب کرده و یا نمایندگی آن را به دست میآورد. در همین راستا، عبارت کلیدی حاصل از این تعریف، «سازمان مستقل» است. علت نیز آن است که در این تعریف تمرکز اصلی بر این مسئله است که ثروت چگونه در سیستم اقتصادی سازمانهای موجود خلق میشود. (Cronwall & Perlman, 2000:9-10)
-
- کارآفرینی درون سازمانی
گیفوردپینکات در کتاب «اَشکال کارآفرینی»، مفهوم کارآفرینی در سازمانها را مطرح کرد. این نوع کارآفرین به فردی اطلاق میشود که در سازمانها فعالیت میکند. مزایای استفاده از این نوع کارآفرینان کاملاً روشن و واضح است، آنها خدمات و محصولات جدیدی را معرفی و تولید می نمایند که این امر باعث رشد و سود شرکت میشود. تحقیقات و نظریات گوناگون نشان میدهند که کارآفرینی در سازمانها نیاز به سازمانی دارد که برای موفقیت درازمدت، از کارآفرینی حمایت کرده و آن را تقویت کند. لازم است که دو حقیقت مهم را درباره کارآفرینی در سازمانها در این مبحث مورد اشاره قرار دهیم. نخست آنکه، فرایند مورد توجه یک کارآفرین سازمانی با فرایند مورد توجه کارآفرینان مستقل تفاوت دارد. درست است که مفهوم کارآفرینی در سازمانها، گسترده است، اما یک کارآفرین مستقل در بازارهای اقتصادی، گستردهتر و انعطافپذیرتر فعالیت میکند. این تفاوت برای هر دو نوع شیوه و شکل کارآفرینی مزایا و مضرات خاصی را به دنبال دارد. دوم آنکه، کارآفرینی درون سازمانی در سازمان رخ میدهد که مانع از کارآفرینی میگردد. به عبارت دیگر، بسیاری از سازمانها در ایجاد محیطی برای کارآفرینی ناتوان هستند. کارآفرینی مجبور هستند تا موفقیت را در میان افراد بیابند که حاضر نیستند به آنها کمک کنند یا واقعاً نمیخواهند موفقیت آنان را شاهد باشند. بنابراین، کارآفرینان سازمانها، افرادی هستند که اغلب در فعالیتهای کارآفرینی سازمانها و بدون حمایت سازمانشان درگیر هستند. البته، این فقدان حمایت، موضوع مهمی نیست. اگر مدیریت بتواند فرایندها و رفتار مناسبی را در یک سازمان ایجاد کند، کارآفرینان سازمانها میتوانند در محیط نسبتاً مناسبی فعالیت کنند. کارآفرینی سازمانی را میتوان خلق، تقویت، اداره و حمایت کرد .(Cronwall & Perlman, 2000:11-13)
-
- کارآفرینی سازمانی یا سازمانهای کارآفرینانه
ژوزف شومپیتر میگوید: «نیازی نیست که کارآفرینی یک کار فیزیکی خاصی باشد. هر محیط اجتماعی روش خاص خود را برای کارآفرینی دارد» یک سازمان میتواند محیطی را فراهم آورد که در آن تمام اعضا بتوانند در انجام امور کارآفرینی شرکت کنند. همانطور که اسکات دگرامو سردبیر مجله «موفقیت» میگوید: «دیگر مالک شرکت تنها فردی نیست که بتوان آن را کارآفرین نامید». افراد بسیاری که سازمانها را رها کرده و خودشان سازمان جدیدی تأسیس میکنند، نمایانگر آنند که اکثر سازمانها قادر نیستند، محیطی را برای کارآفرین خلق کنند. البته برخی افراد فقط برای تأسیس یک سازمان جدید سازمان خود را ترک میکنند و شرایط محیط داخلی سازمان اهمیت چندانی برایشان ندارد. اما بسیاری از افراد، در صورت حمایت مناسب در سازمان میمانند. سازمانی که چنین محیط داخلی را خلق میکند. سازمانی کارآفرین تلقی میشود. البته حضور کارآفرینان در سازمانها، منعکسکننده کارآفرین بودن یک سازمان نیست. روزابت ماس کانتر در کتابش تحت عنوان «اربابان تغییر» کارآفرینی سازمانی را بدین شرح تعریف میکند: کارآفرینان و سازمانهای کارآفرین همواره در حاشیه شرایط رقابتی خود عمل میکنند، بیشتر بر منابع خود تمرکز مینمایندو به آنچه که نمیدانند، بیشتر از آنچه که میدانند توجه دارند. (مانند سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه) آنها خودشان را نه با استانداردهای گذشته، بلکه با دیدگاههای آینده میسنجند و اجازه نمیدهند گذشته، آینده آنها را محدود کند. واقعیت آن است که وقتی کاری در گذشته انجام نشده، نمیتواند در آینده کاربردی داشته باشد. همچنین کاری که در گذشته انجام شده، بدان معنا نیست که باید همچنان استمرار یابد. بنابراین یک سازمان کارآفرین آماده و قادر است تا خود را با محیط متغیر خارج از سازمان تطبیق دهد. امروزه سازمانها با هزاران نوع تغییر مواجه هستند؛ به دلیل ظهور بازارهای جهانی تغییری بنیادی در عرصه اقتصادی رخ داده است؛ جامعه به طرق گوناگون رو به تغییر است که به شدت بر کسب و کار اثر میگذارد. فناوری نیز محکوم به تغییر است؛ مثلاً، تراشههای کامپیوتری دیروز که زمانی یک معجزه تصور میشدند، اکنون بسیار رایج هستند و ابر رسانهها که امروزه وجودشان حیرتانگیز است، فردا یک فناوری جدید را بهمراه خواهند داشت. این تغییرات باعث ایجاد مسیرهای جدید خواهند شد. سازمانهای کارآفرین میدانند که مسیرهای گذشته به ورشکستگی آنها منجر میشوند، بنابراین تغییر یک فرصت است نه یک تهدید. ایجاد یک سازمان کارآفرینی فرایند سادهای نیست. باید به کل سازمان، چگونگی فعالیت گروهها در آن و نهایتاً کارآفرینان سازمانهای بزرگ توجه کرد. کارآفرینی سازمانی نه تنها نیازمند تمرکز بر اهداف و رویههای کیفی و کمی است، بلکه بر افراد و نتایج نیز هست. این امر نیازمند نگرشی متفاوت در قبال کارکنان است، زیرا در اغلب موارد کارمندان واقعاً زیر دست نیستند. در بسیاری موارد، کارمندان کلید سازگاری و تغییری موفق هستند، زیرا اطلاعات لازم برای تغییر کارآمد را در اختیار دارند. ایجاد یک سازمان کارآفرین نیازمند توجه بیشتر به آینده است تا گذشته. این امر نیازمند بررسی فرصتهای شغلی است، نه خطراتی که یک سازمان با آنها مواجه است .(Cronwall & Perlman, 2000:14-17) ۴-۲ ایجاد سرمایه؛ حاصل کارآفرینی سازمانی شکل ذیل، سرمایه جداگانهای را مورد شناسایی قرار میدهد که میتواند به وسیله کارآفرینی و کارآفرینان ایجاد میشود. شکل ۱ـ۲: سرمایههایی که بوسیله کارآفرینان ایجاد میشود سرمایه مالی، ایجاد ثروت را نشان میدهد، که نتیجه یک کسب و کار انتفاعی است. سرمایه اجتماعی، منابع جامعه را نشان میدهد که نوعاً نتیجه کارآفرینی اجتماعی است. در حالی که سرمایه هنری چیزهای ناملموستری را نشان میدهد که زندگی انسانها را پرنشاط میکندو احساس رضایت را ایجاد میکند. سرمایه محیطی نیز با پایداری منابع طبیعی سر و کار دارد. بعضی کسب و کارها، سرمایه مالی و اجتماعی ایجاد کرده و از محیط نیز محافظت میکنند و برخی نیز تمامی این سرمایهها را به صورت توأمان ایجاد می نمایند. البته بعضی کسب و کارهای انتفاعی به علت تمرکز قوی مالی برای کسب قدرت و ثروت، سرمایه اجتماعی، هنری و محیطی را ویران میسازند. علاوه بر آن، فقدان منابع مالی یا سرمایه مالی میتواند کارآفرینی اجتماعی را محدود سازد و مانع توانایی کارآفرینان اجتماعی برای خلق سرمایه اجتماعی شود (Thompson & Geoff & Lees, 2000:2). بیشتر نوشتههای راجع به کارآفرینی، عمدتاً به عنوان محرک سرمایهداری و فعالیت اقتصادی بوده است. هرچند که، وقتی اقتصاد تنزل (رکود) پیدا میکند اثر منفی بر جوامع محلی دارد و این جوامع، هم نیاز به تولد مجدد اقتصادی، و هم اجتماعی دارند. همانند کارآفرینان اقتصادی، جوامع به کارآفرینان اجتماعی نیز نیاز دارند، یعنی افرادی که تشخیص دهند در کجا فرصت ارضاء بعضی نیازهای ارضاء نشده که سیستم رفاه دولتی نتوانسته آنها را برآورده سازد، وجود دارد و همچنین کسانی که منابع ضروری را کنار یکدیگر جمع نمایند (افراد، داوطلبان، پول و ساختمان و …) در نیمه اول قرن ما آموختیم که جامعه بدون کمک حکومت در جهت فراهم نمودن خدمات ضروری و امنیت، نمیتواند به اهدافش دست یابد. در نیمه دوم نیز ما فرا گرفتیم که حکومت بدون انرژی و تعهد دیگران (سازمانهای داوطلبانه، سازمانهای خصوصی و …) نمیتواند به اهدافش دست یابد(Thompson & Geoff & Less, 2000:4). مطالعات کارآفرینی همواره متوجه سطح فردی و صرفاً جنبهه ای اقتصادی شروع یک کسب و کار جدید و توسعه کسب و کار بوده است. کارآفرینی اجتماعی با چارچوبی سر و کار دارد که هم کارآفرینی در حوزه اقتصادی و هم کارآفرینی در حوزه اجتماعی را تحلیل میکند. بین مدل عمومی سنتی کارآفرینی فردی که شرکتی را ایجاد می کند، با فعالیتهای ابتکاری که شامل بیش از یک فرد میشود، تفاوت وجود دارد. مفهوم کارآفرینی اجتماعی، کارآفرینی در یک زمینه اجتماعی برای سازمانهای غیرتجاری و اقتصاد اجتماعی را در بر میگیرد. از دهه ۱۹۸۰ میلادی رشد عظیمی در مطالعات کارآفرینی بوجود آمده است و بیشترین رشد مربوط به حوزه مطالعات صنایع کوچک و متوسط بوده است، اما به هر حال مختصر مطالعاتی در زمینه کارآفرینی قومی و اجتماعی صورت گرفته است، به صورتی که گونههایی از این مطالعات در ادبیات کارآفرینی قابل ملاحظه است. در این مطالعات هم رشتهها و هم موضوعات قابل دسته بندی است؛ برای نمونه کنفرانس بابسون، ۲۵ مطالعه پیمایشی در این زمینه ارائه میکند. علیرغم آنکه تصور عمومی این است که کارآفرینان با انگیزه ثروت اندوزی تحریک میشوند. خلق کسب و کارهای مخاطرهآمیز جدید محدود به بخش اقتصادی نبوده است. روحیه کارآفرینی هر ساله در خلق هزاران سازمان غیرانتفاعی بازتاب داشته است. تامپسون و بولتون[۴۰] معتقدند کارآفرینان افرادی هستند که از روی عادت و برای ایجاد ارزش، از فرصتهای به دست آمده به خلاقیت و نوآوری روی میآورند. کائو[۴۱] کارآفرینی را به عنوان فرایند افزودن چیزی جدید (خلاقیت) و چیزی متفاوت (نوآوری) به منظور خلق ثروت برای افراد و ارزش افزوده برای جامعه تعریف میکند(احمدپور داریانی، ۱۳۸۰: ۷۵-۷۴): این تعریف کمک میکند به اینکه با چه معیارهایی میتوان کارآفرینان اجتماعی را تشخیص داد:
-
- کسب و کارهای بازرگانی (انتفاعی) که تعهداتی برای کمک به جامعه و محیط دارند؛
-
- موسسات اجتماعی که دارای اهداف اجتماعی وسیعی هستند، اما هنوز کسب و کار تجاری دارند؛
-
- بخش داوطلبانه
۵-۲ ضرورت کارآفرینی در سازمان امروزه بسیاری از شرکتها به لزوم کارآفرینی شرکت پی بردهاند. در واقع این گونه تغییر گرایش در استراتژی، در پاسخ به سه نیازی است که بر شرکتها تحمیل گردیده است: ۱) افزایش سریع رقبای جدید ۲) ایجاد حس بیاعتمادی نسبت به شیوههای مدیریت سنتی در شرکتها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۸) روشهای تجزیه و تحلیل دادهها به جهت توصیف متغیرها از spssو به جهت بررسی فرضیهها و پاسخ به سوالات تحقیق از روش بررسی تحلیل مسیر و رگرسیون با بهره گرفتن از نرم افزار SMART PLS استفاده خواهد شد. فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده و اطلاعات ۴-۱) مقدمه انواع روشهای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش، با توجه به نوع تحقیق، مسئله تحقیق، ماهیت فرضیه ها، نوع نظریهسازی، ابزار به کار رفته برای جمعآوری اطلاعات و … متفاوت هستند، ولی با این وجود میتوان اذعان نمود که این روشها دارای مراحل مشترکی هستند. از این منظر، تجزیه و تحلیل و گزارش نویسی داده های پژوهش، فرآیندی چند مرحله ای است، که طی آن دادههایی که از طریق به کارگیری ابزارهای جمعآوری اطلاعات فراهم آمدهاند؛ خلاصه، کدبندی، دستهبندی و در نهایت پردازش میشوند، تا زمینه برقراری انواع تحلیلها و ارتباطها بین این داده ها به منظور آزمون فرضیه ها فراهم آید. در واقع تحلیل اطلاعات شامل سه عملیات اصلی میباشد: ابتدا شرح و آماده سازی داده های لازم برای آزمون فرضیه ها؛ سپس تحلیل روابط میان متغیرها و در نهایت مقایسه نتایج مشاهده شده با نتایجی که فرضیه ها انتظار داشتند (کامپن هود و کیوی، ۱۳۸۷). بر این اساس در پژوهش حاضر تفسیر و تجزیه وتحلیل داده های جمعآوری شده از جامعه مورد مطالعه، در قالب آمار تحلیلی و به دو صورت آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفته است. به طوری که ابتدا داده های مربوط به هر یک از متغیرها که از پاسخ پرسشنامه استفاده شده منتج شده است، در قالب شاخص های عددی آماری توصیف گردیده و شناخت کافی از پراکندگی و ویژگیهای جمعیتشناختی و توصیف پاسخ دهندگان در بخشهای مختلف پژوهش حاصل شده است. در ادامه فرضیه های پژوهش مورد آزمون قرار گرفتهاند. گذر از مراحل بالا مستلزم استفاده از روشهای تحلیل آماری مناسب و اطمینان از دقت و صحت این استنباط ها است، که در طی پژوهش با حساسیت بالایی، رعایت و بازنگری شده اند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴-۲) آمار توصیفی ۴-۲-۱) جنسیت پاسخگویان با توجه به شکل و نمودار ارائه شده مشاهده می شود که از ۲۴۳نمونه انتخاب شده ۱۰۹ نفر (۹/۴۴ درصد) مرد و ۱۳۴ نفر(۱/۵۵ درصد) زن بوده اند.. نتایج مربوطه در جدول(۴-۱) و نمودار (۴-۱) ارائه شده است. جدول ۴-۱) توزیع فراوانی و درصد جنسیت پاسخگویان
درصد تجمعی درصد فراوانی
۴۴٫۹ ۴۴٫۹ ۱۰۹ مرد جنسیت
۵۵٫۱ ۵۵٫۱ ۱۳۴ زن
۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۰ ۲۴۳ جمع
به منظور مشاهده اطلاعات موجود در جدول فوق بصورت بصری نمودار میلهای توزیع فراوانی آزمودنیها را بر حسب جنسیت آنها رسم مینمائیم شکل زیر نمودار توزیع فراوانی پاسخ دهندگان را بر اساس جنسیت آنها نشان میدهد. نمودار ۴-۱) نمودار توزیع فراوانی جنسیت پاسخگویان ۴-۲-۲) سن پاسخگویان با توجه به شکل و نمودار ارائه شده مشاهده می شود که از ۲۴۳نمونه انتخاب شده ۶ نفر (۵/۲درصد) زیر ۲۰ سال؛ ۷۲ نفر (۶/۲۹ درصد) بین ۲۰تا۳۰ سال؛ ۸۰ نفر (۹/۳۲ درصد) بین ۳۰ تا ۴۰ سال؛ ۵۸ نفر (۹/۲۳ درصد) بین ۴۰ تا ۵۰ سال و ۲۷ نفر (۱/۱۱ درصد) بالای۵۰ سال بودهاند. نتایج مربوطه در جدول (۴-۲) و نمودار (۴-۲) ارائه شده است. جدول ۴-۲) توزیع فراوانی و درصد سن پاسخگویان
درصد تجمعی درصد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مخور نادان، غم تاریکی شب ها که می آید ندیم خویش می سازی مرا لیکن از آن ترسم
کجا چشمی که بیند آن تماشایی که من دارم که چون انجم درخشد داغ سیمایی که من دارم نداری تابِ آن آشوب و غوغایی که من دارم (همان: ۳۳۴).
ویژگی های اشعار اقبال دربارۀ سبک اشعار و زیربنای افکار سیاسی اجتماعی اقبال، باید اضافه کرد تحولاتی که بر اثر نهضت آزادی خواهی در صد سال اخیر در شبه قارّه ی هندوستان پدید آمد، تأثیر عمیقی در اندیشه ی شاعران آن سامان به جای گذارد و سبب تغییرات زیادی در شیوه ی گفتار و اندیشه ی آنان شد و این تغییرات به صورت انقلاب فکری و دگرگونی اوضاع موجود در هندوستان تجلّی می کرد و همان گونه که انقلاب مشروطیت در ایران، آبستن حوادث مختلف سیاسی، اجتماعی و فکری بود؛ به همین جهت دگرگونی و نوگرایی ویژه ای در اشعار شاعران شبه قارّه ی هند پدید آورد که اشعار اقبال برجسته ترین نمونۀ آن است. از نظر زبان شاعری اقبال نیز باید گفت، که وی بیشترین اشعار خود را به زبانی غیر از زبان مادری اش، یعنی فارسی سروده است. خود اقبال در مورد این که بیشتر به زبان فارسی شعر سروده چنین می سراید:
هندی ام، از پارسی بیگانه ام
ماه نو باشم، تهی پیمانه ام
سبک شعر اقبال در اصل، سبک خاصّ خود اوست که در آن افکار نوین را به شیوه ای خاص، در قالب های قدیم ریخته است. مقصود نهایی اقبال از شاعری، بهبود و پیشرفت عالم انسانی در معنویات است. اقبال در شعرگویی خود، نظر اجتماعی سیاسی داشت و در درجه ی اوّل می خواست، که وجدان فرهنگی هموطنان مسلمان خود را به حرکت آورد که این مقصود بعدها به استقلال هند، و ایجاد کشور پاکستان کمک کرد. علّامه اقبال در هر نوع شعر، طبع آزمایی کرد، ولی از انواع شعر آن چه بیشتر مورد توجّه او بود شامل: غزل، دوبیتی و مثنوی است. اشعار او در سبک خراسانی بسیار محدود است، امّا بیشتر تحت تأثیر شاعران عارف پیشه ی سبک عراقی، به ویژه از جهت ظاهر به حافظ و از نظر معانی به مولوی نزدیک است. در سروده های اقبال، بازتاب فکر و فنّ سخنوری مولانا، چه از نظر برداشت های عرفانی و فلسفی و چه از جهت اشارات قرآنی و روایتی کاملاً دیده می شود که، علّامه نیز همانند مولوی چکیده ی جهان آفرینش را انسان می داند و پیامبر(ص) از نظر او انسان کامل است(بهرامی :۲۱-۲۴). طریقه ای که اقبال در برابر انسان شرقی می گذارد، آن است که پس از اعتقاد محکم به اسلام، کار و سادگی و قناعت و عزّت نفس را در پیش گیرد و از مرگ نترسد. اقبال می خواهد از اصل و پایه شروع کند، طبیعت و مسیر فکری انسان زمان خود را تغییر دهد، تا از او یک انسان خودآگاه بسازد، همان گونه که مولانا در پی انسان کامل بود. وی تا حدّی شبیه به ناصر خسرو است. شعر نمی گوید برای آن که سخن خوشایند زیبایی گفته باشد. شعر می گوید برای آن که از آن خاصیت درمانی بجوید، به همین جهت در کلام او وصف طبیعت نیست، غزل عاشقانه نمی بینیم. اقبال برای زن یا معشوق نمی سراید. موضوع شعر و مخاطب کلام او مردم هستند. اقبال شاعرِ انسان دگرگون شونده است که باید تغییر بنیادی را از خویش شروع کند تا این خود به خود به تغییر بیانجامد(همان، ۳۳). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
جبّاری در کتاب اقبال در آیینۀ اشعارش چنین می آورد:« شعر اقبال به دو جهت قابل تأمّل است. نخست الهامات زبانی او، و دو دیگر معانی بلند شعرش. هیچ شاعری شعر نمی گوید مگر ان که متلقّی الهاماتی باشد که در قالب کلمات بر او اعطا می شود. شاعر، لسان الغیب است و زبان او پرده از اسراری می گشاید که جز بدین زبان نمی توان گشود. هیچ شاعری تصمیم به شعر گفتن نمی گیرد و نمی تواند بگیرد. شعر بر زبان جاری می شود و شاعر در مقام طوطی صفتی، هر چه اُستاد ازل گفت بگو، می گوید. شعر اقبال فی نفسه گواه این کلام لسان الغیب، حافظ کلام الله مجید است که فرمود:
بارها گفته ام و بار دگر می گویم در پس آینه طوطی صفتم داشته اند
که منِ دلشده این ره، نه به خود می پویم هر چه اُستاد ازل گفت، همان می گویم
اقبال به زبانی غیر از زبان مادری اش شعر می سرود، گرچه بدان زبان نیز سروده است، که البتّه در برابر اشعار فارسی او بسیار اندک است. او حتی به زبان فارسی هم تکلّم نمی نمود و گویی برایش بسیار دشوار بود، امّا به فارسی شعر می سرود، و چه زیبا می سرود. زبان فارسی شعر اقبال خود گواه این مدّعاست که شاعر نه به خود، بل به اراده و عنایت دیگری زبان به شعر می گشاید. چه بسیارند فارسی زبانانی که قادر به بیان یک بیت و حتّی مصرعی شاعرانه نیستند. شعر اقبال در معانی بلند خود سیری است در این عوالم، که نشان از گذشت شاعر از عالم غفلت زدگی و تقرّب به عالم حقایق دارد. اقبال در این سیر و سلوک شاعرانه و البتّه حکیمانه ی خود در طریق لااله الّا الله گام نهاده بود، که مقام لای آن، نفی اله های دروغین فرنگ، و مقام الّای آن، اثبات حقایق دینی و مشرق انوار وجودی است. اقبال در سفر به فرنگستان نه تنها نظیر تازه به دوران رسیده های شرقی اصالت خود را نباخت؛ بل با بصیرتی حکیمانه، سعی در کشف و ادراک چیزی داشت که تمدّن غربی با تمام عرض و طول و زرق و برق خود بر روی آن بنا شده بود. دیدن پس پرده ی غرب و تمدّن غربی، شاخ نبات دیگری بود که به یُمنِ سلوک نظری و عملی او، مستحقّ آن گردیده بود. زبان اقبال در غزل نیز مانند مثنوی، شیرین و پرمغز است. مجموعه ی غزلیات او که در چند دفتر جمع آمده است، هر یک حاوی مضامین حکمی و اخلاقی زیبایی است، که هم حال و هوای مضامین سبک عراقی را دارد و هم ظرایف خیال انگیز سبک هندی را به یاد می آورد. خود او می گوید:
نوای من به عجم آتش کهن افروخت
عرب ز نغمه ی شوقم هنوز بی خبر است (جبّاری، ۱۳۸۷: ۱۷-۲۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دنبال کردن توان راکتیو مرجع، که در این حالت تا جایی که ظرفیت مبدل اجازه دهد میزان توان راکتیو تزریقی به شبکه با توان راکتیو مرجع برابر باقی میماند. در این حالت توربین بادی مثل یک منبع توان راکتیو-توان اکتیو ثابت عمل میکند. تصحیح ضریب توان که در این حالت توان هدف دنبال کردن یک ضریب توان مشخص از طریق تولید توان راکتیو است. بنابر نیاز شبکه یکی از روش های فوق برای تامین توان راکتیو در نظر گرفته میشود.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
با در نظر داشتن اینکه مبدل الکتریکی ماشین سنکرون را از شبکه ایزوله میکند و همچنین اینکه استفاده از یک کنترلر سریع و پایدار برای مبدل سمت ماشین میتواند ولتاژ رابط جریان مستقیم را ثابت نگه دارد، در بسیاری از مطالعات دینامیکی به جای در نظر گرفتن کل مدل ماشین سنکرون و مبدل تنها از مدل سازی مبدل سمت شبکه و سیستم کنترلی آن استفاده میشود [۳۵-۱۱،۳۴]. اینگونه مدل سازی علیرغم اینکه ممکن است نسبت به مدلسازی کل سیستم از دقت پایین تری برخوردار باشد، از پیچیدگی معادلات سیستم به شدت میکاهد و تاثیر زیادی بر کاهش حجم محاسبات نیز دارد. در این مطالعه قسمت مبدل الکتریکی و کنترلر های آن مدل سازی میشوند. به منظور تامین توان راکتیو از روش تزریق توان راکتیو بنابر یک توان راکتیو مرجع (حالت دوم در بالا) استفاده میشود. شکل ۲-۲ مبدل سمت شبکه یک توربین بادی با مبدل تمام توان را نشان میدهد. به منظور به دست آوردن معادلات حالت سیستم باید تمامی اجزایی که در دینامیک سیستم موثرند مدل سازی شوند. بدین منظور میتوان این سیستم را به دو قسمت تقسیم کرد که عبارتند از سیستم مبدل قدرت و سیستم کنترلی. سیستم مبدل قدرت متشکل از سلف ها و مقاومت هایی است که در سر راه انتقال توان از این مبدل به شبکه وجود دارند. سیستم کنترلی نیز متشکل است از سیستم کنترل توان راکتیو، سیستم کنترل توان اکتیو، فیلتر هایی که برای اندازه گیری ولتاژ و جریان به کار میروند و حلقه قفل فاز[۸۳] که مسئولیت تعیین زاویه فاز[۸۴] را بر عهده دارد. در ادامه به بررسی این دو قسمت میپردازیم. شکل ۲-۲- مدل توربین بادی با مبدل تمام توان
مدل سازی سیستم قدرت بنابر شکل ۲-۲ سیستم انتقال قدرت از مبدل به شبکه متشکل از سلف و مقاومت است. این معادلات در مبنای سه فاز abc به صورت زیر هستند:
از آنجایی که در اینجا سیستم سه فاز متعادل مورد بررسی قرار خواهد گرفت، مقدار تمامی سلف ها و مقاومت ها در رابطه بالا برابر خواهند بود. در نتیجه تمامی مقادیر سلف را با Ls و مقادیر مقاومت را با Rs نشان خواهیم داد. این معادلات باید با بهره گرفتن از تبدیل ۲-۷ به چهارچوب dq با مرجع محلی برده شوند. به علاوه با توجه به اینکه متغیر های حالت باید جریان ها باشند، با تغییر چیدمان در معادلات ۲-۳۳، معادلات بالا به صورت زیر تغییر میکنند:
بنابر شکل ۲-۲ متغیر های با زیر نگاشت G مربوط به سمت مبدل و متغیر ها با زیر نگاشت T متعلق به پارامتر های سمت شبکه هستند. در رابطه ۲-۳۴ جریان های d و q با یکدیگر جفت شدگی[۸۵] دارند. برای از بین برداشتن این ارتباط دو متغیر جدید معرفی میشوند که به قرار زیر است:
با بهره گرفتن از متغیر هایی که در بالا تعریف شد رابطه ۲-۳۴ به صورت زیر تغییر میکند:
با داشتن معادلات دیفرانسیل حاکم بر سیستم قدرت مبدل میتوان معادلات فضای حالت آن را به فرم ۲-۲ به دست آورد. باید به این موضوع توجه داشت که معادلات دیفرانسیل ۲-۳۶ ذر مبنای مرجع خود ماشین هستند و باید به مبنای مرجع سراسری برده شوند. بدین منظور اختلاف فاز این مبدل با فاز مرجع سراسری را به صورت زیر تعریف میکنیم:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بسیاری از کارشناسان برای حرکت سازمانها به سمت مدیریت منابع انسانی الکترونیک چهار دلیل را ارائه می دهند که سازمانها باید به آن توجه داشته باشند که این دلایل عبارتند از:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
تمرکز بخش منابع انسانی وسیستم الکترونیک بر روی مسائل و عوامل استراتژیک. انعطاف پذیری در سیاست گذاری و اجرا. تاکید برکارایی بخش منابع انسانی و کاستن هزینه ها (سخت گیری در هزینه نمودن). نقش خدمات رسانی به مدیران وکارکنان. این چهار هدف مدیریت منابع انسانی الکترونیک را به اختصار استراتژی مداری، منعطف ، کارا و خدمت گذار بودن معرفی می کنند .از این رو در بسیاری ازشرکتها هدف ازمعرفی و پیاده کردن مدیریت منابع انسانی الکترونیک، استاندارد سازی و هماهنگی فعالیتها وسیاستهای منابع انسانی دربین همه بخشهای شرکت و تصویر شرکت به عنوان یک هویت جهانی است نه یک بخش مجزای بین المللی. هدف اول یعنی استراتژی مداری باعث می شود تا مدیریت منابع انسانی رویکردی استراتژیک یابد و همراه با توسعه فن مدیریت منابع انسانی الکترونیک با استفاده ازفن آوری اطلاعات همراه شود . هدف دوم و سوم باعث می شود تا سازمان علاوه بر انعطاف پذیر بودن نسبت به تغییرات محیط با حداکثر سرعت و کمترین هزینه کارآمدتر از دیگر سازمانها ازمزایای این سیستم استفاده نماید و درعین حال با خدمت رسانی به کاربر داخلی و خارجی هدف چهارم را تحقق بخشد .از این رو اگرسازمانها در مدیریت منابع انسانی الکترونیک هر چهار بعد فوق را ببینند و به آن تمایل یابند می توانند گامهای دیگر را برای پیاده سازی آن طی کنند. (نوری زاده،۱۳۸۴:۹۰). گام سوم :آشنایی با حوزه های اجرای مدیریت منابع انسانی الکترونیک با توجه به مدیریت منابع انسانی: بر اساس گفته رایت و دایر[۳۹] سه حوزه انتخابی برای اجرا وپیاده سازی خدمات منابع انسانی به صورت الکترونیکی مشخص شده است که عبارتند از: ۱- مدیریت منابع انسانی سوداگر[۴۰] . ۲- مدیریت منابع انسانی سنتی[۴۱] . ۳- مدیریت منابع انسانی تحول گرا[۴۲] . از سوی دیگرلیپک و اسنل[۴۳] تمایز مشابهی را به صورت زیرآورده اند : مدیریت منابع انسانی عملیاتی[۴۴] . مدیریت منابع انسانی ارتباطی[۴۵] . مدیریت منابع انسانی تحول گرا[۴۶] . لازم به توضیح است که انتخاب هر یک از حوزه های فوق به سیاستهای منابع انسانی و سازمان وابسته است. به عبارتی گام سوم به گام اول پیاده سازی مدیریت منابع انسانی الکترونیک وابسته است که در نمودار۲-۵ نیز این تاثیر با پیکان نشان داده شده است .(به نمودار۲-۵ نگاه کنید). نمودار ۲-۵ : تبیین حوزه های مدیریت منابع انسانی الکترونیک براساس سیاستهای مختلف. منبع:(حسینی،۱۳۸۶: ۶۲) همانطور که در نمودار۲-۵ آمده است سیاستهای سازمان و منابع انسانی بر هرکدام ازاین نوع مدیریت منابع انسانی الکترونیک تاثیر می گذارد و به عبارتی حوزه های اجرایی آن را تعیین می نماید . جهت دار بودن فلشهای مربوط به سیاستهای منابع انسانی و ارتباط دو سویه حوزه های مدیریت منابع انسانی الکترونیک به آن معنی است که سازمانها می توانند با توجه به سیاست خاص خود درهرموقعیت مکانی و زمانی و با توجه به شرایط محیطی ، حوزه خاصی از مدیریت منابع انسانی الکترونیک را مورد استفاده قرار داده تا اهداف (استراتژی مداری ، انعطاف ، کارایی و خدمت رسانی) تحقق یابد. توجه به این موارد و از سوی دیگرآشنایی با حوزه های اجرایی مدیریت منابع انسانی الکترونیک (مدیریت منابع انسانی عملیاتی ، مدیریت منابع انسانی ارتباطی ، مدیریت منابع انسانی تحولگرا ) به سازمانها کمک می کند تا با دیدی جامع تر فرایند پیاده سازی مدیریت منابع انسانی الکترونیک را دنبال کنند، لذا شناخت این حوزه های اجرایی جهت پیاده سازی درست مدیریت منابع انسانی الکترونیک ضروری است : ۱- حوزه مدیریت منابع انسانی عملیاتی: مربوط به فعالیتهای اساسی منابع انسانی که در حوزه اجرا می شود. سیستمهای اطلاعاتی پرداخت حقوق وجمع آوری داده های پرسنل دراین حوزه قرارمی گیرند . به عنوان مثال در گذشته اطلاعات پرسنلی کارکنان بصورت دستی و در پرونده های مختلفی نگه داشته می شد و برای اکثر سازمانها بایگانی و حفظ این پرونده ها مشکلات بسیاری به همراه داشت که در نتیجه با بهره گرفتن از سیستمهای اطلاعاتی مبتنی بر وب این امکان برای سازمان و کارکنان آن به وجود آمد که به راحتی اطلاعات خود را روزآمد کنند و مشتریان نیز به راحتی به این اطلاعات دست یابند یا در بخش فروش نیز کارکنان می توانند اطلاعات مشتریان خود را در دسترس ببینند و با آنان تعامل داشته باشند. ۲- حوزه مدیریت منابع انسانی ارتباطی : مربوط به فعالیتهای توسعه ای منابع انسانی است . دراینجا تاکید بر اجرا نیست بلکه، برروی ابزار منابع انسانی است که به فرآیندهای اساسی کسب وکار مثل استخدام وانتخاب نیروهای جدید، آموزش، مدیریت ارزیابی و عملکرد و پاداش کمک می کند . به عنوان مثال انتخاب واستخدام که ازطریق یک وب سایت انجام می شود. در گذشته استخدام و جذب کارکنان از طریق درج آگهی در روزنامه ها وغیره اتفاق می افتاد، اما ازطریق سیستم مدیریت منابع انسانی الکترونیک متقاضیان کاراز طریق اینترنت و وب سایت سازمانها می توانند رزومه خود را ارسال نمایند یا در آزمون ها شرکت نمایند . برای ارتقاء کارکنان در داخل سازمان نیز افراد می توانند از طریق سیستمهای پشتیبانی علمی برای مدیران و ارزیابی الکترونیک عملکرد وارد عمل شوند. ۳- حوزه مدیریت منابع انسانی تحولگرا : به فرآیندهای تغییرسازمانی، جهت گیری استراتژیک، مدیریت شایستگی استراتژیک و مدیریت دانش استراتژیک مربوط می شود. دراین حوزه تغییرات بسیار بیشتراست. بدان معنی که به وسیله یک مجموعه منسجم ازابزارهای مبتنی بر وب سایت ، کارکنان قادر خواهند بود تا همراه با انتخابهای استراتژیک سازمان حرکت کنند و توسعه یابند ، در حالی که درگذشته با یک روش سنتی یک حکم دستوری کاغذی صادر می شد و تا زمانیکه این دستور توزیع و دراختیار کارکنان قرار نمی گرفت عملا بازخوری از سوی کارکنان دریافت نمی شد . در این سطح مدیریت منابع انسانی الکترونیک به سازمان کمک می کند تا کارکنان از طریق وب سایت داخلی سازمان با یکدیگر تعامل داشته و در سریع ترین زمان ممکن ، اطلاعات را دریافت و تبادل کنند و حتی از این طریق در تصمیم گیری سازمان شرکت کنند . از ویژگی های قابل توجه دیگر این سیستم آن است که کارکنان این امکان را دارند حتی بدون حضور در محل کار وارد سیستم نامه نگاری مکانیزه سازمان شده و نامه های ارجاعی خود را مشاهده نمایند و بر روی آن ها اقدام کنند و یا به صورت گفتگوی الکترونیکی با مقام مافوق یا مشتریان خود تعامل نمایند. فعالیتهای فوق را می توان به صورت طیفی از مراحل تحول منابع انسانی در نظر گرفت که با توجه به هر مرحله سازمان ها بخشی از آن را به سیستم های اطلاعاتی واگذار می کنند . برهمین اساس ، مدیریت منابع انسانی الکترونیک با توجه به وظایف مدیریت منابع انسانی درگذشته، حال وآینده به ترتیب بر اجرا و ثبت کردن ، بکارگیری ابزارهای مدیریت منابع انسانی عملیاتی و نقش استراتژیک تمرکز می کند . برای تحقق این امر با توجه به نوع رویکرد سازمان ونوع مدیریت منابع انسانی حتی می توان مشخص نمود که کدام فعالیت باید به صورت رودررو و کدام ازطریق وب انجام شود. در واقع این حوزه ها به سازمان این امکان را می دهد تا از این سیستم در دو سطح وسیع (حوزه ارتباطی و تحول گرا) یا استراتژیک و یا به صورت خاص و محدود (حوزه عملیاتی ) یا سنتی استفاده نماید. به عبارتی این فرایند را می توان به صورت یک پیوستار درنظرگرفت که حداقل آن در استفاده از IT[47] ، سیستم اطلاعات مدیریت منابع انسانی و بکارگیری حداکثرتوان موجود در استفاده از IT، مدیریت منابع انسانی الکترونیک است. گام چهارم: نظارت بر پیاده سازی مدیریت منابع انسانی الکترونیک و دستیابی به نتایج مورد نظر : با نظارت دقیق برفرآیند پیاده سازی مدیریت منابع انسانی الکترونیک و بکارگیری فن آوری اطلاعات دو رویداد مهم باید در سازمان رخ دهد که نظارت و توجه به آن برای مدیران بسیار مهم است . این دو رویداد مهم عبارتند از: ۱- توسعه حرفه ای: یکی از نشانه های عملیاتی انسان توسعه یافته که به اشتغال کمک می کند و یا فرایند اشتغال را تسهیل می سازد، داشتن مهارتهایی است که زمینه های رشد و توسعه را ایجاد نماید . زمانی که ظرفیت های مهارتی آماده توسعه باشد ولی محتوای متناسب با آن فراهم نشود، مهارت ها بعد از مدتی کهنه شده و نیاز سازمان و فرد را برآورده نمی کند. در این زمان، اطلاعات ظرفیتهای خالی و کهنه شده را جانی دوباره می بخشد و به توسعه مهارتهای کارکنان کمک می رساند و این به خاطر آن است که اطلاعات جدید توقعات جدیدی را در افراد سازمان ایجاد و بعد از مدتی اطلاعات تبدیل به روش کار و مهارت می گردد و جبهه های جدید مهارتی و کاری ایجاد می شود. به طور کلی فن آوری اطلاعات و استفاده از مدیریت منابع انسانی الکترونیک ، در ابعاد زیر به توسعه مهارتی کارکنان کمک می کند و بهره وری سازمان را بهبود می بخشد. الف - مهارتهای کهنه را بازسازی می کند. ب - ظرفیتهای خالی قبلی را تکمیل می سازد. ج - مهارتهای جدید به وجود می آورد. د - بین مهارت کارکنان پیوند ایجاد می کند. ه- مهارت آموزی فرآیندی می شود (سلطانی،۱۳۸۲:۸۸). ۲- نهادینه شدن تغییر و نوآوری : زمینه و محور خلاقیت وجود اطلاعات کافی است تا بتوان اطلاعات را با همدیگر ترکیب و مجموعه های جدیدی را ساخت که دارای ویژگی و کاربردهای جدیدی هستند. نهادینه شدن تغییر و نوآوری بستگی به برخورد انسان با اطلاعات تولیدی دارد. به عبارتی زمانی که نفوذ مدیریت منابع انسانی الکترونیک و میزان پذیرش از سوی افراد کم باشد ، در این وضعیت تغییری ایجاد نخواهد شد و همه تلاش و انرژی صرف حفظ وضع موجود می شود . زمانی که نفوذ مدیریت منابع انسانی الکترونیک زیاد ولی افراد زمینه پذیرش نداشته باشند، اطلاعات بدون مشتری می ماند و نتیجه ای عاید نمی گردد و زمانی که نفوذ اطلاعات کم ولی پذیرش آن زیاد باشد در فضای تشنگی اطلاعات، خلاقیت حاصل می شود و شکل مطلوب این است که نفوذ این سیستم زیاد و میزان پذیرش هم زیاد باشد که حاصل آن تلفیق خلاقیت و تغییر است (به جدول۲-۳ نگاه کنید) .(۲۰۰۵:۵۷۰،Benodvrak). جدول۲-۳ : نهادینه شدن تغییر و نوآوری
| بروز خلاقیت ونوآوری و نهادینه شدن آن |
عدم استفاده موثر از اطلاعات |
| کمبود اطلاعات و بروز خلاقیت |
عدم خلاقیت و تغییر |
میزان پذیرش کم زیاد میزان نفوذ E-HRM کم زیاد (۲۰۰۵:۵۷۰،Benodvrak) علاوه برآن بیر[۴۸] وهمکارانش معتقدند که نتایج اجرای مدیریت منابع انسانی الکترونیک با توجه به رویکرد مدیریت منابع انسانی و نوع مدیریت منابع انسانی الکترونیک عبارت است از:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پاکپور رودسری، ایمان.(۱۳۸۷). “ تأثیر بازار محوری بر عملکرد بازرگانی شرکت های عضو بورس اوراق بهادار ". پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت. پژوهی، نیلوفر.(زمستان ۱۳۹۰). “تاثیر اهرم مالی بر انحراف تورمی ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” .پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد رشت. پیرس، جان. رابینسون.(۱۳۸۹). “برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک(جلد۱)” .ترجمه سهراب خلیلی شورینی. تهران : انتشارات یادواره کتاب. تقی زاده، رسول. فضلی، صفر.(۱۳۹۰). “روش اندازه گیری عملکرد شرکت ها با بهره گرفتن از رویکرد ترتیبی آنالیز خاکستری و تاپسیس فازی” . چشم انداز مدیریت صنعتی، شماره ۲ ، ص ص ۱۵۰-۱۲۵٫ تهرانی، رضا. حصبایی، آمنه .احمدی نیا ،حامد.(۱۳۹۰). “بررسی ارتباط معیارهای و شاخص های ارزیابی عملکرد منتخب در ارزیابی عملکرد شرکت های سرمایه گذاری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار” .بررسی های حسابداری و حسابرسی، شماره ۶۵ ، ص ص ۴۰-۱۹٫ تیموری ، ابراهیم. علی اکبری، محمد حسن.(۱۳۸۸). “اندازه گیری عملکرد کسب و کار(جلد اول)” . تهران : دانشگاه علم و صنعت ایران. جلالی فریز هندی، سید حسین .غدیر شکیبا، جمال.(۱۳۹۰). “بررسی عوامل تاثیر گذار بر حسابداری مدیریت استراتژیک و ارتباط آن با بهبود عملکرد شرکت” دومین کنفراس مدیریت اجرایی. حاجی کتابی، علی. کیائی، بتول . نصیری، نسترن.(۱۳۸۷). ” بررسی و تبیین ماهیت مدیریت عملکرد با توجه به الگوی BSC “. مجموعه مقالات کنفراس ملی مدیریت عملکرد ،جهاد دانشگاهی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، ص ص ۲۰-۱ . حاجی جباری، علیرضا.سر آبادانی، مهدی .(۱۳۸۶). “راهنمای کاربردی ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی(جلد اول)“. تهران : مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران. حاضر، منوچهر .(۱۳۷۴). “تصمیم گیری در مدیریت(جلد اول)“. چاپ سوم، تهران : مرکز آموزش مدیریت دولتی. حافظ نیا، محمدرضا.(۱۳۸۸).”مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی” .تهران : انتشارات سمت. حسن زاده، رسول . نژاد ایرانی، فرهاد. لطف الله حقی، ماهرخ.(۱۳۸۸). ” بررسی تطبیقی تأثیر معیارهای عملکرد مالی برتصمیم گیری مدیران بانکها با بهره گرفتن از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی(AHP) “ فراسوی مدیریت ،سال سوم ،شماره ۱۱ ، ص ص ۲۱۱-۱۸۵٫ حسینی ، سید محمود.سلیمی فرد ،خداکرم. یداللهی، شهربانو.(۱۳۹۱). ” طراحی مدلی برای اندازه گیری هوشمندی استراتژیک سازمانی و اندازه گیری میزان آن در بین شرکت های استفاده کننده از نرم افزارهای هوشمندی کسب و کار در ایران “. پژوهش های مدیریت منابع انسانی ، شماره ۱ ، ص ص ۴۳-۲۱٫
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
خاکی، غلامرضا.(۱۳۸۷). “روش تحقیق در مدیریت“. چاپ سوم ، تهران : انتشارات بازتاب. خالقی مقدم، حمید. برزیده، فرخ.(۱۳۸۲).” ارتباط بین رویکردهای مختلف در اندازه گیری عملکرد مالی شرکت ها". فصلنامه مطالعات حسابداری ،شماره ۲ ، ص ص ۱۰۶-۸۳. دانشفرد، کرم الله. وحدانی، کاوه.آغز، عسل.(۱۳۸۹) ” بررسی نقش پیاده سازی کارت امتیاز متوازن در بهبود عملکرد سازمان “. فصلنامه رهبری و مدیریت آموزشی ،شماره ۲ ، ص ص ۷۲-۵۵٫ دیوید،آر، فرد.(۱۳۹۱) “مدیریت استراتژیک” .ترجمه علی پارسیان و سید محمد اعرابی. چاپ بیست و سوم.تهران :دفتر پژوهش های فرهنگی. رجائیان، محمد مهدی.(۱۳۸۷).” استفاده از کارت امتیازی متوازن برای ارزیابی شرکت های فن آوری اطلاعات “. مجموعه مقالات کنفراس ملی مدیریت عملکرد ، جهاد دانشگاهی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران،ص ص ۱۵-۱٫ رجوعی، مرتضی.(۱۳۸۷).” مدیریت عدم اطمینان در تصمیمات استراتژیک ” . هنر مدیریت ، شماره ۴ ، ص ص ۱۲-۹٫ رحمانی، محمد.(۱۳۸۷).” ارزیابی عملکرد از دیدگاه سنتی “. مجموعه مقالات کنفراس ملی مدیریت عملکرد ،جهاد دانشگاهی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، ص ص ۱۴-۱٫ رحیمی ،غفور.(۱۳۸۵). “ارزیابی عملکرد و بهبود مستمر سازمان" ماهنامه تدبیر،شماره ۱۷۳ ، ص ص ۴۴-۴۱. رهنمای رودپشتی، فریدون.(۱۳۸۶). ” بررسی و ارزیابی کارکرد ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار جهت ارزیابی عملکرد اقتصادی شرکت ها “. پژوهشنامه اقتصادی ،ص ص ۱۷۵-۱۵۷٫ رهنمای رودپشتی، فریدون. محمودی، محمد.(۱۳۸۹)."بررسی و ارزیابی ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاردر مدیریت ارزش افزوده سهامداران"، پژوهشگر شماره ویژه. روغنیان ،عماد.(۱۳۸۷). ” بررسی روش های مختلف اندازه گیری عملکرد و معرفی کارت امتیازی متوازن به عنوان روشی جامع و کل نگر ” .مجموعه مقالات کنفراس ملی مدیریت عملکرد ،جهاد دانشگاهی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، ص ص۸-۱٫ زارعی، متین .حسن. جام پر از می، مونا. یزدانی، حمید رضا. بیر یایی، هانیه.(۱۳۸۹). “بررسی رابطه بین گرایش استراتژیک شرکت با عملکرد سازمانی با بهره گرفتن از رویکرد کارت امتیازی متوازن". مدیریت بازرگانی ،دوره ۲ ، شماره ۶ ، ص ص ۱۱۲-۹۷٫ زالی، محمد رضا.(۱۳۸۷).” بررسی سیستم های نوین ارزیابی عملکرد سازمانی “. مجموعه مقالات کنفراس ملی مدیریت عملکرد ،جهاد دانشگاهی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، . ص ص ۱۸-۱٫ زبردست کشتی، جواد.(زمستان ۱۳۸۴). “نقش ویژگی های اطلاعات در فرآید تصمیم گیری مدیران سازمان مدیریت و استانداری گیلان“. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد رشت. ساجدی نژاد، احسان.(۱۳۸۵). “سیستم ارزیابی عملکرد مراکزتحقیقاتی با بهره گرفتن از کارت امتیازی متوازن ، مورد کاوی مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن ” ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه تربیت مدرس. سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور.(۱۳۸۲). “ارزیابی عملکرد“. دفتر بهبود مدیریت و ارزیابی عملکرد معاونت امور مدیریت و منابع انسانی. سایمونز، رابرت.(۱۳۹۱).”سیستم های اندازه گیری عملکرد و کنترل استراتژیک(جلد اول)“.تهران :جهاد دانشگاهی تهران. سرمد ، زهره. بازرگان، عباس.حجازی، الهه.(۱۳۹۱).”روش های تحقیق در علوم رفتاری” تهران : انتشارات آگه. سکاران ، اوما.(۱۳۸۵). “روش های تحقیق در مدیریت“.ترجمه صائبی محمد و شیرازی محمود ،چاپ چهارم ، تهران : موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی. سید اصفهانی،میر مهدی. شیرازی، حسینعلی.(۱۳۸۰). ” ایجاد مقیاس های عملکرد با توجه به تاثیر عوامل محیطی در تصمیم گیری های استراتژیک عملیات “. مدرس ، شماره ۱ ، ص ص ۱۰۵-۹۷٫ شمس ،عبدل حمید.(۱۳۷۱). ” دسته بندی تصمیمات در مدیریت استراتژیک “ . دانش مدیریت، شماره ۱۸ ، ص ص ۷۳-۷۰٫ صفدری، سمیه.(۱۳۹۱). “تعیین ارتباط بین سرمایه فکری و عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” . پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد رشت. صلواتی، عادل.حاجی ویسی.خزدوزی ،بیژن .حسنی، کاوه.(۱۳۹۱). “ارزیابی عملکرد امور مالیاتی بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن” ، فرایند مدیریت و توسعه، شماره۳ ، ص ص ۴۷-۲۵٫ طبرسا ،غلامرضا.(۱۳۷۸). “بررسی و تبیین نقش اقتضائات استراتژیک در انتخاب الگوی ارزیابی عملکرد سازمان های دولتی ” .مجموعه مقاله های همایش ارزیابی عملکرد دستگاه هها ی اجرایی کشور ، کمسیون ارزیابی عملکرد ، ص ص ۱۸ -۱٫ طبیب زاده، مریم.(۱۳۸۴). ” نظام های کنترل مدیریت در سازمانهای امروزی” . ماهنامه تدبیر ، شماره ۱۶۳ ، ص ص ۵۳-۴۹٫ عاصمی پور ،محمدجواد.(۱۳۷۲). ” نگرش رفتاری به مدیریت استراتژیک” .دانش مدیریت ، شماره ۲۲ ، ص ص ۴۱-۳۴٫ عباس نژاد ،حسین.(۱۳۸۴). “اقتصاد سنجی پیشرفته“. تهران : انتشارات دانشگاه تهران. عریضی،فروغ السادات . محمدی، اصغر. گل نسا، ساسان.(۱۳۹۱). “رابطه ویژگی های اجتماعی و فردی بر احساس امنیت” .مطالعات شهری ، شماره ۴ ، ص ص ۱۱۰-۹۱. عفتی داریانی، محمدعلی.(۱۳۸۶). “ مدیریت عملکرد با نگاهی به ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی ” . تهران: موسسه توسعه و بهبود مدیریت. غلامی، حسین. نور علیزاده، حمید رضا.(۱۳۸۷).” مقایسه روش های ارزیابی عملکرد “. مجموعه مقالات کنفراس ملی مدیریت عملکرد ، جهاد دانشگاهی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، ص ص ۱۲-۱٫ فخاریان، ابولقاسم.(۱۳۷۹).” مولفه های ارزش در بنگاه های اقتصادی از منظر سهامداران” . ماهنامه حسابدار،سال ۱۵ ، شماره ۱۴۱ ، ص ص ۳۱-۲۶٫ قلی زاده ، محمد حسین .آزادی خواه ، مجید .(۱۳۸۹). “مدیریت عملکرد نوین و کارت امتیازی متوازن(جلد اول)“. رشت : دانشگاه گیلان. کسمتی، محمد رضا.(۱۳۸۷).” سازمان های هوشمند عملکرد بهتری دارند ؟ ” .مجموعه مقالات کنفراس ملی مدیریت عملکرد ،جهاد دانشگاهی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، ص ص ۶-۱٫ کوبین. منیزبرگ ،رابرت.(۱۳۷۶). “مدیریت استراتژیک“.ترجمه محمد صائبی، مرکز آموزش مدیریت دولتی.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به ندرت معلمان تربیت بدنی ادعا میکنند که نمیخواهند دانشآموزانشان موفق شوند، هدف اصلی همه معلمان کارآمد افزایش موفقیت است. متأسفانه حتی موفقترین ملعلمان در رسیدن به این هدف موفق نیستند. در اکثر موارد این عدم موفقیت به انگیزه کم دانشآموزان مربوط است. از این رو محققان درصددند که عواملی را که باعث افزایش انگیزه و یادگیری دانشآموزان و جهت گیری هدفی آنان میشوند، شناسایی میکنند. از میان نظریههایی که محققان در دهه گذشته مطرح کردهاند، «نظریه دستیابی به هدف»[۴۹] بیشتر از دیگر نظریهها در افزایش انگیزه مؤثر بوده است. اخیراً این نظریه در زمینه تربیت بدنی نیز بررسی شده است. اگر چه این نظریه به چند دهه قبل ارائه شده است، اما کار (نیکولز۱۹۸۹،۱۹۸۴، هاشمی،۱۳۸۷) این نظریه را پیشرفت دا و به محققان تربیتی معرفی کرد. طبق گفته (نیکولز،۱۹۸۹، هاشمی،۱۳۸۷) راهنماییهای نظریه «دستیابی به هدف وگزینش اهداف» با چگونگی تصور افراد از تلاش و توانایی، و باورهای افراد در مورد خودشان، تعیین میشود که این نظریه با، نظریه (دوئک،۱۹۸۶، دوئک و،۱۹۸۸، رستگار،۱۳۸۵) که مطرح نمودند. چه چیزی افراد را به سوی جهتگیریهای متفاوت سوق میدهد؟ چرا برخی از افراد توانائیهای خود را کافی میدانند در صورتی که برخی دیگر برای رشد تواناییهای خود تلاش میکنند؟ همسویی دارد در حالی که بیشتر بزرگسالان به راحتی میتوانند تفاوت بین «تلاش و توانایی» را تشخیص دهند. اما ادراک موفقیت طی یک مجموعه دستیابی (برای مثال در ورزش یا کلاس تربیت بدنی) میتواند این مفاهیم را به هم متصل و یا از هم جدا کند. افراد براساس این که مفاهیم تلاش و توانایی را به هم مرتبط یا از هم جدا کنند «وظیفه گرا»[۵۰] و یا «خودگرا»[۵۱] نامیده میشوند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱.۷.۱.۲. وظیفهگرایی وظیفهگرایان افرادی هستند که تلاش و توانایی را به صورت مرتبط می نگرند و از آنجا که آنان تلاش و توانایی را به صورت مرتبط میبینند، در مییابند که تلاش، توانایی آنها را صرفنظر از نتیجه، افزایش میدهد در نتیجه تمایل دارند که از خود «رفتارهای انطباقی»[۵۲] نشان دهند. این رفتارها، پشتکار در انجام یک فعالیت، پذیرفتن راحتشرایط جدید و.. را شامل میشوند. در کلاس تربیت بدنی، بعضی دانشآموزان درباره توانایی اجرای فعالیتشان به روشی خود محورانه قضاوت میکنند و به این دیدگاه میرسند که تلاش و توانایی به هم مرتبطاند که اینگونه دانشآموزان «وظیفهگرا» هستند دانشآموزانی که یک چنین دیدگاهی از تلاش و توانایی دارند. وقتی در انجام فعالیتی، تلاش بیشتری به خرج میدهند، احساس موفقیت میکنند، به علاوه تمایل دارند فعالیتهای رقابتی و پرتلاش بیشتری انجام دهند. چرا که فعالیتهای آسان برای پیشرفت و مهارت و اجرا، و به طور کلی توانایی، چندان سودمند به نظر نمیرسند (جاگالینسکی، و نیکولز، ۱۹۸۷، هاشمی، ۱۳۸۷). همچنین نشان داده شده است، افرادی که روش یادگیری وظیفهگرا را میپذیرند. دوام یادگیریشان بیشتر و در رقابتها برتری دارند (هاشمی، ۱۳۸۸). از نظر گزینش اهداف نیز، دانشآموزان وظیفهگرا اکثراً اهداف تبحری انتخاب میکنند. اینگونه دانشآموزان در کلاسهای تربیت بدنی و ورزش دارای باور هوشی افزایشی هستند که این باور هوشی باعث میشود که آنها یادگیری تمرینات ورزشی را امری لذتبخش بدانند و برای رسیدن به هدف، تلاش بیشتری از خود نشان دهند و افرادی تبحرگرا باشند. ۲.۷.۱.۲. خودگرایی بر خلاف وظیفهگرایان، رفتارهایی که خودگرایان در اجرای فعالیت نشان میدهند، دلخواه نیستند و «غیرتطابقی»[۵۳] هستند. از آنجا که این افراد، تلاش و توانایی را دو مقوله جدا از هم میبینند، اگر در ابتدا به خوبی قادر به انجام فعالیت نباشند به این نتیجه میرسند که مهارت یا تواناییشان به اندازه افرادی نیست که فعالیت را با تلاش کمتری انجام میدهند. افراد خودگرا به پشتکار در فعالیتهایی که به تلاش بیشتری نیازمندند، تمایل ندارند. همچنین در فعالیتهای جدید شکست میخورند و به عدم موفقیت خود فکر میکنند. آنها موفقیتشان را در ارتباط و مقایسه با افراد دیگر میسنجند که همان فعالیت را انجام میدهند. در نتیجه این افراد، اجرای فعالیت خود را با دیگران مقایسه میکنند، اینگونه دانشآموزان از فعالیتهای پرتلاش و رقابتی دوری میکنند و نمیتوانند به اندازه دانشآموزان وظیفهگرا، فعالیتی را ادامه دهند (هاشمی، ۱۳۸۸). این گونه دانشآموزان در کلاسهای درس تربیت بدنی بیشتر اهداف عملکردی را بر می گزینند که از میان اقسام اهداف عملکردی نیز اهداف اجتناب از عملکرد را قبول میکنند چرا که اینگونه افراد معتقدند که هوش یک جوهر ثابت است و نمیتواند افزایش یابد، و در نتیجه دارای باور ذاتی نسبت به هوش هستند. درصدد بدست آوردن قضاوتهای مثبت دیگران در مورد خود هستند که مایلند از هرگونه موقعیتهای پرتلاش دوری گزینند و اهداف اجتناب از عملکرد را برگزینند. جالب است که بیشتر افراد به طور کامل وظیفهگرا یا خودگرا نیستند و ترکیبی از این دو هستند یعنی ممکن است تا حد زیادی خودگرا یا وظیفهگرا و در حد بسیار پائینی خودگرا یا وظیفهگرا و یا ترکیبی از این دو باشند البته معمولاً هر فرد ویژگیهایی دارد که او را به سمت یکی از ان گرایش متمایل میسازند (هاشمی، ۱۳۸۸). ۳.۷.۱.۲. عوامل مؤثر بر فضای انگیزشی در تربیت بدنی نظریه دستیابی به هدف، علت انجام فعالیت دانشآموزان به یک شکل خاص در تربیت بدنی را شرح میدهد. این نظریه تا زمانی که (آمز، ۱۹۲۲) کار روی توسعه فضای انگیزشی را کامل کرد. از این توانایی برخودار نبود. اکنون کارآمز روش مشخص و واضحی برای تأثیر بر انگیزش دانشآموزان در کلاس درس تربیت بدنی ارائه میدهد (هاشمی،۱۳۸۷). آمز اظهار میدارد: فضای انگیزشی که بر پیشرفت فردی و یادگیری مهارت متمرکز باشد وظیفهگرایی را تقویت میکند که در اثر آن دانشآموزان بیشتر به اهداف رویکرد ـ عملکرد و اهداف تبحری خواهند رسید و درصدد تقویت باورهای هوشی افزایشی خود خواهند بود و نتایجی که بدست خواهد آمد باعث افزایش پشتکار دانشآموزان، انعطاف پذیری و تطابق با روش معلم و دیگر جنبههای موثر یادگیری خواهد بود. در مقابل فضاهای انگیزشی که بر فعالیتهای گروهی و مقایسه توانایهای افراد تأکید میکنند، فعالیت خودگرا را تقویت خواهند کرد. به علاوه میتوان به این نتیجه مهم رسید که هر چه آنچه معلم میگوید و انجام میدهد، در ایجاد فضای وظیفهگرا (که نتیجه آن داشتن اهداف تبحرگرا و باورهای هوشی قابل انعطاف و در حین پیشرفت) و یا خودگرا (که در اثر آن اهداف اجتناب از عملکرد و داشتن باورهای هوشی ذاتی و تصور اینکه هوش جوهری ثابت و غیرمنعطف است خواهد بود (آمز هاشمی،۱۳۸۷). ۶ عامل اصلی را که معلمان میتوانند در هنگام تدریس برای افزایش انگیزه دانشآموزان به کار گیرند و اینگونه بیان میکند: ۱) وظایفی را از دانشآموزان در حین انجام فعالیت درخواست کنند[۵۴] ۲) اختیاراتی را به دانشآموزان بدهند[۵۵] ۳) برای دانشآموزان پاداش تعین کنند[۵۶] ۴) به نحوه گروهبندی دانشآموزان در حین انجام فعالیت توجه کافی داشته باشند[۵۷] ۵)در نحوه ارزیابی دانشآموزان در کلاس دقیق باشند[۵۸] ۶) به مقدار زمانی که به دانشآموزان برای اتمام فعالیت می دهند دقت داشته باشند[۵۹]. کلمهای که از ترکیب حروف اول انگلیسی این شش عامل به دست میآید «TARGET» اصول «TARGET» در شکلگیری فضای انگیزشی به شکل وظیفهگرا و خودگرا در کلاس درس تربیت بدنی موثر است. جدول(۲-۲) اصول کلی را که معلمان برای ایجاد فضای انگیزشی وظیفه گرا یا خودگرا می توانند استفاده کنند نشان می دهند. جدول۲.۲اصول TARGET برای ایجاد فضای انگیزشی وظیفه گرا یا خودگرا(هاشمی، ۱۳۸۷)
| مولفههای روش TARGET |
وظیفه گرایی |
خودگرایی |
| وظیفه |
به دانشآموزان وظایف متعددی داده میشود آنها ممکن است اهداف واقعی کوتاه مدت خود را به انجام رسانند. |
همهی دانشآموزان وظایف یکسانی انجام میدهند و بر تکلیف مشخصی تمرکز میکنند. معلم، اهداف دانشآموزان را تعیین میکند. |
| قدرت و اختیار |
دانشآموزان فعالیتی را که میخواهند انجام میدهند. به آنها فرصت داده میشود که تجهیزاتشان را برپا کنند، فعالیت خود را به نمایش بگذارند و ان را ارزیابی کنند. |
معلم در مورد همهی مسائلی که دانشآموزان یاد میگیرند، تصمیم میگیرد، همه تجهیزات را برپا میکند و فعالیت همهی دانشآموزان را مورد ارزیابی قرار میدهد. |
| پاداش ها |
تشخیص پیشرفت بین معلم و شاگرد، به طور خصوصی مطرح میشود. دانشآموزان شاخص یکسانی برای دریافت پاداش دارند که براساس ارزشهای فردی داده میشود. |
میزان پیشرفت دانشآموزان در جمع مطرح میشود و پاداشی به بهترین اجرا در گروه داده میشود. |
| گروه بندی |
دانشآموزان به صورت فردی و یا در گروههای کوچک هماهنگ فعالیت میکنند. گروه بندی، انعطافپذیر و ناهمگن است. |
کل کلاس یا گروه، فعالیت یکسانی انجام میدهند و دانشآموزان براساس توانایی هایشان گروه بندی میشوند. |
| ارزش یابی |
ارزشیابی، فرد محور و براساس پیشرفت شخصی است. پیشرفت براساس هدفهای فردی، شرکت در کلاس و میزان تلاش تشخیص داده میشود. ارزشیابی به صورت شخصی بین معلم و شاگرد صورت میگیرد. |
ارزشیابی براساس نورم خاص و یا رتبه بندی است. ارزشیابی در حضور جمع صورت میگیرد و عوامل تعیین کننده و هدفهای دانشآموزان را مشخص میکند. |
| زمان |
محدودهی زمانی برای انجام تکالیف و پیشرفت انعطاف پذیر است. دانشآموزان در برنامه ریزی برای تعیین محدودهی زمانی کمک میکنند. |
معلم محدودهی زمانی را برای همهی دانشآموزان به منظور اتمام تکلیف مشخص میکند. |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
C— ۲ ۲ ۱ شکل۵-۳- واکنش زنجیرهای پلیمراز برای تکثیر ژنهای hrpG , hrpW با آغازگرهای اختصاصی و آنزیم pfu دی.ان.آ پلیمراز
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
L: مارکر Kb1، ۱: hrpW، ۲: hrpG تایید ناقلهای کلونینگ و بیانی از طریق الگوهای برشی حاصل از هضم توسط آنزیمهای برشی نوع II با توجه به اینکه ناقلهای مذکور از گروههای پژوهشی موجود در مرکز ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری و همچنین پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی تهیه شده، لذا، میبایست از هویت آنها اطمینان حاصل میشد که بدین منظور و با بررسی توالی ناقلهای مربوطه موجود در بانک اطلاعاتی NCBI توسط برنامه Vector NTI مشخص گردید که تنها یک جایگاه برای هر کدام از آنزیمهای برشی SacI , XbaI به ترتیب در نوکلئوتیدهای ۳۱ و۹۱ مربوط به جایگاه همسانهسازی pGEM7zf(-) و همچنین جایگاه ۵۸۱۵ و۷۷۱۵ از pBI121 وجود دارد. علاوه بر آن جایگاههای BamHI , XbaI نیز در موقعیت ۲۵۷ و ۲۶۳ مربوط به توالی جایگاه همسانهسازی ناقل pUC19 بهصورت یگانه میباشند. بهدنبال این موضوع واکنش هضم آنزیمی با آنزیم های مذکور و بر روی ناقلین مربوطه صورت گرفت که نتایج حاصله از هضم دوتایی هر کدام در شکل (۶-۳) قابل مشاهده میباشد، که تایید کننده ناقلین مورد استفاده و در راستای اطلاعات نظری حاصل از سایتهای اطلاعاتی مربوطه میباشد. ۱۳۷۵bp ۳۰۰۰bp ۲۷۹۳bp ۲۷۹۹bp ۱.۸kb ۱۳.۸kb ۱۲kb ۴ L ۳ ۲ ۱ ۶ ۵ شکل۶-۳- الکتروفورز محصول هضم آنزیمی ناقلین کلونینگ و بیانی با آنزیم های برشی نوع II بر روی ژل آگارز ۱% L: مارکر Kb1، ۱: هضم دوتایی pUC19، ۲: pUC19 بدون برش، ۳: هضم دوتایی pGEM7zf(-)، ۴-۵: هضم دوتایی pBI121 (BamHI , XbaI)، ۶: هضم دوتاییpBI121 (SacI , XbaI). همسانهسازی ژنهایhrpG و hrpW در ناقلهای کلونینگpGEM7zf(-) و pUC19 با دریافت توالی کامل پلاسمید pGEM7zf(-) با شماره دستیابی X65311 و همچنین pUC19 از سایت NCBI، طراحی آنها در برنامه رایانهای Vector NTI انجام شد. جهت همسانهسازی ژن hrpW در pGEM7zf(-) و همچنین hrpG در pUC19 ابتدا این ناقلها را با کشت باکتری میزبان آنها یعنی E.coli بر روی محیط کشت LB حاوی آنتیبیوتیک آمپیسیلین و همچنین X.gal 2% و IPTG 20% به مدت یک شبانه روز در دمای ۳۷ درجه قرار دادیم با ظهور کلونهای آبی رنگ و کشت از آنها، پلاسمیدهای موردنظر استخراج شدند و پس از آن به منظور کلون کردن ژنهای مذکور در این ناقلها جهت حفظ و نگهداری آن در ناقل با تعداد کپی بالا، فراورده تکثیر شده و ناقل مربوطه با آنزیمهای XbaI / BamHI , XbaI / SacI و به مدت ۴-۳ ساعت در بنماری با دمای ۳۷ درجه هضم شدند، که پس از آن با بردن محصول بر روی ژل آگارز ۱% و بازیابی، تعیین غلظت و کیفیت آن با الکتروفورز ۵ مایکرولیتر از محصول بازیابی شده نسبتهای ۱ به ۳ را برای pGEM/hrpW و نسبت ۱ به ۴ برای pUC19/hrpG جهت انجام واکنش اتصال انتخاب شد. L ۴ ۳ ‘ L ۱ ۲ ۷۹۲bp ۹۱۲bp ۹۱۲bp ۷۹۲bp الف ب شکل۷-۳- هضم آنزیمی فراورده ژنهای hrpG , hrpW جهت بازیابی از روی ژل آگارز )الف) و قطعات بازیابی شده (ب) L: مارکر Kb1، ۱: hrpW، ۲: hrpG، ۳: قطعهی برش خورده hrpW، ۴: قطعهی برش خورده hrpG
L ۴ ۳ ۲ ۱ L ۲۷۹۹bp ۳۰۰۰bp ۳۰۰۰bp ۲۷۹۹bp ب الف ۱ شکل۸-۳- هضم آنزیمی ناقلهای کلونینگpUC19 و pGM7zf(-) جهت بازیابی از ژل آگارز (الف) قطعات بازیابی شده (ب)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
که در فرمول (۴-۱۶) به دست آمده است. ۴-۵ فرمولبندی بردار بار خارجی بارهای آیرودینامیکی وارد برهادی درمعرض گالوپینگ، کاملا متفاوت از بارهای متعارف دیگری است که مشکلات دینامیکی در ساختار سازه ایجاد می کند. این بارها به هندسه هادی های یخی و زاویه نسبی در هادی های غیر خطی بستگی دارد. بارهای آیرودینامیکی و و همچنین پیچش M در طول یک هادی تک در حالات اندازه گیری ثابت، لیفت و کشش در زاویه های مختلف () توسط نمونه های کابل یخی که در تونل باد نصب شده است به دست آمده است. این نیروها به صورت زیر می باشد: (۴-۳۸) = سرعت نسبی باد و زاویه حمله بصورت تقریبی برابرند با: (۴-۳۹) = (۴-۴۰) در اینجا سرعت متوسط باد در برخورد با هادی و شعاع مشخصه می باشد ومربوط به یک نقطه خاص است که درآن لحظه زاویه حمله محاسبه می شود. (۴-۴۱) در فصل ۲ محاسبه و به دست آمده است. پس از مشخص شدن ، عناصر بردار بار سازگار با نیروهای آیرودینامیکی را به صورت زیر می توان نشان داد: (۴-۴۲) = ds حداقل ۵ نقطه گاوس برای ادغام روابط مربوط به بارهای وارده با توجه به شرایط که در رابطه (۴-۴۱) به دست آمده است مورد نیاز است و امکان دارد که های مختلفی در طولs وجود داشته باشد. از این رو محاسبات پر هزینه ای برای محاسبه و مونتاژ در هر مرحله نیاز است. در نتیجه عناصر بردار فشرده به صورت زیر است:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
(۴-۴۳) = در اینجا و مقدار بارهای عمودی و افقی در گره ام است و ممان لحظه ای در =۱,۲,۳ مربوطه است. مقدار نیروی آیرودینامیکی در جهت X به عنوان قسمتی که تغییرات کمی در حالت کم عمق دارد ( خم شدن وسط دهانه نسبت به دهانه کمتر از۰.۰۳) در خط انتقال نادیده گرفته می شود[۱۴]. ۴-۶ مدلسازی دهانه و پشتیبانی رشته های عایق به عنوان فنرهای خطی استاتیکی، در جهت طول دهانه متحرک X مدل شده است. بر روی قطر اصلی (در ماتریس مونتاژ شده ) وارد شده است که مربوط به جابجایی های افقی U در نقاط اتصال هادی به برج نگهدارنده است. فرمول بندی و توضیحات آن در [۲۲] بدست آمده است و به شکل: (۴-۴۴) + که در آن طول دهانه افقی کابل های یخی و فاصله بین برجهای مجاور است. از سوی دیگر شدت بار عمودی کل است و H مولفه افقی کشش کابل در حالت استاتیکی می باشد. (۴-۴۵) پشتیبانی از رشته های عایق (مقره) که به عنوان یک میله سفت وسخت به بازوی برج متصل است به شکل یک فنر خطی که اجزای سازنده آن به شکل و در جهت X و Z مدل شده است. و به منظور کمک به شرایط موجود و سختی قطری با جابجایی ها در جهت V و W در ارتباط است. این فرمول در [۲۳] به دست آمده است. (۴-۴۶) (۴-۴۷) که در اینجا و طول و وزن هر رشته عایق است. ۴-۷ فرمولبندی ماتریس میرایی کل به دست آوردن ماتریس میرایی با توجه به داده های تجربی بسیار دشوار است. اندازه گیری های میرایی کابل به فرکانس های کابل در جهات Y ، Z و بستگی دارد وفرکانس در جهت X مورد نیاز نیست چون اولا نوسانات در جهت X بسیار ناچیز، ثانیا نسبت میرایی در جهت X صفر است. عناصر ماتریس میرایی به صورت قطری ظاهر می شود و درایه های آن از روابط زیر به دست می آید: (۴-۴۸) (۴-۴۹) (۴-۵۰) (۴-۵۱) فصل پنجم حل عددی در این فصل نتایج عددی به دست آمده برای دو کابل که یخ با پوشش های متفاوتی روی آنها شکل گرفته ارائه می گردد. کابل اول دارای سطح مقطعی است که شکل و مشخصات آن در شکل (۵-۱) ارائه شده است. در این شکل پروفیل پوشش یخ نیز که روی کابل شکل گرفته مشخص است. برای این کابل با این پوشش یخ نیز نیروهای آیرودینامیکی برای زوایای مختلف حمله اندازه گیری شده و ضرایب نیروهای آیرودینامیکی به صورت توابعی از زاویه حمله به دست آمده است [۱۴]. شکل (۵-۱) منحنی های مربوط به این ضرایب را نیز نشان می دهد. همچنین برای بیان این توابع به صورت چند جمله ای های درجه سوم، ضرایب این چند جمله ای ها برای تطبیق هر چه بیشتر این توابع با نتایج آزمایشگاهی به دست آمده اند که در ستون دوم جدول (۵-۱) آمده است. کابل دوم دارای سطح مقطعی است که شکل و مشخصات آن در شکل (۵-۲) ارائه شده است [۳۷]. همانطور که می بینید پوشش یخ در این کابل بسیار متفاوت تر از کابل اول است به همین دلیل ضرایب نیروهای آیرودینامیکی متفاوتی نسبت به هم دارند. ضرایب چند جمله ای کابل دوم نیز در ستون سوم جدول آمده است. ۵-۱ شبیه سازی عددی مثال ۱- شبیه سازی پیچش بدون رزونانس و نتیجه گیری در مورد گالوپینگ مدل موجودU شکل توسط Nigol و Clarke [38] به دست آمده که طول این خط حدود ۲۴۴ متر می باشد. پارامترهای فیزیکی برای این خط در [۳۸] ارائه شده است. این خصوصیات در ستون دوم جدول (۵-۲) به دست آمده است. بارهای آیرودینامیکی شبه پایدار برای کابل U شکل در مرجع [۳۸] ارائه شده و آنها را در شکل (۵-۱) می توان دید. در ستون دوم جدول (۵-۱) ارائه خصوصیات کابل (ضرایب درجه سوم نیروهای آیرودینامیکی) در زاویه حمله ۱۸۰درجه را می توان مشاهده کرد. شکل (۵-۱) سطح مقطع کابل اول و ضرایب نیروهای آیرودینامیکی بر حسب زاویه حمله [۲۸]. مثال ۲- نوسانات گالوپینگ در خط سه دهانه تعامل مودال با در نظر گرفتن یک حلقه و سه حلقه در دهانه، حالت عمدتا عمودی برای یک خط سه دهانه شبیه سازی شد. که طول این خط حدود ۱۲۶متر می باشد. برای راحتی کار، خط یکنواخت مقطع نشان داده شده در شکل (۵-۲) در نظر گرفته شد که به صورت تجربی اطلاعات آیرودینامیکی به دست آمده است. داده های منحنی (ضرایب آیرودینامیکی) در ستون سوم جدول (۵-۱) نشان داده شده است در حالی که پارامترهای فیزیکی مورد استفاده در شبیه سازی ها در ستون سوم جدول (۵-۱) ذکر شده است. ماتریس [M] و [K] برای حالت استاتیک با بهره گرفتن از روش به دست آمده شده در مرجع [۳۷] برای ترکیب مشخص شده یخ وکابل به منظور بارهای آیرودینامیکی محاسبه شده است. شکل (۵-۲) سطح مقطع کابل دوم و ضرایب نیروهای آیرودینامیکی بر حسب زاویه حمله [۱۴]. جدول (۵-۱) ضرایب چند جمله ای های درجه سه مربوط به ضرایب نیروهای آیرودینامیکی
| کابل دوم |
کابل اول |
ضرایب چند جمله ای ها |
| |
|
|
| |
۲۸۸ |
|
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۳-۴-۳. اولویت بندی شاخصهای قابلیتهای سازمانی مبتنی بر ستاده آزمون فریدمن در این بخش نیز مانند دو بخش قبلی صورت پذیرفت. بر این اساس، جداول زیر نتایج آزمون فریدمن در مورد اولویتبندی شاخصهای قابلیتهای سازمانی مبتنی بر ستاده را نشان میدهند. بدین ترتیب با توجه به جدول ۴-۲۲، به دلیل کمتر شدن سطح معناداری از ۰.۰۵، در سطح اطمینان ۹۵% میتوان گفت که شاخصهای قابلیتهای سازمانی مبتنی بر ستاده اولویت یکسانی ندارند. همچنین نتایج جدول ۴-۲۳ اطلاعاتی در خصوص سه عدد از مهمترین شاخصهای قابلیتهای سازمانی مبتنی بر ستاده (شاخصهای شماره ۵۶، ۵۸ و ۶۰) آشکار میسازد. جدول ۴-۲۲) نتایج آزمون فریدمن در مورد شاخصهای قابلیت های سازمانی مبتنی بر ستاده
| مقدار کای اسکویر |
درجه آزادی |
سطح معناداری |
میزان خطا |
نتیجه آزمون |
| ۴۰.۲۸ |
۸ |
۰.۰۰۰ |
۰.۰۵ |
رد H0 و پذیرش H1 |
جدول ۴-۲۳) اولویت شاخص های قابلیت های سازمانی مبتنی بر ستاده
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
| شماره شاخص |
شاخص |
مقدار میانگین تعدیل یافته |
| ۵۶ |
تأثیر سیستم های اطلاعاتی بر تولید محصولی با کیفیت بهتر |
۵.۸۰ |
| ۵۸ |
تأثیر سیستم های اطلاعاتی بر تولید محصول با بیشترین ارزش افزوده برای مشتریان |
۵.۶۲ |
| ۶۰ |
تأثیر سیستم های اطلاعاتی بر ارائه تصویری مناسب از خدمات به مشتریان |
۵.۲۵ |
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری ۵-۱. مقدمه یکی از مهمترین بخشهای یک تحقیق، فصل نتیجهگیری برای ارائه پیشنهاد میباشد. تمامی تلاشهایی که در روند انجام یک کار پژوهشی صورت میگیرد، در واقع برای دستیابی به نتایج مطلوب و پیشنهادهایی برای تحقیق است. چراکه هدف از انجام تحقیق، یافتن راهحل برای مشکلاتی است که وجود دارد و دغدغه پژوهشگر بوده و باعث انجام تحقیق شده است. گاهی این مشکلات هرچند در ظاهر کوچک و ناچیز بوده ولی هزینه و انرژی زیادی در جامعه هدر داده و کارآیی و اثربخشی را کاهش میدهند و مانع رسیدن به نتایج مورد نظر و ارزشمند میگردند. از طریق تحقیق میتوان این مشکلات و راه حلهای رفع آنها را پیشبینی و مهیا کرد و اقدامات مناسب را انجام داد تا در نهایت کارآیی و نتایج مثبت افزایش یابد. در این فصل ابتدا خلاصهای از یافته های پژوهش ارائه میشود و سپس با توجه به پیشینه تحقیق و نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل داده های بدست آمده، پیشنهاداتی در این زمینه ارائه میگردد. و در انتها نیز محدودیتهایی که در این تحقیق وجود داشته است نیز ارائه میگردد. همانطور که در فصل سه بیان شد این تحقیق، از نوع توصیفی پیمایشی بوده که به منظور نقش سیستمهای اطلاعاتی در قابلیت های سازمانی در صنایع کوچک و متوسط شهر صنعتی کاوه انجام شد. در فصل چهارم نیز نتایج بصورت کامل تشریح گردیدند. یافته های پژوهش در بخش آمار توصیفی (ویژگیهای شرکتکنندگان)، نشان داد که: ۱۲ درصد از پاسخ دهندگان زن و ۸۸ درصد آنها مرد هستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
| |
اصول مربوط به الکتروریسی و پارامترهای آن |
۱-۱-مقدمه در سال ۱۹۳۴ Formals فرایندی را ثبت کرد که یک دستگاه آزمایشگاهی برای تولید نانو الیاف پلیمری با بهره گرفتن از نیروی الکترواستاتیک طراحی شده بود. وقتی از این روش برای ریسیدن الیاف استفاده شود، به آن اصطلاحاً الکتروریسی گفته میشود. به عبارت دیگر الکتروریسی عملیاتی است که نانو الیاف را به واسطه بار الکتریکی روی جریان شتابدار از محلول پلیمر یا مذاب تولید میکنند. با این روش الیاف پلیمری با قطر نانومتر یا زیر میکرون (معمولاً بین ۵ تا ۱۰۰ نانومتر) تولید میشود [۱].
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
الکتروریسی موفقیتهای زیادی در تکنولوژی شکل گیری نانوالیاف از محلولهای پلیمری با گرانروی زیاد، داشته است. روشهای مختلفی برای تولید نانوالیاف وجود دارد. اما هنگامیکه به امکانات تجاری، تنوع پلیمرها و کاربردهای تجاری آنها، سادگی فرایند تولید و کاربرد آن در تکنولوژیهای مختلف تولید توجه شود، الکتروریسی به عنوان کارآمدترین روش برای تولید نانوالیاف شناخته می شود [۲]. از عوامل دیگری که این روش را مورد توجه قرار میدهد کنترل قطر، تولید نانوالیاف با مورفولوژیهای مختلف، داشتن تنوع در مواد اولیه (پلیمرهای طبیعی، مصنوعی، پلیمرهایی که در روشهای معمولی نمی توان برای تولید الیاف استفاده کرد) میباشد [۳]. ۱-۲-الکتروریسی الکتروریسی در منابع مختلف به عنوان روشی که در آن نانوالیاف از مایعات پلیمری با بهره گرفتن از میدان الکتریکی تهیه میشوند، تعریف شده است. شایان ذکر است که هم محلولهای پلیمری و هم پلیمرهای مذاب میتوانند الکتروریسی شوند. نانو الیاف به علت ظرافت و سطح ویژه زیاد کاربردهای متعددی دارند که به عنوان مثال میتوان به استفاده از این الیاف در کامپوزیتها [۴]، ساخت صافیها [۵]، الیاف رسانا [۷،۶]، حسگرها [۹،۸]، الیاف سرامیکی [۱۰]، داربست بافت [۱۱]، حمل دارو [۱۲]، زخم پوششها [۱۳] اشاره کرد [۱۴]. یکی از معایب این روش ناپایداری خمشی جریان شتابدار مایع در آن است، بنابراین لازم است که حرکت جت (جریان شتابدار مایع) در الکتروریسی به نحوی کنترل گردد [۱۵]. در فرایند الکتروریسی معمولی، میدان الکترواستاتیکی قوی بین نازل ظرف حاوی محلول پلیمری متصل به یک پمپ تزریق دقیق و صفحهی جمع کننده اعمال میشود. هنگامیکه نیروی الکتریکی بر کشش سطحی قطره پلیمری در نوک نازل غلبه کند، جت الکتروریسی تشکیل میشود. جت ایجاد شده یک سری ناپایداریهای خمشی را در حین گذر تا صفحهی جمع کننده (فاصله الکتروریسی) تحمل میکند که این عامل باعث کشش فوقالعادهی لیف تشکیل شده در جت میشود. این کشش به همراه تبخیر سریع مولکولهای حلال در فاصلهی الکتروریسی منجر به کاهش قطر الیاف شده و الیاف مداوم نسبتاً خشک بر روی صفحه جمع کننده به طور تصادفی تشکیل میشوند. جت پلیمری در میدان الکتریکی به موجب اینکه نیروهای متضاد روی آن اثر میکند، ناپایدار است. کشش سطحی متمایل است که سطح جت را کوچک نماید و دافعهی بارهای الکتریکی همنام موجود در سطح جت آن را نامتعادل میکند و سطح آن را افزایش میدهد. بنابراین یکی از ناپایداریهایی که در طول الکتروریسی اتفاق میافتد ناپایداریهای خمشی است که با چگالی شار الکتریکی سطحی بالا افزایش مییابد [۱۶]. اجزاء متداول دستگاه الکتروریسی اساساً شامل یک سرنگ پر از محلول یا مذاب پلیمری، یک صفحه جمع کننده وب نانوالیاف و یک منبع تغذیه ولتاژ بالا برای تأمین نیروی الکتریکی مورد نیاز برای کشیدن جت مایع، میباشد. در شکل ۱-۱ نمای شماتیکی از الکتروریسی نشان داده شده است. شکل ۱-۱-نمای شماتیکی از دستگاه الکتروریسی [۱۷] ۱-۳- فرایند شکل گیری جت پلیمر در عملیات الکتروریسی در فرایند الکتروریسی یک میدان الکترواستاتیکی بین یک نازل و یک جمع کننده ایجاد میگردد، در حقیقت ولتاژ بالایی به یک پلیمر سیال اعمال می شود تا توسط آن سیال باردار گردد. در اثر نیروی الکتریکی، محلول پلیمری از نازل به سمت جمع کننده خارج می شود بدین ترتیب که وقتی بارهای الکتریکی در سیال به مقداری بحرانی برسد، یک جریان شتابدار محلول که «جت» نامیده می شود از قطره نوک سوزن در اثر شکل گیری مخروط تیلور با شتاب خارج می شود. جت الکتروریسی به سمت منطقه با پتانسیل کمتر، که در بیشتر موارد صفحه جمع کنندهای است که به زمین متصل شده، حرکت می کند سپس حلّال از میان جت پلیمر تبخیر می شود، علاوه بر این جت، ناپایداریهایی را تحمل می کند که عمدتاً به وجود آورنده اندازه نانویی قطر لیف هستند و بر مورفولوژی الیاف تولید شده نیز اثر می گذارد [۱۹،۱۸]. با توجه به شکل ۱-۲ پلیمر در مسیر خود به منظور ریسیده شدن سه مرحله را طی میکند که عبارتند از :
-
- تشکیل مخروط تیلور و خارج شدن جت از آن
-
- نازک شدن جت خارج شده از مخروط و حرکت آن به سمت جمع کننده (مسیر مستقیم)
۳٫ایجاد ناپایداریهای خمشی در جت پلیمر شکل۱-۲- مسیر جت پلیمر در حین الکتروریسی به این ترتیب قطره پلیمری نوک سوزن باردار شده و با افزایش چگالی بار الکتریکی، شکل کروی قطره را به مخروط تبدیل میکند (مخروط تیلور) و نهایتاً به صورت جت شتابدار در میآید. کروی بودن شکل قطره به دلیل نیروهای کشش سطحی است که محلول را به سمت شکلی با کمترین نسبت سطح به حجم متمایل میکند [۱۹]. به طور کلی نیروهای وارد بر محلول پلیمری عبارتند از : نیروی کشش سطحی: در ابتدای کار از ایجاد جت جلوگیری نموده و باعث کاهش سطح و جمع شدن محلول میشود. نیروی ویسکوزیته: از کشیده شدن محلول بین نوک سوزن و جمع کننده جلوگیری میکند. نیروی کلمبیک: نیروی دافعه بین بارهای همنام روی سطح پلیمر میباشد که سبب کشیده شدن محلول پلیمری میشود. نیروی الکترواستاتیک: نیرویی که میدان الکتریکی بر جت وارد میکند و سبب شتاب دار شدن محلول پلیمری میگردد. مخروطی شدن قطره به دلیل نیروهای دافعه کولمبیک و نیروهای الکترواستاتیک است که وقتی که این نیروها بر نیروی کشش سطحی غلبه کرد جت تشکیل میگردد [۱۹]. ۱-۳-۱-مخروط تیلور بین سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۹، تیلور [۱]در یک مجموع از کارهای پیوسته برای بهبود و توسعه کارهای زنلی[۲] به بررسی رفتار یک قطره در دو حالت زیر پرداخت: ۱ - حالتی که یک قطره بار دار به طور مداوم در پتانسیل معلوم نسبت به زمین قرار داشته باشد. ۲- حالتی که یک قطره در میدان الکتریکی یکنواخت قرار داشته باشد. در حالت اول تیلور نشان داد که افزایش پتانسیل منجر به کشیدگی بیشتر قطره خواهد شد. برای حالت دوم قطرهای را درون خازن در نظر گرفت و نشان داد که با افزایش شدت میدان الکتریکی قطره بیشتر و بیشتر کشیده میشود و در میدان الکتریکی بیشتر از یک مقدار بحرانی، قطره شکل پایدار خود را از دست خواهد داد و ناگهان به شکل یک مخروط در خواهد آمد [۲۰]. تیلور با بهره گرفتن از یک مخروط نامحدود که توسط یک سیال پیوسته شکل گرفته است به محاسبه نیم زاویه رأس مخروط پرداخت. او دلایل تجربی مفیدی در مورد مخروط تیلور جمع آوری نمود و شکل مخروط ایجاد شده در نتیجه جت خارج شده از سطح یک مایع را محاسبه نمود. وی همچنین اولین محققی است که تلاش نمود نرخ باز شدگی و آشفتگی را برای یک جت مایع ایجاد شده توسط میدان الکتریکی را با یک تقریب خطی برای حالتی که آشفتگی کوچک است محاسبه نماید و محاسبات خود را برای مایع لزج انجام داد [۲۰]. در سالهای اخیر رنکر و همکارانش [۲۰] تحقیقات قابل توجهی را به صورت تجربی و تئوری در زمینه رفتار قطره بار دار در میدان الکتریکی و فرایند الکتروریسی انجام دادهاند. آنها با بررسی دادههای آزمایشگاهی نشان دادند که قطره مورد بحث مستقل از شکل اولیهاش شکل ثابتی به خود خواهد گرفت و این شکل تا زمانی که شدت میدان الکتریکی از مقدار بحرانی فراتر نرود پایدار خواهد ماند. با فراتر رفتن شدت میدان الکتریکی از مقدار بحرانی شکل قطره به شکل مخروطی با نوک گرد شبیه میشود. شعاع انحنای نوک مخروط میتواند آنقدر کوچک باشد که با سیستمهای معمولی تصویر برداری قابل تشخیص نباشد ولی باید توجه داشت که حتماً گرد است زیرا در غیر این صورت اندازه شدت میدان الکتریکی در نوک آن بینهایت خواهد شد [۲۰]. جزییات مربوط به شکل حقیقی نوک مخروط، یک مسئله انتگرال و دیفرانسیل گیری غیر خطی است. همچنین رنکر نشان داد که شکل قطره در نوک سوزن قبل از آن که جت از آن خارج شود هذلولی گون بسیار شبیه به مخروطی با نوک گرد میباشد [۲۰]. رنکر و همکارانش با نوشتن معادلات و حل آنها مقدار نیم زاویه مخلوط تیلور را ۳۳٫۵ درجه به دست آوردند. آنها برای مقایسه نتایج تئوری و عملی، دو نوع آزمایش طراحی و در هر یک از حالات، از مخروط تیلور تصاویری تهیه نمودند. در حالت اول قطره چسبیده است و در حالت دوم یک قطره آویزان میباشد. در واقع هدف از طرح این دو آزمایش، مشخص نمودن اثر جاذبه بر نیم زاویه مخروط میباشد. شکل ۱-۳ حالت قطره آویزان و شکل۱-۴ حالت قطره چسبیده را نشان میدهد. شکل ۱-۳- حالت قطره آویزان [۲۰] شکل ۱-۴-حالت قطره چسبیده [۲۰] برای آزمایشات عملی از محلول پلی اتیلن اکساید با وزن ملکولی ۴۰۰۰۰۰ در آب با غلظت ۶% استفاده نمودند و اختلاف پتانسیل را مرحله به مرحله و در هر مرحله ۲۰۰ ولت افزایش دادهاند تا مرحلهای که یک جت از نوک مخروط خارج گردد و در هر مرحله از شکل قطره پس از به تعادل رسیدن، تصویر تهیه نمودند [۲۰]. با توجه به شکل۱-۵ (الف) بدست آمده برای قطره چسبیده میباشد و خط سفید، محور تقارن قطره است. در این تصویر نیم زاویه رأس پیش بینی شده توسط رنکر با خط پر و نیم زاویه رأس پیش بینی شده توسط تیلور با خط چین نشان داده شده است. آنها تاکید نمودند که این تصویر بهبود داده شده یا بریده شده نیست و کاملاً واقعی میباشد. شکل۱-۵ (ب) توسط نرم افزار Find Edges از aبدست آمده و لبههای تصویر توسط این نرم افزار مشخص شده است، و اندازه نیم زاویه را در سه ناحیه مشخص نمودهاند، در ناحیه A داده مناسبی از نرم افزار استخراج نشده است. برای ناحیه B خطوط مماس نیم زاویه ۳۷٫۵ درجه ایجاد میکند و خطوط مماس در ناحیه C نیم زاویه ۳۰٫۵ درجه ایجاد میکنند. شکل۱-۵ (ج) و (و) به طور مشابه برای حالت قطره آویخته بدست آمده است. در ناحیه A نیم زاویه ۳۱٫۵ درجه و در ناحیه B نیم زاویه ۲۶ درجه بدست آمده است. همه این زوایا به نیم زاویه هذلولی گون ۳۳٫۵درجه که توسط رنکر به دست آمده است نزدیکتر میباشد تا به نیم زاویه مخروط تیلور که ۴۹٫۳درجه بدست آورده بود. شکل۱-۵ تصاویر قطرهها در حالت (الف) و (ب) تصویر بدست آمده برای قطره چسبیده و تصویر (ج) و (و) برای حالت قطره آویخته میباشد [۲۰] ۱-۳-۲-مسیر مستقیم جت در مرحله دوم از الکتروریسی وقتی که محلول جت از مخروط تیلور به سمت صفحه جمع کننده حرکت میکند جت شتاب میگیرد و از سوزن دور میشود در یک مسیر مستقیم حرکت میکند که نمای جت نسبت به زمان تغییری نمیکند این مرحله از الکتروریسی را مرحله با ثبات مینامند [۲۱]. ۱-۳-۳- ناپایداریهای جت تئوریهای ناپایداری خمشی را برای جت بدون شارژ در طی سالهای ۱۹۹۳-۱۹۸۲ توسط یارین و همکارانش توسعه و شرح داده شده است. ناپایداریهای خمشی برای یک جت سیال ویسکوز که در هوا حرکت میکند پدیده طبیعی محسوب میشود [۲۲]. در عمل در حالی که جت نازک میشود تحت تأثیر یک یا چند نوع ناپایداری قرار گرفته و رشد این ناپایداریها جت را منحرف میکند. در شکل ۱-۶ آشفتگیهای مربوط به ناپایداریهای مختلف نشان داده شده است. آشفتگی توسط ناپایداریهای به مقدار کم ایجاد شده است و توسط عدد موج (S) تعریف میشود. حداکثر دامنه آشفتگی رخ داده برای جت توسط تصاویر از نمای بالا نشان داده شده و تصاویر پایین تغییر شکل جت را نمایش داده است. علائم + و- نشان دهنده انحراف مثبت و منفی از حالت شکل بدون آشفتگی را نشان میدهد. شکل۱-۶ –(و) تصویر المانی سیلندری از سیال بدون آشفتگی است، شکل (ج)، آشفتگی با عدد موج صفر (ناپایداری تورمی)، شکل (ب) آشفتگی با عدد موج یک (ناپایداری خمشی) و شکل (الف)، آشفتگی با عدد موج دو (ناپایداری انشعابی) را نشان میدهد. رشد ناپایداری نوع (ج) منجر به تشکیل ریز قطرات با اندازههای یکسان میشود و رشد ناپایداری نوع (الف) منجر به تشکیل دو جت با ابعاد یکسان میشود. در الکتروریسی رایجترین ناپایداری، ناپایداری خمشی است [۲۱]. شکل۱-۶- آشفتگیهای مربوط به ناپایداریها الف -آشفتگی با عدد موج دو (ناپایداری انشعابی)، شکل ب- آشفتگی با عدد موج یک (ناپایداری خمشی)، شکل ج - آشفتگی با عدد موج صفر (ناپایداری تورمی)، شکل و -تصویر سیلندری از سیال بدون آشفتگی [۲۱]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- افزایش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات به طور کلی ارزش دانش را افزوده است. زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش بالایی پیدا می کند. زیرا به اقدام نزدیک تر است. اطلاعات به خودی خود تصمیم ایجاد نمی کند، بلکه تبدیل اطلاعات به دانش مبتنی بر انسان ها است که به تصمیم و بنابراین به اقدام می انجامد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳- تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگی های جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده است. بسیاری از سازمان ها دریافته اند که حجم زیادی از دانش مهم آنها در آستانه بازنشستگی است. این آگاهی فزاینده وجود دارند که اگر اندازه گیری و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده این دانش و خبرگی حیاتی به سادگی از سازمان خارج می شود.
-
- تخصصی تر شدن فعالیت ها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همراه داشته باشد در بدو امر به مدیریت دانش فقط از بعد فن آوری نگاه می شد و آن را یک فن آوری می پنداشتند. اما به تدریج سازمانها دریافتند که برای استفاده واقعی از مهارت کارکنان، چیزی ماورای مدیریت اطلاعات مورد نیاز است. انسان ها در مقابل بعد فن آوری و الکترونیکی در مرکز توسعه، اجرا و موفقیت مدیریت دانش قرار می گیرند و همین عامل انسانی وجه تمایز مدیریت دانش از مفاهیم مشابهی چون مدیریت اطلاعات است(بیرانوند و امیری ، ۱۳۸۷ ،۱۱۲).
۲-۲-۹- فواید استفاده از مدیریت دانش
افزایش همکاری، بهبود بهره وری، تشویق و قادر ساختن نوآوری، غبله بر اطلاعات زیادی و تحویل فقط آنچه مورد نیاز است، تسهیل جریان دانش مناسب از تامین کنندگان به دریافت کنندگان بدون محدودیت زمان و فضا، تسهیل اشتراک دانش میان کارمندان و بازداشتن آنان از اختراع دوباره چرخ به کرات، تصرف و ثبت دانش کارکنان قبل از اینکه آنان شرکت را ترک نمایند، اطمینان یافتن از اینکه دانش با ارزش بهنگام ترک کارمند از دست نمی رود، افزایش آگاهی سازمانی از خلاهای دانش سازمان، کمک به شرکت ها که سبقت جو باقی بمانند با افزایش آگاهی آنان از استراتژی ها، محصولات و بهترین کارکردهای رقیبانشان، بهبود خدمات مشتری. دانشمندان مدیریت دانش، نوعا مجموعه مزایا را در چهار قلمرو ذکر می کنند: ۱- صرفه جویی ها و کارایی ها، فرایندها با کارآمدی بیشتر انجام میگیرد و نیاز به باز آفرینی راه های انجام کار را از بین می برند. ۲- بازارها و فرصت های جدید مشخص می شود. ۳- تغییر و نوآوری، سازمان می تواند تغییرات را شناسایی کند و بدان ها واکنش درست نشان داده، خود را به موقع تغییر دهد. ۴- به کار گیری بهتر منابع انسانی،سازمان بهره برداری کاراتری از منابع انسانی خود به عمل می آورد. گری[۹۶] (۲۰۰۰) هشت مزیت مدیریت دانش را به قرارزیر می داند: ۱- جلوگیری از افت دانش: سازمان را قادر می سازد تا تخصص فنی حیاتی خود را حفظ کرده، از افت دانش حیاتی که از بازنشستگی، کوچک سازی، ویا اخراج کارکنان و تغییرات ساخت حافظه انسانی ناشی می شود جلوگیری کند. ۲- بهبود تصمیم گیری: نوع کیفیت دانش مورد نیاز را برای تصمیم گیری های اثر بخش شناسایی می کند و دسترسی به آن دانش را تسهیل میبخشد. در نتیجه، تصمیمات سریع تر و بهتری می تواند در سطوح پایین تر سازمانی صورت گیرد. ۳- انعطاف پذیری و انطباق پذیری: به کارکنان اجازه می دهد درک بهتری از کار خود به عمل آورده، راه حل های نوآور مطرح کنند. با سرپرستی مستقیم کمتر کار کنند و کمتر نیاز به مداخلات داشته باشند در نتیجه، کارکنان می تواند در موقعیت های چند وظیفه ای فعال باشند و سازمان می تواند روحیه کارکنان را بالا ببرد. ۴- مزیت رقابتی: سازمان ها را قادر می سازد تا کاملا مشتریان دیدگاه ها و بازار رقابت را درک کرده، بتوانند شکاف ها و فرصت های رقابتی را شناسایی کنند. ۵- توسعه دارایی: توانایی سازمان را در سرمایه گذاری در حفاظت قانونی برای مالکیت معنوی بهبود می بخشد در غیر این صورت، ثبت اختراعات علائم تجاری، اجازه نامه ها، حق انحصاری اثر و اسرار تجاری ممکن است در زمان درست به کار گرفته نشود و منجر به حفاظت قانونی کمتر و کاهش ارزش بازار برای مالکیت معنوی شود. ۶- افزایش محصول: به سازمان اجازه می دهد که دانش را در خدمات و فرآورده ها بکار گیرد. در نتیجه، ارزش درج شده محصول با نسبت مستقیم میزان و کیفیت دانش در محصول افزایش پیدا می کند ( محصولات نرم افزاری و سایر محصولات دارای عناصر نرم افزاری از این نمونه اند). ۷- مدیریت مشتری: سازمان را قادر می سازد تا توجه کانونی و خدمت به مشتری را افزایش دهد. دانش مشتری باعث سرعت پاسخ به سئوالات، توصیه ها و شکایتهای مشتری می شود. این امر همچنین تضمین کننده سازگاری و کیفیت بهتر خدمات بهتر مشتری می گردد. راه حل مشکلات عادی به سادگی قابل دسترسی است. ۸- به کارگیری سرمایه گذاری ها در بخش سرمایه انسانی: از طریق توانایی بخشیدن به سهیم شدن در درسهای یاد گرفته شده، فرایندهای اسناد و بررسی و حل استثنائات و در اختیار گرفتن و انتقال دانش ضمنی، سازمان ها می توانند به بهترین وجه در استخدام و کارآموزی کارکنان سرمایه گذاری کنند. مدیران پنج مزایای سطح بالا را برای مدیریت دانش ذکر می کنند: ۱- سازمان ها می تواند چرخه کسب و کار را کاهش داده، زمان را با بهره گرفتن از دانش کم نماید و فرایندهای تجارت و کار را سریع تر کنند. این افزایش سرعت از حذف روش بازسازی در هر زمان حاصل می شود. کارکنان میدانند که چه کاری باید انجام گیرد و سریع ترین، کوتاه ترین و کاراترین روش انجام آن کدام است. ۲- مزیت پایدار از طریق نوآوری مداوم: سازمان ها به این حقیقت پی می برند که ایجاد مزیت های رقابتی پایدار به روشهای سنتی مثل رهبر ارزان قیمت، یا رهبر خدمات، دشوار است. در محیط کاملا رقابتی امروزی، سایر تولید کنندگان ارزان قیمت به طور مداوم سازمان را به چالش می کشند. ایده های جدید را نمی توان به طور منظم به آسانی تولید کرد. در عین حال نوآورترین شرکتها ذکر می کنند که مدیریت دانش و محیط یاد گیرنده پیرامون آن به عنوان منبع نوآوری پایدار تلقی می شود. ۳- شناسایی و سازگاری با تغییرات: سازمان ها تحت تاثیر تغییر سریع بازارها و مشتریان هستند. بسیاری از سازمان ها فاقد روشهای اثر بخش شناسایی تغییرات در مراحل اولیه و سازگاری با آنها به روشی بهنگام هستند. در عوض آنها طی راهبردی دفاعی واکنش نشان می دهند که تضمین می کند که آنها باید شتاب کنند تا با سرعت بازار هماهنگ شوند، به جای اینکه پیشتاز در ابزار باشند. مدیریت دانش ساز و کار اثر بخشی را به منظور شناسایی تغییرات اولیه و اقدامات متناسب جهت قرار دادن شرکت در جلوی جبهه تغییرات فراهم می آورد. ۴- تداوم: ترک خدمت کارکنان ماهر در هر سطحی پر هزینه است. در حوزه هایی همچون فناوری اطلاعات، ترک خدمت کارکنان، ابتکارات و برنامه ها را در معرض خطر جدی قرار می دهد. با در اختیار قرار گرفتن دانش، به خصوص دانش ضمنی کارکنان شرکت، و در دسترس قرار دادن آن برای کارکنان جدید، مدیریت دانش تداوم بالاتری را تضمین می کند، زیرا در صورتی که کارکنان سازمان را ترک کنند، دانش و حکمت در سازمان از دست نمی رود. ۵- حفظ و رشد دارایی های فکری: دارایی های فکری سازمان از ثبت اختراعات و علایم تجاری گرفته تا دانش مشتری، ارزش واقعی بازار را دارند که می توان به دقت در ترازنامه سازمان منعکس کرد دانش، بهبود و کمیت بخشیدن به ارزش این داراییها را آسان می سازد.
۲-۲-۱۰- مدیریت دانش سازمانی
مدیریت دانش ،رویکردی ساخت یافته است که رویه هایی را برای شناسایی،ارزیابی و سازمان دهی ،ذخیره و به کار گیری دانش به منظور تامین نیازها و اهداف سازمان برقرار می سازد. مدیریت دانش ،توانایی یک سازمان در استفاده از سرمایه معنوی (تجربه ودانش فردی نزد هر فرد) و دانش جمعی به منظور دستیابی به اهداف خود از طریق فرایندی شامل تولید دانش ،تسهیم دانش و استفاده از آن به کمک فناوری می باشد. فرایند اجرایی مدیریت دانش در سازمان ها شامل : الف) تعهد و حمایت مدیریت ارشد ب) شناخت ودرک مفاهیم مدیریت دانش در سطح سازمان پ) فراهم نمودن بستر فرهنگی مناسب ج) ایجاد ساختار سازمانی مطلوب د) اندازه گیری عملکرد دانش سازمان ه) تجزیه وتحلیل و) برنامه ریزی ی) انجام اقدامات و تغییرات مورد نیاز مدیریت دانش را می توان در یک تعریف ساده چنین معرفی کرد: برانگیختن افراد به تسهیم دانش خود با دیگران. گروه کلانتر، در حکم موسسه ای بین المللی که در بسیاری از زمینه های فن آوری اطلاعات به پژوهش ،تحلیل و مشاوره میپردازد یکی از دقیق ترین تعاریف مدیریت دانش را به شرح زیر ارائه داده است: مدیریت دانش،رشته ای است عملی که شیوه برخورداری ازحمایت دو جانبه را برای ایجاد ، تصرف ،سازماندهی و استفاده از اطلاعات ،تشویق و تقویت می کند(جعفری مقدم،۱۳۸۲ ،۱۰). مدیریت دانش، فرایند ایجاد ارزش از دارایی های نامشهود سازمان است. مدیریت دانش ،آمیخته ای از مفاهیم چندین حوزه شامل هوش مصنوعی، سیستم های دانش محور،مهندسی نرم افزار،مهندسی مجدد فرایندهای کسب وکار یا مدیریت منابع انسانی ، مدیریت کیفیت جامع و رفتار سازمانی است. مدیریت دانش ،توانایی یک سازمان در استفاده از سرمایه معنوی (تجربه و دانش فردی نزد هر فرد) و دانش دسته جمعی به منظور دستیابی به اهداف خود از طریق فرایندی شامل تولید دانش ،تسهیم و استفاده از آن به کمک فن آوری. اصول مدیریت دانش شامل : توسعه ،اجرا و نگهداری زیرساخت های فنی وسازمانی به عنوان بستر و الزام انتشار دانش و انتخاب فن آوری های خاص است( نوروزیان،۱۳۸۱، ۱۵ (. نیاز به مدیریت دانش بر اساس رشد ادراک جامعه تجاری از این واقعیت سرچشمه می گیرد که دانش در عملکرد سازمانی و دسترسی به مزیت رقابتی پایدار،عنصری مهم تلقی می شود)داونپورت وگروور[۹۷]، ۲۰۰۱، ۳(. سازمان ها برای کامیابی در اقتصاد دانشی ، باید مدیریت دانش را پیاده سازند . به طور کلی می توان فرایند مدیریت دانش را شامل: شناسایی دانش، تحصیل دانش، توسعه دانش، به اشتراک گذاری دانش، بهره برداری دانش و حفاظت از دانش دانست. مفهوم مدیریت دانش ،مفهومی است که هیجان ایجاد کرده و باعث بحث و مناظره فراوان شده است. به طور خلاصه مدیریت دانش در سازمان ها به دنبال آن است تا نحوه وچگونگی تبدیل اطلاعات و دانسته های فردی و سازمانی را به مهارت های فردی و گروهی تبیین و روشن سازد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“هرسی و بلانچارد[۲۱] در مطالعات خود در سال ۱۹۸۸ دریافتند که بین سبک های رهبری( دستور دهی ، تفهیم نمودن ، مشارکتی و واگذاری مسئولیت ) و رضایت شغلی معلمان رابطه مثبت وجود دارد . ۱۴۲ نفر از ۳۳۹ معلم در مورد رضایت از شغل خود پاسخ دادند که از شغل خود رضایت دارند . آن ها دریافتند که معلمن کمتر به وسیله حقوق و مزایا خشنود می شوند . در این پژوهش رضایت شغلی معلمان با سبک رهبری همبستگی معناداری نداشت ."(پاول و بلانچارد ،۱۳۷۱،۱۵۳). “دان[۲۲] نیز در تحقیقات خود به چهار عامل مستقل اشاره می کندکه مبین رضایت کارکنان است : ۱- سودمندی و مؤثر بودن وظیفه ۲- رضایت از سازمان و از شرایط کاری و عملیات دستگاه ۳-رضایت از شایستگی سرپرستان در نقش متخصصان و رهبران ۴- عناصر معینی از وظیفه که سودمندی متقابل دارد ، مانند : - رضایت از ارزش مادی شغل ، حقوق کنونی و حقوقی آینده آن - رضایت از کار ، جالب توجه و مورد علاقه بودن شغل و میزان منزلتی که برای دارنده آن فراهم می سازد .” ( ۲۳ ۱۹۸۶: Dunn,).
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
وروم[۲۳] در تحقیقاتی که در سال ۱۹۸۸ به عمل آورده است روابط زیر بین رضایت شغلی و عوامل دیگر را حاصل نموده است: ۱- بین رضایت شغلی و احتمال استعفاء از کار رابطه منفی وجود دارد، یعنی کسی که از شغلش راضی است کمتر احتمال دارد از شغلش استعفاء بدهد. ۲-بین رضایت شغلی و غیبت از کار نیز رابطه منفی وجود دارد یعنی کسی که از شغلش راضی است کمتر احتمال دارد که از حضور در سر کارش خودداری نماید ۳-بین رضایت شغلی و میزان تصادفات و سوانح کار رابطه منفی وجود دارد یعنی کسی که از شغلش رضایت دارد کمتر دچار سوانح و تصادفات در محیط کارش خواهد گردید ۴-بین رضایت شغلی و میزان کارآیی رابطه مثبت وجود دارد یعنی رضایت شغلی افزایش کارآیی را باعث می گردد"(رابینز ،۴۲:۱۳۸۴.) “لاک[۲۴] در سال ۱۹۷۶ نیز گزارش تقریبا مشابهى ارائه داد. وی مهمترین عوامل مؤثر بر رضایتشغلى را چنین خلاصه مىکند: ۱.کار پر مخاطره ذهنى که فرد مىتواند با موفقیت با آن سازگار شود (موفقیت در سازگارى با کار) .
-
- علاقه فردى به خود شغل که هر قدر علاقه فرد به شغل بیشتر باشد میزان رضایت او بیشتر خواهد بود
-
- کارى که از نظر جسمانى بیش از حد خستهکننده نباشد (هر قدر فرد بیشتر خسته شود، رضایتش کمتر خواهد بود و هر قدر کمتر خسته شود میزان رضایتش بیشتر خواهد بود)
-
- پاداش براى عملکرد، منصفانه، آموزنده و منطبق با خواست فرد باشد
-
- شرایط کار که با نیازهاى فیزیکى سازگار باشد و به اهداف شغلى کمک کند
-
- احساس احترام به نفس از سوى شاغل، او هر قدر از سوى دیگران نسبت به خود بیشتر احساس احترام کند، میزان رضایتش بیشتر خواهد بود
-
- عواملى که در محیط کار، نیاز به ارزشهاى شغلى را تسهیل مىکند از قبیل افزایش حقوق و ترفیع.
انصاف و عدالت در پرداخت نیز با رضایتشغلى ارتباط دارد. هر قدر انصاف و عدالت در پرداخت بیشتر و بهتر رعایتشود، میزان رضایتشغلى بالاتر است و هر قدر میزان رضایت بیشتر باشد، عملکرد کارگر و کارمند نیز بالاتر مىرود. همچنین رضایتشغلى به وسیله پرداخت پاداش و تشویق کردن نیز بالا مىرود. نگرشهاى فرهنگى، خدمات درمانى و تسهیلات رفاهى در بالا بردن میزان رضایتشغلى دخالت دارند ” (۲۳-۲۷ ۲۰۰۹: Suosa – Poza,). “دیوید مک کللند[۲۵] در سال ۱۹۷۱ به گسترده ترین پژوهش ها در زمینه انگیزه و نیاز به موفقیت دست زده است. او نیاز به پیشرفت را با علامت اختصاری[۲۶] نشان می دهد . مک کللند در تحقیقات خود از جمله تصویر مبهمی را به پاسخگویان مورد مطالعه نشان می دهد و از آنان می خواهد ، برداشت خود را از تصویر مورد نظر ، به صورت داستانی بیان کنند . به عقیده وی ، فرد مورد پرسش معمولاً نیازها و انگیزه های ناخوداگاه خود را در داستان تخیلی خود منعکس می کند؛که براین اساس باتوجه به شاخص های موجود می توان میزان نیاز به موفقیت و یا پیشرفت فرد و اعتماد به او را دریافت . به عقیده مک کللند ، میزان نیاز به موقعیت در همه افراد ، گروه ها ، ملت ها ، مذاهب و طبقات اجتماعی یکسان نیست ؛ قابل ذکر در این زمینه اینکه ، مک کللند در پاسخ به این پرسش که علت تفاوت در انگیزه نیاز به موفقیت چیست ، معتقد است که هر چند انگیزه موفقیت نیاز روانی و پدیده ایست که با شخصیت افراد سروکار دارد ؛ ولی در حقیقت پدیده ای کاملاً روانی نیست ؛ بلکه منشأ این پدیده را بعضی شرایط اجتماعی تشکیل می دهد که باعث ایجاد درجات متفاوتی از این انگیزه در افراد می گردد . به عقیده مک کللند ، برخی از مهمترین عوامل و شرایط اجتماعی که بر میزان موفقیت اثر می گذارند عبارتند از : آموزش در خانواده ، طبقه اجتماعی ، والدین ، تحرک اجتماعی ، ایدئولوژی ، محرومیت ، ضرورت خارجی، دگرگونی اجتماعی و تحول ساخت های سیاسی و نظایر آن . به عقیده مک کللند ، تحرک اجتماعی خود از عوامل مهم در افزایش یا کاهش میزان موفقیت می تواند باشد . به عقیده او ، در افراد و گروههایی که گرایش شدیدی به تحرک اجتماعی دارند ، انگیزه موفقیت بیشتری مشاهده می شود . این اشخاص و گروه ها ، بلند پروازی های شدیدی در مورد اصلاح وضعیت خود داشته و امیدوار به داشتن فرصتهایی برای تغییر واقعی بوده اند . به گفته لاولر[۲۷]،” بین رضایت شغلی و انگیزش تفاوت عمـده ای وجود دارد که در برخی از مقیاس های اندازه گیری رضایت شغلی نادیده گرفته شده است. به نظر وی انگیزش تحت نفوذ ادراک های آینده نگر قرار دارد، ادراک هایی که بیشتر با رابطه میان عملکرد و پاداش سر و کار دارد. در حالی که رضایت با احساسات افراد نسبــت به پـاداش هایی که دریافت می کنند ارتباط پــیدا می کند. از این رو رضایت پیامد رویدادها و اتفاقات گذشته و انگیزش نتیجه انتظارات از آینده است” (هومن، ۱۳۸۱: ۳) . “وودمن[۲۸] و هل ریجل[۲۹] در کتاب خود، در بحث عوامل مؤثر بر رضایت شغلی، به این عوامل اشاره می کنند: صفات کارگر و کارمند، نوع کار، محیط کار، و روابط انسانی کار. “(یعقوبی ،پیشین :۶۹). “شرتزر[۳۰] عوامل ذیل را در رضایت مندی شغلی مؤثر می داند: حقوق، امنیت کاری و ثبات شغلی، شرایط کاری خوب، امکان پیشرفت و ترقی، و روابط انسانی"(شرتزر ،۷۵:۱۳۶۹). “کورمن[۳۱] این عوامل مؤثر را به دو دسته تقسیم می کند: ا-عوامل محیطی مثل سطح شغل، محتوای شغل، رهبری ملاحظه کار، دست مزد و فرصت های ترفیع ۲-عوامل شخصی مثل سن، سطح تحصیلات و جنسیت هر قدر شغل از لحاظ سطح، مسؤولیت، استقلال و تنوع بالاتر باشد، مطلوب تر است، هر چند به نسبتی که فرد در سطح بالاتری قرار داشته باشد (بر حسب تحصیلات، توانایی ها و مانند آن) ، سطح لازم این خصوصیات برای کسب خشنودی باید بالاتر باشد” . (گلشن ، پیشین :۵۸) “شولر[۳۲] در پژوهش های خود درباره نقش تفاوت های فردی در ضایت شغلی، دریافت که زنان کارگر بیش از مردان به داشتن همکاران خشنود بها می دهند، در حالی که کارگران مرد بیش از زنان برای فرصت مشورت با دیگران و تاثیر بر تصمیمات مهم ارزش قایل اند.در این مطالعات، هم چنین معلوم شد که مردان بیش از زنان به خط مشیء های بلندمدت و مربوط به آینده توجه دارند” . (پاول و بلانچارد ،پیشین:۴۲ ) ۲-۲: مروری بر تحقیقات انجام شده در داخل کشور : حسین عطار در سال ۱۳۷۴ در یک بررسی تحت عنوان رابطه استرس شغلی یا خشنودی شغلی و سلامت روان کارکنان یک مجتمع صنعتی که در یکی از جزایر خلیج فارس روی ۳۰۳ نفر از کارکنان که بصورت اقماری کار میکردند انجام داد به نتایج زیر دست یافت: ۱- استرس شغلی با اختلال در سلامت روان کارکنان رابطه معنادار داشت . ۲- کارکنان نوبتکار شاغل در طرح اقماری در مقایسه با کارکنان روز کار در طرح مذکور خشنودی شغلی کمتری داشتند (۸۵.۵۷درصد در مقایسه با ۶۷.۳۱ درصد ) . ۳- کارکنان نوبتکار در مقایسه با کارکنان روزکار (هر دوشاغل در طرح اقماری) از سلامت روان کمتری برخوردار بودند. (میانگین ۱۵.۹۸ درصد در مقایسه با ۲۷.۶۱ درصد ). سلیمان نژاد تحقیقی با عنوان ” بررسی رابطه بین استرس حرفه ای و رضایت شغلی در کارکنان سازمان های دولتی شهر ایلام، سال ۱۳۸۰ ” انجام داده است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بیـن پاره ای از متغیرهای دموگرافیک با رضایت شغلی و استرس حرفه ای در سال ۱۳۸۰ انجام گردید.این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی بوده که در آن ۴۲۰ آزمودنی از طریق نمونه گیری طبقه ای تصــادفی انتخاب شدند. به منظور بررسی رابطه استــرس با رضایــت شغلی از دو پرسشنامه رضایت شغلی فیلدوروث و شرایط پرفشار استفاده شد. اعتبار صوری پرسشنامه ها مجددا کسب و پایایی نیز از طریق بازآزمایی محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، کای دو استفاده گردید.در بررسی توصیفی گزاره ها بیش از ۷۰ درصد افراد نمونه به طور نسبی از شـغل خود راضی بودند و ۴۹ درصــد افراد شغــل خود را خسته کــننده گزارش کـردند و نیز ۵/۲۸ درصد افراد فاقد رضایت شغلی بودند، همچنین ۶۶ درصد افراد تعارض بین نقشهای سازمانی و آکادمیک را نشان دادند. یافته ها نشان داد که بین استرس شغلی و رضایت شغلی رابطه منفی (r=-0.43) وجود دارد. همبستگی بین رضایت شغلی و استرس شغلی با نوع سازمان از نظر آماری معنی دار بود. همچنین نتیجه پژوهش نشان داد که تفاوت معنی داری میان رضایت شغلی زنان و مردان وجود ندارد و نیز رابطه معنی داری بین رضایت شغلی و وضعیت تحصیلی کارکنان به دست آمد. با توجه به یافته های این مطالعه به نظر میرسد منابع استرس حرفه ای و مولفه های رضایتمندی شغلی در محیط های کاری متفاوت ودر جهـت افزایش رضایتمندی شغلی، بـــهرهوری شغــلی و در نهایت رضایتمندی از زندگی شناسایی شود. آموزش مدیران و کارکنان با هدف شناخت، کنترل و پیش بینی عوامل استرس زا در این زمینه ضروری به نظر میرسد. در پایان نامه محمد پرتوی با عنوان بررسی رابطه بین ماهیت شغلی و رضایت شغلی پرسنل (سرپرستان ، مهندسین، مدیران میانی،کارگران) شرکت ذوب آهن اصفهان در سال ۱۳۸۱بر خی نتایج به دست آمده چنین است: بین ارزش کار و رضایت شغلی رابطه معنادار و مثبت (در سطح ۰۵/۰) بوده و بیشترین رابطه به مدیران میانی(۴۳/۰) تعلق داشت. ۲- بین خود استقلالی و رضایت شغلی در بین ۴ گروه کاری رابطه معنادار ومثبت (در سطح ۰۵/۰) بود و هرچه عامل خود استقلالی در فرایند کار بیشتر باشد، رضایت شغلی ۴ گروه کاری بالاتر بوده است. ۳- بین بازخورد و رضایت شغلی در بین ۴ گروه کاری رابطه معنادار و مثبت(در سطح ۰۵/۰) بوده و هرچه قدر بازخورد در بین کارکنان بالاتر باشد، رضایت شغلی آنها بالاتربوده است. ۴- بین فرصت های شغلی و رضایت شغلی بین ۴ گروه کاری رابطه معنادار و مثبت (در سطح ۰۵/۰) بوده و بیشترین رابطه به مدیران میانی(۵۳/۰) تعلق داشت. ۵- بین امکـانات شغــلی و رضایــت شغلی در بیـن گـروه کـاری رابطـــه معـنادار ومثبــت (در سطح ۰۵/۰) بوده و هرچه قدر امکانات شغلی مطلوب تر باشد، رضایت شغلی ۴ گروه کاری بیشتر بوده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۳-۱) تحلیل طرح پراش پرتو X تحلیل طرح پراش پرتوX، برای نمایش ماهیت بیشکل نمونهها توسط دستگاه تحلیل طرح پراش پرتو X ، معرفی شده در جدول (۳-۲) انجام شده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۳-۲) اندازه گیری چگالی نمونه ها برای تعیین چگالی نمونهها به روش ارشمیدس عمل می کنیم. در این روش ابتدا وزن خشک دقیق نمونهها توسط ترازوی دیجیتالی تعیین می شود. سپس نمونهها در حالت کاملا غوطهور در مایع پارا- زایلن بعنوان ماده غوطهوری دوباره توزین میشوند. مایع پارا-زایلن، مایعی شفاف و قابل اشتعال میباشد. برای دقت بیشتر در اندازه گیری این عملیات برای هر نمونه ۴ بار تکرار می شود ]۳و۶۸[. چگالی نمونهها را میتوان با رابطه زیر تعیین نمود: (۳-۱) که در آن ، ، و به ترتیب وزن نمونه شیشه ای در هوا، وزن نمونه در مایع غوطهوری، چگالی نمونه و چگالی مایع غوطهوری میباشد. ۳-۳-۳) اندازه گیری های الکتریکی نمونه ها در میدان الکتریکی قوی جهت تعیین منحنیهای مشخصه ولتاژ- جریان نمونه های مورد بررسی، می توان از پیکربندی الکترود گاف گونه یا ساندویچ نمونه بین دو الکترود استفاده نمود، که به ترتیب در شکلهای زیر نشان داده شده اند. شکل ۳-۱) طرحوارهی پیکربندی گاف-گونه الکترودی ]۳۲[ شکل ۳-۲) طرحوارهی پیکربندی ساندویچ گونه]۲۸[ در این آزمایش با توجه به توده ای بودن نمونه ها، جهت اندازه گیریهای الکتریکی در میدان الکتریکی قوی الکترودگذاری روی سطح صیقل داده شده نمونهها با چسب نقره به روش گاف-گونه انجام شده است. جهت اندازه گیری فاصلههای الکترودی روی نمونهها از کولیس دیجیتال و میکروسکوپ نوری معرفی شده در جدول (۳-۲) استفاده شده است. سپس برای انجام کار الکتریکی مداری به شکل زیر بسته شده است. شکل ۳-۳) نمایش طرحوار مدار الکتریکی انجام آزمایش: ۱)منبع تغذیه ولتاژ بالا، ۲) ولتمتر، ۳)نمونه، ۴) آمپرمتر که در این مدار از یک منبع تغذیه ولتاژ بالا و دو مولتیمتر دیجیتال (معرفی شده در جدول (۳-۲)) به عنوان آمپرمتر و ولتمتر استفاده شده است. این پژوهش در دمای اتاق و همچنین در دماهای بالاتر با قرار دادن نمونه در آون ( معرفی شده در جدول(۳-۲)) انجام شده است. هدف از انجام این آزمایش مشاهده پدیده کلیدزنی یا مقاومت دیفرانسیلی منفی در دماهای مختلف و بررسی نمودارهای مختلف آن و همچنین به دست آوردن ضریب اتلاف گرما (α) و انرژی فعالسازی(Ea)، در نمونهها میباشد. ۳-۴) حل عددی و برنامه نویسی در کار حاضر صرف نظر از روش های آزمایشگاهی و بدست آوردن مقادیر ضریب اتلاف گرما و انرژی فعالسازی نمونه بر مبنای مدل الکتروگرمایی، حل عددی معادله ولتاژ – جریان نیز در مدل مذکور انجام می شود. برای این کار ابتدا با بهره گرفتن از داده هایی که در پژوهشهای قبلی در آزمایشگاه به دست آمده است منحنی توان الکتریکی مؤثر بر حسب را رسم نموده و از شیب قسمت خطی این نمودار مقدار انرژی فعالسازی و با بهره گرفتن از عرض از مبدأ آن مقدار ضریب اتلاف گرما نمونه ها را بدست می آوریم. سپس با بهره گرفتن از این مقادیر به حل عددی معادله (۲-۴۲) با بهره گرفتن از برنامه نویسی متلب[۱۱۴] پرداخته و منحنی مشخصه ی ولتاژ – جریان را با بهره گرفتن از ضریب اتلاف گرما و انرژی فعالسازی جدید رسم کرده و مشاهده می کنیم که در تمامی نمودارها (برای نمونه های TVSbx) با رسیدن به یک ولتاژ آستانه عمل کلیدزنی یا مقاومت دیفرانسیلی منفی رخ میدهد و نمونه از یک حالت با مقاومت الکتریکی بالا به حالت رسانش الکتریکی بالا گذار می کند. همچنین با بهره گرفتن از این منحنی ها می توان دریافت که با افزایش دما در نمونه عمل کلیدزنی سریعتر انجام شده و با افزایش دما رسانش در نمونه افزایش می یابد. در فصل چهارم به رسم نمودارها پرداخته و و این نتایج را به صورت مبسوط بیان می کنیم. فصل چهارم بحث و نتیجه گیری ۴-۱) مقدمه نتیجه اعمال میدان الکتریکی قوی بر اساس اثر شاتکی در الکترودها یا اثر کپه ای پول-فرنکل و فرایند کلیدزنی یا مقاومت منفی[۱و۳] در شیشه های نیمرسانای اکسیدی و هالوژنی از قبیل[۳] TeO2-V2O5، [۵] TeO2-V2O5-MoO3، [۸] TeO2-V2O5-P2O5 و ….. مورد مطالعه واقع شده است که در این میان شیشه های تلوریمی با داشتن قابلیت بالای تشکیل شیشه، پایداری محیطی بالاتر، نقطه ذوب پایین و نمگیری کم از اهمیت بیشتری برخوردارند[۸,۵]. شیشه های تلوریمی- وانادیمی و بطور کلی شیشه های حاوی یونهای فلزات واسطه در ظرفیتهای مختلف ، رفتار نیمرسانایی دارند و می توانند در اثر اعمال میدان الکتریکی dc قوی، از حالت مقاومت الکتریکی بالا به حالت رسانش الکتریکی بالا “کلیدزنی” کنند. در اینگونه نیمرساناها، رسانش الکتریکی dc در اثر جهش حامل های بار بین حالات جایگزیده (رسانش پلارونی) صورت می گیرد [۶]. مدل های نظری مختلفی در تشریح رسانش غیر اهمی و کلیدزنی شیشه های اکسیدی وجود دارد که می توان به مدل الکتروگرمایی اشاره کرد که در آن کلیدزنی با نقش آفرینی توام رخدادهای الکترونیکی و گرمای ژول در فیلمان جریان الکتریکی وقوع می یابد. با تعیین بستگی ولتاژ-جریان، رفتار غیر اهمی نمونه ها و تعیین فاکتور اتلاف گرمای ژول در نمونه و همچنین تعیین انرژی فعالسازی الکتریکی را می توان بررسی نمود[۹و۱۰]. مطابق آنچه گفته شد، در کار حاضر از شیشههای وانادیم-تلوریت با افزودن آنتیموان استفاده کرده و بنا به پژوهشهای صورت گرفته، دو مورد اثر میدان الکتریکی قوی و کلید زنی روی ترکیبات مذکور، به محاسبه انرژی فعالسازی و ضریب اتلاف گرما پرداخته شده است. همچنان که در فصل قبل اشاره شده است، نمونه های مورد مطالعه ترکیبات نیمرسانای میباشند، که در ترکیب مذکور، x درصد مولی آنتیموان است و همچنانکه در فصل قبل اشاره شده در این پژوهش نمونههای با را با TVSbx نامگذاری میکنیم. در این فصل ابتدا اطلاعات و داده های گردآوری شده را مورد بررسی قرار داده و سپس به محاسبه کمیت های مورد نظر، تحلیل و نتیجه گیری آنها پرداخته و در پایان به بحث در مورد نتایج حاصله میپردازیم. به طور خلاصه میتوان اهدافی را که در این فصل دنبال میکنیم به صورت زیر دسته بندی کرد: بررسی الگوی پراش نمونه با بهره گرفتن از پرتو X بررسی تصاویر SEM نمونه ها بررسی پدیده کلیدزنی در نمونه های توده ای با بهره گرفتن از حل عددی تعیین ضریب اتلاف گرما در نمونه های توده ای با توجه به داده های آزمایشگاهی تعیین انرژی فعالسازی در نمونه های توده ای با توجه به داده های آزمایشگاهی ۴-۲) بررسی الگوی پراش نمونه با بهره گرفتن از پرتو X و تصاویر SEM الگوی XRD نمونه های تودهای مورد بررسی در شکل a,b,c,d,e,f)(4-1)( نشان داده شده است و مؤید طبیعت آمورف بودن نمونه هاست. قلههای مشاهده شده در نمونه S12، احتمالا بخاطر وجود فاز ریزبلوریSb-V میباشد. دلیل وجود قله در طیف این نمونه را احتمالا می توان به تغییر در چگالی اکسیژنهای غیر پیوندی نمونه و در نتیجه تغییر ساختار آن نسبت به نمونه های دیگر ارتباط داد که در کار قبلی مؤلف گزارش شده است[۱۷]؛ بر اساس الگوی پراش پرتو ایکس و آنالیز انجام شده، پیکهای مشاهده شده در زوایای ۲θ حدود ۳۴/۲۵ و ۷/۳۷ درجه بترتیب به صفحات ریز بلوری (۱۱۰) و (۱۰۱) فاز SbVO مربوطند. همچنین تصویر SEM نمونه TVSb12 (شکل ۲) وجود فاز ریز بلوری( میکروکریستالی) را نشان می دهد و موید الگوی پراش است. همچنین قلهی قابل مشاهده در۶/۴۴ مربوط به دستگاه X-ray بوده و ارتباطی به نمونهها ندارد. شکل ۴-۱) الگوی پراش پرتو ایکس نمونههایTVSbx. TVSb12 شکل ۴-۲) : تصویر SEM نمونه TVSb12. ۴-۳) بررسی پدیده کلیدزنی در نمونه های توده ای رفتار مقاومت منفی را میتوان به عنوان کلیدزنی آرام از حالت مقاومت الکتریکی بالا به حالت رسانش الکتریکی بالا در نظر گرفت]۴۱[. در ادامه به بررسی منحنیهای مرتبط با این پدیده میپردازیم. ۴-۳-۱) بررسی منحنی های جریان- ولتاژ در فواصل الکترودی مختلف و همچنین بررسی منحنی های توان الکتریکی مؤثر بر حسب نمودارهای جریان- ولتاژ و وابستگی ولتاژ آستانه کلیدزنی در فواصل الکترودی مختلف را برای نمونه های با درصد مولی بررسی شده است. بطور کلی، علاوه بر رخدادهای الکترونیک مانند نواحی بار فضایی و…، گرمای ژول اتلافی در فیلمان جریان الکتریکی عبوری از نمونه می تواند باعث تغییر احتمالی ساختار نمونه شده و فاز ریز بلوری را ایجاد نماید. این امر ممکن است به کلیدزنی سریعتر در ولتاژهای آستانه پایین تر بیانجامد. بنابراین، در کار پژوهشی حاضر هدف آن است که با پیشنهاد مدل الکتروگرمایی و نقش آفرینی گرمای ژول اتلافی، ضمن محاسبه انرژی فعالسازی الکتریکی و ضریب اتلاف گرما، مکانیسم رسانش جهشی حامل بار نیز مورد بررسی و تصدیق قرار گیرد. بعبارت بهتر ابتدا لازم است که مدل پیشنهادی الکتروگرمایی بطور مختصر معرفی گردد که در ذیل به آن می پردازیم. رفتار مقاومت منفی در نیمرساناها و همه موادی که مقاومت الکتریکی آنها با افزایش دما به سرعت کاهش مییابد، دور از انتظار نیست، چرا که گرمای ژول، دمای داخل نیمرسانا را در فیلمان جریان بالا برده و در اثر افزایش رسانش و تحرک حاملها، فلوی بیشتری از جریان مجاز به شارش از طریق ناحیه داغ میباشد. حالت پایا زمانی حاصل می شود که گرمای هدایت شده به نواحی دور از فیلمان جریان، معادل گرمای ژول تولید شده در ناحیهی فیلمان جریان باشد یا به عبارت دیگر مقدار گرمای ژول تولید شده به تعادل برسد[۲۹]. در این صورت میتوان معادله انتقال گرما را نوشته و شرایط مرزی را به کار برد، هر چند که حل عمومی معادله مذکور با شرایط مرزی واقعی قابل حصول نبوده و منوط به سادهسازیهای مختلفی میباشد [۲۹،۳۹،۳۸،۴۰]. در گستره دماییمورد نظر، برای شیشه های اکسیدی می توان رسانش الکتریکی نمونه را به صورت زیر تعریف کنیم: (۴-۱) که در آن ، رسانش در دمای نامحدود، ، انرژی فعال سازی، ، ثابت بولتزمن و T دمای حقیقی نمونه در مقیاس کلوین میباشد. فرض میکنیم رابطه ولتاژ- جریان در این مواد با وابستگی اهمی وار (۴-۲) توصیف شود: (۴-۲) V=R(T)I
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حکایت نهم: دیوانهی خردمند نقل کردهاند که: در زمان خلیفه منصور، مردی با خود قرار گذاشته بود تا با صد نفر مشورت نکند، زن نگیرد. با نودونه نفر مشورت کرد. یک شب با خود گفت: اوّل صبح، هر کسی را که ببینم، با او مشورت میکنم. وقتی صبح شد، دیوانهای دید که سوار نی شده بود و کودکان پشت سر او میدویدند. مرد ناراحت شد و گفت: چگونه با او مشورت کنم، دیوانه که عاقل نیست که سخن عاقلانه بگوید، امّا از روی ناچاری از او سؤال کرد و گفت: ای دیوانه! چگونه زنی را برای خود خواستگاری کنم؟ گفت: «زنان سه گونهاند: یکی برای تو و به سود توست نه بر علیه تو!؛ و یکی نه برای توست و نه بر علیه توست؛ و یکی نه برای توست، ولی بر علیه تو است! مواظب باش تا اسب من تو را لگد نزند». گفت و رفت. پشت سرش دویدم و گفتم: «این سخن عاقلان است نه دیوانگان! معنی سخن را آشکار کن». دیوانه گفت: «زنی که برای توست، زنی است که باکره باشد و قبل از تو کسی او را ندیده باشد و مهر تو در دلش باشد، امّا آن زن که نه برای تو و نه بر علیه تو هست، آن است که شوهر دیگری داشته و دلش با شوهر اوّل است و آنکه نه برای تو، ولی بر علیه تو است، زنی است که از شوهر دیگرش فرزندی دارد و همیشه سرگرم فرزندش است و هرچه تو داری برای فرزندش مصرف میکند و اگر سختی پیش بیاید، میگوید از بدشانسی من بود که دچار تو شدم». گفت و رفت. از او پرسیدم: چرا خود را به شکل دیوانه ساختهای؟ گفت: خلیفه منصور، دادستانی بغداد را به من داد و من و سه نفر دیگر بودیم، یکی ابوحنیفه که گفت: من لایق قضاوت نیستم. به من چون اصرار و پافشاری کردند، به آنها گفتم: اگر راست میگویم، دست از سر من بردارید و اگر دروغ گفتم، پس دروغگو لایق قضاوت کردن نیست. پس خودم را دیوانه نشان دادم تا از این تکلیف معاف شوم، از ترس آنکه مبادا حکمی دهم که رضای خداوند در آن نباشد! من تعجّب کردم و رفتم.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
حکایت دهم: کیاست زن بَزّاز دلّهی محتال، زنی پر مکر و حیله بود که با همهی وقاحت و فصاحتش، از زن بزّاز کم آورد. روزی در بازار میگذشت، بزّازی با غلام خودش میگفت: به خانه برو و به بیبی بگو: مقنعهی سبزی که خواسته بودی برایت فرستادم. در صندوق دو پارچهی اطلس است که قرمز و سبز است، هر دو تا را بفرست که خریدارش آمده است. دلّه وقتی شنید، یک مقنعهی سبز خرید و با عجله دنبال غلام رفت و به غلام گفت: با من بیا تا بهای لباس را بدهم و صبر کن تا پول آن را بیاورم. آنگاه به خانهی بزّاز رفت و مقنعه را به زنش داد و گفت: شوهرت میگوید: دیشب مقنعهی سبز خواسته بودی و گفته این را به تو بدهم و دو اطلس که در صندوق است به من بده تا برایش ببرم. زن بزّاز مقنعه را گرفت و گفت به کسی که نمیشناسم، اطلس نمیدهم. زن گفت: مقنعه را پس بده، گفت: چیزی که از شوهرم خواستهام را نمیتوانم پس دهم. وقتی دید مکر و فریب در آن زن فایدهای ندارد، مقنعه را گذاشت و رفت و این حکایت تنبیهی است برای افراد دوراندیش تا در نشانها فکر کنند و بیندیشند و پیش هر کسی نگویند تا شرط آن را رعایت کرده باشند. حکایت یازدهم: کیاست باغبان نقل کردهاند که: چهار نفر از انصاف؛ از جمله دانشمند، علوی، نظامی و بازاری، در باغی رفته بودند و مشغول خوردن میوه بودند. صاحب باغ که مردی زیرک و عاقل بود، دید که میوههای بسیاری را اسراف کردهاند. با خودش گفت: من تنها هستم و با چهار نفر نمیتوانم مقابله کنم. پس چارهای اندیشید و به مرد دانشمند گفت: تو مقتدا و پیشوای ما هستی و بر گردن ما حق داری و این سیّد هم از خاندان پیامبر (ص) است و دوستی او بر ما واجب! مرد نظامی هم از جان و مال ما حمایت میکند، امّا این مرد بازاری در باغ من چه میکند؟ پس گریبان او را گرفت، ضرب شستی نشان داد و دست و پای او را بست. پس رو به نظامی کرد و گفت: من خدمتکار علما و سادات هستم، امّا تو نمیدانی که وقتی من مالیات انگور را به سلطان دادم، دیگر هیچ حق بر گردن من ندارد. پس تو به چه دلیل به باغ من آمدهای؟ و او را نیز ادب کرد و دست و پایش را بست. بعد از آن به دانشمند گفت: حرمت سادات واجب است، امّا تو که ادّعای علم میکنی، نمیدانی که بدون اجازه نباید وارد باغ کسی شوید؟ پس این علم تو چه ارزشی دارد؟ و او را گرفت و زد و دست و پایش را بست. سیّد تنها ماند. رو به او کرد و گفت: ای نااهل! آیا تو فکر نکردی که نباید بدون اجازه به باغ من بیایی و مال مرا از بین ببری؟ پیغمبر (ص) کجا گفت که مال امّتِ من بر سادات حلال است؟ پس او را نیز بست و به این وسیله هر چهار نفر را اسیر کرد. پول انگور را از آنها کامل گرفت، در حالی که اگر از اوّل با جسارت با اینها جنگ میکرد، این چهار نفر بر او مسلّط میشدند، اما با زیرکی به مراد خود رسید. حکایت دوازدهم: سیماب و زر از معتمدی شنیدم: وقتی از ترکستان به سمت غزنین میآمدیم، مردی در میان ما مقدار زیادی جیوه داشت. در بین راه، گذر ما بر جویها و رودهای آب افتاد. اسبها را با حیله از آن آبها گذراندیم. ناگهان اسب این مرد که با خود جیوه داشت، افتاد و به خاطر سنگهای تیزی که در آب بود، مشک پاره شد و جیوهها در آب ریخت و پخش شد و قابل جمع کردن نبود. آن مرد دل از جیوهها کند و همراه ما به غزنین آمد. سپس بار دیگر که به آنجا رفتیم، در همانجا منزل کردیم. آن مرد به هوای جیوهها در آب خوب نگاه کرد، چیزی روشن در میان آب دید، دستاری به کمرش بست و در آب رفت و همهی آن جیوهها در یکجا جمع شده بودند. همه را در مشک کرد و آورد. خوردههای طلا دید که به جیوهها چسبیده بود و آنکوه معدن طلا بود و نزدیک به سیصد دینار به واسطهی جیوهها نصیب آن مرد شد. جیوهها به همان مقدار بود و خاصیّت محبّت طلا و جیوه جز خدای بزرگ کس نداند. حکایت سیزدهم: زن دانا و کاردان نقل کردهاند که: در عهد سلطانمحمود، زنی پادشاه ری بود که به او سیّده میگفتند و بسیار زیرک و کاردان بود. او زن فخرالدّوله بود و وقتی فخرالدّوله مرد، چون پسرش ناخلف بود، مادرش ری را اداره میکرد. وقتی سلطانمحمود شنید در ری زنی پادشاهی میکند، فرستادهای نزد او فرستاد و گفت: باید خطبه و سکّه به نام من کنی و مالیات بپردازی و اگر چنین نکنی به آنجا لشکرکشی میکنم و پادشاهی و دولت تو را برمیاندازم! زن به فرستاده گفت: به سلطانمحمود بگو: وقتی فخرالدّوله زنده بود، همیشه با خود فکر میکردم مبادا که سلطانمحمود به دیار ما حمله کند! وقتی فخرالدّوله مرد، به کلّی این اندیشه را از سرم بیرون کردم و گفتم: سلطانمحمود پادشاهی بزرگ است و میداند که به جنگ زنی نباید برود، امّا اکنون حاضرم با تو بجنگم. اگر شکست بخورم، برای من عار نباشد که گریز از چون تو پادشاه بزرگی، عیب نیست، امّا اگر تو شکست بخوری، عیب بزرگی است و برای من افتخار و مردم تو را سرزنش میکنند که از زنی شکست خورده است. وقتی این حرفها به گوش سلطانمحمود رسید، هرگز به عراق فکر نکرد و به کفایت و علم آن زن، شهر از دشمن در امان ماند. حکایت چهاردهم: اقرار به کفر نقل کردهاند که: حجامه کافری را گرفت و به نزد هارونالرّشید آوردند. خلیفه به او گفت: ای دشمن خدا! تو کافر هستی؟ گفت: نه. ای خلیفه! من چطور کافر باشم که تمامی نمازهای واجبم را میخوانم و تمام اعمال و عبادات را انجام میدهم. هارون گفت: ای بدبخت! میزنمت تا اقرار کنی! گفت: ای خلیفه! تو برخلاف سنّت پیامبر (ص) عمل میکنی. گفت: چطور؟ گفت: او شمشیر میزد تا به مسلمانی اقرار کنیم و تو چوب میزنی که به کافری اقرار کنیم! هارون از این سخن تعجّب کرد و او را رها کرد. حکایت پانزدهم: درشتی و نرمی نقل کردهاند که: روزی مرد عربی از انصار میآمد و دربارهی خوبیهای خود با احمد ابوخالد صحبت میکرد. ناگهان احمد ابوخالد خشمگین شد و او را ناراحت کرد و مرد عرب گفت: ای وزیر! بدان که خدای عزّوجلّ چیزی به تو داده است که به پیامبر (ص) نداده است. احمد ابوخالد ناراحت شد و گفت: کفر نگو، به من چه داده که به او نداده؟ گفت: به تو اخلاق بد داده، ولی به پیامبر (ص) نداده، همانطور که میفرماید: تو دارای خلق بزرگی هستی. احمد ابوخالد بخندید و به او هدیهای داد و او به این وسیله، به هدف خود رسید و این، از کمال انصاف احمد ابوخالد بود. ۳-۱-۵٫ وفای به عهد حکایت اوّل: عبداللهبنعبدالمطلّب و شتران قربانی محمّدبناسحاق روایت میکند: زمانی عبدالمطلّب قصد کرد چاه زمزم را تعمیر کند، امّا قریش با او مخالفت میکردند. عبدالمطلّب در آن زمان فقط یک پسر داشت، پس نذر کرد اگر خداوند به او ده پسر بدهد، وقتی همه بالغ شدند، یکی را در راه خدا قربانی کند. خداوند به او ده پسر داد و همگی بالغ شدند. روزی عبدالمطلّب آنها را جمع کرد و نذر خود را به آنها گفت. فرزندان گفتند: هر کدام از ما که بگویی آمادهایم. پس نام آنها را نوشتند و قرعهکشی کردند. قرعه به نام پسر کوچکتر ـ یعنی عبدالله ـ افتاد که پدر، او را از همه دوستتر داشت. عبدالمطلّب دست عبدالله را گرفت و او را به قربانگاه برد، امّا قبیلهی قریش و بزرگان بنیزهره اعتراض کردند. قریش گفتند: اگر هر کسی چنین نذری کند، نسل آدم از بین خواهد رفت. در حجاز پیشگویی هست به نام سجّاح که میتواند این مشکل را حل کند. اگر او گفت که باید فرزندت را قربانی کنی، آنگاه عذرت پذیرفته است و اگر بگوید برایش مال خود را فدا کنی، قبول کن. عبدالمطلّب با جمعی از فرزندان و نزدیکان به نزد سجّاح رفت. سجّاح از آنها پرسید: دیه کامل در دین شما چقدر است؟ گفتند: ده شتر. سجّاح گفت: باید بین ده شتر و عبدالله قرعه بیندازید. اگر بر شتر افتاد، شترها را قربانی کنید و اگر بر عبدالله افتاد، تعداد شترها را بیشتر کنید و دوباره قرعه بیندازید تا اینکه قرعه بر شتر بیفتد. عبدالمطلّب شاد شد و در کعبه قرعه انداختند، باز هم به نام عبدالله آمد تا اینکه تعداد شترها به صد رساندند. آن وقت قرعه به نام شترها آمد. بزرگان گفتند: اکنون خداوند از تو راضی شد و قربانی را قبول کرد، صد شتر را قربانی کردند و گوشت آنها را به افراد مستحق دادند. حضرت محمّد (ص) در زمان پیامبری خود، دیهی کامل را صد شتر قرار داد و گفت: من پسر دو ذبیحم، یکی اسماعیل که او را به قربانگاه بردند و خداوند برای او قربانی فرستاد و دوم عبدالله که صد شتر جدّ ما فدای او کرد. حکایت دوم: نتیجهی وفاداری و نمکشناسی مروان حمار وزیری داشت به نام ابوجعده، که از اشراف عرب بود. وقتی حکومت مروان تمام شد، ابوجعده به خدمت ابوالعبّاس سفّاح درآمد. وقتی مروان کشته شد، سر او را برای سفّاح آوردند و کسی جز ابوجعده نتوانست آن سر را شناسایی کند. سپس گفت: این سر امیرالمؤمنین ماست که دیروز بوده و امروز شکر خدا خلافت به جمال مبارک سفّاح آراسته شده است. ابوجعده از نگاه حاضران فهمید که بد سخن گفته است و مستحقّ مجازات است. چون رسم سفّاح این بود که نباید کسی پیش او، مروانیان را ستایش میکرد. پس به خانه رفت و وصیّت کرد و منتظر کشته شدن بود، امّا تا صبح اتّفاقی نیفتاد. صبح به خدمت سفّاح رفت، امّا خلیفه هیچ به روی او نیاورد. او از فردی سؤال کرد: دیروز که من رفتم، اتّفاقی نیفتاد؟ گفت: خلیفه از تو خوشش آمده که حقّ ولینعمت خود را تباه نکردی و حرف زشتی نزدی و تو را سزاوار حقّ و حقوق دانست. بعد از چند روز، عبّاسعلی، نامهای به سفّاح فرستاد که ابوجعده در مجلسِ تو، مروان را امیرالمؤمنین خطاب کرده و باید او را مجازات کنی تا درس عبرتی برای دیگران باشد. خلیفه این موضوع را با برادرش منصور در میان گذاشت. منصور گفت: ابوجعده مردی کاردان است و شایسته نیست او را بکشیم. سفّاح این حرف را پسندید و روزی که ابوجعده در خدمت او بود و مجلس خلوت شد، به او گفت: رازی با تو میگویم که اگر فاش شود، جان تو در خطر است. پس گفت: من گفته بودم هر کس سر مروان را برای من بیاورد او را ولیعهد میکنم و عموی من این کار را کرد. او میخواهد ولیعهد شود، ولی من میخواهم برادرم منصور را ولیعهد کنم، نظر تو چیست؟ ابوجعده گفت: من در این مورد هیچ چیز نمیتوانم بگویم، ولی زمانی که در خدمت مسلمهی عبدالملک مروان بودم، ناگهان برای او نامهای آمد که سلیمان عبدالملک مرده است و عمر عبدالعزیز که پسر عموی شما بود، ولیعهد شد. مسلمه گریه میکرد. یکی از حاضران گفت: به مرگ برادر گریه نکن! بر از دست رفتن خلافت از فرزندان پدرت گریه کن! مسلمه بیشتر نگران شد، ولی بیفایده بود. سفّاح گفت: رحمت خدا بر تو که اشاره کردی و نصیحت نمودی و تو با یک کلمه، کسی که به کشتن تو اشاره کرده بود را، از خلافت محروم کرده و حقّ آنهایی که در حقّ تو خوبی کرده بودند را، رعایت کردی و به من عنایتهای بسیاری نمودی و همهی آنها به خاطر ادا کردن حقّ صاحب نعمت خود بود. حکایت سوم: حقشناسی امیر بلخ در روزگاران گذشته، امیری در سرزمین بلخ بود که روزی قصد رفتن به حج داشت. در وقت برگشت، در بیابان کجاوهای دید که پارچهای روی آن کشیده بودند. ناگهان باد، آن پارچه را از روی کجاوه برداشت. زن زیبایی در کجاوه بود و دل امیر اسیر عشق او شد. او زنِ یک بازرگان از بغداد بود. وقتی قافله به بغداد رسید، امیر نتوانست از او بگذرد. پس در بغداد ماند و به دکّان بازرگانی که شوهر معشوق او بود رفت، امّا هر دو از راز این کار بیخبر بودند. روزی بازرگان، علّت توقّف امیر در بغداد را پرسید. امیر ماجرا را گفت. مرد بازرگان به او گفت: «آن زن را میشناسم و تلاش میکنم تا تو را به مقصودت برسانم». پس به خانه رفت و همسرش را طلاق داد و حکایت را با زنش گفت و زنش را راضی کرد. وقتی مدّت عدّهی زن تمام شد، به امیر گفت: «آن زن که معشوق تو بود، برای خدمتگذاری به تو آماده است». امیر او را به خاطر این تلاش ستایش کرد. پس وقتی آن زن را عقد کرد و با عروس در خلوتگاه بودند، عروس گریه کرد. امیر علّت گریه را پرسید. زن گفت: تو مرا خانه خراب کردی! و مرا از خدمت شوهری که از هفت سالگی در خانهی او بودم و از نعمت او آسوده بودم، محروم نمودی. امیر پرسید: شوهر تو کیست؟ گفت: بازرگان. امیر بسیار شرمنده شد و گفت: این آزادمردی را هیچکس در جهان نکرده است و من از شهوتپرستی دست برداشته و این زن و شوهری را به برادر و خواهری تبدیل میکنم. پس دست زن را گرفت و او را به خواهری قبول کرد و به بازرگان گفت: کاری که تو کردی از هیچ کس ندیدم. وقتی از این طرف گذر کنی، به اندازهی وسعم در حقّ تو نیکی کنم. پس به بلخ آمد و گفت: خواهری که از من گم شده بود، پیدا کردم و قصر بزرگی برای او ساخت و هر روز به قصر میرفت و با او مشورت میکرد، تا یک سال گذشت. روزی برحسب اتّفاق، کار بازرگان ناسامان شد و ضرر کرد و با شرمندگی به بلخ آمد. امیر او را دید و شناخت. پس او را به خانهی خود آورد و گفت: اینجا خانهی خودت است و اگر تمام پادشاهی را به تو بدهم، در برابر کار تو چیزی نیست. پس او را عزیز داشت و بعد از چند روز به او پیغام داد که خواهری دارم و میخواهم او را به عقد تو درآورم. چون بازرگان به آن زن رسید، در پیش او آمد و گفت: مرا میشناسی؟ من همان زن اوّلین تو هستم. پس در مورد امیر با بازرگان گفت که او وقتی جوانمردی تو را دید، دست بر من دراز نکرد و آن زن و مرد به یکدیگر رسیدند. وقتی امیر از آن مرد سؤال کرد که آیا هیچ آرزویی داری؟ گفت: «میخواهم یک بار دیگر به بغداد بروم تا لطف پادشاه را، دوست و دشمن من ببیند». امیر گفت: ششماه دیگر مهمان من باشید و بعد بروید. پس در این ششماه به افراد مورد اعتماد خود گفت: در بغداد برای بازرگان خانه بسازند و زمینهای فروخته شده را خریده و سپس به بازرگان اجازه داد تا باقی عمر را در بغداد با آسودگی بگذراند. حکایت چهارم: حسن عهد ابوالعبّاس اسفراینی ابواحمد عبدالله احمد فقیه چنین گفت: در آن زمان که ابوالعبّاس اسفراینی ـ وزیر سلطانمحمود ـ دستور داد در بلخ مدرسهای بسازند، من سرپرست آن ساختمان بودم. روزی مردی به نزد من آمد و گفت: مؤسّس این مدرسه چه کسی است؟ گفتم: وزیر سلطان ابوالعبّاس اسفرینی است. مرد گفت: زمانی در بخارا، او وکیل ما بود و من خانهی خود را به عنوان اجاره به او داده بودم و بسیار جوانمرد و مهماندوست است و در حقّ من و فرزندانم رسیدگی میکرد و وقتی از آنجا رفت، اسباب و اثاث خانهاش را به من بخشید و من دعاگوی او هستم. امروز قصد خدمتگذاری او کردم، شاید حقّ دوستی مرا بشناسد! از سادگی آن مرد تعجّب کردم و به او گفتم: این چه وسیلهای است که به خاطر اینکه خانه به او اجاره دادهای، این مسافت را طیّ کنی، شاید او تو را نشناسد! آن پیر ناراحت شد و گفت: راست گفتهاند که اگر کسی را نمیشناسی، با او مشورت نکن. این را گفت و رفت. من دلم برای او سوخت و به دنبال او رفتم و گفتم: ناراحت نباش. او فرد بزرگی است و بدون شک در حقّ تو خوبی میکند و دو دینار به او دادم تا توشهی راهش باشد و حلالیّت از او خواستم. بعد از ششماه، روزی در مسجد آن پیر را دیدم و از احوال او پرسیدم. گفت: وقتی از پیش تو رفتم، با خودم فکر کردم که راست میگویم. این وسیله نیست که من میگویم، پس تصمیم گرفتم به غزنین بروم و خیّاطی کنم و از مزد کارم پولی به دست آورم. روزی ابوالعبّاس مرا دید و شناخت و در حقّ من خوبی بسیار کرد و گفت: خوب کردی که مرا فراموش نکردی و دستور داد برای من حجرهای ساختند و برایم پنجهزار درهم و پنج لباس آوردند و روزی از من پرسید: آیا دوست داری اینجا باشی یا برگردی؟ گفتم همهی خوبیها در نزد شماست، امّا انسان از زادگاه خودش نمیتواند دور باشد. پس دستور داد هزار دینار سرخ به من بدهند و برای دو پسرم هر یک، صددینار و برای دخترانم، دویستدینار و هدایای زیادی برای دوستان همراه من کردند و با ثروت و توانگری برگشتم. حکایت پنجم: درست پیمانی در تفسیر نقل کردهاند: اسماعیل پیامبر (ع)، با مردی در راهی میرفتند. آن مرد به او گفت: «ای پیامبر خدا! بر سر راه منتظر من باش تا بیایم.» حضرت اسماعیل (ع) دو روز آن جا نشست، ولی گذر مرد بر آنجا نیافتد و روز سوم آمد و در پای اسماعیل افتاد و عذرخواهی کرد و گفت: «چرا وقتی به وعدهام وفا نکردم و دیر آمدم، شما از آنجا نرفتید؟» حضرت اسماعیل فرمود: «چون وعده داده بودم که منتظرت باشم. پس نمیتوانستم برخلاف وعدهام عمل کنم.» به این دلیل خداوند در قرآن او را راستپیمان نامید. حکایت ششم: مرد مسخره و وزیر در زمانهای گذشته، امور سرزمینهای خراسان به دست وزیری اداره میشد و او عادت داشت که هر کس به خدمتش میآمد و حاجتی داشت، دست بر سینه میگذاشت و میگفت: انجام میدهم و آنقدر تکرار میکرد تا فرد مطمئن میشد که این کار انجام میشود، امّا وزیر آن را فراموش میکرد و به آن توجّهی نمیکرد. وزیر تلخکی داشت که روزی با او به حمّام رفت. تلخک در او نگاه میکرد و میخندید و وزیر مسخرهی او را نادیده میگرفت. تلخک گفت: تعجّب میکنم که خدا بر بندگان خود پنج نوبت نماز را واجب کرده و سر زانوی من به جهت سجده کردن ریش شده و چرک بسته، امّا وزیر برای انجام کار مردم روزی هزار بار دست بر سینه میزند و یکی از آن وعدهها را انجام نمیدهد و هیچ اثری بر سینهی او نیست. وزیر ناراحت شد و او را از خود دور کرد، امّا از آن به بعد، روش خود را عوض کرد و به وعدههایش وفا کرد. حکایت هفتم: دوست خوب نعمانبنالتّراب العبدی، رئیس عرب بود و سه پسر به نامهای سعد و سعید و ساعد داشت و پیوسته آنها را بر داشتن ادب و فضایل آراسته وصیّت میکرد. پسر بزرگتر او ـ سعد ـ از دلیران و نامآوران بود و در آن قرن همتایی نداشت و سعید در آموختن خصلتهای پسندیده، مانند پدر بود و در زیرکی و شرافتمندی تلاش میکرد، امّا ساعد مردی شرابخوار و خوشگذران بود. وقتی نعمان اختلاف طبایع پسران را دید، به سعد گفت: تو شجاع و دلیری، ولی شجاعت و قوّت بازو کافی نیست. اسب خوب، گاهی میافتد و شمشیر تیز، گاهی کُند میشود. هرگاه که در میدان جنگ افتادی و دیدی که آتش جنگ بالا گرفته، مبادا که زیاد آنجا بمانی و درنگ کنی، گریختن ننگ نیست. شاید بهوسیلهی نیزههای ایشان کشته شوی. بعد به پسر کوچکتر خود سعید گفت: احسان، وسیلهای برای رسیدن به نام نیک است، امّا مواظب باش تا در زمان بخشش و احسان، دیگران را با زبان آزار ندهی و احسان و نیکی را در زمینی بکار که میوهی آن را برداشت کنی. سپس به پسرش ساعد گفت: ای پسر! شراب دل را سیاه میکند و عقل را از بین میبرد و در کسب و کار اختلال ایجاد میکند. در انتخاب همنشین خود مواظبت کن و حرمت خویش را نگه دار و نه اینکه به یک بار دست از آنها برداری، زیرا دلتنگ میشوی و نه آنکه چندان شراب خوری که بدنام شوی. پس نعمان از دنیا رفت و پسرش سعید به جای او نشست و سفرهی کرمش را گسترش داد، امّا گروهی شکمخوار دور او گرد آمدند و او وصیّت پدرش را انجام داد و آنها را آزمود تا ببیند از ایشان چه کسی قابل اعتماد است. گوسفندی را کشت و در گوشهی خانه گذاشت و پارچهای روی آن کشید و به یکی از یاران خود که از اخلاص دم میزد، گفت: دوست آن است که با دوست وفا کند و حاجت او را برآورده سازد و در بد و خوب او سازگار باشد. سپس گفت: فلان کس از بزرگان قبیله را کشتهام و در کنج خانه او را گذاشتهام، اگر در دوستی صادق هستی کمک کن تا او را مخفی کنم. دوست او گفت: کار تو بسیار بد است و به کاری دست زدهای که به کشتن افراد بسیاری منجر میشود. سعید گفت: اکنون چارهای نیست، مرا یاری کن تا او را دفن کنم. گفت: من نمیتوانم و رفت. سعید به شخص دیگری گفت و همچنین هیچکس او را یاری نکرد و برای او معلوم شد که همه در وفاداری سست هستند. با یکی از یاران در خلوت گفت: آیا از تو توقّع کمک داشته باشم؟ دوستش جواب داد: هرچه را که تو بگویی انجام میدهم. ماجرا را برای او گفت. دوستش گفت: مشکلی نیست، اگر دشمن بود بهتر که کشته شده. اکنون چه میخواهی انجام دهی؟ گفت: میخواهم او را مخفی کنم. پس دوستش فریمبننوفل گفت: با جان و دل در خدمتم. غلام سعید در آنجا ایستاده بود، فریم پرسید: آیا غلام از کار تو خبر دارد؟ گفت: نه. پس فریم با یک ضربه غلام را کشت و گفت: غلام برادر نمیشود! سعید رنجید که چرا غلام را کشتی؟ فریم گفت: من غلام توام. سعید گفت: من تو را داشتم آزمایش میکردم. آنگاه پرده از گوسفند برداشت و گفت: همه را آزمودم، ولی تو بهتر از همه بودی! فایدهی این حکایت آن است که دوست آن است که در شادی و غم همراه دوستش باشد، نه اینکه در وقت خوردن و عیش و نوش از وفا دم زند که آنان به حقیقت دشمنند نه دوست. حکایت هشتم: پاداش و پیشبینی یحیی برمکی احمد بوخالد احول میگوید: زمانی که حکومت آل برامکه به پایان رسید، یحیی و فضل را زندانی کردند و من درآن زمان رئیس ادارهی پرداخت حقوق بودم. به پایتخت آمدم و برای یحیی ششهزار درهم هدیه آوردم، امّا او را در زندان دیدم. با خودم گفتم: برای بزرگان در روز سختی باید خدمت کرد، زیرا در روز شادی، دوستان آنها زیادند. با تلاش خود را به او رساندم و هدیه را برای او بردم. او گفت: کار ما تمام است و پول خودت را تباه نکن، امّا با اصرار من، نیمی از آن را قبول کرد و گفت: قلم و کاغذ به او بدهم. نامهای نوشت و آن را از وسط پاره کرد. نصف آن را در زیر جانماز خود گذاشت و نیمهی دیگر را به من داد. او گفت: حکومت ما تمام است و کار بغداد به آشفتگی میکشد. میان امین و مأمون فتنه و جنگ درمیگیرد و عاقبت مأمون پیروز میشود و ادارهی امور مملکت به جوانی به نام فضل سهل واگذار میشود. وقتی سهل روی کار آمد، این تکّه کاغذ نزد او ببر تا او پاداش امروز تو را بدهد. وقتی از نزد او برمیگشتم، احساس پشیمانی داشتم. آن پول میتوانست مقداری از نیازهای مرا فراهم کند. روزی در خانه بودم که طایفهای به دنبال من آمدند و گفتند: باید به خدمت طاهر بیایی. طاهر فرمان فضل سهل را پیش من گذاشت و گفت: باید بخوانی. فضل سهل مرا به سوی خود دعوت کرد. وقتی به خدمت او رسیدم، به من احترام زیادی گذاشت. پس فرمود: این احمد است که همیشه هوادار ما بوده! مرا به حضور خلیفه آورد. فضل به خلیفه گفت: باید به او شغلی بدهی. پس دیوان فرمانهای شاه را به او دادند. بعد از آن، روزی مرا صدا زدند و به من گفت: تو در حقّ یحیی خالد خوبی کردهای و حکایت حال او و نوشتن نامه برای او گفتم. آن نیمهنامه که دست من بود، به او دادم و نیمهی دیگر را از جانماز یحیی برداشت و نامه را برای من خواند، که گفته بود: فرزندم احمد ابوخالد در حقّ من لطف زیادی کرده است. در زمانی که ما برای پاداش دادن توانایی نداریم، او را مورد عنایت خود قرار بده تا قسمتی از حقّ او ادا شود. پس فضل گفت: آنچه حاجت داری از ما بخواه. از او تشکّر کردم و برگشتم و بهوسیلهی آن، یک کار خوبی که در حقّ کریم انجام دادم، دولت و خوشبختی به من روی آورد و فقر و سختی برطرف شد و این را افراد عاقل بدانند که خوبی در حقّ کریمان هرگز تباه نمیشود. حکایت نهم: ثمامه و فضلبنسهل ثمامهی اشرس میگوید: روزی فضل سهل در مسجد جمعهی بغداد برای گروهی از بزرگان عرب خطبه میخواند. در بین خطبه، عبدالله خزاعی را سرزنش کرد و با کنایه به او گفت: که او نوازنده بوده، در میخانهها میگشت و با مطربان نشست و برخاست میکرد، شراب میخورد و آبروی خود را حفظ نمیکرد. این ثمامه از حال او باخبر است. رو به من کرد و خواست تا شهادت دهم. من هیچ جواب ندادم و او از من ناراحت شد. هدف من از خاموش شدن دو چیز بود: یکی، حفظ آبرو و دیگر اینکه، عبدالله با من دوست بود. از جوانمردی نبود که از او بد بگویم. یکی از دوستان به من گفت: در حقّ وزیر بد کردی و او را پیش مردم شرمنده نمودی. ثمامه گفت: من از وزیر گله دارم که مرا رسوا کرد. اگر من به آن شهادت میدادم، معلوم میشد که من در میخانه با عبدالله بودم، پس بدنام میشدم. وقتی آن دوست این حرف را از من شنید، رفت و به فضل سهل گفت: فضل عذر مرا پذیرفت و در حقّ من خوبی کرد و با این قضیّه خشم او فرو نشست. ۳-۱-۶٫ مال حلال حکایت اوّل: روی تازه و نان خشک ابوعبدالله الحارث المحاسبی، در علم و تقوی و زهد، در عصر خود بینظیر بود. در مورد او گفته شده که از پدر، هفتادهزار درهم به او ارث رسیده بود، ولی او به آن ارث دست نزده و دلبستگی به آن نداشت. چون پدر او از دین دیگری بود که ارادهی خدا را در کارهای بشر مؤثّر نمیدانست. میگفت که از پیامبر روایت کردهاند که پیروان دو دین مختلف، از یکدیگر ارث نمیبرند و نیز در مورد او گفتهاند که او هرگاه به غذای حرامی دست میزد، رگی از انگشت او بلند میشد و او را به حرام بودن غذا آگاه میکرد. او نیز دست کشیده و از آن غذا نمیخورد. جنید میگوید که روزی او را به خانهی خود دعوت کردم و از غذایی که از عروسی برای ما آورده بودند، آوردم و او نخورد. علّت را از او پرسیدم. گفت: میان من و خدا، علامتی است که غذایی که در آن شبهه باشد، نگذارد که در حلق من فرو رود. چند روز بعد، او را به خانه دعوت کردم و قدری نان خشک برای او آوردم، با رغبت آنها را خورد و گفت: چون درویشی را دعوت میکنی، بهتر است که با چهرهی خندان و نان خشک باشد. مراد از این حکایت، این است که مردان خدا، به حلال و طیّب بودن طعام توجّه دارند، نه زرق و برق آن. ۳-۱-۷٫ زهد و ورع حکایت اوّل: سبکباری سلمان فارسی خلیفه عمر، سلمان فارسی را حاکم شهری از شام کرده بود و حقوق او را هر سال از بیتالمال پنجهزار درهم میداد. او همهی پولها را صدقه میداد و با حصیربافی، خرج خود را به دست میآورد. چون وقت زکات گوسفندان میرسید، گوسفندان خود را میکشت و صدقه میداد و از پوست آنها کیسه درست میکرد و به مردم میداد. وقتی زمان مرگ او رسید، دیدند که در موقع جان دادن گریه میکند. دلیل گریه را پرسیدند، جواب داد: «برای این گریه میکنم که پیامبر (ص) پیوسته مرا سفارش میکرد، تلاش کنید از دنیا سبکبار بروید. در حالیکه من بسیار گرانبار میروم. مبلغی اثاث و اسباب زندگی برای خود جمع کردهام.» چون در خانهی او نگاه کردند، تشتی بود که خمیر میکرد و آفتابهای و پالان شتر و گلیم بود. پس هزار رحمت بر او فرستادند. حکایت دوم: وصیّت عمربنعبدالعزیز بعد از خلیفه عمر، هیچ یک از خلفا در زهد و تقوا مانند عمربنعبدالعزیز نبودند. یکی از اعمال پسندیدهی او، آن است که وقتی زمان مرگ او فرارسید، مسلمه عبدالملک به او گفت: وصیّتنامهای نوشتهای؟ عمر گفت: مالی ندارم که تقسیم آن را به تو واگذار کنم. مسلمه گفت: من صدهزار درهم آوردهام تا خلیفه در راه خیری مصرف کند. عمر گفت: بهتر است این مال را از گروهی که به ناحق گرفتهای، به آنها برگردانی و خود را نجات دهی. این سخن بر مسلمه اثر کرده و گریه کرد و بعد از آن در گرفتن اموال احتیاط زیادی کرد. حکایت سوم: تحمّل و طاقت یعقوب لیث وقتی که یعقوب لیث ولایت خراسان را تصرّف کرد، خواست تا شهر ری را هم تصرّف کند. لشکر آماده کرد. منجّمان بر ارتفاعات رفته بودند تا طالع او را معلوم کنند. به او گفتند: در این ساعت، نحس است و اگر بروی، شکست میخوری. پس یعقوب در آفتاب تابستان روی بام ایستاد، در حالیکه هوا خیلی گرم بود. وقتی از بام پایین آمد، منجّمان گفتند: الان وقت خوب و نیکی است و هر جا بروی پیروز میشوی. پس گروهی از خواص پرسیدند: که امیر برای چه کار مهمّی بر بام رفته و ایستادن شما در آفتاب چه دلیلی داشت؟ گفت: من نفس خود را امتحان میکردم که ببینم در آفتاب با آن سلاح سنگین طاقت میآورم یا نه! پس به اختیار خود در آفتاب ایستادم تا نیمهروز، معلوم شد که نفس من، بر آن شدّت صبر خواهد کرد. چون در به دست آوردن دولت تلاش کرد، تمام خراسان را تصرّف کرد. حکایت چهارم: دل کندن از نعمت دنیا گویند که روزی منصور به عمرو عبید گفت که: به من پندی بیاموزید. گفت: آنچه را که دیدهام بگویم یا آنچه را که شنیدهام؟ منصور گفت: آنچه را دیدهای. عمرو گفت: وقتی که عمربنعبدالعزیز از دنیا رفت، از او یازده پسر ماند که به هر پسر هجده قیراط زر رسید. وقتی که هشام عبدالملک از دنیا رفت، از او هم یازده پسر ماند و به هر کدام از آنها یک میلیون دینار ارث رسید. پس از مدّتی، یکی از پسران عمر عبدالعزیز را دیدم که به یک روز صد اسب در راه خدای عزّوجلّ بخشید و یکی از پسران هشام را دیدم که در راه نشسته بود و از مردم گدایی میکرد و اگر عاقلان در این حکایت اندیشه کنند، متوجّه میشوند نباید به دنیا و نعمتهای آن دل بست. ۳-۱-۸٫ عفو و گذشت حکایت اوّل: جوانمردی و گذشت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعیین یک معادله سوم در کنار معادلات (۴-۵۰)و (۴-۵۱) برای تعیین و و به حلکننده مساله بستگی دارد. در ابتدا باید توجه داشته باشیم معادلات (۴-۵۰) و (۴-۵۱) جایگزینی تقریبی برای معادلات اصلی (۴-۳۰) و (۴-۳۱) هستند. بنابراین میتوان هر شرط (معادله) دیگری را که مربوط به پایستگی اندازه حرکت و انرژی باشد در حل وارد کنیم.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مثلا میتوان شرط عدم لغزش را در لایه از معادله (۴-۳۰) به دست آورد. بنابراین معادله سوم عبارت خواهد بود از: (۴-۵۲) با جایگذاری پروفیلهای (۴-۴۶) و (۴-۴۷) در معادله اخیر و با توجه به آنکه میباشد خواهیم داشت: (۴-۵۳) حال میتوان و و را از حل دستگاه معادلات ممنتوم (۴-۵۰) و انرژی (۴-۵۱) و شرط عدم لغزش (۴-۵۳) و به روش رانگ کوتا به دست آورد. ۴-۴ عدد ناسلت : عدد ناسلت محلی را میتوان از رابطه زیر به دست آورد: (۴-۵۴) که در آن برای داریم: (۴-۵۵) با جایگذاری (۴-۵۵) در (۴-۵۴) خواهیم داشت: (۴-۵۶) با بهره گرفتن از پروفیل دمای (۴-۴۵) و استفاده از تبدیلات صفحه ( ) به ( ) معادله اخیر عبارت خواهد بود از: (۴-۵۷) همچنین ناسلت متوسط برای صفحهای به طول برابر خواهد بود با: (۴-۵۸) ۴-۵ تنش برشی : تنش برشی محلی را میتوان از رابطه زیر به دست آورد: (۴-۵۹) با جایگذاری پروفیل سرعت (۴-۴۶) در (۴-۵۹) و استفاده از تبدیلات صفحه ( ) به ( ) خواهیم داشت: (۴-۶۰) همچنین تنش برشی میانگین برابر است با: (۴-۶۱)
فصل ۵ : اراﺋﻪی نتایج در این فصل نتایج حاصل از حل عددی معادلات حاکم (۴-۵۰) و (۴-۵۱) و (۴-۵۳) مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. بدین منظور تاثیر پارامترهای زیر روی مقادیر ضخامت لایه مرزی سرعت( )و حرارت ( )٬ عدد ناسلت و تنش برشی بررسی می شود: ۱- تاثیر تغییرات زاویه سطح ( ). ۲- تاثیر تغییرات پارامتر مغناطیسی ( M0 ). ۳- تاثیر تغییرات دامنه نوسان سطح ( a0 ). ۴- تاثیر تغییرات فرکانس نوسان سطح (n ). ۵- تاثیر تغییرات عدد پرانتل سیال ( Pr ). ۶- تاثیر تغییرات میزان دمش و مکش از سطح نفوذپذیر دیواره ( v0 ). ۵-۱ صحت سنجی برنامه کامپیوتری: برای اطمینان از صحت عملکرد برنامه کامپیوتری٬ نتایج حاصل از آن را با نتایج کار برخی محققین مقایسه کردیم. در سال ۱۹۹۷ کریپو و کلارکسون ]۳۱[ مساله انتقال حرارت همرفت طبیعی را روی صفحه عمودی با تولید گرمای ثابت روی سطح به روش تشابهی تجزیه و تحلیل کردند. در سال ۲۰۰۱ چمخاه و خالد ]۵[مساله انتقال حرارت همرفت طبیعی در محیط MHD روی صفحه مایل همراه با تولید گرما را به روش تشابهی مورد بررسی قرار دادند . در سال ۲۰۱۰ شرما و سینگ ]۱۳[ به بررسی انتقال حرارت همرفت طبیعی در محیط MHD همراه با تولید گرما روی صفحه عمودی به روش تشابهی پرداختند. در جدول (۵-۱) نتایج کار حاضر روی صفحه عمودی به ازاء مقادیر مختلف پرانتل با نتایج کارهای شرما و چمخا و کریپو مقایسه شده است. جدول (۵-۱) مقایسه عدد ناسلت متوسط برای مقادیر مختلف Pr
Error (with shrama) |
Present work |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۳۹) (۴۰) (۴۱) (۴۲) (۴۳) ۲-۶- تغییرات رفاهی در اینجا منظور از تغییرات رفاهی برای تولیدکنندگان محصول ذرت و کلزا در اثر تغییر قیمت کودشیمیایی عبارت است از تغییر در سطح درآمد و هزینه های آنها یا به عبارت دیگر تغییر در سود حاصل از تولید آنها. به دنبال افزایش قیمت کودشیمیایی ابتدا تغییرات در تقاضای آن و سپس تغییر تولید ناشی از تغییر تقاضا و مصرف کودشیمیایی بعنوان منشأ تغییرات رفاهی محسوب می گردد. تغییر در تقاضای کودشیمیایی منجر به تغییر در میزان بکارگیری و هزینه های تولید از یک سو و تغییر در سطح تولید از سوی دیگر خواهد شد. بنابراین ابزار تحلیل رفاهی در این مطالعه تابع تقاضای نهاده و تابع تولید است که پیش تر تقاضای نهاده معرفی گردید و در بخش بعد تابع تولید نیز معرفی شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۷- تابع تولید به منظور بررسی اثر تولیدی تغییر قیمت نهادهها نیز از تابع تولید کاب– داگلاس استفاده شد. این تابع تولید رابطه میان محصول و نهاده های مشخص را بیان و اثرات عوامل تولید همچون نیروی کار، آبیاری و تکنولوژی را بر روی محصول به خوبی نشان میدهد. تناسب استفاده از این تصریح توسط مطالعاتی چون(فن،۱۹۹۱؛ لین، ۱۹۹۲؛ احمد و براوو،۱۹۹۵؛ کافمن و اسنل،۱۹۹۷؛کارتر و ژانگ،۱۹۹۸؛دنج و همکاران،۲۰۰۵) مورد تأکید قرار گرفته است. تابع تولید کاب-داگلاس در الگوی مطالعه حاضر بصورت زیر می باشد: که در آن q مقدار تولید، A ضریب ثابت، ها مقادیر کشش تولید نسبت به هر یک از نهاده ها، F کود شیمیایی،L نیروی کار، P سم، M ماشین آلات، W قیمت آب و S قیمت بذر می باشد. ۲-۸- داده های مطالعه با توجه به روش های مورد استفاده در مطالعه که شامل برآورد تابع سود و توابع تقاضای نهاده ها می باشند، به آمار واطلاعات تولید کننده در سال مورد مطالعه و همچنین آمار واطلاعات مربوط به دو نهاده سم وکود شیمیایی و دیگر شاخصهای اقتصادی نیاز می باشد. واین اطلاعات با بهره گرفتن از پرسشنامه و مصاحبه حضوری با زارعین و بخش دیگری از اطلاعات از سازمان خدمات حمایتی، سازمان جهادکشاورزی و دیگر سازمانهای مربوطه اخذ گردید. داده های مقطعی از طریق تکمیل پرسشنامه در میان بهره برداران شهرستان نورآباد ممسنی برای مطالعه دو نهاده کود وسم شیمیایی انتخاب گردید. دلیل انتخاب این شهرستان برای مطالعه این است که یکی از قطبهای اصلی تولید غله در استان فارس است. در این شهرستان ۱۱ روستای تل بندو، دهنو سادات، دهنو مرکزی، دهنومقیمی، اکبری، خفرمکان، مراسخون (سفلی و اولیا)، کرم آباد و حسین آباد به خاطرسطح زیر کشت بالای محصول ذرت وازدیاد مصرف نهاده های شیمیایی در تولید این محصول انتخاب گردید. در مجموع از نمونه ۱۰۰ نفری کشاورزان ذرت و کلزا کار به طور تصادفی ساده، انتخاب و با آنها مصاحبه و اطلاعات مورد نیاز این تحقیق جمع آوری گردید. ۲-۹- زمان مطالعه کلیه اطلاعات به دست آمده از بهره برداران مربوط به سال زراعی ۸۸-۱۳۸۷ می باشد که در تابستان ۱۳۸۸ جمع آوری گردیده است. مهمترین مشکلات جمع آوری اطلاعات، سن بالای کشاورزان، بی سوادی، کم تجربه بودن کشاورزان جدید بود. فصل سوم نتایج و بحث در این فصل ابتدا،الگوی توزیع کود شیمیایی و یارانه پرداختی به نهاده هادر سالهای اخیر بررسی شده، و سپس نتایج حاصل از روابط ارائه شده در بخش روششناسی ارائه شده است. ۳-۱- الگوی توزیع کودشیمیایی کود شیمیایی کالای استراتژیکی است، از این رو تصمیمات خرید آن در شرکت بازرگانی دولتی ایران توسط شورای خرید، متشکل از نمایندگان وزارت بازرگانی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی، وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی و نماینده خریدار (شرکت خدمات حمایتی) اتخاذ میشود. این شرکت، مقدار و نوع کالاهای استراتژیک، از جمله کود را که باید از خارج خریداری شود، تعیین میکند. پس از تعیین نوع و مقدار کودی که باید از خارج تهیه شود، سایر امور شامل درج آگهی مناقصه را بین المللی و خرید از کانالهای مناسب به عهده شرکت خدمات حمایتی میباشد. مقدار مورد نیاز کود را مؤسسه تحقیقات آب و خاک تعیین و به معاونت زراعت اعلام میکند. سپس از طریق آن معاونت مقدار نیاز به شرکت خدمات حمایتی اعلام میشود. شرکت خدمات حمایتی هم با توجه به توان تولید داخلی، نسبت به خرید انواع کود از تولید کنندگان داخلی و خارجی اقدام میکند. روند واردات، تولید و توزیع کود شیمیایی در کشور طی دوره ۱۳۸۴-۱۳۸۰ که توسط شرکت خدمات حمایتی صورت میگیرد در جدول (۳-۱) شده است. همانطور که در این جدول مشاهده می شود علیرغم کاهش توزیع کودشیمیایی در سال ۱۳۸۴ نسبت به سال ۱۳۸۳ اما بطور کلی می توان گفت میزان توزیع کودشیمیایی از یک روند افزایشی برخوردار بوده است. بطور متوسط بیش از یک سوم از کودشیمیایی توزیع شده در داخل از طریق واردات تأمین شده است. در حالی که منابع تأمین کودهای مورد نیاز کشور قبلاً بسیار محدود و منحصر به اوره و فسفات آمونیوم بود ولی به دلیل اعلام و ترویج تفکر مصرف بهینه کود، تنوع کودی از چهار نوع کود در سال ١٣٧٠، به بیش از ١٨ نوع در سال ١٣٨١ افزایش یافته و در این میان میزان تأمین کود نیز سیر صعودی داشته است (سازمان خدمات حمایتی، ۱۳۸۵). جدول(۳-۱ ): مقدار واردات، توزیع و تولید کود شیمیایی (هزار تن)
| سال |
واردات |
تولیدات |
توزیع |
| مقدار |
درصد از توزیع |
مقدار |
درصد از توزیع |
مقدار |
| ۱۳۸۰ |
۱۰۲۱ |
۲/۳۶ |
۱۷۹۸ |
۸/۶۳ |
۲۸۲۰ |
| ۱۳۸۱ |
۸۲۶ |
۶/۲۶ |
۲۲۷۷ |
۴/۷۳ |
۳۱۰۳ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
حفاظت از حقوق مالکیت باعث انباشت سرمایه، افزایش پسانداز و کارایی اقتصادی، تخصیص بهینه منابع، کاهش فعالیتهای رانتجویی و رسیدن به رشد می شود.
۱۸
مؤیدفر و زمردی (۱۳۹۰)
ایران
بهبود وضعیت حقوق مالکیت موجب افزایش سرمایه گذاری بخش خصوصی می شود.
مآخذ: نتایج تحقیق اکنون به طور اجمالی به بررسی این مطالعات خواهیم پرداخت. نورث (۱۹۹۰) در مطالعه خود به بررسی نقش نهادها، عوامل نهادی و عملکرد اقتصادی می پردازد. وی معتقد است نهادها قواعد بازی در جامعه و یا به طور رسمیتر، محدودیتهای وضع شده توسط افراد برای شکلدهی رفتار متقابل آنها است. به عبارتی، نهادها قیودی هستند وضع شده از جانب نوع بشر که روابط متقابل انسانها با یکدیگر را شکل می دهند (راهنمای کنش متقابل انسانها) و سبب نظاممند شدن انگیزه های نهفته در مبادلات بشری میگردند. بنابراین نهادها با ارائه ساختارهایی برای زندگی، عدم اطمینان را کاهش داده و تعیین کننده عملکرد اقتصادها در درازمدت میباشند. نورث معتقد است که حفاظت از حقوق مالکیت و اجرای قراردادها با کاهش عدم اطمینان، موجب افزایش انگیزه سرمایه گذاری عوامل اقتصادی خواهد شد (صمدی، ۱۳۸۹).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
سرون (۱۹۹۷) به بررسی ارتباط بین بیثباتیهای اقتصادی و سیاسی و میزان سرمایه گذاری ثابت بخش خصوصی طی دوره ۱۹۹۰- ۱۹۷۰ می پردازد. وی با بهره گرفتن از روش داده های پانلی[۴۵] برای کشورهای صحرای آفریقا نشان میدهد که در صورتی که برگشت پروژه های سرمایه گذاری، هزینهبر یا حتی غیرممکن باشد در اینصورت وجود نااطمینانی حتی به یک میزان ناچیز هم به میزان قابل توجهی بر سرمایه گذاری بخش خصوصی تأثیر منفی می گذارد. وی بر این اساس پیشنهاد می کند که ثبات و قابل پیش بینی بودن عوامل مؤثر بر انگیزه بخشخصوصی مانند قیمتهای نسبی، تقاضا، نرخ بهره و مالیات اهمیتشان خیلی بیشتر از مقادیر این عوامل انگیزشی در سطح اسمی است. به عبارتی دیگر، سرمایهگذار بخشخصوصی در صورتی در یک محیط نامطمئن اقدام به سرمایه گذاری برگشتناپذیر می کند که، یک تغییر بسیار بزرگ در عوامل موثر بر انگیزه بخش خصوصی بوجود آمده باشد. اسونسون (۱۹۹۸) در مقالهای با عنوان «سرمایه گذاری، حقوق مالکیت و بیثباتی سیاسی» به بررسی ارتباط بین بیثباتی سیاسی، وضعیت حقوق مالکیت و سرمایه گذاری بین ۱۰۱ کشور طی دوره زمانی ۱۹۸۵- ۱۹۶۰ می پردازد. وی در قالب یک الگوی اقتصاد سیاسی نشان میدهد که در جوامع بیثبات و قطبیشده، با توجه به اینکه حقوق مالکیت به صورت ضعیف اجرا می شود، دولت تمایل اندک به سرمایه گذاری در زیرساختهای قانونی دارد. وی توضیح میدهد که بعضی دولتها در جوامع بیثبات، انگیزه کافی برای اصلاح قانون در جهت حفاظت از حقوق مالکیت ندارند و این مانع سرمایه گذاری خصوصی در این کشورها می شود. وی در آخر نتیجه میگیرد که، بیثباتی سیاسی از طریق ساز وکار کیفیت حقوق مالکیت، بر سرمایه گذاری خصوصی تأثیر منفی می گذارد به طوریکه با افزایش در بیثباتی سیاسی، سرمایه گذاری به خصوص در کشورهای درحال توسعه کاهش مییابد. النا و جایارمن (۲۰۰۱) به بررسی تعیینکننده های سرمایه گذاری خصوصی کشور فیجی طی دوره ۱۹۹۸- ۱۹۶۶ و براساس الگوی تصحیح خطا میپردازند. آنها سرمایه گذاری را تابعی از عوامل اقتصادی مانند سرمایه گذاری عمومی واقعی، رشد تولید ناخالص داخلی واقعی، نرخ تسهیلات واقعی، اعتبارات واقعی بخش خصوصی، شاخص نرخ ارز مؤثر واقعی، هزینه واقعی واحد نیروی کار و عوامل سیاسی و نهادی مانند کودتا میدانند. نتایج تجربی مطالعهی آن ها نشان میدهد که بیشتر عوامل اقتصادی بر سرمایه گذاری خصوصی در این کشور بیتأثیرند و عواملی مانند کودتا و شرایط پس از آن، تأثیر بسیار مهم و معنیداری بر میزان سرمایه گذاری خصوصی در این کشور دارد. سنوگو (۲۰۰۳) در مطالعهی خود اثرات حقوق مالکیت حفاظت نشده بر سرمایه گذاری و رشد در کشورهای صحرای آفریقای طی دوره ۱۹۹۹- ۱۹۹۰ مورد بررسی قرار میدهد. وی برای متغیر حقوق مالکیت از شاخص راهنمای بین المللی ریسک کشوری[۴۶] برای ۱۱۸ کشور استفاده کرده است. وی نشان میدهد که به دلیل نااطمینانی حقوق مالکیت و نبود سازوکار حقوقی جهت اجرای قرادادها و بیثباتی سیاسی، سرمایه گذاران تمایلی به سرمایه گذاری از خود نشان نمیدهند. وی همچنین با بهره گرفتن از شاخص ثبات سیاسی گاستیل[۴۷] (که میزان آزادیهای مدنی و آزادیهای سیاسی را نشان میدهد)، به این نتیجه میرسد که ارتباط منفی بین این شاخص، رشد و سرمایه گذاری وجود دارد. به عبارتی وی بیان می کند که این ارتباط منفی، تأیید فرضیه تأثیر افزایش نااطمینانی در حقوق مالکیت، کاهش رشد و سرمایه گذاری است. دنیسر و الیس (۲۰۰۵) در مقالهای با بررسی موضوع غارت، حفاظت و انباشت، و در قالب الگوهای رشد با نسلهای تداخلی، نرخ حمایت از حقوق مالکیت را نسبتی از تولید فرض می کنند که بنگاهها قادر به حمایت از آن هستند. این محققان بیان می کنند که حقوق مالکیت حفاظت نشده، موجب غارت بسیاری از منابع می شود و با کاهش انگیزه سرمایه گذاری، میزان سرمایه گذاری هم کاهش مییابد. بنابراین غارت و عدم حفاظت از حقوق مالکیت از انباشت سرمایه جلوگیری می کند و میزان سرمایه گذاری را کاهش میدهد. آیسان و همکاران (۲۰۰۶) در مطالعه خود با بهره گرفتن از داده های پانلی طی سالهای ۱۹۹۰- ۱۹۸۰ در ۳۱ کشور در حال توسعه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، به بررسی تشکیل نهادهای حکومتی و تأثیر آن بر سرمایه گذاری خصوصی میپردازند. این محققان جهت بررسی تأثیر عوامل نهادی بر سرمایه گذاری خصوصی، از شاخص های کیفیت نهادهای اجرایی، پاسخگویی بخش عمومی و ثبات سیاسی استفاده کرده اند. آنها در مطالعه خود نشان می دهند که، کیفیت نهادهای اجرایی به میزان فساد، وضعیت بوروکراسی و حاکمیت نظم و قانون وابسته بوده و تأثیر معناداری بر تشکیل سرمایه گذاری خصوصی دارد. همچنین برای بررسی عوامل سیاسی موثر بر سرمایه گذاری از شاخص های ثبات حکومت، درگیریهای داخلی، درگیریهای خارجی و تنشهای نژادی (از مؤلفه های شاخص راهنمای بین المللی ریسک کشوری) استفاده کرده اند. نتایج مطالعه آنها نشان داد که این شاخص هم اثر معناداری بر سرمایه گذاری خصوصی در کشورهای مورد مطالعه دارد به طوریکه، هر چقدر شرایط سیاسی کشور آرامتر، و فضای کسب و کار از امنیت بیشتری برخوردار باشد، به دنبال آن انگیزه سرمایه گذاری هم افزایش خواهد یافت. بنابراین این نتایج، بیان می کنند که عملکرد نهادهای دولتی نقش مهم و معناداری در تصمیمات سرمایه گذاری بخش خصوصی دارد. گونزالز (۲۰۰۷) در مقالهی خود در قالب نظریه سنتی (یا نظریه غارت) بیان می کند که، کارگزاران در صورتی که با فرصت سرمایه گذاری مواجه باشند ولی از دریافت بازدهی سرمایه گذاری خود اطمینان لازم نداشته باشند، با قضیهی سرقت رو به رو خواهند شد. در این صورت، نتایج سرمایه گذاری افراد توسط دیگران به غارت میرود و افراد از انجام سرمایه گذاری ناامید میشوند. در نتیجه، حقوق مالکیت حفاظت نشده، باعث کاهش رشد اقتصادی می شود. وی نشان میدهد که حقوق مالکیت حفاظت شده باعث رسیدن به تخصیص بهینه پارتو می شود و اگر ساختار نهادی نامناسب باشد اصلاحات تدریجی، جهت اصلاح ساختار قانونی جامعه کارآمد و مناسب نخواهد بود. میساتی و یامونگو (۲۰۱۱) ضمن مطالعه رابطه بین توسعه بخش مالی و سرمایه گذاری خصوصی در ۱۸کشور آفریقایی طی دوره ۲۰۰۴- ۱۹۹۱ براساس روش پانل، دریافتند که رابطه منفی بین نرخ بهره و سرمایه گذاری خصوصی برقرار است و بین اعتبارات به بخش خصوصی و سرمایه گذاری خصوصی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین از آنجا که در کشورهای آفریقایی نرخ بهره تسهیلات بیشتر از نرخ بهره سپرده است (حتی زمانیکه نرخ سپرده در حال افزایش است)، وقتی که سرمایه گذاران خصوصی براساس نرخ تسهیلات اقدام به گرفتن وام می کنند، در این صورت اثر نرخ تسهیلات روی سرمایه گذاری به حداقل خواهد رسید. آنها همچنین جهت در نظرگرفتن عوامل نهادی و فعالیت بازار غیررسمی، از شاخص های آزادی اقتصادی بنیاد هریتیج[۴۸] و شاخص ادراک فساد[۴۹] استفاده کرده اند و به این نتیجه رسیدند که، در کشورهایی که از فساد کمتری برخوردار هستند هزینه فعالیتهای تجاری برای سرمایه گذاران کاهش خواهد یافت. در نتیجه، تمایل به سرمایه گذاری خصوصی بیشتر خواهد شد و در کشورهایی که از سطح آزادی اقتصادی بیشتری برخوردار هستند سرمایه گذاری خصوصی به دنبال آن بیشتر خواهد شد. موریسی و دومکرمنخول (۲۰۱۱) در مقالهای با عنوان «دولت، سرمایه گذاری خصوصی و سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای در حال توسعه» به نقش دولت کارآمد در ایجاد سرمایه گذاری در ۴۶ کشور در حال توسعه طی دوره ۲۰۰۹- ۱۹۹۶ میپردازند. آن ها بیان می کنند که وجود اثر جایگزینی بین سرمایه گذاری خصوصی و مستقیم خارجی به چگونگی نقش دولت وابسته است به طوریکه، شاخص های بیثباتی سیاسی و فساد تأثیر بسیار زیادی بر روی میزان سرمایه گذاری خواهد داشت. محققان با بهره گرفتن از روش تخمین زننده گشتاورهای تعمیم یافته نتیجه میگیرند، در رژیمهایی که از ثبات سیاسی بهتری برخوردار هستند حتی با کاهش در سرمایه گذاری خصوصی، سرمایه گذاری مستقیم خارجی افزایش مییابد و به دنبال آن سرمایه گذاری کل هم افزایش خواهد یافت. همچنین در دولتهای بیثبات، اثر جایگزینی سرمایه گذاری مستقیم خارجی بیشتر، و اثر آن روی سرمایه گذاری کل کمتر خواهد بود. در آخر هم بیان می کنند که کاهش فساد به طور نسبی، تأثیر زیادی روی افزایش سرمایه گذاری خصوصی خواهد داشت. در برخی از مطالعات داخلی نیز به نقش عوامل نهادی در تشویق و افزایش سرمایه گذاری توجه شده است. جعفری صمیمی و آذرمند (۱۳۸۴) با بررسی تأثیر متغیرهای نهادی بر رشد اقتصادی، ارتباط بین متغیرهای نهادی و نرخهای درازمدت رشد اقتصادی در ۸۰ کشور مختلف جهان طی دوره ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۱ را مورد بررسی قرار می دهند. آنان در مطالعه خود از آزمون ناهمسانی واریانس اجزای اختلال توابع رگرسیون با بهره گرفتن از روش “وایت[۵۰] ” مورد آزمون قرار می دهند. براساس نتایج برآورد الگوها، نرخ سرمایه گذاری به طور مثبت با میانگین نرخ رشد در ارتباط بوده و نرخ تورم اثری منفی بر رشد دارد. همچنین، افزایش سطح آزادیهای اقتصادی از طریق تأثیر مثبت بر سرمایه گذاری موجب رشد اقتصادی شود که این امر خود تأثیر مضاعف آزادی اقتصادی بر رشد را نشان میدهد. آن ها نشان می دهند که نهادها اعم از اقتصادی، سیاسی و حقوقی تعیین کننده انگیزه ها و محدودیتهای فعالیتهای اقتصادی بوده و بخش عمدهای از تفاوت در نرخهای سرمایه گذاری و رشد اقتصادی بین کشورها را توضیح می دهند. سوری (۱۳۸۴) در مقالهای به بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر عملکرد اقتصادی برای ایران طی دوره ۱۳۷۹- ۱۳۳۸ می پردازد. وی جهت بررسی عملکرد اقتصادی از دو معیار سرمایه گذاری بخش خصوصی و رشد اقتصادی استفاده کرده است. از دیدگاه وی سرمایه اجتماعی یکی از تعیینکننده های مهم ارتقای بهرهوری فعالیتهای اقتصادی است. سرمایه اجتماعی در واقع مجموعه نهادها، قوانین و سنتها است که مناسبات اجتماعی بین مردم یک جامعه را شکل میدهد. به عبارتی برای حفظ یا تغییر هنجارها و تشکیل سرمایه اجتماعی، نیاز به حفاظت کامل از حقوق مالکیت است. وی جهت نشاندادن وضعیت سرمایه اجتماعی از معیار تعداد پرونده های بررسی شده در رابطه با چکهای بلامحل استفاده کرده است زیرا معتقد است که، چک وسیلهای برای تسهیل مبادلات اقتصادی و در رابطه با فعالیتهای اقتصادی بوده و بهتر از شاخص های دیگر می تواند وضعیت سرمایه اجتماعی را نشان دهد. وی در آخر به این نتیجه میرسد که بین کاهش سرمایه اجتماعی و متغیرهای مربوط به سطح فعالیتهای اقتصادی مانند تولید سرانه بدون نفت، رشد اقتصادی و سرمایه گذاری رابطه منفی وجود دارد. عباسینژاد و جبلعاملی (۱۳۸۵) به بررسی تأثیر متغیرهای کیفی، غیراقتصادی و سیاسی مانند جنگ و انقلاب، بر حجم سرمایه گذاری در فضای نااطمینانی در اقتصاد ایران طی دوره ۱۳۸۲- ۱۳۵۰میپردازند. آن ها براساس روش حداقل مربعات معمولی، و با واردکردن متغیرهای دیگری مانند نرخ بهرهی واقعی، سرمایه گذاری دولتی، سپردههای پسانداز و مدتدار بخش خصوصی و اختلاف در درآمد خالص ملی، چنین نتیجه میگیرند که به دلیل ریسک گریز بودن همه عاملان اقتصادی، متغیرهای کیفی با افزایش نااطمینانی در اقتصاد، حجم سرمایه گذاری خصوصی را کاهش می دهند. همچنین نشان می دهند که سرمایه گذاری بخش خصوصی در ایران نسبت به تغییرات نرخ بهرهی واقعی واکنش معکوس نشانمی دهند و سرمایه گذاری دولتی مکمل سرمایه گذاری بخش خصوصی است. از طرفی هم، میزان پسانداز در نظام بانکی نقش مؤثر و مثبتی بر میزان سرمایه گذاری دارد. آهنگری و سعادتمهر (۱۳۸۷) جهت بررسی تأثیر امنیت بر سرمایه گذاری خصوصی در ایران، به بررسی رابطه بین ریسک و سرمایه گذاری خصوصی طی دوره ۱۳۸۴- ۱۳۶۳ میپردازند و از روش همجمعی یوهانسن جوسیلیوس[۵۱] استفاده می کنند. آنها سرمایه گذاری خصوصی را تابعی از تولید ناخالص داخلی واقعی، سرمایه گذاری ثابت دولتی و متوسط میزان سود علیالحساب تسهیلات بانکی در بخشهای مختلف و شاخص ریسک مرکب در نظر میگیرند. نتایج تحقیق آنها نشان میدهد که امنیت سرمایه گذاری تأثیر معنیداری بر سرمایه گذاری خصوصی در ایران دارد، بهطوریکه یک واحد افزایش در شاخص ریسک سرمایه گذاری، به طور متوسط سرمایه گذاری خصوصی در ایران را به میزان ۲۲ /۰ میلیارد ریال کاهش میدهد. نتایج همچنین نشان میدهد که سرمایه گذاری خصوصی با تولید ناخالص داخلی واقعی رابطه مستقیم و با سرمایه گذاری دولتی و میزان سود علیالحساب تسهیلات بانکی (نرخ بهره) رابطه معکوس دارد. آنها در آخر پیشنهاد می کنند که برای ایجاد امنیت سرمایه گذاری باید عوامل ناامنی از قبیل عدم پاسخگویی دولت در برابر مردم و نهادهای دموکراتیک، فساد در دولت، عدم حاکمیت نظم و قانون، خطر بیاعتنایی به قراردادها و مصادرهی سرمایه گذاریهای بخش خصوصی از سوی دولت و خطر بروز درگیریهای داخلی و خارجی را در کشور برطرف ساخت. یوسفی و عزیزنژاد (۱۳۸۸) به بررسی عوامل تعیینکننده سرمایه گذاری خصوصی در ایران با روش خود توضیح برداری طی سالهای ۱۳۸۳- ۱۳۶۳ میپردازند. در این مقاله با بهره گرفتن از روش تجزیهی واریانس و الگوی خود توضیح برداری، تأثیر متغیرهای تولیدناخالص داخلی، سرمایه گذاری دولتی، نرخ تورم و نقش نهادهایی مثل امنیت، قوانین و مقررات، فساد اداری و امنیت اجتماعی بر سرمایه گذاری خصوصی در ایران را مورد بررسی قرار می دهند. در این مطالعه برای نشان دادن نقش نهادها از پرونده های مختومه دادگاه های عمومی و تجدیدنظر در رابطه با موجر و مستأجر، صدور چک بلامحل، تصرف عدوانی، مزاحمت و سرقت استفاده شده است. همچنین برای نشان دادن عدم شفافیت و عدم احترام به قوانین و مقررات از پرونده های مربوط به رانندگی بدون گواهینامه و تخلفات راهنمایی و رانندگی استفاده گردیده است. از طرفی برای نشاندادن تأثیر فساد اداری از پرونده های مربوط به اختلاس، ارتشاء و جعل استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که اثر تولید ناخالص داخلی بر سرمایه گذاری خصوصی مثبت است ولی اثر سرمایه گذاری دولتی، عوامل نهادی و تورم بر سرمایه گذاری خصوصی منفی است به طوریکه هر واحد افزایش در رانت، موجب کاهش سرمایه گذاری خصوصی به میزان ۸ واحد می شود. همچنین یک واحد افزایش در ناامنی یا کاهش امنیت، موجب کاهش سرمایه گذاری خصوصی به میزان ۶ واحد میگردد. صمدی (۱۳۸۹) در مقاله خود ضمن بررسی جایگاه حقوق مالکیت در اندیشهها و مکاتب اقتصادی، به بررسی اهمیت حفاظت از حقوق مالکیت در مسائل اقتصادی می پردازد. بر این اساس، نظریه های دو دسته از اقتصاددانان یعنی اقتصاددانان کلاسیک مانند لاک، آدام اسمیت، ریکاردو، مالتوس، جان استارت میل، مارکس، انگل و مارشال و اقتصاددانان نهادگرای جدید مانند رونالد کوز، نورث و دوسوتو را مورد بررسی قرار میدهد. وی بیان می کند که اقتصاددانان کلاسیک هرچند نسبت به حقوق مالکیت خصوصی بیتفاوت نبوده و آن را داده شده فرض میکردند، ولی بر آن به عنوان شرط لازم برای رشد و توسعه اقتصادی تأکید کافی نداشتهاند. اما از اواسط دهه ۱۹۶۰ اقتصاددانان نهادگرای جدید، به احیای مجدد نقش حقوق مالکیت در فرایند توسعه اقتصادی پرداختند. وی در آخر پیشنهاد می کند که در تجزیه و تحلیل مسائل اقتصاد ایران بایستی به مسائل نهادی به ویژه حقوق مالکیت توجه ویژهای صورت گیرد. صمدی و همکاران (۱۳۸۹) در مقالهای به بررسی مفهوم و آثار اقتصادی حفاظت از حقوق مالکیت پرداختهاند. این محققان با بهره گرفتن از تعاریف و نظریات مختلف، آثار حفاظت از حقوق مالکیت بر انباشت سرمایه، سرمایه گذاری بخش خصوصی، پسانداز، مصرف بخش خصوصی، رشد و توسعه اقتصادی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند و بیان می کنند که، حفاظت از حقوق مالکیت باعث انباشت سرمایه های فیزیکی، انسانی و اجتماعی، افزایش پسانداز، افزایش کارایی اقتصادی، تخصیص بهینه منابع، کاهش فعالیتهای رانتجویی خصوصی و دولتی و در نهایت رشد و توسعه اقتصادی و بهبود عملکرد اقتصادی می شود. همچنین براساس دو نظریه متفاوت نظمدهی خصوصی[۵۲] و نظریه تمرکزگرایی قانونی[۵۳] مسئولیت حفاظت از حقوق مالکیت را مورد بررسی قرار می دهند و نتیجه میگیرند که نظام اقتصادی جامعه و وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مسئول حفاظت از حقوق مالکیت میباشند و بایستی مسئولین قضایی کشور توجه بیشتری به این موضوع داشته باشند و به ترکیب بهینهای از مسئولیت حفاظت دست یابند. مؤیدفر و زمردی (۱۳۹۰) در مقالهای با بهره گرفتن از روش خودبازگشتی با وقفههای توزیعی، به بررسی تأثیر حقوق مالکیت بر سرمایه گذاری بخش خصوصی طی دوره زمانی ۱۳۸۵- ۱۳۵۲پرداختهاند. در این مطالعه صرفاَ تأثیر پول تقویت کننده قراردادها (CIM) به عنوان یک متغیر مستقل، بر سرمایه گذاری بخش خصوصی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که، متغیر امنیت حقوق مالکیت تأثیر مثبت و معناداری بر سرمایه گذاری بخش خصوصی در ایران دارد. جمعبندی مطالعات با در نظرگرفتن عوامل نهادی در اغلب مطالعاتی که به تعیین عوامل نهادی اثرگذار بر سرمایه گذاری بخش خصوصی پرداخته شده است، بیشتر عوامل نهادی مانند فساد، ریسک و بیثباتی سیاسی مورد بررسی قرار گرفته است و به طور خاص کمتر مطالعه ای به بررسی حفاظت از حقوق مالکیت (و نقش دولت در صیانت از آن) بر سرمایه گذاری خصوصی در داخل توجه شده است. لذا در این
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رویکرد نیل به هدف مسائل و مشکلاتی دارد که استفاده وسیع از آن به عنوان یک معیار اثر بخشی با شک و تردید مواجه کرده است. بخشی از این مشکلات مستقیماً به مفروضاتی بر می گردد که در ابتدای بحث عنوان کردیم. مسائل و مشکلات مربوط به مفروضات، تنها یکی از مواردی است که بطور کلی در مورد اهداف بیان گردید، اما وقتی شما رویکرد نیل به هدف را عملی ساخته، مجبور به پاسخگویی به سوالاتی از این قبیل می باشد که اهداف : مربوط به چه کسانی است؟ آیا اهداف مدیریت عالی مد نظرند؟ اگر چنین است چه کسانی را شامل می شود و چه کسانی را در بر نمی گیرد؟ این امکان نیز وجود دارد که برخی از تصمیم گیرندگان سازمانی، که از قدرت و نفوذ واقعی برخوردارند، در ترکیب مدیریت ارشد اجرایی نباشند. همچنین در مواردی متعددی مشاهده می شود که افرادی بخاطر داشتن سالها تجربه و یا تخصصی ویژه در یکی از حوزه های کلیدی سازمان، تأثیر زیادی بر تعیین اهداف سازمانی می گذارند، اگر چه ممکن است جایی در کادر مدیریت ارشد اجرایی نداشته باشند. آنچه را که یک سازمان رسماً به عنوان اهداف خود معین می کند، همیشه اهداف واقعی سازمان را منعکس نمی کند. اهداف رسمی سازمان، قویاً تحت تأثیر معیارهای مطلوب مورد نظر جامعه قرار می گیرند. عبارات نمایشی از قبیل: « تولید کالاهایی با کیفیت، تحت قیمت های رقابتی» ، « عضوی مسئول در برابر جامعه» ، « حصول اطمینان از اینکه تلاش و کوشش های مولد ما لطمه ای به محیط موارد نمی کند» ، « حفظ شهرت و اعتبار سازمان » و « استخدام اقلیت های جامعه » از بروشورهای شرکتهای مختلف می تواند استخراج شود. این عبارات، ممکن است خوب و جذاب به نظر آیند، اما بندرت، نقشی در درک آنچه سازمانها واقعاً به منظور تحقق آن در تلاشند، ایفاء می کند. بر این اساس، هدف رسمی و واقعی سازمان، احتمالاً متفاوت خواهند بود. از اینرو ارزیابی ای که از اهداف سازمان صورت می گیرد باید اهداف اعلام شده بوسیله ائتلاف حاکم به اضافه فهرست مشاهداتی از آنچه اعضاء سازمان بطور واقعی در حال انجام آنند را در برداشته باشد. غالباً اهداف کوتاه مدت یک سازمان با اهداف بلند آن، متفاوتند. برای مثال هدف اصلی کوتاه مدت یک شرکت ممکن است، تمرکز بر مسائل مالی باشد، افزایش بیست میلیون دلار سرمایه در گردش، ظرف دوزاده ماه آینده. ولی افزایش سهم بازار محصولاتش از چهارده درصد به ده درصد یک هدف پنچ ساله ( بلند مدت ) است. با توجه به این موضوع، در به کارگیری رویکرد نیل به هدف، اهداف بلند مدت باید مد نظر قرار گیرند یا کوتاه مدت؟
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
واقعیت اینست که سازمانها، اهدافی چندگانه را دنبال می کنند که این چندگانگی اهداف، خود مشکل آفرین است. این اهداف، گاهی اوقات با هم در رقابتند و در بعضی مواقع با هم ناسازگارند. برای مثال تحقق « کیفیت عالی محصول » و « کاهش هزینه هر واحد » می توانند بطور مستقیم با هم در تضاد باشند. رویکرد نیل به هدف، اجماع در اهداف را فرض می کند. با توجه به چندگانگی اهداف و منافع متفاوت و گوناگون در سازمان و همچنین تا زمانیکه اهداف در قالب عبارات و اصطلاحات مبهم و نامشخص بیان می شوند و همینطور با عنایت به اینکه افراد در سازمان، اهداف را بر مبنای منافع شخصی خود تعبیر و تفسیر می کنند، اجماع در اهداف میسر نیست. در حقیقت این مسئله خود ممکن است. توضیح دهد که چرا بیشتر اهداف رسمی در سازمانهای بزرگ بطور سنتی کلی و نامعین اند. آنها با این عمل خود ( کلی نشان دادن اهداف ) منافع گروه های مختلف داخل سازمان را درون اهداف کلی و مبهم جایی می دهند. اگر اهداف سازمانی برای اعضاء دارای معنا و مفهمومند، باید بر حسب اهمیتشان اولویت بندی شوند. اما چگونه می توانید اهداف را طوری اولویت بندی کنید که با توجه به ناسازگاری برخی از آنها با یکدیگر، منافع مختلف افراد را تضمین کنند. مضافاً اینکه نیروی انسانی سازمان تغییر می کنند، از اینرو شما بخوبی مشکلات عملی ساختن رویکرد نیل به اهداف را تشخیص می دهید. قبل از نتیجه گیری در مورد مسائل و مشکلات رویکرد نیل به هدف، نکته دیگری باید در نظر قرار گیرد، و آن اینست که در خیلی از سازمانها، اهداف، رفتار سازمانها را جهت نمی دهند. این ادعا که توافق در مورد هدف باید قبل از عمل صورت گیرد، این واقعیت را نادیده می گیرد که بدون وجود یک نتیجه ملموس و محسوس نمی توان توافقی حاصل کرد. در برخی حالات مدیران پس از اجرای یک برنامه، اهداف آن را تنظیم و ارائه می کنند و در چنین شرایطی هدف قبل از آنکه راهنمای عمل آینده باشد، نتیجه حاصل از عملیات گذشته را توجیه می کند. سازمانها ممکن است اول عمل نمایند و سپس به تنظیم هدف بپردازند تا آنچه را که رخ داده توجیه نمایند. اگر چنین مساله ای درست باشد، سنجش اثر بخشی سازمان از طریق بررسی اهداف اعلام شده از سوی مدیران عالی، معیار مناسبی برای اثر بخشی سازمان نخواهد بود زیرا این اهداف تنها نظر آنان در مورد عملکردهای قبلی است نه اهداف آتی موارد ذکر شده، چه معنا و مفهومی دارند؟ می توانند این موضوع را آشکار سازند که ساده انگاری است اگر بپذیریم مدیریت عالی سازمان برای نشان دادن اهداف سازمان بیانیه های رسمی را تدوین می کند. همانطور که صاحبنظری پس از پی بردن به این مهم که سازمانها، مجموعه ای از اهداف را به سهامداران اختصاص داده و دسته دیگر از اهداف را به مشتریان و همچنین دسته سوم را به کارکنان و دسته چهارم را به جامعه و دسته پنجم را به مدیریت اختصاص می هند، نتیجه گیری کرد که بیانیه های رسمی اهداف، یک داستان ساختگی است که سازمان به منظور توجیه و عقلانی جلوه دادن حیاتش برای مخاطبین ویژه خود، آنها را مورد استفاده قرار می دهد. ۲-۴-۱-۲-فایدۀ عملی رویکرد نیل به هدف برای مدیران مسائل و مشکلاتی که در تعیین و سنجش اهداف وجود دارند، بویژه وقتی نسبت به این مسائل و مشکلات با بدبینی نگریسته شود نباید به عنوان عامل منفی علیه اهداف بکار رود. سازمانها به منظور تحقق اهداف بوجود آمده اند، مسائل و مشکلات اهداف، هنگام تعیین و سنجش آنها بروز می کنند. اعتبار این اهداف می تواند با عنایت به موارد ذیل افزایش یابد: ۱- حصول اطمینان از اینکه اطلاعات اولیه، جهت تدوین اهداف رسمی از همه افراد ذینفع دریافت شده است و لو اینکه افراد در کادر مدیریت عالی جایی نداشته باشند. ۲- دریافت اهداف واقعی از طریق مشاهده رفتار واقعی اعضاء. ۳- مشخص نمودن اینکه سازمانها، هم اهداف کوتاه مدت و هم اهداف بلند مدت را دنیال می کنند. ۴- تأکید روی اهداف ملموس، تحقق پذیر و قابل سنجش، بجای تکیه بر بیانیه های مبهم که فقط آینه تمام نمای انتظارات سازمانی است. ۵- در نظر گرفتن اهداف به عنوان پدیده هایی پویا که در طی زمان دستخوش تغییر می شوند بجای اینکه به عنوان عباراتی ثابت و لایتغیر مد نظر قرار گیرند. اگر مدیران خواهان مواجه شدن با پیچیدگی های ذاتی رویکرد نیل به هدف هستند، می توانند برای ارزیابی اثر بخشی یک سازمان بطور معقول اطلاعات معتبری را بدست آورند. اما باید در نظر داشت اثر بخش سازمان چیزی بیش از تعیین سنجش اهداف می باشد. ۲-۴-۲-رویکرد سیستمی[۳۸] سازمانها را در قالب سیستمی سازمانهایی هستند که داده هایی را دریافت کرده و آنها را در فرایند تبدیل وارد نموده و ستاده هایی تولید می کنند. رویکرد سیستمی چنین استدلالی می کند که تعریف اثر بخشی فقط در قالب نیل به هدف، صرفاً یک جنبه از اثر بخشی را می سنجد. سازمان باید براساس توانایی اش در جذب و پردازش و همچنین تعداد کانالهای عرضۀ ستاده ها و حفظ ثبات و تعادل سازمان، مورد قضاوت و ارزیابی قرار گیرد. در رویکرد سیستمی اهداف نهایی مورد غفلت واقع نمی شوند بلکه اهداف در یک مجموعه از معیارهایی بسیار پیچیده به عنوان یک جزء مورد توجه قرار می گیرند. مدلهای سیستمی، معیارهایی که بقاء بلند مدت سازمان را افزایش خواهند داد ( نظیر توانایی سازمان برای دریافت منابع، حفظ و نگهداری خود به عنوان یک پدیدۀ اجتماعی و تعامل موفقیت امیز با محیط خارجی خود) تأکید می ورزند. بنابراین رویکرد سیستمی نتایج معین شده بیش از وسائل و امکانات نیل به آنها تأکید نمی کند. ۲-۴-۲-۱- مفروضات رویکرد سیستمی مفروضات رویکرد سیستمی نسبت به اثر بخشی سازمانی، همان هایی هستند که در بحث سیستم ها در قسمت پیش بکار گرفته شدند. با بهره گرفتن از مدارک و شواهد بیشتر می توان تغییرات و تبدیلاتی در آنها صورت داد. رویکرد سیستمی نسبت به اثر بخشی چنین اظهار می دارد که سازمانها متشکل از قسمتهای فرعی مرتبط بهم هستند. اگر قسمتی از این سیستم ضعیف عمل کند، اثر عملکرد ضعیف آن، بر عملکرد کل سیستم موثر واقع می شود. اثر بخشی مستلزم آگاهی و تعاملات موثر با عوامل محیطی است. مدیریت نمی تواند روابط حسنه خود را با مشتریان، عرضه کنندگان مواد اولیه، مؤسسات و نهادهای دولتی، اتحادیه ها و عوامل مشابه که قدرت مخدوش نمودن عملیات با ثبات سازمان را دارا هستند، نادیده بگیرد. بقاء سازمان مستلزم ذخیرۀ مداوم منابع مورد نیاز است. مواد اولیه باید تأمین شود، مشاغل بلاتصدی ناشی از استعفا و یا بازنشستگی کارکنان، باید پر گردد، خطوط تولید جدید جایگزین خطوط تولید منسوخ شده، شوند، به تغییرات حاصله در اقتصاد و علائق مشتریان با ارباب رجوع پاسخ مناسب داده شود و همینطور مسائل دیگری از این قبیل مد نظر قرار گیرند. قصور در ذخیره نمودن منابع، منجر به سقوط و احتمالاً نابودی سازمان خواهد شد. ۲-۴-۲-۲- رویکرد سیستمی در عمل اجازه دهید با این موضوع که مدیران چگونه می توانند رویکرد سیستمی را در عمل بکار برند برگردیم. نخست به نمونه هایی از معیارهای مورد تأیید رویکرد سیستمی، نگاهی انداخته، سپس به روش های مختلفی که مدیران می توانند به مدد آنها، این معیار را مورد سنجش قرار دهند، می پردازیم. نظریه سیستمی توجه خود را به عواملی از قبیل روابط با محیط برای حصول اطمینان از دریافت مداوم داده ها و تولید ستاده های قابل قبول، انعطاف پذیری در پاسخ به تغییرات محیطی، کارآیی سازمان در تبدیل داده ها به ستاده ها، وضوح در ارتباطات داخلی، سطح تعارض در بین گروه های سازمانی و میزان رضایتمندی شغلی کارکنان معطوف می دارد. برعکس رویکرد نیل به هدف، رویکرد سیستمی بر وسایل و امکانات ضروری به منظور اطمینان از تدوام و بقاء با سازمان تأکید می ورزد. باید خاطر نشان نماییم که حامیان نظریه سیستمی، اهمیت اهداف با نتایج نهایی از قبیل تعیین شده را به عنوان یک عامل تعیین کننده اثر بخشی سازمانی نادیده نمی گیرند. بلکه آنها نسبت به اعتبار اهداف انتخاب شده و معیارهای مورد استفاده برای ارزیابی میزان و پیشرفت بسوی این اهداف، مشکوک بوده و سؤال دارند. نظریه سیستمی چنین مطرح می نماید که روابط متقابل سیستم های مهم می توانند در متغییرها یا نسبتهای اثر بخشی سازمان متبلور گردند. این نسبت ها عبارتند از : نسبت ستاده به داده، نسبت عملیات درونی به داده، نسبت عملیات درونی به ستاده ها، نسبت تغییرات در داده ها به داده ها و نسبت هایی از این قبیل. جدول شماره۱-۲برخی از نمونه معیارهای سنجش که می توانند به تنهایی با این متغیرها در یک مؤسسه تجاری، بیمارستان و یا یک دانشکده مورد استفاده قرار گیرند به شرح ذیل ارائه می هد. جدول (۲-۱)نمونه هایی از معیارهای اثر بخشی رویکرد سیستمی برای انواع محتلف سازمان
| متغیرهای سیستم |
مؤسسه تجاری |
بیمارستان |
دانشکده |
نسبت ستاده به داده نسبت عملیات درونی به داده نسبت عملیات درونی به ستاده نسبت تغییرات داده به داده ها |
نرخ بازگشت سرمایه |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف) اهداف پیشگیری اولیه شامل : - جلوگیری از وقوع کودک آزاری است . - جمعیت عمومی را هدف قرار می دهند. - آموزش - توانمندسازی - کاهش عوامل خطر ساز - تقویت عوامل محافظت کننده در سطح اجتماعی، فرهنگی ، خانوادگی و فردی ب) اهداف پیشگیری ثانویه شامل : - شناسایی به موقع کودکان آزار دیده - ارائه خدمات حمایتی و درمانی به منظور درمان آنها - جلوگیری از تکرار آسیب ج) اهداف پیشگیری ثالثیه شامل : - بازتوانی و توانبخشی کودکان آزار دیده در ذیل در خصوص هر یک از سطوح پیشگیری پیشنهاداتی ارائه می گردد : سطح اول : آگاهی رسانی و آموزش بخش های مختلف پیشگیری اولیه: الف- مداخلات مبتنی بر جامعه و محیط اجتماع ب- مداخلات مبتنی بر خانواده ج- مداخلات مبتنی بر مدرسه و محیط های آموزشی د- مداخلات مبتنی بر سیستم های قضایی و مراکز مراقبت از کودکان ز- مداخلات مبتنی بر محیط کار الف- مداخلات مبتنی بر جامعه و محیط اجتماع ۱- تقویت تعهدات و اقدامات در سطح ملی و ایجاد بسیج عمومی به منظور مقابله با خشونت علیه کودکان - تطبیق قوانین ، سیاست ها، طرح ها و برنامه های ملی به موازین بین المللی، حقوق بشر و دانش علمی روز - تخصیص منابع کافی انسانی و مالی برای تضمین و حمایت از اجرای برنامه های تدوین شده
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ارزیابی علمی برنامه های اجرا شده بر اساس اهداف تعیین شده - ۲- ترویج ارزش های عاری از خشونت و افزایش آگاهی و حساسیت افکار عمومی نسبت به تاثیرات مضر کودک آزاری و خشونت علیه کودکان از طریق اطلاع رسانی عمومی - تشویق و متعهد ساختن رسانه های گروهی به ترویج ارزش های عاری از خشونت و رعایت احترام کامل به حقوق کودک در تمامی فعالیت ها و تولیدات خود ۳- ایجاد بستر مناسب برای مشارکت اجتماعی در زمینه پیشگیری و مقابله با کودک آزاری و خشونت -حمایت خاص از مشارکت کودکان در فعالیت های مقابله با خشونت حمایت از سازمان های غیر دولتی فعال در زمینه حمایت از کودکان - ۴- ایجاد نظام گردآوری اطلاعات و پژوهش در زمینه کودک آزاری و خشونت علیه کودکان - ایجاد قطب علمی مطالعه در زمینه کودک آزاری در یکی از دانشگاه های کشور - انجام مطالعات علمی در خصوص عوامل زمینه ساز کودک آزاری، شناسایی گروه های آسیب پذیر و تدوین و ارزشیابی برنامه های پیشگیرانه - مشارکت نهادهای مذهبی و مراجع دینی به منظور ترویج مفاهیم دینی در زمینه شیوه های صحیح تربیت فرزندان و ایجاد جامعه عاری از خشونت ۵- بهبود کیفیت زندگی آحاد جامعه از طریق اجرای سیاست های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی مناسب ۶- کاهش فقر ، نابرابری اجتماعی، و توجه به نیازهای گروه های آسیب پذیر جامعه ۷- تسهیل مشارکت اجتماعی در زمینه های اقتصادی ، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ۸- ترویج توجه به حقوق بشر و رعایت شأن و حرمت انسان ها در سطح جامعه ۹- ایجاد تفریحات سالم و امن و فرصت فعالیت های سالم برای کودکان و نوجوانان ۱۰- آشناسازی افراد جامعه با حقوق و نیازهای اساسی کودکان ۱۱- بهسازی محیط فیزیکی و کاهش عوامل خطر ساز خشونت در مکان های عمومی و محیط اجتماعی ب- مداخلات مبتنی بر خانواده تدوین برنامه ملی به منظور آموزش مهارتهای فرزند پروری به والدین ۱- ۲- شناسایی خانواده های آسیب پذیر و ارائه خدمات حمایتی(آموزشی، بهداشتی رفاه اجتماعی) به منظور توانمندسازی آنان و جلوگیری از خشونت علیه کودکان ۳- آموزش مهارتهای زندگی و شیوه های تربیت بدون خشونت به زوج های جوان و جوانان در آستانه ازدواج ۴- آشنایی والدین با حقوق اساسی کودکان و ضرورت به کار گیری روش های سالم تامین نیازهای اساسی کودکان در سنین مختلف
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هزینهی سهام ممتاز مشابه هزینهی بدهی بر اساس پرداخت ثابت سالانه محاسبه میشود. اما تفاوت آن با هزینهی بدهی این است که سررسید مشخص برای پرداخت اصل آن تعیین نشده است. برآورد نرخ بازدهی سهام ممتاز سادهتر از برآورد نرخ بازدهی بدهی است. از تقسیم سود سالانه بر قیمت جاری، نرخ بازدهی سهام ممتاز بدست میآید. نرخ بازدهی سهام ممتاز برای اینگونه سهامداران، همان هزینهی سالانهی شرکت ناشی از انتشار سهام ممتاز است(نیکومرام و همکاران، ۱۳۸۸).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
وقتی سهام ممتاز جدیدی با «هزینهی انتشار»[۶۳] منتشر میشود، عایدات سهم ممتاز شرکت یعنی نرخ بازدهی سهام ممتاز با توجه به قیمت فروش در بازار سهام و با احتساب هزینهی انتشار برابر است. هزینه سهام ممتاز به کمک رابطهی زیر محاسبه میگردد:
(۹-۲) = هزینهی سهام ممتاز (نرخ سهام ممتاز) سود سالانهی متعلق به سهام ممتاز قیمت سهام ممتاز (ارزش سهام ممتاز) = F هزینهی فروش (هزینهی انتشار) چون سود سهام ممتاز بعد از محاسبه و کسر مالیات شرکت پرداخت میشود، پس کاهنده مالیات نیست و هزینهی آن تعدیل مالیاتی ندارد(مدرس وعبدالله زاده، ۱۳۸۹). ۳-۱-۱-۳-۲) هزینهی سهام عادی[۶۴] (نرخ سود سهام عادی) هزینهی سهام عادی عبارت است از حداقل بازدهای که یک شرکت بایستی از سرمایهگذاری در پروژهای نسبت به افزایش سرمایهاش از طریق سهام عادی تحصیل نماید تا ارزش بازار سهام آن شرکت حفظ گردد(آذربراهمان، ۱۳۸۹). برآورد هزینهی سهام عادی در ساختار مالی بیشتر با مجموعه فعالیتهای شرکت ارتباط دارد. برای محاسبهی هزینهی سهام عادی از رابطهی ساده زیر میتوان استفاده نمود: (۱۰-۲) قیمت بازار سهام هزینهی سهام عادی سود جاری تقسیم شده برای برآورد دقیقتر هزینهی سهام عادی شرکت باید حساسیت قیمت و عملکرد تقاضای جاری و آتی سهامداران را ارزیابی و برآورد نمود. در این رابطه میتوان جهت محاسبهی هزینهی سهام عادی از دو «مدل ارزیابی سود نقدی»[۶۵] و «مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای»[۶۶] استفاده کرد(نیکومرام و همکاران، ۱۳۸۸). ۱-۳-۱-۱-۳-۲) مدل ارزیابی سود نقدی در این روش هزینهی سهام عادی بر مبنای یک نرخ بازدهی مورد انتظار و بر حسب سودهای آتی سهام محاسبه میگردد. بنابراین در این روش هزینهی سهام عادی عبارت است از نرخ تنزیلی که ارزش فعلی تمامی سودهای مورد انتظار هر سهم را برابر با قیمت جاری بازار (خالص قیمت فروش) یک سهم می کند. در این روش هزینهی سهام عادی از رابطهی زیر محاسبه میگردد:
۰ (۱۱-۲) قیمت روز سهام عادی سود تقسیم شده در دوره گذشته (سود مورد انتظار) نرخ بازدهی مورد انتظار سهامداران عادی = g نرخ رشد نقدی با جابجایی که در فرمول فوق ایجاد میشود میتوان، نرخ بازدهی مورد انتظار ( ) یا به عبارتی هزینهی سهام عادی را به شرح زیر محاسبه کرد:
۰ (۱۲-۲) نرخ بازدهی مورد انتظار ( ) برابر است با سود تقسیم شده دوره قبل ( ) تقسیم بر قیمت روز سهام ( ) به اضافهی نرخ رشد ثابت برای تقسیم سود (g). هرچند نرخ رشد بر پایهی سود تقسیمشده محاسبه میگردد، ولی به نظر میرسد که سود اعلام شده و قیمت سهام در بلندمدت بر آن تأثیر دارد. به عنوان مثال: سود مورد انتظار سال آتی هر سهم از سهام شرکت ارج ۲۰۰۰ ریال است و انتظار میرود رشدی معادل ۷ درصد داشته باشد. با فرض اینکه قیمت هر سهم شرکت ارج ۴۰۰۰۰ ریال باشد، میتوان گفت که نرخ بازدهی مورد انتظار برابر با ۱۲ درصد است یعنی:
۰ Ke = ۱۲% × ۲۰۰۰ ۴۰۰۰۰ Ke = ) (۱۰۰ + ۷% نرخ بازدهی مورد انتظار ۱۲ درصد بدین معنی است که سهامداران علاوه بر دریافت ۵ درصد (۱D تقسیمبر P0) بازدهی سود ناشی از سهام، ۷ درصد نیز از رشد ناشی از سرمایهگذاری را انتظار دارند که جمعاً نرخ بازده ۱۲ درصد خواهد بود. ۲-۳-۱-۱-۳-۲) مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای قیمتگذاری داراییهای سرمایهای رفتار قیمتهای اوراق بهادار را شرح میدهد و مکانیزمی را فرآهم میسازد که به وسیلهی آن سرمایهگذاران تأثیر بازده و ریسک سرمایهگذاری در اوراق بهادار را در مجموعهی سرمایهگذاریشان ارزیابی مینمایند. بر اساس روش CAPM نرخ بازدهی مورد انتظار برای سهام عادی یا سایر سرمایهگذاریها بر پایهی رابطهی زیر محاسبه میگردد:
(۱۳-۲) بازدهی مورد انتظار سهام عادی نرخ بازدهی بدون ریسک (معمولاً نرخ بازدهی اوراق خزانه است) ضریب حساسیت (بتا[۶۷]) بازدهی بازار به عنوان معیار اندازهگیری از طریق شاخص مناسب
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۲‑۹)
مقدار تابع هدف به کروموزومهای با مقدار k = 1, 2, … , وابسته است. سپس GA از عملگرهای ژنتیک و انتخاب برای تولید جمعیت برای نسل بعدی استفاده میکند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
تابع هدف برای GAs همانند الگوریتمهای بهینهسازی کلاسیک فرمول میشود. در هر حال GAsنیازی به اطلاعات گرادیان ندارد. بنابراین ساختار ریاضی این الگوریتمها ساده و انعطافپذیر است. انواع چندمنظورهی GAs میتوانند با مسایلی دارای اهداف بهینهسازی مختلف و معمولاً متعارض کار کنند. عملگرهای ژنتیک تکامل از نسلی به نسل دیگر با حفظ، توزیع مجدد و یا تغییر در مواد ژنتیکی موجود در رشتههای کروموزومی افراد متناسب شبیهسازی میشود. این اعمال اساسی در الگوریتم ژنتیک توسط عملگرهای ژنتیک فراهم میگردند. عملگرهای اساسی در GA، تقاطع و جهش، الگوریتم اصلی را تشکیل میدهند و تابع تناسب و جمعیت، موجودیتهای خارجی هستند. جهش و تقاطع، هر دو اعمال احتمالاتی هستند و تکرار وقوع آنها به ترتیب با احتمالات از پیش تعریف شده و کنترل میشود. از آنجایی که تقاطع نقشی کلیدی در بهبود راه حل بازی میکند، فرکانس بالایی از وقوع – معمولاً ۸۰ الی ۹۰% - به آن اختصاص مییابد. فرکانس وقوع جهش نیز پایین و در حدود ۵ تا ۱۰% نگه داشته میشود تا مانع تولید تعداد زیادی از راه حلهای تصادفی توسط GA شود.
تقاطع هنگامی که ویژگیهای سودمند افراد منتخب ذخیره شده باشند، تقاطع، مواد ژنتیکی والدین را برای تشکیل یک یا چند فرزند ترکیب میکند. هدف، ایجاد کروموزومهای جدیدی است که متناسبتر از اجداد خود باشند و برای رسیدن به یک همگرایی سراسری در جمعیت کمک کنند. راههای زیادی برای اجرای تقاطع وجود دارد. در انکدینگ دودویی از تقاطع تک نقطه، دو نقطه و یکنواخت استفاده میشود. انکدینگ دهدهی و حقیقی نیز از تقاطع حسابی، اختلالی و تقاطع دودویی شبیهسازیشده بهره میگیرند. در تقاطع تک نقطه،اگر یک عدد تصادفی u که از رنج یکنواخت اعداد U[0,1] تولید شده است، از احتمال آستانه کوچکتر باشد، دو فرد و که به شکل تصادفی از P انتخاب شدهاند، دستخوش تقاطع میشوند. بخشهایی از رشتههای هر شخص در محل مشابه – که نقطهی تقاطع نامیده میشود - مبادله میشوند تا دو کروموزوم فرزند و به شکل زیر ایجاد گردند.
(۲‑۱۰)
نقطهی تقاطع i در رابطهی فوق به شکل تصادفی از مجموعهی اعداد صحیح I = {i R : 1 ≤ i ≤ -۱} انتخاب میشوند. تقاطع تک نقطه در شکل ۱-۳ نشان داده شده است. در تقاطع دونقطه، کروموزومهای جفتشده در دو نقطه از هم جدا شده و مجموعههای مرکزی ژنها مبادله میگردند. این نوع تقاطع در انتهای رشته کروموزوم به آللها اجازه میدهد که در کنار هم بمانند. در بعضی موارد، تقاطع دونقطه در مقایسه با همتای تک نقطه، سودمندتر است؛ زیرا در مواجهه با رشتههای بلند کروموزومی، درهمگسیختگی عمل تقاطع در آن کمتر است. شکل ۲‑۱۱: یک تقاطع تک نقطهی نمونه در نمایش دودویی از سوی دیگر، تقاطع یکنواخت نسبت به جمعیت، درهمگسیختهتر است ولی برای جستجوی حوزهای خاص از فضای راه حل بسیار مناسب میباشد. در این نوع تقاطع، ژن هریک از والدین با یک احتمال وقوع معین مبادله میشود و هر ژن فرزند از هرکدام از والدین سرچشمهای با احتمال مساوی میگیرد. تکنیک تقاطع یکنواخت در فصل ۲ بیشتر توضیح داده خواهد شد. در GA کدشدهی حقیقی، نمایش مستقیم با مقادیر حقیقی صورت میگیرد و به عملگرهای تقاطع اجازه داده میشود که بر پایهی عملیات حسابی و توزیعهای احتمالی شکل بگیرند. در تقاطع حسابی، یک رشته فرزند با بهره گرفتن از یک میانگین وزندار از ژنهای رشتههای والدین x(1) و x(2) به صورت زیر ایجاد میشود.
(۲‑۱۱)
که در آن ω وزنی است که اغلب توسط توزیع یکنواخت U(0,1) تولید میشود. در بعضی موارد، یک بردار وزن با هر المان برای هر المان در بردار کروموزوم به کار میرود. در تکنیک تقاطع مبتنی بر اختلال، یک کروموزوم جدید با افزودن بردار – که تولید تصادفی دارد – به کرموزوم x والدین ایجاد میگردد.
(۲‑۱۲)
که در آن r با بهره گرفتن از توزیع یکنواخت یا گوسی به وجود آمده است. تقاطع دودویی شبیهسازی شده نوع دیگری از تکنیکهای تقاطع برای GAs انکدشدهی حقیقی است که بر اساس تقلیدی از تقاطع دودویی تک نقطه طراحی شده است. این تکنیک به تفصیل در فصول بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مهمترین شاخص «تناسب مدل»[۸۶] آزمون مجذور کای است. البته استفاده از این آزمون متضمن یکسری مفروضاتی است که در برخی از موارد امکان نقض این مفروضات وجود دارد. با گسترش نارضایتی از آزمون مجذور کای، یکسری «شاخص های ثانویه»[۸۷] به وجود آمد. تفاوت مهمی که بین آزمون تناسب مجذور کای و شاخص های تناسب ثانویه وجود دارد، این است که آزمون مجذور کای به واقع شاخص عدم تناسب مدل است و هرچه ارزش آن کوچکتر باشد، نشان می دهد که مدل تناسب بهتری دارد. اما در مقابل شاخص های تناسب ثانوی [۸۸]GFI، [۸۹]NFI و [۹۰]AGFI شاخص های تناسب مدل هستند، در این شاخص ها هرچه ارزش آنها بیشتر باشد، مدل تناسب بهتری دارد. در ادامه به صورت مختصر برخی از شاخص های تناسب مدل شرح داده می شود: ۱)آزمون مجذور کای ()، مجذور کای به درجه آزادی از شاخص مجذور کای اغلب به عنوان شاخص موفقیت نام برده می شود. این شاخص به سادگی نشان می دهد که آیا بیان مدل ، ساختار روابط میان متغیرهای مشاهده شده را توصیف می کند یا خیر. این شاخص نسبت به اندازه نمونه حساس است، وقتی حجم نمونه برابر ۷۵ تا ۲۰۰ باشد، مقدار مجذور کای یک اندازه معقول برای برازندگی است. اما برای مدل های با n بزرگتر، مجذور کای تقریباً همیشه از لحاظ آماری معناداری است. از طرف دیگر مجذور کای تحت تأثیر مقدار همبستگی های موجود در مدل نیز هست. هر چه این همبستگی ها زیادتر باشد، برازش ضعیف تر است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
برخی از محققان از نسبت مجذور کای به درجه آزادی به عنوان شاخص جایگزینی استفاده می کنند. اگر این نسبت کمتر از عدد ۳ باشد، برازش مناسب است. ۲) شاخص GFIو AGFI این شاخص به وسیله اندازه نمونه تحت تأثیر قرار نمی گیرد. مقدار مطلوب آن می بایستی از ۹/۰ بیشتر باشد. البته این مقدار می تواند برای مدل هایی که به گونه ضعیفی فرمول بندی شده اند، بزرگ باشد. درباره کاربرد آن توافق کلی وجود ندارد. ۳) شاخص RMSR یا RMR RMSR معیار میانگین اختلاف بین داده ها و ماتریس کوواریانس- واریانس ضمنی است. این معیار هر چقدر که کوچکتر باشد، برای تناسب مدل با داده ها بهتر است (زیر ۰۵/۰ بسیار عالی، زیر ۰۸/۰ مناسب و بالای ۰۹/۰ نامناسب است ). این شاخص هنگامی که میانگین واریانیس- کوواریانس داده ها شناخته شده باشد، یک شاخص با ارزش محسوب می شود. ارزیابی آن هنگامی که ماتریس واریانی-کوواریانس غیر استاندارد مورد استفاده قرار می گیرد، مشکل است. هر چند از میان شاخص های فوق، به گونه کلی RMSEA به عنوان شاخص مطلوب و GFI به عنوان بهترین شاخص در نظر گرفته می شود، اما درباره آنها توافق کلی وجود ندارد. شاخص های برازندگی به گونه کلی در دامنه بین صفر و یک قرار می گیرند. ضرایبی که بالاتر از ۹/۰ باشند، قابل قبول در نظر گرفته می شوند. هر چند که این سطح نیز مانند سطح خطای ۰۵/۰ اختیاری است (هومن، ۱۳۸۷، ۴۳). عاقلانه این است که همه این شاخص ها با هم در نظر گرفته و در گزارش قید شوند. ۴-۵-۴تعبیر و تفسیر مدل[۹۱] اگر هم آزمون و هم آزمون های تناسب ثانوی نشان دادند که مدل به طور کافی متناسب است، به سمت مشخص کردن عوامل مدل تناسب شده حرکت کرده و بر روی این عوامل تمرکز می کنیم. در این مرحله، تخمین های فردی پارامترهای آزاد بر اساس تفاوت های آنها از ارزش صفر (H0 و سطح معناداری) مشخص شده برای آنها، مورد ارزیابی قرار می گیرد. نسبت تخمین به خطای استاندارد در یک آماره به نام Z یا t توزیع می شود و می بایستی این نسبت در Z از ۹۶/۱ بیشتر باشد و در آزمون t باید خارج بازه (۲+ ، ۲-) باشد تا این تخمین ها از لحاظ آماری معنادار شوند. مجموعه متغیرهایی که در مدل معادلات ساختاری وجود دارند بر دو نوع هستند: الف) متغیرهای مشاهده شده[۹۲] (آشکار[۹۳] یا اندازه گیری) ب) متغیرهای مکنون[۹۴] (پنهان یا مشاهده نشده) برخی متغیرها به شکل دایره (یا بیضی) و برخی از آنها به شکل مربع (یا مستطیل) نمایش داده می شود. بیضی یا دایره معرف متغیرهای پنهان و مستطیل یا مربع نمایشگر متغیرهای اندازه گیری است. یک مدل کامل معادله ساختاری شامل دو مولفه است: الف) یک مدل ساختاری[۹۵]: ساختار علی مفروض بین متغیرهای پنهان (سازه های نظری که به گونه مستقیم مشاهده پذیر نیستند) را مشخص می نماید. ب) یک مدل اندازه گیری[۹۶]: روابط بین متغیرهای اندازه گیری شده یا نشانگر (متغیرهایی که به گونه مستقیم مشاهده پذیر هستند) و متغیرهای پنهان را که برای آنها برآورد تقریبی به کار می رود، تعریف می کند. ۴-۶ )ماتریس همبستگی میان متغیر و ضریب آلفای کرونباخ ماتریس همبستگی متغیرها و ضرایب آلفای کرونباخ متغیرهای پرسشنامه و ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه در جدول ۴-۳۲ نشان داده شده است. جدول ۴-۳۲ ضرایب آلفای کرونباخ و ماتریس همبستگی بین متغیرهای پنهان (اندازه نمونه:۳۶۰)
| متغیرهای تحقیق |
کیفیت خدمات |
انتخاب و استخدام |
آموزش |
مسیر شغلی |
امنیت شغلی |
ارزیابی عملکرد |
پاداش دهی |
مشارکت |
طراحی شغل |
آلفای کرونباخ |
| ۱٫کیفیت خدمات |
۱ |
|
|
|
|
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به متن این حدیث توجه نمایید: «روایت شده است که چون معاویه از حسن بن علی (×) خواست که برای مردم سخن بگوید و به آنها ماجرا را اعلام نماید، امام (×) برخاست حمد خدا کرد و ثنایش گفت سپس فرمود: همانا زیرکترین زیرکان شخص متقّی است و احمقترین احمقان شخص فاجر است. ای مردم اگر ما بین جابلق و جابرس به دنبال شخصی بگردید که جدّش رسول خدا (*) باشد بجز من و برادرم حسین (×) کسی را نخواهید یافت و به درستی که خداوند شما را به واسطه اولیاء محمد هدایت کرد همانا معاویه در امری با من به نزاع پرداخته است که آن حقّ من است ولی من آنرا به جهت مصلحت امّت و حفظ خونهایشان ترک کردم… و نمیدانم شاید آن برای شما فتنهای باشد و کامیابی تا زمانی». (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در این حدیث امام (×) صراحتاً میفرماید: «همانا معاویه در امری با من به نزاع پرداخته است که آن حقّ من است ولی من آن را به جهت مصلحت امّت و حفظ خونهایشان ترک کردم» بدینترتیب به نظر میرسد که حدیث دوم که شکل صحیح است دستخوش تحریف قرار گرفته است و نسخه جعلی آن به صورت شکل اول در آمده است. اما اینکه ابن تیمیه مکرراً ادعا میکند که امیرالمؤمنین(×)هیچگونه حجّت و دلیلی برای جنگ با معاویه نداشت! این خود مغالطهای است از ابن تیمیه؛ در این نوع مغالطه شخص، کلام همه مخالفان خود را بی دلیل و بدون حجت میخواند ولی خود او همواره کلامش را بدون دلیل و استدلال بیان میکند و هر اتّهامی را روا میدارد. ابن تیمیه نیز که به خوبی ازاین روش بهره برده است با قاطعیتی دو چندان سخن میگوید تا ناخواسته قطعیت مطلب را به مخاطب تلقین نماید. وی مدعی است که حسن بن علی (×) همواره پدر و برادرش را به ترک جنگ وادار میکرد ولی هیچگاه نمیگوید کی و کجا چنین درخواستی از پدرش و برادرش نموده است؟ وی میگوید جنگ علی در صفین فتنه بود اما نمیگوید چرا فتنه بود؟ و آیا کار معاویه فتنه نبود و در مقابل جنگ علی (×) برای خواباندن فتنه صورت نگرفت؟ اما فیصل نور که چهرهای عالمانه تر به کتاب خود داده برای تخطئه امیرمؤمنان(×) فقط به یک حدیث و یک ادعا استناد می کند وی حدیثی را نقل می کند که : «از علی پرسیدند پس چرا با او (معاویه) میجنگی؟ گفت: از آنچه بین من و خداوند متعال میگذرد عذر میخواهم»[۱۳۹] امّا این حدیث هم گذشته از آنکه با مسلّمات و محکمات تاریخی در تضاد است با حدیث دیگری مشابهتی دارد و آن حدیث این گونه است: «او (معاویه) نمیمیرد تا کارهایی را در سلطنت خود انجام بدهد. پس به او عرض شد چرا با او میجنگی؟ در حالی که این مطلب را میدانی؟ فرمود: به خاطر حجّت.» این حدیث فقط چند صفحه بعد در همان مدرک یعنی بحارالانوار[۱۴۰] موجود است. امّا مسلماتی در تاریخ وجود دارد که دلالت بر یقین امیرالمؤمنین (×) به صحت جنگ خود با معاویه و دارد علاوه بر آن عصمت آن حضرت خود محکمترین دلیل است بر صحت تمامی افعال امیرمؤمنان(×) . از جمله این مسلمات تاریخی اسنادی است که حضرت معاویه را فردی فریب کار ،منافق ،بی بصیرت، پیرو هوای نفس، پیرو شیطان، فریفته دنیا، نقض کننده پیمان الهی ، کسی که به منتهای کفر رسیده و…میخواند .[۱۴۱] اما درباره ادعای تردید در جنگ با معاویه نیز کافی است بخشی از نامه های حضرت به معاویه بررسی شود.حضرت بارها دراین نامهها به طغیان گری معاویه و برحق بودن خود اشاره نموده است از جمله آنها نامه ای است که در آن چنین میفرماید: مرا به جنگ دعوت کردى، مردم را واگذار و خود به جانب من بیا، و هر دو لشگر را از جنگ معاف کن، تا معلوم شود زنگار گناه، قلب کدام یک از ما دو نفر را سیاه کرده، و بر دیده کدام یک پرده افتاده! منم ابو الحسن، قاتل جدّ و دایى و برادرت که آنان را در جنگ بدر درهم کوبیدم، هم اکنون آن شمشیر با من است، و با همان قلب دشمنم را دیدار مىکنم.[۱۴۲] در این زمینه نامه های بسیاری وجود دارد که از گنجایش این پژوهش بیرون است.[۱۴۳]بررسی این نامهها نشان میدهد که ادعای مردد بودن امیرالمؤمنین(×) در انتخاب مسیر جنگ یا صلح ، سخنی بس مضحک است. امّا ادعای دیگر فیصل نور آن است که میگوید: «امیرالمؤمنین(×)در حالی با معاویه میجنگید که مردم دور معاویه را گرفته بودند[۱۴۴]» و با این بیان چنین میرساند که علی برخلاف رأی و نظر مردم که حول معاویه اجتماع کرده بودند با معاویه جنگید. باید پرسید آیا پس از قتل عثمان این اجتماع مردم نبود که به در خانه علی بین ابیطالب (×) هجوم آوردند و از او خواستند که خلافت را بپذیرد؟ پس چگونه است که جنگ معاویه با علی (×) که مردم حول او اجتماع کردند از نظر فیصل نور قابل توجیه است ولی جنگ علی (×)با معاویه خطاست!؟ در تاریخ آمده است که پس از قتل عثمان اجتماع عظیمی از مسلمانان در مسجد تشکیل شد به نحوی که مسجد لبریز از جمعیت گردید. هدف از اجتماع، تعیین خلیفه بود. شخصیتهای بزرگی از مهاجرین و انصار نظر دادند که با علی بیعت کنند. در این هنگام همه مردم یکصدا گفتند: ما به ولایت و خلافت او راضی هستیم. آن وقت همه از جا برخاستند و به خانه علی ریختند. امام علی (×) خود نحوه ورود جمعیت را به خانهاش چنین توصیف کرده است: آنان به سان ازدحام شتر تشنهای که ساربان، عقال و ریسمانش را باز کند و رهایش سازد برمن هجوم آوردند که گمان کردم که میخواهند مرا بکشند یا بعضی از آنان میخواهد بعضی دیگر را درحضور من بکشد.[۱۴۵] و در جای دیگری ماجرای این هجوم را اینگونه توصیف میکند: «مردم مانند موی گردن کفتار به دورم ریختند و از هر طرف به سوی من هجوم آوردند، تا آنجا که حسن و حسین(علیهماالسلام) به زیر دست و پا رفتند..[۱۴۶]» و در جای دیگری میفرماید: «بند کفش بگسست و عبا از دوش بیفتاد و ناتوان زیر پا ماند و شادی مردم از بیعت با من به حدّی رسید که کودک خشنود شد و پیر و ناتوان به سوی بیعت آمد…»[۱۴۷] پس اگر اجتماعی از مردم گرد معاویه بودند به دلیل آن است که در آن زمان معاویه حاکم شام بود و هوادارانی در آنجا داشت در مدینه هم مسلمانان گرد علی (×) اجتماع کرده بودند اما با این تفاوت که معاویه امیر منطقه بود نه خلیفه مسلمین؛ و امیر باید تحت فرمان خلیفه مسلمین باشد. حضرت خود در نامهای به معاویه اینگونه با او احتجاج می کند: «گروهی که با ابوبکر و عمر عثمان بیعت کردند، با من نیز بیعت کردند. پس از اتفاق مهاجرین و انصار و بیعت با من به عنوان خلافت، دیگری حقّ گزینش خلیفه ندارد، خواه در موقع بیعت در در مدینه باشد یا نباشد.[۱۴۸] به این ترتیب امام به زیبایی خطای عمل معاویه را در آن زمان و مغالطه جناب فیصل نور را در این زمان آشکار ساخته است. امّا مدّعای پایانی وی جعلی بودن حدیث امام باقر × بود که میفرماید: «خداوند تبارک و تعالی فرماید: هر رعیتی را در اسلام که از امامی اطاعت کند که منصوب از جانب خدا نباشد عذاب میکنم… »که این مدّعا مبتنی بر استدلالاتی بود که در صفحات پیشین به تک تک آنها رسیدگی شد، بدین ترتیب مدّعای پایانی وی نیز خود به خود باطل میگردد، و هیچ دلیلی برای خدشه بر این روایات وجود ندارد . نتیجه : با این توضیحات روشن گردید که صلح امام مجتبی (×) هرگز از روی تبعیت قلبی یا اعتماد به صلاحیت وی نبوده است. شیوه امام حسن (×) همانند شیوه جدّ خود پیامبر اکرم (*) و پدر و برادر خود عمل به تکلیف به مقتضای شرائط و اوضاع جاری کشور بوده است و هرگز تاریخ بجز همراهی حسنین (×) با پدرشان چیز دیگری ثبت ننموده است. شبهه دوم : اختیار امام حسن (×) در قبول یا رد ّخلافت! توضیح شبهه چنین است : خلافت یکبار از دست علی بن ابی طالب (×) به امام حسن (×) داده میشود و بار دیگر از دست امام حسن (×) و به اختیار او به معاویه منتقل میشود. این مطلب حکایت از آن دارد که حدوث و بقاء امامت و ولایت مسأله ای است به اختیار خود امامان نه به تعیین و نصب الهی، فیصل نور در این باره میگوید : «از جمله سخنان او» امام حسن (×) [بعد از وفات امیرالمؤمنان علی (رضی الله عنه) و بعد از آنکه مردم با او بیعت کردند این است که به معاویه گفت] :«به درستی که آنگاه که زمان وفات امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب فرارسید او این امر را بعد از خودش به من سپرد»[۱۴۹] سپس بلافاصله به قرار داد صلح مابین امام (×) ومعاویه اشاره میکند و میگوید : همچنین از جمله سخنان او رضی الله عنه آن چیزی است که در صلحنامه اش با معاویه نوشته است : بسم الله الرحمن الرحیم. این قرار دادی است که حسن بن علی بن ابی طالب بر طبق آن با معاویه ابن ابی سفیان صلح کرد، با او مصالحه نمود که ولایت امور مسلمانان را تسلیم او نماید به شرط آنکه بر طبق کتاب خدا و سنت رسولش (*) و سیره خلفای راشدین در میان آنان عمل کند و … [۱۵۰] بنابراین فیصل نور میخواهد بگوید : اگر امامت منصبی الهی باشد همانگونه که اعطاء اولیهاش از جانب خداست سلب آن یا تسلیم آن به دیگری هم به دست خداوند است. ولی میبینیم که این منصب امامت اعطائش و انتقالش گاهی به دست امیرالمؤمنین (×) است و گاهی حسن (×) و گاه سایر ائمه. بنابراین این منصب به نص و نصب الهی نمیباشد. پاسخ شبهه دوم برای پاسخ به شبهه ابتدا به پاسخ نقضی میپردازیم پاسخ نقضی پیامبر اکرم در سال ششم هجرت به قصد خانهی خدا عازم مکه گردیدند ولی مشرکین در بین راه مانع ورود آنها شدند. زمزمههایی مبنی بر قصد مشرکین بر جنگ در سپاه اسلام پیچید اما وقتی خبر آمادگی و بیعت جانانه مسلمانان با پیامبر (*) به گوش مشرکین رسید از قصد جنگ برگشتند و تقاضای صلح نمودند در پایان صلحی میان پیامبر (*) و مشرکان برقرار شد و به دستور پیامبر (*) و به خط امیرمؤمنان در متن صلح نامه نوشته شد : «هذا ما صالح علیه محمّد رسول الله» یعنی این پیمانی است که محمّد (*)، پیامبر خدا با سهیل نماینده قریش بست. سهیل نماینده مشرکان قریش گفت : اگر ما به رسالت تو معترف بودیم با تو نمیجنگیدیم. سهیل اصرار نمود که لقب «رسول خدا» از کنار نام مبارک پیامبر (*) حذف شود و به جای آن نام پدر پیامبر اکرم (*) نوشته شود. پیامبر اکرم (*) با گذشتی قهرمانانه راضی به حذف این لقب گشتند.[۱۵۱] این لقب مدالی بود که نه به انتخاب خود پیامبر (*) بلکه به دستور الهی و اذن خداوند متعال بر سینهی پیامبر (*) آویخته شده بود ولی پیامبر(×) به اختیار خود و تنها با درخواست مشرکین آن را حذف کردند واز نوشتن آن چشم پوشی نمودند. آیا جناب فیصل نور در اینجا هم قائل میشود به اینکه لقب «رسول خدا» منصوص از جانب خداوند نبود؛ و این عمل پیامبر (*) به مجرد اینکه به اختیار ایشان صورت گرفت اعتراف بر الهی نبودن رسالت ایشان است؟ مسلماً پاسخ هر مسلمانی باید منفی باشد. از آن گذشته گر چه در اینجا نزاع به ظاهر بر سر امارت و حکومت نبود ولی به موجب این قرار داد پیامبر (*) دست از جنگ با مشرکان کشید در حالی که شاید در صورت اقدام به جنگ با دلاوریهای رزمندگان اسلام میتوانست بر آنها فائق آید و زمام امارت و حکومت بر مشرکان را به دست گیرد و یا به قول فیصل نور لااقل پیامبر (*) رئیس مشرکان را به مبارزه میطلبید چه اینکه پیامبر (*) اشجع الناس بود و هر کسی پیروز میگشت حکومت از آن او باشد چه اینکه میدانست محفوظ و معصوم هم هست![۱۵۲] اما پیامبر (*) چنین نکرد پس در واقع به نوعی اختیار حکومت مکه را برای مشرکان ابقا کرد. حال آیاجناب فیصل نور در اینجا هم صلح پیامبر واگذاری حکومت را نشان عدم منصوصیت پیامبر اکرم (*)؟ مسلماً هیچ مسلمانی چنین قضاوتی نخواهد کرد. اما پاسخ این سؤالات را در جواب حلّی خواهیم یافت. انشاالله پاسخ حلّی تعیین فرد شایسته مقام امامت تنها به نص الهی است. حال این نصّ یا از زبان پیامبر (*) یا از زبان امام قبلی (×) بیان میگردد.[۱۵۳] و هیچ انسانی به اختیار و از جانب خود بدون اذن و اعلام الهی نمیتواند شخص شایستهی امامت را تعیین کند زیرا علم کامل به ظرفیت انسانها را تنها خالق او میداند.چرا که ولایت ذاتاً از آن خداست و اوست که میتواند ولایت را به موجود دیگری تفویض نماید. بنابراین آنچه که پیامبر اکرم (*) در مورد معرفی امیر المؤمنین (×) به امامت فرمود یا امیرالمؤمنین درباره تعیین امامت امام حسن (×) و امام حسن در تعیین امام حسین (×) و … فرمودهاند هیچکدام نصب ذاتی نبوده است بلکه یا اظهار نصب الهی بوده است و یا تأکید بر آن اظهار. اما امام مجتبی (×) مقام امامت را به معاویه نسپرده است چه اینکه این مقام مقامی است داری شؤونات مختلف باطنی و ظاهری که تعیینش به نص الهی است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مسئولیت کیفری در مقررات جزایی ایران الف) در قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴ قانون گذار باب اول را به کلیات اختصاص داده و طی ۱۰ فصل، قواعد عمومی جزایی را در قالب ۵۹ ماده قانونی بیان داشته است. عوامل رافع مسئولیت شامل صغر، جنون و اجبار علل موجهه جرم مشتمل بر دفاع مشروع و امر آمر قانونی، ضمن مواد ۳۴ تا ۴۲ و تحت عنوان «فصل هشتم– در شرایط و موانع مجازات» مورد توجه قانون گذار قرار گرفته است. با مروری گذرا بر این مواد قانونی به روشنی بر می آید که ذکر واژه «شرایط» در عنوان فصل وجهی ندارد، زیرا قانون گذار به احصای عوامل و عللی پرداخته که به نحو ی «مانع» از تحمیل مجازات بر مرتکب عمل مجرمانه می شود؛ النهایه برخی از آنها (دفاع مشروع وامرآنها قانونی) موضوعی وعینی و پاره ای دیگر (جنون واجبار) شخصی و ذهنی است امااثری از«شرایط» تحّمل مجازات دیده نمی شود. از آنجا که دانستیم مسئولیت در مفهوم واقعی مستقیماً بر «مجازات» تکیه می کند و لذا «تحمیل مجازات بر مرتکب جرم» یا «التزام مجرم به تحمل مجازات» محتوای این مفهوم از مسئولیت را تشکیل می دهد، می توان اظهار داشت که قانونگذار در این فصل ، به عواملی پرداخته که به نحوی «مسئوولیت واقعی» مجرم را زایل می سازد و قهراً «مانع» از«تحمیل مجازات» بر مرتکب عمل مجرمانه می شود. بنابراین عنوان «موانع مجازات» بیان دیگری است از «عوامل رافع مسئوولیت جزایی».
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با این حال، نظر به اینکه قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴ متخذ و مقتبس از قانون جزای ۱۹۱۲ فرانسه بوده است و در این قانون علل زایل کننده مسئوولیت جزایی به دو دسته تقسیم شده بود؛ یکی علل موضوعی رافع مسئوولیت که گاه از آن به علل موجهه جرم تعبیر می شود و دیگر علل شخصی رافع مسئوولیت ، به ظن قوی مقصود قانونگذار از عبارت «موانع مجازات» اشاره به هر دو نوع علل شخصی و موضوعی رافع مسئوولیت بوده است. پس واژه مانع به عنوان ترجمه انتخاب شده که در متون جزایی به «عوامل نفی» یا «عوامل رافع» از آن یاد می شود. غرض این نیست که نباید پنداشت قانونگذار «مانع» و «موانع» را در مفهومی که نزد ما شهرت دارد و در کنار واژه های چون «شرط» و «مقتضی» بکار می رود، استعمال کرده است. از این توضیحات بر می آید که منظور قانون گذار از «موانع مجازات» ، «علل رافع مسئوولیت جزایی» است ؛ یعنی عوامل و عللی که مانع از «اجبار فاعل به تحمل مجازات» می شوند. پس مقنن ۱۳۰۴ هر چند واژه مسئوولیت جزایی را در عنوان فصل هشتم بکار نبرده است ، اما از استفاده و کاربرد واژه «مجازات» بر می آید که در صدد احصاء عواملی بوده که «مسئوولیت واقعی» را زایل می سازد. ب) در قانون اقدامات تأمینی مصوب ۱۳۳۹ واژه «مسئولیت کیفری» در این قانون به مفهوم مجرد و انتزاعی خود ؛ یعنی «اهلیت تحمل کیفر» بکار رفته است. برای مثال در بخشی از ماده ۱ قانون مذبور می خوانیم: «… مجرمین خطرناک کسانی هستند که سوابق و خصوصیات روحی و اخلاقی آنان و کیفیت ارتکاب جرم ارتکابی ، آنان را در مظان ارتکاب جرم در آینده قرار دهد، اعم از اینکه قانوناً «مسئول» باشند یا غیر مسئول…» در صدر عبارت ، واژه «مجرمین» گویای این است که موضوع بحث ماده کسانی اند که به ارتکاب جرم مبادرت کرده اند، در عین حال ماده قانونی تأکید می کند که چنین اشخاصی ممکن است ، به سبب بر خورداری از بلوغ و عقل ، مسئول یعنی واجد «اهلیت تحمل کیفر» باشند و یا به عکس به علت محرومیت از بلوغ یا عقل غیر مسئول یعنی فاقد این نوع اهلیت محسوب شوند. و نیز طبق ماده ۲ همین قانون ، از جمله موسسات تامینی که دولت مکلف به تشکیل آن شده، تیمارستان مجرومین «غیر مسئول» است. در این عبارت، منظور قانون گذار مجرمین فاقد عقل یا دچار اختلال مشاعر است ، زیرا بند۱ ماده ۳ همین قانون از جمله اقدامات تامینی سالب آزادی را نگهداری مجرمین «مجنون و مختل المشاعر» در تیمارستان مجرمین معرفی می کند. پس منظور قانونگذار از مجرمین «غیرمسئول» آن دسته از مرتکبان جرم هستند که به علت جنون یا اختلال مشاعر، فاقد «اهلیت تحمل کیفر» اند و در نتیجه در برابر جرمی که انجام داده اند، نمی توان آنها را مجازات کرد. روشن تر از دو مورد یاد شده، صدر تبصره ماده ۴ قانون یاد شده است که مقرر می دارد: درباره «عدم مسئولیت مجرمین» و این که آیا مطلقاً یا به طور نسبی فاقد قوه تمییز می باشند، دادگاه نظر پزشک متخصص امراض روحی را جلب می نماید و در هرحال تصمیم نهایی با دادگاه است». زیرا چنانکه اجمالاً اشاره شد و به تفصیل خواهد آمد ، شرط اساسی مسئولیت کیفری در مفهوم «واقعی» و «عینی» ، صدور و ارتکاب جرم است ، و حال که مقنن در عبارت یاد شده از «مرتکبین جرم» و «مجرمینی» یاد می کند که در عین حال برای آنها «عدم مسئولیت» قائل است ، لاجرم مقصودی جز مسئوولیت کیفری در مفهوم انتزاعی خود ندارد؛ یعنی، منظور کسانی اند که بر غم ارتکاب جرم فاقد «اهلیت تحمل کیفر» هستند . بعلاوه ، ماده قانونی، ملاک عدم مسئولیت آنان را فقدان مطلق یا نسبی «قوه تمییز» می داند ، و مسلم است که رکن و جوهر اهلیت تحمل کیفر ، «تمییز» و «ادراک» متهم یا مجرم است ، پس عدم مسئولیت شخص فاقد ادراک و تمییز ، همانا فقدان «اهلیت تحمل کیفر» از ناحیه او خواهد بود. ج) در قانون مجازات عمومی اصلاحی ۱۳۵۲ قانونگذار ۱۳۵۲ علاوه بر تغییرات و اصلاحات قابل توجه در مواد فصل هشتم باب اول از قانون ۱۳۰۴ و افزایش تعداد این مواد از ۱۰ ماده به ۱۲ ماده ، عنوان فصل را نیز تغییر داد و عبارت «حدود مسئوولیت جزایی» را جایگزین عبارت «شرایط و موانع مجازات ساخت». افزودن «ضرورت»، «مستی»، «تأدیب اطفال»، «عملیات جراحی» و «حوادث ناشی از عملیات ورزشی» به جمع سایر عوامل رافع مسئولیت جزایی از جمله تغییرات مهم دیگر در قانون مجازات عمومی ۱۳۰۴ محسوب می شد. مقنن، این بار، به صراحت از عبارت «مسئولیت جزایی» استفاده کرده و از کلیه عوامل شخصی و موضوعی رافع مسئولیت جزایی که در خلال مواد ۳۳ تا ۴۳ این قانون آمده، با عنوان «حدود» مسئولیت جزایی تعبیر نمود. د) در قانون مجازات اسلامی مصوّب ۱۳۷۰ نخستین قانون پس از انقلاب اسلامی که به کلیات و قواعد عمومی جزایی پرداخت، قانون راجع به مجازات اسلامی مصوّب ۱۳۶۱ بود. در فصل هشتم این قانون زیر عنوان «حدود مسوولیّت جزایی» و ضمن مواد ۲۶ تا ۳۴ مقنن به ذکر علل شخصی و موضوعی رافع مسوولیّت جزایی مبادرت کرد. به دنبال این قانون، قانون مجازات اسلامی در سال ۱۳۷۰ به تصویب رسید. باب چهارم از کتاب اول (کلیات) عیناً با عنوان «حدود مسوولیّت جزایی» مشتمل بر ذکر علل رفع مسوولیّت جزایی (از ماده ۴۹ لغایت ماده ۶۲) و با اندکی اصلاحات، تکرار مطالب فصل هشتم از قانون راجع به مجازات اسلامی مصوّب ۱۳۶۱ و قانون مجازات عمومی اصلاحی ۱۳۵۲ به شمار می رود. به نظر می رسد واژه «مسوولیّت کیفری» در مواد ۴۹ و ۵۱ ق.م. اسلامی ۱۳۷۰ که تکرار مضمون مواد ۲۶ و ۲۷ ق. راجع به مجازات اسلامی ۱۳۶۱ به شمار می رود، همه به معنای «اهلیّت تحمل کیفر» به کار رفته که ما از آن به مفهوم انتزاعی مسوولیّت کیفری تعبیر می کنیم. ماده ۴۹ ق.م. اسلامی مقرر می دارد: «اطفال در صورت ارتکاب جرم مبّری از مسوولیّت کیفری هستند» و در ماده ۵۱ این قانون می خوانیم: «جنون در حال ارتکاب جرم به هر درجه باشد رافع مسوولیّت کیفری است» و در تبصره ۲ همین ماده است که: «در جنون ادواری شرط رفع مسوولیّت کیفری جنون در حین ارتکاب جرم است». اشاره کردیم که مسئولیت در مفهوم بالقوه و انتزاعی ناظر به وضعیت و حالت ملازم با شخص است «تمییز» و «اختیار» اوصاف ملازمی است که می تواند در شمار عناصر تشکیل دهنده این مفهوم از مسوولیّت قرار گرفته و او را واجد «اهلیّت» و «قابلیت» تحمل مجازات سازد و لذا در غیاب هر یک از این اوصاف نمی توان از قابلیت فاعل و اهلیّت او در تحمل مجازات سخن به میان آورد. مقنن با توجه به نقص یا اختلالی که در قدرت درک و تمییز اطفال یا مجانین می بیند، اعلام می کند که اطفال «مبری از مسئولیت کیفری»، یعنی، یعنی فاقد «اهلیّت تحمل کیفر» جرم ارتکابی اند و نیز مقرر می دارد که جنون «رافع مسوولیّت کیفری»، یعنی زائل کننده «اهلیّت تحمل مجازات» از فاعل جرم است. می دانیم که هر یک از عوامل شخصی رافع مسئولیت ، چون اکراه ، ضرورت و مستی و نیز عوامل موضوعی رافع مسوولیّت یا علل موجهه جرم مانند دفاع مشروع، امر آمر قانونی و تادیب اطفال به نحوی دامنه «مسئولیت جزائی» را محدود و متهم را از زیر بار مجازات و مسوولیّت جزایی خارج می سازد. بنابراین ، واژه «حدود» که به نحوی بر «محدود» یا «منع» کردن دلالت دارد، یادآور همان مفهومی است که در عبارت «موانع مجازات» مندرج در قانون ۱۳۰۴، از واژه «موانع» مستفاد می شد، یعنی ترجمه گونه ای از عبارت «Causes de non» ، عبارتی که مولفان جزایی آن را به «علل رفع یا نفی» ترجمه و بازگردان نموده اند. پس عبارت «حدود مسوولیّت جزایی»، مفهومی بیش از «موانع مجازات» در خود ندارد؛ بلکه این دو عبارت متفاوت از معنایی واحد خبر می دهند که در متون جزایی با عبارت «عوامل (شخصی و موضوعی) رافع مسوولیّت جزایی» متداول و مشهور است. این توضیحات آشکارا می رساند که در عنوان فصل هشتم قانون مجازات عمومی اصلاحی ۱۳۵۲، «مسوولیّت جزایی» در مفهوم بالفعل و واقعی به کار رفته است؛ زیرا هر یک از علل مندرج در ذیل فصل هشتم به نحوی از «اجبار متهم به تحمل مجازات» جلوگیری می کند. برای مثال زمانی که اثبات شود متهم در حال دفاع مشروع یا جنون به ارتکاب قتل مبادرت کرده ، در وضعیت نخست به خاطر زوال وصف مجرمانه از عمل و در حالت دوم به خاطر وضعیت خاص شخصی، در ازای «ارتکاب قتل» «مجبور» به تحمل مجازات اعدام نخواهد بود و این یعنی که متهم فاقد مسوولیّت کیفری (به مفهوم واقعی و بالفعل) در برابر عمل ارتکابی است. فصل ششم حـدود و قلمـرو مسئولیت کیفری حدود و قلمرو مسئولیت کیفری پس از آشنایی با مفهوم وماهیت مسولیّت کیفری، اینک حکم دیگری پیش می گذاریم، و ضمن سه مبحث با هدف تبیین حدود و قلمرو این نهاد جزایی ، به مقایسه تقصیلی آن با سه نهاد رایج در حقوق جزا یعنی «اهلیّت» «تقصیر» و «اسناد» می پردازیم: بخش اول- اهلیت و انواع آن در حقوق جزا الف) اهلیت جنایی سنگ بنای حقوق جزا را رفتاری خاص به نام جرم تشکیل می دهد، ولی جرم، جز از انسان قابل صورت نیست: دلیل این ادعا آن است که از یکسو ، حقوق مجموعه ای از قواعد و مقرراتی است که رفتار انسانها را تنظیم و آنان را مسئول امر و نهی و الزامات خود قرار می دهد و از سوی دیگر جرم عبارت از رفتاری «ارادی» است که به نقض الزام قانونی می انجامد. این «اراده» تنها به انسان اختصاص دارد زیرا قانون تنها اراده «آگاهانه» را مد نظر قرار می دهد و اراده تنها هنگامیکه این وصف را می پذیرد که منحصراً از «انسان» سر چشمه می گیرد ! پس الزام قانونی جز به انسان ، معطوف به موجود دیگری نمی شود و نقض ارادی قانون (= جرم) هم جز انسان قابل تحقیق نیست. بنابراین هر گاه اموالی را سیل ویران سازد یا صاعقه بسوزاند یا ریزش کوه از بین ببرد و نیز هر گاه درنده ای انسان را بدرد یا سگی بی صاحب به کسی آسیبی برساند ، نه این رفتارها جرم است و نه آن مجازات و این حیوان مجرم و مرتکب جرم به شمار می روند۱. این مطلب که وقوع جرم تنها از انسان امکان پذیر است، مورد پذیرش قاطبه حقوقدانان۲ و نظام های حقوقی است و شاید امروزه نظریه یا نظام حقوقی نباشد که رفتار حیوان یا حرکت جماد را که به صدمه و آسیب منتهی می شود جرم شناخته و در نتیجه حیوان یا جماد را مجرم بپندارد. در عین حال ، جمعی از حقوق دانان۳ به رغم این که می پذیرند تنها رفتار انسان است که عنوان جرم به خود می گیرد، ارتکاب جرم را برای «برخی» انسانها مقدور می دانند، اینان معتقدند که لازم است در انسان شرایطی خاص جمع باشد تا قابلیت و «اهلیت» ارتکاب جرم را پیدا کند و این نوع اهلیت را «اهلیت جنایی» نامیده اند. پس مطابق این نظر حدوث اهلیت جنایی درگروی تحقق شرایطی ویژه دریک انسان است تا از نظر قانون بتوان او را «مجرم» یا «مرتکب جرم» نامید۱ ، چنانکه با فقدان این شرایط در یک انسان اهلیت «ارتکاب جرم» یا اهلیت جنایی و بالطبع عنوان مجرم از او سلب می شود. از دیدگاه این عده ، صغار و مجانین که از قدرت تمییز و تشخیص و احیاناً از قدرت اختیار بی بهره اند ، فاقد اهلیت جنایی بوده ، لذا هیچ یک از رفتارهای زیانبار آنها هر چند مصداق عناوین مجرمانه همچون قتل یا سرقت باشد، جرم محسوب نمی شود. اما طرفداران این دیدگاه در اینکه چرا اطفال و دیوانگان محروم از اهلیت جنایی اند و عنوان «مجرم» را بر نمی تابند ، هم داستان نیستند. جمعی بر آنند که این دو گروه اصولاً مخاطب امر و نهی جزایی نبوده ، از شمول قوانین کیفری خارج اند. همچنانکه حیوانات و جمادات چنین اند۲، عده ای دیگر، صغار و مجانین را به حکم اینکه «انسان» اند ، خارج از قلمرو قوانین و امر و نهی جزایی نمی پندارند ، اما معتقدند رفتار آنان فاقد رکن روانی است۳ و بدیهی است با افغای رکن روانی وجود رکن مادی به تنهایی در تشکیل جرم کفایت نمی کند، پس زوال عنوان «جرم» از رفتار صغار و مجانین مطابق نظر اخیر، ریشه در زوال رکن است اما مطابق نظر پیشین معلول خروج رفتار صغار و مجانین از شمول ضوابط و احکام جزایی است. جمعی نیز نفی جرم بودن رفتار اطفال و دیوانگان را بر هر دو مبنا توجیه و تفسیر کرده اند۴، هم آنان را نظیر حیوان و جماد، از تحول امر و نهی جزایی خارج و هم تشکیل رکن روانی را در رفتار آنان منتفی می دانند. ب) اهلیت مادی یا واقعی پیش از اینکه به نقد و بررسی اهلّیت جنایی و دلائل توجیهی آن بپردازیم، لازم است با نوع دیگری از اهلیّت درحقوق جزا بنام اهلیّت مادی یا واقعی آشنا شده، تفاوت آن را با اهلیت جنایی باز شناسیم. اهلیّت مادی در ارتکاب جرم این است که از نظر «واقعی» کسی بتواند جرمی انجام دهد و نتیجه مجرمانه ای بیافریند. از این نظر هر انسانی که قدرت مادی لازم برای ایجاد نتیجه مجرمانه داشته باشد دارای اهلّیت مادی محسوب می شود ، بنابراین طفل یا شخص مجنون که، نظیر شخص بالغ و عاقل می تواند به ارتکاب قتل یا ایجاد حریق مبادرت کند، از « اهلّیت مادی» برای ارتکاب جرم برخوردار است؛ در عین حال امکان دارد، قانونگذار بنا به یکی از دو جهتی که فوقاً اشاره شد۵، این قتل یا حریق را که فاعل و مرتکب آن مجنون یا صغیر است، به عنوان «جرم» به رسمیت نشناسند به این دلیل که برای مجنون یا صغیر اصولاً اهلیّت ارتکاب جرم و به بیان دیگر «اهلیّت جنایی» قائل نیست. آشنایی با اهلیت مادی و درک تفاوت آن با اهلیت جنایی، این ثمره مهم را در پی دارد که رابطه میان شخص حقوقی و جرم را تبیین می کند، زیرا پاسخ به این سوال که آیا شخص حقوقی می تواند مرتکب «جرم» شود تنها در پرتو درک تفاوت مذکور میسر است: می دانیم که جرم در کنار اراده مجرمانه به یک رفتار و عمل مادی هم احتیاج دارد و رفتار مادی هم جزبه وسیله یکی از اندام های بدن که قادر به عمل و کنش باشد، قابل تحقق نیست و چون شخص حقوقی فاقد عضو و اندام است، پس ارتکاب «جرم» توسط آن محال و ناممکن است. به عبارت دیگر شخص حقوقی «اهلیت مادی» ارتکاب جرم برخوردار نیست۱. اما به عکس طفل و شخص مجنون به لحاظ برخورداری از اعضا و اندام «از نظر مادی و واقعی» قادر به ارتکاب جرم و ایجاد نتیجه مجرمانه هستند ، اگر چه بر فرض پذیرش نظریه اهلیّت جنایی ممکن است بگوییم که این دو در تحلیل حقوقی اهلّیت ارتکاب جرم ندارند. نخست اصولاً ناظر به ارتکاب جرم از فاعل نیست، بلکه ناظر به حالت و وضعیتی خاص در فاعل است که «هرگاه» «اراده» ارتکاب جرمی کند و آن را «انجام» دهد ، آن حالت در وضعیت خاص به او قابلیت اهلیّت تحمل مجازات را می دهد. با توجه به این جنبه است که احیاناً از شخص دارای « اهلیّت جزایی» با عنوان «مسئول» و واجد مسئولیت است. ج) اهلیّت جزایـی اهلیّت جزایی به یک «حالت خاص» یا «وضعیت معین» در شخص گفته می شود که چنانچه در آن حالت یا وضعیت به ارتکاب جرم مبادرت کند، از قابلیت تحمل مجازات برخوردار خواهد شد۲. اهلیّت جزایی ، یک نهاد حقوقی مستقل و قائم به ذات است که نه ارتباطی با رفتار مادی مجرم دارد و نه حتی ارتباطی با رابطه ذهنی و روانی فاعل با رفتار مجرمانه، بنابراین ممکن است شخص فاقد اهلیت جزایی باشد اما به علت وجود رابطه ذهنی با رفتار مجرمانه، جرم تحقق پیدا کند و به عکس امکان دارد به رغم برخورداری فاعل از اهلیّت جزایی، به سبب فقدان عناصر لازم رکن روانی، رابطه ذهنی با رفتار مجرمانه مفقود بوده و در نتیجه جرم تحقق پیدا نکند. با پذیرش همین جدایی میان قلمرو اهلیّت جزایی و جرم است که برخی پیشنهاد کرده اند بحث اهلیّت جزایی از حوزه مباحث مربوط به جرم و ارکان مادی و روانی آن خارج و به قلمرو مباحث راجع به مجرم و مسئولیت کیفری وارد شود. مقایسه اهلیّت جزایی با اهلیّت جنایی درک تفاوت این دو نوع اهلیّت جایز اهمیت فراوان است و به ترسیم مرز میان جرم و مسئولیت کمک می کند. در اهلیّت جنایی حقوقدانان در پی این است که دریابد آیا در تحقق اهلیّت «ارتکاب جرم» و پیدایش وصف «مرتکب جرم»، مطلق «انسان» بودن فاعل کفایت می کند یا به اوصاف و شروط دیگری هم درفاعل نیاز است. در این مرحله اصولاً درباره مجازات و کیفر و اینکه فاعل در برابر «جرمی» که انجام می دهد، مستحق کیفر است یا نه بحثی به میان نمی آید. امادر اهلیّت جزایی به عکس، اصولاً بحث از کیفر و مجازات است و حقوقدانان به دنبال پاسخ به این سئوال است که فاعل با داشتن چه اوصاف و ویژگی هایی توانی تحمل مجازات و بار مسئولیت را پیدا می کند و می توان او را به تحمل کیفر محکوم ساخت. در این مرحله، سخن تنها به ویژگی های فاعل متمرکز می شود و از اهلیّت «ارتکاب جرم» و اینکه چگونه و تحت چه شرایطی برفاعل عنوان «مرتکب جرم» قابل اطلاق است سخنی به میان نمی آید. به بیان دیگر، در جایی که صدور رفتار جزایی نظیر سرقت و قتل و جعل از یک انسان، در دایره مقررات جزایی قرار نمی گیرد و هیچ یک از احکام جزایی را بر نمی تابد، مگر اینکه فاعل از ویژگی هایی خاص برخوردار باشد، نظریه «اهلیّت جنایی» مدنظر قرار گرفته است. اما آنجا که قابلیت و توانایی یک انسان برای تحمل کیفر و مجازات در گروی برخورداری او از اوصافی خاص قرار می گیرد، «اهلیّت جزایی» او مطرح می باشد. تنها در صورتی می توان بین «اهلیّت ارتکاب جرم» و «اهلیّت تحمل جزا» تقارن دائمی فرض کرد، که منظور از جزا، اقدام تأمینی باشد نه مجازات۱، در این صورت هر کس واجد اهلیّت ارتکاب جرم باشد ، بدون نیاز به شرط یا وصف اضافه ای، اهلیّت تحمل اقدام تأمینی را هم خواهد داشت۲. نتیجه اینکه مسئولیت جزایی هرگاه در معنای انتزاعی و مجرد بکار رود، همان اهلیت جزایی است و هر گاه از آن معنای عینی و واقعی اراده شود ، اهلیّت جزایی شرط اساسی آن را تشکیل می دهد. اهلیّت جزایی و مسئولیت کیفری تاکنون در چند جا از نوشتار حاضر بررابطه تنگاتنگ اهلیت جزایی و مسئولیت کیفری تاکید کرده ایم و دریافتیم که به دلیل همین رابطه نزدیک است که واژه مسئولیت کیفری به وفور در اهلیت جزایی استعمال و از شخص واجد اهلیت کراراً به مسئول تعبیر می شود. در اهمیت اهلیت جزایی به عنوان رکن رکین و تخلف ناپذیر مسئولیت کیفری همان اندازه کافی است که بدانیم عنصر دیگر مسئولیت یعنی، تقصیر با همه اهمیتی که دارد، در مواردی چند از مقررات جزایی دیده شد و به رغم فقدان آن، مسئولیت کیفری تشکیل می شود که مقررات جزایی ناظر به جرایم موسوم به جرایم مادی محض برجسته ترین نمونه از این موارد است. اما ظاهراً نمی توان موردی را سوانح داد که مسئولیت کیفری در حق شخصی که از توانایی تحمل مجازات محروم است ، ثابت و مستقر گردد. در بخش اول به اثبات رسید که مسئولیت کیفری دو چهره و دو جنبه دارد، جنبه ی انتزاعی و بالقوه و جنبه واقعی و بالفعل «توانایی» تحمل مجازات جنبه ی بالقوه و موسوم به اهلیت جزایی و «الزام» به تحمل مجازات جنبه بالفعل و همان مسئولیت کیفری در معنای مصطلح کلمه است. میان آن «توانایی» و این «الزام» چنان پیوندی است که به منزله یک مجموعه واحد محسوب می شود و همین اندازه که شخص دارای «توانایی» تحمل مجازات با اجتماع شرایطی که توضیح خواهیم داد ، «ملزم» و «مجبور» به تحمل مجازات شود، مسئولیت بالفعل و واقعی حاصل شده است. به عبارت دیگر، برای اینکه شخصی در برابر رفتاری که انجام شده است پاسخگو و ملزم به تحمل تبعات کیفری آن باشد (مسئولیت واقعی) بی تردید باید از «توانایی» تحمل مجازات بهره مند باشد (مسئولیت انتزاعی).اما از آن سو داشتن «قابلیت» تحمل مجازات لزوما برای تحقق مسئولیت بالفعل کفایت نمی کند و محتاج به سه امر اساسی است ، نخست اینکه رفتار انتسابی مورد نظر مصداق یکی از رفتارهایی باشد که در نظر قانون گذار جزایی ممنوع و دارای مجازات است، دیگر اینکه اسناد مادی در هر دو ضلع بسیط و مزدوج حاصل باشد و سوم آنکه اسناد معنوی و تقصیر میان فاعل و جرم برقرار باشد. بخش دوم- تقصیر و مسئولیت کیفری در لغت، خودداری از انجام عملی با وجود توانایی بر انجام آن را تقصیر خوانند۱ و نقطه مقابل آن قصور است که بر ترک؟ عملی به سبب عجز از انجام آن اطلاق می شود۲. مناسب این معنی اصطلاح جهل تقصیری و جهل مقصوری است۳. واژه تقصیر در فقه غالباً به همین معنا بکار رفته است. در حقوق مدنی، تقصیر عبارتست از ترک عملی که شخص ملزم به انجام آن است یا ارتکاب عملی که از انجام دادن آن منع شد است، قسمت نخست را تفریط و قسمت دوم تعدی می نامند. پس تقصیر اعم از تعدی و تفریط است۴. به نظر می رسد که از یکسو معنای تقصیر در قانون مدنی به مفهوم لعونی و اصطلاحی فقهی آن قابل تحویل و ارجاع باشد، زیرا الزام به فعل یا ترک در مورد کسی مصداق دارد که واجد قدرت و توانایی باشد، پس در حقوق مدنی که تقصیر، ترک عمل (یا عمل) ی که معرفی می شود که شخص به انجام (یا ترک) آن و «الزام» دارد، بیان دیگری است از معنای لغوی و فقهی که تقصیر را عبارت از ترک عملی می داند که شخص «قادر» به انجام آن است. از آن سو، معنای لغوی و اصطلاح فقهی را تقصیر را هم با اندکی تامل می توان به مفهوم تقصیر در قانون مدنی برگرداند؟ زیرا صرف «توانایی» و «قدرت» به انجام کاری نمی تواند خوداری از انجام آن را متصف به عنوان «تقصیر» سازد، مگر اینکه آن «فعل مقدور» با نوعی الزام اخلاقی یا شرعی یا قانونی مقرون باشد، تنها در این صورت است که تارک را می توان مقصر و قابل سرزنش قلمداد کرد. موید این مطلب، قرار دادن وصف تقصیری در کنار جهل است. اصولیون در پاسخ به این سوال که تحت چه شرایطی جهل و ندانستن حکم شرعی عنوان تقصیری پیدا می کند، گفته اند که اولا جاهل به حکم «قدرت بر تعلم» و یادگیری حکم شرعی داشته باشد و ثانیا نوعی «الزام» و «تکلیف»۱ به تعلم بر عهده ی شخص جاهل مستقر باشد. به اجتماع این دو شرط است که ترک تعلم و بالتبع جاهل ماندن به حکم عنوان تقصیر به خود می گیرد. خلاصه این که هر دو شرط «توانایی» و «الزام» توامان در تحقق مفهوم تقصیر دخالت دارند و از این نظر تفاوتی میان مفهوم لغوی و اصطلاح فقهی تقصیر با اصطلاح تقصیر در قانون مدنی وجود ندارد. نکته مهم دیگر اینکه واژه تقصیر در عرصه معنای یاد شده، در جایی به کار می رود که تعمد یا عمد در بین نباشد۲. بنابراین چنانچه کسی «به عهد، حال دیگری را اتلاف کند تقصیر در معنای لغوی یا فقهی و یا در اصطلاح قانون مدنی مصداق ندارد، اما در صورتی که بر اثر بی احتیاطی یا تعّدی موجب خسارت به مال دیگری شود، تقصیر مصداق پیدا می کند، زیرا با این که هم «قادر» و هم «ملزم» بوده که احتیاط لازم به خرج دهد و با اراده خود این «تکلیف مقدور» را ترک کرده لذا می گوییم اتلاف مال دیگری با «تقصیر» عامل زیان همراه بوده است. همچنین اگر کسی با «علم» به اینکه این زن در؟ عده طلاق بسر می برد و ازدواج در عده حرام است ، مبادرت به ازدواج و مقاربت کند و طی حرام، عالماً و عامداً صورت گرفته نه به «تقصیر» اما در صورتی که بداند این زن در عده طلاق است و لیکن از حرمت ازدواج و عده مطلع نباشد و در این حال با زن ازدواج و مقاربت کند، در این مورد چنانچه به رغم «تمکن بر تعلم، حکم شرعی، ترک تعلم کرده باشد، گفته می شود وطی حرام ، عالماً و عامداً نبوده، بلکه مقرون با جهل «تقصیری» صورت پذیرفته است۱. اینکه ببینم واژه تفصیری در حقوق جزا در چه معنا یا معنایی به کار رفته است. با ملاحظه و تشبع در متون حقوقی معلوم می شود که این واژه در حقوق جزا به دو معنای متفاوت به کار رفته است: ۱- به معنای احض که منحصر به بی احتیاطی و غفلت بوده، در نقطه مقابل قصذ مجرمانه به کار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شایگان، داریوش. (۱۳۷۳)، هانری کربن: آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، باقر پرهام، چاپ دوم، تهران: فرزان. شرو سیمپسون، ماریا. (۱۳۸۲)، شعر و نقاشی ایرانی: حمایت از هنر در ایران، عبدالعلی براتی و فرزاد کیانی، چاپ اول، تهران: نسیم دانش. طباطبائی، سید محمد حسین. (۱۳۶۱)، قرآن در اسلام، چاپ سوم، تهران: بنیاد علوم اسلامی.
-
- عمید، حسن. (۱۳۷۷)، فرهنگ عمید، چاپ دهم، تهران: امیرکبیر.
فردوسی، ابوالقاسم. (۱۳۸۷)، شاهنامه، چاپ چهارم، تهران: هرمس. فضل الله همدانی، رشید الدین. (۱۳۸۶)، جامع التواریخ (تاریخ بنی اسرائیل)، چاپ اول، تهران: میراث مکتوب.
-
- کربن، هانری. (۱۳۷۷)، تاریخ فلسفه اسلامی، سید جواد طباطبائی، چاپ دوم، تهران: کویر.
-
- کربن، هانری. (۱۳۸۷)، انسان نورانی در تصوف ایرانی، فرامرز جواهری نیا، چاپ دوم، تهران: آموزگار خرد.
-
- گودرزی، مرتضی. (۱۳۸۰)، جست و جوی هویت در نقاشی معاصر ایران، چاپ اول، تهران: علمی و فرهنگی.
-
- مددپور، محمد. (۱۳۸۴)، حکمت انسی و زیبایی شناسی عرفانی هنر اسلامی، چاپ اول، تهران: سوره مهر.
مولوی، جلالالدین محمد. (۱۳۹۰)، مثنوی، چاپ سوم، تهران: هرمس. نصر، سید حسین. (۱۳۷۵)، هنر و معنویت اسلامی، رحیم قاسمیان، چاپ اول، تهران: دفتر مطالعات دینی هنر. نظامی گنجوی، الیاس. (۱۳۸۷)، خمسه، چاپ دوم، تهران: هرمس.
-
- همدانی، محمد بن محمود. (۱۳۷۵)، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات، چاپ اول، تهران: مرکز.
Comparative study of the word “angel” in the Holy Quran and angel image in Tahmaspi Shahnameh (epic of kings) Some of eminent creatures of God, which are not visible by humans in common situations, are called angels. The Holy Quran has considered the angels in more details than other divine books. To this respect, it is a rich source for cognition of these invisible creatures. The holy Quran has referred to the characteristics, obligations, mission and other names of these spiritual creatures. The term “Malek” has been translated to angel and glad tidings, having an important status in Persian literature. Its name has been entered into the most national poem called Ferdowsi Shahnameh. Converting Shahnameh to precious visual versions and visualizing the face and body of some angels have led to creation of a treatise under the title of “Comparative study of the word “angel” in the Holy Quran and angel image in Tahmaspi Shahnameh (epic of kings)”. With a descriptive and comparative method and focusing on the verses of the holy Quran about angels, this research has studied and criticized the text of Shahnameh and images of angels in Tahmaspi. Of the results of current study we can refer to achievement of a general and conceivable picture visual status of angels in the Holy Quran and comparison of this definition with Ferdowsi narration. In spite of all difficulties and complexities in presenting a comprehensive definition of angels in Quran, compatibility of Ferdowsi’s and other writers’ narration about angels with perceptible and visual status of angels in Quran have been analyzed in current thesis. Keywords: The holy Quran, Tahmaspi Shahnameh, writing, Malak, angels
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
-
-
-
-
-
-
-
-
-
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وزیر عدلیه: سید ابراهیم خان عمیدالسلطنه وزیر داخله: میرزا احمدخان قوام السلطنه وزیر مالیه: دکتر محمد خان مصدق السلطنه[۳۳] وزیر جنگ :رضاخان سردار سپه وزیر معارف و اوقاف وصنایع مستظرفه : میرزا اسماعیل خان ممتازالدوله وزیر فوائد عامه و تجارت : میرزا حسن خان ادیب السلطنه وزیر پست و تلگراف : میرزا اسدا… خان مشارالسلطنه وزیر صحیه و امور خیریه : میرزا حسن خان حکیم الدوله وزیر مشاور :میرزا صادق خان مستشار الدوله[۳۴] کابینه ی احمد قوام در ۱۱ تیر ماه همان سال ترمیم شد و برخی وزرا جابجا شدند و چند نفر جدید وارد کابینه شدند، در این ترمیم میرزا اسدا… خان مشار السلطنه به وزارت عدلیه، دکتر مصدق به وزارت خارجه ؛دکتر امین خان اعلم الدوله[۳۵] به وزارت معارف، سید ابراهیم خان عمید السلطنه به وزارت فواید عامه و اسدا..میرزا شهاب الدوله به وزارت پست منصوب شدند. دولت قوام در طول هشت ماه سه بار کابینه را ترمیم کرد. نکته ی قابل توجه این است که رضا خان سردار سپه در هر سه کابینه وزیر جنگ باقی ماند . ممتاز الدوله تنها عضو کابینه قرارداد (وثوق الدوله) بود ،بقیه ی وزیران از رجال سابق و از زندانیان و تبعید شدگان کابینه ی کودتا بودند.[۳۶] ۳-۴-۵ برنامه های دولت قوام السلطنه آنچه قوام در اغاز ارائه ی برنامه های دولت با نمایندگان مجلس در میان گذاشت ،اساس نحوه ی تفکر او در رویارویی با مشکلات و دشواری های کشور و بیش از هر چیز نگاهش به سیاست را تشکیل می داد . اصول مشروطیت برای اودر همکاری مجلس و دولت تحقق می یافت .قوام در ارائه ی برنامه های دولت خود به مجلس از جهاتی بی شباهت به برنامه های سید ضیاء نبود، قوام بر سه نکته پای فشرد :برقراری نظم و امنیت ؛ استفاده از منابع کشور از راه سپردن امتیاز به شرکت های بین المللی و تاسیس شرکت های داخلی و حفظ مرزهای کشور و تشکیل ارتش منظم از راه استخدام مستشاران نظامی از کشورهای غیر همجوار .[۳۷] این نخستین دولتی بود که قصد جذب امریکاییان را داشت و تا حدودی موفق به گشودن پای آنها به ایران شد. قوام طی بیانیه ای مهمترین برنامه های دولت خود را چنین مطرح کرد:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
-در توسعه و اصلاح امر فلاحت به وسیله ی متخصصین فنی اقدام نموده ،موجبات ازدیاد منافع زارعین و بهبودی اوضاع معیشت انها و اصلاح مناسبات آنها را بین زارعین و مالکین فراهم نماید. -نظر به اینکه بانک استقراضی و کلیه ی شعب ان به دولت ایران انتقال یافته ات و برای راه انداختن بانک مذبور که در واقع بانک دولتی شناخته خواهد شد، تهیه و تکمیل سرمایه لازم است، لهذا دولت درنظر دارد که از منابع داخلی سرمایه لازم را تهیه نموده،شعب بانک دولتی را درمرکز ایالات و ولایات حسن جریان دهد. -به کار انداختن منابع ثروت از قبیل معادن و غیره، توسط شرکت های عمومی بطوری که منافع کارگران محفوظ و برای بیکاران کار تهیه نماید. -تهیه منافع و اعتبارات برای استقراض داخلی و تحصیل سرمایه های کافی برای تاسیسات ضروری مملکت -از آنجا که اهم مرام دولت، اصلاح دوایر عدلیه و نسخ کاپیتولاسیون است، لهذا در اصلاحات عدلیه سعی وافی به عمل خواهد آمد که موجبات حسن اراده ی امور قضایی به وجه اتم واکمل فراهم گردد. -ایجاد تاسیسات مهمی در ایالات و ولایات به قسمتی که فواید ان به طبقه ی زارعین و ملاحین که تاکنون وسایل صحیح را بکلی فاقد بوده استعاید گردد.[۳۸] ۳-۴-۵-۶ آزادی زندانیان کودتا برنامه های دولت نشان داد ،قوام السلطنه ضرورت های سیاسی و مطالبات ملی را دریافت کرده است و برای مرتفع ساختن مشکلات و تحقق بخشی از آرمان های تجددگرایان گام بر میدارد.نخستین اقدام دولت آزادی زندانیان سیاسی دوره ی سید ضیاء بود که در میان آن طیف های گوناگونی با جهت گیری ها و گرایش های متفاوت سیاسی حضور داشتند .این شخصیت ها به احتمال زیاد برای افزایش توان سیاسی کودتاچیان وبالا بردن ضریب موفقیت دولت کودتا زندانی شده بودند تا فارغ از دخالت ها و احیانأ کار شکنی های آنان بتوانند برنامه ی خود را محقق سازند و پایه های دولت کودتا را تحکیم نمایند وبراوضاع مسلط گردند .[۳۹] احمد شاه و قوام در ملاقاتی تصمیم گرفتند درب زندان ها را باز و کلیه ی توقیف شدگان را مرخص نمایند. آزادشدگان در موقع مراجعت به شهر در عمارت بهارستان جمع شدند، در حالی که برخی از آنها موهای سرشان بلند و لباس هایشان مندرس و برخی دیگر پیر و ناتوان و بیچاره و کسل بودند. بعلاوه عده ای از خانواده های محبوسین و آزادی خواهان و ملیون نیز حضور داشتند.[۴۰] شاه نیز در سخنرانی خطاب به آنها گفت : «از توقیف شدن شماها متاثریم و علت این عمل این بود که پس از انجام کودتا و تعیین سیدضیاء به مقام رئیس الوزرایی برای موافقت با افکار و اعمال او که مدعی بود برای نجات کشور توقیف عموم کارمندان پیش ضروری است با کمال اکراه پذیرفته شد ……سه ماه گذشت ……..ملاحظه کردیم کارهای او به زیان کشور است لذا تصمیم به تبعید او گرفتیم و از ایران خارجش کردیم……»[۴۱] در پی آزادی زندانیان سیاسی موج تبلیغی گسترده ای علیه سید ضیاء به راه افتاد، زندانیان در مطبوعات و محافل سیاسی احساسات عمومی را به شدت علیه کودتا گران برانگیختند و از شاه خواهان محاکمه ی مسببان کودتا شدند و اما احمد شاه که سید ضیاء را در آستانه عزیمت به خارج از کشور می دید گفت : «آقایان بگذارید برود وتا همین حد هم راضی باشید که او رفته.»[۴۲] ۳-۴-۵-۷ افتتاح مجلس چهارم مجلس شورای ملی افتتاح دوره ی چهارم مجلس شورای ملی خالی از اشکال نبود، زیرا اولأ همسایه ی شمالی با افتتاح مجلس که اغلب وکلای آن در کابینه ی وثوق الدوله انتخاب شده بودند موافق نبود، ثانیأ مردم هم زمزمه هایی می کردند که این عده ی انتخاب شده وکیل مردم نیستند و بایستی انتخابات تجدید شود، شب نامه هایی علیه افتتاح مجلس توسط عده ی پخش شد و بعلاوه تظاهراتی هم علیه افتتاح مجلس شد.[۴۳] بالاخره مجلس شورای ملی در اول تیر ماه ۱۳۰۰ شمسی برابر ۱۵ شوال ۱۳۳۹ قمری افتتاح گردید.[۴۴] در ابتدای مجلس احمد شاه درمورد مسائل مهمی نظیر وضع و تدوین لایحه ی تشکیل مجلس سنا در این دوره،به عضویت در آمدن ایران در در مجمع اتفاق ملل، ترمیم ویرانی هایی که بر اثر جنگ جهانی صفحات شمالی و غربی ایران را ویران کرده بود، برقراری روابط و مناسبات با دولت انگلستان در مورد لغو قرارداد ۱۹۱۹،برقراری روابط حسنه و دوستانه با جمهوری روسیه، اهمیت تکمیل و تهیه ی موجبات آسایش قشون، ترقی و توسیع زراعت و بهبودی حال ملاحین و اصلاح و تعدیل مناسبات بین مالکین و زارعین مورد تاکید قرار گرفت. [۴۵]در همین روز تطاهراتی بر علیه افتتاح مجلس صورت گرفت و آنها شروع مجلس را منافی با آزادی می دانستند .عده ای از موافقان نیز ایام فترت را نکوهش و آن را منشا نابسامانی تلقی می کردند و وجود مجلس را باعث حل معضلات می دانستند .[۴۶] انتخابات مجلس به صورت نامنظم صورت می گرفت .مردم به بعضی از نمایندگان مجلس اعتماد نداشتند و خواهان اخراج این نمایندگان تحمیلی شد، در بعضی از شهرها انتخابات تحت امر نظامیان انجام می شد آنها قصد داشتند تا فرد مورد نظر خود را از صندوق بیرون بیاورند .محموخان رئیس نطمیه قم با تحریک اشرار بر آراء مردم نطارت کامل داشت و هر گونه اعتراض را با چوب و چماق پاسخ می دادند.[۴۷] مردم تا زمان گشایش مجلس فرصت اعتراض پیدا نکردندو تقاضای تجدید انتخابات را نمودند ،امری که هیچگاه تحقق نیافت. دولت حاضر به پذیرفتن چنین اعتراض هایی نشد.ظاهرأ تنها در دولت مشیرالدوله وعده داده شد تا با تشکیل شورای عالی برای رسیدگی به تخلفات در جریان انتخابات اقدامی صورت گیرد.[۴۸] محمود خان ،رئیس نظمیه ی قم با تحریک اشرار بر آرای مردم نظارت داشت و هر گونه اعتراض را با چماق پاسخ می داد. مردم تا زمان گشایش مجلس فرصت اعتراض پیدا نکردند .تنها مشیرالدوله بیانیه ای مبنی بر تجدید انتخابات و مراجعه به آرا عمومی در مورد وکلای انتخاب شده در صورت نارضامندی مردم از انتخابات گذشته صادر کرد.[۴۹] میرزا حسین خان موتمن الملک از رجال دارای مقبولیت به ریاست مجلس و آقای سید حسن مدرس به عنوان نایب رئیس انتخاب شدند و بلا فاصله شروع به بررسی اعتبار نامه ها کردند. حضور برخی از افراد از جمله سلطان محمد خان عامری که در کابینه ی سید ضیاء به عنوان معاون رئیس الوزرا فعال بوده باعث اعتراض هایی از طرف افرادی که در دوره ی سید ضیاء تبعید بودند شد مدرس نیز با این مخالفت همراهی نمود و خواهان رد اعتبار نامه وی شدند. در نتیجه کمیسیونی تشکیل و اعتبار نامه ی نماینده نائین را رد کردند. حسین دادگر (عدل الملک ) کفیل وزارت کشور و از دستیاران سیدضیاء نیز به همین سرنوشت دچار شد و به اتهام مشارکت در اقدام ضد ملی از آنها سلب امتیاز شد[۵۰]. رفته رفته مجلس شکلی واقعی به خود گرفت و در داخل مجلس نمایندگان با فراکسیون های مختلف مرز بندی مشخصی پیدا کردند.دو گروه اقلیت و اکثریت وضع خاصی در صحنه ی پارلمانی به وجود آوردند و بر سر مسئله ی وضع قوانین و اتخاذ آرا وروی کار آوردن دولت ها به صف آرایی پرداختند.[۵۱] حزب سوسیالیست از بازماندگان حزب دموکرات قدیم بود و تعدادی از متجددین و جوانان هم به عضویت آن در آمده بود ،این حزب حدود ۲۹ نفر را در بر میگرفت و نماینده آنها سلیمان میرزا اسکندری و محمد صادق طباطبایی بودند .آنان بر مواضع ملی شدن وسایل تولید ،تمرکز گرایی سیاسی ، حقوق اجتماعی برای کارگران و بر اصول مساوات طلبی تاکید داشتند و متمایل به سیاست دولت شوروی بودند. عقاید تند انقلابی آنها سبب شد که روحانیون و همچنین بازاریان و به طور کلی طبقات متوسط و عامی نسبت به آنها خوش بین نباشند . گروه دیگر ادامه دهندگان راه اعتدالیون بودند که مدرس و چهره های روحانی و بازاری و مجلس را دربرمی گرفت.اصلاح طلبان در چارچوب قانون و مشروطیت فعالیت میکردند و خواهان تقسیم قدرت در بین نیروهای اجتماعی و نهادهای حکومتی بودند. جناح نو ظهور رادیکال یا تجددکه محمد تدین نماینده آنها بود و به ایجاد ارتش نوین ، حکومت مقتدر مرکزی ، صنعتی شدن سریع ،توسعه ی آموزش و پرورش و جدایی دین از دولت اعتقاد داشتند و رجال سیاسی مثل برادران پیرنیا (میرزاحسن خان مشیرالدوله ،میرزا حسین خان موتمن الملک)در صف غیر متعهدها می نشستند.[۵۲] سوسیالیست های مجلس چهارم و حزب آنها مستوفی الممالک را برای ریاست وزرایی نامزد کرده و اصلاح طلبان یعنی اکثریت مجلس به قوام السلطنه متمایل بودند ،بدین ترتیب یک اکثریت ثابت به یک اقلیت غیر ثابت در برابر دولت قوام السلطنه در پارلمان وجود داشت و قوام با پشتیبانی شاه و اکثریت اصلاح طلبان پارلمان فعالیت خود را در داخل و خارج کشور آغاز نمود.[۵۳] ۳-۴-۵-۸غائله امیر مؤید سواد کوهی یکی از نمایندگان دوره ی سوم مجلس شورای ملی امیر مؤید سواد کوهی بود،این مرد از رجال محترم و از خانواه ی اشراف و ظاهرا باقیمانده ی طایفه ی “پالانی” که یکی از طوایف قدیم سواد کوه بود محسوب میشد و با رضاخان خویشاوندی داشت .[۵۴] از مدتها پیش امیر مؤید سواد کوهی سر از اطاعت مرکز برداشته و یک دسته قوای چریک دور خود جمع کرده بود و در این مدت از طرف کابینه های وقت برای برقراری امنیت آن خطه و تسلیم ویا پراکنده کردن قوای وی اقداماتی به عمل می آمدمنتهی نمی توانستند کاری از پیش ببرند.بالاخره در کابینه ی قوام السلطنه از طرف وزارت جنگ اردویی در تاریخ ۱۶ بهار ۱۳۰۰ش. به ریاست آقا خان میر پنج بریگاد سوار از تهران به فیروز کوه اعزام می گردد ،پس از ورود اردوی نامبرده به فیروزکوه تمام کوه ها و جنگل های سرخه و رباط و سوادکوه متصرف می شود و قوای امیر موید پس از چند ساعت جنگ و دادن حدود پنجاه نفر تلفات و اسیر عقب نشینی می کنند، پس از چند ساعت، جنگ دوباره ادامه پیدا میکنداین بار نیز نیروی امیر موید از دولتیان شکست می خورده و به همراه دو پسرش و چند نفر از گماشتگانش به سمنان فرار میکنند،اما پس از مدتی تسلیم دولت میشود و بلافاصله به تهران می آید، سردار سپه ابتدا در خانه ی خود از او پذیرایی می کند و بعدأ به او پیشنهاد میکند که خوب است پسران شما وارد قشون شدند و خدماتی به دولت نمایند. امیر موید تسلیم و این پیشنهاد را می پذیرد و دو فرزند خود را داخل ارتش می کند که محل ماموریت این دو فرزند در گرگان معین گردید ؛ولی پس از چندی که سردار سپه خود را به ریاست وزرایی رساند دو پسر مؤید را به بهانه ی اینکه از محل خدمت فرار کرده اند دستاویز قرار دادو شبانه انها را اعدام کرد. پس از وقوع این حادثه امیر مؤید حالت فراموشی و بهت زدگی پیدا میکند و در نهایت در سال ۱۳۱۱ ش. در گذشت.[۵۵] ۳-۴-۵-۹ قوام السلطنه و کلنل محمد تقی خان پسیان یکی از حوادث بسیار مهمی که در دوره ی حکومت قوام السلطنه اتفاق افتاده قیام کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان بود. کابینه ی سید ضیاءالدین پس از دستگیری قوام السلطنه والی خراسان به امر رئیس الوزرا موقتأ کارهای مربوط به ایالات خراسان را به عهده ی کلنل محمد تقی خان واگذار کرد. پس از سقوط کابینه ی سید ضیاء و تشکیل کابینه ی قوام السلطنه موقتا نجدالسلطنه به کفالت حکومت و کلنل محمد تقی خان کماکان به ریاست اداره ی ژاندارمری خراسان منصوب گردید. در اوایل امر هیچ اختلافی در بین نبود چند ماهی هم بر این منوال گذشت ،ولی پس از ان کلنل محمد تقی مشکلاتی را برای ایالت بوجود اورد.[۵۶] کلنل از حکومت قوام السلطنه بیمناک شده بود و بفکر طغیان افتاد و مصمم شد تا خود زمام امور خراسان را در دست بگیرد. بدین نیت هنوز چند وقتی از کفالت نجدالسلطنه نگذشته بود که او را توقیف کرد و اداره ی حکومت را به دست گرفت و گروهی از اهالی و طبقات مختلف شهری را در ارگ ایالتی جمع کرد و با آنان حرف زد که به نام اهالی از دولت، والیگری کلنل محمد تقی خان را تلگرافا تقاضا کنند. چند نفری انتخاب شدند و تلگراف کردند که نجدالسلطنه قادر نیست خراسان را اداره کند و کسی جز کلنل لایق این مقام نیست، اما دولت موافقت نکرد. باز جمعی به تلگرافخانه رفتند و تقاضای والیگری کلنل را تجدید کردند، و شبنامه ی تهدیدآمیزی برضد نجدالسلطنه انتشار یافت که او را به کناره گیری امر می نمود.[۵۷] بالاخره نجد السلطنه در کمتر از دو ماه والیگری به علت ناکامی در اجرای برنامه های اصلاحی و امنیتی و براثر فشار طرفداران کلنل محمد تقی خان استعفا داد. پسیان موفق شد تا اوایل مرداد ۱۳۰۰ ش. اداره ی امور را بار دیگر در دست بگیرد و در پنجم مرداد نجدالسلطنه به دارالایاله رفت و اختیارات خود را به کلنل واگذار کرد.[۵۸]باز هم تحصن و تلگرافات تجدید شد،در این حین دولت تصمیم گرفت صمصام السلطنه ی بختیاری را به ایالات خراسان بفرستدو این انتصاب از طرف متحصنین تلگرافخانه رد شد، و با لحنی زننده فرمانروایی کلنل را از دولت خواستار شدند و دولت دریافت که وضع خراسان از حالت طبیعی بیرون رفته ،ودر چنگ کلنل افتاده است. صمصام السلطنه والی خراسان که هنوز در تهران متوقف بود کفالت ایالت را تا ورود خود به کلنل واگذار کرد.[۵۹] اما صمصام هرگز به خراسان نرفت و قبل از رفتن به خراسان از مقام خود استعفاء داد.[۶۰] دولت کلنل را متمرد معرفی می کند و کلنل قوام السلطنه را خائن و مغرض میخواند و افکار مردم خراسان را بر ضد دولت و قوام می شوراند .کلنل می خواهد کاری کند که دولت ناچار سقوط نماید، و قوام السلطنه از کار برکنار شود و ایالات خراسان در دست کلنل باقی بماند و کسی متعرض وی نشود، دولت هم این را می داند و سعی می کند او را به تسلیم وادار سازد. والیان ایالات مختلف نیز به نشانه ی حمایت از دولت مخالفتشان را با محمد تقی خان اعلام کردند. اما او نتوانست خراسان را بگیرد و فقط توانست مالیات خراسان و عواید پست و تلگراف را در اختیار بگیرد. وی رئیس نظمیه و معاونش را از نظمیه اخراج کرد و با اعلام حکوت نظامی در شهر عالم الوله را به ریاست نظمیه گماشت، کلنل برخلاف آنچه که مشهور بود قصد حمله به تهران ودر دست گرفتن امور کشور را نداشت ،بلکه می خواست خراسان را استقلال بخشد و در خراسان جمهوری برقرارکند.[۶۱] اتفاقات نشان از این دارشت که قوام السلطنه و پسیان از راه صلح به نتیجه نرسیدند و حکمیت قطعی به عهده ی شمشیر محول ودرهای آشتی بسته شد . قوام السلطنه مخصوصا وقتی کینه ی سردار سپه رانسبت به کلنل دید تصمیم خود را سختر و راه آشتی را مسدود نمود. بناچار جنگ شروع شد، عده ای زیر دست شجاع الملک به مشهد حمله کردند و سربازان منظم و آزموده ی ژاندارم در جنگی که روی داد شجاع الملک را مغلوب و متواری ساختند. به سوی مشهد پیشروی نمودند،محمد تقی خان به تپه ی نادری فرار کرد . بالاخره فشنگ نیروهای پسیان تمام شد جمعی فرار کردند و فقط کلنل محمد تقی خان زنده ماند و با تفنگ شلیک می کرد، در این اثنا او نیز هدف گلوله قرار گرفت و در اثر جراحات وارده بی تاب شد و به پشت افتاد. اسلحه های قوای کلنل ضبط و سر کلنل را با چند ضربت جدا نمودند. کلنل در ۱۰مهر ۱۳۰۰ کشته شد.[۶۲]جنازه ی محمد تقی خان را به شهر نو انتقال دادند و در آرامگاه نادر شاه به خاک سپرده شد اما چندی بعد برخی از دوستانش جنازه ی او را پنهانی به سراب منتقل کردند.[۶۳] ۳-۴-۵-۱۰ نفت شمال پس از پایان جنگ جهانی اول آمریکا تا اندازه ی از انزوای خود خارج شدو سهمی در فعالیت های بین المللی بر عهده گرفت.در ان زمان آمریکا به سیاست دفاع از کشورهای کوچک که زیر استعمار کشورهای بزرگ اروپایی بویژه انگلستان بود روی کرد.برای نمونه در کنفرانس صلح ورسای آمریکا از مطرح شدن دعاوی ایران در کنفرانس پشتیبانی کرد و انگلستان را از خود رنجاند ،اما سرانجام دولت وقت امریکا که دفاع از ایران را در برابر قدرتی چون انگلیس به مصلحت نمی دید اعلام بی طرفی کرد. در آن دوران روسیه در سایه ی انقلاب بلشویکی از میدان رقابت های سیاسی ایران بیرون رفته بود. عثمانی نیز از هم پاشیده بود. دولتی به گونه ی رسمی حاضر نبود بخاطر ایران با امپراطوری بریتانیا درگیر شود.ولی در بخش خصوصی امریکا وضع به گونه ی دیگر بود و خرید و فروش نفت بین ایرانیان و شرکت های امریکایی وجود داشت. تا اینکه شرکت نفت انگلیس و ایران مهر پایان بر فعالیت های محدود امریکاییان درایران زد.اما پس از انتشار قرارداد ۱۹۱۹ موج بیزاری از سیاست های بریتانیا در ایران و سراسر جهان پدید آمد و یکی از مهمترین کانون های ابراز بیزاری از این قرارداد امریکا بود،امریکا تصمیم گرفت سیاست فعال تری در رابطه با تحولات ایران در پیش گیرد و اعلام کرد که ازکمک به ایران دریغ نخواهد کرد.ایرانیان نیز کوشیدند نفت را طعمه ای برای کشاندن امریکا به میدان تحولات ایران قرار دهند و بدین سان انگلیس را گامی به عقب برانند.این سیاست،بر تحلیل مناسبات و روابطی پیچیده استوار بود که از دست مردی چون قوام بر می آمد.[۶۴] قوام تلاش می کرد تا با وارد کردن نیروی سوم و با محوریت ایالات متحده ی امریکا سیاست سنتی را در حوزه ی سیاست خارجی به کار ببندد. هواداری آن کشور از مواضع ایران در جامعه ی ملل ،قدرت فزاینده ی صنعتی و نظامی و نیز سوابق غیر استعماری آن بر تلاش بیشتر قوام برای پشتیبانی امریکا از ایران می افزود. قوام السلطنه و حسین علاء از گردانندگان این رویکرد محسوب می شد.تلاش های قوام برای کشاندن پای امریکا به صحنه ی سیاسی ایران ،با مساعی وزارت خارجه ی آن کشور همراه شد که برمبنای آن ،دولت امریکا از سیاست درهای باز جهت فعالیت کاوشگران و کمپانی های نفتی در فلسطین و ایران و بین النهرین حمایت کرد.[۶۵] سابقه ی نفت شمال برمیگردد به سال ۱۲۵۷ ش. که ناصرالدین شاه قاجار طی فرمانی امتیاز استخراج نفت معادن محال ثلاثه واقع در تنکابن، کجور و کلارستان واقع در مازندران را به محمد ولی خان خلعتبری ملقب به سپهدار اعظم اعطا کرد.خلعتبری هم در ۷ بهمن ۱۲۹۴ طی توافقی امتیاز بهره برداری نشده خود را به دوست گرجی اش خوشتاریا برای مدت ۹۹سال واگذار کرد. تحت فشار ارتش تزاری که شمال ایران را در اختیار داشت حکومت ایران به میانجیگری وثوق الدوله در ۲۱ اسفند ۱۲۹۴ش. امتیاز دومی را در اختیار خوشتاریا نهاد این امتیاز «انحصار اکتشاف و استخراج نفت و گاز طبیعی و غیره ….. را در استانهای گیلان، مازندران و استراباد برای مدت هفتاد سال در اختیار او قرار داد ،اما مجلس از تصویب آن خوداری ورزید و حکومت ایران مجبور شد آن را بی هیچ قید و شرطی لغو کند و مراتب را به هیئت های خارجی در ایران اطلاع دهد. مدتی بعد، پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکتبر ۱۹۱۷ به تمام امتیازات اخذ شده توسط حکومت تزاری واتباع ان در ایران پایان داد. اما خوشتاریا که ماجراجوی بزرگی بود، نمی خواست به این آسانی از این امتیاز چشم بپوشد. او ابتدا کوشید علاقه ی سرمایه داران فرانسوی و هلندی به این امتیاز لغو شده جلب کند ولی موفقیتی به دست نیاورد. سپس با شرکت نفت ایران و انگلیس وارد مذاکره شد تا آنها را به خرید امتیاز متقاعد سازد. حضور امپریالیسم بریتانیا به واسطه ی شرکت نفت در شمال ایران و کنار روزهای نخستین دولت کارگری جهان کامیابی غیر منتظره ای برای حکومت برتانیا محسوب میشد که به تازگی با عدم موفقیت در قرارداد۱۹۱۹ ایران و انگلیس ،متحمل شکست شده بود.از این رو با پرداخت ۱۰۰ هزار لیره ،امتیاز ملغی شده خوشتاریا را خرید و ضمنأ او را نیز شریک خود کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جهت آشکارسازی محصول PCR از روش متداول و سریع الکتروفورز ژل آگاروز و رنگآمیزی با اتیدیوم بروماید برای آشکارسازی سکانس هدف تکثیر یافته استفاده میکنیم.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
آگارز پلی ساکاریدی است که در اثر حرارت در بافر مناسب خود به صورت ژلهای با آرایش پلیمری منظم و قطر منافذ مشخص در میآید. این منافذ امکان عبور ماکرومولکولهای DNA را در ژل آگاروز حین انجام الکتروفورز از قطب منفی (کاتد) به سمت قطب مثبت (آند) فراهم میکند. غلظت بالاتر ژل آگاروز سبب ایجاد منافذ ریزتر میشود که قدرت تفکیک اندازه DNA کوچکتری را فراهم میکند. با دانستن طول سکانس هدف، غلظت ژل آگاروز را برای بررسی محصول PCR خود تعیین کرده و ژل مناسب را تهیه نمودیم. حدود ۶ میکرولیتر از نمونهها با ۵/۱ میکرولیتر از بافر لود کننده با غلظت ۶ شرکت سیناژن، به خوبی مخلوط گردیده و در چاهکهای ژل قرار داده میشدند. جهت بهینه نمودن الکتروفورز، این عمل در حالات و شرایط مختلف آزمایش گردید. بدین منظور انواع آگاروز از شرکتهای خارجی از جمله Gibco BRL, Bio Rad, Digma, Roche هم چنین انواع بافرها با غلظتها و نسبتهای مختلف مواد تشکیل دهنده آنها، اختلاف پتانسیل و شدت جریانهای مختلف، منابع تغذیه ولتاژ تانکهای مختلف الکتروفورز و تانکهای مختلف الکتروفروز و هم چنین زمانهای مختلف الکتروفورز مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفتند، که بهترین حالت با ژل آگاروز با غلظت ۵/۱ درصد حل شده در بافر TBE (5X) و بافر تانک TBE(1X)، اختلاف پتانسیل ۸۰ ولت و به مدت ۱ ساعت با دستگاه الکتروفورز شرکتBio Rad حاصل آمد. ۳-۷-مواد مورد نیاز برای انجام الکتروفورز ۳-۷-۱-ژل آگارز ۳-۷-۱-۱-طرز تهیه ژل آگاروز درصد ژل مورد استفاده در این تحقیق ۵/۱ درصد بوده با توجه به درصد ژل، میزان پودر آگاروز را محاسبه نموده و پس از وزن کردن، پودر را بسته به نوع تانک (بزرگ و یا کوچک بودن) با میزان مناسب از بافر TBE(1X) در داخل بشر مخلوط کرده و بر حسب نوع استفاده با درصد خاص ۵/۱ به ترتیب به میزان ۵/۱گرم از پودر آگاروز با ۱۰۰سیسی بافر(۱X) TBE مخلوط گردیده و پس از مخلوط کردن پودر آگاروز در بافر TBE1 X، آن را در مایکروویو قرار داده و پس از شفاف شدن محلول و رسیدن دمای آن به ۵۰-۴۵ درجه سانتیگراد سپس شانه را در داخل آن قرار داده، باید به دقت به داخل قالب ریخته شود و تا سرد شدن کامل ژل صبر نموده تا زمانی که ژل حالت شیری رنگی را پیدا نماید. ۳-۷-۱-۲-تهیه بافر الکتروفورز محلول EDTA Buric acid Tris base (TBE-5X) محلول ذخیره ۵ بار غلیظ TBE(5X) به صورت زیر تهیه و در زمان مصرف با آب مقطر رقیق شد. ابتدا ۷/۳ گرم EDTA را به همراه۵۴ گرم از تریس بیس و ۵/ ۲۷ گرم از بوریک اسید را وزن کرده و با آب مقطر به حجم ۹۰۰ میلی لیتر میرسانیم. pH آن را روی ۸ تنظیم نموده و به حجم ۱۰۰۰ میلی لیتر رساندیم. ۳-۷-۱-۳-بافر سنگین کننده (۱۰x Sample bading Buffer) این بافر سنگین کننده محلول است تا از درون چاهک ژل خارج نشود و از طرفی میتوان محل محصولات PCR را بوسیله رنگ بروم فنل بلو که در جلو حرکت میکند را مشاهده کرد. ۶ میکرولیتر از محصول PCR را با ۵/۱ میکرولیتر لودینگ بافر مخلوط کرده و به آرامی توسط سمپلر درون چاهک ژل تخلیه گردید. مارکرمولکلی(DNA Lader )مورد استفاده مارکر مورد استفاده در این تحقیق ۱۰۰۰ DNA Lader bp ساخت شرکت Viogene با فاصله ۱۰۰ جفت باز از وزن ۱۰۰ وزن ۳۰۰۰ جفت باز بود که برای مشخص کردن طیف گستردهای از باندها با اندازههای مختلف وزن مولکولی تعبیه شده است. ۳-۷-۱-۴-رنگ آمیزی ژل: رنگ مورد استفاده در این تحقیق اتیدیوم بروماید تهیه شده از شرکت سیناژن بود. مقدار ۳۰ میکرولیتر از رنگ با ۳۰۰ سیسی آب مقطر دو بار تقطیر مخلوط هم زده و ژل الکتروفورز به مدت ۲۰ دقیقه در آن قرار داده تا مراحل رنگ آمیزی انجام شود. رنگ اتیدیوم بروماید سرطانزا بوده و از ریختن آن درکف آزمایشگاه و یا تماس با پوست جداً خودداری گردد. و سپس شستشوی ژل در آب مقطر و سرانجام در دستگاه Gel documentation عمل عکسبرداری از ژل و ذخیره اطلاعات انجام میگردید. این رنگ ساخته شده برای رنگآمیزی ژلهای متعددی میتواند مورد استفاده قرار گیرد و نیازی به تعویض آن در هر بار رنگآمیزی نمیباشد. همچنین قبل از قرار دادن ژل در تشتک رنگآمیزی به خوبی آن را به هم زده تا رنگ در تمامی قسمتها پخش گردد و باندها به طور یکسان رنگآمیزی گردند. محل نگهداری رنگ در قسمتی تاریک و دور از نور آفتاب میباشد. از ریختن آب گرم بر روی رنگ بعد از تعویض و ریختن آن در سینک ظرفشویی جهت جلوگیری از ایجاد بخارات سمی اکیداً خودداری شود. پس از رنگآمیزی مرحله شستشو در آب مقطر میباشد به مدت ۱۰ دقیقه ژل را از رنگ خارج و در آب مقطر جهت شستشو شدن قرار میدهیم و پس از گذشتن زمان مذکور آن را بر روی صفحه دستگاه ژل داک قرار داده و از آن عکس گرفته میشود. پس از انجام عکسبرداری و ذخیره کردن، ژل با دستکش درون پلاستیک قرار داده شده و در چاه مخصوص انداخته میشود. ۳-۸-توالییابی (sequencing) پس از اتمام PCR، محصولات PCR در فریزر۲۰- نگهداری گردیدند، سپس به همراه پرایمر به شرکت پیشگام ارسال گردید. محصولات PCR توسط این شرکت برای توالییابی به کشور کره ارسال گردید. علاوه بر این برای اطمینان بیشتر توالی ژن مورد نظر در سایت NCBI بلاست گردید و صحت وجود ژن مورد نظر مورد تایید قرار گرفت. ۳-۹-۱- روش گرد آوری اطلاعات میدانی: نمونه برداری از نمونه های ادرار مبتلا به عفونت ادراری کتابخانه ای: انتخاب پرایمرهای مناسب جهت هدف قرار دادن ژن های ویرولانس آزمایشگاهی: جداسازی ایزوله ها و شناسایی ژن های ویرولانس ابزار گرد آوری اطلاعات
بانک های اطلاعاتی مانند اینترنت نشریات معتبر جهت دستیابی به مقالات مرتبط با موضوع جمع آوری نمونه های ادراری به منظور جداسازی اشریشیا کلی ۳-۹-۲- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
-
- تکثیر توالی های اختصاصی (ژن های ویرولانس) با بهره گرفتن از تکنیک PCR
-
- تجزیه و تحلیل باندها (اثر انگشت با بهره گرفتن از نرم افزار Image lab
-
- بررسی آماری جهت تجزیه و تحلیل داده ها : از نرم افزار SPSS نسخه ۱۸ و همچنین جهت رسم
نمودارها و جداول از نرم افزار Microsoft Office Excel 2013 استفاده شد. مقایسه الگوهای باندی DNA مربوط به ویرولوتایپ ها با رویت و محاسبه نحوه قرارگیری آن ها در ژل بر اساس وزن مولکولی آن ها ومقایسه با مارکر مولکولی و شمارش باندها جهت هر نمونه صورت گرفت. یک ماتریکس صفر و یک به منظور وجود یا عدم وجود باند تهیه و در پایگاه اینترنتی ثبت شد و ویرولوتایپ ها بر پایه مشاهده ی نحوه قرارگیری آن ها در ژل براساس وزن مولکولی آن ها و مقایسه با مارکر مولکولی و شمارش باندها جهت هر نمونه انجام گرفت. شمارش سویه های واجد ژن ویرولانس و درصد گیری نسبت به کل نمونه ها مبنای درصد شیوع فاکتور ویرولانس می باشد. فصل چهارم نتایج و بحث ۴-۱- فراوانی بیماران بر اساس جنس در مجموع از کل بیماران که مورد مطالعه قرار گرفتند ۱۸ مورد، ۱۸ درصد مذکر و ۸۲ مورد، ۸۲ درصد مونث بودند.(نمودار ۴-۱) ۱۸% نمودار ۴-۱: فراوانی بیماران بر اساس جنس بیماران بر اساس سن در ۴ گروه سنی(Age) شامل: کودک کمتر از یک سال، نوجوان، جوان و مسن تقسیم بندی گردیدند. ۴ مورد(۴%) در گروه سنی کمتر از یک سال، ۳ مورد (۳%) نوجوان، ۶۳ مورد(۶۳%) جوان و ۳۰ مورد(۳۰%) در گروه سنی افراد مسن قرار داشتند.(نمودار۴-۲) %۳۰ %۶۳ %۳ ۴% نمودار۴-۲: فراوانی بیماران براساس سن(سال) ۴-۲-نتایج مربوط به فراوانی فاکتورهای حدت در اشرشیا کلی بررسی های ویرولوتیپینگ ایزوله های اشرشیا کلی که توسط تکنیک PCR انجام گردید نشان داد که ۹۸% از ایزوله ها متعلق به ژن Pap، ۹۵% از ایزوله ها متعلق به ژن aer ، ۹۴% ایزوله ها متعلق به ژن Fim، ۸۶% از ایزوله ها متعلق به ژن cnf ، ۶۳% از ایزوله ها متعلق به ژن Afa ، ۶۲% از ایزوله ها متعلق به ژن hlyA بودند. نمودار(۴-۳) ۹۵% ۶۲%
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-تمایل سمن ها به استفاده از فضای مجازی برای مشارکت اجتماعی روزبه روز بیشتر می شود.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳-۷-۲٫ متغیرهای مستقل:
۳-۷-۲-۱- آینده نگری:
تعریف مفهومی:به معنای نوعی آمادگی در فرد است که بواسطه آن فرد با اعمال انضباط و برنامه ریزی در عمل حاضر به چشم پوشی از منافع و لذتهای آنی برای کسب منافع آتی دارد. به تمامی برنامه هایی که فرد برای آینده خود پیش بینی می کند و به خاطر تحقق آن چشم از لذتها و منافع آنی می بندد. تعریف عملی: برای سنجش و ارزیابی این متغیر از سوالات زیر در قالب طیف لیکرت ۵درجه ای استفاده خواهد شد -به نظر شما تا چه اندازه فضای مجازی در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ در بین سمنها می باشد -شماچقدرامکانات سخت افزاری برای دسترسی به فضای مجازی (اینترنت) دارند -مشارکت اجتماعی در سطح بین المللی از طریق فضای مجازی بسیار آسان تر ممکن می شود. -کمبود وقت اعضای سمنهای جوانان یکی از علل عدم تمایل به مشارکت اجتماعی از طریق فضای مجازی است. -آیا استفاده از اینترنت را در بین اعضای سمنها را یک فرصت می دانید؟
۳-۷-۲-۲- میزان اعتماد به فضای مجازی:
تعریف مفهومی: اعتماد به معنای تائید ، پذیرش ، اطمینان و همکاری فرد و پیرامون به شکل متقابل است . بی اعتمادی در واقع به مفهوم داشتن روحیه سوء ظن و بدبینی توام با عدم اطمینان و شک و تردید نسبت به افراد و اشخاص است که فرد با آنان ارتباط متقابل و تنگاتنگ و مستمرو روزانه دارد.(محسنی تبریزی، ۱۳۷۵). تعریف عملی: برای سنجش و ارزیابی این متغیر از سوالات زیر در قالب طیف لیکرت ۵درجه ای استفاده خواهد شد -مشارکت از طریق فضای مجازی سست و شکننده است و فضای مجازی قابل اعتماد نیست. -شما تا چه اندازه به مشارکت اجتماعی از طریق اینترنت اعتماد دارید؟ -شما تا چه اندازه به مشارکت اجتماعی از طریق اینترنت اعتقاد دارید؟ -به نظر شما آیا مردم اعتقادی به مشارکت اجتماعی از طریق اینترنت دارند؟
۳-۷-۲-۳- زیرساختهای اینترنتی:
مفهومی:به مجموعه ابزارها و امکاناتی که زمینه استفاده بهتر و بیشتر از فضای مجازی و اینترنت را در میان سازمانها فراهم می سازد. به کلیه امکانات و ابزارها و امکاناتی شامل رایانه ، اینترنت پر سرعت، ونرم افزارها ی مناسب اطلاق می شود تعریف عملی: برای سنجش و ارزیابی این متغیر از سوالات زیر در قالب طیف لیکرت ۵درجه ای استفاده خواهد شد. -از میان سمنهای جوانان ، بیشترین مشارکت از طریق فضای مجازی توسط سمن هایی صورت می گیرد که امکانات مالی و اداری کمتری برای برگزاری جلسات حضوری دارند؟ -به چه میزان از فضای فیزیکی و امکانات و تجهیزات مستقل برای فعالیت سازمان خود برخوردار هستید؟ -سمن شما به چه میزان امکاناتی مانند سایت، وبلاگ، شبکه اجتماعی، اپلیکیشن و پایگاه خبری را در فضای مجازی دارا می باشد؟ -به نظر شما آیا سرعت و پهنای باند موجود در کشور برای ارتقای مشارکت از طریق فضای مجازی مناسب است
۳-۷-۲-۴- محدودیتهای قانونی:
مفهومی: به مجموعه محدودیتهای که در سازمان ها و نهادهای ایرانی در جهت استفاده از اینترنت و فضای مجازی اعمال می گردد که شامل محدودیتهای اداری ، محدودیتهای سازمانی که ناشی از هزینه و محدودیتهای زمانی، ابزار و ساختاری می باشد. تعریف عملی: برای سنجش و ارزیابی این متغیر از سوالات زیر در قالب طیف لیکرت ۵درجه ای استفاده خواهد شد -مشارکت اجتماعی از طریق فضای مجازی می تواند مخاطرات امنیتی داشته باشد -تا چه اندازه فیلترینگ را مانعی برای مشارکت سمن خود از طریق فضای مجازی می پذیرید؟
۳-۷-۲-۵- نوع جذب مخاطبین
مفهومی:سازو کارهای که باعث جذب اعضاء و داوطلبانی می گردد که حاضرند به صورت داوطلبانه در فعالیتهای سمن ها مشارکت کنندمخاطبین را می توان به دو دسته کلی تقسیم بندی نمود:۱- رسمی: افرادی که به طور قانونی عضو می شوند و به صورت همیشگی فعالیت می نمایند. ۲- غیررسمی: افرادی که برای برنامه های خاص وموردی مشارکت می کنند و نوع فعالیت آنان موقتی می باشد. تعریف عملی: برای سنجش و ارزیابی این متغیر از سوالات زیر در قالب طیف لیکرت ۵درجه ای استفاده خواهد شد -امکان عضو گیری و جذب افراد جدیددر بین جامعه - اثرگذاری مشارکت اجتماعی از طریق فضای مجازی نسبت به مشارکت اجتماعی بدون استفاده از فضای مجازی چه نسبتی دارد
۳-۷-۲-۶- عدم آشنایی اعضاء
مفهومی: عدم آگاهی و علم کافی اعضای سمنها با علم استفاده از اینترنت و فضای مجازی و فناوریهای نوین که شامل نداشتن متخصصین حوزه اینترنت در بین اعضای سمنها ، عدم آشنایی اعضای دائمی سمنها با اینترنت و فضای مجازی و عدم تمایل اعضائ به فراگیری اینترنت و فضای مجازی. تعریف عملی: برای سنجش و ارزیابی این متغیر از سوالات زیر در قالب طیف لیکرت ۵درجه ای استفاده خواهد شد -شما تا چه اندازه در استفاده از اینترنت مسلط هستید؟ -شما تا چه اندازه در استفاده از اینترنت می توانید به اعضای دیگر سمن آموزش بدهید؟ - شما فکر می کنید همکارانتان در سمنها دیگر تا چه اندازه برای استفاده از اینترنت دانش ومهارت لازم حداقلی را دارا هستند
۳-۸٫ روایی[۱۷] ابزار تحقیق
منظور از اعتبار[۱۸] یک تحقیق، میزان دقت شاخص ها و معیارهایی است که در راه سنجش پدیده مورد نظر تهیه شده اند. «روایی به این اشاره دارد که یک سنجۀ تجربی تا چه حد معنای واقعی مفهوم مورد بررسی را به قدر کافی منعکس میکند.» (ببی،۱۳۸۳: ۲۸۲). در این تحقیق، جهت تعیین میزان اعتبار ابزار اندازه گیری، از اعتبار صوری[۱۹] (محتوایی) استفاده می شود. منظور از اعتبار صوری میزان توافق متخصصان یک امر در رابطه با یک شاخص یا معیار است(ساروخانی، ۱۳۷۳: ۲۸۷-۲۸۶). در این پژوهش از مشاوره و مصاحبه با اساتید و صاحبنظران موضوعی بهره گرفته شد. همچنین از نظریهها، متون علمی و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق استفاده شده است. در ضمن، تا حد امکان سعی شده است که برای بالا بردن روایی ابزار تحقیق، از پرسشهای آزمون شدۀ قبلی در پژوهشهای مشابه و معتبر استفاده شود.
۳-۹٫ پایایی[۲۰] ابزار تحقیق
منظور از پایایی این است که ببینیم آیا ابزار سنجش دارای ویژگی تکرار پذیری[۲۱] هست؟ یعنی در صورت تکرار عملیات تحقیق می توان به نتایجی مشابه رسید؟(ساروخانی، ۱۳۷۳: ۲۸۸). استفاده از یک پرسشنامه و به ویژه یک مقیاس بدون آزمون اولیه آن، منجر به پژوهشی ضعیف می شود. «برای سنجش پایایی یک ابزار پژوهش سه راه مختلف وجود دارد: ۱- پایایی پایداری[۲۲] ۲- پایایی نمایا[۲۳] ۳- پایایی همپا[۲۴] » (منصوریان، ۱۳۸۱: ۸۱)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عدم موازنه در دخل و خرج باعث بروز بسیاری مشکلات می شود. و این بیانگر این موضوع است که بعضی ها مثلاً با حقوق کارمندی پز مهندسی یا دکتری می دهند و برای جلب توجه دیگران با خودنمایی بیش از توان مالی خرج می کنند و نتیجه اش پیدایش بحران در معیشت خانواده است و سُست شدن پایه های نهاد خانواده ، گاهی در اثر همین مسائل مادی و اقتصادی است و آغاز آن هم چه بسا از امور جزئی و بی اهمیت است که سر از بحران در می آورد. استاد سخن سعدی می گوید: وقتی درآمد کم داری خرج کمتر کن. امّا امروزه می توان به جای کاستن از خرج الگوی آن را تغییر داد تا امکان افزایش دخل به وجود آید. گرچه در صورتی که فشار تورم و رکود اقتصادی به حدی باشد که امکان تغییر الگوی خرج به شدت محدود شود. نمی توان به سمت مخارجی رفت که پتانسیل افزایش دخل در آینده را بالا می برد. امّا برای تأمین نیازها و خواسته ها باید جیب همواره پرپول باشد و برای این کار دو راه وجود دارد. افزایش دخل یا کاهش خرج. در واقع کاهش خرج راه حل بلندمدت و پایداری نیست. بلکه افزایش دخل روشی مطمئن و بادوام تر است و کسانی که به روش دوم گرایش داشته باشند. در موقعیت اقتصادی بسیار بهتری قرار می گیرند. بطوریکه استاد سخن می فرماید:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
به دخل و خرج خود هر دم نظر کن اگر دخلت کم است آهسته تر کن هیچ دانی که چیست دخل حرام یا کدامست خرج نا فرجام کلیات،۸۴۸ ۴-۵-۷ خراج و مالیات: خراج در واقع مالیاتی است که از سوی حاکم و یا دولت بر زمین های خراجی مقرر بوده و از منابع بیت المال محسوب می گردد. مالیات نیز یک نوع هزینه اجتماعی است که آحاد یک ملت در راستای بهره وری از امکانات و منابع کشور و مؤظفند آن را پرداخت نمایند تا توانایی های جایگزینی این امکانات و منابع فراهم شود. در گذشته به دلیل محدودیت منابع درآمد، روابط اقتصادی جامعه پیچیدگی چندانی نداشت و از تنوع امروزی برخوردار نبوده است. نیاز زندگی مردم، بیشتر از راه فرآورده های کشاورزی و دامداری تأمین می شد. کمبود منابع مالی و بی توجهی برخی از فرمانروایان خدمات رفاهی را با مشکل روبرو می ساخت. روی آوردن مردم به امور وقف و خیرات و احداث بناهای عمومی و عام المنفعه، گذشته از فواید فردی آن به گونه ای برای پر کردن خلاء کم کاری دولت و برآوردن نیازهای عمومی مردم بوده است. بنابراین گسیختگی میان دولت و ملت در همه جا به چشم می خورد و آن چه که مردم را به دولت پیوند می داد گرفتن باج، خراج و مالیات سرانه، عشریه و امثال آن بود. سعدی مهمترین پایه ی معیشت لشکریان و اساس هزینه های جاری مملکت را خراج رعیت می داند و می گوید پادشاهی که از دست رنج رعیت، مملکت داری کند. روانیست که آنان را بیازارد. گر از خراج رعیت نباشدت باری تو برگ حاشیت و لشکر از کجا آری؟ پس آن که مملکت از دست رنج او داری روامدار که بر خویشتن بیازاری کلیات،۸۳۷ سعدی برای گرفتن مالیات و مصرف آن دستورالعملی صادر کرده است و می گوید: نه از بهر آن می ستانم خراج که زینت کنم بر خود و تخت و تاج کلیات،۲۲۱ پس باج و خراج تنها برای آن نیست که با گرفتن آن فرمانروا و شخص حاکم به خود بپردازند و با آن خراج تن خود را با لباس های فاخر بیارایند و او رنگ و دیهیم خود را به گوهرهای گوناگون زیور دهند. گنج، گنجینه و سرمایه های عمومی تنها از آن فرمانروا و شخص حاکم نیست. بلکه بیت المال برای آراستن سپاهیان و برگ و ساز و لشکر و آسایش ملت است. خزائن پر از بهر لشکر بود نه از بهر آیین و زیور بود کلیات،۲۲۱ از دیدگاه سعدی حاکم باید به وسیله خراج و مالیات «پاس رعیت» نگاه دارد. که در این صورت خراج که «مزد چوپانی» اوست بر او حلال باد. امّا اگر «راعی خلق» نباشد حرامش باد. زیر هر چه که بخورد جزیت مسلمانی خواهد بود. در زمان سعدی چون مبلغ خراج بسیار سنگین بود کسی به طبع نفس آن را نمی پرداخت. بلکه به اجبار و به بهانه ی مزد سرهنگی، خراج می ستاندند. خراج اگر نگزارد کسی به طیبت نفس به قهر از او بستانند و مزد سرهنگی کلیات،۱۹۲ پادشاهی هم که تنها مقصودش از سلطنت، افزون طلبی بود مقادیر خراج را بر طبقه ی محروم به خصوص دهقانان می افزود و همین امر سبب گریز و در به دری این قشر محروم و نیز بداقبالی و تسلط دشمنان بر آن مملکت می گردید. دگر خواست که افزون کند تخت و تاج بیفزود بر مرد دهقان خراج طمع کرد در مال بازارگان بلا ریخت بر جان بیچارگان به امید بیش نداد و نخورد خردمند داند که نا خوب کرد که تا جمع کرد آن زر از گُر بزی پراکنده شد لشکر از عاجزی شنیدند بازارگانان خبر که ظلمست در بوم آن بی هنر بریدند از آنجا خرید و فروخت زراعت نیامد رعیت بسوخت وفا در که جوید چو پیمان گسیخت خراج از که خواهد چو دهقان گریخت کلیات،۲۳۱ به عقیده سعدی، سلطانی که به قهر و اجبار از محرومین و روستائیان خراج بستاند. در تخت و تاج وی دولت و اقبالی نخواهد ماند. زیرا درویشی که نه زمین دارد و نه باغ، چگونه باید خراج بپردازد. بنابراین مردم تنها راه نپرداختن خراج را تخریب اموال خود می دانستند. زیرا خراج بر اموال تخریب شده تعلق نمی گرفت. آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز تا پادشه خراج نخواهد خراب را کلیات،۴۱۴ از نظر سعدی خراج به قدری مهم است که وقتی او در تبریز به ملاقات آبا قآن پادشاه مغول می رود. آن پادشاه از او می خواهد که او را موعظه ای بکند. سعدی چند جمله ای بر سبیل موعظه گفته و در پایان دو بیت شعر برای او می خواند که از اهمیت به سزایی برخوردار است. شهی که پاس رعیت نگاه می دارد حلال باد خراجش که مزد چوپانیست و گر نه راعی خلق است زهر مارش باد که هر چه می خورد او جزیت مسلمانی است کلیات،۸۱۵ بر اساس نظر عبدالکریم سروش در مراسم سخنرانی سعدی شناسی در استکهلم پایتخت سوئد در این شعر سعدی، چند مفهوم نشسته است. یکی مفهوم شاه و سلطنت است. «شهی که پاس رعیت نگاه دارد» دومین مفهوم پاس نگاه داشتن است، حرمت نهادن است و کسب رضایت کردن است و سومین مفهوم رعیت است در مقابل شاه، در بیت دوّم سخن از حلال و حرام می رود و مفهوم خراج یعنی مالیاتی که سلطان می گیرد و حلال بودن و یا حرام بودن او را تشریح می کند و سلطان را به منزله چوپان می داند که این چوپان مزد چوپانی خود را می گیرد. در بیت دوّم دو مفهوم وجود دارد. یکی مفهوم جزیه است و یکی مفهوم مسلمانی است. مفهوم جزیه طبق آن مسلمانان مالیاتی را به حکومت می پردازند و کسانی که غیرمسلمان هستند و جز اقلیت های رسمی دینی به شمار می روند. زکات نمی دهند امّا مالیات دیگر می دهند که نام آن مالیات جزیه است و از مسلمانان جزیه گرفتن امری ناشناخته است. لذا سعدی در این بیت چنین مفهوم متناقضی را بکار برده است. برای اینکه آن حرمت را به نحو برجسته ای نشان بدهد. او در این دو بیت نه کلمه حق را بکار برده و نه کلمه تکلیف را. بلکه یک کلمه ای به نام پاس رعیت یعنی حرمت نهادن به رعیت را بکار برده است ودر قالب پند و اندرز موارد را به پادشاه مغول گوشزد کرده است. ۴-۵- ۸ فقر و ثروت: فقر یعنی ناتوانی انسان در تأمین حد کافی نیازمندی های بنیادی خود به منظور رسیدن به یک زندگی آبرومند و شایسته و به عنوان شرط لازم در رسیدن به سوی کمال است و مفهوم مخالف ثروت است. فقیر کسی است که ثروتی از آن خود ندارد و نیازمند پول می باشد. ثروت یعنی جمع کردن مال و اموال و ثروتمند کسی است که اندیشه غنی دارد و خود را فقیر و نیازمند پول نمی بیند و به پول احساس نیاز نمی کند. لذا در بینش اخلاقی اسلام، فقر و ثروت می تواند عامل سقوط یا صعود انسان شود. مال و ثروتی که آدمی را از انسانیت، معنویت و خدا دور سازد. نه تنها مفید و مؤثر نیست بلکه زیان آور و خطر آفرین است. در مقابل اگر فقر موجب دوری انسان از شیطان صفتی، فتنه انگیزی، ظلم پروری و تبهکاری، غفلت و خوش گذرانی شود. نه تنها مورد نکوهش نیست بلکه شایسته ستایش است. مال و ثروت حلال باعث زندگی راحت، آرامش روانی، وسیله آزمایش الهی، مایه برکت و پوشاننده عیب ها است و پیامبر اکرم (ص) فرمود: اگر نان نباشد قادر بر انجام روزه و خواندن نماز و ادای واجبات الهی نخواهیم بود. میهن باستانی ما از محصولات طبیعی و صنعتی غنی و سرشار برخوردار بوده است. امّا بنا بر موجودیت نظام های ظالمانه و غیرعادلانه در این سرزمین حاصل خیز، نعمات مادی به آنانی که خود آفریدگان ثروت بودند، ارزانی نمی گردید. در چهارچوب همین عوامل بازدارنده اقتصادی و ساختارهای سیاسی متناسب به آن بوده که جامعه به صورت کلی به دو بخش «فقیر، بینوا و مستمند» و « غنی، دارا و ثروتمند» تقسیم گردیده است. در رابطه با فقر و ثروت مباحث فراوانی در ادبیات کلاسیک وجود دارد. این که فقر یا ثروت کدام یک برتری دارد، برخی ها ثروت را بر فقر ترجیح داده و برخی فقر را بهتر دانسته اند. سعدی از شاعرانی است که در آثار خود بیش از دیگران مباحث و حکایات فراوانی برای این دو مقوله تحت عنوان درویش و توانگر آورده است که اهم این موارد بدین شرح می باشد. «حکما گفته اند توانگری به هنر است نه به مال و بزرگی به عقل است نه به سال» کلیات،۴۳ «توانگری نه به مال است پیش اهل کمال که مال تا لب گور است و بعد از آن اعمال» کلیات،۷۳۰ شیخ سعدی، فرا خور قلم و توانایی خویش در آثار منثور و منظومی که به یادگار گذاشته است به بررسی توانایی و توانگری پرداخته است و می گوید: «حکما گفته اند توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت» کلیات،۱۷۷ قناعت توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را کلیات،۳۳۳ قناعت کن ای نفس بر اندکی که سلطان و درویش بینی یکی کلیات،۳۳۴ در گلستان با حکایت ملک زاده ای مواجه می شویم که میراث بی شماری از پدر برایش باقی مانده و او سعی در خرج کردن و بخشش آن دارد. مردی او را مذمت کرده که این کار موجب تنگدستی تو خواهد شد. اما ملک زاده بخشش را جزء لازم و ضروری توانگری دانسته و این گونه پاسخ می دهد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل کشت ما را و دم عیـسی مریم با اوست » (حافظ،۱۳۶۸ :۸۱) تاکید بر عیسی است و مریم قافیه غزل است. ب) زلیخا: همسر عزیز مصر، تنها یک مرتبه، همراه یوسف آمده است: «من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم که عشــــق از پرده عصــمت برون آرد زلیــخا را» (حافظ،۱۳۶۸ :۴) تاکید بر حسن یوسف است، زلیخا نقش منفعل دارد و قافیهی شعر است. ج) حوا: یک مرتبه، آن هم همراه اسم آدم آمده است: «از دل تنگ گنهکار برآرم فریاد کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنم» (حافظ،۱۳۶۸ :۴۷۲) حوا قافیه غزل است. کلمه آدم به معنی بشر به تنهایی ۱۰ مرتبه در غزل حافظ آمده است. در غالب این موارد به سرکشی آدم اشاره داشته است، حافظ هیچگاه مثل متون پیش از خود خلقت حوا را از وجود آدم نمیداند. در شعر او هیچگاه حوا متهم (اول) عصیان نیست. در یک مورد جوهر عشق را خاص آدم میداند: «فرشته عشق نداند که چیست ایساقی بخواه جــام گلابی به خاک آدم ریز » (حافظ،۱۳۶۸ :۳۶۰) در غالب موارد نام آدم به موجب تغلیب جنس مذکر، بر هردو جنس دلالت میکند: «هشدار که گر وسوسه نفس کنیگوش آدم صفت از روضه رضـوان به درآیی» (حافظ،۱۳۶۸ :۶۷۷) دومرتبه نیزازآدم بهعنوان پدر یاد کرده است. نام حوا با عنوان مادر بشر هیچگاه نیامده است: «نه من از خلوت تقوا پدر افتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت» (حافظ،۱۳۶۸ :۳۱۵) ۳ – ۲ – ۳)واژهی مادر: واژهی مادر ، دو بار در ترکیب (شیر مادر) و دو بار در ترکیب (مادر دهر و مادر گیتی) و یک مرتبه در ترکیب (ام الخبائث) به معنی شراب در دیوان حافظ آمده است و به صورت جدا و در معنی خود مادر هیچگاه نیامده است، در حالی که پدر به همین مفهوم چهار مرتبه آمده است: «گوهر بخت مرا هیچ منجم نشناخت یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم» (حافظ،۱۳۶۸ :۱۱۲) و: «چند به ناز پرورم، مهر بتان سنگ دل یاد پدر نمی کنند این پسران ناخلف» (حافظ،۱۳۶۸ :۴۰۱) چناچه مشهود است ، از پدر همیشه مفهوم انسان استنباط شده است . ۳ – ۲ – ۴) زنان و معشوق در شعر حافظ: «بی شک معشوق غزلیات حافظ هم مانند دیگر شاعران قدیم مذکر است . این سنت شعری در زمان او به حدی قوی بودهاست که او توانسته از شاهان آل مظفر در غزل به مانند معشوقی سخن گوید. » (شمیسا،۱۳۸۱ :۱۶۵) ولی نام زنانی که در دیوان حافظ نمود دارند عبارتند از : الف)زهره: رامشگر آسمانهاست و این نام همواره به عنوان رامشگر غزلسرا آمده است: «بیاور می که نتوان شد زمکرآسمان ایمن به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش» (حافظ،۱۳۶۸ :۳۷۷) ب)سلمی: « [س َ ما ] (اِخ ) از عرایس عرب . زنی معشوقه در عرب و مجازاً، هر معشوق را گویند. (غیاث): گشاده رایت منصور او در قنوج شکسته هیبت شمشیر اودل سلمی» (دهخدا ،لغتنامه ،الکترونیک). چنانکه نوشتهاند سلمی نام زنی است از عرابیس عرب و مجازاً هر معشوق را گفتهاند ، این نام را بعضی از شعرای فارسی زبان در همین معنی در اشعار خود به کنایه آوردهاند و اکثر محققین بر اساس این قول سلمی را در اشعار حافظ معشوق مجازی تعبیر کردهاند . شواهدی که در اشعار بعضی از شعرای قدیم دیده شده زیاد نیست ، ولی حافظ در هفت غزل نام سلمی را صراحت بدون کنایه و ابهام آورده و در هر غزل برای او مشتاقانه پیام فرستاده . پیک صبا پیغام بر اوست و گاه از دوری او زار میگرید و از رنج مهجوری ناله و فغان میکند.از مضمون ابیات این هفت غزل چنین بر میآید که سلمی اگر دختر یا خواهر و خواهرزادهی خواجه نباشد ، قرابت و بستگی او با حافظ مسلم است و آنچه از اشعار وی مستفاد میشود این است که سلمی را یکی از بزرگان به عقد خود درآورده و پیکی از شهرهای سواحل رود ارس مانند ایروان یا شروان برده است و غزل ملمع به لهجهی شیرازی خواجه این معنی را تایید میکند . در این غزل حافظ در فراق سلمی زاری میکند . شوریده حال است و در هجران به یاد پند یاران که او را از موافقت با چنین ازدواج منع کردهاند افتاده ، خود را در غزل ، ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس ، سرزنش و ملامت کرده و گفته است:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
«من که پند ناصحان را خواندمی قول رباب گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس» (حافظ،۱۳۶۸ :۳۶۱) ج)شیرین: همراه با نام خسرو یا پرویز یا فرهاد آمده است: «زحسرت لب شیرین هنوز میبینم که لاله میدمد از خون دیده فرهاد» (حافظ،۱۳۶۸ :۱۳۸) در بیشتر اشعار، شیرین معشوقه عمومی است. صفت خاصی ندارد و نام او اغلب با صنعت ایهام به کار رفته است. د)لیلی:لیلی، همواره با نام مجنون آمده است که از ادبیات عرب وارد شعر فارسی شده است و لیلی نیز معشوقهای عمومی است و در بیشتر اشعار صفت ویژهای ندارد؛ «برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد» (حافظ،۱۳۶۸ :۱۹۱) هـ )گلچهر: تنها یک مرتبه همراه با نام اورنگ آمده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قلمرو زمانی این تحقیق در فاصله زمانی از تاریخ ۰۱/۱۲/۱۳۹۲ لغایت ۳۱/۰۵/۱۳۹۳ میباشد. ۱-۷٫ متغیر های پژوهش متغیر مستقل: طراحی شغلی(شرح شغلی و شرایط احراز شغلی) متغیر وابسته: عملکرد شغلی کارکنان ۱-۸٫ تعریف متغیرهای پژوهش الف) طراحی شغل[۲] تعریف نظری: طراحی شغل عبارت است از تلفیق و ترکیب اجزای لازم و با معنی شغل با ویژگیهای شاغلین برای ایجاد پست های سازمانی آنچنان که آن پست ها بتوانند انتظارات کارکنان و مدیریت را فراهم آورند.(ابطحی ۱۳۸۱؛۵۰).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
تعریف عملیاتی: منظور از طراحی شغل در این پژوهش نمره ای است که افراد از آزمون طراحی شغل کسب می کنند ب) شرح شغل[۳] تعریف نظری: شرح شغل عبارت است از یک فهرست جامع و بیان واقع از کیفیت وظایف و مسئولیت های یک شغل به نحوی که ویژگیهای شغل در آن مشخص می شود. در شرح شغل روشن می شود که شاغل آن چه وظایفی را با چه اختیارات و امکانات در ارتباط با چه مسائلی و زیر نظر چه کسی باید انجام دهد.(کاظمی ۱۳۸۰؛۵۹). در این پژوهش مؤلفه های تشکیل دهنده شرح شغل عبارتند از: ۱-مقدار وظایف و مهارتهای موجود در شغل ۲- عنوان شغل ۳-چالشی بودن کار ۴-مقدار برقراری روابط اجتماعی ۵-میزان ارتباط کار با مشاغل دیگر ۶-تکنولوژی مورد استفاده در شغل ۷-محیط و شرایط کار ( از حیث خطرات موجود) ۸-سطح اختیارات ۹- استاندارد عملکرد ۱۰-میزان مسئولیت. تعریف عملیاتی: منظور از شرح شغل در این پژوهش نمره ای است که افراداز آزمون شرح شغل کسب می کنند ج) شرایط احراز شغل[۴] تعریف نظری: شرح حداقل شرایطی است که متصدی شغل باید دارا باشد تا بتواند با موفقیت از عهده کار برآید .به عبارت دیگر، دانش، مهارتها و تواناییهایی که برای انجام موفق و مؤثر شغل ضروری است در شرایط احراز شغل منعکس می گردد و انتظار می رود کسی که دارای آن شرایط باشد، شغل را بهتر از کسی که فاقد آن است انجام دهد.(سعادت ۱۳۷۵؛۴۰) در این پژوهش مؤلفه های تشکیل دهنده شرایط احراز شغل عبارتند از: ۱) دانش و تخصص مورد استفاده در شغل ۲) مهارت های مورد نیاز در شغل ۳) توانایی های لازم در انجام شغل ۴) تجربه مورد نیاز در انجام شغل. تعریف عملیاتی: منظور از شرایط احراز شغل در این پژوهش نمره ای است کهافراد از آزمون احراز شغل کسب می کنند
د) عملکرد[۵]
تعریف نظری: عملکرد عبارتست از به نتیجه رسانیدن وظایفی که از طرف سازمان بر عهده نیروی انسانی گذاشته شده است . (کاسیو، ۱۹۸۹؛۲۰۵) تعریف عملیاتی: منظور از عملکرد شغلی در این پژوهش نمره ای است که افراد از آزمون عملکرد صالحی(۱۳۸۲) کسب می کنند فصل دوم ادبیات و پیشینه پژوهش
بخش اول
طراحی شغل
۲-۱٫ مقدمه
کار باید بگونهای طراحی شود که توان انگیزهآفرینی در شاغلان را به همراه داشته باشد، در آنصورت فرد انگیزهها و خواستههای خود را در انجام پیروزمندانه کارها و هدفهای کارفرما خواهد دید. این طراحی ممکن است بسیار ساده و در اختیار سرپرست و مدیر بخش بوده، و گاهی بسیار پیچیده و نیازمند به آماده کردن پیشنیازها و بررسیهای فراوانی میباشد. از دیدگاه مدیران مهم این است که کار مناسب با نیازهای انگیزشی افراد طراحی شده باشد. هر چه نیازهای شغل و مشاغل هماهنگتر باشد به سود کارفرما و کارکنان است. در شغل باید نکات بسیاری را رعایت کرد . مثلاً چنانچه شغلی را طراحی کرده و گمان کنیم که فرد مناسب آن همواره در دسترس خواهد بود، تصمیمی بسیار نابجا میباشد. پارهای از کارها فنی هستند که هر ثانیه تکرار میشوند. پرداختن فرد به چنین کارهایی بسیار دشوار میباشد . کارکردن در پارهای از مناطق جغرافیایی از لحاظ سرما، گرما، و غیرعادی خواهد بود و … بنابراین کارفرمایان باید از پیش بررسی کنند که آیا دستیابی به افراد مناسب برای کارهایشان امکانپذیر است، در این زمینه بایستی به بالاترین تناسب و هماهنگی اندیشیدن و تنها از امکان پرکردن پستهای خالی خوشنود نبود. افزون بر این بایستی همخوانی و هماهنگی مشاغل را با یکدیگر سنجید و تا حد امکان آنها را به صورت مجموعه و گروهی طراحی کرد. باید گفت مشاغلی که به درستی طراحی شده باشند به افزایش کارآیی، رضایت شغلی، توسعه کارکنان و کاهش ضایعات پرسنلی، غیبتها، شکایات، تمردها، استعفاها، اخراجها و مشکلات دیگر سازمانی می انجامد. اگر بخواهیم تعریفی کلی از طراحی شغل ارائه دهیم که تمام جنبهها و مفاهیم آن را در برگیرد، باید گفت طراحی شغل عبارتست از : تلفیق و ترکیب اجزای لازم و با معنی شغل با ویژگیهای شاغلین(با توجه به عوامل محیطی، تکنولوژی، فرهنگی و منابع مورد استفاده) برای ایجاد پستهای سازمانی، آنچنان که آن پستها بتوانند انتظارات کارکنان و مدیریت را فراهم آورند. ۲-۲٫ تکامل طراحی شغل چگونگی تکامل نگرشهای موجود درباره طراحی شغل برای درک بهتر طراحی شغل ضروری است. در ابتدا روند کار به طرف افزایش تخصص و استاندارد کردن مشاغل بود ولی سرانجام از سرعت این روند کاسته شد و جهت آن نیز تغییر کرد. هر چند تئوریهای رسمی طراحی شغل نسبتاً جدید هستند، اما کوشش برای طراحی کار دارای سابقه طولانی است. ساختمان اهرام مصر بر پایه تخصصی کردن شغل و گروهبندی مشاغل بر حسب وظیفه بنا شده است. رومیان باستان نیز در بخش تولید، توجه زیادی به امر طراحی شغل داشتند. پیش از مرحله حرفه عمومی طراحی شغل، بسیاری از خانوادهها تمام نیازمندیهای غذایی را خودشان تولید میکردند. مرحله مشاغل عمومی هنگامی رو به کاهش گذارد که افراد فعالیت مربوط به تولید غذای خود را کاهش داده و یا حذف کردند و نیروی کار خود را در تولید دیگر نیازمندیها مانند لباس و اثاثیه سرمایهگذاری کردند و سپس آنها را با کاغذ و کالا معاوضه کردند، کار اشخاص روز به روز تخصصیتر میشد. به عنوان مثال، حرفه عمومی تولید لباس به تعدادی مشاغل حرفهای تخصصی مانند بافندگی ، خیاطی و دوخت تبدیل شد. این تکامل تخصصی با انقلاب صنعتی سراسر اروپا را در سالهای ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ و به دنبال آن آمریکا را در سالهای آخر دهه ۱۸۰۰ در نوردید. سرانجام روند تخصصیگرایی به عنوان موضوع یک مطالعه رسمی انتخاب شد. دو نفر از معروفترین محققان تخصصگرایی آدام اسمیت [۶] (۱۳۷۷) و چارلزببیج (۱۸۳۲) هستند. اسمیت که یکی از اقتصاددان قرن هیجدهم است عبارت تقسیم کار را برای اولین بار درکتاب کلاسیک خود به نام « تحقیق و جستجو در ماهیت و علل ثروت ملل» که در سال ۱۷۷۶ به چاپ رسید به کار برد. این کتاب درباره گروهی از سازندگان سوزن صحبت میکند که مشاغل خود را تخصصی کردند و بدین ترتیب توانستند بازدهی بیش از تولید انفرادی داشته باشند. در عصر اسمیت ساختن سوزن مانند بیشتر مشاغل تولیدی یک شغل انفرادی بود و یک نفر میبایست تمام وظایف ساخت سوزن مانند انتخاب مفتول، بریدن آن به قطعات مناسب، تیز کردن نوک، سوراخ کردن انتهای آن و صیقل دادن آن را به تنهایی انجام دهد . با تخصصی شدن وظایف، یک نفر تنها وظیفه تهیه و انتخاب مفتول و دیگری تقسیم آن به قطعات مساوی و غیره را به عهده میگرفت. اسمیت افزایش اعجابآور تولید را به وجود عواملی مانند کسب مهارت ناشی از انجام کار، کاهش زمان مربوط به نقل مکان از یک وظیفه به وظیفه دیگر و توسعه ماشینآلات تخصصی بیان میکند. مبانی توسعه خط مونتاژ اصول اولیهای بودند که بوسیله اسمیت در کتاب ثروت ملل عنوان شد. چارلز ببیج[۷] در سال ۱۸۳۲ کتاب «صرفهجویی ماشینآلات و تولید» را نوشت. وی با شمردن محاسن متعددی برای تخصصی کردن شغل از جمله نیاز به وقت به نسبت کمتر برای یادگیری مشاغل تخصصی، کاهش ضایعات، نیاز کمتر به تعویض ابزار و تجهیزات و افزایش درجه مهارت کارکنان از راه تکرار وظایف، نظریههای آدام اسمیت را تکامل بخشید. با سرایت انقلاب صنعتی به آمریکا، تخصصگرایی در مشاغل در سرتاسر صنایع آن کشور گسترش پیدا کرد. همانطور که درشکل دیده میشود، تخصصگرایی در اواسط سالهای ۱۸۸۰ آغاز شد و با ظهور مدیریت علمی در اوایل سالهای ۱۹۰۰ به اوج خود رسید. فردریک تیلور[۸] حامی اصلی مکتب مدیریت علمی عقیده داشت که مشاغل باید به روش علمی مورد مطالعه قرار گیرند. به کوچکترین وظیفه جزیی تقسیم شوند و سپس برای تمام کارکنانی که آن را انجام میدهند استاندارد شوند. نظریههای تیلور با موضوع تقسیم کار به شکلی که توسط اسمیت و ببیچ بیان شده بود، مطابقت داشت. تخصصی کردن شغل در عمل نه بطور کامل بلکه عموماً آنچه را که حامیانش ادعا کرده بودند به همراه آورد.(مورهد و گریفین ،۱۳۷۹؛ ۱۸۹-۱۹۱). تیلور معتقد بود که طراحی وظیفه یکی از گامهای ضروری برای رسیدن به حداکثر کارایی و سود میباشد(رولینسون و دیگران ۱۹۹۸؛۲۱۷). اما تخصصگرایی که در طراحی شغل مدنظر تیلور بود، مشکلاتی را بوجود آورد. تخصصگرایی موجب یکنواخت و تکراری بودن وظیفه شده و در نتیجه باعث کسالت و ناراحتی و انگیزش پائین کارکنان گردید. لذا متخصصین و محققین در جستجوی جایگزینی برای تخصص برآمدند. گسترش شغل[۹] و یا غنی کردن افقی شغل یعنی گسترش شغل به میزانی که وظایفی را که پیش از این بوسیله دیگران انجام میشده است در برگیرد و چرخش شغلی[۱۰] یعنی تغییر منظم کارکنان از یک شغل به شغل دیگر با این هدف که انگیزه و اشتیاق کارکنان افزایش یابد، روشهایی بودند که مطرح شدند. هر چند گسترده کردن و گردش شغلی به ظاهر روش های نویدبخشی بودند، ولی در عمل باعث نا امیدی مدیرانی شدند که در جستجوی پاسخی به اثرهای ناخوشایند تخصصی کردن مشاغل بودند. این روشها به جای اینکه پیشرفتهتر و دارای مبانی باشند بیشتر مبتنی بر تجربه و نگرشهای محدود بودند. در نتیجه در سالهای ۱۹۵۰ نگرش جدید و پیچیدهتری به نام غنیسازی شغل مطرح میسازد که علاوه بر افزودن وظایف بیشتر به یک شغل، وظیفه کنترل بر وظایف نیز باید به شخص واگذار شود. از بهترین نظریاتی که در این زمینه ارائه شده است، تئوری ویژگیهای شغل هاکمن و الدهام[۱۱] میباشد که از نظر آنها حالات روانی حساس (معنیدار بودن وظیفه، پذیرش مسئولیت نتایج کار و آگاهی از نتایج) نشان دهنده چگونگی واکنش فرد نسبت به وظیفه خود تحت تأثیر ویژگیهای شغل میباشد. آنها همچنین عقیده داشتند که حالات روانی حساس توسط پنج ویژگی شغل یا ابعاد اصلی شغل(تنوع مهارت، هویت وظیفه، مهم بودن وظیفه، استقلال، بازخور) برانگیخته میشوند. موضوعهای جدیدتری نیز در زمینه طراحی شغل پدید آمدهاند. فشرده کردن هفته کاری، برنامه کاری قابل انعطاف و مشترک کردن کار از جمله نوآوریها در برنامهریزی کار میباشند. خودکارسازی و استفاده از رباتها نیز در طراحی شغل دارای کاربرد میباشند. (مورهد و گریفین،۱۳۷۹؛۱۹۲-۲۱۵). ۲-۳٫ اثر تفکرات عقلایی اولیه این عقاید که زیربنای نگرشهای معاصر به طراحی شغل هستند، میتوانند در نگرشهایی دنبال شوند که در بریتانیای کبیر، طی انقلاب صنعتی تا حدود اواسط ۱۹۳۰ پدیدار گشتند. انقلاب صنعتی به گونهای بنیادین الگوهای کار را در میان جامعه تغییر داد. تولید کالا تبدیل به بخشی شد که در میان فعالیتهای اقتصادی اهمیت روزافزونی یافت. به علاوه نظر به اینکه مردم قبلاً به شکل منفرد یا در شکلهای کوچک کار کرده بودند، اختراع دستگاه های صنعتی در اندازه بزرگ و توسعه متناسب با کارخانهها، آنها را به گروههایی با تعداد افراد بسیار بیشتر کشانید. این تمرکز کارکنان موجب پیش آمدن این سؤال شد که کار را چگونه سازماندهی و اداره کنیم؟ در برابر این زمینه، محققین شروع به مشاهده اساس سازمانی تولید اثربخش کردند. شاید بنیادیترین اصلی که پیشنهاد شد عبارت بود از تقسیم کار، که توسط آدام اسمیت در مقالهاش تحت عنوان«ثروت ملل[۱۲]»(۱۷۷۶) مطرح کرد. این اصل بدین معنی بود که انجام یک کار تولیدی پیچیده باید به مجموعهای از وظایف ساده تقسیم گردد. به نظر اسمیت کارایی از طریق تقسیم کار افزایش مییابد. زیرا موجب میشودکه : اولاً مهارت کارکنان افزایش یابد، ثانیاً زمان تلف شده حاصل از جابهجایی کاری به کار دیگر کاهش یابد و سرانجام اینکه موجب اختراع دستگاه های زیاد میگردد که کار را ساده و کوتاه میکنند و شخص را قادر میسازد تا کار چندین نفر را انجام دهد.(دیویس و تیلور ۱۹۷۲؛۲۵) در پایان انقلاب صنعتی این عقاید تقویت و توسعه یافته بودند در کتاب«اقتصاد ماشینی و تولید کنندگان» چارلز ببیج، مهندسی که اختراح کامپیوتر را به وی نسبت میدهند، عقاید اسمیت را تکرار کرد که دو مزایای دیگر را در مورد تقسیم کار برشمرد که عبارت بود از نیاز به مهارت کمتر و در نتیجه نیاز به کارکنان کم ارزشتر، او استدلال کرد که : کارخانهدار (کارفرما) برای انجام فرایندهای مختلفی که از طریق تقسیم کار که هر یک نیاز به درجه متفاوتی از مهارت یا توازن و قدرت دارند، میتوان مقدار معینی از هر دو(توان و مهارت) را که برای انجام هر فرایندی ضروری است خریداری کرد، در حالیکه اگر تمام کار توسط یک کارگر انجام میشد، آن شخص باید دارای مهارت کافی برای انجام آن کار باشد، نسبت به اینکه کار تقسیم شده باشد این امر خیلی مشکل است و همچنین باید دارای نیروی کافی برای انجام تمام کار باشد که امری پرزحمت و دشوار است.(ببیج،۱۸۳۵؛ ۱۸۹-۱۹۰) بطور خلاصه به موازات پیشرفتهای تکنولوژی در انقلاب صنعتی، یک فلسفه اقتصادی و اجتماعی در مورد سازمان کار پدیدار گشت که به خردکردن وظایف پیچیده به مجموعهای از وظایف ساده اشاره داشت. این امر نقطه شروع آنچه میباشد که به عنوان سادهسازی شغل یا مهارتزدایی شناخته شده است. ( پارکر و وال۱۹۹۸؛ ۲-۳ ) ۲-۴٫ نگرشهای (مکاتب فکری)مختلف نسبت به طراحی شغل با مروری جامع بر متون متنوع در مورد طراحی شغل، پی میبریم که مکاتب فکری متعددی در مورد طراحی شغل مطرح شدهاند. که بطور مختصر به توضیح هر کدام از آنها میپردازیم. الف) رویکرد(مکتب)مهندسی : قدیمیترین رویکرد به طراحی شغل به روی روشها و مفاهیم مهندسی استوار است. این رویکرد بیان میکند که بوسیله مشخص کردن وظایفی که باید انجام شود، شیوههای کاری که باید استفاده شود و تعیین جریان کار بین افراد، طراحی مؤثر کار میتواند صورت گیرد (کامینگ و ورلی ۱۹۹۷؛ ۳۳۴). مکتب مهندسی، رویکردهای ماشینی متعددی برای طراحی شغل مورد استفاده قرار میدهد. این مکتب به اصول مهندسی نظیر سادهسازی کار، تخصصگرایی، حرکت سنجی و زمان سنجی متکی است و به وسیله افرادی همچون آدام اسمیت و تیلور حمایت شده است (رابینز،۱۳۷۶؛ ۳۰۶). این رویکرد بطور علمی وظایف انجام شده بوسیله کارکنان را تجزیه و تحلیل میکند تا رویههایی را که بیشترین بازده را از کمترین منابع و انرژی تأمین میکند، شناسایی کنند و عموماً منجر به سطح بالایی از تخصصی شدن میشود. چنین طرحهایی فایدههای زیادی دارند: آنها اجازه میدهند تا کارکنان وظایفشان را سریعتر یاد بگیرند و همچنین باعث میشوند تا چرخه کاری کوتاه شود، زیرا فعالیت با کمترین کار فکری انجام میگیرد. از طرف دیگر باعث کاهش هزینه میشوند زیرا افراد کم مهارت میتوانند استخدام شوند و به آسانی آموزش ببینند و دستمزد پائینی به آنها پرداخت میشود. رویکرد مهندسی دو نوع از طراحی شغل را بوجود میآورد. شغلهای سنتی و گروه های کاری سنتی، وقتی شغل بوسیله یک فرد انجام میگیرد، شغل سنتی بوجود میآید که آنها ساده با وظایف تکراری و یکنواخت و زمانها و حرکات مشخص میباشند. وقتی کار مستلزم هماهنگی بین افراد میباشد مانند خط مونتاژ اتومبیل، گروه های کار سنتی ایجاد میشود. گروه های کاری به قسمتهای مختلف تقسیم میشوند. هر عضو گروه یک قسمت تکراری و یکنواخت از وظایف گروه را انجام میدهد و وظیفههای جداگانه افراد اغلب بوسیله کنترلهای خارجی مانند برنامهها، جریان کار شدید و سرپرستی هماهنگ میشوند(کامینگ و ورلی ۱۹۹۷ ؛ ۳۳۵). با توجه به دید ماشینی رویکرد مهندسی به طراحی شغل، بایستی انتظار داشت که اجرای توصیههای آن منجر به کارایی در حصول نتایج شود. یعنی به بهرهگیری زیاد از نیروهای کاری به علت خاصیت جایگزینپذیری در میان آنها، الزامات آموزشی کم ، حوادث و اشتباهات اندک منجر شود. اما این مزایا هزینههایی نیز در بردارد. تمرکز روی کارایی، بطور کلی منجر به رضایت کمتر و غیبت بیشتر در کار میشود(رابینز، ۱۳۷۶؛ ۳۰۷). این رویکرد به نیازهای اجتماعی و روانی کارکنان توجهی نمیکرد. ب) رویکرد انگیزشی رویکرد انگیزشی به طراحی شغل اثربخشی فعالیتهای سازمان را در برآورده کردن نیازهای اعضاء و رضایت آنان میداند: این رویکرد عملکرد و رضایت کارکنان را از طریق غنیسازی شغل جستجو میکند. این رویکرد به افراد فرصتهایی برای استقلال، مسئولیت انجام کار و بازخور درباره عملکردشان را میدهد(کامینگ و ورلی۱۹۹۷، ۳۳۶). رویکرد انگیزشی بر اساس نظریههای زیر پیشنهاد گردیده است: ب-۱) نظریه دو عاملی هرزبرگ: در این نظریه، هرزبرگ از دو عامل بهداشتی و انگیزشی صحبت میکند و معتقد است در حالی که فقدان عوامل بهداشتی باعث شکایت و نارضایتی میشود، وجود آنها تأثیری در رضایت یا ایجاد انگیزه میگردد. بر اساس این نظریه روشهایی برای طراحی شغل، تحت عنوان کلی غنیسازی شغل به اجرا درمیآید و با تفویض اختیاراتی به کارکنان، وظایفی که معمولاً به عهده سرپرستان است به ایشان واگذار میگردد. در این روشها معمولاً بدون اینکه تغییری در محتوای شغل داده شود، کارکنان ، مسئول برنامهریزی برای کار خویش و نظارت فرایند کار میشوند و در نتیجه مسئولیت آنها در قبال کار مشخص میگردد. ب-۲) نظریه فعالسازی[۱۳] : طرفداران این نظریه معتقدند که باید با ایجاد تنوع در کار و کاهش خستگی، کارکنان را فعال کرد. بنابراین نظریه، تمرکز و دقت انسان در مقابل محرکهای تکراری و یکنواخت، کاهش و در مقابل محرکهای متنوع و غیر یکنواخت افزایش مییابد. بنابراین وظایف ساده و تکراری که معمولاً حاصل تجزیه کار به کوچکترین جزء هستند، موجب کسالت و بیعلاقگی فرد میگردند. فرد برای رهایی از این حالت، به راه های مختلفی از جمله فرار از کار و بحث و مشاجره درباره هر موضوع بیاهمیتی متوسل میشود. با توجه به این مطلب، تنوع در کار برای کاهش خستگی، باید مبنای طراحی مشاغل باشد. گردش شغلی یکی از روشهایی است که به این منظور به کار گرفته میشود(سعادت ۱۳۷۵؛ ۵۱).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|